زلزله، بی اعتمادی مردم به حکومت را آشکار ساخت

بی اعتمادی مردم به نهادهای حکومتی، که در جریان زلزله ی غرب کشور نمودار شد، نتیجه ی چهار دهه تاراج و اختلاس و ناکارآمدی و سرکوب و اعدام از سوی حکومت است

 

زلزله همانند همیشه آمد خانه ها فروریخت و زمین لرزه جسم و جان های بسیاری را به آغوش خاک فرو برد و رفت . پس از وقوع این تراژدی دهشتناک ، مردم از کوچک و بزرگ آنچه در توان داشتند در طبق اخلاص گذاشتند و پیشکش به هم میهنان دردمند به خاک نشسته کردند . بیدریغ بسیاری از ما در سوک جانسوز انسان های بلا دیده سرزمینم مویه کردیم . رسانه های نوپا اما نیرومند امروزی ، کار را به جایی رساند که مشاهیر ورزش ، هنر ، رسانه و سیاست و حکومت هر کدام خود را به میان ویرانه های استان کرمانشاه رساندند و با مردم گرفتار همدردی نمودند .

اما در کنار درد بی خانمانی و پریشانی هم میهنان مصیبت دیده ، زلزله ای هم در افکار عمومی هویدا شد ! صف طولانی کمک های مردمی که بار کامیون ها بود و هر کدام در تلاش برای رساندن یاری و نجات هم میهنان بودند ، عدم اعتماد به دستگاه ها و نهادهای حکومتی و دولتی سبب ساز این پراکندگی ها بود ، بی اعتمادی که در طی نزدیک به چهار دهه از سوی حاکمان به مردم تحمیل شد ، نمونه های روشن و بارز آن ، تاراج دارایی و ثروت مردم و میهن در میان گروه های فلسطینی ، بوسنی و هرزگوین ، لبنان ، سوریه ، یمن ، عراق و ... هم چنین برباد دادن پول های نفت و درآمد ملی ایران در پروژه های روسی ، اتمی بنام انرژی هسته ای که میلیاردها دلار از سرمایه های ملت را به غارت بردند ، در کنار آن چپاول و رانتخواری و اختلاس های میلیاردی وابستگان قدرت نیز بر همگان اعیان گشت .

نمونه دیگر بی اعتمادی مردم به حکومت ، گسترش استبداد و سرکوب جنبش های مدنی و کارگری و زندانی شدن فعالان سیاسی ، مدنی ، صنفی و عقیدتی ، بستن روزنامه ها و انجمن صنفی روزنامه نگاران‌، برخورد با سندیکاهای کارگری و کانون های صنفی معلمان‌ ، ایجاد مانع بر سر راه شکل گیری احزاب و سازمان های مردم نهاد ، خودکامگی و تجمع قدرت و ثروت کشور در انحصار یک گروه خاص ، گسترش فقر ، بیکاری ، اعتیاد ، فساد و فحشا ، رواج خشونت با اعدام های همیشگی در زندان ها ، جلوگیری از رواج آگاهی و دانایی بطور شفاف در میان توده های مردم ، انحصار رسانه های ملی و مدیریت آن‌ در حمایت از دستگاه قدرت ، عدم توزیع عادلانه ثروت و قدرت در جامعه ، بسط دروغ و ریاکاری و مدح قدرت ، شکاف عظیم طبقاتی ، خودویژه پنداری حاکمان و وابستگان قدرت بصورت باقی ماندن همیشگی در حکومت و دولت حتا در سنین کهنسالی و گرفتار بودن در شیفتگی و فریفتگی قدرت و ... عوامل بسیار دیگر دامنه بی اعتمادی مردم به حکومت را وسیعتر کرد .

اما از فعالان جامعه مدنی نیز بگوییم که نشان دادند در هنگام وقوع حوادث پراکنده و خودمحور عمل می کنند و نهاد و سازمانی را بطور شفاف به مردم ارایه نکرده اند تا هنگام وقوع بحران ، مردم به آن اعتماد کرده و از ان طریق یاری رسان باشند . به هر روی چاره و گزیری نداریم و باید همچنان از کوران حوادث درس بگیریم و عبرت بیاموزیم تا از این پراکندگی و پریشانی به همبستگی و اتحاد دست بیابیم . تا ان روز ، پاینده ایران ...‌‌..

بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
میفرمایند ".....عدم اعتماد به دستگاه ها و نهادهای حکومتی و دولتی سبب ساز این پراکندگی ها بود ، بی اعتمادی که در طی نزدیک به چهار دهه از سوی حاکمان به مردم تحمیل شد......".

آدرس غلط ما را به ناکجا آباد گمراهی خواهد برد. در زمین‌لرزه ۱۳۴۱ بوئین‌زهرا, مردم تهران به همین ترتیب شخصا در اتومبیل ها و کامیون ها درصفی بسیار طولانی به کمک زلزله زدگان شتافتند, زیرا هیچ کس به هیچ کس اعتماد نمیکرد که کمک اهدایی خود را به دست دیگری و یا یک موسسه خیریه بدهد. تجربه آنها این بوده و هست که از قطعه یخی که برای محتاجان فرستاده شود پس از دست به دست شدن ها, چیزی باقی نمیماند. اینجا مساله ملت و دولت نیست که همه از همان قماشیم. وقت آن نرسیده است که با نگاهی در آینه مجرم واقعی را ببینیم؟



افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری