مرحله گذار از دیکتاتوری به دموکراسی مشارکتی

جامعه‮ ما ‬نیاز دارد مسایل گذر از دیکتاتوری دینی را به جمهوری ، جدایی دولت و دین ، سرمایه داری تحت نظارت، برای حل نسبی مشکلات راه دموکراسی، عدالت اجتماعی، عدم تبعیض، طرح کند. و فدرالیسم دموکراتیک را برای حل مسئله ملی اجرا نماید. واحدهای فدرال نیز می توانند حکومت دموکراتیک محلی خود را داشته باشند. دموکراسی مشارکتی و تا حد ممکن مستقیم، میتواند راه پیشرفت جامعه را بر اساس اقتصاد سرمایه داری تحت نظارت و کنترول مردم و تشکلهای مستقل شان، باز کند...
 
 
- سوسیالیسم دموکراتیک
از دید «سوسیالیست - دموکرات»،  سوسیالیسم دموکراتیک در مجموع چگونه « اندیشه و روندی» میتواند باشد؟
سوسیالیسم‮ ‬یعنی کشف نسبی راههای بهزیستی انسان در جامعه ، گام به گام، از طریق مشارکت  تا حد ممکن مستقیم، و آزاد و داوطلبانه و برابر حقوق همگان ، جهت حل مسایل مشکلزای قدرت دولتی سلطه گر، مالکیت خصوصی استثمار آفرین و از خود بیگانگی ایجاد کننده، فقر و اختناق و مانند اینها، حفظ محیط زیست ، به کارگیری دستاوردهای تکنولوژی برای بهزیستی، و رسیدن به یک زندگی رها از اجبارها، و نشاط انگیز و پیشرفته  و پررفاه، که در آن تضاد و تفاوتی بین کاروظیفه مند  و تلاش مورد علاقه، وجود نداشته باشد. و تلاش مورد علاقه برجای کاروظیفه مند بنشیند. و خود حکومتی جامعه بر خود، تحقق یابد.
‮ ‬بهرمندی فرد از نتیجه تلاشهایش :‮ ‬نخست  به هرکس به اندازه کارش، و در گام بعدی به هرکس به اندازه نیازش ، تامین شود به طوریکه سعادت یکی ، عملاً جزیی از سعادت همگانی، و سعادت همگانی متضمن سعادت فردی باشد.
 
مرحله گذر از دیکتاتوری به دموکراسی مشارکتی
 
-  جامعه ایران در مرحله « گذر از دیکتاتوری به دموکراسی تا حد ممکن مشارکتی» قرار دارد.
 افراد و اقشار و طبقات اجتماعی و خلقهای ذینفع، میتوانند برای تحقق «نظام دموکراسی مشارکتی غیر متمرکز» در این مسیر با یکدیگر همراه شوند. در این راه  تلاشهایی که بین نیروهای چپ و دموکرات و آزادیخواه و رفع تبعیض، جهت وحدت و اتحاد و جبهه و ائتلاف صورت میگیرد و یا خواهد گرفت، ارزشمند و رهگشاست.
 
- در‮ ‬جامعه کم رشد ایران، برای پیشرفت،لازم است یک مرحله گذاز از دیکتاتوری به دموکراسی طی شود، از طریق تحقق  نظامی اقتصادی اجتماعی که بطور کلی آنرا « سوسیال دموکراتیسم رادیکال» مینامیم. محتوای نظام اقتصادی آن « سرمایه داری کنترول و نظارت شده» از سوی  تشکل های آزاد و مستقل و غیر دولتی  و مردمی جامعه است. در شرایط  وجود« دولت مرکزی و دولت های محلی »،  که دولتها و تشکلها عمدتا از طریق مشارکت مستقیم مردم، دموکراسی موجود جامعه را شکل میدهند. سرمایه، دولتی نیست ولی تحت نظارت و کنترول جامعه و تشکلهای مستقل آن قرار دارد. 
 
- تا‮ ‬وقتی که غولهای سرمایه جهانی قدرت عمده  را تشکیل میدهند، در جوامع کم رشد نمی توان نظام سوسیالیسم دموکراتیک و « خود حکومتی جامعه» و حل مسئله  «استثمار» را عملی کرد.
جامعه‮ ما ‬نیاز دارد مسایل گذر از دیکتاتوری دینی را به  جمهوری ، جدایی دولت و دین ، سرمایه داری تحت نظارت،  برای حل نسبی مشکلات راه دموکراسی، عدالت اجتماعی، عدم تبعیض،  طرح کند. و فدرالیسم دموکراتیک را برای حل مسئله ملی اجرا نماید. واحدهای فدرال نیز می توانند حکومت دموکراتیک محلی خود را داشته باشند.  دموکراسی مشارکتی  و تا حد ممکن مستقیم،  میتواند راه پیشرفت جامعه را بر اساس اقتصاد سرمایه داری تحت نظارت و کنترول مردم و تشکلهای مستقل شان، باز کند. که در آن  طبق قانون برابری و آزادی و رفاه همگانی و عدم اعدام و هرگونه شکنجه و برابری های جنسیتی ، و آزادی های فردی و اجتماعی، پست های دولتی محدود به زمان، و مانند اینها تأمین و تحقق یابد.
 
-‮حل‬ مسایل  استثمار و خود حکومتی به تغییرات عمیق جهانی بستگی دارد. با این وجود مالکیت های بزرگ را میتوان عمومی نظارت و کنترول کرد. مانند نفت و غیره. و پایه های خود حکومتی جامعه را از راه دموکراسی مستقیم و مشارکتی مردم و کانونها به تدریج آغاز نمود تا به صورت طبیعی نطفه ها و پایه های سیستم آینده ، سوسیالیسم دموکراتیک، در عرصه های فرهنگ و خود نظارتی و خود مدیریتی و غیره ، در درون سیستم موجود زاده و پرورده شود.
در این میان نقش تلاش زحمتکشان یدی و فکری آگاه و متشکل جامعه، که اکثریت بالای مردم را تشکیل میدهند، بسیار مهم است و میتواند تکیگاه تغییر خواهان باشد.
-لازم است نیروی ترقی خواه و تغییر طلب و سوسیالیست -دموکرات، به صلح و برابر حقوقی و دیالوگ در میان دولتها تأکید کرده و از آنها دفاع نماید.
و برای گذر از دیکتاتوری به دموکراسی از همه اشکال مبارزه که مسالمت آمیز و دارای حق مشروع، و شامل قوانین جهانی باشد، استفاده کند. و مخالف اعمال خشونت دولتی علیه اعتراضات مردم باشد. و در چنین مواقعی خود را مدافع مردم بداند.
 
 
انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در همه کشور ها و جوامع دیکتاتوری، وقتی 70 یا 80 درصد مردم نخواهند حکومت را تحمل کنند و صبرشان به آخر رسد، و از سوی دیگر حکومت هم توان اداره و ساکت کردن آنها را نداشته باشد، شرایط داخلی و جهانی نتواند مانع بشود، سیل و توفان مردم ، بخواهیم نخواهیم ، شرکت بکنیم نکنیم ، جاری میشود. و سد دیکتاتوری را می شکند.
چگونگی تغییر به چگونگی رفتار حکومتها بستگی دارد. اگر برخورد مسالمت آمیز باشد تغییر مسالمت آمیز صورت میگیرد؛ اگر برخورد حکومتها خونین و خشونت آمیز باشد، مردم نیز به ناچار برای دفاع از خود خشونت نشان میدهند و سد را از پیش پای برمیدارند.

اینکه کسی در این سیل شرکت بکند یا نکند، مخالف باشد یا موافق، به حال سیل فرق نمیکند، سیل حیات مخصوص به خود پیدا میکند و اکثریت جمعیت جامعه را با خود می برد که سد را ویران کند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سپاس از حضرتعالی
جناب ائلیار، نظر سوم را به کنکاش بگیریم! البته اگر شما موافق باشید؟!
تصور کنید این اعتراضات نقطه ای تبدیل به اعتراضی گسترده و همه گیر شود و مردم خواسته خود را از اعتراض به نوع رفتار رژیم به تغییر رژیم بکشانند. نمی دانم شما در سال ۸۷ در ایران حضور داشتید یا خیر، ولی من از نزدیک به دلیل مسوولیتی که بعهده داشتم همه چیز را به چشم دیدم، افرادی را دیدم که با چثه های عظیم به سیل مردم نفوذ کردند و در سر چهارراه تخت طاووس هزاران گارد ویژه امنیتی و همین لباس شخصی ها که تصور من از آنها( سوری و لبنانی) بود و البته با در نظر گرفتن یک ارتش از افغان های هزاره که زیر نظر پسر خامنه ای مجتبی حمایت می شوند، آیا می توانیم کشتار دیگری را در نظر نداشته باشیم؟
این موارد را با شما به چالش می کشم و یادآوری می کنیم تا تمام پیش فرض ها را در نظر داشته باشیم. جان مردم و گرفتن جان مردم بیگناه بس است
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
گرامی،
در مورد همه اشکال مبارزه در نوشته چنین قید شده :
«برای گذر از دیکتاتوری به دموکراسی از همه اشکال مبارزه که مسالمت آمیز و دارای حق مشروع، و شامل قوانین جهانی باشد، استفاده کند.»
یعنی اینکه:
1- نوع اول مبارزه مسالمت آمیز است
2- نوع دوم : شکلی از مبارزه است که بر اساس « حق مشروع» انجام میگیرد.
بدین معنی که اگر حکومت دست به کشتار زند ، حق مشروع مردم است که از جان و سلامتی خودشان دفاع کنند، به هر ترتیبی که میتوانند و صلاح میدانند . از جمله به شیوه مسلحانه.
3-نوع سوم مبارزه، آن شکل یا اشکالی ست که قوانین جهانی به کارگیری آنها را برای رهایی مردم از دست دیکتاتوری های حاکم به رسمیت می شناسد. از جمله قیام علیه حکومتهای دیکتاتوری.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
درود جناب ائلیار
ما با دولتی روبرو هستیم که در موقع احساس خطر دست به هر ترفندی خواهد زد. برای گذار از دیکتاتوری به دموکراسی، آن هم در جامعه ای که مردم آن به طرق مختلف سرکوب می شوند و ترویج فحشا و مواد مخدر که دیگر امری عادی شده است و البته با توجه به خبر امروز ایسنا، طرح جمع آوری اراذل نیز دوباره شروع شده است، با توجه به شرایط خفقان آیا می توان چنین برداشتی را داشت که می توان این گذار از Dictatorships to Democracy بدون خونریزی انجام گیرد؟ در مرحله ی تئوری گفته شما را می توان فقط در حد تئوری پذیرفت ولی با توجه به مطالعاتی که بر روی کشورهای مختلف داشتم، این روند تغییر شاید در بسیاری از کشورها جواب داده است ولی در خاورمیانه معکوس عمل کرده است. حال در نظر بگیرید که ما در ایران با یک دوره به اصطلاح اصلاحات روبرو بودیم که روندی فرسایشی داشت و البته در بسیاری از موارد رو به نزول.
مثلا در سال