معنی نام آذربایجان AZ-ƏR -BAY-QAN

کلمه ی آذر در نام آذربایجان ریشه از کاسkas سومری و کاس kas زبان کاسبی دارد. که اشاره به قوم کاس یا هاس Has دارد که بعدها نام قوم به هاذHaz و خاذXazیا Xəz تبدیل شده است.
واژه ی کاس تقریبا در چهار زبان خویشاوند گشته به آذر تبدیل شده است. هیچ ربطی به آذر در زبانهای سانسگریتی ندارد.
آذر بایجان از ترکیبات Haz+ər+bay+qan (جان can) درست شده است.

 

1- پژوهش این قلمزن در مورد نام آذربایجان این نظر را که به معنی AZ-ƏR -BAY-QAN  است ، حد اقل برای من اثبات کرد
که توضیحش در پایین آمده است.

2- همینطور پیوند زبان ترکی با زبانهای آسیانی را. به خصوص با زبان سومری را. رجوع شود به مقاله ی 
 دیباچه ای بر پیوند سومری و ترکی متن کامل PDF


زبانهای آسیانی: زبانهای اتصالی آسیایی را گویند. زبانهای غیر تحلیلی-غیر سانسگریت ریشه- و غیر سامی
--
اسماعیل سالاریان زحمت کشیده نظریات مختلف را در مورد معنی نام آذربایجان جمعبندی کرده است که در زیر ملاحظه میکنیم.

برای روشن تر شدن موضوع ، ریشه کلمه را  تا حد ممکن، در زبان سومری هم مورد توجه قرار میدهیم
چون زبان های آسیانی  در منطقه ی آذربایحان و در همسایگان آن،  از جمله  زبان هوری، اورارتویی، ایلامی، لولوبی-قوتی و ... مخصوصاً زبان
 (eme-sal ; Eme-gi(r (
دو لهجه ی سومری)،  در سر زمین ki-en-ĝir ( سومر) ، مادر کلمات آسیانی هستند
از آنجایی که تمدن زبانهای آسیانی در منطقه ی ما بسیار کهنسال اند، بخشی از لغات آنها به دیگر زبانها وارد شده است
زبان ترکی که پیوند ریشه ای با زبانهای آسیانی، مخصوصا سومری، دارد،  لازم است در جوستن ریشه ی واژه ها،  به این مورد توجه کنیم:

زبانھای اتصالی منطقه ی اورال-آلتایی ھمچنان که اکنون خیلی بھم نزدیک اند ، در گذشته نیز تمدنھای اتصالی زبان منطقه ی مورد بحث، به ھم نزدیک بودند. آثار باقی مانده از این زبانھای مرده این موضوع را به خوبی نشان میدھد. کلمات زبان سومری، ایلامی، لولوبی، کاسپی و غیره نشان میدھند که ھمه ی این زبانھای اتصالی مثل امروز نزدیک بھم بودند. ھمچنان که ترکمنی و ترکی و تاتاری و غیره و بھم نزدیک اند

واژه های آذربایجان، آراز، خزر، کاس پی یا کاس بی ، و گزر gəzər  به هم ربط دارند. و بن آنها به واژه ی  kas سومری بر میگردد که در زبان و نام کاسبی نیز کلمه ی kas را داریم. 
کاس سومری( نگاه شود به معنی آن در پایین)  برابرش در ترکی همان kaş  و در آذربایجانی qaç  است. این هم برابر خزر می باشد که از گز+ ار gəz-ər یعنی قدم زننده ، گردش کننده و سیار یا کوچگر درست شده است. 
نتیجه: کاس سومری، کاس زبان کاس بی، خزر معرب شده از زبان خزری، گزر ترکی همه معنی و صورتهای یک مفهوم و معنی هستند که طی زمان به صورت کلمات مختلف ظاهر شده اند. شکل کهن تر خزر همان کاس در زبان کاسبی ست. و باز کهن تر اش کاس سومری. که بعد ها در زبان ترکی به « گزر » و معرب اش خزر تبدیل شده است. 

توضیح بیشتر:
کلمه ی گزر برابر دیگر اش گزن gəzən است که سیار و قدم زننده، از زاویه ی منظوری کوچگر معنی میدهد . و گزمه gəzmə  نام عمل قدم زننده است که به نام « ماموران و نگهبانان دوره ی حکومت ترکها» نیز تبدیل شده بود. میتوان آنرا به « نگهبان سیار» معنی و ترجمه کرد. که در زبان خزری « خزر »  گفته میشد. خزر( معرب شده )،  در حقیقت برابر گزر ترکی ست. و در توضیحات بعدی با توجه به زبان سومری و کاس پی (بی) روشن خواهد شد. 
نام خزر معنی « نگهبان سیار » و از سوی دیگر « قوم سیار» ، یا کوچگر دارد. و هردو معنی در کلمه مستتر است. 
زبان کاسبی، خزری، قوم آذ احتمالا یک زبان یا خیلی نزدیک بهم بودند. در حد لهجه های مختلف یک زبان. 
دقت کنیم 
کلمه ی آذربایجان، در عین حال که  با  kas سومری و kas زبان کاسپی، و کلمه ی « خزر xəzər» و « گزر gəzər ترکی» ، رابطه دارند ، همینطور kas با 

xəz ... xaz... haz... has  ارتباط  دارند. به مورد تغییرات حروف و صداها در پایین توجه میکنیم.

*
 معنی این کلمات در سومری جهت مطالعه ی منبع. برگرفته از فرهنگ زبان سومری 
http://psd.museum.upenn.edu/epsd/nepsd-frame.html

kas du 
?kas du [RUN] wr. kas4 du "to run" Akk 

kas dug 
kas dug [RUN] wr. kas4 dug4 "to run" Akk. lasāmu; nērubu

kas gun 
?kas gun [RUN] wr. kas4 gun3 "to run" Akk

kas kar 
kas kar [RUN] wr. kas4 kar "to run" Akk. lasāmu; nērubu

kas sar 
kas sar [RUN] wr. kas4 sar "to run" Akk. lasāmu

این کلمات سومری در کل فرار و فرار کردن معنی میدھند. شکل تغییر یافته ی آنھا اکنون kaş است به معنی فرار یا امر به  فرار
به همین مفهوم امروزی qaç  است که معانی مختلف دارد از جمله « امر به سریع رفتن، تیز رفتن، تیزروی، گردش، قدم زدن». 
بستگی به این دارد که به چه منظوری قاچ یا در فارسی « بودو» گفته شود. 

pi 
be [DIMINISH] wr. be
4; be6 "to deduct, remove; to diminish, reduce; to withdraw, receive (as an allotment)" Akk. našāru

 ---

kas- pı
یا kas-pe
kas-be
یا 
kas-bi

امروزه به معنی گزن gəzən است.  که میتوان گزر gəzər نیز گفت.

 kas-bi یا kas-pi
bi ; pi

چنانچه صورت تلفظ صحیح باستانی کلمه kas-pi یا kas-bi باشد، پسوند bi که میتواند be یا bı نیز ضبط شده باشد،  به «صورت bi در سومری کهن وجود دارد»* و به معنی « با» ، یعنی با چیزی بودن، به چیزی تعلق داشتن را می رساند؛ که در این حالت kas-bi یا kas-pi به معنی تعلق به قوم kas است. یعنی کسی که « با کاس» است.یا تعلق به کاس دارد. و اصولا باید این شکل تلفظ درست باشد. به زبان امروزی همین « کاس لی» میشود. کلمه ی کاس و پسوند بی هردو کهن اند و در سومری وجود دارند، ربطی به یک زبان سانسگریتی ندارد.
---
*211 Delitzsch, A. „Kleine Sumerische … „, s. 53
----
 نام شهر قزوین :
این نام  گفته شده به قوم کاسبی مربوط است. در این حالت ریشه ی ترکی داشتن اسم کاملا پیداست. گز gəz  به عیان مشخص است. و با نام گزر gəzər و خزر نیز ارتباط دارد. 
معنی آن میتواند gəzən-yer  یا gəzilən yer به معنای مجازی یاشامالی یئر باشد. و خود کلمه  qəz+ vin  میتواند در اصل gəz-yin یا gəz-in باشد که در لهجه به 
gəz-vin یا qəz-vin تبدیل شده است. vin از gəz اسم مکان سلخته است. به معنی محل گردش و زندگی.
 در کلمات ترکی əlin ؛ əlivin ؛ əliyin دقت کنیم پسوند vin وند مالکیت است.  əli-vin دست ات . 
in; yin; vin برابر ات فارسی ست. و وند مالکیت. اما در بن فعلها اسم نیز میسازد . مانند  
dər-in جای عمیق.
 Gəc-in نام روستا در آذربایجان عربی. 
وند in که برابرش در لهجه vin است برای اسم سازی بکار می رود. مانند gəl 
gəl-in  و غیره. 

گفتیم :
 واژه ی خزر معرب gəzər است gəzmə و gəzən نیز از آن آمده به معنای گذرنده، گردش کننده ، کوچگر و نگهبان سیار. 

kas سومری، 
kas در kas- pı با معنی gəzər در کلمه ی خزر xəzər نشان میدھند که زبانھای سومری، کاسپی، خزری و ترکی، در بن kas یا kaşھمریشگی و نزدیکی و خویشی دارند.
 اضافه میکنم : برخی پژهشگران، زبانها را در منطقه مورد بحث به دو دسته نقسیم میکنند :
1- زبانهای آسیانی مانند: سومری، ایلامی، کاسبی ( نظر دیاکونوف)، هوری، لولوبی-قوتی ، اورارتویی و غیره
2- زبانهای دسته ی ترکی مانند : زبان توروک (هزاره ی اول قبل از میلاد- منبع لوحه های اورارتوتی و آشوری- ص. 876 - رئیس نیا- آذربایجان در سیر تاریخ) ) ، خزری، سوبارهمسایه ی هوری ها( سابیر- در لوحه ی سومریها) ، آوار، باشقیر، و غیره
----
این دسته بندی درست است. اما لازم است توجه کنیم دسته ی دوم جدا از دسته اول نیست.
به نوعی دسته ی ترکی شاخه ی جدید تر دسته ی آسیانی ست. دسته ی آسیانی میمرد و شاخه ی جدید به حیات خود ادامه میدهد.
مانند سابیری متعلق به دسته ی دوم و هوری متعلق به دسته اول. یا زبان تروک در کنار سومری و هوری. در این مورد به منبع قبلی بخش زبان و ص مذکور و بعد از آن رجوع شود.
--
آذربایجان ؛ هادیربیجان
در پیش از 57 بین پیرمردان آذربایجان نام « هادیربیجان» به جای آذربایجان معروف بود. رئیس نیا به این مسئله در کتابش اشاره کرده ولی نتوانستم ص مذکور را بیابم. 
اینجا آمدن ha به بجای A میتواند تبدیل هاha به آ a را نشان دهد. که در تلفظ کلمات چیزی واقعی ست .

 

kasتبدیل شده به kaş و بعد به qaç در ترکی آذربایجان .

خزر : xəz-ər یعنی انسان گردش کننده یا قدم زننده ( به معنی نگهبان) و کوچگر.

**


صدا ها
----


در زبانهای اتصالی گروه آسیانی و مخصوصا ترکی تبدیل بخشی از صداها به بخش دیگر یا برعکس پدیده ی تاریخی و در زبان شناسی عملی قانمند است.
مثلا : تبدیل خ به ها یا ک به ق یا ش به چ ؛ س به ز . همینطور برخی صدا ها نیز حذف میشوند و صداهای دیگر جای آنها را میگیرند یا همچنان حذف شده میمانند.
این اعمال گاها تابع قانون اند و گاها نیز استثنا به حساب میایند.
 عبارت  «آی داغلار» را « های داغلار» نیز گویند. اینجا هه افتاده و آی مانده است. که آی و های هردو به یک معناست  و با دو صداست.
یعنی تبدیل hay  به ayصورت گرفته است. و h حذف شده. در کلمات . و مثالهای دیگر. در 
hanım؛  xanım و kaş ؛ qaş ؛qaç

 نیز تغیرات صدا دیده میشود که در بالا اشاره شد.

بر این اساس 

xəz ... xaz... haz... has... kas 

تغییر شکل داده اند.

چگونگی تبدیل س به ز:


تبدیل s به z   (س به  ز)  در ترکی:
palas = palaz   جاجیم، گلیم 
روی  üz= üst= üs  و غیره. üs مخفف اوستüst

یعنی تبدیل صدای س به ز  در ترکی تاریخی و قانومند است.

در سومری z صدای ts میدهد.  
سومری " س  " دارد ولی  " ز" را ts  تلفظ میکردند

azag 
 azag [TABOO] wr. azag "taboo, forbidden thing" Akk. asakku

این کلمه به معنی تابو، ممنوع ، است . و  می تواند ریشه ی yasaq ، ممنوع امروزی باشد.
یعنی صدای z = ts 
 
را ما در کلمه ی yasaq به صورت s داریم.
و  ts یا z به s تبدیل شده است. و  t افتاده
نشان دهنده ی آن ست که تبدیل صدای s به z  یا  بر عکس z به s
در زبان  آسیانی و اتصالی سومری،  و در زبان اتصالی ترکی ، به دلیل خویشاوندی- خویشاوندی را رجوع شود به مقاله ی دیباچه ای بر پیوند سومری و ترکی متن کامل PDF
ریشه ی تاریخی و کهن دارند.

کلمه ی آذر در نام آذربایجان ریشه از کاسkas سومری و کاس kas زبان کاسبی دارد. که اشاره به قوم کاس یا هاس Has دارد که بعدها نام قوم به هاذHaz و خاذXazیا Xəz تبدیل شده است.
واژه ی کاس تقریبا در چهار زبان خویشاوند گشته به آذر تبدیل شده است. هیچ ربطی به آذر در زبانهای سانسگریتی ندارد.
آذر بایجان از ترکیبات Haz+ər+bay+qan (جان can) درست شده است. و به معنی سرزمین قوم آذ است.

**

می پرسند زبان ترکی زبانی پسوندی ست پس این اسم :

Haz+ər+bay+qan

چطور شده که پسوندی نیست؟

-زبان ترکی زبانی اتصالی یا پیوندی ست. زبان پیوندی به معنای آن نیست که  محدود به « پسوند» است. 
مراجعه شود به معنی زبان پیوندی.
 انواع نامها در ترکی:
1- اسم ساده:سو؛ دمیر. 
2-اسم پیوندی: یازی-چی، داغ-لیق، با پسوند
3-اسم مرکب: اوغول-اوشاق، قیرخ-آیاق ، بدون پسوند.
 در تشکیل اسامی مرکب : اسم-اسم...اسم فعل و اسم -صف و غیره شرکت میکنند .

اسم در ترکی بعضا یک کلمه است و بعضا دارای کلمات زیاد:
آغ-قیوریم-توک-گئچی: بز مو وزوزی سفید . یک اسم است. توفارقانلی -عاشیق-عابباس. یک اسم است. تانری-تانیماز؛
دمیرچی -اوغلو-دلی- حسن. یک اسم.

در نام آذربایجان
نخست اسم-اسم(صفت) بعد صفت اسم پیوند شده اند.

 Haz+ər+bay+qan

اسم + اسم صفت ) Haz+ər

 مانند:  قاج+ار=قاجار
صفت+ اسم : bay+qan
مانند:
توپال -تیمور: تیمور لنگ
------
نام قدیم آذربایجان به روش « اسامی مرکب»،  درست شده ؛ مانند این اسم:
قاج-ار-بئی- قان یعنی  
قاجار بئی قان
مسکن قوم قاجار بیک

Haz-ər-bay-qan
مسکن قوم هاذ بیک( آذ بیک)

که از نوع اسم مرکب است. و از راه اسم- اسم ،  صفت اسم درست شده.
--------
کلمه ی ər هم اسم است و هم صفت
ار =مرد، شوهر ، اسم
ار= جوانمرد ، صفت
بئی یا بای صفت
قان .اسم. نسل. پسوند مکان. 

----
صدای ذ و ز
از نظر برخی پژهشگران در ترکی باستان صدای ذ موجود بود که به « ذال الترکی» معروف بود. و با «  زاء اخت الراء » فرق داشته است. و در این مورد به
نسخ خطی منابع تاریخی فارسی نظیر" راحه الصدور و آیه السرور " اشاره میکنند.
موضوعی ست قابل تحقیق.
از نظر من این امکان وجود دارد که ما در ترکی قدیم با دو صدای Z سر وکار داشته باشیم. ریشه ی این مورد را در صدای z در سومری و در مقایسه با صدای z  در ترکی 
ملاحظه میکنم. گفتیم که در سومری z را ts تلفظ میکردند. احتمال اینکه بعدها با دو z  سر و کار داشته باشیم زیاد است. از جمله این مورد نیز میتواند صحیح باشد
که یکی از صداها میتواند صدای خاص z در ترکی باشد و دیگری صدای z در زبان غیر ترکی. و از اینجا  « ذال الترکی» و  «  زاء اخت الراء » پدید آمده باشند. یا اینکه 
ممکن « ذال الترکی» برای جدا کردن نامهای خاص ترکی استعمال کرده باشند. در هرحال میتواند موضوع تحقیق باشد.

کلمه ی "آسیا

 کلمه ی آسیا گویا از کلمه ی assu  که در زبان آشوری کهن به معنی جای طلوع خورشید-مشرق- است آمده است. رجوع شود به فرهنگهای زبان آسوری کهن.
در زبان سومری به جای طلوع خورشید utu-e گفته میشد. به معنی جای طلوع خورشید . رجوع شود به منبع فرهنگ سومری در این متن.
اما هنوز این احتمال باقی ست که ممکن است نام آسیا نیز از نام همین قوم kas باشد که بعد ها به As  و Az تبدیل شده است. باید تحقیق کرد.
به کلمه ی آراز در پایین آمده و اشاره میکنم به اینکه:
Araz
این اسم نیز Ər-az  بوده  و Ər قبل از Az آمده است. چیزی ست عملی. مانند اسم مرکب : Ər-arvad 
عوض شدن جای بعضی اسمها در اسامی مرکب رخدادی واقعی ست.  توضیح نام در پایین.

آذربیجان
---------

Hadrbaycan və Hadrbeycan
Hadır-beycan və 
رحیم رئیس نیا تاریخدان در ص. 90 کتاب آذربایجان در سیر تاریخ مینویسد:( صفحه پیدا شد)
« آذربایجان، تلفظ فعلی. گاهی در زبان عواهم همزه ی آذربایجان تبدیل به ها گشته، هادربایجان، یا هادر بیجان تلفظ میشود.» 
تلفظ آنرا من Hadır-beycan شنیده ام و در مقاله نیز قیده شده است.
متاسفانه رئیس نیا تلفظ واژه را با حروف لاتین قید نکرده که دقیق مشخص شود چگونه بیان میشد.
در هر حال برای مسئله ی من که طرح تبدیل ha به a بود؛ تأثیری ندارد.
----
آراز 
-------
Araks ; Araz ; Uras ; Aras ; Araxes 
----------------------------
نام Araz ( در ترکی آذربایجان)
در یونانی Araxes در ارمنی Araks قید شده است. 

Ur-as
سلطان شا آتانیازوف، محقق تركمنستانی در كتاب خود به نام توركمن دیلی‌نینگ سؤز كؤكی سؤزلوگی (فرهنگ ریشه‌شناسی واژه‌های زبان تركمنی) در باره‌ی این واژه می‌نویسد: در ضرب المثل «اوْد - اوْراز» (یعنی: آتش، بخت است) به این كلمه برمی‌خوریم. اصل این كلمه، «اوُراس/ Uras» است. در زبانهای جغتای، اویغور و قزاق به معنای «بخت، اقبال» است. در میان تركمن‌های آستراخان نام دخترانه «ریس‌لی خان/ Ryslyhan» به معنای «دختر خوشبخت، خانم خوشبخت» كاربرد دارد. كلمه‌ی «اوْراز» كه در زبان تركمنی امروز كاربرد فراوانی دارد، شكل تغییر یافته‌ی «اوُراس، ایریس/ Uras, Yrys» می‌باشد. (توركمن دیلی‌نینگ سؤز كؤكی سؤزلوگی، سلطانشا آتانیازوف، انتشارات میراث، عشق‌آباد، 2004، مدخل اوْراز».
نوشته اند .
مجبوریم از ریشه شروع کنیم:

kas کلمه ی سومری ( RUN) ( فرار و فرار کردن)
kaş ترکی
qaşآذربایجانی
------
K-as- pı نام قوم 
---------تغییر صدای بن 
Kas
Has
-------معرب
Xas
Xaz
Xəz
--------افتادن h -تبدیل به
AS
--------تبدیل به az
Az 
---------
Ur-as ترکمنی ریشه ی اوراز یا آراز(معنی خوشبخت)
Ar-as ترکی
Ar-az آذربایجانی
Ar-aks ارمنی
Ar-axes یونانی
----------
As در همه ی زبانها در کلمه محفوظ است.

تنظیم نسبت به قدمت: در نام جاها Ur کلمه ایست که ریشه اش به زبانهای باستانی مانند زبان لولوبی- قوتی( Ur-me-a یا Urumiyeh) و مخصوصا سومری Ur-ukمربوط میشود. Ur شهر و مسکن و محل سکونت.
بر حسب قدمت زبان وازه ها را ردیف میکنیم:
kasسومری 
kasکاسبی که ریشه ی نام و لغت در زبان سومری دارد. نشانه ی نزدیکی دو قوم و زبان. تبدیل به نام جدید: مراحل تغییر در بالا آمده است.
As قوم 
-----
Ur شهر -مسکن
Ur-as مسکن قوم
Ər -as یا aras فردی از قوم 
Ur-as نام رود محل قوم
سه کلمه خیلی به هم نزدیک اند و طی زمان به راحتی میتوانند یکی شوند که شده اند و در آراز می بینیم.
تشکیل اسم از « شهر و رود »
--------
مانند : شهر چایی : که اکنون در اورمیه رودی به نام «شهر چایی» را داریم.
طرز ساخته شدن نام رود وگرفتن کلمه ی شهر را نشان میدهد. 
در Ur-as واژه ی شهر هست، به جای رود، نام قوم را داریم. چون نام رود با شهر که بنام قوم است یکی ست.
------
این چهار کلمه دوران باستان را نشان میدهند که قوم کاسبی As نامیده میشد و مسکنی به نام Ur-as داشته. احتمالا شهری. که نام رود هم بود. یکی بودن نام رود و شهر . و نام قوم هم As در آن محفوظ است. 

------- نام رود بعدها به آراس و آراز دگرگون میشود.
Aras تبدیل به نام رود 
Araz
------
این بررسی نشان میدهد . Az در آذر بایجان و Araz چطور به هم مربوط اند. و کلید شده اند. 
-----
نتیجه: قوم آس شهر و رود خانه ای به نام اور آس داشته اند . 
ما اکنون نام رود خانه را به صورت آراز داریم.
این چیزی ست که بررسی لغات نشان میدهد. باقی به عهده ی علوم دیگر است. مثل تاریخ و باستانشناسی.

به نظریات مختلف در مورد نام آذربایجان توجه کنیم: 

***

اسماعیل سالاریان 

وجه تسمیه آذربایجان با توجه به نظرات مختلف
 
اشاره : اظهار نظر در مورد ریشه و مخصوصا معنی نامهای جغرافیایی سخت  است. علت آن مرور زمان و تغییرات سریع در زبانها می باشد. در مورد ریشه کلمه "آذربایجان" نظرات زیادی ارائه شده است. در این مقاله بحث ما بیشتر روی نظریات مختلف ارائه شده راجع به وجه تسمیه ی آذربایجان خواهد بود و برخی از آنها را به طور مختصر معرفی خواهیم کرد. و در نهایت مطالبی برگرفته از کتاب "دیل دنیز" تالیف آقای "اسماعیل هادی" و دیگری تاریخ دیرین ترکان از مرحوم پروفسور زهتابی و استاد پرویز زارع یکانی داده خواهند شد

آذرباییجان سرزمینی که از هزاره های قبل جایگاه ویژه ای در تاریخ داشته و مورد توجه اکثر مورخان قرار گرفته است و نام آن در منابع تاریخی قدیم شکلهای مختلفی را تجربه کرده چنانکه بیش از ده ها واریانت (گونه) از نام آذربایجان در منابع مختلف ثبت و ذکر شده است٬ از جمله؛ آذربایجان٬ آذربیجان در عربی٬ آتروپاتنه٬ آذربیگانون در منابع یونانی٬ آذربایغان در سریانی٬ آذربابایاقان درارمنی٬ آتورپاتکان در پارسی میانه و آذرآبادگان و....
نام آذربایجان مشتق شده از واژه ی «آذر» :

برخی معتقد براین هستند که نام آذربایجان مشتق شده از واژه ی «آذر» به معنی آتش است. طبری در تاریخ خویش می نویسد: « آتش خانه های عجم آنجا بودی و عجم آتش را آذر خوانند به زبان پهلوی٬ از بهر آن آذربایگان می خوانند که دراصل آتشهای عجم آنجا داشتندی و پرستیدندی ». یاقوت حموی نیز چند قرن بعد درمورد نام آذربایجان گوید: « آذر در پهلوی آتش است و بایگان به معنای نگهبان است. چون در انجا آتشکده بسیار بوده٬ چنین نامیده شده است». در میان طرفداران این نظریه افرادی چون اعتمادالسلطنه٬ شارل لبول٬ بوگیولیوبوف و بارتولومه دیده می شود.
نام اذربایجان برگرفته ازنام آتروپاتن:

نام اذربایجان برگرفته ازنام آتروپاتن٬ طرفداران این نظریه با اتکا به نوشته ی استرابون تاریخ نگار یونانی است که در زمان اشکانیان میزیسته و گوید هنوز در زمان حیات وی (63ق.م- 19م) جانشینان آتروپات در آذربایجان حکومت می کرده اند. و می گوید: « ماد دوبخش است. بخشی از آن را ماد بزرگ نامند و پایگاه آن شهر بزرگی به نام همدان است. کاخ شاهی کشور ماد در همان جا است. بخش دیگر ماد را آتروپنته خوانند. نام این بخش به نام ساتراپ(استاندار/ فرماندار) آتروپاتس باز خوانده شده است. اوست که نگذاشت این سرزمین هم پاره ای از ماد بزرگ گشته و به زیر فرمان شهریاری مقدونی ها در آید. این چنین او خود را شاه خوانده٬ آنجا جداگانه کشوری خودکام گردید و هنوزهم جانشینان وی از همان خاندان هستند».
نام و ریشه اذربایجان از نظر احمد کسروی:

احمد کسروی با استفاده از این نظراخیر و نظریه اول چنین ادعا میکند که آتروپات سرداری آذربایجانی بوده است و این نام نیز به رسم زردشتی ها (البته به گفته ی کسروی) بر موبدان زرتشتی نهاده میشده است٬ پس ازآنکه آتروپات در مقابل اسکندر مقاومت نشان داد٬ نام وی بر سرزمینی که حاکم آن شده بود مانده است. کسروی اضافه میکند که این واژه پارسی است و آن را چنین توجیه میکند.

آتور:به معنی آتش است و خود همان که امروز آذر گفته میشود.

پات : معنی آنرا نمیدانم

گان : این کلمه در آخر نامهای آبادی آمده است.

و در نهایت این واژه را «سرزمین آتروپات» معنی میکند.

 توجه داشته باشید که اکثر دانشمندان تاریخ آتروپات را فردی یونانی دانسته اند که از طرف اسکندر حاکمیت آذربایجان را داشته٬ واین گفته ی کسروی به سندی چندان معتبر متکی نیست و چانچه گذشت کسروی نتوانسته آتروپات را کاملا معنی کند ولی با این همه ادعای فارسی بودن این واژه را پیش می کشد.
نام و ریشه آذربایجان از نظرمیر علی سیدف:

میر علی سیدف دانشمند بزرگ ترک نام آذربایجان را وابسته به عوامل اسطوره ای و اعتقادی دانسته و این واژه راچنین تفکیک و توجیه میکند.

آز: نیت خیر٬ سود٬ منفعت و نیز نام یکی از طوایف بزرگ تورک که در کتیبه های دشت اورخون نام انها به کررات آورده شده است٬ برخی معتقداند نام قاره آسیا از نام این قبیله که دراکثر نقاط آن پراکنده شده اند گرفته شده است. لغت آز در نام روستایی باستانی به نام «هاس» و یا «آس» متعلق به 3 هزار سال پیش برجا مانده است.

ار: مرد٬ انسان٬ جوانمرد. این واژه درآخر نام های طوایف تورک دیده می شود. تاتار(مرد تات. در اینجا غیر مسلمان)٬ خز-ار٬ قاجار٬ ماجار.

در توركي باستان پسوند (ار) به آخر اسم مي چسبيده و شخصي را منتصب به آن مي كرد. همان پسوندي ‏كه در توركي مدرن معادل پسوند (لي) يا (لو) مي باشد.‏

lآز هم نام قومي كه در شمال غربي ايران و شرق توركيه سكونت داشتند و بر آنجا حكمراني مي كردند مي باشد. كه كلمه ‏از+ار مي شود (آزار) يا ‎ ‏همان" آزر ‏"  امروزي ‏

ترکیب دو واژه ی آز و ار یعنی«آزار» به معنای مرد خوش نیت و به طور مجازی یعنی قبیله با برکت٬این واژه به گونه ای دیگر در نام رود تاریخی منطقه آذربایجان(آزربایجان) یعنی «آرآز» به حیات خود ادامه میدهد. در  مناطق روستایی اهر این واژه را «ارآز» تلفظ می کنند.

بای: ‏ " کلمه بای در زبان توركي به معني‏بیگ٬ غني، صاحب، سرور، محتشم، ثروتمند، مقتدر، توانا٬ توانگر٬ حاکم ٬ دانا٬و .... ‏است.

گان (قان): پدر٬ خان٬ شاه و سرور و معانی از این دست را می رساند. 

پسوند توركي "جان" ، "-غان-‏ " ،"-قان-‏‏ "، "-گان-‏‏ "، "-كه ن-‏ " نشان دهنده جا، ‏مكان و محل هاي جغرافيائي است.‏ مثلا در مورد چالاقان (نام جزيره اي در درياچه اورميه) به معني محل زندگي طائفه چالا مي باشد.‏ چند نمونه ديگر استفاده از اين پسوند:‏ ورزقان، گوگان، گرگان، طالقان، زنگان (زنجان امروزي)، سيرجان، كميجان و...‏..كه اين پسوند بعد از ورود اعراب به (ج ‏C‏) تبديل شده است.‏

سیدف این واژه را در حالت کلی به معنای«پدر توانگر مبارک» معنی می کند. اکثر محققان تورک با این نظریه موافق اند٬ و هر روز شواهد زیادی بر اثبات این ادعا به دست می آورند

نام و ریشه "آذربایجان" از نظر "اسماعیل هادی"

آذ/آس+ار+بای+جان

آذ/آس : نام قومی است که در سرتا سر آسیا زندگی می کرده اند و احتمالا نام قاره آسیا نیز برگرفته از نام همین قوم است.

ار : به معنی انسان یا شخص دلاور است.

نام رود ارس (آراز) نیز از دو کلمه( ار+آز( تشکیل یافته است.

بای : امیر، غنی، شریف

جان:پسوند مکان که در اسامی شهرهایی مانند بایلاقان، گوگان و زنجان دیده می شود.

بنابر این معنی کلمه " آذربایجان " میشود : محل زیست آس ها، موطن مردم شریف آس، زیستگاه قوم آس.

نام و ریشه "آذربایجان" از نظر مرحوم پروفسور زهتابی:

کلمه "آذربایجان" در زبان یونانی بصورت "آتروپاتئنا"، در زبان ارمنی "آتروپاتکان" و در فارسی "آذربایگان" می باشد.

آتروپات نام یکی از سرداران معروف آذربایجان بوده است.

به نظر پروفسور زهتابی، کلمه "آتروپات" را می توان به شکل زیر تجزیه کرد:

آت (اود) + ور-ار (قهرمان، دلاور) + پات (محافظ)(دراینجا محافظ آتش)

آتروپاتئن: (سرزمین محافظان آتش)

بنابراین ریشه کلمه "آتروپاتان" به شکل زیر است:

اود + ار + پات + آن (پسوند جمع که از زبان ترکی به زبانهای فارسی و ارمنی قرض داده شده است): یعنی سرزمین محافظین آتش. پس از استیلای اعراب، آتروپاتن تبدیل به "آذربایجان" شده است.

نام و ریشه " آذربایجان" از نظر استاد پرویز یكانی زارع:

استاد پرویز یكانی زارع مورخ سرشناس در باره اسم آزربایجان اینچنین می گوید: كلمه اذربایجان در اصل از " هازار بای گان " متشكل از " هآذ+ ار+ بای+ گان یا قان معرب شده یعنی جان" می باشدַ.

" هآز یا هآس " نام قومی از تركان قدیم بوده و در نوشته های قدیم" اورخون یئنی سئی" نامبرده شده استַ. عده ای از پژوهشگران از جمله " بارتولد"  وابستگی هآزها را با قبایل "توروك" كه كتیبه های اشوری از ۱۴۰۰قبل از میلاد انها را ساكنین اطراف دریاچه اورمی معرفی میكنند, محتمل میدانندַ. همچنین هآز در لغت تركی معنی اوغور و نیت خیر میدهدַ

"آر" دارای منشا, تركی بوده و به معنی انسان می باشد. این واژه بصورت پسوند به واژه های دیگر چسبیده و نام قبایل را بوجود می اورد. مانند: ( آوار- خزار یا خزار- ماجار  یا مجار-  قاجار یا قجر وַַַ). هآزآر به معنی قوم و قبیله ای كه بعد ها با تغییرات مختصری در فارسی و عربی به " آذر" تبدیل شده استַ. چون شخص زرتشت (در تركی یعنی كسی كه كامل می فهمد) و مادرش "دغدو" (در توركی یعنی كسی كه زائید) و خدای شان " اهار ماجدا " (در توركی یعنی برترین و بالاترین روح انسانی) متعلق به فرهنگ و مردم تورك این منطقه بوده اند و با توجه به تقدس آتش در دین زرتشت بعدها این كلمه در میان پارسیان مرتبط به آتش شناخته شد كه چندان درست نیست، البته خورشید و آتش دراعتقادات توركان سخا بسیار محترم و نجات بخش انسانها شناخته می شدند چرا كه با كمك نور و آتش بود كه توركها توانستند سد آهنی كه ذوالقرنین در برابرشان ساخته بود را به آتش كشیده و وارد این جهان بشوند).

" بای" یا "به ی" یا " بیگ, بیك, بك" به معنی غنی, توانگر, رئیس, قبیله, حاكم وַַַاز طرفی "بایماق" در تركی قدیم به معنی تكامل و پیشرفت می باشدַ

"گان" در زبان تركی با قبول تغییرات اوایی به "قان" ( و در زبان عرب به جان) مبدل شده و دارای معانی زیادی چون : پدر, خاقان وַַַ می باشد, و "قان" در تركی علامت فاعلی با تاكید و مبالغه است (چالیشقان) و بایقان به معنی تكامل یافته و بسیار پیشرفتهַ همچنین از پسوند "گان" به معنای محل استقرار و زندگی اقوام استفاده می شود مانند زانگان گوگان ممگان و غیره.

پس آذربایجان در صورت اصلی "هازار بای گان" بوده است یعنی محل زندگی قوم "هاز"، كلمه هازار در برخی تلفظها به خزر تبدیل شده است.

نتیجه اینکه نام این سرزمین (آذربایجان) به معنی «آتشکده» ٬ «آتروپاتن» سرزمین  سردار آذربایجان و خواه به معنی «پدر توانگر مبارک» و یا هر معنی دیگرباشد. باز با وجود تمامی اختلاف نظرات٬ همگی این محققان برارزشمند بودن و دلیر بودن این خاک اذعان دارند و صحت مدعای ما را معانی موخر الذکر اثبات میکنند. چرا که تمامی معانی که سخنشان رفت معانی چون جوانمردی٬ دلیری و قبول نکردن ظلم را میرساند.

توضیح: 

بخش زیر از از بخش نظرات از خواننده گرامی هومای با تخلص "من" می باشد

جوابیه ای هر چند کوتاه به یکی از ادعاهای پوچ و خام ؛ که بی ربط با موضوع نیست :

« ... نام آذربایجان معرب آتروپاتکان (مکان آتروپات) است. ریشه نام به سردار پارسی هخامنشیان، آترپات برمی گردد. آتروپات ساتراپ (والی) ایرانی بود که بخش‌های شمال ایران را در زمان حمله اسکندر از اشغال حفظ کرد. در قرن اخیر پس از ظهور اتحاد جماهیر شوروی، واژه « آذربایجان جنوبی » نیز بعضاً استفاده شده است.البته عده‌ای معتقدند که این واژه غلط و دارای بار سیاسی است ...»

جواب:
درپروسه آسیمیلاسیون مردم این خطه، بسیاری از مطالب تاریخی و فرهنگی مورد تحریفات مضحک قرار گرفته اند و البته که بسیاری فراموش شده اند!

آری آذربایجان کلمه ای معرب است، ولی نه معرب آتورپاتکان (جعلی!)، زیرا اگر قرار بوده که آتورپاتکان بصورت عربی تلفظ شود، تنها حرفی که در این کلمه، معادل عربی ندارد حرف «پ» می باشد، که آن هم بصورت معمول به «ب» ابدال می شده است! و در نتیجه بایستی امروزه نام آزربایجان «آتورباتکان (عربی!)» می بود!

در نتیجه «آزربایجان» معرب کلمه «آزربایگان» نه فارسی! بلکه ترکی است. زیرا فارس ها حرف «گ» را مانند «ق» اعراب تلفظ می کنند. در این حالت از نظر آوا شناسی اگر فرض کنیم «کلمه آزربایگان» فارسی بوده است، بایستی معرب آن «آزربایقان!» می شده است، که می بینیم اینگونه نیست!

از نظر آواشناسی نزدیک ترین تلفظ به حرف «ج» عربی، حرف «گ» ترکی می باشد! و می بینیم که اگر حرف «گ» معرب شود، چاره ای جز ابدال به «ج» عربی موجود نمی باشد. پس در نتیجه نام این مکان نیز (حداقل تا قبل از آمدن اعراب)، ترکی بوده است! (متأسفانه تلفظ حروف "ک" و "گ" اصیل ترکی، در ترکیه و کشورآزربایجان به دلایلی مضحک (قابل فهم و قابل تلفظ بودن برای اروپائیان!) تغییر داده شد، بدتر از آن در ترکیه امروزی علاوه بر تغییر تلفظ این دو حرف، حروف «اَ ، ق ، غ ، خ» از دایره حروف ترکی حذف شدند که ضربه بسیار کوبنده ای بر قامت زبان ترکی در این منطقه بود.)

جالب است این را هم در نظر بگیریم که کلمه «آزربایگان»، از نظر گرامر ترکی نیز، کلمه ای کامل و با معنی است! این کلمه از 4 بخش مجزا تشکیل شده است. بخش اول کلمه «آز (آس)» می باشد که نام اقوام آس ساکن در منطقه وسیعی از آسیا بخصوص آزربایجان کنونی است! در زبان تورکی به دلیل تبدیل حروف «ز» و «س» به یکدیگر هر دو صورت ؛ «آز» و «آس/هاس» به یک معنی و در حکم واحد است .

دوم کلمه «ار» که بمعنی انسان و مرد می باشد و همچنین در کتاب «دیوان لغات الترک» محمود کاشغری نیز به کرّات آمده است. 

سومین قسمت کلمه «بای» بمعنی حاکم می باشد، که این کلمه را می توان در نام قدیم شهر پکن نیز بصورت «بایلیق» در کلمه “خان بایلیق” بمعنی «حکومت خان» و بایلیق، خود به تنهایی بمعنی «حکومت» یافت!
 و قسمت آخر و چهارم که «گان» می باشد. و آن پسوند مکان ساز در ترکی است، عمده پسوند های مکانساز در ترکی عبارتند از «اُو، آوا، ان، گان، ایستان و ...»، پسوند گان چندین بار در نامهای شهر ها و روستا های ایران بکار برده شده است، که بعضی از آنها عبارتند از: گوگان، گرگان، کرینگان، کرگان و ... می توان از ترکیب دو کلمه بای،گان همانند بایلیق، معنای حکومت را استخراج نمود! نتیجتاً نام آذربایجان، همان آزربایگان ترکی است و درکل بمعنی، «محل حکومت مردان آز»(حکومت آزها) می باشد.

منابع مورد مطالعه:

1. رئیس نیا .رحیم -آذربایجان در مسیر تاریخ ایران

2. رحمانی فر. محمد نگاهی نوین به تاریخ ترکهای ایران

3. محمدزاده صدیق. حسین- یادمانهای ترکی باستان

4. کسروی. احمد- آذری یا زبان باستان آذربایجان

5. اسماعیل هادی-دیل دنیز

6. زهتابی- تاریخ دیرین ترکان در ایران

-----
منبع نوشته ی سالاریان:

http://salariyan.blogfa.com/post-2596.aspx

 

منبع: 
ایران گلوبال
انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به راز = زبان شناس برجسته
آنچه شما در مورد زمان آینده در گذشته در زبان سوئدی و دیگر کشورهای اسکاند ایناوی ادعا میکنید در ادبیات گذشته کاربرد داشت و در حالت بسیار محترمانه و به ندرت در نوشتار روزانه بکار میرود .در زبان گفتاری( اساسا بکار نمیرود ، ضمنا بازمان آینده در گذشته در زبان انگلیسی هیچگونه شباهتی‌ ندارد چرا که فقط از دو فعل skulle viljaاستفاده میشد ، بطوری که استفاده از آن در حال حاضر باعث تعجب میشود به همین خاطرفقط به فعل skulle تغییر کرده چون در سوئد برای کسی‌ احترام کلامی قائل نمیشوند بلکه انسانی قائل هستند به همین دلیل روی زبان نوشتاری و گفتاری آنها تاثیر گذاشته,به همین دلیل هم در انگلیسی این زمان کوتاه شده و میشود. دیگر اینکه اگر جناب عالی‌ ترک هستید توضیح دهید که آیا زبان ترکی‌ زبان سایه هم دارد.چون صحبت از فعل می‌کنید، برای یک کنش بایستی فعل سایه هم باشد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب اسامه عزیز،
شاید من مثال شما را دگرگون نوشته باشم اما شما در مثال نخست نوشته بودید:
ـ من میخواستمی آمدنم به جشن اما مریض شدم.
و امروز نوشته اید:
ـ من میخواستم آمدنم را به جشن اما بیمار شدم.
هر دو جمله درست هستند و حالت گذشته در آینده را میرسانند اما عزیز شما در هیچ کتابی که در پنجاه سال گذشته نوشته شده چنین جمله ای را نمیتوانید پیدا کنید. برای ما ایرانیان اینگونه جمله ها، و یا به قول شما فعل، در عصر کنونی نوشته و گفته نمیشود. حتی اگر جمله بالا را اندکی اطو کنیم میتوانیم بنویسیم:
ـ جشن آمدن را میخواستم اما بیمار شدم.
و یا
ـ آمدن به جشن را میخواستم اما بیمار شدم.
در فارسی روان و روشن این زمان را میتوان به این شکل نوشت:
ـ بیمار شدم وگرنه میخواستم به جشن بیایم(شرطی)
ـ میخواستم بیایم ( شرطی) به جشن اما بیمار شدم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب راز:
ﺑﯽ ﻗﺎﻋﺪﮔﯽ ﻫﺎﯼزبان ﻫﻤﮕﯽ ﺍﺯ ﺑﻦ ﻫﺎﯼ ﺍﻓﻌﺎﻝ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺗﺮﮐﯽ ﺍﺻﻮﻻ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺯﺑﺎﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﯼ ﺗﺼﺮﯾﻔﯽ ﺑﻮﺩﻥ ﻧﺮﺳﯿﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﺖ ﺍﻟﺘﺼﺎﻗﯽ ‏(ﭘﺴﻮﻧﺪﯼ ‏)ﺑﺎﻗﯽ ﻣﺎﻧﺪﻩ ! ﺑﻪ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻦ ﻣﺎﺿﯽ ﻭ ﻣﻀﺎﺭﻉ و اینده ﺩﺭ ﺗﺮﮐﯽ ﺍﺻﻼ ﺟﺪﺍ ﻧﺸﺪﻩ به همین دلیل "بن اینده " و "مضارع" حقیقی در تورکی وجود ندارد
صرف فعل ماضی به صورت قراردادی به جای اینده و مضارع هم مشکلی از زبان تورکی حل نمیکند که تورکی اینده در گذشته هم داشته باشد

یکبار هم من این سوال را از شما درباره افعال تورکی پرسیدم که:اگربه افعال ترکی دقت کنید می فهمیم که بسیاری از افعال لا- له-یل-ول درخود دارند اینها مخفف اله مک(کردن)/ اولماق(شدن) هستند.یعنی همان واژه+ کردن- واژه+ شدن در فارسی.به عبارت دیگر شما افعال مرکب را به عنوان فعل ساده معرفی می کنید اگه اینطور نیست لطفا توضیح بیشتر بدهید

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب گشتاسب:
من کاری به جمله نداشتم بحث ما هم جمله نبود فعل بود
بخواستی شد= فعل
جمله من هم این نبود
این بود: من میخواستم امدنم را به جشن اما بیمار شدم (فعل = میخواستم امدنم)
در عربی هم به این شکل اینده ساخته میشود (سوف + بن مضارع= سوف تذهب= خواهم امد )
لطف بفرما بیشتر توضیح بده درباره فعل نه درباره جمله
ان کتاب کسروی هم مجانی هست همان صفحه 24 را یکبار نگاه کن:

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب گشتاسب
صرف افعال بصورت آینده در گذشته در زبان انگلیسی بسیار مهم است و ميتوانم بگويم که در صد زیادی از مکالمات روزانه مردم به این شکل است. جملات در این زبان پر از would, should است.
زبانهای سوئدی، نروژ و دانمارکی و ترکی اینرا دارند پس این فقط مختص زبان انگلیسی نیست. در مورد زبانهای دیگر که فرمودید دانش من کافی نیست.
زبانهایی که فاقد این فرم هستند برای رساندن دقیق مفهوم مطلب دچار مشکل میشوند. مثالی که زدید " من قصد داشتم به جشن بیایم ولی مریض شدم» به انگلیسی می شود : I intended to come to the party but I became ill.
این با : I would come to the party but I became I'll بسیار متفاوت است.
فارس زبانان معمولاً در ابتدای یادگیری زبان انگلیسی با این فرم صرف فعل مشکل دارند و تا زمانی که مدتی در خارج زندگی نکرده اند بيشتر از " wanted" استفاده میکنند.
در ضمن...

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب اسامه گرامی،
شما مثالی که زده اید:
آن روز که بامداد سلطان به فتح خلیج بیرون خواستی شد هزار مرد به مزد گرفتند.
جمله درستی ایست و میتواند دال بر آینده در گذشته باشد، اما وقتیکه شما مینویسد:
(من خواستی آمد به جشن اما بیمار شدم). این جمله بیشتر ساختگی ایست و به این شکل نه نوشته میشود ونه گفته.
برگردان جمله انگلیسی : I woud come to the party but I became ill
میشود: من قصد داشتم به جشن بیایم اما بیمار شدم.
و به زبان محاوره : قصد داشتم به جشن بیام اما بیمار شدم. یا : میخواستم به جشن بیام ولی مریض شدم.
جناب اسامه، همانطور که پیشتر یاآوری کردید، زبانهای زنده و دینامیک رو به ساده گویی و ساده نویسی میگذارند. از این سو نوشتن جمله : من خواستی آمد به جشن اما مریض شدم. جمله ایی ناگوار است( ناگوارش) است.
ممکن است در زبانهای زنده اروپایی این (مدال) آینده در گذشته



عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب راز :
1- زبانی با نام زبان تورکی وجود ندارد یکبار برای شما توضیح کامل داده شد نام واقعی این به اصطلاح زبان شما زبان "مغولی" گویش غربی میباشد سه کامنت اخر من اثبات همین بود
2- من درباره فعل اینده در گذشته دقیقا کتاب کسروی را شاهد اوردام با قید صفحه شما لطف کن مقاله ای بر رد ان بنویس و کسروی را هم از اشتباه بیرون بیاور

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب گشتاسب :
منبع کتاب زبان پاک / احمد کسروی / صفحه 23
اگر حرفی درباره "نبودن" اینده در گذشته داری ان فعل را که نوشته تعیین زمان کن؟؟ و کسروی میگوید هست ؟ چرا تو مینویسی نیست ؟ لطف میکنی برای ما توضیح بدهی کسروی اشتباه کرده یا شما ؟؟ این مهم هست میخواهم بدانم
لینک دانلود رایگان کتاب کسروی:

http://www.kasravi.info/ketabs/zabane-pak.pdf

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب راز گرامی،
اینکه در فارسی آینده در گذشته وجود ندارد، واقعیت است اما نه تنها آینده در گذشته در فارسی وجود ندارد بلکه در زبانهای آلمانی، فرانسه و ایتالیای و یا دیگر زبانهای با ریشه لاتین نیز ساخته و گفته نمیشود. این وجه تنها مختص انگلیسی است به همان شکل که رانندگی از سوی چپ نیز مختص انگلستان میباشد.
شاد باشید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
شعری هم داریم که میگوید " مخور صائب فریب فضل از عمامه زاهد" که قبلا عرض کردم شما هستید.
گفتم که من احتیاج ندارم که زبان شناس فارسی باشم پس نمیدانم دردتان چیست که خود را تکرار میکنید.
مثال جنتی و سکولاریسم دقيقاً به خود شما بر ميگردد. در شمال سوئد اقلیت "سامی" ها از حقوق کامل انسانی برخوردارند با حفظ زبان و سیستم زندگی. معلوم است که در زندگی پناهندگی در سوئد چیزی که یاد نگرفتید
احترام و حفظ حقوق بشری است. خاصيت فاشیسم ندیدن حقوق دیگران است و اینکه هر کسی باید بزرگتری داشته باشد. بزرگتر از من عقل انسان مدار من است. بزرگتر از شما هيتلر بود که عاقبتش را دیدیم.
ما در مورد زبان ترکی بحث نمی کردیم.
زبان فارسی زمان آینده در گذشته ندارد. حالت شما هم هندل بزن.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب راز :
ضرب المثلی هست که: دو چیز خیلی سر و صدا دارد یکی "خرده پول" دیگری "خرده معلومات"
میگویند که" گفتگو با مارکس اسانتر از گفتگو با مارکسیست ها است"
شما حتی با نوشتن فعل اینده در گذشته هم قانع نشدی به بودن ان در فارسی چون این را جایی خواندی از بزرگان ات که "نیست" حالا هم ایمان داری که نیست فعلی را هم که من نوشتم نیست چون تو با واقعیت کاری نداری حالا هم راضی کردن یکی متعصب مانند تو مثل اموزش اصول سکولاریسم به "ایت الله جنتی" تقریبا غیر ممکن است شما اگر زبان شناس بودی میدانستی که زبانی با نام "زبان تورکی" اصولا وجود خارجی ندارد و این به اصطلاح زبان تورکی شما همان گویش غربی زبان مغولی است

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ادامه کامنت قبل: تورکی زبان نیست اهجه غربی زبان مغولی است
یکسانی های زبان مغولی با تورکی:
پرندہ ھا

سبرال ، بورگود ، شغجئی ، چیگگ ، چولدی ، قرقولاد ، سنگ کویگ ، چوغوگ ، با شه ، قجیر و ……….
حشرات

قونغوس ، بوی ، جولگگ ، قوللئی ، شولوگ ، کوڈی ، چیلگ ، خمندوگ ، ووخلی ، قورہ ، سونه ، گنگ ، کانه ، شلجه ، ریشک ، منٹه پلخ ، جیژدوغ ، مٹگ ، قبرگ ، خمندوگ و……..
حیوانات درون آب:
چنچکلو ، مانی پوشت ، قوقری ، باغا و..........

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ادامه کامنت قبل: تورکی زبان نیست اهجه غربی زبان مغولی است
یکسانی های زبان مغولی با تورکی:
پرندہ ھا

سبرال ، بورگود ، شغجئی ، چیگگ ، چولدی ، قرقولاد ، سنگ کویگ ، چوغوگ ، با شه ، قجیر و ……….
حشرات

قونغوس ، بوی ، جولگگ ، قوللئی ، شولوگ ، کوڈی ، چیلگ ، خمندوگ ، ووخلی ، قورہ ، سونه ، گنگ ، کانه ، شلجه ، ریشک ، منٹه پلخ ، جیژدوغ ، مٹگ ، قبرگ ، خمندوگ و……..
حیوانات درون آب:
چنچکلو ، مانی پوشت ، قوقری ، باغا و..........

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ادامه کامنت قبل : با نام تورکی زبان نیست .گویش غربی زبان مغولی است
نام ھای افراد خانوادہ و خویشاوندان در مغولی و تورکی و یکی بودن در هر دو

آته ، آبه ، ابغه ، بیکه ، اینگه بکله ، آجه ، باکول ، آچول ، نغچی ، تغائی ، ابسو ، قودغو ، لالئی ، آغئی ،بوله ، نیلغه

مغولی :
Бурхангүй үзэлтэн, Шинзо Абэ, Abghh, Bykh, Inge Bekele, өнгө, Bakewell, Chvl, Nghchy, Tghayy, Absv, Qvdghv, Lali, Ghyy, Bola, Nylghh

تورکی :
Ate, Abe, Abghh, Bykh, Inge Bekele, bakan, Bakewell, Chvl, Nghchy, Tghayy, Absv, Qvdghv, Lali, Ghyy, Bola, Nylghh

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
زبان شناسی عبارت است از بررسی علمی زبان. زبان شناسی حق ندارد «تجویز» کند چرا که تجویز کردن، کار علم نیست و علم تنها می تواند توصیف، کشف و نظریه داشته باشد.
اگر زبان را بصورت دقیق تر پیگیری کنیم در می یابیم که زبان مھم ترین وسیله برای شناخت انسانھا و یا یک قوم است. درین مورد زبان شناس غربی دکتور جانسن چنین ابراز نظر کردہ است :
زبان نسب نامه و قدیمی ترین یادگار ملت ھاست. نوشته ھا و ابراز نظر ھا به سبب علت ھای مختلف از حقیقت دور میشوند اما گنجینه ھای کلمات زبان ھا دروغ نمی گویند و مارا فریب نمی دھند . بشرط اینکه برای معلومات کسب کردن از کلمات زبان ھا، باید از ھنر درست آن آراسته باشیم.
زبان شناس ھندی سید سلیمان ندوی می گوید :

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب مجددی
به شما مربوط نمیشود که من در کجا مینویسم با نمی نویسم. این دقيقاً خصوصیت فاشیستی شماست که امرو نهی میکنید ومن اینجا بیشتر خواهم نوشت تا شما و امثال شما بيشتر رسوا شوید.
دانش من از ٤ زبان به حدی است که بدانم زبان فارسی شما قادر به صرف فعل به صورت آینده در گذشته نیست.
مزخرفات شما راجع به میرا بودن زبان ترکی را قبلاً نشان دادم که همان مزخرفات است.
EGIDS زبان ترکی مانند زبان انگلیسی و اغلب زبانهای غربی برابر 1 است. زبان فارسی هم یک است ولی در جدول مختصات اندکی پایینتر از ترکی است. این ضریب زنده بودن یک زبان را نشان میدهد.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چاپار : در رابطه با راه : کسی که (طاقت راه را) می برد. به اصطلاح امروزی پست
چاپار: در رابطه با بریدن شئ: چاپان. کسن، کس ار : کسی یا چیزی که شئ ای را می برد یا شقه میکند.
قاجار، قاچار: در رابطه با حمله: حمله ور
قاچار: در رابطه با شخصیت و صفات : قوچ ار، ایگیت، بوراخلانان ، قورتولوش لو
توتار: کسی یا شئی ای که چیز دیگری را میگیرد.
کس ار یا کسر، کسی یا شئی ای که چیزی را می برد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب دکتر راز یا چند اسم دیگر
1- شما الان نه در ایران هستی نه کسی مجبورات کرده بیایی در این سایت فارسی زبان برو سایت تریبون که ادرس اش هم سمت چپ همین سایت هست در جمع دوستان ات ببین پرنده پر میزند
2- شما خودات مینویسی"فارسی را جز محاوره بلد نیستی" پس اگر درباره دستور زبان فارسی درفشانی نفرمایی هم خودات را سنگ روی یخ نمیکنی هم ما را کمتر زحمت میدهی
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
قاجار:
قوچ-ار ( فرهنگ اسماعیل جفرلی)
قوچ صفت انسان: دلاور ، جوانمرد - فرهنگ بهزادی

------آ.ائلیار
قاجار : دلاور، جوانمرد
مرد آزاد و رها ، آزاد مرد

در مقاله « آزاد مرد یا انسان آزاد » آمده است.



------ ریشه یابی با رجوع به کاشغری:
قاج، قج ، قاچ: فرار کن
قوج-قوج کاشغری: یا قوچ-قوچ

قوج یا قوچ : قاچ معنی دارد.
-----
کاشغری:
قجرغان qəcurğan
Bu ər ol qonuqni qəcurğan
این مرد مهمانش را گریزاننده است.
امروزه qaçırğan
qaçırdan
qaçıran
qaçar کسی یا چیزی که از چیزی رها میشود.

تبدیل شدن ج به چ یا برعکس در لهجه ها امری قانونمند است.

کاشغری:
قجغ cəceğ گریز و فرار
ol qəceğ qəcdi
اول قجئغ قجدی

قج قج
qəc qəc
قوج قوج
qoc qoc
فرار کن فرار کن
اکنون قاچ-قاچ

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب مجددی
این طرز صحبت کردن به فارسی باید مختص جنابعالی باشد. اگر کسی از کاربران دیگر به این سبک صحبت میکنند لطفاً ما را از تاریکی در بیاورند. حتی اگر در فارسی قدیم به این سبک صحبت ( احتمالاً فقط در متون ادبی) میشد الان منسوخ شده است. چرا مثال از نوشته های معاصر نیاوردید. مسخرگی این فرمول را در ترجمه جمله زیر بیابید.
I would want to go to the party but I became ill.
جناب مجددی، من پزشکی هستم که درد انسانها را تسکین میدهم. انسانها را از هفتاد و دو ملت هم درمان کرده ام. انسانها هر چه نا آشناتر برایم جالبترند. من و شما 180 درجه در طیف انسانيت با هم فاصله داریم. دیروز پرو یا بولیوی از فقیرترین کشورهای دنیا اعلام کرد که برای جلوگیری از انقراض شش زبان در خطر محلی اقدام خواهد...

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای اسامه ضمن سلام درصد بسیار بالای ارتش مغول ها ترک بودند ودلیلش هم این بود که قدیم رسم بود که رئیسان قبایل مغلوب خیلی وقت ها بوسیله فاتحین ابقا میشدند و در مقابل اسب وسرباز در اختیار فاتحین قرار می دادند که قبایل ترک وقتی مغلوب مغول ها شدند کلی سرباز دراختیار مغول ها قرار دادند. چه بسا قاجارنویان فرمانده سربازان ترک در داخل ارتش مغول ها باشد.1- طبق کدام مدرک شما می فرمایید قاجارها خودشان را مغول می دانستند. زبان قاجار ترکی بود چه دلیلی داشت که خودشان را مغول به دانند.عده ای ازهموطنان فارس با چسباندن ترک ها به مغول ها هی میگند مغول زاده قصد تحقیر ترک ها را دارند. اگر دو نفر نابغه جنگی نام ببریم چنگیز یکی از آن هاست. مغول ها متوسط بهره هوشی شان ازبهره هوشی خیلی ملت ها بالاتراست (مغول ها = 101 و ایرانی ها =84 و آلمانی ها = 99) مراجعه شود :

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ادامه کامنت قبل :
پسوند های مغولی در ترکی:
۱۰ – پسوند، «غُو» :
اِسپِی غو (به اندازه سپیدرنگ)– پلاس غو (به اندازه یک گلم)– پِیرو غُو (به اندازه یک پیراهن) – جُوب غُو (به اندازه – به مقدار)-قوندَر غُو (حساسیت به اندازه)– قونرغو (شرمنده و ملامت) – قَودَه غُو (به اندازه یک بسته علف)– سبد غُو (به اندازه یک سبد)– ماشِیو غُو (به اندازه یک پارچه پشمی)– لَچَک غُو (به اندازه یک چادر)– سِیرغو (به اندازه سیرشدن)– سالپُورغُو (به اندازه تمام سال)– شنوندغُو (آگاه کردن و شنواندن) و…

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
درباره پسوند های تورکی که ائلیار با ردیف کردن ان میخواهد مصادره به مطلوب کند باید این توضیح داده شود که در زبان ترکی، پسوندها نامحدود می باشند و بیشتر از نود و پنج درصد الفاظ الحاقی را پسوندها تشکیل می دهند به همین دلیل این زبان را پسوندی (التصاقی) میگویند
این واقعیت را باید بپذیریم که اصلا پسوند هایی که در مکالمات روزمره تورک ها رایج بوده و مورد استعمال دارند، هیچ ربطی به تورکی ندارند
قاج + ار
باز هم بازی با کلمات . همه میدانند که قاجار منتصب به قاجار نویان از فرماندهان چنگیز خان و مغولان بوده حتی قاجار ها هم خودشان را مغول میدانستند نه تورک این واژه هم مغولی است نه تورکی
تعدادی از پسوند های مغولی که در زبان تورکی همم دقیقا بدون تغیر به کار میرود در ادامه نوشته میشود

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب راز:
از شما که گاهی هم دکتر را به اول اسم اضافه میکنی بیش از این انتظار میرود که نتواند بفهمد این "ی" در خواستمی شد . ضمیر متصل است اما شما حتی نتوانستید فرق ضمیر و صرف ان را در فعل تشخیص دهید اما باز هم درباره چیزی که به ان کوچکترین اطلاعی نداری
محض اطلاع شما : ضمایر متصل فارسی
فتحه+م
فتحه+ت
فتحه+ش
امان
اتان
اشان
این اشتباه اول شما
درباره دوم نوشته ای:
من خواستی آمد به جشن ( پارتی) ولی مریض شدم!
نه ایرانی ها درست میگویند و مینویسند این شما هستی که فارسی را تنها محاوره اموختی ولی باز هم میخواهی درفشانی بفرمایی درباره سواد هرگز نداشته ات که البته ترک اش از شما موجب مرض هست

فارسی قدیم :
من میخواستمی امدنم به جشن اما مریض شدم
در فارسی جدید یک "را" به عنوان پسوند به ان اضافه میشود که ان را را فک اضافه میگویند
من میخواستم امدنم را به جشن اما مریض شدم

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان
گفته بودم زمان آینده در گذشته در فارسی نداریم.
من از آقای اسامه مجددی پرسيدم که جملات زیر را ( یکی هستند) به فارسی ترجمه کند. ایشان معادله جبری زیر را ، با بد دهنی که ترکش موجب مرض ایشان خواهد شد، ارائه فرمودند:
پس اینده در گذشته = خواست + ی+ بن ماضی
ببینیم این معادله چطور حل می شود.
Jag skulle komma på festen men jag blev sjuk
I would come to the party but I became
من خواستی آمد به جشن ( پارتی) ولی مریض شدم!
اگر ایرانیان اينطور صحبت میکنند مرا ببخشید اگر نه آقای مجددی را مجدداً ببخشید.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
« ر r » از کجا آمده؟ در نام آذ-ار-بای- قان .
r نیست بل « ارər» است. خط عربی صدا یا حرف ə فتحه را مخفی نموده است. که صدای ər و ar هر دو را در کلمات دارد.

---قاجار
Qac-ər قاج-ار
Qəc-ər قَج -ار
Qə-cər قَجَر

قاج-ار : قجر qəc-ər یا qac-ər

Qacar نام طایفه :
معنی :
آن از، قاج + ار ؛ تشکیل شده. بن فعل+ علامت اسم فاعلی . تبدیل به اسم طایفه شده است.
قاج ، قاچ، قاش که شکل باستانیش گفتیم همان kas در سومری و زبان کاسبی ست :
امروزه بن فعل میباشند از: قاجماق. قاچماق، قاشماق.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
از هزاران دلیل ناکارآمدی فارسی عمده ترینش استفاده از خط عربی که خود سر منشا بی شمار ایراد هست.خط عربی که فارسیان کپی برداری ناشیانه کردهاند جهت نوشتارش از راست به چپ بوده که برای برنامه های کاربردی و دیجیتال قابل برنامه نویسی نیست.هر خطی در کامپیوتر ها دارای کد پیجی هست که شناسنامه ان خط هست ولی بخاطر بهره بردن خط عربی از انواع فونت ها هر فونت خود کد پیج خاصی می خواهد که مشکلات زیادی ببار می اورد.مثلا بعد از نوشتن متنی با فونت خاصی در یک سیستم به هنگام کپی روی سیستم دیگر جهت پرینت کل متن بخاطر تفاوت فونت بهم خواهد ریخت.استفاده از همزه و نقطه های جوراجور هم عامل دیگری در بهم ریختگی خط عربی هست.بدون شک همه با مشکلات نوشتن اعداد ما بین خط عربی فارسی اشنا هستند.مخابرات جهت مجبور کردن افراد به عربی نویسی قیمت اس ام اس لاتین را گران کرده ولی باز مردم ترجیح می دهند فینگلیش بنویسند.از هزاران مشکل

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آذر در پهلوی یعنی آتش. در زبان ترکی امروز بسیاری از واژه های پهلوی مثل زُر یا درده جر یا زمی باقی مانده. در آذرمهر و آذرنوش و آذر بهرام و آذر برزین و آذر زردهشت و امثال آن مراد آتشکده های منسوب به این نامها است. بایگان یعنی حافظ، نگهدارنده. اگر آذزبایگان محل آز ها بوده، پس چرا آزبایگان نگفته اند؟ حرف «ر» این وسط از کجا آمده؟ این نوع زبان شناسی آدم را یاد ذبیح بهروز و مقدم می اندازد. به قول هدایت، تهران هم گویا در اصل تَه ران بوده چون مردمش در آغاز به جای راه رفتن روی دو پا، کون خیزه می رفتند. یعنی با ته شان می راندند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
""" فرق عربی‌ با زبان ناتوان فارسی‌ در کجاست؟ """ حرفی‌ که ابوریحان بیرونی‌ درباره زبان ناتوان فارسی‌ زده، همچنان پا بر جاست، زبان فارسی‌ قادر به شکستن حصار شعر و شاعران نشده، """ زبان عربی‌ در سال ۱۹۸۸ با نجیب محفوظ، جایزهٔ نوبل گرفت """ زبان فارسی‌ در این مدت با "" بحران ترجمه "" چنان وارد باتلاق شده که ادبیات دنیا با ۳۲ سبک ادبی‌ نیز، قادر به بیرون کشیدن این زبان فارسی‌ / دری از باتلاق نیست. عرب‌ها دوبی، شارجه دارند، ترک‌ها استانبول، باکو دارند، و روستای فارسی‌ شما افغانستان، تاجیکستان دارد. کشور‌های ترک و عرب، هم در توسعه انسانی‌، هم در " اقتصاد رقابتی‌ "" از روستای فارسی‌ شما، جلو افتاده اند. اصفهان نصف جهانتان نیز، به دست توانای ترک‌ها ساخته شد و پایتخت ترکان بود.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب yaradiciliq
گیرم که غیاث ابادی درباره نظر ابوریحان درست گفته باشد (من فعلا این کتاب ابوریحان را در دسترس ندارم)
اما این گفته مال 1000 سال پیش است ..امروز جایگاه زبان فارسی و عربی در دانش دنیا کجا است:
هر چند امروزه زبان انگلیسی زبان اصلی علم محسوب می شود، اما کمیت تولید علم به زبان فارسی در پایگاه های استنادی بین المللی رشد داشته است. این کمیت شامل مجلات علمی و همچنین کنفرانس های است که به زبان فارسی تولید و در پایگاه استنادی بین المللی نمایه سازی می شوند. بر اساس اطلاعات پایگاه استنادی اسکوپوس تا تاریخ 10/7/1394، جمهوری اسلامی ایران در سال 2005 رتبه 28 دنیا را از لحاظ تعداد مدارک منتشر شده به زبان فارسی در اختیار داشت. هر چند این رتبه در سال 2009 به رتبه 30 تنزل پیدا کرد، اما از سال 2010 کمیت تولید علم منتشر شده به زبان فارسی روندی صعودی داشته ...

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ایدین از تهران
سایت های زیادی در دنیا برای آموزش زبان هست که دارای فوروم می باشد خواستم تعدادی رو آدرس بدم ولی گفتم شاید بگید گلچین شده آدرس دادم ! یرای همین شما خودتون به هر کدومشون خواستید سر بزنید ببینید چی میگن دقیقا برعکس شما همه متفق القولند این کم بودن ریشه واژه ها و معادل غیر برابر بشدت هم یادگیری ترکی رو دشوار کرده هم زبان آموزی ترک ها رو دچار ایراد در مورد مشکل ترکها در یادگیری و به خصوص تکلم به انگلیسی هست البته این فقط یه نمونه است هرچند شما خودت هم باید نظرت رو بگی که آیا خود شما در یادگیری انگلیسی و به خصوص صحبت کردن به این زبان مشکل داری یا نه
با کمال احترام فقط در گوگل بنویسید persian vs turkish language نظرات کاربران غیر وابسته به این دوزبان که زبان آموز بودن رو بخونید میبینید هر کدوم یه چیزی میگن ولی در یه چیز مشترکا اونم اینه فارسی از ترکی بهتره

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ایدین: چرا مثل پسر بچه ها کامنت مینویسی
جایزه نوبل زبان وجود خارجی ندارد اما یک کتاب درباره نسل کشی ارامنه از اورهان پاموک در ترجمه به زبان های دنیا توانسته جایزه نوبل ببرد که سر همین کتاب پاموک با ملی گراهای تورک و ملت ترکیه درگیر است

این جایزه به خود کتاب داده شده نه به زبان تورکی چون هیئتی که تصمیم میگیرد که به کی جایزه بدهند سوئدی اند و برای یک کتاب زبان تورکی را یاد نمیگیرند
فهرست دیگر زبان ها که اثر هایی از انها جایزه نوبل را برده

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این جناب " اسامه " در هر زمینه ای از ادبیات، معماری، سیاست، مذهب و .......اظهار نظر می کند( البته بدون سند و غیر علمی و اخلاقی) و بعد تعجب میکند که چرا برخی کاربران به او لقب " دانشمند و استاد دانشگاه مجازی زابل " داده اند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این جناب " اسامه " در هر زمینه ای از ادبیات، معماری، سیاست، مذهب و .......اظهار نظر می کند( البته بدون سند و غیر علمی و اخلاقی) و بعد تعجب میکند که چرا برخی کاربران به او لقب " دانشمند و استاد دانشگاه مجازی زابل " داده اند.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من هیچ وقت از «برتری یک زبان علیه زبان دیگر» سخن نگفته و ننوشته ام.
چون واقعیت این است که « زبانها پدیده ی زنده و پویایی هستند. میتوانند در شرایط مناسب به همه نیازهای بشری هر مردمی پاسخ شایسته دهند».
باید شرایط « رشد و پویایی» را برای زبانها مهیا کرد.

اما زبانها باهم فرق دارند. چون نگاه هر زبان به محیط جور مخصوصی ست. ضمن اشتراکها ویژگی دارند ، که این فرق را
به وجود میاورد.
احساس، تفکر، زیبایی شناسی، بیان، عادت ، حافظه، مانند اینها در هر زبانی متفاوت است. چون « زاویه نگاهها» به اشیا و پدیده ها ، ضمن اشتراکات، فرق دارند.
این است که نباید به اجبار زبانی را جایگزین زبان دیگر کرد. که قتل روحی افراد صورت میگیرد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
""" ابوریحان بیرونی در مورد زبان ناتوان فارسی‌ اینگونه می‌‌گوید """ ابوریحان بیرونی در آخرین اثر خود یعنی کتاب ارجمند «الصیدنه فی الطب» (داروشناسی در پزشکی) زبان عربی را برای تألیف متون علمی توانا می‌داند و آنرا می‌ستاید، اما زبان‌های فارسی و خوارزمی را ناتوان می‌داند و آنها را مذمت می‌کند. درستی سخن مرا کسی در می‌یابد که کتابی علمی به زبان فارسی بخواند. آنگاه خواهد دید که چگونه رونق و روشنی آن علم از بین رفته، رخسار آن تیره گشته و فایده آن زائل شده است. زیرا که زبان فارسی جز برای بیان داستان‌های شاهانه و قصه‌های شبانه مناسب نیست». (بیرونی، ابوریحان، الصیدنه فی الطب، فصول چهارم و پنجم؛ همان، طبع عباس زریاب خویی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۷۰، صفحه ۱۴؛ همان، ترجمه باقر مظفرزاده (بر اساس ترجمه روسی عبیدالله ایسرائیلوویچ کریموف، ۱۹۷۴)، تهران، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، ۱۳۸۳، صفحه ۱۶۸ و

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
پس احتمالا به خاطر اینکه تزکی قدرت زایندگی و آفرینندگی ندارد جایزه ادبیات نوبل را برده است و فارسی هم بخاطر آفرینندگی خیلی زیادش در آرزوی این جایزه مانده است ؟!!
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نتوانستم واژه ای بیابم که بتواند عمق فاجعه تبعیض را بنمایاند. شاید فعلهای ترکی əritmək
yavaş-yavaş yox etmək بتوانند بخشی از این بلا را که برسرما آورده اند نشان دهند، ولی باز تمامی آنچیزی نیست که اتفاق افتاده و یا میافتد.
تبعیضگر با سیاست تبعیض، برای ما فکر و احساس خود، نگاه خود، تاریخ و فرهنگ خود و کوتاه همه چیزخود را به آرامی،
و در برهه هایی با قتل و عام و جویهای خون، تزریق کرده است. هستی ما را به نیستی، و هستی خود را به کالبد ما داخل نموده است...

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
resurrection رستاخیز / قیامت در انگلیسی‌ به این معنی‌ است "" resurrection """، زبان فارسی‌ شما، "" The Revenant"" را، """ از گور بر خواسته """، دوباره زنده شده """ ترجمه کرد. """ آیا مشکل زبان فارسی‌ / داری را می‌‌بینید؟ """ زبان فارسی‌ / داری شما، مشکل ترجمه دارد، درست به این دلیل، متون علمی‌ / تکنولوژیکی / فلسفی‌، امکان ترجمه به این زبان را، ندارند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب راز که عمامه زاهد نیستی
اصولا سر و کله زدن با ادم بیسواد به چیزی خاص سخت هست خصوصا اگر متعصب هم باشد و به انکار هم ایمان داشته باشد چون چیزکی اموخته پس خود اش را علامه همچی تمام هم میداند
اینده در گذشته :
ناصر خسرو در سفرنامه اش مینویسد :
ان روز که بامداد سلطان به فتح خلیج بیرون خواستی شد ده هزار مرد به مزد گرفتند
پس اینده در گذشته = خواست + ی+ بن ماضی
منبع کتاب زبان پاک / احمد کسروی / صفحه 23

اینک دانلود کتاب زبان پاک:

http://www.kasravi.info/ketabs/zabane-pak.pdf

http://www.kasravi.info/ketabs/zabane-pak.pdf
............................
بقیه کامنت های دوستان فردا پاسخ داده میشود الان باید درود بفرستم به روان ان جواد طباطبایی که هنوز زنده است که گفت پانترکیسم مغلمه ای از بیسوادی و بیشعوری است اگر روزی مرد باید روی سنگ قبر اش بنویسند "استاد الاساتید"

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب راز :
ابتدا باید درباره اشتباه گیری شما بگویم که من این افعال را به صورت مرتب در یک جدول فرستادم اما کامنت گذاری سایت نه تنها قابلیت این را ندارد بلکه با گذاشتن ممیز انها را به هم ریخته خط رونیک یا چینی یا سایر خط ها را هم پوشش نمیدهد
پس تقصیر از من نیست

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ائلیار :
ترجمه پذیری در زبان تورکی بسیار دشوار هست بخصوص برای کسی که تورک زبان نیست
دلیل این برتربی زبان تورکی نیست به دلیل کم بودن دایره واژگانی این زبان ست که باید برای واژگانی که در این زبان وجود ندارند از همین زبان معادل غیر برابر در نظر گرفت به گونه ای که حتی در ساده ترین جملات هم مترجم چه به تورکی و. چه به تورکی به قول شما میترکد
برای نمونه :
الله اکبر
فارسی: خدا بزرگ است
تورکی : تانری بیوک دیر
تانری = تانگری مغولی = اسمان
بیوک = خروس
دیر = است
ترجمه واقعی زبان تورکی: اسمان خروس است
به زبان عربی از تورکی
الدیک الله
اگر واقعا چیزی جز این است میتوانید با کمک yaradiciliq این جمله الله اکبر یا جمله زیر را به تورکی یا به فارسی رفع ابهام کنید
بو باجا دیر :
این پنجره است؟
این سوراخ است؟
این دودکش است؟
این پذیرش است؟
این دکه است ؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب yaradiciliq
جناب
نوشته ای:
درست به این دلیل، زبان فارسی‌، زبان علم و تکنولوژی نیست، زبان شعر است و زبان شعر نیز مانده است
من به شما نشان خواهم داد تورکی نه زبان علم است نه زبان دین است نه زبان شعر تورکی همین حالا هم جز زبان محاوره چیز دیگری نیست
بیر ایکی کلمه دوغرو سوز:

اول سببدن فارسی لفظی له چوخدور نظم کیم
نظم نازیک تورک لفظیله ایکن دوشوار اولور
لهجه تورکی قبول نظم و ترتیب ائیله سن
کلیه الفاظی نا ترتیب و نا هموار اولور
من ده توفیق اولسا بو دوشواری آسان ائیله رم
نوبهار اولجاق تیکان دان برگ گول اظهار اولور

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب :
نوشته ای:
ای استادان زبان فارسی‌، بالاخره اسم این فیلم The Revenant را میخواهید چگونه ترجمه کنید؟

ما در زبان فارسی برای حالتی که مردگان از قبر خارج میشوند واژه"رستاخیز" را به کار میبریم در عربی هم "قیامت" معنی میدهد واژه را هم رستاخیزیان پیشنهاد میکنم
شما هم لطف کن به جای واژگان منداوردی فرهنگستان زبان ازبکی کیرکیزی نشان بده این واژه Diriliş را در کدام اثر تاریخی تورکی باید پیدا کنیم

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب :yaradiciliq
ﺑﯽ ﻗﺎﻋﺪﮔﯽ ﻫﺎﯼ ﺍﻓﻌﺎﻝ ﻫﻤﮕﯽ ﺍﺯ ﺑﻦ ﻫﺎﯼ ﺍﻓﻌﺎﻝ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺗﺮﮐﯽ ﺍﺻﻮﻻ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺯﺑﺎﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﯼ ﺗﺼﺮﯾﻔﯽ ﺑﻮﺩﻥ ﻧﺮﺳﯿﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﺖ ﺍﻟﺘﺼﺎﻗﯽ ‏(ﭘﺴﻮﻧﺪﯼ ‏)ﺑﺎﻗﯽ ﻣﺎﻧﺪﻩ ! ﺑﻪ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻦ ﻣﻀﺎﺭﻉ و اینده ﺩﺭ ﺗﺮﮐﯽ ﺍﺻﻼ به وجود نیامده و تورک ها همچنان مشغول صرف فعل ماضی به صورت قراردادی به جای فعل مضارع و اینده هستند که ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﺎﻗﺎﻋﺪﻩ ﯾﺎ ﺑﯽ ﻗﺎﻋﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ این مثال قبل درباره مصدر های بسیط تورکی بوده
اما در زبان تورکی 95 درصد افعال مصدر جعلی اند ،اگربه افعال ترکی دقت کنید می فهمیم که بسیاری از افعال لا- له-یل-ول درخود دارند؛به نظر اینها مخفف اله مک(کردن)/ اولماق(شدن) هستند.یعنی همان واژه+ کردن- واژه+ شدن در فارسی.به عبارت دیگر شما افعال ترکیبی و مرکب را به عنوان فعل ساده و بسیط معرفی می کنید
-

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب
نوشته ای:yaradiciliq
قدرت زبان، در قانون پذیر بودن ریشه افعال آن زبان است نه در واژه سازی
اتفاقا افعال در تورکی که مصدر بسیط هستند به شدت در کاربرد در جمله بیقاعده اند طوری که در یک نوشته از یک جمله به جمله دیگر فرق میکنند

در ادامه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب یارادوچولوق و ایلار
در ترکی استانبولی که پیشرفته ترین زبان ترکی باید باشد بیشتر افعال ترکیبی است و با استفاده از ( اول و ات یا اد و یاپ) در ترکیب با یک کلمه غیر ترکی ساخته میشود. مثلا tesekur erderim- کایب اول ( غیب شو!) afet عفو کن – ساق اول ( راست شو!!) غذا درست کردن ( (yemek yapmak
بد نیست بدانید کامپیوتر در اصل یعنی شمارشگر و ریشه اش از شمردن فارسی درست شده با تغییر حروف ( شم = com
اتفاقا فارسی قادر به ساختن فعل هم از اسم و هم صفت است
نام = نامیدن – خشک = خشکیدن – رنج = رنجیدن – ترش = ترشیدن
نام – نمره – نامور – نامدار – نامه – نامی – نامیدن و ..
رنج – رنجور – رنجش – رنجیدن – رنجاندن –( اسم وصفت و فعل از یک واژ)
البته بعلت اینکه فارسی در معرض حمله بیگانگان بوده بسیاری از ویژگیهای خود را از دست داده و آنها هم که باقی مانده نصفه و نیمه است و کسانی باید جرات داشته
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آذربیجان
---------

Hadrbaycan və Hadrbeycan
Hadır-beycan və
رحیم رئیس نیا تاریخدان در ص. 90 کتاب آذربایجان در سیر تاریخ مینویسد:
« آذربایجان، تلفظ فعلی. گاهی در زبان عواهم همزه ی آذربایجان تبدیل به ها گشته، هادربایجان، یا هادر بیجان تلفظ میشود.»
تلفظ آنرا من Hadır-beycan شنیده ام و در مقاله نیز قیده شده است.
متاسفانه رئیس نیا تلفظ واژه را با حروف لاتین قید نکرده که دقیق مشخص شود چگونه بیان میشد.
در هر حال برای مسئله ی من که طرح تبدیل ha به a بود؛ تأثیری ندارد.
----
آراز
-------
Araks ; Araz ; Uras ; Aras ; Araxes
---------------------------------------------
نام Araz ( در ترکی آذربایجان)
در یونانی Araxes در ارمنی Araks قید شده است.

تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
«دوستدار ایران»، گرامی،
شما که از « غلط و مضحک» دانی استادتان خبر میدهید بهتر است ایشان را دل و جرئت بخشید که « فکر» خود را
مکتوب کنند تا غلط های آ. ائلیار مشخص شود. دوست دارم اشتباهات خود را اصلاح کنم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
""‌ای استادان زبان فارسی‌، بالاخره اسم این فیلم The Revenant را میخواهید چگونه ترجمه کنید؟ """ در ترکی، آن را "" Diriliş " دیریلیش""" نامیدند، در فارسی‌، " از قبر بر خواسته، دوباره زنده شده " ، آیا اسم جدیدی از طرف فرهنگستان زبان فارسی‌ / دری پیشنهاد شده؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب مجددی اشتباهات گرامری بسیار ابتدایی زیر را فرموده اند که نشان میدهد ايشان عمامه زاهد هستند.
gå برابر to go نیست att gå برابر to go است.
Kommer زمان حال فعل است و به معنی می آید است نه به معنی آمدن / بیا!
Går هم همانطور معنی می رود دارد نه رفتن/برو.
Ska به معنی خواهد نیست
شما که در سوئد هستید حتما متوجه شده اید که زبان توانای فارسی شما فاقد زمان آینده در گذشته است.
این جمله را به فارسی ترجمه کنید.
Jag skulle komma på festen men jag blev sjuk
I would come to the party but I became ill

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
"" هر چه ضریب " با قاعده گی‌ " یک زبان افزایش می‌‌یابد، هرج و مرج آن زبان کاهش می‌‌یابد و فاقد استثنا‌های غیر ضروری می‌‌شود """ مکتب، کتب، مکاتب... مدرسه، دروس، درس، مدرس،مطب، طبیب، اطبأ " این یعنی‌ قدرت نظم پذیری یک زبان، یعنی‌ زبان شما، دیمی نیست "" زبان نا توان فارسی‌، فاقد این نظم است. و درست به این دلیل، زبان فارسی‌، زبان علم و تکنولوژی نیست، زبان شعر است و زبان شعر نیز مانده است.
computable
computant
computation
computational
computationally
computator
compute
computed

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
"" حال و روز زبانی‌ که قادر به ساخت "فعل ساده از اسم و صفت و بلعکس " نیست به آشفتگی می‌‌کشد "" زمین خوردن، آب خوردن، کتک خوردن، قسم خوردن، غصه خوردن و و هزاران نمونه دیگر، کار کردن، استخدام کردن، تقسیم کردن، بلند کردن، اخراج کردن و هزاران " فعل ترکیبی‌ " با اضافه کردن " خوردن، کردن "، """ در حالیکه زبان انگلیسی‌ و ترکی """ برای همه اینها، یک " فعل ساده " دارند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
""" قدرت زبان، در قانون پذیر بودن ریشه افعال آن زبان است نه در واژه سازی """ زبان انگلیسی‌، به این دلیل قدرتمند است که در مقابل """ ۱۰۰ صد فعل بی‌ قاعده """، هزاران فعل با قاعده دارد. یعنی‌ زبان انگلیسی‌، یکی‌ از زبان‌های "" با قاعده "" دنیاست. کسی‌ که "" قادر به درک این فرق فاحش بین زبان ناا توان فارسی‌ و زبان قدرتمند انگلیسی‌ "" نیست اصلا نباید وارد بحث زبان شود. در زبان انگلیسی‌، اسم " computer" کامپیوتر از فعل ساده " compute" گرفته می‌‌شود. در فارسی‌، رایانه از کجا آمده؟ در ضمن، >> انعطاف پذیری یک زبان یعنی‌ زبان قادر به ساخت "" فعل ساده از اسم و صفت و بلعکس است. زبان فارسی‌ قادر به ساخت فعل ساده از "" اسم، صفت و بلعکس "" نیست. در انگلیسی‌ زبان دوباره از اسم " کامپیوتر " فعل ساده "" computerize "" می‌‌سازد. زبان فارسی‌، این توانائی را ندارد.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اسامه عزیز
شما زیاد زحمت کشیده اید ، ولی متاسفانه تلاش شما جواب سئوال من نیست.
بله چیزی که در حال آمدن است « آینده» است. و همینطور چیزی که در آینده خواهد آمد نیز «آینده» است.
اینجا اختلافی نیست.
جملات شما آقای « آینده» را نشان میدهد، و کاملا درست است. اما سئول من خود آقای آینده نیست
بل « اسم» آقای آینده است. اسم ایسان چیست؟
ما در ترکی نام ایشان را «گلمهgəlmə» گذاشته ایم. آیا شما اسم ایشان را آقای « آینده» گذاشته اید؟
اگر چنین است لطفا جمله ی ترکی را ترجمه کنید:
Bu gəlmələr gəlmək dəgil
معانی واژه ها:
Buاین
gəlmə( شما گفتید "آینده")
lər ها

gəlmək آمدن( منظور دیدار)
dəgil: نیست

--------
من کمک میکنم به ترجمه، اما خود ترجمه نمیکنم:
این -آینده- ها- دیدار- نیست. ( دیدار حساب نمیشود)
این کمک من است .حالا جمله را ترجمه کنید که فکر گوینده مشخص شود.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
Anonymous گرامی ، عزیز جان ،

معنی آذربایجان AZ-ƏR -BAY-QAN
شد « مسکن قوم آ ذ »
آذ : نام قوم
بای: بیگ
قان : پسوند مکان : مسکن
----
ار: میشود مرد .
----
فارسی « شوهر» دارد
ترکی « مرد» دارد

زبان ترکی با فارسی فرق دارد.

« مرد» را شما « شوهر» میگویید.
-----

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ائلیار :
کلمات زبان تورکی می تواند متشکل از ریشه به اضافه پسوند، پیشوند، میانوند، حروف اضافه و ... و یا مرکب از صفت و اسم، صفت و فعل، اسم و اسم، اسم و فعل، پیشوند و اسم و فعل و پسوند و ... باشد.
بالاتر خاطر نشان کرده ام که توانایی صرف بالای کلمات از آرزوهای اصلاح کنندگان زبان تورکی است تا توانایی رقابت در واژه سازی با دیگر زبانها را پیدا کند.
.
زبان تورکی کنونی از نظر صرف کلمات و ایجاد واژگان جدید بسیار ضعیف است و نمی تواند همپای انگلیسی یا فارسی واژه سازی کند
ﺑﯽ ﻗﺎﻋﺪﮔﯽ ﻫﺎﯼزبان ﻫﻤﮕﯽ ﺍﺯ ﺑﻦ ﻫﺎﯼ ﺍﻓﻌﺎﻝ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺗﺮﮐﯽ ﺍﺻﻮﻻ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺯﺑﺎﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﯼ ﺗﺼﺮﯾﻔﯽ ﺑﻮﺩﻥ ﻧﺮﺳﯿﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﺖ ﺍﻟﺘﺼﺎﻗﯽ ‏(ﭘﺴﻮﻧﺪﯼ ‏)ﺑﺎﻗﯽ ﻣﺎﻧﺪﻩ ! ﺑﻪ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻦ ﻣﺎﺿﯽ ﻭ ﻣﻀﺎﺭﻉ ﺩﺭ ﺗﺮﮐﯽ ﺍﺻﻼ ﺟﺪﺍ ﻧﺸﺪﻩ ﮐﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﺎﻗﺎﻋﺪﻩ ﯾﺎ ﺑﯽ ﻗﺎﻋﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
حالا شما ائلیار توضیح بده این "ترکیبی" که خودات درباره نام اذربایجان ساختی از چه قاعده ی پیروی میکند
غیر از این هست که تو در زبان پسوندی تورکی یک گروه اسمی ایجاد کرده ای که به هیچ عنوان در زبان های التصاقی وجود خارجی ندارد
حتی در زبان فارسی هم یک کسره در پایان هر واژه ان را به واژه هسته گروه وصل میکند
حالا شما توضیح بده چرا میتوانیم بنویسیم:

اوزون-حسن- مئشه -بئی
-بئی مئشه اوزون-حسن


عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ایلیار این حرف شما درباره نام آذربایجان را استادان آکادمیک زبانشناسی مانند دکترعباس جوادی غلط و حتا مضحک میدانند.لطفا بفرمایید تحصیلات زبانشناسی شما وسابقه آکادمیک تان در رشته زبانشناسی چقدراست که حرفی میزنید که با تمام اسناد و نظریات محققان بزرگ علم زبانشناسی و تاریخ تناقض دارد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ایلار نوشته ای:
ستعمال کلمات در ترکی نسبت به فارسی ، و گرامر ترکی نسبت به دستور فارسی چیزهای جداگانه هستن
بله دقیقا همین است تورکی یک زبان التصلاقی است :
در زبان ترکی فقط از یک فعل و چند پسوند ساخته می شوند این نتنها باعث قدرت زبان نیست بلکه به پیچیدگی زبان می افزاید و در نهایت باعث ضعیف بودن آن می شود اساسا دلیل پیدایش زبان های تحلیلی و در پی آن زبان های ترکیبی همین پیچیدگی نا مناسب زبان های التصاقی است چسباندن چند وند در ترکی و زبان های التصاقی برای رساندن یک مفهوم که هیچ نیازی (در فارسی و سایر زبان های ترکیبی)به آن نبوده هیچگاه برای زبانی پسوندی مانند تورکی نمیتوان «مئشه-بئی- اوزون-حسن»
«دره-بئی -توپال -تیمور» ساخت چون حتی در فارسی که 100 درصد پیوندی است ابتدا یک هسته به حنوان پایه وجود دارد بعد گروه فعلی یا اسمی ساخته میشود در ادامه در این باره بیشتر بحت میکنیم

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ائلیار :
گلمه لر = گلمه + لر = امدنی
صرف فعل امدن و رفتن هر دو در فارسی

komma - to come/آمدن gå - to go/رفتن
present/در حال حاضر
kommer/آمدن/بیا
går/برو/رفتن
past/گذشته
kom/آمد
gick/رفت
future/در زمان آینده
ska komma/خواهد آمد
ska gå/خواهد رفت
میبینی که فعل اینده با خواهد اغاز میشود نه با چیز دیگر
..........................

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ادامه کامنت قبل:
طرز ساخت آن چنین است:مضارع مصدر داشتن +مضارع اخباری فعل مورد نظر

دارم می بینم داریم می بینیم

داری می بینی دارید می بینید

دارد می بیند دارند می بینند

ج ) مستقبل یا آینده: مستقبل یا آینده برانجام کاری در آینده دلالت می کند.فعل مستقبل رااز فعل مضارع خواستن وبن ماضی فعل مورد نظر می سازند. ، مثل : خواهم رفت . خواهد آمد

خواهم خواند خواهیم خواند

خواهی خواند خواهید خواند

خواهد خواند خواهند خواند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ادامه کامنت قبل :
دارم کم کم به موفقیتشان امیدوار می شوم ( دارم می شوم= مضارع مستمر)


10)آینده=خواهم.خواهی.خواهد.خواهیم.خواهید.خواهند+بن ماضی :

خواهم گفت / خواهی گفت/ خواهد گفت/ ...

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
هر چند که خیلی زشت هست که من از یک وبلاگ بچه دوازده ساله برای بزرگوارانی که ادعا میکنند فارسی بلد هستند کپی پیست کنم ولی چاره دیگری نیست برای اشنایی ایشان با اقسام فعل و صرف ان در فارسی
یعنی کسی که مینویسه" اینده یعنی فعلی که در اینده خواهد امد" دیگر هیچی نباید به این گفت
مثل اینکه بخواهی به کسی که جمع و تفریق بلد نیست دنباله های احتمالی مارکف را درس بدهی:
بقیه در ادامه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ائلیار نوشته ای :
معنی gəlmə در فارسی « آینده» نیست. آینده به معنی چیزی ست که در زمان آینده خواهد آمد
در کلاس دوم راهنمایی به دانش اموزان دوازده سیزده ساله در کتاب فارسی یاد میدهند
بن = امدن
بن ماضی= امد
فعل امر=بیا
بن مضارع= آی( بر وزن بای)
مثال در شعر مولوی :
"باز "آی" هر انچه هستی باز "ای "....... گر کافر و گبر و بت پرستی باز "آی"
آ
فعل اینده در زبان فارسی= خواهد + بن فعل
خواهد امد - خواهد شد
اسم فاعل = واژه + انده
مثل زاینده - دونده - راننده- خواننده - داننده
اسم مفعول = واژه + ایده
مثل گردیده - خندیده - چرخیده

حالا بن مضارع "ای" + انده = اینده (انچه هم اکنون میاید در حال امدن است )
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اکبر جان، منهم از شما و همه ی علاقمندان که زحمت مطالعه ی این نوشته را بخود داده اند تشکر میکنم.
اوخویانین آغزی-گؤزو وار اولسون

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ائلیار بئی از شما بخاطر این نوشته روشنگرانه تشکر می کنم

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای ایلار بلاخره معنی این آزربایجان چی شد؟ بطور خلاصه بنویس و نظر نهایی خودت را بگو
این AZ-ƏR -BAY-QAN اگر مسکن قوم آز باشد نقش از و بای و قان چه میشود
نوشته اید ار میشود مرد یا شوهر . آز هم که می گویید قوم آز یا کاس بوده اند ( حالا چه نشانی از اینها دارید معلوم نیست!) بای چه معنی دارد؟ قان هم که می گویید اسم مکان است در حالیکه در ترکی همچین چیزی نداریم با این وجود معنی آزربایجان می شود محل شوهر قوم آز ( چون ار معنی شوهر دارد طبق گفته شما. البته در ترکی استنبولی ارکک معنی مرد و پسر می دهد و نه – ار –
عجیبه که شما زبان ترکی امروزی را برای تفسیر آذربایجان رها کرده اید به سومری چسبیده اید.
AZ-ƏR -BAY-QAN در امروزه در ترکی :
Az = کم
Er = اگر همان ارکک در ترکی استانبولی باشد میشود مرد یا پسر یا شوهر بقول شما
Bay = مرد
Qan = خون
حالا اینها
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جانم
استعمال کلمات در ترکی نسبت به فارسی ، و گرامر ترکی نسبت به دستور فارسی چیزهای جداگانه هستند و گرچه در بخشی چیزها میتوان برابر نهاد انجام داد ولی در بخش دیگر ممکن نیست و عمل صحیحی نمی باشد:
( دستورشما با دستور ما فرق دارد!)
قرمز در فارسی رنگ قرمز معنی دارد ولی در ترکی قرمز گفته نمیشود بل قرمز را « قیزمیزی» گویند. بنابرین
« ی» در قیزمیزی علامت افزوده شده نیست جانم. قیرمیزی یک واژه ساده است .صفت. رجوع شود به فرهنگ ترکی . و آلما هم یک اسم.

- اسم مرکب از دو یا چند کلمه تشکیل میشود. اما یک اسم است. مانند سنیق-قاب.

- باهار-یاغیشی؛ ائو-قاپیسی ، هر کدام یک اسم اند از دو کلمه درست شده اند. کلمه اول ساده است و کلمه ی دوم وند «ı» قبول کرده اند.
قونشونون-اوغلو؛ دو کلمه دارد. و « یک اسم » است. اما هر دو کلمه « وند» دارند.
همینطور است سیزین-ائوینیز.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
الان وقت بیش از این نیست
کسانی که میخواهند بیشتر با طرز دستور زبان تورکی اشنا شوند میتوانند طرز نوشتن ترکی آذربایجانی و همچنین اطلاع رسانی، اقای علی قرجه لو این سطور مصوبات سمینار اورتوگرافی را به فارسی ترجمه کرده و در اختیار هفته نامه "شهروند" قرار داد. ترجمه فوق در شماره 646 ، جمعه 7 دی. 1380 (28 دسامبر. 2001) در شهروند به چاپ رسید. از آنجائی که فایل های فوق در شهروند قابل دسترسی نبود، علاقه مندان می توانند به لینک های مربوطه در سایت "آچیق سوز" مراجعه نمایند
لینک ها در ادامه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ترکی نویسی و حتی طرز صحبت این جماعت در واقع شرح حال آن دسته از آذربایجانی های ناآگاه و از خود شرمنده ای است که با چند سال اقامت در تهران، زبان مادری خود یعنی زبان ترکی آذربایجانی را به شکل ناهنجاری که فارسیزه و در عین حال قرطی شده است صحبت می کنند! این جماعت فکر می کنند با چند سال اقامت در ترکیه (چه به منظور تحصیل .. و یا اقامت اجباری برای گرفتن پناهندگی از کشورهای غربی) می باید زبان خود را با ملقمه ای از زبان ترکی آناتولی و ترکی آذربایجانی بنویسند و صحبت کنند و از این بابت که مردم عادی وقعی به قرطی بازی آنها نمی گذارند عصبانی و طلبکارند!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در کل من امیدی به حقیقت جویی امثال شما ندارم. در همین بحث قبلی با فضاحت گفتید

اسم های ترکیبی یکی از راههاست:
اسم + صفت(اسم) Haz+ər
قاج+ار=قاجار
0البته این واژه مغولی قه جر هست نه تورکی )
صفت+ اسمbay+qan
..............................
درحالی که موصوف و صفت و مضاف و مضاف الیه یک واژه نیست بلکه چند واژه است در کامنت پیش به شما نشان دادم که این شیوه ترذکیبی هرگز در تورکی وجود ندارد و وارداتی است
وایضا:
3-اسم مرکب: اوغول-اوشاق، قیرخ-آیاق ، بدون پسوند. اسم-اسم...اسم فعل و اسم -صف و
...............................

تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در مقاله آمده :
« زبان کاسبی، خزری، قوم آذ احتمالا یک زبان یا خیلی نزدیک بهم بودند. در حد لهجه های مختلف یک زبان.
kas سومری، kas در kas- pı با معنی gəzər در کلمه ی خزر xəzər نشان میدھند که زبانھای سومری، کاسپی، خزری و ترکی، در بن kas یا kaşھمریشگی و نزدیکی و خویشی دارند. »

برای اطلاع اضافه میکنم : برخی پژهشگران، زبانها را در منطقه مورد بحث به دو دسته نقسیم میکنند :
1- زبانهای آسیانی مانند: سومری، ایلامی، کاسبی ( نظر دیاکونوف)، هوری، لولوبی-قوتی ، اورارتویی و غیره
2- زبانهای دسته ی ترکی مانند : زبان توروک (هزاره ی اول قبل از میلاد- منبع لوحه های اورارتوتی و آشوری- ص. 876 - رئیس نیا- آذربایجان در سیر تاریخ) ) ، خزری، سوبارهمسایه ی هوری ها( سابیر- در لوحه ی سومریها) ، آوار، باشقیر، و غیره
----
این دسته بندی درست است. اما لازم است توجه کنیم دسته ی دوم جدا از دسته اول نیست.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نه کوتاه تر مثلا: گشودن را بگویند "باز کردن" یا برانگیختن را بگویند "تحریک کردن" و.. بازهم اثبات این موضوع پدید آمدن زبان های تحلیلی پس از زبان های التصاقیست
2- به اشتباه عده ای از قاعده مند بودن افعال ترکی میگویند اما جواب این افراد:
بی قاعدگی های افعال همگی از بن های افعال شروع می شود در حالی که ترکی اصولا از آن زبان هایی است که به مرحله ی تصریفی بودن نرسیده است و در حالت التصاقی (پسوندی)باقی مانده!به عبارت دیگر بن ماضی و مضارع در ترکی اصلا جدا نشده که بخواهد باقاعده یا بی قاعده باشد! مثل این است که بگویند فلان نوزاد 4 روز به دنیا امده سرباز فراری است اصلا این نوزاد به مرحله ای نرسیده که بتواند سرباز باشد چه برسد به سرباز فراری
-

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
قبل از این که به سراغ ادامه بحث با ائلیار بروم لازم است چند تا چیز را برای خوانندگان این تایپک توضیح دهم:
یکی از فنون سفسطه‌ی پانترکیستی همین است که ضعفهای خود را بعنوان نقطه‌ی قوت یا افتخار وانمود کنند
.اما جواب:
زبانهای جهان را این چنین دسته بندی می کنند:

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ائلیار :
به اندازه ای تورکی میدانم که:
قیرمیزی-آلما= قیرمیز(واژه) + ی(پسوند)+ الما(واژه) ::::سیبی سرخ :::: موصوف و صفت است که دو واژه است نه یکی
تجانس و جناس هم نیست چون نه تام و نه کاهشی و نه افزایشی است جناس در دو واژه "هم اهنگ " تعریف میشود نه در یک واژه و ایضا سنیق-قاب
به کار بردن و جا زدن ترکیب دو واژه موصوف و صفت یا مضاف مضاف الیه به جای یک واژه :باهار-یاغیشی؛ ائو-قاپیسی قونشونون-اوغلو؛ سیزین-ائوینیز

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب بامسی
تمام ادبیات فارسی و آثار فردوسی و رودکی و ابن سینا و ابوریحان بیرونی و خوارزمی و ... مربوط به زمان سامانیان هستند. وقتی شاهنامه نوشته میشد محمود غزنوی غلام بچه ای 5 ساله بوده.
شما از 200 سال پیش نوشته به ترکی نداری از ما متون درسی و جزوه های کلاسهای دانشگاه جندی شاپور را می خواهی؟!!!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آس قومی غیر ترک هستند که همین الان در منطقه آستیای شمالی و جنوبی در قفقاز زندگی می کنند و تنها قوم قفقاز هستند که زبانشان ایرانی است و نه ترکیک و قفقازی. چرا این آس ها یا آزهای ایرانی نام خود را به آذربایجان نداده باشند و یا حتی بازمانده های خزرها نباشند؟!
آز در ترکی یعنی کم ! کدام قومی اسم خود را کم می گذارد؟!
پسوند جمع ترکی لر هست و نه آن ( طبق نوشته بالا)
پات در فارسی بعمنی مراقب بودن است که از آن پدر ساخته شده
( ار و گر) پسوندهای اسم فاعل ساز در فارسی هستند. کارگر – پدر ( پات + ار که امروز پدر می گوییم به معنی مراقب خانواده. پات یا پاد به معنی مراقب و نگهبانی است. پسر = پس + ار = فرزندی که نسل خانواده را حفظ می کند .
حتی آذر یا آتور به معنی گرم کننده است و آذ یا آت به معنی گرما که در انگلیسی هات می گویند.
گان ( با تلفظهای دیگر مثل کان و قان و جان ) پسوند پر کاربرد فارسی است و
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نوشته اند : Haz+ər+bay+qan
چطور اتصالی ست؟
ما در ترکی به شیوه های مختلف اسم سازی میکنیم ؛ تنها از راه پسوند تصریفی این کار صورت نمی گیرد.
رجوع شود به مبحث اسم سازی در دستور زبان ترکی.

الف - بدون پسوند ، از راه تجانس، ترکیب میشوند: قیرمیزی-آلما؛ سنیق-قاب
ب- یکی از طرفین پسوند نسبت می پذیرد-دیگری آزاد است: باهار-یاغیشی؛ ائو-قاپیسی
پ- هر دو طرف پسوند تصریفی قبول میکنند: قونشونون-اوغلو؛ سیزین-ائوینیز
و حالتهای بسیار دیگر.
اسم در ترکی بعضا یک کلمه است و بعضا دارای کلمات زیاد. که از نظر دستوری صاحب حالتهای گوناگون است:
آغ-قیوریم-توک-گئچی: بز مو وزوزی سفید . یک اسم است. توفارقانلی -عاشیق-عابباس. یک اسم است. تانری-تانیماز
دمیرچی -اوغلو-دلی- حسن. یک اسم.
- برای اسم سازی امکانات بسیار زیادی در ترکی وجود دارد.
در نام آذربایجان نخست اسم-اسم(صفت) بعد صفت اسم ترکیب شده اند.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
برای اسامه مجددی

عزیزجان
-ترکی بلدید . جواب را میدانید.
- ترکی بلد نیستید . جواب را میدانید.
------
نیازی به من ندارید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آ.ائلیارعزیز دست درد نکند
جناب آ.ائلیار پان ایرانیستها به جای اینکه وقت گران بهای شما را بگیرند .
1-ثابت کنند که قبل ازحکومت غزنویان به چه زبانی می نوشتند وصحبت می کردند.
2- وبداننداگرنبود حمایت پادشاهان ترک آلان ایران یک کشورعربی زبان بود چون پان ایرانیست هیچی وهیچی ازگذشته نداشته خود ندارد.
3-دردانشگاه جندی شاهپوربه چه زبانی تدرس می شدچرا اثری ازآن ندارند..
4-چرا پان ایرانیستها بیگانه پرستند 100سال گدشته درخدمت بیگانگان بودند ومنافع ملی را ازبین بردند وباید قبول کنند توان اداره کشور ندارند.
5- تازمانی که دیگرملیت ها را درامورکشورشریک نکنند ایران را ویران خواهند کرد.
6-درتاریخ معاصرایران فقط امیرکبیروفراهانی هست وبعدمی پرند به گذشته می چسبند به هخامنیشی ودیگرهیچی .
7- چون هیچی ازگذشته خودندارند هرآثاری کشف شده را به نحو پان ایرانیست مصادره می کند اگرنشد ازبین برده می برد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ائلیار :
همه این ها را نوشتی که بگویی واژه اذربایجان تورکی است . تنها یک چیز را فراموش کردی تورکی زبانی پسوندی است نه ترکیبی این سبکی که تو برای ("از ار بای جان = اذربایجان ) نوشتی یک سبک ترکیبی است وگرنه" ار" و "بای" و "جان "هیچکدام از پسوند های زبان تورکی نیستند
پس از همین جا مشخص میشود این حساب و کتاب شما در باره این واژه اشتباه است چون طبق قانون زبان تورکی نیست و از نظر قانون کلاسیک زبان تورکی اذربایجان یک واژه نادرست است

اگر پاسخی به این"شبهه" داری همه میشنویم
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
از دوستان نوشته اند سر زمین ما اسم اش «آذرآبادگان» بوده.
بلی. حق با شماست.
ما انکار نمی کنیم که شما هر نامی را که دوست داشتید به دیگران داده اید، مگر نام حقیقی آنها را.
اورمیه را رضائیه ، سلماس را شاهپور، و هزاران محل دیگر را جعل نام کردید و در اسناد ثبت نمودید.

همانطور نیز اسم « ترک» را « آذری» گذاشته اید.
و با سماجت صدساله، و با تمام اعتراضات یک ملت دهها میلیونی،
یک میلی مدنیت نشان نمیدهید که نام حقیقی هر چیز و هرکس آنست که خودش انتخاب کرده است. نه شما؛ و کلمات
تحمیلی شما.
ممنون از بیان نظر.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آذربایجان در اصل بوده آذرآبادگان که در شاهنامه هم به همین نام آمده و بمرور آذربایجان شده . الف حذف شده ، گ به ج بدل شده ( مثل گوهر و جوهر) دال به ی بدل شده که در زبانشناسی معمول است همین الان پدر را در برخی مناطق ایران پیر ( بر وزن دیگر)
آذر هم همان آتش یا درست تر گرما است . آتیر و آتش همریشه است. آت و هات یعنی گرما
نامگزاری آذربایجان به احتمال زیاد به وجود آتشفشان و چشمه های آب گرم منطقه اشاره دارد.
تبریز = تپ ریز = تپ + ریز . تپ از تپش می آید و ریز یا ریس پسوند مکان است مثل نی ریز و کاریز و اشاره به زلزله های پرشمار تبریز دارد در حالیکه در ریشه شناسی عوامانه تب را به معنی تب امروزی می گیرند و داستان مسخره ای از زن هارون ارشید نقل می کنند که تب داشت و در این شهر تبش ریخت به همین دلیل اسم آنرا تب ریز گذاشتند!!! و یا داستانهایی که در این نوشته آمده
گیریم برای

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقای آ. الیار ضمن سلام نوشتار بسیار عالی بود دست شما درد نکند اللریز آغریماسین با تشکر انزابی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
منم بابک خرم دین ازآذربایجان : جهت اطلاع و اجتناب از عوام فریبی در مورد خزر ها.
«خزر» در لغت به معناي «آواره و سرگردان» است. مهاجرت این قبایل ترکیک به سوی غرب، پیش از مهاجرت هونها، آوارها و بلغارها صورت گرفته بود. خزرها در قرون پنجم تا سوم پیش از میلاد در جنوب روسیه امروز از غرب کزّاّخستان کنوني تا دریای سیاه (غرب اوکراین فعلی) مستقر شده و اقوام ایرانی سیتی (سیتیا) و ساماتیان را که در این مناطق زندگی می کردند پراکنده و یا مقهور خود ساخته و در مناطق متصرفه «خان نشین» ایجاد کردند. شماری از سیتی ها وساماتیان به آناتولیا و اروپا رفتند که دراروپا دسته ای از آنان «آلان» خوانده می شدند. خزرها که قبلا اقوامی چادرنشین بودند و در جستجوی مرتع و سبزه زار دست به مهاجرت زده بودند در اواخر قرن سوم پیش از میلاد وارد قلمرو ایران در قفقاز شدند که دولت اشکانیان واکنش نشان داد، نخست آنان را به داغستان و