ما آریایی هستیم/ سعودی می پرستیم؟!

تعداد مشاهدات: 
7067
گروه های اپوزیسیونی که بی مهابا با کشورهای عرب منطقه، بخصوص عربستان سعودی ارتباط دارند، بهانه را برای فضای رسانه ای داخل کشور که سرشار از حس عرب ستیزی و ضدسعودی می باشد مهیا می کنند و رسانه های جمهوری اسلامی نیز با سواستفاده از عواطف ناسیونالیستی مردم، تمامی گروه های اپوزیسیون را وابسته به سعودی ها معرفی می کنند.

 

ماهیت، چیستی و نوع مطالبات هر جنبش اعتراضی که در نقاط مختلف دنیا شکل می گیرد را می توان در بین شعارهای معترضان جستجو کرد. از جنبش «اشغال وال استریت» که بر علیه نظام کاپیتالیستی موجود در آمریکا شکل گرفت یا حرکت های معروف به «بهار عربی» در برخی کشورهای عرب خاورمیانه و یا آنچه که در سال 88 به عنوان «جنبش سبز» در اعتراض به «تقلب در انتخابات» شکل گرفت، همه اگرچه در قالب، شکل و ظاهر ماهیتی اعتراضی داشتند، اما وقتی که به مطالباتی که در شعارهای آن اعتراضات نهفته است، می نگریم، هویتی متفاوت برای هر یک خواهیم دید.

در ایران نیز چند سالی است که در اکثر تظاهرات و تجمعات اعتراضی علیه جمهوری اسلامی در داخل کشور، شعار «ما آریایی هستیم/ عرب نمی پرستیم» یکی از پررنگ ترین شعارهایی است که در بین معترضان به کرّات، تکرار می شود. اما ریشه این شعار را باید در دو پدیده مختلف جستجو کرد:

  1. دهن کجی نسبت به 39 سال سیاست ناکارآمد رژیمی که در قالب «اسلام» قوانین موجود در کشور را وضع کرده است.
  2. اختلاف عرب و عجم: تنفر تاریخی ایرانیان از اعراب، از جنگ قادسیه در 1400 سال پیش تا جنگ عراق علیه ایران در 30 سال پیش.

 اما نکته قابل تامل آنکه این اختلافات عمیق میان ایرانیان و اعراب، اگرچه از طرف مردم داخل کشور به اشکال مختلف ابراز می شود اما متاسفانه این موضوع نه تنها مورد توجه برخی از گروه ها و جریانات اپوزیسیون قرار نگرفته، بلکه حتی در مواردی همین گروه ها و جریانات اپوزیسیون با برخی از کشورهای عربی همکاری کرده و در ازای حمایت مالی، منافع آنان را تامین می کنند. نکته مغفول مانده ای که جمهوری اسلامی از آن استفاده می کند و با تهییج عواطف ناسیونالیستی مردم داخل کشور، کل گروه ها و جریانات اپوزیسیون را وابسته به اعراب به خصوص سعودی ها، معرفی می کند.

 

نمود همکاری گروه های اپوزیسیون با سعودی ها

حمایت بی پرده سعودی ها از مجاهدین خلق، یکی از بارزترین نمونه همکاری اپوزیسیون با سران عربستان است. حضور مقامات عالی رتبه این کشور در نشست های مجاهدین خلق و حمایت صریح جهت همراهی مجاهدین خلق برای «سقوط نظام» نمونه روشن از ارتباط نزدیک میان آن دو می باشد.

 

ترکی الفیصل، وزیر سابق اطلاعات سعودی در نشست مجاهدین خلق در سال 2016

 در زمینه رسانه ای نیز، همکاری بی چون و شرط شاهزاده رضا پهلوی با رسانه های عربی و سعودی در ماه های اخیر، زبان زد خاص و عام شده است. در شرایطی که شاهزاده رضا پهلوی به عنوان رهبری جریانی موسوم به سلطنت طلب، حاضر به مصاحبه با تلویزیون های مختلف لس آنجلسی حامی ایشان نیست، حضور پی‌درپی جانشین محمدرضا پهلوی در رسانه های سعودی باعث انتقادات گسترده از جانب هواداران ایشان شده است. بخصوص آن زمان که شاهزاده در برابر سوال خبرنگار العربیه که از عبارات «خلیج» به جای خلیج فارس و «سه جزیره اماراتی» به جای جزایر تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی استفاده کرد و ایشان هیچ واکنشی دربرابر این عبارات جعلی از خود نشان نداد.

مصاحبه اخیر رضا پهلوی با العربیه

 به غیر مجاهدین خلق و رضا پهلوی که به عنوان اپوزیسیون قدیمی جمهوری اسلامی شناخته می شوند، حمایت سعودی از گروه های اپوزیسیون نوظهور نیز قابل توجه است. گروه ری استارت به رهبری سیدمحمد حسینی که به عنوان یک گروه اپوزیسیون نوپا شناخته می شود، اگرچه در ماه های اول خود را به عنوان یک جریان مستقل و خودجوش اپوزیسیون معرفی می کرد، اما پس از انتشار مصاحبه این شومن سابق صداوسیما با العربیه، مشخص شد که خط دهی ری استارت نیز از داخل ریاض صورت می گیرد و فراخوان مربوط به چالش بمب نیز احتمالا در راستای همان سیاست توحش سعودی ها از طرف این فرد داده شده است. پس از انتشار این مصاحبه نیز، حسینی صراحتا «شاهزاده جدید عربستان» را به عنوان یکی از سه دوست اصلی خود معرفی می کند و تاکید دارد: «ما سه تا دوست بیشتر نداریم؛ آمریکا، اسراییل و شاهزاده جدید عربستان که  دارد پرقدرت کشورش را تنظیم می کند و در آینده می تواند دوست خوبی برای ما باشد.»

مصاحبه سیدمحمد حسینی با العربیه که ساعتی بعد از روی سایت حذف شد

 به غیر از گروه ها و جریانات اپوزیسیون، رسانه های مختلفی مورد اتهام ارتباط با عربستان سعودی قرار گرفته اند. به عنوان مثال تلویزیون ایران فردا به مدیریت علیرضا نوری زاده و یا تلویزیون ایران اینترنشنال که در اوایل سال جاری برروی آنتن رفت، از جمله معروف ترین رسانه هایی است که کارشناسان رسانه و منتقدان سیاسی از ارتباط مالی و سیاسی این دو با سعودی ها گفته اند.

با این حال متاسفانه این نکته از طرف جریانات و گروه های اپوزیسیون مغفول مانده که یکی از راه های جمهوری اسلامی برای مقابله فعالیت گروه و رسانه های مستقل اپوزیسیون مغالطه بسط جزء به کل است. جمهوری اسلامی با این ترفند و با سواستفاده از عواطف ناسیونالیستی مردم، تمام گروه های اپوزیسیون را وابسته به سعودی و اعراب منطقه معرفی می کنند تا مردم داخل کشور را به ضدانقلاب خارج از کشور بی اعتماد و ناامید نماید.

 

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ملت ایران هیچ گونه تنفری نسبت به سعودی و دیگر کشورهای عربی ندارد.
مثل اینکه بعضی ها فراموش کرده اند که هموطنان عرب ما در خوزستان و دیگر استانهای جنوبی کشور ، زندگی می کنند.
همین عربستان سعودی در دوران "جنگ ضدملی و امپریالیستی ایران و عراق" ، بارها خواستار توقف جنگ شده و برای پرداخت غرامت به ایران نیز اعلام آمادگی کرده بود.
همکاری اپوزیسیون ایران با عربستان سعودی تا جایی که به عزت و کرامت ایرانیان خدشه ای وارد نکند و به استقلال و تمامیت و یکپارچی میهن مان گزندی نرساند، هیچ گونه موردی ندارد.
در هنگامه ی جنگ بین الملل دوم، روزولت کاپیتالیست با استالین کمونیست، برضد فاشیسم هیتلری، اتحادی استراتژیک برقرار نمودند. اپوزیسیون ایران نیز برای سرنگونی فاشیسم مذهبی حاکم بر میهن مان، می تواند با عربستان سعودی همکاری کند.
رژیم ضد ایرانی آخوندی، به دنبال برپایی امپراطوری ولایت فقیه در جهان عرب است
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در تحلیل «خیزش اعتراضی» دیماه ، صدها مقاله از سوی تحلیلگران،جامعه شناسان، اقتصاددانان، و فعالان سیاسی، منتشر شده است. برخلاف نظر ات دایی جان ناپلئونی که میگوید : کار کار « زم-زم» ها بوده، و در واقع تکرار همان سخن خامنه ایست که گوید: کار کار استکبار است و شبکه ها؛
هیچ کدام از این صدها تحلیل گر ، به چنین ساده اندیشی دچار نشده اند.
اگر بخواهیم چکیده ی این تحلیل ها را بیان کنیم گفته شده:
1- خیزش علل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی داشته است که در شعارها منعکس شده. شعارها مال خود مردم بودند و هیچ شبکه ای این شعارها را نداده بود. یکی از علل مهم نیز محیط زیست بود که بدون شعار عمل کرده است.
2-مردم جهت ارتباط گیری باهمدیگر از انترنت بطور کلی استفاده کرده که شعارها را در همه مناطق در کل یکی نماید. و موفق هم بوده است.
---
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عنوان مقاله: 
ما آریایی هستیم / سعودی می پرستیم؟!
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
معلوم است که شاهزاده (!) نیاز مالی ندارد آقای توکلی؛ رضا پهلوی با بردن پول و ثروت زیاد به وسیله ی پدر، پدربزرگ، وخانواده اش از کشور و داشتن میلیون ها دلار ارز خارجی در حساب های بانکی، معلوم است که احتیاج به پول ندارد.
در وصف غارت و دزدی، وچپاول ثروت ملی مملکت توسط خاندان پهلوی، اسناد و مدارک انکار ناپذیر بیشماری موجود است.
خاندان پهلوی و شخص رضاپهلوی، باید در دادگاه ملی جوابگوی مردم ایران باشند. رضاپهلوی ،سرمایه ی بزرگی را که پدر و پدر بزرگش به آسانی و از طریق زورگویی، و چپاول اموال ملت مظلوم ایران برای او به ارث گذاشته اند را خرج عیش و نوش و ژست های شاهنشاهی گرفتن می کند.
واقعیت این است که تنها عده ای معدود دستمال به دست، و به به، و چه چه گوی مانند ساندیس خوران ولایت مدار به دور اعلیحضرت(!) قدر قدرت،رضا شاه دوم(!) پرسه می زنند و موس موس می کنند، تا بیشتر از مال و دارایی چپاول شده ی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ادامه,
فراموش کردم در باره احساس تنفری که شما ذکر کردید بگویم که این احساس تنفر, نه " اختلاف عمیق" که در جوک ها و ضرب المثل های اغلب ما وجود دارد ناشی از دو علت اصلی ست یکی آنکه - ببخشید - بی تربیتی "عمیق" ما که - بازهم ببخشید - "مانند سگ حاجی آباد خودی و بیگانه سرمان نمیشود" و دیگر احساس خود بزرگ بینی دروغین "عمیقی" ست که به ویژه در صد سال اخیر, در ما تزریق کرده اند و کسی را داخل آدم نمیدانیم جز "غربی ها", در حالی که تمام احتیاجات ما, از مهر نماز تا کفن را چین و ژاپن و کره و هند و دیگران تامین میکنند. از صراحت کلام عذر میخواهم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب منصوری,
کامنت شما تائید گفته من است که "بین ایران و اعراب اختلاف عمیقی وجود ندارد.". گذشته از "اختلاف عمیق بین جمهوری اسلامی و اقمار عربستان سعودی" اگر تنفری وجود دارد تنفر از اقدامات فرمانروایان اکثر کشورهای عربی نظیر جمال عبد الناصر و صدام حسین و دیگران است که حسن همجواری را مراعات نکردند و نمیکنند و گرنه صدها هزار ایرانی در عراق و امارات و لبنان با "اعراب" در صلح و صفا زندگی میکردند و هنوز زندگی میکنند. من شخصا در تماسی که با "اعراب" ساکن امریکا داشته ام جز احساس احترام و دوستی متقابل چیزی ندیده ام به ویژه بین آنها و ما نوعی احساس یگانگی وجود دارد که احتمالا ناشی از منشاء خاور میانه ای و دیگر علایق ماست.
تصویر کیانوش توکلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بهنام گرامی، اولا رضا پهلوی را نباسیتی با سید محمد حسینی ، روح الله زم و یا سازمان مجاهدین مقایسه کرد، شاهزاده نیاز مالی ندارد شاید ملاحظات دیپلماتیک موجب سکوت او در مورد خلیج فارس شده بود، دوم امروز صحبت از پنج طیف شبکه ای که خیزش دیماه را رهبری کرده اند-می شود یک تناقض و یا دو راهی در مقابل اپوزیسیون ریشه دار و یا سنتی ایجاد شده است، محکومیت" نو رسیده "ها ما را در خط جمهوری اسلامی قرار می دهد و سکوت ما یعنی تایید دروغ های شاخدار و ...

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آقای پیروز
اجازه دهید که با نظر شما مخالفت کنم
مردم ایران با اعراب مشکلی ندارند، ولی می توانم به یقین عرض کنم که 80 درصد کشور از سعودی ها و حکومت های عرب منطقه تنفر دارند.
این تنفر نیز از زمان بعد انقلاب باز می گردد؛ وقتی که سال 66 تعداد کثیری از حجاج ایرانی توسط نیروهای امنیتی سعودی کشته شدند
وقتی که سعودی بی تعارف صدام را در جنگ 8 ساله حمایت می کرد.
پس از حادثه منا، پس از مشخص شدن حمایت سعودی از داعشو ... همچنین پیشینه تاریخی که مردم ایران از حکومت های عرب در سر دارند باعث تنفر از آنها شده است.
اینکه هریک از ما نتیجه پیوند نژادهای مختلفی هستیم، شکی نیست، دهکده جهانی بیش از آنکه فکر کنیم ما را به هم نزدیک کرده است. آنچه که بنده از تنفر مردم نسبت به سعودی ها عرض کردم، نه تنفر نژادی بلکه فکری و عقیدتی است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب بهنام منصوری میفرمایند " اما نکته قابل تامل آنکه این اختلافات عمیق میان ایرانیان و اعراب، اگرچه از طرف مردم داخل کشور به اشکال مختلف ابراز می شود...." که این بیان محتاج کمی گفتگوست.

بین ایران و اعراب اختلاف عمیقی وجود ندارد. اگر اختلافی هست بین جمهوری اسلامی و عربستان سعودی و اقمار آن بر سر اختلافات مذهبی و نفوذ قدرت در خاورمیانه و سابقا بین دو افراطی عبد الناصر و محمد رضا بر سر توهمات خود بزرگ بینی بود ."اعراب" چندین قرن بر ایران حکومت کردند و پیش از آن قرن ها قسمت وسیعی از خطه عربی جزو "ایران" بود و خوزستان محل سکونت عرب های ایرانی از زمان ساسانیان تا کنون بوده است و اینها "عرب" به مفهوم رایج نیستند, گرچه بر آنها - تا حدودی هم در نتیجه تحریکات خارجی - ظلم رفته است. اینها ایرانیان عرب و یا عرب های ایرانی میباشند,

مشابها, "ترک" های آذربایجان "ترکی" نیستند که در شاهنامه