همنشین بهار: مدیحهِ کورش، یا لعنت‌‌نامه برای نَبونَئیدوس

https://www.youtube.com/watch?v=bYcgREYRKJQ

این بحث مربوط به مدیحهِ کورش، یا لعنت‌‌نامه برای نبونعید(نبونَئیدوس) Nabonidus است که ۵۵۵ تا ۵۳۸ یش از میلاد، واپسین شاه بابل بود و وقتی کورش بزرگ بر آن دیار چیره گشت روزگارش بسر آمد. در خلال بحث به منشور کورش هم اشاره می‌شود. پیشتر در مقاله استوانهٔ کورش، «مانترا»ی خیال انگیز، که در سایت خودم موجود است، اندکی را که از او و منشورش می‌دانستم، شرح داده‌ام. این بحث نیز، همانند آن مقاله به «کورش تاریخی» اشاره دارد. کورش تاریخی با توهمات ما و آنچه از قرن بیستم به بعد در باره وی بر سر زبان‌ها افتاده، از بنیاد متفاوت ‌‌است.
در آغاز یادآوری کنم چنانچه بخواهیم به «سنّت خط و زبان فارسی» پایبند باشیم، ضبط «کورش» دقیق‌تر از «کوروش» است. در قدیمی‌ترین متون فارسی و عربی ‌از «کورش» استفاده شده و جز نقل قولی از «حمزه اصفهانی در کتاب منسوب به وی (سنی ملوک الارض و الانبیاء = تاریخ‌ کبار الامم)، نشانی از ضبط «کوروش» در متون کهن نیست. ابوالفرج بن عبری در کتاب مختصر الدول و ابوریحان بیرونی در آثار الباقیه، نام مؤسس پادشاهی هخامنشی را «کورُش» نوشته‌اند. ابن خلدون هم از ضبط کورش استفاده کرده‌ و در لغت نامه دهخدا نیز «کورش» ضبط شده‌است.

مقاله مربوط به این بحث:

http://www.hamneshinbahar.net/article.php?text_id=504

فایل صوتی:

http://www.hamneshinbahar.net/mp3files/Panegyric_of_Cyrus.mp3

...

همه نوشته‌ها و ویدئوها در آدرس زیر است:
http://www.hamneshinbahar.net/article_all.php

همنشین بهار

انتشار از: 

دیدگاه‌ها

تصویر مراد

نظر : 
اینکه ایشان صد بار هم به این یا آن موزه سر زده است و وی با افتخار و تاکید از آن یاد می کند نشان دهنده سرسری بودن و بی اطلاعی وی از روشهای تحقیق است.
ایشان بیشتر یک آدم سیاسی "شکست خورده" و تراوما زده است که بسته به این یا آن هدف سیاسی مشتی داده ی ویکیپدیایی و ایضا نتایج تحقیقات دیگران را سرهم بندی می کند.
برای رعایت ادب از بکار بردن واژگان مناسب برای چنین رفتاری خودداری می کنم.
عدم انتشار شده: 
false
تصویر احمد احمدی

نظر : 
"....مهمترین منابع کلاسیک برای زندگانی کورش بزرگ، هرودوت، گزنفون و کتزیاس است. نوشته‌های هرودوت تاحدودی قابل اعتمااد است. اما نوشته‌های کتزیاس جنبهٔ داستان‌سرایی دارند. گزنفون هم کتابی به نام کورش‌نامه دارد که نتیجهٔ تخلیات اوست..."
اینها همه فقط ادعا هستند. باید این نظرات شما را بعنوان وحی بپذیریم؟ یا اینکه شما فکر می کنید دیگر "مرشد" اعظم هستید و حق چنین ادعاهائی را دارید؟
آیا شما واقعا به تولید کالاهای بنجل خود اعتقاد دارید؟
عدم انتشار شده: 
false
تصویر احمد احمدی

نظر : 
سرکار دوستدار،
در این مقاله ی ویکی پدیائی، شما هیچ چیز تازه ای نگفته اید. سالهاست که پژوهشگران بسیاری پته ی کتیبه ی کوروش را روی آب انداخته اند. اما متاسفانه "جو" حاضر و حاکم بر مردم "ایران زمین" اجازه نمی دهد که این تحقیقات بعنوان سندهای متعبر در رد شوونیسم فارس و حس برتری طلبی "شاه" حقیر "از دست رفته" بعنوان داده های اصلی تلقی شوند. شما فقط با کمی جابجائی خواسته اید همان اندیشه های شوینیستی را دوباره رنگ و لعاب بزنید. شما انگار یک تنه می خواهید تمام تاریخ بشریت را از نو بنویسید، بی آنکه متد و روشهای خود را از پیش روشن کرده باشید. با اتکا به داده های "موجود" فقط می توان برای انسانهای منبر نشین به نقد قصه های آخوندی پرداخت. اما نقد نه فقط "تاریخ" کوروش، بلکه کل سرگذشت بشر نیاز به تغییر تمام نگاههای تاکنونی به این مقوله دارد.
عدم انتشار شده: 
false

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری