کو عدالت خدا کو دمکراسی؟

تعداد مشاهدات: 
504
تاکی باید گول نامردمان دغل را خورد؟ تاکی کلاه مذهب، ملت و دمکراسی باید سر توده های کار و زحمت رود؟ کو عدالت خدا و کو دمکراسی توام با نان؟ دادرس زمینی و آسمانی وجوندارد، هرکس بفکر خویش است و ملا بفکر حفط بهشت زمینی اش.

تاکی باید گول نامردمان دغل را خورد؟ تاکی کلاه مذهب، ملت و دمکراسی باید سر توده های کار و زحمت رود؟ کو عدالت خدا و کو دمکراسی توام با نان؟ دادرس زمینی و آسمانی وجوندارد، هرکس بفکر خویش است و ملا بفکر حفط بهشت زمینی اش. این دسیسه ها که نان و آبی برای بیکاران و گرسنگان و جنگزدگان ایران و جهان نمی شود. کدامند و کجایند رهبران سالم و انسانگرا؟ خمینی ها، سعودی ها، اردوغان ها، پوتین ها، ترامپ ها! تنها گور خمینی میایاردها دارائی مردم گرسنه را بلعهیده و عده ها، دروغند. پرسیدنی ست! با اینهمه شارلاتانبازی های سیاسی چکار بایدکرد؟ بی گمان یگانه راه بشریت سرخورده و پاکباخته، تنها باور به اراده اجتماعی طبقاتی خویش، رفتن بسوی فردای دیگر، دگرگونسازی ساختارهای سرمایه سالارِ ضدمردمی، ایجاد راهبردهای متشکل، انسانمدار و خودگردان است. پیشبرد چنین سازکاری"فراملی مذهبی"و مهمتر از همه طبقاتی، جز با ارزشگذاری های برابر و نوع بشری متصورنیست؛ که می باید هوشیارانه به عقاید و باور توده ها و ملت ها ارج و حقوق برابر دهد، جامعه شهروندی را بمیدان سیاست افقی بکشاند و هماهنگ با آن ملت ها را در همبستگی با هم و در کشورهای شان می باید بر سرنوشت خویش حاکم و راهبرگرداند! چاره ما جز این نیست. مگرنه، همه این کلاشان و ترفندهای ملی ـ مذهبی شان دکان است؟ آنهم دکانّ سودبری های نجومی به قیمت جنگ ها، تباهی نسل در نسل ها، بیکاری، گرسنگی و مرگباران شدن های مردم خودی و جهانی. وضع ایران، منطقه و جهان جز آشفته و انفجاری نیست. نوع انسان در بن بست ساختار نولیبرالیستی ست و در این کمینگاه شکارشدن ها و در میانه های دردناک بیدادرسی ها، فقرِ جانکاه، و افتادن در آتشِ و خون ناسیونالیستی، همچنین گرفتاری در کشتارهای مذهبی که دچار 99%های جهان اسلام و ماست نمی تواند بیش از این جایز باشد و نیست. برای انباشت ثروت و تسلط بر قدرت نه وجدان رهبانی یافت می شود و نه دمکراسی مردمسالار، گول نخوریم.
با این بازار آشفته ی مذهب سالار و جهان تکقطبی راست هار، شگفتا که همچنان در میان طیف ها و جریان های ستمزده ی مذهبی ِاپوزیسیون مجرب راست، خرده بورژوازی ملی مذهبی و ای بسا طیف سوسیال دمکرات، دیدگاه های بیماری موجود می باشند که با سرگرمی های فریبکارانه شاهی ـ کوروشی ـ آریائی، یا با کوبش دُهل های راستِ ناسیونالیستی، و رگ گردنِ کلفت کردن های خردستیز پانیستی، به برتریجوئی شوینیستی دامن زده و یا بدتر از همه با وعده ی اسلام دمکراتیک می خواهند سر مردم بلازده ی ما و منطقه ی آشوبزده شیره بمالند تا ملت ها و باورمندان مذاهب را پیوسته در دام "جنگ دیگرستیزی و جهنم کافرکشی" پرتاب کرده و ساده دلان مذهبی و ملی را بجان هم اندازند. این نگاه و نیروهایش در برابر نظام تبهکار ولائی خنثی شده و الزاما سکوت سیاسی برگزیده و یا خواهدگزید. اگرچه اینان دم از دمکراسی می زنند، ولی با شیوه های پرت و گمراه کننده ی خویش هرگز هوشیاری دمکراتیک و بویژه نوعگرایانه ای را که لازمه ی امروز و راهبر مبارزه همگانی در همگامی ها و همکاری های مشترک برای زدودن ستم مذهبی باشد، توان خود را چندان بسود سرنگونی و گذر از کل استبداد مذهبی نشان نمی دهند. چرا؟ چون آنها اهداف راست و برتریجویانه دارند و تنها از ستم نابرابری های برخودرفته می نالند که در کشور وجود واقعی دارد و نه برای دیگران نابرابری زده ی همدرد.
باور من بر این است که این افراد، جریان ها و گروه ها در راستای پراکندگی های اپوزیسیون می باشند و ناگریز بسود رژیم مذهبی بوده و هستند. آیا اینان بیگانه با درد مردم نیستند، وغم بیکاری وحسرتِ نداشتن نان کافی کارمزدان همزبان خود را نمی بینند؟ آیا اینان خرد و خودبزرگ بین از ایران گرفته تا ترامپ ِ ژاندارم جهان همگی، دشمن مشترک ملت های اسیر که در زندان های ساختار آخوندی و سرمایه سالاری دچارباشند نیستند؟ آیا ترفندهای نواستعماری دشمنان ما و مردم جهان، همین ترامپ ها نبوده و نیستند که سرگنده های پوک ناسیونالیستی و جنگ گرائی های فرقه گرائی سران سنی و شیعی را بر کول ما تدارک دیده و سوارکرده اند؟ آیا محصول"دموكراسي غربي ـ آمریکائی" در خاورمیانه و تاکنون، جز این خامنه ای ها، طالبان ها و داعش ها، فامیل سعودی ها نبوده و پشتوانه ی پیدایش هرکدام شان جز بیاری آمریکا و اسرائیل صهیونیست وجود خارجی نداشته است و همین سیاست دست نشاندگی هاست که شاه را یکبار علیه مشروطیت می آورد و سپس با اردنگی او را رانده و استبداد خمینی ها جایگیزین منافع خود در ایران و منطقه ی ما که آکنده ی انفجارهاست کرده است. روزی نچندان دور هدف آنها کمونیست ستیزی ابلهانه بود، که اینک به ترور و تباهی و جنگ های جهانی پیوسته و دامن زده است. ظاهرا آمریکا و ناتو به اهداف خود رسیده اند. زیرا، فروش جنگ افزارهای تولیدکنندگان جهان در سال گذشته به مرز 270 میلیارد رسید. از خامنه ای و اردوغان تا عربستان سعودی و ترامپ همه پشتوانه ی این روند هراسناک می باشند.
دو نیروی گردنکش سنی ـ شیعی در منطقه مادر نسل کشی های یمنی ها می باشند و آمریکا و جامعه جهانی دمکرات و باخرد شاهد این جنگ و همنوع کشی های آن می باشد و کک شان هم نمی گزد. اردوغان پانیست بخاطر برپائی امپراتوری عثمانی اش به تنهائی و ظرف یکسال پس از کودتای نافرجام توانسته است بیش از صدهزار نیروی اداری خود را که "ترک و عمدتا مسلمان سنی" هستند آنانرا برابر هم دردان خود گذارده و بسود سرکردگی خویش در جنگ با گولن فعلا پیروزگرداند. اردوغان در چنين جنايتي علیه بشریت ترک و دیگر ملت ها و مذاهب موجود ترکیه در مقابل هیچکس پاسخگو نیست و هر جنایتی را بنام ملت ترک می تواند سازمان دهد؛ و اراده تکی و برخاسته از طمع پانیستی او توانسته دست در تباهی مالی و و نابودی جانی ملت های ترکیه دست برد و بسیار گسترده و ژرف برده است. همینک ده ها روزنامه نگار و مدافعان حقوق بشر بی محاکمه در اسارت و بازجوئی های هولناکند. و همین اردوغان فریبکار با ترفند پشتیبانی از "ملت ترک" دستش ریاکارش تا ترکمنهای سوریه راه می برد، در حالیکه مردم ترک ترکیه مخالف، و نه "کردهای بی دادرس" او در خانه های خودشان بیم جان دارند. یا امام خامنه ای با وجدان، بخوبی می داند که مردم تنگدست او دچار کمبود مواد لازم و حیاتی، درمانی و آموزشی و رفاهی هستند؛ ولی ایشان همین تتمه های باقی مانده از چپاول های باندها را نیز بسوی فرقه ی شیعی مذهب در لبنان و عراق و سوریه و حوثی ها ارسال می کند. چراکه جنگ سرکردگی مذهبی اسلام می باید لشگرکشی های خود را داشته و سازمان دهد. اسرائیل صهیونیست نیز با پشتیبانی ترامپ، بسادگی سنگ پران حماس را به گلوله می بندد و کشورهای غربی نیز محافظه کارانه چند معترض مذهبی را که پرچم اسرائیل را آتش زده اند به یهودی ستیزی که جزم است محکوم می کنند. گوئی هیچکدام اینان از جنگ جهاني دوم که تنها در اتحاد جماهير شوروی جان بیش از20 ميليون را گرفت بی خبرند؟ آیا ما رودرروی یک جنگ جهانی دیگر هستیم؟ آیا اینان رنگین از جنگ و لشگرکشی های ناتو و در رأس آن امپریالیسم آمریکا در كره، كامبوج، ويتنام، افغانستان، یوگسلاوی، عراق، ليبي، سوريه، يمن و پشتیبانی آمریکا از صهیونیسم اسرائیل علیه فلسطینی های بی پناه و... هنوز چیزی نشنیده اند؟ جنون و جنگ ها و نسل کشی هائی که میلتاریسم ناتوئی با فرصت جوئی و برنامه ریزی های دقیق و پنهانی مبتکر کشتارها و ویرانی های ملت ها و کشورها آسیب پذیر بوده، و همگی آن اهداف امپریالیستی زیر پوشش دمکراسی جهان پیشرفته غرب یکجا رهبری جنایتکارانه شده است. آیا این گروه های رنگین راست ناسیونالیستِ برتریخواه و سکتاریست های مذهبی تنگ چشم و واپسگرا درپی چنین دستاوردها و ارزش هاي دموكراسی غربی و ضدبشری هستند؟ من به بخشی از نمونه ها و پارادوکس های برجسته این پدیده های ضدبشری اشاره های کوتاهی کردم.
ما می دانیم هم خواست نابرابرسازی های میان ملت ها، و هم سرکردگی بی چون و چرای جهان سرمایه سالارلیبرالی بر کشورهای زیر چنبره بازار آزاد، و هم پشتیبانی مرگبار میلیتاریستی و اهرم جنگ افروزانه از سرمایه، و هم نهاد رهبری ناتوی جهانی آن همگی در آمریکاست؛ آمریکائی که در 241 سال استقلال خود 223 سال از آنرا در بیرون از مرزهای خود به لشگرکشی ها و نسل کشی های فراوان سرسپرده است. جهانخواری که رسوا شده و دیگر نمی تواند همچون پیشترها بسادگی و بنام دمکراسی ملت های اسیر و نادان را به بند دست نشاندگان خود بکشد و یا در جنگ های پیاپی ِو بهره کشانه ی خود خون آنانرا بمکد. ساختاری که بیش از پیش فرسوده گشته و در همه چالش های جهانی اش شکست خورده و اینک دچار بحران های فرساینده می باشد و نمی خواهد این واقعیت را برتابد که امپریالیسم آمریکا در چشم انداز تودها رسوا و بی آبروست. دستگاه هولناک، بهره کش و پرقدرت و متلاطمی که هماکنون دچار یک بیمار جنسی و خودشیفته نارسیست گشته و این سمبل بی هوده و یاوه گوی جهان سرمایه همین "دونالد ترامپ"است که به گفته فیلیپ آلتسون کارشناس و نماینده بررسی ساختار فقرشناسی سازمان ملل در آمریکا، او می گوید: ترامپ می خواهد دامنه تنگدستی مردم و کارگران بیکار آمریکا را چنان بالابرد که آمریکا مرکز فقر فاحش و الگوی نابرابری جهانی شود. البته ایشان نمی گوید که ترامپ با همین برنامه کاهش مالیاتی مصوب خود، در همین سالِ پرادخت مالیات خواهدتوانست " یک میلیارد دلار از دادن مالیات به دولت خودش معاف شود؛ و این یک شاهکار بی شرمی ست. یا همین ترامپ برای جلب پشتیبانی یهودیان لابی و صهیونیست و برگزیدگی خود توسط مجلس سنا مصوبه ای را که در 1995 تصویب شده بود و هیچ رئیس جمهوری ای جرأت پیشبرد آنرا نداشت؛ او یکباره اراده می کند روند انتقال سفارت ایالات متحده به اورشلیم را با به رسمیت شناختن اورشلیم پایتخت اسرائیل شتاب دهد و می دهد. و همین ایالات متحده آمریکا نه تنها تنها کشوری ست که چنین اقدام مرگباری را در دستور کار دیپلماتیک جنگ افروزان قرار می‌دهد؛ بل همچنین آب به آسیاب جنگ سرکردگان مذهبی ریخته و ره آورد آن تقویت جناح های ضدبشری خامنه ای، اردوغانی و خانواده ی سعودی و دیگران هم تای است که از آن صنایع نظامی امپریالیسم آمریکا و یاران غرب ناتوئی، و سران آدمخوار داعش های شیعی و سنی نیز همزمان بهره می برند. کوچکترین آسیب کوتاه این سیاست ترامپ، هارشدن کنونی صهیونیسم علیه فلسطیای ها شده و در سوی دیگر و در میان جنگ مذهبی برای رهبری جهان اسلام، گرسنگی، ویلانی و بیماری بیش از 20 میلیون یمنی ژرفا یافته است که در آتش جنگ سعودی ـ خامنه ای ـ ترامپی و نتانیاهوئی و حماسی دارند کباب می شوند.
من نمی دانم ارزش انسان در این دولت ها و حکومت چقدر است؟! اما این را بخوبی می دانم که همه دست اندرکاران این جنگ ها عاشق و شیفته قدرت و ثروت بوده، و به تبع آن، همگی آنان درپی بازار آزاد بهره کشی انسان از انسان دویده و مطیع سیاست های نئولیبرالی غرب می باشند؛ و درمان ِدرد مردم و ملت های و مذاهب را هیچیکدام از آنها نمی شناسند. این ساختارهای افراطی ناسیونالیستی ـ مذهبی خاورمیانه، و رهبری راست بالائی آنها هرگز به کنه درگیری های شدید طبقاتی که ساختار سرمایه سالاری منشا نابرابری هایش است بهانداده و عملا هم سرکردگی خود را زیر پوشش ملت و مذهب پنهان می کنند و دشمنان غربی مردم هم، از این ریاکاری های قومی و خلقی بیشترین سود را برده و می برند. چرا؟ چون در ایران، عراق، عربستان، اسرائیل، ترکیه و... همه آنها شیفتگان قدرت و ثروتِ گروهی و دست و دلباختگان بازار آزاد می باشند. براستی با حفط حرمت به همه عقاید و مذاهب باید پرسید پس عدالت خدا کجاست؟ این دمکراسی لیبرال غربی قیمت اش چند است؟ سکولاریسم، آزادی عقیده و وجدان آری، ولی سوء استفاده از عقاید و دلبستگی ملی مردم تاکی؟ بیایید بیش از این گول نخوریم!
بهنام چنگائی 26 آذر 1396
*

انتشار از: