عبدالله اوجالان و تز«کنفدرالیسم دموکراتیک»

هدف استراتژیک فعالان آذربایجانی « تعیین سرنوشت، حتی با حق جدایی ست». جهت استقرار حکومت آذربایجان واحد فدرال یا مستقل. براساس « رفع تبعیض، رفع بی عدالتی اجتماعی، رفع دیکتاتوری. با دموکرسی( برابری و آزادی) و مبارزه ی مسالمت آمیز. »
این استراتژی سه نیروی رفع تبعیض، عدالت اجتماعی خواه ( زحمتکشان )، و دموکراسی طلب را متحد کرده در برمیگیرد. از راه ایجاد تشکلهای « صنفی-مدنی».

 

عبدالله اوجالان در آغاز خود را  مارکسیست-لنینست میدانست ولی با تلاشی بلوک شرق از این دیدگاه برید، و با تز خود، گویا راه سومی بین کاپیتالیسم و سوسیالیسم انتخاب کرد؛ که آنرا « کنفدرالیسم دموکراتیک» مینامد. خود و طرفدارانش این تز را در نوشته های مختلف توضیح داده اند. با توجه به نوشته های او و دوستارانش این تز همان « تشکیل انجمنها و مجالس محلی» در نقاط گوناگون جامعه است، برای خواسته ها و اداره ی امورمحلی، مدنی معمولی.
فکر میکنند با عمومی شدن این انجمنها پدیده ی«
دولت خاموش» ، منظور ذوب،خواهد شد.

درایران حزب دموکرات ایران نخست شعار « خود مختاری و بعدها فدرالیسم» را مطرح کرد. اکنون نیز  طبق اخبار رسانه ها بعد از زیارت مکه  به جنگ مسلحانه مشغول است.
در عراق ، اقلیم، همه پرسی استقلال انجام خواهند داد. در سوریه « کردها» با کمک آمریکا و دوستانش با داعش می جنگند و در پی « کانتون» سازی اند. نوعی مناطق آزاد خودگردان بر اساس تز اوجالان.

این روند نشان میدهد کردها در چهار کشور «استراتژی اصولی متکی به زحمتکشان شهرو روستا ندارند. اسیر حوادث و حرکت دولتها هستند. چون بید با بادی به این سو و آنسو میل میکنند.» 
علت این مشکل «فرهنگ نیمه شهری -نیمه روستایی» آنهاست. تمام افکار اوجالان نیز بازتاب این شرایط اجتماعی ست. از این فرهنگ جز « مجالس ماهیتاً روستایی» چیز دیگری برنمی خیزد. 

برخلاف کردهای پیرو pkk،  فعالان آذربایجانی بر اساس ساختار جامعه ی شهری «تشکلهای اقشار اجتماعی » را پیش گرفته اند. یعنی « صنفی و مدنی» را، که در بزرگ شهر تهران نیز این روش عمل میشود. و در جهت « کسب حقوق» میکوشند. حقوق ملی، صنفی، جنیسی. و غیره.

هدف استراتژیک فعالان آذربایجانی « تعیین سرنوشت، حتی با حق جدایی ست». جهت استقرار حکومت آذربایجان واحد فدرال یا مستقل. براساس « رفع تبعیض، رفع بی عدالتی اجتماعی، رفع دیکتاتوری. با دموکرسی( برابری و آزادی) و مبارزه ی مسالمت آمیز. »
این استراتژی سه نیروی رفع تبعیض، عدالت اجتماعی خواه ( زحمتکشان )، و دموکراسی طلب را متحد کرده در برمیگیرد. از راه ایجاد تشکلهای « صنفی-مدنی».

استراتژی تشکیل« مجالس ماهیتاً روستایی» پژاک (کودار)، که « تعیین سرنوشت و دولت » برایش مطرح نیست و  «سیاست مماشات باحکومت» پیشه کرده در مقایسه با استراتژی فوق الذکر حرفی برای گفتن ندارد.

تشکیل شوراها و کانونها و انجمنها و ستادها و مراکز پیشگامها و کمیته ها را ما در انقلاب تجربه کرده ایم. این تشکلها پدیده های شرایط خاص انقلابی اند و مستقل از سوی مردم بوجود میایند. اما بعدها که حکومت جدید-دیکتاتوری- پاگرفت همه را نابود یا از جنس خود میکند. همچنان که کرد. شوراهای شهر و ده نیز وجود دارند که حکومتی اند.
- اکنون فعالان اقشار مختلف، کارگری، فرهنگی، هنری ، زنان و جوانان و غیره میکوشند تشکلهای « مستقل» خود را بوجود آورند. و حتی میکوشند انجمنها و شوراهای حکومتی را هم به سوی عمل مستقل سوق دهند. در جاهایی که ملیتهای مختلف وجود دارند حتی مردم در تشکلهای حکومتی نیز مختلط اند.( چند ملیتی).

در برابر تز اوجالان
« فدرالیسم دموکراتیک» را مطرح میکنم که براساس سه نیاز عمده و اساسی جامعه (تحقق عدم تبعیض، عدالت اجتماعی ، دموکراسی) ، از راه «تشکلهای پایه ای صنفی-مدنی جامعه»، که با 
آمادگی شرایط مناسب جهانی، میتواند در جهت لغو استثمار انسان از انسان، پیش رود. یعنی فدرالیسم دموکراتیک» در جهت « سوسیالیسم دموکراتیک»، با شرایط مناسب جهانی. 

- « انجمها یا مجالس کرد ها» بجای توجه به  مقوله ی "قشر اجتماعی"، « محل» را  مد نظر قرار داده است . مانند ده، محله، شهر و استان.
این « تشکلهای کردی تحت نام کودار» با چتر «پژاک دیروزی»، شاخه ی ایرانی pkk در ایران،  عنصر جدیدی ندارد. همان « تشکلهای به اصطلاح مردمی اند». که اشکالات زیادی دارند:

1- pkk و شاخه اش، حالا تحت نام پژاک، یا « کودار» یا هرچه باشد، در آذربایجان « خارجی و بیگانه» -بیرون از ایران و آذربایجان-حساب میشوند.( اما کومله یا حزب دموکرات ایران، نه).
حزب دموکرات ایران بعد از جنگ نقده اعتبار خود را پیش آذربایجانی ها از دست داده است ، و مزید برآن اکنون نیز با « زیارت کعبه و ادعای مالکیت بر ارومیه و دیگر جاها» وضع بدتر شده .
کومله نیز شاخه شاخه گردیده  و مطرح نیست. 

2- کوداردر واقع راه تولید «انجمها»ی کردی اند و فاقد عنصر جدید. حتی «عمل انتخابات» نیز چیز نوی نیست.

3- با این تشکلها هیچ دولتی خاموش و ذوب نمیشود، بل اگر به فرض در جایی هم تشکیل شود عوامل حکومتی ( کرد و غیر کرد) تبدیل اش میکنند به « تشکل حکومتی» .

4-تبدیل شدن تشکل"کوداری" به کانتون در سوریه علت اش « عدم اتوریته ی حکومت و شرایط جنگی» است.

5- در ایران اگر شرایط عدم اتوریته پیش آید «تشکلهای مختلف مستقل ، از جمله شوراهای مستقل» پدید خواهند آمد. 

6-متاسفانه سیاست غلط کردها ( ادعای ارضی، جنگ نقده، زیارت مکه، جنگ مسلحانه، عدم استراتژی ثابت ومستقل وعدم  تکیه به زحمتکشان شهرو روستا)، عدم توجه به دوستی تاریخی و همسایگی، اعتمادی را که آذربایجان توسط پیشه وری و چریکهای فدایی خلق و نابدل، و انساندوستی صمد بهرنگی و دیگران نشان داده بود -به نظر میرسد - از بین برده  و بجای آن  « عدم اعتماد» نشسته است. 
حل این مشکل بستگی به تغییرکیفی سیاست احزاب کردی دارد. که  در واقع محال  است.

زمانی رسم بود که
نیروهای انقلابی بهم تکیه میکردند
اکنون رسم شده که
بر مرتجع ترین نیروهای منطقه و جهان تکیه کنند!
**
آی اوختای، آی
هارادا قالیب سان، دوستوم هارادا؟
نییه به گلمیر او گؤزه ل لای لان
آخی یوخویا گتمیر، گوزە ل کوردستان

یول ‌آچیب قانلی چکمەلر
قوجامان داغلارا
نییه به گلمیر او هرآی های لان
اؤزگه نین اوخونا گلیب، اسیر انسانلار
هامییا دوست اولان ، بیزه قارداش گوردستان.

آی اوختای، آی
هارادا قالیب سان، دوستوم هارادا؟
----
آی اوختای، آی
کجایی، دوست من، کجایی؟
پس چرا صدای لالای زیبایت نمی آید؟
آخر خوابش نمی برد
کردستان نازنین و زیبا.

راه یافته اند چکمه های خونین
بر کوههای کهن سال
پس چرا آن طنین فریادت نمی آید؟
انسانهای اسیر، گرفتاراند برتیر بیگانگان
کردستان،
که برای همگان دوست است
کردستان ،
که برای ما برادر است.

آی اوختای، آی
کجایی، دوست من، کجایی؟
---
اوختای: علیرضا نابدل

**

برگزیده هایی از افکار اوجالان به عنوان منابع :

نقل قولهای زیر را از کتاب*« نقد جهان اوجالان»آورده ام. منهای اینکه نویسندگان دارای ایده لوژی سنتی و دکماتیک( مارکس-لنین-مائو) هستند، نوشته برای آشنایی با دیدگاه عبدالله اوجالان مفید است.
جهت آشنایی بیشترعلاقمندان می توانند به آن کتاب مراجعه کنند.
اینجا منظور فقط اشاره ی کوتاهی ست به این مسایل که:

0- او دیدگاه سنتی و خیالی در مورد زنان دارد.
1- اوجالان فردی با دیدگاه متافیزیکی ست. و « ذات گرا».
2-سومریان را اجداد کردها میداند.
3- دیدگاه روستایی-قبیله ای دارد .
4- ناسیونالیست است( برخلاف ادعاها).
5-  تز « کنفدرالیسم دموکراتیک» او در در واقع« همان تشکیل انجمنها یا انجمنهای چند ملیتی ، مجالس مردمی ، در نقاط مختلف جامعه» است. 
« در کنفدرالیسم دموکراتیک (که نام مشخص آن در کردستان ایران، کودار است)، ادعا میشود : «مناطق زیستی مشترک میان آذری‌ها، کردها، آشوری‌ها و دیگر هویت‌ها «میهن مشترک» تمامی آن‌ها شمرده می‌شود. نقده، ارومیه، ماکو و سلماس به اندازه‌ای که میهن کردهاست، به همان اندازه میهن آذری‌ها هم هست-آبدانان». معنی این حرفها نیاز به توضیح ندارد روشن مسئله مسئله ی « مالکیت» است.
گروهی ادعای « مالکیت خصوصی» میکنند، گروهی دیگر« مالکیت مشترک». در شرایط « حاکمیت نظامی فاشیستی». 
سیاست درست از آغار این بود که « ادعایی مطرح نشود- بعکس حرکت در جهت همبستگی باشد». اختلافات بین خلق ها در شرایط استقراریک « نظام نو دموکراتیک» میتواند مورد رسیدگی قرار گیرد.
در این شرایط ، دموکراسی، حق انتخاب، همبستگی و دوستی و سعادت مشترک، نظامی که دموکراتیک و اقنایی تصمیم بگیرد، مردمانی که بیشتر آگاه اند و... وجود دارند ، میتوانند امکان « عینی و ذهنی» حل اختلافات را فراهم کنند. «به را وقتی می چینند که رسیده باشد- نه هنگامی که "کالkal"( نرسیده) است.
به، نرسد-چیده نمی شود.
در نظام کنونی حاکم اختلاف ارضی حل نمی شود. راه حل آن برگشت به « شرایط گذشته» و پذیرش آن « شرایط» قبلی است. تا در نظام نوین بتوان به مشکل رسیدگی نمود.
سرنوشت و چگونگی نظامهای محلی با تعیین نظام سراسری ایران - فدرالیسم، جدایی، فرم سوم- میتواند حل شود. 

**
نیازی نمی بینم در مورد افکار اوجالان که در زیر میاید چیزی اضافه کنم. این افکار سطحی بودن خود را بخوبی نشان میدهند. سنجش آنها را به خود خواننده واگذار میکنم. علاقمندان می توانند  در رابطه با اوجالان به منابع زیادی در انترنت دسترسی داشته باشند. و بیشتر با اندیشه های او و طرفدارانش آشنا شوند. 

اعتقاد به ماوراء الطبیعه

1-«...جنبه های باطنی دین در درونم وجود دارد اوجالان 1387 :72 »
«...در مصاحبه ای با نبیل ملحم به صراحت از اعتقادش به خدا صحبت کرده و آن را امری مربوط به سرشت بشر میداند اوجالان 1387 :145   ـ 156»
2- «حرکتی که محمد تحت نام اسلام در شبه جزیره عربستان به راه انداخت  یک مبارزه ی تیپیک سوسیال دمکرات طبقه متوسط... مبارزه در راه جمهوری دمکراتیکی است که جامعه ی دمکراتیک را نیز در برمیگیرد اوجالان 1390 :126 .»
3- « مینویسد:دیالکتیک منطقه ي خاورمیانه، ظهوری پیامبرگونه میطلبد. رهبران این منطقه باید پیامبر باشند. هرگاه به فعالیتها و مبارزات خود نظری میافکنم، میبینم که همچون انبیاء تالش مینمایم. فعالیت و شخصیت و اعتقاد و انساندوستی و پرنسیپهای زندگی ام، بیشتر به پیامبران شبیه است اوجالان 1387 :70»

زن:
4-«روابط محمد با خدیجه در واقع بیانگر انقلاب زن است... حضرت محمد کسی است که بیش از همه در برخورد با زن عشق به خدا را بازتاب داده است. در آن دوران پیشرفته ترین شخص میباشد. این نوع عشقورزی که بعدها فراموش گردید در واقع با توجه به شرایط آن دوران به نحوی متعالی ساختن زن و خانواده میباشد. فاصله بین عشق الهی و عشق به زن چندان زیاد نیست... حضرت محمد به زنی که در چنین ساختار اجتماعی بدوی به دیده دردسر و مایه ی حقارت نگریسته میشود ارزش داد، این را در ازدواجش با زنان عشایر و اقشار مختلف متجلی ساخت .مانیفست آزادی زن ۴۴   ـ ۴۵   ـ ۴۶»
« هستند کسانی که میگویند چرا محمد به این تعداد زن عقد کرده است؟ من میگویم که کار خوبی را انجام داده است. حتی اگر چندین زن دیگر را نیز به عقد خود در میآورد، کار اشتباهی نبود. چون میتوان او را به عنوان یکی از عاشقان بزرگ قلمداد نمود. با زنان همانند کودکان رفیق و یار بود. شخصیتی دمکرات بود من این موارد را قبول را دارم . اوجالان 1387 :144.»

ازدواج گریلا ها ممنوع:
5- « اگر دو تن را که با هم ارتباط دارند به حال و روز خود بگذاری در اولین فرصت یا میگریزند یا به خیانت کشیده میشوند.اوجالان 1381 :۹۵ »
«بردگان حق ازدواج نداشتند. مادامی که در وضعی بدتر از بردگان هستید، نمیتوانید رهایی یابید و حق ازدواج و چیزهایی از این قبیل نخواهید داشت همان۱۹۹ »
«نمیتوانی در جایی که دشمن آن را وجب به وجب اشغال کرده آشیانه بسازی...احتیاج به آزاد کردن یک منطقه ی کوچک دارید و از خطر دور بمانید. در غیر این صورت جستجوی ارضای راههای غریزه ی جنسی خیانت است زیرا به بیارادگی میانجامد همان ۹۳.»

سومرها اجداد کردها :
از دید اوجالان سومرها اجداد کردها هستند .سومرها اتصالی زبان بودند و ربطی به زبان کردی ندارد.رجوع :« دیباچه ای بر پیوند سومری و ترکی متن کامل»
 سومر ها یا به درستی در سومری « ug sag gig-ga  * or black-headed people» اهل سرزمین  ki -en‭- n‬gir»
ربطی به کرد و ترک و فارس ندارند. زبان آنها اتصالی بود و پیوند و نزدیکی هایی با زبان ترکی دارد. در زمان سومرها منطقه پر از اقوام اتصالی زبان ایلامی، هوری  و غیره بود. آنها هم با سومریان در زبان نزدیکی هایی داشتند. تحلیلی زبانها هزاران سال بعد پا به منطقه گذاشتند.
البته این مسایل هیچ ربطی به مسایل خلقهای امروزی ندارد تنها مسایل علمی هستند که میتواند درست یا خطا باشد. اتکاء اوجالان به سومر ها به عنوان اجداد کردها ، از جنس همان بوزقورت سازیهاست.

---

«آیا زندگی کنونی در جغرافیایی که زادگاه بشر، سرآغاز تمامی مبانی بشریت، بانی روند تکامل اجتماعی انسانی است، زیبنده عظمت تاریخی ۱۵ هزارساله آن میباشد؟ همان ۱۰۸.)
«به دلیل آنکه تمدن سومری از ریشه هایش جدا گشت، به انحراف کشیده شد. تمدن امروزی بر تمدن نوسنگی غالب شد. پدیده ی کاهن ـ شاه شکل گرفت،پرستشگاهها به عنوان َرحم اصلی جامعه ی نوین ایجاد شدند. کاهنان با حیله گری  جامعه را به اطاعت خود و زن را به اطاعت مرد واداشتند. کاهنان دخترانی را برای پرستشگاهها برگزیده و آنها را مورد آموزش قرار دادند تا به صورت مؤثرترین ابزار در شکار مردان جامعه ایفای نقش کنند. اولین توطئه ی پلید بدین شیوه چیده میشود و برای اولین بار در پرستشگاهها نیروی فوق العاده ای به نظام رذیالانه میان دو جنس داده میشود. این سیستم بعدها در پرستشگاه به صورت اولین فاحشه خانه ی عمومی درمیآید )مانیفست آزادی زن ۳۰.»

ُ «کردهای نخستین در نظام برده داری سومر، با استفاده از جنسیت زن به انحطاط کشیده شده و همدست [نظام برده ُ داری] گردانیده شدند... کرد آزاد جامعه ی کمون اولیه از راه این دختران پرستشگاه، در اندک زمانی از کوهستان به پایین آورده شده و به شهر عادت داده میشود... خائنان از طریق جنسیت زن در شهر به پستی کشانده میشوندهمان 102   ـ ۱۰۳. »

"کنفدرالیسم دموکراتیک"
راهکار پیشنهادی اوجالان و طرفدارانش از جمله پژاک، کودار:

اوجالان در تاریخ 20 مارس 2005 در نامه ای خطاب به هوادارانش نوشت:« کنفدرالیسم دمکراتیک کردستان، سیستمی دولتی نیست بلکه سیستم دمکراتیک غیردولتی خلق است. سیستمی است که تمامی اقشار خلق و در رأس آنان زنان و جوانان، سیاست سازمانده دمکراتیک خود را تعیین کرده و بر اساس شهروند کنفدراسیونی مستقیم و برابر، مجالس شهروند آزاد خود را در منطقه ایجاد میکند. بنابراین، بر مبانی نیروی ذاتی و خودکفایی ذاتی تکیه میکند.57»

اوجالان در همان نامه که در مقدمه  قرارداد ک.ج.ک نیز منتشر شده میگوید : «کنفدرالیسم دمکراتیک باید دولتها را طی رفرمی ریشه ای به درجه ای حساس در برابر دمکراسی برسانداوجالان 2007 :7 )و در صفحه ی 26 اساسنامه پژاک (مصوب کنگرهی سوم)میخوانیم «دمکراسی به معنای انکار دولت نیست. خواستن از راه براندازی دولت اشتباه محض است. صحیحترین راه، اتحاد اصولگرایانه ی دمکراسی و دولت است به گونه ای که دولت به تدریج و در دراز مدت به خاموشی گراید»
[ طبق این رهنمود «پژاک-کودار»، باید با دولت جمهوری اسلامی به اتحاد اصول گرایانه برسند تا به تدریج دولت اسلامی ایران خاموش و محو شود]
[ اوتوپی  و خیال محض یعنی این. افسوس به گلهای نازنین کردستان که با این رهنمود ها خشک شدند و میشوند. ]

اوجالان در مقدمه ی قرارداد ک.ج.ک مینویسد که «کنفدرالیسم دمکراتیک یک مدل سازمانی میباشد. در اینجا بحث، گفتگو و تصمیم ِ گیری از آن جامعه است. از میان توده های مردم تا بالاترین سطح، نماینده ها طی انتخابات، انتخاب شده و در باال کوردیناسیونی(شورای هماهنگ کننده) را تشکیل میدهند. نمایندگان خلق سالانه همچون مأمورها کار خواهند کرد» اوجالان2007 :5 )و در صفحه ی 15 همان سند میخوانیم که: « سیستم ک.ج.ک نیروی تصمیم ِ گیری خود را بر تکیه بر کمون و مجالس محلی خلق رشد داده و با شکستن این حصار، راه را بر روی ایجاد و ساخت سیستم دمکراتیک خلقها گشوده است». همچنین سند پژاک نشان میدهد که آنها به واحدهای متعدد اجرایی اعتقاد دارند »که قاعده ی آن کمونهای محلی، تعاونیها، مجالس شهروند آزاد در شهرها، شهرداریها، نهادهای جامعه ی مدنی و سازمانهای مدافع حقوق بشر جای دارند و در بالاترین سطح نیز کنگره ی خلق قرار دارد»آبدانان 1392 : 76 .)سند پژاک در صفحه ی 77 توضیح میدهد که: در روستاها، قصبه ها و شهرها، عموم جامعه با توجه به شرایط و خصوصیات محل خویش دست به انتخاب دمکراتیک و آزادانه ی مجلس خلق میزنند. این مجالس خلق که با هم در ارتباطی متقابل به سر میبرند اقدام به تشکیل کمیته ها یا مجالس اجرایی از میان خویش میکنند (از طریق انتخابات دمکراتیک). این مجالس اجرایی در قبال مدیریت کردن و اجرای سیاستها و مصوبات مجالس خلق مسئول میباشند. مجالس اجرایی مزبور خودشان نمیتوانند سیاستی را تعیین نمایند یا قانون را تصویب کنند. این مجالس برای اجرای سیاستها و مصوبات از میان خود یک کئوردیناسیون (هماهنگ کنند)انتخاب میکنند. مجلس منتخب خلق میتواند اعضای این مجالس اجرایی را عزل نمایند. بدین ترتیب میان سیاستگذاری و دستگاه اجرایی تفکیک وجود دارد، معلوم است که این امر جهت گذار از مرکزگرایی و خودسرانه عمل کردن اهمیت دارد. بدین ترتیب دمکراسی ای پدید میآید که خلق در آن مبنای همه ی تصمیمگیریها است.

«کنفدرالیسم دموکراتیک را می‌توان «اتحادیه‌ی دموکراتیک و غیردولتی جوامع» دانست. یعنی ساختاری دولتی، تک‌ملیتی، تک‌هویتی و سلطه‌خواهانه ندارد؛ به‌طور کامل متکی بر جامعه است.آبدان اخبار روز**
« مدلی که کوردها در کوردستان برای حل مسائل خود در نظر دارند، کنفدرالیسم دموکراتیک است. کنفدرالیسم دموکراتیک برای سیهم‌کردن و مشارکت‌دادن همگان است. نوعی فرم مدیریتِ سیاسی دسته‌جمعی است که بر مبنای رضایت‌خاطر، همبستگی و مشارکت آزاد افراد و جوامع شکل می‌گیرد. این مدل ضامن آزادی کوردها و تمامی خلق‌هایی است که با کوردها جغرافیای زیستی مشترکی دارند. زیرا این مدل بر پایه‌ی برخورد قدرت‌طلبانه، توسعه‌خواهی و اعمال زور و انحصار استوار نیست. در کنفدرالیسم دموکراتیک (که نام مشخص آن در شرق کوردستان و ایران، کودار است)، مناطق زیستی مشترک میان آذری‌ها، کوردها، آشوری‌ها و دیگر هویت‌ها «میهن مشترک» تمامی آن‌ها شمرده می‌شود. نقده، ارومیه، ماکو و سلماس به اندازه‌ای که میهن کوردهاست، به همان اندازه میهن آذری‌ها هم هست. یعنی در مدل کنفدرالیسم دموکراتیک، با دید ملی‌گرایانه و انحصاری به میهن نگاه نمی‌شود. آبدانان اخ روز»

 « کنفدرالیسم دموکراتیک یک نظام مرکزگرا، تک‌مرکزی و دیکته‌شده از بالا به پایین نیست. بالعکس، یک نظام غیرمرکزگرا، چندساختاری و برساخته‌شده از پایین به بالاست.  یعنی خود جامعه از کوچکترین واحد اجتماعی (مثلا از یک روستای کوچک) تا بزرگ‌ترین واحدها (شهرها، نواحی و استان‌ها) تصمیم‌گیری‌ها را در درون خود انجام می‌دهد و مرجع تصمیم‌گیری، نظارت و حساب‌خواهی نیز خود جامعه است. در مناطقی که کوردها و آذری‌ها با هم زندگی می‌کنند به اندازه‌ای که کوردها از حق خودمدیریتی دموکراتیک برخوردارند، آذری‌ها نیز از حق خودمدیریتی دموکراتیک برخوردارند. آبدانان-اخ.روز»

اوجالان ناسیونالیست:
ناسیونالیست بودن یا نبودن به چگونگی عملِ رسیدن به «رهایی» بستگی دارد. اینجا« رهایی»  یعنی آزادی از« روابط تولیدی بهره کشی».
ناسیونالیست «رهایی» را از راه « ملت» و در ملت میجوید. در این راه « روابط بهره کشی» محو نمیشود و لاجرم اسارت باقی ست.  
ولی غیر ناسیونالیست( سوسیالیست) از راه « رهایی» از «روابط تولیدی مبتنی بربهره کشی» می جوید ، اینجا « روابط» اسارت آور جای خود را تدریجاً به « روابط تولیدی عدم بهره کشی» میدهد. روشن است که با تأکید بر وضعیت مناسب داخلی و جهانی. ( heyvanı yetişəndə dərərlər)- به را وقتی می چینند که رسیده باشد.
هر چند « روابط بهره کشی» را بدون آمادگی « شرایط عینی و ذهنی» نمی توان تغییر داد. ولی این امکان  هست که« جهت عمل و برنامه ها»،عمل اقتصادی- اجتماعی، را طوری «تنظیم» نمود که به « اهداف» مشخصی رسید. به عدم بهره کشی.
مانند « جهت مواظبت و رسیدگی» به «به» که برسد، و « نابود» نشود.
این « جهت عمل برنامه ها» ست که در شرایط مبارزه برای «حقوق» ، در شرایط استقرار یک« دولت»، یا یک « نظام و سیستم» مشخص میکند به سوی کدامین هدف میرویم. به سوی چیدن به رسیده یا کال و نابودی آن. در ایده اوجالان جهت حرکت« رهایی» به سوی هدفی ست به نام « ملت». و ناسیونالیسم یعنی دقیقًا این « جهت حرکت و مقصد». این حرکت ربطی به رهای از « روابط تولیدی بهره کشی» ندارد.

- مهندسی یک هویت ملی، نمونه، « سومرگرایی اوجالان» و اعمال زیاد دیگری که  به ملت مربوط میشود-با جهت و مقصد ملت.
همه  تلاشهای نالسیونالیستی ناب اند. ناسیونالیسمی که « ایده لوژی بهره کشی » یک قشر و طبقه اجتماعی از اکثریت یک جامعه است برای نگاه داشتن آن در شرایط « بردگی دائمی نوین».  

اوجالان : « پدیده ُی کرد بودن در روزگار ما، بیان هنری یک شیوه ابراز وجود است . اوجالان 1392 :41 .» اسناد رسمی پ.ک.ک مدعی اند، اوجالان جامعه ُی کرد را که «از خود بیگانه شده بود، بر بنیان شعور، آزادیخواهی و دمکراسی، به اصل خویش باز گرداند. آکادمی 2009 :66 »و در اسناد پژاک آمده است که « در فلسفه ُ کنفدرالیسم دمکراتیک، یک کرد شیعه و علوی که به میهنش کردستان عشق میورزد و برای آزادی و پیشرفت آن فعالیت میکند، زیبا است . آبدانان 1392 :59»
«پ.ک.ک مساله ملی را از حالت مساله ای معطوف به تأسیس دولت ـ ملت ِ خارج گردانید و خود خلق در آن ساختار ملی خویش را به صورت یک ملت برابریخواه و آزاد یعنی به حالت مشخص ملت دمکراتیک برمیسازد .اوجالان .158 :1392»

- همه جا تکیه بر ملت است گیریم با پسوند دموکراتیک. در درون این ملت دموکراتیک  « سرنوشت  و ماهیت روابط تولیدی همان بهره کشی» ست. و ملت از « اقشار و طبقات اجتماعی پدید آمده» است. اوجالان با « روابط» کاری ندارد ، با مقوله ی « ملت» کار دارد؛  چون « ناسیونالیست » است. علی رغم انکار آن. 
ناسیونالیست بودن یا نبودن به چگونگی عمل رسیدن به «رهایی» بستگی دارد. به دلخواه ما نیست. لازم است عمل و تئوریِ  در آن جهت نباشد. 

« رهایی» غیر ناسیونالیستی  یعنی آزادی از« روابط تولیدی بهره کشی».  این رهایی شامل همگان است. شامل بهره کش و بهره ده. هر دو.

------

منابع :

*نقد جهان اوجالان-نویسنده: صالح قاضی زاده با همکاری امید بهرنگ
 http://cpimlm.com/bzpolomicm/Ocalan.pdf
**کنفدرالیسم دموکراتیک، هم‌آوایی تازه‌ی کرد و آذری 
http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=80525

 

 

 

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مقاله اطلاعات خوبی از طرز فکر اوجالان ارائه میدهد. اوجالان ضعفهای زیادی دارد و در زمان دستگیری هم ضعفها، عقب نشینی ها و سازشهایی از خود نشان داد. اما این شخص توانائیهایی هم دارد که هنوز توانسته یک ملت را بدنبال خود بکشد.
اوجالان چپ، لنینیست و استالنیست است و پ ک ک جالا هم از محو کاپیتالیسم و برقراری سوسیالیسم صحبت میکند. دستگیری اوجالان باعث شد او در چند جبهه مبارزه عقب نشینی بکند. او از سوسیالیسم به کنفدراسیون دمکراتیک عدول کرد. او جنگ مسلحانه را رد کرد و چندین بار آتش بس یکطرفه اعلام کرد. او از مبارزه برای استقلال کردستان دست کشید و ترکیه دمکراتیک را مطرح ساخت. اوجالان وقتی از زنده ماندنش مطمئن شد در دفاعیات خود کمتر ضعف نشان داد و جهت گیری او سیاسی و در دفاع از کردها بود و راه حل سیاسی به ترکیه ارائه کرد.
اوجالان کاریزما دارد و در دل ملت کرد جای گرفته است. کردها بخاطر عقب

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سالام ـ فقط وفقط انگیزه های انسان۰ بقیه نیدرهمین جا دارند۰برای نمونه انسانهای دارای انگیزه های مختلف وگوناگون بوده وراه وتفکرخودش را بردیگران ارجع میدانند۰بهمین خاطر پس ازمدتی که انگیزه برای مساوات داشته درانسانها روبه موت گذاشته وانگیزه های جدیدی متولدمیشود۰دراحزاب کمونیستی این انگیزه هارانتوانستند ببینند۰فشارخارجی۰عدم مدیریت۰ندیدن مشکلات۰ثروت اندوزی۰جاسوسی برای دیگران۰اقتصادمردگی۰عدم تولید بهتر۰تلاش برای جامعه۰وو۰۰ همگی درانگیزه مردگی پیش می آید۰بخاطراین سیستم کمونیست وزحمات برپاکنندگان آن۰نتوانست موفق شوند۰بخاطراین درایران اصلن این فکرآب درهاون کوبیدن است۰
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به دو سئوال مهم اشاره کنم که در رابطه با مقاله مطرح اند و همینطور در سطح جهانی نیز روی آنها میاندیشند:
1- چرا تاکنون نتوانسته اند « روابط تولیدی بدون بهره کشی=نو N» را مستقر سازند؟
2- چرا «روابط تولیدی بهره کشی= R» میتواند دوباره به جای «روابط تولیدی بدون بهره کشی=نو» باز گردد یا باز تولید شود؟
----سئوال اول در فرم دیگر:
-چرا در شوروی، چین، ویتنام ، کوبا، بلوک شرق سابق تلاش برای ایجاد « روابط تولید نو» شکست خورد و انجام نگرفت؟
-آیا میتوان این « نو» را ایجاد کرد، حفظ نمود، رشد داد؟
---
علت شکست تلاشهای تاکنونی در ایجاد نو N میتوانند چند نکته باشند:
1- فشار محیط جهانی؛ 2- فشار محیط کشوری ؛ 3- خطا در هنگام پیاده کردن ، 4- خطا در تشخیص و انتخاب خود نو، 5-خطا در حفظ عملکرد .