پوزشخواهی از دیکتاتورهای پهلوی با معناست. در پاسخ به دکتر پرویز داورپناه

کشور ما را نسلی نا آگاه، خودخواه و پر مدعا به ویرانی انقلاب کشاند. خوشبختانه اکثریت آن‌ها اقرار دارند که ناآگاه بودند و اقرار میکنند که برای ایرانی در آن شرایط دیکتاتوری پهلوی از سر ناچاری و نیاز جامعه ایرانی بوده است. اگر انقلاب مشروطه شکست خورد به دلیل آن بود که پدران ما بلد نبودند از دمکراسی استفاده کنند و از سر ناچاری آرزوی یک دیکتاتور مصلح را کردند که رضاشاه به داد شان رسید اگرنه کسی عاشق دیکتاتوری نیست.

 

 

کشور ما را نسلی نا آگاه، خودخواه و پر مدعا به ویرانی کشاند. خوشبختانه اکثریت آن‌ها اقرار دارند که ناآگاه بودند و اقرار میکنند که برای ایرانی در آن شرایط دیکتاتوری پهلوی از سر ناچاری و نیاز جامعه ایرانی بوده است. معنی اقرار به این اشتباه نشان موافقت یا علاقه آنان به دیکتاتوری سیاسی نیست بلکه نشان فهم آنان از الزامات زمانه است. اما هستند هنوز هم بت پرستانی که «بت مصدق» را مقابل شان نهاده‌اند و شجاعت پذیرش اشتباهات شان را ندارند. میگویند که چون دمکراسی نبود ما حق داشتیم انقلاب کنیم. نه آقا! حق نداشتید انقلاب کنید! حق نداشتید در مقابل دیکتاتوری سیاسی پهلوی ها انقلاب کنید!  آن دیکتاتوری برای کشوری که رنسانس 400 ساله اروپایی را تجربه نکرده بود لازم بود. شما یا نباید انقلاب میکردید و یا اگر انقلاب میکنید باید که پیامدهای آنرا نیز به گردن بگیرید نه اینکه به گردن پهلوی ها بیاندازید. امروز هم اگر ما جمهوری اسلامی را براندازیم موظفیم مسئولیت پیامدهای انرا به گردن بگیریم نه اینکه وقتی خراب کردیم بگوییم تقصیر خامنه ای بود. تقصیر خامنه ای تا زمانی است که او قدرت را بدست دارد. پس از آن را ماهایی که او را سرنگون میکنیم مسئولیم این را باید همه اهل سیاست در ایران بفهمند و گز نکرده پاره نکنند. نسل پر از اشتباه گذشته وقتی به اشتباهاتش اقرار میکند به نسل آینده گردن گرفتن پیامدهای اقداماتش را می آموزد. پافشاری روی آن اشتباهات چیزی بجز خودخواهی و خیانت به نسلهای آینده نیست. هرچند نسل های تازه آگاه‌تر از آن است که بخواهد اشتباهات نسلهای گذشته را تکرار کند.
جناب داورپناه، جنابعالی عمد دارید که چشم تان را بر روی واقعیاتی که به روی کار آمدن رضاخان انجامید ببنید و تنها چیزی را که تماشا میکنید همانا نقش ژنرال آیرونساید در این ماجراست. تو گویی ایران ما کشوری گل و گلاب مثل سوییس بوده و رضاخان با دسیسه انگلیسها روی کار آمد که این مهد دمکراسی را به گورستان دمکراسی تبدیل کند بله؟ والله تا جایی که من روی تاریخ مشروطه مطالعه کرده ام به اینجا رسیدم که پدران مشروطه متوجه شدند که اگر اروپا دمکراسی و مشروطه دارد و در آنجا کار میکند بخاطر 400 سال دوران رنسانس و نیز پیشرفتهای علمی و اجتماعی آن دیار بود نه برای ایران ما با آن واپسماندگی مردمانش. من هرچه آن دوران را مطالعه کردم می‌بینم همه دارند ظهور کسی که در این ویرانه پر از بلبشو نظم برقرار کند را آرزو میکنند. بگذارید زحمت شما را کم کنم بله... ایران ما و ایرانی جماعت در آن زمان شایسته داشتن دمکراسی بود اما هنوز کودکی بیش نبود و باید دوران رشد سیاسی اجتماعی اش را میگذراند تا برای تصمیم در مورد سرنوشت خودش بالغ شود. برای این کار به دستکم دهه ها حکومت «دیکتاتوری مثبت» نیاز بود. اگر خمینی روی کار آمد بدلیل بی تجربگی سیاسی امثال شما جبهه ملی ها و غوره نشده مویز شده چپها بود. آقا اعتصاب کردی، رفتی تو خیابون مرگ بر شاه و جانم فدای خمینی سر دادی و در ماه عکس امامت را تماشا کردی حالا که خراب کردی 40 سال است دست از تکرار این ترجیع بند بی بنیان بر نمیدارید که تقصیر پهلوی ها بود؟
آقای مصدق تخم قاجار شما مانند سایر قاجار ها چشم نداشتند ببینند یکی از میان توده مردم بنام رضاخان میرپنج، این فرزند رشید ایران برخیزد و دست اشراف قاجار را پس از 200 سال از جان و مال و ناموس این مردم کوتاه کند. همه فریاد میکشیدند و ظهور یک دیکتاتور را آرزو میکردند که کشور را امن کند بجز اختاپوس قاجارها از جمله دکتر مصدق که مالک چندین پارچه آبادی و والی شهرها بودند و خون مردم را مثل زالو می مکیدند. خودتان مگر نمی گویید مصدق «صاحب ملک احمدآباد بود؟». ملک یعنی چه آقا؟ ملک یعنی صاحب یک یا چند پارچه آبادی با آدمهاش، یعنی برده داری. یعنی دهقان روی زمین مالکهایی مانند مصدق کشت کند و مصدقها و قاجارها بدون تکان دادن انگشت حاصل زحمات آنها را بالا بکشند. رضاشاه دست اینها را کوتاه کرد. انقلاب سفید دست اینها را کوتاه کرد. مشکل مصدق چشم تنگی و حسادت و خطر از دست دادن املاکش بود و بس که با رضاخان مخالفت میکرد.

مصدق در همان کودتای 25 مردادش اگر نامه برکناری اش توسط نصیری را می پذیرفت و از دکتر صدیقی و دیگر وزرایش پنهان نمیکرد و میرفت خانه اش به استراحت میپرداخت آسمان به زمین می آمد؟ این همه نخست وزیران خودشان استعفا دادند و جای شان را به دیگری دادند که کشور دچار هرج و مرج نشود اما پیرمرد متظاهر خودخواه متکبر نه تنها دور خانه اش را با تانک پوشانده بود  بلکه  چند نفر سرباز را که همراه سرهنگ نصیری آمده بودند که حکم برکناری اش را دستش بدهند را کودتای شاه لقب داده بود و از رادیو هم خواند. همه به تحریک آن ماجراجوی بدنام دکتر فاطمی. آقا برو خانه ات بنشین آخر عمری کشور را دچار بحران نکن! یعنی بهتر از تو در این مملکت نخست وزیر پیدا نمیشود؟ 
مشکل شما مخالفان پادشاه همانا ندیدن حقایق تاریخی آنجا که به نفع تان نیست است. من مطمئنم که شما دقیقا کریمپور شیرازی را نمی شناسید و مطالبش را در آن زمان مطالعه نکرده اید. من «مقالات» او را مطالعه کردم. از روی همان مقالات میتوان فهمید که او یک عقده ای بود که عقده مشهور شدن داشت و برای این کار چه چیزی بهتر از حمله به پادشاه و خانواده او؟ برای فرار از زندان قصر خودش را به آتش میکشد و البته در بیمارستان به همه میگوید اشرف پهلوی آمد مرا آتش زد و دور تخت من رقصید. آخر کدام عقل بالغی چنین خزعبلاتی را قبول میکند؟ لااقل یک درصد جا بگذارید که کریمپور شیرازی دارد قصه می بافد! یعنی در میان مخالفان شاه یک آدم دیوانه هم پیدا نمیشه؟ آخر عقل هم خوب چیزی هست. اگر دربار مشکلی با کریمپور شیرازی داشت مگر برایش کاری داشت که او را نیز بنشاند کنار دکتر فاطمی و اعدام کند؟ چرا آتش بزند این بیهوده گویی ها چیست؟ ایا چیزی بجز غرض ورزی شما جبهه ملی های تاریخ گذشته با پهلوی هاست؟
پلهوی ها دیکتاتور بودند آری. اما به گفته دوست و دشمن محمدرضاشاه تا قبل از کودتای مصدق پادشاه مشروطه بود. اما دوبار به جانش سوء قصد شد و از آخر هم مصدق کودتا کرد. خب اگر قرار بر کشتن مخالف و کودتا باشد چرا او نکند؟ خییلی هم خوب کاری کرد. در زندگی کسی نمیتواند گل بی عیب باشد. پهلوی ها گل بی عیب نبودند اما گل بودند. که هزاران بار از لجن خمینی که شماها بر کشیدید بهتر بودند. این آخر عمری آقای دوارپناه شجاعتش را داشته باشید و اقرار کنید که اشتباه کردید با این انقلاب تان. بپذیرید که گز نکرده پاره کردید. شما نمیتوانید یک سیستمی را از جایش برچینید و در آغاز هم افتخار کنید اما وقتی انقلاب گند میزند بگویید تقصیر شاه بوده. این نهایت بی دل و جراتی است. بد و خوب آن حکومت با آن حکومت است اما وقتی شما آن حکومت را از جای بر میدارید بد و خوب پس از آن با شماست. بلای خمینی را شما جبهه ملی ها به ایران نازل کردید و نهایت بی تدبیری و بی مسئولیتی است که هنوز هم طلبکار میدان باشید. جبهه ملی دیگر در میان ایرانیان جایی ندارد. مصدق هنوز برای نسل جوان کاملاً شناخته نشده. اما دیر نیست آنروز که پته این پیرمرد خودخواه ماجراجو و پر از عقده در کتاب‌های درسی ایران در دانشگاهها روی آب ریخته شود و بت تو خالی جبهه ملی به فوتی در هم فرو ریزد. آنگاه دانشجویان چقدر به ساده دلی و لجاجت کودکانه نسلی که مصدق را روی سر برد خواهند خندید و تأسف خواهند خورد.

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای محسن کردی، واقعاً متأسفم از اینکه می بینم، شما در عین آنکه نشان می دهی با استبداد جمهوری اسلامی مخالفی، در همان حال هموطنانت را تشویق به گردن نهادن و بوسه زدن بر پای دیکتاتوری دیگر می کنی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خاندن پهلوی در کنار روشنفکران آنزمان برای معرفی اشانتیون مدرنیسم، از طرف شرکت مدرنیسم کشورهای مدرن و قدرتمند دنیا، در ایران پدیدار گشتند، و بعد از معرفی مدرنیسم و بعد از پیاده شدن مردم از الاغ و سوار شدن به پیکان، ماموریتشان تمام شد، و ایران را سپردند به خود مردم تا بعد از مشاهده و تجربه اشانتیون مدرنیسم، خودشان جامعه خودشان را هدایت کنند، مردم هم با ۹۸ درصد در رفراندوم به ولایت فقیه خمینی رای مثبت دادند، یعنی در عرض ۵۰ سال فقط دو در صد مردم با مدرنیسم آشنا شده بودند، خنده دار است که ما از کارمند معرف اشانتیون مدرنیسم قهرمان بسازیم و آنها را مظهر نجات قرار دهیم. مردم در مکانی که گوگوش کنسرت می داد زنان نگون بخت را بخاطر عاشق شدن، بجرم زنای محسنه سنگسار کردند
تصویر محسن کردی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب فرامرز. قانون اساسی کشور ایراد داشت. از طرفی هم نمیشد هر از گاهی به آن دست زد چرا که همان نظمی هم که بود از هم می پاشید. عزیز دل برادر شما تاریخ انقلاب مشروطه را مطالعه بفرمایید متوجه خواهید شد که «دمکراسی» ذکر شده در قانون اساسی عامل اصلی پا نگرفتن سایر اهداف قانون اساسی از قبیل پیشرفتهای اجتماعی و اقتصادی بود. رعایت همان قانون اساسی بود که به سربرآوردن رضاقلدر انجامید تا با قلدری و به ضرب دگنک و پس گردنی اوضاع را آرام کند تا مردم در پناه امنیتی که این قلدر بوجود آورده بود یک نفسی بکشند و کشور خود را جمع و جور کند. همه حرف من این است که ایران آن زمان آروزی یک قلدر را میکرد و این قلدری و سرکوب سیاسی باید تا دهه ها بعد و به نظر من تا همین سالها ادامه می یافت تا در پناه آن مردم سواد و فرهنگ سیاسی شان به حدی برسد که دیگر برای دیدن عکس آغا در ماه روی پشت بام شان نروند. آنگاه است که میت

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سالام _ آقای توکلی ،حق رسانه ایی براین بودکه جوابم به آقای کردی چاپ میشد،نمی دانم چه اشکالی داشت،که ازچاپش خودداری کردید؟
ایشان پیشداوری واتهاماتش برهرکس واضح است.
کافرهمه رابه کیش خودپندارد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مغلطه نکنید
مغلطه نکنید. ا.پ ننوشته است که چون نام آن آقا مستعار است پس باید به او شک داشت. ا.پ به رفتار ها و کامنت های پی در پی او در این دو سه سال توجه داده است و این که این رفتار ها و این کامنت ها در جهت اهداف مورد نظر رژیم ج.ا در رخنه به سایت ها و شبکه های اجتماعی و به جان هم انداختن افراد و تحریک کردن آن ها علیه یکدیگر است، و به همین دلیل خواسته است که حساسیت بیشتری نسبت به او و رفتار ها و کامنت هایش وجود داشته باشد و راه حل های متفاوتی را هم پیشنهاد کرده است.
مغلطه نکنید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
شاە خودش اعتراف کرد کە قانون اساسی را زیر پا گذاشتە است,وقتی در یک کشور یکنفر قانون راهنمایی ورانندگی را زیر پا میگذارد جریمە میشود،ٱیا شاهی کە قانون اساسی را زیر پا گذاشتە نباید محاکمە شود؟اینکە مصدق ودیگران بە او میگفتند توباید سلطنت کنی نە حکومت این برقانون اساسی منطبق بود ,درحقیقت مشروط کردن قدرت پادشاە درایران، با شکست مواجە شد ,بنظرم مبارزە با استبداد محمد رضا کاری درست ولی پذیرش رهبری خمینی جنایت وخیانت در حق ملت ایران بود.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سالام - جناب محسن کردی،چه تشابه اسمی زیبایی بین شما ویک آشنای کرمانشاهی من است.
فکرکنم حدود 5 یا6 سال پیش این مطلب رانوشتم. اگریادتان باشد، آن زمان چنین موضع سلطنت طلبی نداشتید.
درپنج ،شش سال چی شد،یک دفعه طرفدار این جوجه حرام خوارشدید،
آقای کردی اگرتصاویر 27 دی سال 57 رانگاه کنی یکی ازآن چهارنفری که مجسمه رضا ومحمد رضا را درمیدان راه آهن ومیدان انقلاب پایین آورده وله کردند،وبعد عکس خمینی رابالا بردند،من هستم که پس ازچهل سال هنوز خودنمایی میکند.
باورمیکنی،پس ازیک ماه نشده فهمیدم سرمان کلاه رفته و آنچیزی که مامیخواستیم ،این نبوده است.
آقای کردی ازآن تاریخ تاکنون بصورت گمنام زندگی کرده ام، اهل رنگ عوض کردن نیستم ،اگربودم اکنون لاقل درمصلحت نظام نشسته ویا درگوشه ایی مثل شماها که ازهم اکنون برای آینده کیسه دوخته اید،من هم زندگی بی دغدغه ایی داشتم،
ازطرفی راست میگویی،باورکن سگ خامنه ایی
تصویر محسن کردی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب سعیدی، با فرمایش جنابعالی کاملا موافقم. اگر غرب یک رنسانس 400 ساله را تجربه کرد به دلیل نبود کتاب، مدرسه، دانشگاه، روزنامه، رادیو و تلویزیون و اینترنت بود. البته که ما هم میتوانستیم مثل کره جنوبی و سنگاپور باشیم.. بشرطی که مصدق، سنجابی، شایگان، بختیار و فروهر و نیز چپها و مجاهدین اجازه میدادند. اگر اینها بجای سنگ اندازی می آمدند و یک گوشه کار را میگرفتند و کمک پادشاه میکردند آن بیچاره از خدایش بود که مقداری از بار سنگین کار را بر دوش دیگران بگذارد. منتها دیگران مثل مصدق همیشه میگفتند آقا قانون اساسی فلان برو خانه ات بنشین. خب نمیخواهد برود خانه اش بنشیند. اسمان به زمین می امد اگر شما بجای قهر و ناز میرفتید به او کمک میکردید؟ بجای ان نه خود رفتید و نه کسی را که رفت آسوده گذشتید و به او مارک نوکر شاه زدید و همه را از اطراف پادشاه پراندید. بله میشد ما هم مثل کره جنوبی و سنگاپور و مالزی
تصویر محسن کردی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب تورک اوغلی، خیلی مواظب باشید که همچنان ناشناس باقی بمانید. چون در ایران پس از آخوندها مطمئن باشید که دادگاههایی مردمی برقرار خواهد بود. نه از نوع استالینیستی و یا جمهوری اسلامی یا آن نوع مورد علاقه شما که همه پشت درهای بسته است بلکه از نوع «بیدادگاههای گلسرخی و دانشیان». فقط حواستان باشد که گذارتان به آنجاها نیافتد. و میدانم که حواس تان هست. جرات دارید بروید در مقابل اینها که در خیابان فریاد میکشند «ما اشتباه کردیم که انقلاب کردیم» بگویید « ماخیلی خوب کردیم که انقلاب کردیم». واقعا جراتش را دارید؟ البته فعلا آغا حامی شما خواهند بود اما فردا روز که رضاپهلوی مثل پدرش در مرداد 32 روی دست مردم به کشور باز خواهد گشت شما هم رنگ عوض کرده و از ما سلطنت طلب تر میشوید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
فردی با مشخصات[فرستاده شده توسط ا.ب در د., 12/25/2017] در پای این مقاله یادداشتی در باره ی[ آقای بهمن] گذاشته، و معترض و مُصر است به اینکه این آقای بهمن بواسطه ی آنکه نام واقعیش را ننوشته فرد مشکوکی است.
حال من متعجبم از اینکه، وقتی خودش نام و آدرس خود و خانواده اش را در پای یادداشتش نمی نویسد، که خوانندگان یادداشتش امکان تحقیقات در باره ی او را داشته باشند، چطور بخودش اجازه می دهد، که این آقای بهمن بخت برگشته را زیر مشت و لگد واژه هایش بیندازد

ثانی بر آن؛ [فرستاده شده توسط ا.ب در د., 12/25/2017] ؛ موضوع بحث اصلا آقای بهمن نیست، چرا در پای این مقاله که می خواهد مردمان ایران را به پوزشخواهی از خاندان پهلوی ترغیب کند، چیزی در باره ی این موضوع نمی نویسی؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سالام _ من دراینجا باجناب بهمن موحدی کاملا هم نظربوده وبه آنهاییکه خواب های چهل سال پیش رامی بینند،بایدعرض کنم که تمام گرفتاری وبدبختی امروزین مردم ایران یادگارونتیجه کارحکومت نالایق وکودتایی دوران پالانی و عوامل بیسواد وخودفروش آن دوران دانسته اگرچنانچه چنین تفکری درایران پیش آید،که یک درهزارنمی آید،ماراباید درمقابل خودبینید.
ولی هریک ازاعضای خانواده پهلوی یاپالانی بعنوان یک شهروندعادی حق زندگی درایران راداشته وهریک ازاعضای این خانوداه ومنسوبین خاین اگرخیانتی کرده باشند،مردم حق دارند،آنهارادریک دادگاه صالحه بابهترین وکیل انتخابی خودشان بصورت علنی محاکمه نمایند.
این حق کل مردم ایران است،که ازحاکمان گذشته وکنونی دردادگاه های عمومی بازخواست اعمال نسنجیده شان را بنمایند.
البته دریک بازه زمانی کوتاه این کارشدنی نیست،درزمان وفرصت مناسب ومدت دارباین واخواست هاحق مردم است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مردم در همه جای جهان همیشه مقایسه بین خوب و بد میکنند . این نیز حق مردم ایران است که بین نظام قانونی کشور شاهنشاهی و نظام انقلابی اسلامی مقایسه کنند . مردم اروپای شرقی هم بین نظام توتالیتر چپی و ازادی های کنونی مقایسه میکنند .واقعیت این است که اگر نظام اسلامی حاکم عملکردی بهتر از نظام سابق میداشت جائی برای دفاع از نظام سابق نمیبود .ولی با نگاهی به کارنامه جمهوری اسلامی و مخالفان او مانند مجاهدین خلق و گروهای تجزیه طلب هر ایرانی میهن پرست حق دارد که به دفاع از نظام سابق بر خیزد .
ارمغان نظام اسلامی و سازمانهای سیاسی مدعی برای مردم ایران چیست و کجاست ؟
مردم ایران تا چند باید منتظر خروج امام زمانی دیگر و یا انقلابی دیگر صبر کنند . صدای خلق مورد نظر شما همان حرف مردم ایران است که یک صدا فریاد زدند ..

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای کردی
لزومی ندارد که تمامی جوامع بشری دوره چهارصد ساله رنسانس را طی کنند ،این یک توجیه برای ایجاد استبداد است ،مگر کشورهایی مانند کره جنوبی یا سنگاپور دوره چهار صد ساله رنسانس را گذرانده اند؟
مدنیت ومدرنیسم با استبداد جور در نمیاد،اگر شاه به نامه بختیار ،فروهر ،سنجابی جواب میداد ،فورا یکی از آنان نخست وزیر میشد ،کار بدین فاجعه نمیکشید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این آقای بهمن، اول یک کامنت بدون نام خودش می گذارد و می پرسد فلانی (خودش) چه شد و چرا پیدایش نیست. و چند ساعت بعد خودش پیدایش می شود، و هنوز نرسیده شروع به تحریک و تشنج آفرینی و آلوده کردن فضای سایت و به جان هم انداختن همه می کند و شعار می دهد و داد و بیداد به راه می اندازد.
قبلا هم نوشته بودم که تمام رفتار های این شخص که همه چیزش را از شما پنهان کرده است و یک اسم مستعار کامل (نام کوچک و نام خانوادگی) برای خودش ساخته است به شدت شک برانگیز است.
از او بخواهید نام کوچک و نام خانوادگی واقعی، سابقه ای از فعالیت ها در قالب اپوزیسیون هوادار مجاهدین و کمونیست ها به طوری که قابل بررسی و راستی آزمایی باشد، یا هر چیزی که ثابت کند که حقیقتا او طرفدار مجاهدین و کمونیست هاست را در اختیارتان قرار دهد. و اگر این کار را به هر دلیلی انجام نمی دهید، شدیداً رفتار های او و
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
شور بختانه کار ما ایرانیان به جایی رسیده است که پهلوی چی ها نیز طلبکار شده اندو انتظار دارند که مردم ایران از آنها عذرخواهی کرده و خیانتها و جنایات آنها را به فراموشی بسپارند!!! زهی خیال باطل.
آقای محسن کردی آدرس عوضی می دهند و مغلطه می کنند. ایشان نباید فراموش کنند که این شاه خائن بود که با استبداد و خیانتهای خود ، زمینه را برای قدرت گرفتن خمینی خون آشام در سال 57 مهیا کرد و فاجعه جمهوری اسلامی را برای مردم ایران رقم زد و کشور را به ویرانی کساند.
باری، پهلوی چی ها با شانتاژ حمله می کنند و مدعی می شوند هرکسی سلطنت را به بازی دمکراسی نگیرد و به دمکراسی گردن ننهند دمکرات نیست. پهلوی چی ها تاریخ را به فراموشی می سپارند که مردم ایران یکبار شاه را در 25 مرداد 1332 فراری دادند و وی به یاری سی. آی. ای و آخوندهای مرتجع و لمپن ها با کودتای ضدملی 28 مرداد 32 بر سر کار آمد و بار دیگر در انقلاب
تصویر محسن کردی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 

جناب مشدی عباد، حق با شماست. از شما و دیگر خوانندگان بابت املای نادرست و جمله بندی خام پوزش می طلبم. من مطلب را درست مرور نکردم زیرا وقتم کم بود هرچند این هم عذر موجهی نیست. هدف رساندن کنه مطلب بود که امیدوارم شده باشد. خلاصه کاملا تسلیم حق با شماست ببخشید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خمینی برایند طبیعی استبداد پهلوی بود. سالها رفتار و کردار مستبدانه و سرکوب مستمر و فزاینده پهلوی، روشنفکران و تحصیلکردگان را فراری داد یا زندان انداخت یا ... در عوض روحانیان را پروار کرد. این سیاست شاه نبود دسترو سفرای امریکا و انگلیس و پیشبردش از طریق فردوست بود. کسانی که با مقایسه جهنم خمینی و جمهوری اسلامی و وقلایت فقیه مطلقه بابهشت پهلوی و پادشاهی مطلقه ، پا روی ازادی و دمکراسی خواهی ایرانیان می گذارند مدتهاست از فضای فکری جامعه عقب افتاده اند و هنوز هم نمی توانند توضیح دهند چرا پس از پنجاه سال سلطنت مطلقه(و زیر پا گذاردن اصول مشروطه) مردم ایران نااگاه بودندو فقط شاه می فهمید! اگر به بلای استبداد دینی مبتلا شدیم زمینه اش در زمان پهلوی چیده شده بود. اینکه گروهی از مردم در اعتراضی منفی به جمهوری اسلامی می گویند پشیمانیم و اشتباه کردیم، موضوعی جدید نیست.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آری تا حدودی حق با آقای محسن کردی است، وقتی می نویسد؛ «...وقتی انقلاب گند میزند [نباید بگوییم] تقصیر شاه بوده...». اما با اینهمه آقای محسن کردی هم، نباید یک مطلب دو صفحه ای را با میزان قابل توجهی از اغلاط املایی جلو خواننده اش بگذارد. به گزاره زیر ایشان توجه کنید، عین متن ایشان را کپی کرده ام؛
«....پلهوی ها دیکتاتور بودند آری. اما به گفته دوست و دشمن محمدرضاشاه تا قبل از کودتای مصدق پادشاه مشروطه بود. اما دوبار به جانش سوء قصد شد و از آخر هم مصدق کودتا کرد. خب اگر قرار بر کشتن مخالف و کودتا باشد چرا او نکند؟ خییلی هم خوب کاری کرد. در زندگی کسی نمیتواند گل بی عیب باشد. پهلوی ها گل بی عیب نبودند اما گل بودند. که هزاران بار از لجن خمینی که شماها بر کشیدید بهتر بودند. این آخر عمری آقای دوارپناه شجاعتش را داشته باشید و اقرار کنید که اشتباه کردید با این انقلاب تان...»

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب کردی عزیز
با پاسخ کاملو شامل شما به آقای داورپناه بسیار موافقم٬ اگرچه پاسخ تان جامع الاطراف بود ولی در خصوص کریمپور شیرازی مطلب میتواند سوژه یک مقاله مستقل باشد. مقاله "سایه جلال" تان عالی و بسیار دخور تأمل است و ربطی مستقیم به همین جنجال کریمپور دارد.
قدردان قلم و پایمردی شما هستم.