تاملی بر بازگشت آقای احمدی نژاد بە صحنە

آقای میرحسین موسوی در جریان سفر بە تبریز برای سخنرانی و تبلیغ انتخاباتی و آقای عبداللە رمضانزادە در سنندج علیرغم فشار مردم بر آنان حاضر نبودند بە زبان مادری خود با مردم خود صحبت کنند، اما همچنانکە اشارە شد بعدها کە در موقعیت ضعف قرار گرفتند اقدام بە عوامفریبی نمودند. سایت کلمە دو ویژە نامە کوردی و تورکی منتشر کردند کە یک شمارە بیشتر از آن منتشر نشد و همین انتشار با اعتراض برخی از اصلاح طلبان منجر شد.

 

بعداز تثبیت نظام میتوان تلاش خامنەای برای حذف میرحسین موسوی از نخست وزیری و ابقای علی اکبر ولایتی بجای او را بعنوان زمینە شکاف از جهت عقدە و سلیقە شخصی و تشکیل مجمع روحانیون مبارز در مقابل جامعە روحانیت مبارز در اواسط دهە شصت هجری را از جنبە سیاسی آن برشمرد.

رقابت میان دو گروە بیشتر برای حفظ موقعیت خود  بدون مشارکت مردم  و  نوع رقابتشان از نگاە  اکثر مردم  جنگ زرگری و یا بدو بدتر تعبیر میشد. جناح اصلاح طلب تنها بعداز مغلوب شدنش در سال ٨٨ پشت سر مردم سنگر گرفتند. اصلاح طلبان هیچگاە بە  ملتهای غیر فارس روی خوش نشان ندادند و صدالبتە ملتهای غیرفارس نیز با آنان همراە نشدند.  اصلاح طلبان بخوبی بە این مهم آگاە بودند کە گشودن در بە روی ملتهای غیرفارس برای کل نظام هزینە بردار است و با دلایل کافی میتوان اثبات کرد  یکی از دلایل تسلیم شدن جریان اصلاحات ناشی از نگرانی از تجزیە ایران بود.

 آقای میرحسین موسوی در جریان سفر بە تبریز برای سخنرانی و تبلیغ انتخاباتی و آقای عبداللە رمضانزادە در سنندج علیرغم فشار مردم بر آنان حاضر نبودند بە زبان مادری خود با مردم خود صحبت کنند،  اما همچنانکە اشارە شد بعدها کە در موقعیت ضعف قرار گرفتند اقدام بە عوامفریبی نمودند. سایت کلمە  دو ویژە نامە کوردی و تورکی منتشر کردند کە یک شمارە بیشتر از آن منتشر نشد  و همین انتشار با اعتراض برخی از اصلاح طلبان منجر شد.

اینکە چرا جنبش سبز شکست خورد و یا تسلیم شد هدف این بحث نیست و اما نمیتوان از این واقعیت چشم پوشید کە مقارن با  ظهور جنبش سبز در ایران، انقلاب مردم  تونس و مصر چون از بطن جامعە برخواستە بود بە نتیجە رسید. اما عبدالخلیم خدام در سوریە  ( سە سال قبل از بحران فعلی سوریە یعنی سال ٢٠٠٩ )، جنبش تغییر در کوردستان عراق کە از اتحادیە میهنی کوردستان جدا شدە بود و در ایران هم اصلاح طلبان بریدە از حکومت  مدعی تغییر شدند اما چون هر سە از بدنە نظام خود جداشددە بودند و در ویرانی ممالک خود سهیم بودند نیروهای قابل اعتمادی برای مردم نبودند و حرکتشان بە نتیجە نرسید.

 

یک ضرب المثل کوردی هست کە میگوید همە گوشتخوارند تنها گرگ بدنام است. اگر بپذیریم کە  قدرت فساد ببار می آورد احمدی نژاد نیز از این قاعدە مستثنی نبودە و نیست. اوایل دستیابی بە قدرت رجب طیب اردوغان ـ کە اینک خصلتهای دیکتاتورمابانەاش شهرە خاص و عام گشتە ـ  در نقش آیەاللە طالقانی جلوس نمود، چە بسا اگر طالقانی نیز زندە بود و  بە قدرت میرسید اردوغان فعلی ایران بود. همچنانکە شخص خامنەای کە اینک عامل اصلی بدبختی های مردم ایران شناختە میشود در اوایل انقلاب از چهرەهای مقبول نظام بود.

 کارنامە احمدی نژاد در سطح کلی بدتر از دولتهای  ماقبل و مابعد خود نبودە و دولت ایشان همچون دولتهای قبلی ـ با این تفاوت کە مخالفان درون حکومتی بە آن اضافە شدە بود ـ  علیە مخالفان نظام برخورد کردند. مخالفان درون حکومتی کە موضوع حذف بە خودشان رسید از احمدی نژاد هیولایی ساختند.

در دورە احمدی نژاد  طبقە متوسط جامعە رشد یافت و آمارهایی از فعالیتهای عمرانی دولت او هست کە در دولتهای دیگر سابقە نداشتە است. پروژە گازرسانی بە ٨٠٠٠ روستا، پروژە مسکن مهر، بازسازی ٨٠ سینما، سهام عدالت و یارانە و موارد دیگری کە در جریان سفرهای استانی او انجام گرفتە است با کارنامە ضعیف دولتهای قبلی قابل قیاس نیستند.

سفرهای استانی ایشان مورد تائید شخص خامنەای بود و خامنەای در نماز جمعە گفتند کە در گذشتە مردم قادر بە ملاقات فرماندار شهر خود هم نبودند اما حالا با رئیس جمهور ملاقات میکنند. بنا بە آمار طرفداران احمدی نژاد از مجموع 7230286 نامه دریافتی در دور اول به 70%درخواستها رسیدگی به عمل آمده بود.  

بیشترین اتهام  مخالفین احمدی نژاد بە سیاستهای خارجی اوست،  آنان تحریمهای سازمان ملل علیە ایران و قوت گرفتن تهاجم نظامی بە ایران را محصول سیاست غلط  خارجی احمدی نژاد میدانند. آیا با وجود نهادهای موازی در سیاست خارجی میتوان بە آسانی پذیرفت کە تنش زایی و دیپلماسی تهاجمی احمدی نژاد را سیاست شخصی او دانست؟ اگر سیاست تنش زایی احمدی نژاد عامل گرفتاری ایران است در محور شرارت قرار گرفتن ایران در دولت خاتمی محصول چیست؟

در ساختار حکومتی ایران کمتر بە این مسئلە توجە شدە کە چهار وزرای چهار وزارتخانە  خارجە، کشور، دفاع و اطلاعات توسط شخص خامنەای منصوب میشوند و رئیس جمهور در انتخاب آن چهار وزیر فاقد اختیار است. حداقل  اگر خاتمی یک تدارکچی بود اما احمدی نژاد اقدام بە برکناری منوچهر متکی وزیر خارجە وقت و برای حذف حیدر مصلحی وزیر اطلاعات کە هر دو منصوب رهبر بودند تلاش نمودند.  

بباور بندە  روحانی برای  نظام بهترین گزینە و با توجە بە تجارب نظام در سهل انگاری سال ٢٠٠٩ نە  سرنوشت نظام خود را تسلیم آرای مردم کنند و نە سرنوشت آنرا تسلیم افراد مشکل سازی مثل احمدی نژاد میکنند.  بنظر من مهندسی انتخابات بگونەای تنظیم خواهد شد کە هم نقش مردم نیز در آن شکل دادە شود و هم آنرا بدرستی مدیریت کنند. مطمئنا سران نظام اشتباە انتخابات سال ٢٠٠٩ را تکرار نخواهند کرد و  همچنانکە اردوغان در ترکیە زمینە ابقا خود در قدرت را تا سال ٢٠٢٩ بیمە کردەاست سران نظام ایران کمتر از اردوغان نیستند. 

اینک کە  آقای احمدی نژاد بە عرصە انتخابات بازگشتە است تمام نگاهها روی اوست اما هنوز زود است بە اتفاقات بعداز آن بپردازیم. پایگاە  اجتماعی احمدی نژاد چیست و کجاست جای سوال است و ابراز برائت یاران دیروز پروپاقرصش نظیر مهدی کوچک زادە و احمد توکلی عرصە را بە او بیشتر تنگ میکند و اگر چنانچە مورد تائید  شورای نگهبان هم قرار گیرد شانسی برای پیروزی ندارند بنابراین راز بازگشت او بە پروسە انتخابات چیست از دو جهت بیشتر نیست.

محتملا ماموریتی هم بە او محول شدە باشد  تا فضایی ایجاد شود کە منجر بە حصر او شود وتوازنی برای رفع حصر و دلنوایی از از راندە شدگان باشد. البتە خود ایشان مورد عفو رهبری قرار گیرند. ممکن است هدف قرار دادن خامنەای در جریان سخنرانی اش در اهواز زمینەسازی برای ایجاد همچون فضایی باشد. فضای انتخاباتی بهترین زمان برای مانورهای اینچنینی است و ممکن است ملاقات رسول منتجب نیا قائم مقام حزب اعتماد ملی بی ربط با همچون نظریەای نباشد. مگر  ممکن است فردی کە  تا چهار سال قبل خامنەای را سید خراسانی میدانست، رقبایی نظیر رفسنجانی را سر راە رهبر حذف کرد در مقابل او قرار گیرد؟

احتمال دوم این است کە او با اصل نظام زاویە پیدا کردەاست و در مقابل خامنەای بایستد. آقای احمدی نژاد سخن زیادی برای گفتن دارد و بعداز رفسنجانی میتوان او را دومین جعبە سیاە حاکمیت نامید. بنابراین با وجود حلقەای کە بە دور اوست امکان حذفش آسان نیست و ایشان با شناختی کە از حاکمیت دارد بە آسانی تن بە حذفش همچون احمد خمینی نمیدهد و میتوان گفت حساب همە ریسکها را کردەاست.

 

 

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
‌چونکه ترکها وطن دوست نیستند!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آیا خبر دارید کاندیداهای ریاست جمهور ایران که صلاحیتشان مورد تائید شده فارس زبان تشریف دارند ١- روحانی متولد سمنان ٢- قالیباف متولد مشهد ٣- رئیسی متولد مشهد . حالا شما تحلیل و تفسیر کنید که چرا ؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تحلیل ضعیفی بود. بسیار کمرنگ...با نتیجه گیری غلط در انتها.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
از نظر من خامنه ای جنایتکاریه که دیر یا زود باید جای خودشو به یه نیروی دمکرات و عدالتخواه بده!

اما مخالفت امثال احمدی نژاد و دخیل بستن به دارودسته اون راه حل نیست! چون تا جاییکه من می فهمم احمدی نژاد لمپنی یه که یقیناً عنصر نفوذی یه جریان وابسته ست و کسی مثل علی افشاری هم که خواستار "مداخله بشر دوستانه" امثال بوش و بلیر در ایران بود و حالا هم زیرجلکی داره سنگ احمدی نژاد رو به سینه میزنه به احتمال زیاد هم فکر و هم آخور و هم تشکیلاتی احمدی نژاده!

بی دلیل نگفته اند؛ به من بگو دوستت کیه، بهت میگم کی یستی! احمدی نژاد و علی افشاری بنابر سابقه تاریخی دوست همدیگه و قطعاً دشمن زحمتکشان ایرانند!

به نظر من؛ تحریم انتخابات، بهترین جواب به رژیم سراپا جنایت حاکمه!

مخلص همه جانهای شیفته آزادی و برابری،
بر و بچه های اسیر آلبانی و هزار اشرف یادتون نره!

رفیق سائل.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
برای چند لحظه گمان کردم به جای ایران گلوبال به سایت دولت بهار هوادار احمدی نژاد رفته ام! از اپوزیسیونی که چنین بی منطق مدح روان نژندی چون احمدی نژاد می کند و مدعی است طبقه متوسط در دوران ریاست جمهوری او رشد یافته (!!!) جای تعجبی ندارد که چهل سال است در مقام اپوزیسیون (شوربختانه هم حکومت و هم ملت) باقی مانده و دست و پا میزند و به جای شناخت جامعه هر روز از مردمان سرزمینش دورتر و بیگانه تر میگردد.

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری