فراموشکاری تاریخی سیاسی عارضه ایی عمومی در جامعه ایران

مردم مصلحت گرا و معیشت گرا بعد از سالها خود فریبی و دیگران فریبی متوجه نشده اند و یا متوجه شدند و خود فریب دادند، از اینکه تمام راهها به بیت رهبری ختم می شود، که همانند سیاه چاله های فضایی همه چیز را در خود می بلعد،

در فصل بهار، در مسیر ملا نصرالدین به مزرعه باتلاقی می شد، یکبار الاغ ملا در آن باتلاق فرو رفته بود، که اهالی ده نجاتش می دهند، فصول دیگر حتی در فصل تابستان که همه جا خشک می شد، الاغ در هنگام عبور کل منطقه باتلاق خیز را دور می زد، ولی در ایران، رفسنجانی باشعار سازندگی، و خاتمی با شعار دولت امید اعتماد ثبات، و احمدی نژاد با شعار زنده باد بهار، و روحانی با شعار تعامل، از هر چهار سال به چهار سال مردم را در باتلاق انتخابات فرو بردند، و در نهایت هیچ اتفاق منتظره و یا غیر منتظره ایی نیافتاد،
مردم مصلحت گرا و معیشت گرا بعد از سالها خود فریبی و دیگران فریبی متوجه نشده اند و یا متوجه شدند و خود فریب دادند، از اینکه تمام راهها به بیت رهبری ختم می شود، که همانند سیاه چاله های فضایی همه چیز را در خود می بلعد، حتی خود رهبر هم هر از چند گاهی همانند هاله ایی سیاه از این سیاه چاله بیرون می آید، ولی مثل اینکه باید با قصه دیگری از ملا، علت این فراموشکاری تاریخی سیاسی را جویا باشیم، ملا نصرالدین که دچار غصه خوری شده بود، بخاطر شنیدن هر خبر نگران می شد و از غذا خوردن امتناع می کرد، تا اینکه یک روز زن ملا نصرالدین چلو مرغ خوشمزه ائی می پزد، به امید اینکه ملا حسابی غذا بخورد ولی در اولین لقمه صدایی از همسایه می آید، زن ملا می گوید تو بشین بخور من می روم ببینم چی شده، که می رود و می بیند که الاغ همسایه کره ایی بدنیا آورده که نه دم دارد و نه گوش. که خندان به خانه می آید، به امید اینکه ملا با شنیدن این خبر خنده دار با اشتهای بیشتری غذا خواهد خورد، که بر عکس، ملا بمحض شنیدن این خبر، لقمه ایی را که در دستش نگهداشته بود به بشقاب برمی گرداند و شروع می کند به غصه خوری، و تصور وتجسم اینکه، اگر این کره الاغ یک روزی بزرگ بشود و در باتلاقی بیافتد، حیونکی نه گوش دارد و نه دم که بشود بیرونش کشید، مثل اینکه جامعه ایران هم این وضعیت را دارد و هیچ کس نمی تواند این جامعه را نجات دهد، چون تا انتخابات شروع می شود همه پای صندوقهای رای خود را هلاک می کنند، حتی خارج نشینان شله زرد نظری پز سفره حضرت عباس و ابوالفضل پهن کن برای شیرینی قبولی کیس قلابی برای اخذ پناهندگی که البته به محض اخذ پاسپورت، برای شرکت در انتخابات جلو سفارت صف می ایستند و با افتخار و با انگشت رنگی رو به دوربینهای فیلمبرداری عکس یادگاری می اندازند، و بعد هم سفر به ایران، برای پز دادن به دختر خاله و پسر خاله، این مردم الکی خوش را با هر سازی می شود رقصاند، اینها هم در دیسکو و همچنین در روز عاشورا سنگ تمام می گذارند و خود را هلاک می کنند، تا ثابت کنند که بدون پشتوانه علمی اشرف مخلوقات هستند و برترینند، عدم درک علت پیدایش این نوع خود کوچک بینی تاریخی باید کاملا روانشناسانه و با اتکا به علل تاریخی آن مورد بررسی قرار گیرد، که چرا قولهای جعلی چهار سال پیش کاندیداتورهای ریاست جمهوری را فراموش می کنند؟ ولی تاریخ جعلی پادشاهان ایران باستان و خطابه های موهوم آنها را همانند آیه آسمانی بخاطر می سپارند!

انتشار از: 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام به توسلام به ما سلام به بیت رهبری
هرکی نفهمیده تا حال باید بگیم چقدر خری
همه تو صف نان لواش سنگک و نان بربری
کی شکم سیری گرفت ازیک گرسنه خبری
آینه هم چیز خوبی است یکم بی انداز نظری
هر چی که کاشتی تا به حال همان را الان میبری

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری