مسئله ی انقلاب و پشیمانی از آن

تواب سازی سلطنت طلبان
تعداد مشاهدات: 
3419
خانمها و آقایان محترم، خیلی ببخشید ،
روی این فرش ایران، سلطنت شما چنان « خرابکاری» کرده بود که « هرچه با جان و دل» شستیم تمیز نشد که نشد؛ عاقبت روضه خوان و دارو دسته اش از راه
رسیدند ، و آن را از دست ما گرفتند و بردند که بردند.
ما زمین را کندیم « آب» دربیاد، متاسفانه سلطنت شماها چنان توی این زمین « خرابکاری» کرده بود که به جای« آب»، ما به « خرابکاریهای» سلطنت شماها رسیدیم:
حکومت داعش ایرانی.
لطف کنید « خرابکاریهای» خودتان را به نسل 57 نچسبانید که هر چه میکشیم از لطف شماها میکشیم.
 
مدتی ست مد شده که سلطنت طلبان دوست دارند از زبان کسانی که در انقلاب 57 شرکت کرده اند
جمله ی « پشیمان هستم» را  بشنوند و در تبلیغات خود در بوق و کرنا کنند. اعتراف گیری ساواک بعد از سرنگونی.
هنوز از دست تواب سازی حکومت حاکم رها نشده ایم که اینان هم میخواهند از ما تواب سازی کنند!
 
چرا؟ چون این طبقه ی سرنگون شده میخواهد به هر طریق ممکن دوباره به قدرت برگردد و باز به حکمرانی بپردازند.
مسئله اش تصاحب چند چیز است:وابستگی، قدرت، نفت، تسلط. تبعیض، استثمار.
 
البته این حق هر قشر اجتماعی ست که در سیاست شرکت کند. و نفی نمیشود.
 
چرا سلطنت طلبان یا کسانی مانند آنان میخواهند« رخداد»  انقلاب را کار اشتباهی نشان دهند؟ 
چون استقرار حکومت فاشیستی اسلامی را به جای حکومت دیکتاتوری شاه خطا می بینند. و این دو را روبروی هم میگذارند و شرکت کنندگان را خطا کار میدانند و طلب « توبه » میکنند.
 که :  نشستن یک دیکتاتور به جای دیکتاتور قبلی، روی سیاه اولی را سفید میکند.
 نخیر جانم. چنین منطقی وجود ندارد.
 این کار اسم اش مغالطه است.
استدلال شان این است که اگر شرکت کنندگان در 57 توی خانه میماندند و به خیابان نمی رفتند انقلاب نمیشد.
اگر سازمان های سیاسی یا سیاسی نظامی عقل داشتند و بچه نبودند، در انقلاب 57 شرکت نمی کردند و شاه یا بختیار سرجایشان میماندند
و حکومت فاشیستی سرکار نمی آمد و نسلهای بیگناه بعد از 57 سوخته حیات نمیشدند. 
کناهکار این  ناآگاهان سیاسی هستند که انقلاب 57 را موجب شدند!
 
از این عوامانه تر دیگر نمیشود سخن گفت. 
فیلسوفان و سیاستمداران و جامعه شناسان باید این تحلیل را حتما در اکسفورد تدریس کنند که اوج نبوغ ایرانی ست!
 
**
خانمها و آقایان محترم، خیلی ببخشید ،
روی این فرش ایران،  سلطنت شما چنان « خرابکاری» کرده بود که « هرچه با جان و دل» شستیم تمیز نشد که نشد؛ عاقبت روضه خوان با مساجد و دارو دسته اش از راه
رسید ، و آن را از دست ما گرفت و برد که برد.
ما زمین را کندیم  « آب» دربیاد، متاسفانه سلطنت شماها چنان توی این زمین « خرابکاری» کرده بود که به جای« آب»، ما به « خرابکاریهای» سلطنت شماها رسیدیم:
 حکومت داعش ایرانی.
لطف کنید « خرابکاریهای» خودتان را به نسل 57 نچسبانید که هر چه میکشیم از لطف شماها میکشیم.
 
دیکتاتوری برقرار کرده بودید، و توسط ساواک جوانان را چون آهوان شکار دولتی میکردید !
 
 
کار بسیار درستی کردیم ، علیه دیکتاتوری و شکار ساواک « نه» گفتیم و « قیام» نمودیم. این افتخار ما در تاریخ ایران است.
 
وظیفه ی  انسانی است که علیه چنین چیزهایی قیام کنیم. 
**
 
خانه نشستن. به خیابان نرفتن. به گروهی نپیوستن!
آیه های سلطنت طلبان به اصطلاح دموکرات شده است.
 
بسیار خوب. اگر واقعا چنین است و به گفته ی خود باور دارید
« چرا شماها اکنون در خانه های خود نمی مانید و دست از فعالیت سیاسی نمیکشید؟
از کجا میدانید فردا بعد از کلی کشتار و خرابی و برباد شدن زندگی ها، جامعه صاحب حکومت فاشیستی یا حداقل دیکتاتوری دیگری نخواهد شد؟»
 
شما که نسل 57  را محکوم می کنید  فعالیت غلطی انجام داد ، لطف کنید همه ی تشکیلات سلطنت طلب و مانندهای آنرا منحل کنید و بروید در خانه های خود بست بنشینید که دیکتاتوری آینده را موجب نشوید. چرا این کار را نمیکنید؟ 
به همان دلیلی که شما نمی کنید ، ما هم حق داشتیم که نکنیم، و با آنچه سد راه پیشرفت و تکامل جامعه بود درگیرشویم. 
سلطنت شاه سد راه تکامل جامعه بود همچنانکه اکنون حکومت داعشی ایران مانع آن است.
 
آیا میتوانید در خانه بنشینید؟
 یا بلدید چون آخوندها تنها برای دیگران « شام غریبان» درست کنید؟
 
نه! نمی توانید سیاست را تعطیل کنید.
نه تنها شما، بل هیچ گروه و قشر و طبقه ی اجتماعی نمی تواند « مبارزه ی سیاسی» را تعطیل کند و در خانه بنشیند و دستکش سفید به دست کند.
 
چرا؟ چون دست خودش نیست. از اختیار افراد خارج است. فعل انفعالات اجتماعی پدیده های جمعی جامعه اند، و از میل این و آن تبعیت نمیکنند. برای خودشان موجودیت عینی و جدا از افراد کسب می کنند. گرچه افراد و شخصیتها در آنها نقش دارند اما رخداده های اجتماعی فنومنهای طبیعی اند که بخود جامعه تعلق دارند و از خواست افراد جدا میباشند.
 
انقلاب یک رخداد است.  یک پدیده است از جنس خود جامعه . انقلاب یک حادثه است. یک اتفاق است. علتهایی آنرا به وجود میاورد. 
مانند تولد یک نوزاد است. مرده به دنیا بیاید یا زنده. بزرگ شود یا بمیرد. فرد موفقی باربیاید یا در اعتیاد و فقر از پای دربیاید.
به سرریزشدن دیگی ماند که زیرش مدام شعله ورتر میشود.
فنومن «سرریزشدن» با قطرهای داخل دیگ یکی نیست. با چند قاشق آب زیاد و کم یکی نیست. انقلاب جمع افراد نیست. انقلاب خواست من و شما و دیگری نیست. که عدم آن
در خانه نشستن باشد. شرکت این یا آن جوان هم نیست.
لطف کنید کمی به جامعه شناسی مراجعه کنید و ببینید انقلاب چیست و چرا رخ میدهد. و نقش افراد در آن چیست.
گرچه درپایین اشاره میشود ولی کافی نیست.
 **
 پرسیده میشود چرا انقلاب کردیم؟ 
- طرح چنین سئوالی صحیح نیست. نشانه ی عامیانه اندیشی پرسشگر است.
درست اش آن است که پرسیده شود "چرا انقلاب شد؟" برای چه انقلاب شد؟"
کسانی که با جامعه شناسی کمی آشنایی دارند میدانند انقلاب را انجام نمی دهند بل آن " روی میدهد" . چه عده ای بخواهند و چه نخواهند. وقتی شرایط چنین رویدادی فراهم شد آن اتفاق میافتد. و دهها میلیون انسان را به «عمل وحرکت» درمیاورد.
 
اکنون دهه هاست خیلی ها میخواهند انقلاب کنند ولی چیزی روی نمیدهد. چون «شرایط مادی و معنوی » چنین رویدادی هنوز به مرحله ی انقلاب رشد نکرده است. تاحدی شبیه آن است که بگوییم " آب هنوز به صد درجه نرسیده که بخار شود."  قازان قاینایئر- هله داشماغا قالیر. 
انقلاب حادثه ایست که
" عوامل منفی اقتصادی-فرهنگی-سیاسی» موجب میشوند  روی دهد.
با حل به موقع این عوامل میتوان انقلاب را دور زد و  روی دادن آن را رفع نمود.
در غیر این صورت، یعنی علتهای آن رفع نشود،  اتفاق میافتد . ربطی به در خانه و خیابان نشستن ندارد.
در شرایطی که تضاد درونی حکومت تحت تأثیر تضاد مردم با حکومت اوج میگیرد ،و  وضعیت فرمانروایی و فرمانبری در جامعه از بین میرود روی میدهد.
بعد مسایل پیروزی-شکست- انحراف پیش میاید. هر کدام از این مراحل بستگی به شرایط خود دارند. شرایط مادی- معنوی هر یک از این سه مرحله آماده باشد اتفاق میافتند.
 
 چرا در ایران 57 انقلاب شد؟
انقلاب شد که راه تکامل جامعه از " نظام استبداد و دیکتاتوری" به " نظام دموکراتیک" باز شود.
که با شکست انقلاب مشروطیت- و جنبشهای بعدی- همچنان بسته مانده بود. 
انقلاب مشروطیت و جنبشهای بعدی در کل حرکات سکولار بودند. برای یک نظام دموکراتیک.
 انقلاب بهمن- قبل از حرکت خمینی -یک جنبش سکولار بود. برای نظام دموکراتیک.
اما حرکت نیروی خمینی توانست آنرا از مسیر سکولار به مسیر تئوکراتیک منحرف کند. ( رقابت نیروها).
نیروی سکولار شرایط مادی-معنوی هدایت و پیروزی را نداشت. ضعیف بود.
تلاش نیزوی سکولار برآن بود که این ضعف رفع شود. همچنانکه حالا تلاش میکند.
 
تقریبا 70 درصد جامعه بیسواد بود. از  30 در صد باسواد - افراد سکولار و دموکرات در صد کمی را تشکیل میدادند. 
به دلیل شرایط استبدادی حاکم از مشروطیت تا 57 نیروی سکولار و دموکرات که می توانست راه تکامل جامعه را باز کند ضعیف نگهداشته شده بود. ( هدیه ی شاهنشاه)
امکانات مادی و معنوی -مثل نیروی تئوکراتیک جامعه - را نداشت. شاه دست روحانیت را نسبت به نیروهای دیگر باز گذاشته بود.
شرایط از همه لحاظ برای نیروی تئوکراتیک آماده بود.
تلاش نیروی سکولار و در راس آن چپ برای تغییر این شرایط بود.همچنانکه حالا هست.
 
نیروی تئوکراتیک جامعه رقیب تاریخی نیروی سکولار بود. از مشروطیت تا بهمن. و همیشه در فرصت مناسب میکوشید قدرت را به چنگ آورد.
 انقلاب اسلامی نبود. سکولار شروع شد ه بود -  نیروی تئوکراتیک با حرکت خمینی از نجف ، برخاست ، رهبری را به دست گیرد که گرفت و توده ها را به دنبال خود کشید.
بعد از تحکیم قدرت خود نیز به نابودی آنها پرداخت. 
از هنگامیکه بیژن جزنی  تز «روحانیت و در راس آن خمینی رقیب زحمکشان جامعه ماست»، را در زندان مطرح کرده بود، ( رجوع به کتاب منتخب آثار بیژن جزنی)
 و در بیرون مورد بحث محافل چپ بود . همینطور «  نظریه ی احتمال افتادن قدرت به دست مذهبی ها » از همان سالهای 51 در زندانها بین مبارزان سیاسی مطرح بود.
اما راه  حل چه بود و چه میتوانست باشد؟ « تلاش بیشتر برای ایجاد  ارتباط مردمی با زحمتکشان جامعه- یدی و فکری » و این نیز درست بود.

**
انقلاب بهمن یک انقلاب دموکراتیک سکولار بود که با عدم وجود رهبری  و ضعفهای زیاد  به دست نیروی تئوکراتیک افتاد. و شکست خورد. 
ضعیف بودن نیروی سکولار و چپ در میان مردم موجب شد نیروی تئوکراتیک قدرت گیرد و از طرف حامیان جهانی اسلامیسم آلترناتیوناسازی شود.
 
تحقق خواست مترقی مردم بستگی به شرایط دارد 
در سوریه مردم برای دموکراسی-رفع تبعیض-عدالت اجتماعی حرکت کردند. اما خوراک گرگهای درنده ای چون داعش و حکومت اسد و غولهای جهانی شدند. چرا؟ به علت عدم شرایط کافی برای تحقق آنها.
آیا باید حرکت اولیه مردم را نفی کنیم؟ نه. این ناآگاهی ست. حرکت درست بود ولی شکست خورد . 
سیاست مبارزه است. مبارزه شکست و پیروزی دارد. شکست دلیل غلط بودن مبارزه نیست.
دلیل عدم وجود شرایط پیروزی ست.
هیچکس از پیش نمی تواند انقلاب را سازماندهی کند که پیروز و مثبت باشد. اما لازم است همه خود را برای برخورد
با این حادثه آماده کنند. شکست و پیروزی به هزاران عامل بستگی دارد که غیرقابل پیش بینی ست.
 
دیکتاتوری شاه ، آزادی را برانداخت. و «جامعه» هم  قیام کرد حکومت شاه را برانداخت.  
 اما نتوانست جانشین بهتری ایجاد کند. کار از قبل هم خرابتر شد.
علتها را در بالا برشمردیم.
قبول نکردن دیکتاتوری یک چیز است( مثبت)، برانداختن آن هم کاریست مثبت ؛
اما  اینکه « قدرت ایجاد دموکراسی» را داشته باشی چیز دیگریست .
 
دموکراسی را « تشکلهای قدرتمند مدنی-سیاسی» ایجاد میکنند. شاه هم آنها را برانداخته بود.
و راه را برای دیکتاتوری دیگر آماده کرده بود. که روحانیت از راه رسید. و داعش سازان جهانی.
 تلاش عظیم نیروی چپ و دموکرات جامعه نتوانست ضعف و کمبود ایجاد شده توسط سلطنت  را رفع کند. همچنانکه اکنون نمی تواند.
 
این تشکلهای مدنی هستند که سیستم حکومتی دموکراتیک سرکار میاورند. در جایی که آنها به علت وجود دیکتاتوری، پا نگرفته باشند، روشن است که دیکتاتوری جدید جای قبلی را پر میکند.
و تلاشها هر چقدر جانانه و عظیم باشند باز جبران ضعف نمی کنند. سلطنت شماها ریشه را خشکانده بود. 
 
میدانید تنها بخاطر کمک به « بودن نماینده، هیئت نمایندگی، سندیکا» در کارخانه و محلهای کار چقدر از چپها و دموکراتها شکار ساواک شدند؟ و چه شکنجه هایی دیدند و چه ایام زیبایی را در زندگی از دست دادند. نه نمی توانید تصور کنید ،  بخاطر تشکلهای مدنی چه مصیبتها تحمل شده است. و چه ویرانیها در خانواده ها پدید آمده ؟
-« یک قرن زندان!» 
بله مجموعه سالهای زندان عده ای از بچه ها بود. 
شما ها،  قرنها ، عمر ، که از آن جوانان نازنین این سرزمین بود ، زیباترین سالهای عمرمان را ، در زندانها نابود کردید. 
 جنایتهای شما ها پاک شدنی نیست. 
بخاطر تایپ یک داستان و یک شعر و یک تحقیق یا تحلیل،  چه مصیبتهایی برای تهیه ی مرکب و ماشین تحریر و جا ، متحمل شده ایم؟ برای مخفی نمودن یک عکس، یک تکه کاغذ، یک کتاب و جزوه؟ میدانید؟ 
نه نمیتوانید تصور کنید. در حکومت شماها ما برای هر تلاش کوچکی که امروزه بسیار پیش پا افتاده جلوه میکند، عذاب مرگ متحمل شده ایم. آنهم در بیرون و هنوز دور از دسترس شکنجه گرانتان.
خوابهای ما هنوز که هنوز است پر از کابوسهایی ست که حکومت شماها برایمان درست کرده و نظام داعشی آخوندها نیز آنها را ده چندان نموده است. ما زخمهای روحی و جسمی هر دو حکومت را به تن داریم. اما از آرزوهای انسانی و مدنیمان تهی نشده ایم . 
شماها ریشه ی مدنیت جامعه را براستی خشکانید و تلاش ما ، با اینکه  میدانستیم کم است ، ولی عاشقانه ادامه یافت. دریغ که نتوانست ضعفها را جبران کند.
و نسلهای بعد از 57  که آرزوی سعادتشان را داشتیم به دست نظام  فاشیستی افتادند.
 
این فقط اشاره ای بود به بلایی  که برسرجامعه ی ایران آوردید و آمد.
باز هم تکرار این رخداد دور از انتظار نیست. چون اکنون نیز جامعه فاقد « تشکلهای قدرتمنذ مدنی- سیاسی» ست.
**
نیروهای سیاسی جامعه ی ایران نمی توانند سازمانیافته متحد شوند چون این کار در خصلت یک جامعه کلنگی مانند ایران نیست.
نیروهای سیاسی از منافع طبقاتی خود پیروی میکنند و در جامعه ما این منافع متضاد اند. اتحادی بین استثمارشده و استثمارگر،
 بین تبعیض دیده و تبعیض گر، بین دیکتاتور و دموکرات حاصل نمیشود. همچنانکه نشده است. این است که جامعه اسیر پیشامدها خواهد شد و شده است.
جامعه ما بویی از دموکراتیسم نبرده است. این است که فاقد اتحاد است.
اتحاد میخواهید؟
این اصول را به برنامه ی عملی خود تبدیل کنید؛ اتحاد عملا حاصل میشود:
1-تقسیم قدرت سیاسی 
2- استقلال فرهنگها و شکوفایی آنها
3- خدمات مضاعف برای مناطق تبعیض دیده
4- تأمین آزادی و برابری و عدالت اجتماعی
5- حق تعیین سرنوشت خلقها
6- حقوق بشر و عدم اعدام
7- جدایی دین و دولت
 
انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
گذشته و چشم انداز آینده

-مشکلات اقتصاد وابسته ی ایران، دیکتاتوری انحصار طلب شاه، لزوم «سوراخ تنفس» دردیکتاتوری شاه جهت حفظ منافع شرکتهای غربی، سیر نزولی اقتصادی، را میتوان بخشی ار علتهای مهم انقلاب بهمن شمرد.

-حمایت غرب از پان اسلامیسم در برابر شوروی، حمایت غرب در گوادالوب از پان شیعیشم خمینی در برابر « نیروی سکولار انقلاب بهمن»، وجود شبکه ی گسترده ی روحانیت ، عدم تشکیلات متحد و مستقل سکولار جهت رهبری انقلاب بهمن ، موجب حکومت ملاها در ایران شد که از زاویه ی وجود « دیکتاتوری، خرابی اقتصاد، ایده لوژی گرایی ، اعمال تبعیض و استثمار ، ژاندارم گرایی منطقه ای » ، ادامه ی حکومت پهلوی بود و هست ، که نافی همه ی اهداف انقلاب بشمار میاید . خواست مردم که عبارت بود از آزادی و استقلال و دموکراسی ، رفع تبعیض و عدالت اجتماعی به تمامی نقض شده است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
امروز ٢٩ بهمن سالروز قیام ملت تورک آذربایجان در تبریز است یعنی همانروزی که همگان را بشگفت انداخت و آن جزیره ثبات و آرامش شاه آنچنان با حرکت جوانان آذربایجانی بهم ریخت که تمامی دستگاه شکنجه و خون رژیم پهلوی مات و حیران نظاره گر فریاد و اعتراض مردم شد . چهلمین روز حادثه حمله پلیس به خانه شریعتمداری در قم و کشته شدن یک طلبه در حیات منزل شریعتمداری بهانه ای شد تا جوانان مخالف رژیم از فرصت بدست آمده استفاده کرده و فریاد و خشم خود را به رژیم نشان دهند و کاست سخنرانی شریعتمداری دست به دست در تبریز پخش میشد و عصر ٢٨ بهمن بازار تبریز تصمیم گرفت که روز ٢٩ بهمن را تعطیل خواهند کرد و این بزرگترین حادثه بعد از جریان حکومت ملی آذربایجان بود که میرفت اعتراض عمومی در تبریز بوقوع بپیوندد و ما تازه از آزاد شده ها از شکنجه ساواک عصر ٢٨ بهمن در ماشین تاکسی غلام بهار که دانشجو بود و برای امرار معاش شبها
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
قیام مسلحانه هم حق انسانها ست در برابر ظالمان مسلح.

راههای موجود در آن موقع :
1- سیاسی-نظامی،2- رفرمیسم،3 سیاسی توده ای

آزمایش سه راه بالا - در آنموقع- نشان داده راه « سیاسی-نظامی» بردش در میان مردم بیشتر بود.
گرچه بهای بیشتری هم هزینه شد .
---
تعداد چریکها از 49 تا 57 به زحمت چند ده نفر میشد. که مسلح بودند.
اما هوا داران آنها که کار سیاسی میکردند (در سراسر ایران تخمین زده میشود که به چند ده هزار نفر میشد و در 57 نفوذ میلیونی )
بنابرین مبارزه ی مسلحانه را نباید مطلق کرد. تنها چند ده نفر مسلح بودند. باقی کار سیاسی-صنفی، فرهنگی میکردند.
---
راه «سیاسی-صنفی و فرهنگی» صحیح بود.
---
مبارزه ی « سیاسی-نظامی» را شرایط « جامعه ی ایران و جهان» پیش پای نسل جوان نهاد. رد این مسئله
و انتخاب راه سیاسی مشکل بود.
توده ای ها راه سیاسی را انتخاب کرده بودند.
---

تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در برخورد به « گذشته» یا « رخداده ی تاریخی» ، متد علمی از « اگر و مگر و ایکاش، می شد، نمی شد ...» نمیتواند استفاده کند.
آنچه رویداده ، و آنچه آنموقع بود، را مورد توجه قرار میدهد.
تصویر کیانوش توکلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
از اینکه علیه شاه و دیکتاتوری نظامی او مبارزه کردم پشیمان نیستم. اگر ۱۰ بار دیگر به دنیا بیایم و دیکتاتور نظامی مانند شاه سر کار باشد، علیه او مبارزه می‌کنم اما دیگر انقلاب نمی‌کنم. آنهم انقلابی که رهبرش خمینی بود..... بنابراین اگر واژه پشیمانی واژه مناسبی باشد ، درباره این‌که چرا یک نسل انقلابی‌گری را انتخاب کرد- به این معنی که گفتم پشیمانم. اگر آن روز عقل امروزم را داشتم راه دیگری را برای مبارزه با شاه انتخاب می‌کردم
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
کیا جان،

بله شما به دیکتاتوری نه گفتید از این پشیمان نیستید.
- از اینکه رادیکال رفتید و به مسئله رفرم توجه نکردید ، پشیمان هستید. خوب یک نظر است. میشود صحبت کرد.
( رفرم را حزب توده قبل از 57 مطرح میکرد- ولی رژیم رفرم پذیر نبود. نظام تک حزبی درست کرد. همانطور که ملا رفرم پذیر نیست)
- نوشتید« پیشمانم که در چنین انقلابی به رهبری یک ملای قرون وسطایی شرکت کردم»

از دید من شما به رهبری ملا در انقلاب شرکت نکردید، به رهبری « سازمان» برای انقلاب و در انقلاب شرکت کردید.

شما با سازمان خود کار میکردید نه با تشکیلات ملا. سازمان هم اهدافی غیر از ملا داشت.
منظور از شرکت در انقلاب تا آخر 57 است.
--
جریانها به رهبری خودشان در انقلاب شرکت کردند و « رقیب» ملا بوند.
از اینرو نیز بعدها بدست ملا درو شدند.
---
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب پیروز
1- آنها نسخه نیست و برای کسی هم نوشته نشده . برای این است که بدانیم در محیط این افکار نیز وجود دارد.
2- دموکراسی ، چیز مطلق و جامدی نیست. یک مفهوم نسبی دارد. عمل به یک سری اصول است. که ما نمی خواهیم رعایت کنیم. چون به زیان خود می یابیم.

- « طرح و برنامه و آینده نگری»
بله ، تا جاییکه من دیده ام جریانهای سیاسی -هرکس به نوعی- برای خودشان اینها را داشتند.
اما مهمتر « امکان پیاده کردن» ایده هاست. نه خود ایده های خوب. ایده ی خوب خوب است ولی وقتی امکان پیاده شدن ندارد به درد نمی خورد.
امکان را هم محیط میدهد. وقتی محیط فاقد امکان است، یعنی مرده است، ایده پیاده نمیشود.
زحمت نتیجه نمیدهد.
-
کسانی در محیط موفق میشوند که محیط برای آنها ساخته شده یا حداقل امکانات را دارد.
آقا مسجد و منبر و حوزه و چه و چه داشت. موفق هم شد.
چپ و دموکرات چه داشت ؟ زندان .
تصویر کیانوش توکلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
انقلاب 57 به ویرانی ایران انجامید ؛ مسئولیت این انقلاب هم بعهده رهبری انقلاب یعنی خمینی بود. حالا که به گذشته نگاه می کنم راه درست شعاری بود که ان زمان جبهه ملی می داد .« آصلاحات آری _ دیکتاتوری نه» اگه ما با این نگاه به انقلابی که اصلن دست ما نبود ، مواجه می شدیم ؛ سعی نمی کردیم که به رادیکالیسیم ان بدمیم .آری من پیشمانم که در چنین انقلابی به رهبری یک ملای قرون وسطایی شرکت کردم ولی از اینکه با دیکتاتوری شاه مخالفت کرده بودم ، ابدا پیشیمان نیستم

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ائلیار
درست است که میفرمائید ، جامعه ما بویژه کنشگران سیاسی اجتماعی که به خارج کوچ کرده اند و اینک در کشورهای آزاد و ظاهرا در ناف کشورهای دموکرات زندگی میکنند ، بویی از دموکراتیسم نبرده اند ، دلیلی است برای نداشتن اتحاد .
و اگر اتحاد میخواهید؟
این اصول را به برنامه ی عملی خود تبدیل کنید؛ تا اتحاد عملا حاصل میشود:
1-تقسیم قدرت سیاسی
2- استقلال فرهنگها و شکوفایی آنها
3- خدمات مضاعف برای مناطق تبعیض دیده
4- تأمین آزادی و برابری و عدالت اجتماعی
5- حق تعیین سرنوشت خلقها
6- حقوق بشر و عدم اعدام
7- جدایی دین و دولت
آیا این نسخه را برای همان برون مرزیان که هنوز بوئی از دموکراسی نبرده اند نوشته اید یا اینکه آرزویتان برای پس از سرنگونی خلافت آخوند در ایران است؟
در ضمن اگر طرح و برنامه و آیندهنگری در کار نباشد ، شستشو با جان و دل یک فریبکاری بیش نمیتواند باشد
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سیر نزولی اقتصادی

آخرین عامل موثر در خلق بحران انقلابی سیر نزولی‌ای بود که پس از ۱۹۶۷ اقتصاد را درگیر کرد. این موضوع چندین علت درهم‌تنیده داشت: دوره‌های شکوفایی و رشد توسعه وابسته، تنگناهای اقتصادی داخلی و سوء مدیریت‌ها و تأثیر رکود اقتصادی جهانی بر ایران. خوشحال از رشد چهاربرابری قیمت نفت اوپک در سالهای ۱۹۷۳-۱۹۷۴ برنامه‌ پنج‌ساله اقتصادی به‌شکلی ریشه‌ای بازبینی شد و مقادیر عظیمی از مخارج دولتی در دستور کار قرار گرفت. اوایل ۱۹۷۵، در پی این تحولات، «اقتصاد ایران تقریباً به طور کامل از کنترل خارج شد … دستاوردهایی هرچه کمتر به ازای هزینه‌هایی هرچه بیشتر». تنگناها در تمام موارد روبرو افزایش یافت: زیرساخت‌ها (بندرها و جاده‌ها)، سرمایه انسانی (نیروی کار ماهر و مدیریتی)، و ظرفیت تکنولوژیک برای جذب مدرنیزاسیون صنعتی و نظامی.سپس حدود سال ۱۹۷۵ بازار نفت از رونق افتاد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سقوط اقتصاد که میتواند یک عامل انقلاب باشد، در ایران وجود نداشت. در آن دهه وجود نداشت. در آن دهه اقتصاد ایران شکوفا شده بود و حتی ایران در شرکتهای معتبر خارجی سرمای گذاری میکرد. خرید لوازم خانگی، خودروهای گوناگون، گسترش شرکتها، سرازیر شدن نیروهای کار از شهرستان و ده بسوی شهرهای صنعتی، کمکهای تحصیلی دانشجوها و اعزام دانشجو به غرب، ساختمان سازی همه و هم نشان از شکوفایی اقتصاد داشت. باید عوامل دیگری را در انقلاب ایران در نظر داشت.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
علل انقلاب ایران از دید جان فوران جامعه شناس:
« انقلاب ایران رخدادی خلاف قاعده نبود، ...
علل عمیق انقلاب ایران را می‌توان در ... توسعه وابسته، سرکوب حکومتی، فرهنگ‌های سیاسی مقاومت، سقوط اقتصادی و گشودگی در نظامهای جهانی یافت.
این علل در انقلاب‌های موفق دیگر نظیر مکزیک، کوبا، و نیکاراگوئه نیز نقش بازی کردند.»
A Century of revolution: social movements in Iran

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
انقلاب یعنی زیر و رو شدن جامعه و در این زیر و رو شدن همه چیز زیر و رو می شود و تمام تجربیات مفید هم نابود می شود چون وقتی قشر محروم جامعه حاکمیت را بدست می گیرد، دیگر به سفید و سیاهش نگاه نمی کند و به صغیر و کبیرش رحم نمی کند، بشکل فله ائی همه مخالفان را درو می کند، یک خطی می کشد و هر کسی که در خارج آن خط واقع گردد، به جوخه اعدام و یا به انزوا کشیده می یشود، در تمام کشورهائی که مثل شوروی، چین، کره شمالی، کوبا و ایران، انقلاب رخ داده، عملا جامعه به قهقرا کشیده شده، ملتی که با مشت گره کرده حکومتی را عوض می کنند، برای گرفتن نان شب، باید همانند گدایان در بارگاه حاکمان جدید به التماس بیافتند.
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این نوشتۀ تهدید آمیز و مضحک را بی تردید مزدوران سایبری رژیم جمهوری اسلامی برای نگارندۀ مطلب بالا فرستاده اند. این مزدوران دزد و آدمکش با ماسک سلطنت طلبی و پادشاهی خواهی ، آ. ائلیار را تهدید کرده اند.
سرنگونی رژیم جهل و جنایت آخوندی نزدیک است.
زنده باد خلق قهرمان ایران.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نوشته ی تهدید آمیز « آخوندی-آریایی»، « ساواکی-ساوامایی»
بعد از انتشار مقاله ی « انقلاب و پیشیمانی از آن»
که به نویسنده فرستاده اند:
تهدیدگران یا تهدید گر « در متن و نثر خود ، جهت رد گم کردن، "آخوند و آریا" ، خط « ساواکی-ساوامایی» را ممزوج نموده اند، که معلوم نشود، به کدام گروه تعلق دارند» . و ظاهرا به نام خط فکری آریایی امضاء گذاشته اند.
سخن متن این است که چون نویسنده ی مقاله « آخوند و آریا» را نقد میکند، به « اشد مجازات» خواهد رسید. یعنی « ترور» خواهد شد.
پاسخ :
ساواک و ساواما هر دو از یک جنس اند
و سرنوشت شان نیز یکی ،
و از آن گریزتان نیست.
فرزندان خلق قهرمان آذربایجان پایان ناپذیرند،
ما نامیراییم،
چون کشتزارهای سرزمینمان در هر فصل از نو میرویم
و اختناق شمایان را سرنوشتی جز نابودی نیست.
از اینروست که آزادی جاودانه است.
**
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خلق قهرمان ایران از انقلاب سال 57 به هیچ وجه پشیمان نیست و امروز نیز به دنبال به پیروزی رساندن انقلاب سوم و سرنگونی رژیم جهل و جنون آخوندی است.
خلق شریف و قهرمان ایران با انقلاب ضدسلطنتی سال 57 و سرنگونی قهرآمیز نظام سلطنتی وابسته به امپریالیسم پهلوی نشان داد که خواهان ایرانی متحد و یکپارچه و جمهوری مستقل و دمکراتیک هستند و سرکوب خونین خواسته های انقلاب سال 57 توسط خمینی خون آشام، به هیچ وجه از ارزش و اهداف انقلاب بهمن و مبارزه ضدسلطنتی و ضدامپریالیستی خلق ایران برای یک ایران متحد و آزاد و مستقل نمی کاهد. بیش از یکسال مبارزه متحدانۀ خلق ایران، در صفوف سه نسل و به صورت میلیونی ، حاکی از آن بود ، که نیروهای انقلابی (سازمان چریکهای فدایی خلق ایران و سازمان مجاهدین خلق ایران ) و خلق ایران بر تمامیت ارضی ایران و ایرانی دمکراتیک و مستقل و ضدسلطنتی و ضدامپریالیسم صحه می گذارند. خلق ایران -
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نمونه ای از مغالطات یک قومیت گرا:
«"... ولی از زاویه فشار اجتماعی که اختلاف بارزی بین دو رژیم شاه و شیخ هست از جمله موسیقی و حجاب اجباری و امثالهم رژیم آن سخت گیری قبلی را ندارد و تنها فشاری که افزایش افزایش میابد بر ملیتهای غیر فارس است "» عجب!!! به این اظهار نظرها می گویند "منحرف کردن افکار دیگران" و "آدرس غلط دادن" و "تفرقه و اختلاف انداختن بین مبارزین و مردم".
تمامی مردمان ایران از ستم و تبعیضات آخوندی در رنج و عذاب هستند، برای رژیم ضدایرانی و ضدخلقی جمهوری اسلامی که ،"فارس و غیر فارس" تفاوتی ندارد و سرکوب و چپاول رژیم متوجۀ تمامی مردم ایران از فارس و غیر فارس است.رژیم جمهوری اسلامی به دلیل ماهیت ضدخلقی اش با تمامی اقوام ایرانی در جنگ و ستیز است. البته در ایران هموطنانی که شیعه مذهب نیستند تحت ستم مضاعف قرار دارند. به طور مثال هموطنان کرد و بلوچ و ترکمن به جرم سنی مذهب بودن ! -

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اینکه دیکتاتوری رژیم شیخ ادامه دهنده رژیم دیکتاتور شاه است هیچ شک و شبه ای نیست و خمینی در همان ماههای اول انقلاب در جواب این گفته شاه که ایران ، ایرانستان خواهد شد گفت خواهید دید که ما به ایرانستان اجازه نمی دهیم و ما بهتر از شما اداره خواهیم کرد یعنی دیکتاتوری به شدت ادامه خواهد یافت و درست هم گفت این رژیم با سرکوب عربها در اهواز ، ترکمن ها در ترکمنستان ، کوردها در کردستان و تورکها در آذربایجان « جریان خلق مسلمان » و ادامه اش حرکت ملی آذربایجان و هر روز دستگیریها شکنجه و زندان .پس تا زمانیکه خواستهای دموکراتیک و آزادی بجای آورده نشده مبارزه ادامه دارد و نه تنها ملیتها ساکن پشیمان نیستند بلکه بر عکس مبارزه همچنان ادامه دارد ولی از زاویه فشار اجتماعی که اختلاف بارزی بین دو رژیم شاه و شیخ هست از جمله موسیقی و حجاب اجباری و امثالهم رژیم آن سخت گیری قبلی را ندارد و تنها فشاری که افزایش