حل مساله ملی در ایران، در گرو سرنگونی رژیم!

سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی، نخستین گام در جهت حل عادلانه مساله ملی در ایران می باشد. ... اما سرنگونی رژیم به تنهائی ، تضمین کننده استقرار آزادی و دموکراسی در این کشور بلا دیده نمی باشد. راه از بین رفتن ستم ملی ، همانا استقرار کامل آزادی های دموکراتیک در ایران می باشد.

 

حل مساله ملی در ایران، در گرو سرنگونی رژیم!

حسن جداری

 

 در اینکه ایران کشوری کثیر المله است ، امروز کمتر کسی شک و  تردید دارد. درست  است که  دربین روشنفکران و صاحب نظران متعلق به ملت فارس، هنوز کسانی پیدا میشوند که  وجود ملت های مختلف در ایران را انکار میکنند و در نشریات و نوشته های خود همواره از عبارت  "ملت ایران" به جای "ملت های ایران" استفاده میکنند، اما  در سال های اخیراین واقعیت غیر قابل انکار که در ایران  نه یک ملت واحد بلکه ملت های مختلف زندگی میکنند، توجه عامه را به خود جلب کرده است.  یکی از خصوصیات بارز، ملت واحد بودن، همانا داشتن زبان مشترک است. زبان زنده و فعالی محاوره ای که  آحاد یک  ملت، بدان تکلم می کنند. چون در ایران کنونی زبانهای مختلف وجود دارد، این خود بارزترین گواه بر وجود ملت های مختلف در این سرزمین پهناور می باشد. در ایران کنونی، 6  ملت اصلی وجود دارند که عبارت از ملت های  ترک آذربایجانی، بلوچ ، ترکمن، کرد ، فارس و عرب می باشند. بیش از نصف اهالی کشور را درحال حاضر، ملت های غیر فارس تشکیل میدهند که  اکثرا در نواحی مرزی ایران، زندگی میکنند .  در طول نود سال گذشته،  به علت حاکمیت مرگبار دو رژیم  مرکزگرای آزادی کش، ملت های غیر فارس ایران در معرض ستم ملی در ابعاد گسترده، قرار داشته اند. در طول  نزدیک به یک قرن، تمام مبارزات و کوشش ها ی ملت های  تحت ستم به منظور رهائی از چنگ ستم ملی،  به شدت از جانب رژیم های شوونیست حاکم، سرکوب شده است. برای نمونه می توان به این واقعه  تلخ تاریخی اشاره کرد که رژیم ارتجاعی شاه، درآذر ماه سال 1325 در نهایت بی رحمی و با ریختن خون هزاران تن، حکومت های  دموکراتیک در آذربایجان و کردستان را سرکوب کرد. در سال های اخیر، مبارزات ملت های غیر فارس ایران علیه ستم ملی و اجحافات و تبعیض هائی که تحمل می کنند، حدت وشدت بیشتری، یافته است.                     

                      +++++

اما باید دید راه رهائی از چنگ ستم ملی در ایران چند ملیتی کدام است و ملت های غیر فارس با اتخاذ چه شیوه هائی و به چه  طریقی میتوانند خود را از چنگ عفریت ستم ملی، نجات دهند؟ بر کسی پوشیده نیست  که در ایران کنونی، رژیمی بر سریر قدرت  نشسته که در استبداد و سرکوب و ارتکاب وحشیانه ترین جنایا ت در حق مخالفین و مبارزین، در دنیا کمتر نظیر و تالی دارد. این رژیم  آزادیکش، درطول 38 سال و اندی سلطه خونبار خود،  مبارزات حق طلبانه  ملت های غیر فارس  ایران را به منظور رهائی از دست ستم ملی به شدت سرکوب کرده و هرفریاد داد خواهی این ملت ها  را با توسل به قهر ضد انقلابی در گلو ها خفه ساخته است. برای  رهائی از چنگال این اژدهای چند سر و سرنگون ساختن سلطه  این رژیم استبدادی، اتحاد و همبستگی کارگران و زحمتکشان کلیه  خلق های ایران، امری ضروری می باشد.  نیل به آزادی و دموکراسی  در ایران  و راه پایان دادن به انواع ستمگری ها که در این کشور چند ملیتی  وجود دارد، قبل از هر چیز در گرو  نابودی سلطه استبدادی رژیم جمهوری اسلامی با تمام جناح های آن می باشد. امروز کم نیستند گروه بندی های سیاسی و عناصر" چپ" و راست ملی گرا ی متعلق به  ملت های غیر فارس در  درون کشور و در خارج  که  این توهم را با خود حمل میکنند که  ملت های غیر فارس ایران میتوانند  در همان زمانی که رژیم  ارتجاعی جمهوری اسلامی  به سلطه استبدادی خود ادامه میدهد، برستم ملی غلبه یافته  و بر سرنوشت و مقدرات خود ، حاکم گردند. به عبارت دیگر،آنها ساده لوحانه چنین می اندیشند که در چهار چوب رژیم جمهوری اسلامی، رهائی از چنگ  ستم ملی برای  ملتهای  غیر فارس ایران، مقدور می باشد.  در رد این نظریه کج روانه، باید متذکر شد که امکان ناپذیری حل مساله ملی در چهارچوب  رژیم  جمهوری اسلامی را،  بی حاصل ماندن همه تلاشهای  ملت های غیر فارس ایران در مخالفت و مقابله با ستم ملی در طول 38 سال گذشته، کاملا به ثبوت رسانده است . به قول معروف، آزموده را آزمودن خطاست.                                                   

                       +++++

در ایران اسیر در چنگ رژیم جمهوری اسلامی، انواع ستمگریها وجود دارد که یکی از آنها ستم ملی در حق بیش از نصف اهالی کشور میباشد.  ستمگری و زور گوئی در کشوری بلا دیده که در آن حاکمیت استبدادی رژیمی آزادیکش برقراراست، دامنه ای بس گسترده دارد. درایران کنونی ، رژیم زن ستیزی حاکم است که  زنان ستمدیده را از همه حقوق مدنی و انسانی محروم ساخته  و بد ترین ستمگریها را در حق آنها روا میدارد . کارگران در ایران تحت سلطه رژیم جمهوری اسلامی در حالیکه در ازای کار شاق روزانه، نازل ترین دستمزدها را دریافت می  دارند و درنهایت فقر و مسکنت زندگی میکنند ، از حق تشکیل سندیکا و تشکلات سیاسی مستقل، محروم بوده و  رژیم ضد کارگری با  زندان وشکنجه و اعدام، به فریاد اعتراض آنها پاسخ میدهد. رژیم استبدادی  دینمدار،مذهب شیعه دوازده امامی را از همان آغار به قدرت رسیدن، مذهب رسمی کشور قرار داده و باورمندان به ادیان و مذاهب غیر رسمی را در معرض سرکوب و ستمدیدگی در ابعاد وسیع، قرار داده است. ایران کنونی در واقع  امر، سرزمین بلا دیده ای است که در آن،-  نظیر  روسیه تزاری در دوران قبل از انقلاب های سال 1917،- انواع ستمدیدگی ها و  تعدیات بهم گره خورده و توده های  محروم و رنجدیده را سخت عاصی و برآشفته ، ساخته است.   

                   +++++

تجربه تلخ 38 سال اسارت در چنگ یکی از آزادی کش ترین  رژیم های موجود در جهان، برای صدمین بار این واقعیت غیر قابل انکار را آشکار میسازد که بر افتادن رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی و استقرار دموکراسی و آزادی  واقعی در زمینه های مختلف زندگی سیاسی و اجتماعی در ایران استبداد زده، از طریق رفرم و اصلاحات، انتخابات فرمایشی و دل بستن به "مراحم و الطاف" سردمداران جنایت کار رژیم که در ماهیت امر در دشمنی با  منافع کارگران و زحمتکشان، سر ستیز داشتن با آزادی های دموکرتیک و حفظ موجودیت پوشالی رژیم کشتار و جنایت، فرقی با یکدیگر ندارند، امکان پذیر  نیست. در ایران اسیر در   چنگال  استثمار و ستمدیدگی بی حد و حصر، ده ها سال است انتخابات قلابی که انتصاباتی بیش نیستند، یکی پس از دیگری می آیند و می روند،  اما رژیم جمهوری اسلامی با تمام  جناح های ارتجاعی آن، همچنان  باقی  میماند و ذره ای از  دامنه فقر و فلاکت، فساد و تباهی، بیکاری و بی خانمانی، سرکوب واستبداد، کاسته نمی شود. بدون تردید می توان گفت که انتخابات فرمایشی، تنها به امیال و مقاصد ارتجاعی  رژیم، یاری می  رساند.

                       +++++

در سال های  گذشته، ما ناظر فعالیت ها و تمهیدات سازشکارانه ای از جانب سازمان های سیاسی فرصت طلب در زمینه حل مشکل ملی در ایران بوده ایم. گرایش های سازشکاری در بین ملت های غیرفارس وجود دارند که  خواهان "حل" ستم  ملی از طریق همه پرسی و رفراندوم در چهارچوب  رژیم  جمهوری اسلامی می باشند. برخی از عناصر و نهاد های سیاسی فرصت طلب در بین  ملی گرایان متعلق به  ملت های غیر فارس نیز این امید واهی را در سر می پرورانند که جنگ و درگیریهای نظامی در منطقه و  حمله احتمالی امریکا، اسرائیل و .....  به ایران، شرایط و زمینه ای به وجود خواهد آورد که به بورژوازی ملت های غیر فارس این امکان را خواهد داد که اعلان استقلال کرده، ازایران جدا شوند. درمردود بودن نظرات سازشکارانه این عناصر و نیروهای سیاسی  فرصت طلب باید گفت که هیچ مشکل اجتماعی و سیاسی را در ایران اسیر در چنگ رژیم آزادیکش جمهوری اسلامی، نمی توان  با  تکیه به قدرت های سلطه گر امپریالیستی و ارتجاع منطقه، به نحوی که نتایج آن به سود توده های زحمتکش تمام گردد،  حل و فصل کرد. قدرت های سلطه  گر امپریالیستی در عملکرد های ارتجاعی و توطئه گرانه خود، چیزی را که  هرگز  در نظر نمی گیرند، همانا  منافع  توده های محروم و زحمتکش در ایران و در دیگر سرزمین های اسیر درچنگ استبداد می باشند.            

                    +++++

راه رهائی از ستم ملی و دیگر ستم های  اقتصادی ، سیاسی  و اجتماعی، نه تمهیدات سازشکارانه و دل بستن  به  " الطاف " رژیم کشتار و جنایت است و نه کمک و یاری طلبیدن ازقدرت های آزمند امپریالیستی. لازمه پایان دادن به ستم ملی در ایران چند ملیتی کنونی، تنها و تنها مبارزه آشتی ناپذیر در جهت سرنگونی سلطه سرکوبگرانه رژیم جمهوری اسلامی با تمام دار و دسته های آن، می باشد. تنها زمانی که رژیم جمهوری اسلامی از طریق خیزش ها و قیام های مردمی و مبارزات  قهر آمیز توده های  زحمتکش به زباله دان تاریخ افکنده شد، راه برای  محو انواع ستمگریها و از آن جمله ستم ملی در ایران ، هموارمیگردد. سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی، نخستین گام در جهت حل عادلانه مساله ملی در ایران میباشد . اما  سرنگونی رژیم به تنهائی،  تضمین کننده استقرار آزادی و دموکراسی در این کشور بلا دیده نمی باشد. اگر در فردای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی، رژیمی واقعا دموکراتیک و آزادیخواه در ایران  به قدرت رسید، در چنین صورتی  مشکل ملی نیزنظیر دیگر معضلات و ستمگری هائی که دراین کشوروجود دارد، از طریق  دموکراتیک حل خواهد گردید. اما اگر سرنگونی  رژیم استبدادی کنونی به این منجر گردد که  بار دیگر رژیمی سرکوبگر و ارتجاعی زمام قدرت را در دست بگیرد، در چنین صورتی ستم ملی در ایران نظیر دیگر ستمگریها و بی عدالتی های سیاسی و اجتماعی، مسلما از بین نخواهد رفت . راه از بین رفتن ستم ملی، همانا استقرار کامل آزادی  و دموکراسی در ایران  میباشد . تنها حکومتی  مترقی و انقلابی  متکی  به نیروی کارگران و زحمتکشان و باز گو کننده  خواست های حقه آنها  می تواند تامین کننده استقرار آزادی و دموکراسی واقعی در ایران اسیر و دربند کنونی باشد. تنها در صورتی که چنین حکومت  متکی به توده های زحمتکش در ایران به قدرت برسد، ملت های موجود در ایران این امکان را خواهند یافت که به دست خود و از طریق دموکراتیک و مراجعه به آرای عمومی، سرنوشت خود را تعیین کنند. در چنین حالتی، اگر اکثریت افراد ملتی از ملت های ایران به منظور تعیین سرنوشت خود، رای به جدائی دادند، آن ملت  این حق  دموکراتیک را خواهد داشت  که از ایران جدا شده وسرنوشت خود را به دست خود تعیین کند. طبیعته نیروهای ترقی خواه و انقلابی، هرگز این حق را به خود  نمی دهند که با توسل به زور و قلدری،  ملتی را از حق دموکراتیک تعیین سرنوست خود، محروم سازند. اما اگر در رفراندم و مراجعه به آراء عمومی، اکثریت یک ملت تمایل  به باقی ماندن در چهارچوب ایران نشان دادند، در چنین صورتی شق جدائی و ایجاد کشور جداگانه، منتفی خواهد شد.                                        خرداد ماه      1396  

انتشار از: 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
حسن جان، همین فردا پس فردا است که با شعارهای زنده باد مرده باد گروههای چپ، رژیم جمهوری اسلامی به زانو در خواهد آمد، و عکس استالین را با سبیلهای دراز در چهار راه شهناز تبریز به ابعاد 100mx100m به اهتزاز در خواهد آمد، تا همه با دیدن سبیلش زهره ترک بشوند، و،هر کودکی هم که به حرف پدر مادرش گوش نکند، با ترساندن از سبیل او و اگر شلوغ کنی می گیم استالین می آید می خوردت بچه هامون را حرفشنو بار می آوریم، حسن جان آرزو بر جوانان عیب نیست.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب حسن جداری:
گویا شما هیچگاه در میدان عمل نبودی که دائم شعار میدهی
تو میخواهی بین "ملت"ها مرز بکشی اما بی اندازه ناشی هستی که این اندازه نمیدانی که مرز را با خودنویس و جوهر نمیکشند تمام مرز های جهان را با ""خون"" کشیده اند حتی مرز های اتحاد جماهیر شوری پیشین حالا شما چرا به بوی خون و خونریزی خواهی گرفتار شدی جای سوال است

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سالام ـ اگرتوجه کنید۰درزیرمقاله آقای جداری متنی گذاشته شده ۰۰تکرار۰۰وزیرآن نوشته شده مانیفست آقای استخانلو۰۰همین متن بنام من درزیرمقاله آقای بهنام چنگالی نیزنوشته شده است۰این جاعل که من فکرمیکنم برای آقای توکلی ومسئول کامنت قابل شناسایی است۰به چه دلیل ومنظورحذف نمیشود۰برایم نامفهوم است۰ آقای بهمن موحدی۰استخانلو۰اسامه۰ائلیار۰فانون۰وآقای عزا ازآزادی کامل دراین سایت برخوداربوده تاهرچه دلشان خواست بنویسند۰ولی اکثرجواب های من به این افرادیاحذف شده یااینکه بعدازدوروزچاپ شده است۰شماقضاوت کنید وبمن راهنماباشید۰

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سالام. هرکس که به زبان پارسی، برای خواسته های اتنیکی قوم خود ، تهدید به جدایی کند ، در فرهنگ اپوزسیون ایرانی ، یک تجزیه طلب بشمار می آید و باید ایزوله گردد .
هر کس که در هر 3 جمله خود ؛ حتی یکبار اسم فارس و ایرانی را بیاورد ، و برخورد به دولت و آخوندها را ماست مالی کند، نیز تجزیه طلب و راسیست به حساب آمده و فوری باید از جلسه و بحث اخراج گردد .
هر کس که بجای مبارزه با رژیم آخوندی و مبارزه طبقاتی با نظام سرمایه داری آن ، آدرس غلط داده و با مردم فارسی زبان ایرانی مبارزه راسیستی نژاد گرایانه کند ، نیز یک تجزیه طلب است و باید اسمش در لیست محاکمات آینده قرار گیرد.
جهت ثبت در اسناد تاریخی مبارزات رهایی بخش مردم ایران !

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جریان چپ با تبلیغ ضد ایرانی و عوامفریبانه صد ساله خود مردم ایران را به برده گی اخوند کشاند. جریان چپ در سرتاسر جهان پیامی جز تخریب خیانت و استبداد نداشته و نخواهد داشت. جریان چپ با دروغ ازنظام سابق غولی بی شاخ و دم ساخت و پلید ترین نیروی تاریخ را حمایت کرد. دشمن اصلی مردم ایران نه غرب نه یهود بلکه فلسفه چپ است .هیچ تضمینی نیست که این نظام هم برود ایران مانند لیبی و عراق نشود . هنوز خبری نیست ترک و کرد سایه یک دیگر را میزنند و در فردای نبودن قدرت مرکزی بدون شک حمام خون در کردستان و اذربایجان براه خواهد افتاد .
حقوق مردم ایران فقط در سایه حکومت قانون و انتخابات ازاد ممکن و میسر است. بسیار ساده لوحانه است کسی فکر کند
دولت اینده مانند دولت رجوی گردن به تجزیه ایران و یا خود مختاری بدهد .اکنون با هزاران سند روشن است که دولت یهود از تجزیه ایران

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این آقای بهمن موحدی ، نماینده تام الاختیار همه شوونیست های راست و " چپ" در سایت " ایران گلوبال " است. تاکسی مقاله ای در زمینه وجود ملت های مختلف در ایران می نویسد و ستم و تبعیضاتی را که در طول بیش از نود سال گذشته در حق ملت های غیر فارس ایران روا داشته شده است، مطرح می سازد ، ایشان قلم در کف گرفته و با خشمی زاید الوصف نویسنده مقاله را مورد حمله قرار میدهد. ایشان از کامنت نویس های در نوع خود " بی همتا" در " ایران گلوبال " می باشد. موحدی هم کمونیست دو آتشه است و هم مدافع سرسخت سازمان مجاهدین خلق. معلوم نیست این ناسیونالیست تمام عیار مدافع بقای ستم ملی در ایران، چگونه می تواند در یک زمان، معجز آسا هم کمونیست دو آتشه باشد و هم مبلغ و مدافع سازمان مجاهدین خلق که سازمانی دارای مرام مذهبی میباشد؟ چگونه و با توسل به چه معجزه ای ایشان می تواند ماتریالیسم

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
درود بر آقای حسن جداری

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سالام ـ دراین سایت درکل یک سیاست مفدوش راپیش می برند۰شعاردهندگان تفکررادیکالیسم.درچه دل تنگشان میخواهند مینویسند۰ آریایی پرستان وتفرقه اندازان وافرادمشکوک درکامنت نویسی هرچه دلشان خواست میتوانند بنویسند۰مشکوک القلم ها آزادند مطالبی باسندسازی های جعلی آزاددند۰جاده صاف کن های تورک خودزن نیزآزادند تاخودزنی کنند۰ماهم آزادیم ازده تامتن خود دراین سایت یکی راببینیم۰جاعلین نیزآزادند۰بنام این وآن وبنام من کامنت گذارندچ

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مانیفست استخانلو-
هرکس که به زبان پارسی، برای خواسته های اتنیکی قوم خود ، تهدید به جدایی کند ، در فرهنگ اپوزسیون ایرانی ، یک تجزیه طلب بشمار می آید و باید ایزوله گردد .
هر کس که در هر 3 جمله خود ؛ حتی یکبار اسم فارس و ایرانی را بیاورد ، و برخورد به دولت و آخوندها را ماست مالی کند، نیز تجزیه طلب و راسیست به حساب آمده و فوری باید از جلسه و بحث اخراج گردد .
هر کس که بجای مبارزه با رژیم آخوندی و مبارزه طبقاتی با نظام سرمایه داری آن ، آدرس غلط داده و با مردم فارسی زبان ایرانی مبارزه راسیستی نژاد گرایانه کند ، نیز یک تجزیه طلب است و باید اسمش در لیست محاکمات آینده قرار گیرد.
جهت ثبت در اسناد تاریخی مبارزات رهایی بخش مردم ایران !
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
قوم پرستان و طایفه گرایانی مثل "حسن جداری " با نوشتن مطالب تفرقه انگیز، با هدف ایجاد اختلاف بین ایرانیان و تهدید به تجزیۀ ایران، به تحکیم و تداوم استبدادِ رژیم ضدبشری جمهوری اسلامی در ایران یاری میرسانند. حسن جداری یک ناسیونالیست قومیتگرا می باشد که بی جهت خود را چپ و کمونیست می داند، افکار قومیتگرایانه، هیچ نسبتی با مارکسیسم ندارد. یکی‌ از عوامل بازدارندۀ برپایی آزادی و برابری در ایران و سرنگونی رژیم ضدبشری جمهوری اسلامی، گروه‌های فاشیستی قومی افراطی و پان ترکها و پان عربهای پلید هستند که سعی‌ در تشتت و پراکندگی روند اتحاد و انسجام گروهها و سازمانهای اپوزیسیون ایرانی‌ دارند.
حسن جداری موذیانه می گوید که رژیم جمهوری اسلامی درطول 38 سال و اندی حاکمیت خود "ملت های غیرفارس" را سرکوب می کند. حسن جداری می خواهد این دروغ بزرگ را جا بیاندازد که فارس زبان های ایران توسط آخوندها سرکوب نمی شوند و
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به حسن جداری :
"ما ایرانیان، یک ملتیم و یک خلقیم و آرمانمان سرنگونی رژیم ضدبشری جمهوری اسلامی ، و برقرای آزادی و برابری است".
در ایرانِ تحت اشغال این آخوندهای پلید، "ستم مضاعف مذهبی" وجود دارد و به هیچ وجه ستم قومی وجود ندارد. کشور ایران نیز به هیچ وجه "کثیر المله" نیست .
ملت در قاموس سیاسی یک معنا دارد و قوم یک معنای دیگر. «قوم» یک مجموعه از جماعات انسانی است که دارای زبان و فرهنگ و سنتهای مشترک دیرینه اند و از یک منشاء نژادی برخاسته اند ، و در درون یک کشوری که چند قومیتی است در کنار اقوام دیگر تشکیل ملت می دهند. «ملت» یک مجموعه از جماعات انسانی شامل اقوام است که در درون یک سرزمینی به نام کشور با مرزهای مشخصی زندگی می کنند ، دارای تاریخ و سرگذشت مشترک و دارای دولت واحدی اند. یک ملت ممکن است از چند و چندین قوم تشکیل شده باشد (مثل ایران) ، چنانکه ملت ایران از اقوام فارس و تُرک و کرد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
قبل از انقلاب 1357 ما تبلیغ میکردیم که اگر رژیم شاه برود یا سرنگون شود کارگزان مرفه خواهند شد، روستائیان صاحب همه چیز خواهند شد و ملتها آزاد خواهند شد. مردم همگی می گفتند: بگذار شاه برود همه چیز درست میشود. بگذار سلطنت سرنگون شودهمه به حق خودشان میرسند.
رژیم سرنگون شد. چی شد؟
آیا باز تاریخ تکرار بشود؟ تضمین شما چیست واسه حل شدن مسئله ملی بعد ار سرنگونی رژیم؟
لطفا بگوئید چگونه حل خواهد شد؟ با جزئیات توضیح دهید
حل شدن مسئله ملی یعنی چی؟ آیا بمعنای فدرالیسم، خودمختاری، استقلال است؟ آیا بعد از سرنگونی رژیم ملتها به یکی از اینها خواهند رسید؟ چگونه؟
لطفا به سوالات من جواب دهید؟

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری