چرا پاسخ به سؤال توتالیتر بودن رژیم اسلامی مهم است


در 38 سال گذشته بارها سؤالی در جنبش سیاسی ایران مطرح شده که آیا رژیم اسلامی در ایران دولتی توتالیتر است؟

این اصطلاحی است که بویژه در رابطه با فاشیسم هیتلری که عمرش کوتاه بود، و استالینیسم که عمر درازتری داشت، در اواسط قرن بیستم به کار برده شده است، و البته همه دوران حکومت هیتلر، یا استالین از سوی نویسندگانی نظیر هانا آرنت بعنوان رژیمی توتالیتر در نظر گرفته نشده است. جزئیات این بحث منظور این نوشتار نیست اما قصد کسانیکه این بحث را در جنبش سیاسی ایران مطرح می کنند، این است که نوعی حمایت و حتی شرکت در شکلی از جنگ را علیه ایران که به جنگ ضد فاشیستی تشبیه می کنند، تجویز کنند، و در این باره چهار سال پیش مفصل بحث شد (1). اما عده ای نیز از سوی دیگر، در پاسخ به نئوکانها و چلبی سازی، رژیم اسلامی را در ایران تطهیر کرده و می کنند (2). واقعیت این است که نوع مقابله با رژیمی توتالیتر در نوشته های کسانی نظیر هانا آرنت لزوماً به معنی تجویز حمله نظامی دموکراسی های غربی نیست و در واقع رژیم استالینی و کلاً شوروی، از طریق جنگ پایان نیافت. اینکه برای مقابله با رژیمی توتالیتر نیاز به کمک کشورهای دموکراتیک است و نمی توان انتظار داشت که مردم کشوری که تحت چنین رژیمی قرار گرفته اند به تنهایی خود را آزاد کنند، اصل حرف هانا آرنت است که لزوماً به معنی آزاد سازی از نوع جنگ ضد فاشیستی در دوران جنگ جهانی دوم یا به معنی حمایت از چلبی سازی دوران عراق صدام حسین نیست، و یاری رسانی جهان آزاد می تواند حتی به شکل رسانه ای باشد، البته نه آنچه امثال مدیریت صدای آمریکا (3) و بی بی سی ارائه می دهند.
در پایان لازم است تأکید کنم که از دیدگاه این قلم ابداً رژیم اسلامی در ایران را نمی شود با مدلهایی نظیر توتالیتاریانیسم که در دوران جنگ جهانی دوم و جنگ سرد مطرح شدند توضیح داد و در نوشته های دیگری نشان داده شد که مدلهایی نظیر سلطانیسم (4) هم در مورد رژیم ایران کار نمی کند، و ما با نوعی رژیم قرون وسطایی در قرن بیست و یکم روبرو هستیم که نمونه اش در تاریخ وجود داشته و آنهم خود رژیم کلیسای کاتولیک در قرون وسطی در اروپا است که جایگزین دولت باستانی روم شد، یعنی جانشین دولتی شد که بمراتب مدنی تر از رژیم کلیسایی بود، که نه تنها جایگزین آن شد بلکه بیش از هزار سال هم دوام آورد. البته رژیم اسلامی در ایران تنها نتیجه تطوری داخلی نبوده، و گرچه روحانیت شیعه و قدرت مذهبی و سیاسی آن در ایران ریشه داشت، اما رقابت شوروی و آمریکا در لحظه انقلاب در ایران باعث شد که نتیجه کار مانند ویتنام نشود و ما با هیولای اسلامی فرانکنشتاین در ایران روبرو شویم. یعنی گرچه نظیر طالبان و داعش، جریان اسلامی خمینی دست ساخت غرب نبود، اما غرب در به قدرت رسیدن نهایی روحانیت شیعه و شکست نیروهای سیاسی دیگر در انقلاب 57 دخیل بود و باعث شد رژیمی ثمره انقلاب شود که بسیار شببه طالبان و داعش بود، گرچه آن هیولاهای اسلامی فرانکنشتاین (5) در 50 سال اخیر نتیجه اشتباه آمریکا در شکل مبارزه اش با شوروی بودند، و مقابله با آنها نیز جبهه ای بین المللی را از کشورهای آزاد لازم کرد. همچنین به رغم آنکه سیر حوادث در افغانستان و موصل و رقه به نوعی پیش رفت که رهایی از حکومت های طالبان و داعش از طریق جنگ حاصل شد، چنین جبهه ای از کشورهای آزاد لزوماً نباید با اقدام نظامی پیروز شود. با اینحال چنین جبهه بین المللی مورد نیاز است، و به قول برخی فعالین درون کشور "ما تنهایی زورمان به رژیم سپاه پاسداران نمیرسد" (6) و به همین دلیل نیز حدود سه سال پیش "ابتکار گلوبال برای سکولاریسم" پیشنهاد شد (7) که ابداً هدف از ایجاد آن، حمله نظامی به ایران نیست.
به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

انتشار از: 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سام عزیز. ما بد جوری باختیم، بعد از یک نسل کودکان ما و نوه های ما دیگر فارس شدند، باید بزبان ترکی و فرهنگ ترکی و موسیقی آن خط بطلان کشیده شود، ما بد جوری فریب هموطنی را خوردیم، در جبهه ها برای حفظ ایران از دست صدام جان دادیم شهید های بیشماری دادیم، آنها هم در مقابل همه بودجه آموزشی را فقط و فقط بزبان فارسی اختصاص دادند و زبان ما و موسیقی ما را ممنوع و قدغن کردند، نان شب کودکان ما را بزبان فارسی گره زدند، تا ما بدون آن فلج شویم، اتنوساید ( هویت کشی و ترکزدایی ) خزنده جامعه فارسی ما را یواش یواش و بمرور زمان می خواهد نابود کند و زبان ترکی را بطور کامل جارو کند، ما فریب هموطنی و مرزهای پرگهر را خوردیم، آنها از ما نا صادقتر بودند و خوب توانستند سر ما کلاه بگذارند و ما کتک اعتمادمان را می خوریم، ولی فردا روز دیگری است، هیتلر می گوید که سعی نکنید با ملت ترک درگیر شوید چون شما براحتی می توانید