پشیمانی علی آقا و درسهایش!

علی کریمی اعلام کرد که از رای دادن به روحانی پشیمان است!
تعداد مشاهدات: 
766
اگر همه چهره های بی بته ورزشی و هنری جمع می شدند و جیغ می زدند، کسری از پژواک صدای علی را نمی توانستند پدید آورند و این یعنی که مردم ما و بخصوص نسل جوان ما، به قول مولوی "گندنا را می شناسند از گذر" و به آسانی به هر تازه از راه رسیده ای کردیت نمی دهند و اگر با علی، پا به توپ و همبازی می شوند، برای آن است که او را خودی می دانند.

 

اظهار پشیمانی علی کریمی اگر در فضای حقیقی کم تاثیر بوده باشد- که احتمالا نبود- فضای مجازی را تکان داد و از کرختی در آورد. روحانی در صدمین روز تشکیل دولت دومش، حرفهایش را زد و با ارائه لایحه غم انگیز بودجه ۹۷ به مجلس، با اعداد و ارقام، تصویر روشنی از خلف وعده ها، بده -بستان ها و باجدهی هایش به دست داد. حالا نوبت مردم و جامعه مدنی بود که حرفشان را بزنند. چراغ اول را علی کریمی و آنگونه که رسم گفتار مردمان ساده کوچه و بازار است، "علی آقا" روشن کرد که دمش گرم وچراغ عمرش روشن! گلی که این بار کریمی با یک پیام کوتاه، برای تیم ملی زد، با گل تاریخی پیش کسوتش ، قلیچ خانی بزرگ، به تیم اسرائیل، برابری می کند. کریمی گل نزد، با شوکی که به جامعه کرخت و بی حال داد، گل کاشت! و این گل زدن و گل کاشتن و تبعات تا امروزش درسهائی داشت پر ارزش. پر ارزش برای جامعه ، سیاسیون و دولتی ها. روی این درس ها درنگی داشته باشیم:

۱- در جامعه ورزشی کشورمان قهرمان زیاد داشتیم، اما پهلوان کم! بعد از قلیچ خانی که پا جای پای تختی گذاشت و با تمام خلوص زمینی و خاکیش، فدائی مردم دیارش شد و تا به امروز که در مرز 70 ایستاده ، برعهد وپیمانش استوار مانده، حالا علی کریمی، در زمانی دیگر و به شکلی دیگر، در دیده بانی حقوق ملت سهم می گیرد، با دستبند سبز به میدان می رود، رای می دهد و به حضور در سیاست فرا می خواند و آنگاه که می بیند گروهی وعده دادند و رای گرفتند، ولی دارند انرژی پتانسیل حاصل از 24 میلیون رای را در چاه بی خیالی ، بی تدبیری ، بزدلی و فریبکاری تخلیه می کنند، بانگ اعتراض بر می کشد. فریاد علی آقا، فریاد یاس نیست، اعتراض امید است. اصلا یاس را که نمی توان فریاد کرد! علی از آن جوانان سبزی است که امید را بذر هویت خود اعلام کرده‌اند و چون امیدوارند، پس اعتراض می کنند و چه خوبست که چنین می کنند.

اگر همه چهره های بی بته ورزشی و هنری جمع می شدند و جیغ می زدند، کسری از پژواک صدای علی را نمی توانستند پدید آورند و این یعنی که مردم ما و بخصوص نسل جوان ما، به قول مولوی "گندنا را می شناسند از گذر" و به آسانی به هر تازه از راه رسیده ای کردیت نمی دهند و اگر با علی، پا به توپ و همبازی می شوند، برای آن است که او را خودی می دانند. در همین روز ها احمدی نژاد و همپالگی هایش تا توانستند، گرد و خاک کردند، اما کسی محلشان نگذاشت . مردم حواس شان چندان هم پرت نیست و این نخستین درس حاصل از اعلام پشیمانی علی است.

۲- سیاست اپوزیسیون مثل یک چهارپای لنگ در باتلاق گیر کرده است و همه داریم برای یکدیگر منبر می رویم و با کار های کم اثر و پراکنده، دور خودمان می چرخیم. بعد از دختر آتش پاره بابلی، مسیح علی نژاد، که یک تنه به صف زد و بلای جان حضرات شد، حالا علی کریمی چراغ دوم را روشن کرد تا در پناه آن راه های مدرن و امروزی تولید اراده اجتماعی و سیاسی را ببینیم و جایگاه جهان دیجیتال و نقش چهره های مورد وثوق مردم در پیکار های اجتماعی و سیاسی را بهتر درک کنیم.

۳- چه آنها که ابراز پشیمانی کردند و چه آنها که چنین نکردند، در دو نکته مهم وحدت نظر دارند: هر دو امیدوارند و هر دو منتقدند. در روز های خاطره انگیز جنبش سبز، رند همریشی که رای نداده بود و از قضا از روز اول جنبش تا وقتی که دیگر کسی در خیابان همراهی نمی کرد، در کنار مان بود، هر بار که جمعیت فریاد می زد: "موسوی، رای مرا پس بگیر! "او به طعنه به ما اشاره می کرد و می گفت "رای ایشونو پس بگیر!" ما تا آخر در کنار هم ماندیم ! این بار هم چنین است و چنین باد!

۴- بر اقتدارگرایان حرجی نیست، اما حسام الین آشنا، که در دفتر روحانی کاره‌ای هست و آدمیست پر حاشیه ، گند زد و چون تا امروز از اطرافیان روحانی صدای دیگری در نیامده، این شایعه قوت گرفته که آشنا، به نظر روحانی آشناست!
این عالیجناب در توئیتی مرقوم فرموده است :
"پویش فرمایشی «پشیمانی» با پشتیبانی کسانی شکل گرفت که باید در مورد  کارهای کرده و نکرده خود به تک تک مردم ما پاسخگو باشند. آن‌ها ثروت و سعادت ملت را به تاراج دادند چه سدهایی ساختند که پشتش آبى نيست، چه فرودگاههایی که  ساختند و پروازى به آنجا نيست، به دست هر نماينده  يك مجوز پالايشگاه و پتروشيمى، به اسم خصوصى سازى پتروشيمى را به وزارت رفاه، پالايشگاه را به وزارت دفاع، روغن‌كشى را به بنياد شهيد، نيروگاه سازى را به آستان قدس، مخابرات را به سپاه و ستاد پيمانكاری را به قرارگاه خاتم الانبياء، بندر را به قرارگاه خاتم الاوصياء و …"

آشنا با وقاحتی که تا امروز فقط احمدی نژاد صاحب قباله اش بود، این پویش خودجوش را به احمدی نژادیها نسبت می دهد و با شگرد نخ نما شده اهالی "ضد تبلیغ" و با هم زدن دیگ لجن آن باند تبهکار مورد حمایت نظام، بوی گند در فضا می پاشد تا چشم، گوش و دماغ مردم را به خطا ببرد و کاری کند که هیچ کس جرعت انتقاد و گفتن نازکتر از گل به حضرات اعتدالی را نداشته باشد.
آشنا با برخی از رموز کار امثال گوبلز، آشناست و جایگاه و وزن فضای مجازی را هم می شناسد. او اما، با زبان نجوا و پچ پچه آرام مردم، آشنا نیست و گوش نامحرم او جای پیغام سروش نیست.
پنبه ها را از گوش در آورید و فریاد اعتراض مردم را جدی بگیرید، پیش از آنکه کار از کار بگذرد! آیا روحانی و دولتمردان اطرافش، این درس پویش پشیمانی را فرا خواهند گرفت؟

Ali Karimi _ Pashiman az hozour dar entekhabat

منبع: 
ایمیل
انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سالام _ صدهانفر بالاترازشما درطی این 40 سال باپلکان جمهوری اسلامی بالارفته وپس ازپرکردن جیب خود،وقتی بادنیای واقعی روبروگشته ومتوجه شده اند،ازاین کارهاوغلط کردن ها نموده اند،چه فایده برای ملت وچه فایده برای سوختن زمان وعمرمردم؟
ازاولش هم امثال علی کریمی ها ؛پروین ها،دایی ها؛باقری ها،خادم ها،ووووبرای پرکردن جیب شان ازدیوارجمهوری اسلامی بالامیرفتند،تا هم صاحب پول شوندوهم نام.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خوشبختانه دیگه حال و حوصله
کامنتهای تکراری
حرف های تکراری
نقل قول تکراری
تحمیل قهرمان و افشاگر تکراری چه علی کریمی و چه علی دایی رو نداریم
قهرمان و پهلوان حقیقی تک تک ما مردمیم
که لمسش می کنیم و بدون این بازیکن و اون مجری و حمایت هایشان یک تنه می زنیم به شیکمشون