جنجال حول مسئله خلیج فارس به نفع کیست؟

وارد شدن درجنجالی که رژیم حاکم آتش آن را بر افروخته و ناسیونال شونیسم فارس با میدانداری اش به تحکیم پایه های جمهوری اسلامی کمک میکند، نه تنها منافعی برای کل مردم ایران از آن متصور نیست، بلکه جنجال حول مسئله نام خلیج در تعارض آشکار با منافع ملیتهای غیرفارس قرار دارد. در عین حال این سیاست در جهت تحکیم گرایش ناسیونالیسم افراطی فارس در جامعه ایران است.

در خبرها آمده است که نام خلیج فارس از نقشه های جغرافیایی گوگل حذف شده است. اما در سایت کرهء گوگل (google earth) نام خلیج در دو شکل "خلیج فارس" و "خلیج عرب" درکنارهم منعکس شده است. پرسش اینجاست که جنجال حول مسئله نام خلیج (که فارس است یا عرب) چه باری را با خود به یدک میکشد و منافع چه جریانی را تامین میکند؟

 

آیا بحث حول مسئله نام خلیج بحثی تاریخی است و غرض ازاین جنجال روشن کردن نام تاریخی این خلیج است؟ پاسخ به این پرسش منفی است. چرا که بحث و بررسی حول تاریخ خلیج نیازی به هو وجنجال و نفرت پراکنی و حتی احتیاجی به دشمن تراشی ندارد. بلکه این امر موضوع بررسی تحقیقات دانشگاهی است و موضوع ایست که پژوهشگران تاریخ میتوانند مطالعه وتحقیقاتشان را به جامعه عرضه کنند. حتی این نوع تحقیقات نیز حقانیتی را به کسی نمیدهد. چه استنتاجی که از یک تحقیق تاریخی بوجود می آید نمیتواند مثال علوم دقیقه را به خود بگیرد. با این نگاه میتوان دریافت که جنجال حول مسئله نام خلیج نه یک بررسی تاریخی را مد نظر دارد و نه حتی یک تحقیق تاریخی مدلول نام آن خلیج میتواند باشد.

 

آیا بحث حول مسئله نام خلیج بحثی حقوقی است؟ اگر چنین بحثی مطرح می بود دیگر نیازی به عوام فریبی، نفرت پراکنی و دشمن تراشی نبود، بلکه این پرونده به یکی از دادگاههای بین المللی ارجاع میشد و مسئله در پروسه یک بررسی حقوقی حکمی میگرفت و قال قضیه کنده میشد. اما روشن است که بحث حول مسئله نام خلیج حتی بحثی حقوقی هم نیست. چرا که اگر چنین میبود، دولت ایران میتوانست از این جهت به دادگاهی بین المللی در این رابطه رجوع کند. اما چنین اتفاقی نیافتاده است.

 

آیا بحث حول مسئله نام خلیج یک مسئله سیاسی است؟ در اینجاست که بایستی مکث کرد و با پرسشهایی دیگر به کندوکاوی بیشتر حول این مسئله پرداخت.

 

آری، بحث حول مسئله نام خلیج یک بحث سیاسی است. بدین معنا که جریانات دخیل حول این مبحث میخواهد از قِبَلِ این جنجال سیاسی نمدی برای خود ببافد و سودی از آن ببرند. اما قبل از هر چیز بایستی ببینیم طرفین دعوا در این مبحث را چه کسانی تشکیل میدهند و چه مقاصدی را از این بحث دنبال میکنند.

طرفهای اصلی این بحث را چهار جریان مختلف تشکیل میدهد؛

اول: دولت جمهوری اسلامی

دوم: افکار عمومی لم داده به ناسیونالیسم افراطی در جامعه فارس ایران (پان فارسیسم)

سوم: دول عربی منطقه

چهارم: افکار عمومی تکیه کرده برناسیونالیسم عرب

 

اگر مسائل داخلی دول عربی منطقه را در این بحث به کناری نهیم و تنها به بحث حول جنجال برسر نام خلیج در ایران را مورد توجه قرار دهیم، دو جریان را در دامن زدن به این بحث دخیل خواهیم یافت:

یک: دولت جمهوری اسلامی

دو: گرایش ناسیونالیسم افراطی جامعه فارس در اپوزیسیون سیاسی. (مدافعان پان فارسیسم)

 

منافع جمهوری اسلامی در برپایی این جنجال چیست؟

هدف جمهوری اسلامی در شعله ورکردن بحث و جدل حول نام خلیج (عربی است یا فارسی)؛

یک: تحریک افکارعمومی لم داده به ناسیونالیسم افراطی (پان فارسیسم) درایران و خارج از ایران و جلب حمایت آن بخشی از جامعه فارس و همراه کردن آن بخش با سیاست های دولت جمهوری اسلامی است. این سیاست بخشی از مردم را که آلوده ناسیونالیسم افراطی وپان ایرانیستی هستند، از متن مردم کنده و به سوی رژیم میکشاند و آن بخش از مردم را بصورت تاکتیکی هم شده باشد با دشمن خویش (جمهوری اسلامی) آشتی میدهد.

 

دو: جلب حمایت گرایش ناسیونالیسم افراطی در جامعه فارس از سوی رژیم، شکاف در اوپوزیسون جامعه فارس را عمق بیشتری می بخشید و دو دستگی حاصل ازاین حمایت به تضعیف نیروهای سیاسی مخالف رژیم در جامعه فارس منجر شده و جنبش سیاسی را در مقابل یک شکاف جدی قرار می دهد.

 

گاه در مطبوعات و مئدیا چنین وانمود میشود که گویا اسم خلیج با منافع مردم ایران! که در واقع همان ملیت فارس در ایران است، گره خورده است. اما یک نگاه دقیق به مسئله نشان میدهد که به میدان آمدن این جدل تنها و تنها در استخدام منافع دولت جمهوری اسلامی و سیاستهای مردم فریب آن قرار دارد. بنابراین منطقا عملکرد مترقی در جنبش سیاسی جامعه فارس ایران بایستی افشاء سیاستهای عوام فریبانه جمهوری اسلامی  و ممانعت از انشقاق در صفوف نیروهای سیاسی آن جامعه در مبارزه علیه تمامیت جمهوری اسلامی باشد، نه عکس آن.

 

موضع منطقی ملیتهای غیرفارس

با وجود اینکه ایران یک کشور چند ملیتی است، اما دولت حاکم (جمهوری اسلامی) بر این کشور ماهیت مولتی اتنیک ندارد. ماهیت و ساخت دولت ایران تک اتنیکی (فارسی) است. درعین حال دولت جمهوری اسلامی دولتی استبدادی (دینی) در قبال خلق فارس و دولتی استعماری در قبال ملیتهای غیرفارس ساکن ایران(ترک، کرد، بلوچ، عرب و...) است.

 

احزاب سیاسی و فعالین مدنی متعلق به ملیتهای غیرفارس از دو سو خود را با بحث حول نام خلیج بیگانه میبینند:

یک: این بحث و جنجال حول آن تنها در جهت انحراف اذهان عمومی داخل کشور از مسئله اصلی کشور یعنی "استمرار حیات نظام جمهوری اسلامی" به مسائل فرعی و یکسویهء "نام خلیج" و "فارسی" بودن یا نبودن آن است.

دو: مباحثه حول نام خلیج (که فارس است یا عرب) مسئله ملیتهای غیرفارس ایران و از آن جمله ملیت ترک، ملیت کرد، ملیت بلوچ، ملیت ترکمن و... نیست. دراین معضل تنها ملیت عرب الاهواز ذینفع برای اظهار نظر است. چرا که این خلیج با تاریخ این مردم بی هیچ تردیدی گره خورد است. دولت استبدادی و استعماری حاکم درایران تلاش میکند با این هو و جنجال حول مسئله نام خلیج آن را به فضای جوامع غیرفارس ایران نیز بکشاند. ترتیب دادن تظاهرات مهندسی شده رژیم مبنی بر حمایت مردم تبریز از نام خلیج فارس غیر از یک بازی کثیف استعماری چیزدیگری نیست. ملیتهای غیرفارس درایران مستعمره دولت استبدادی واستعماری فارسی درایران هستند و روشن استکه سیاستهای این دولت در جهت بهره برداری های کثیف از مستعمرات خود (آذربایجان، کردستان، عربستان، بلوچستان، ترکمن صحرا و...) باشد. اما جنبش های ملی-دمکراتیک متعلق به ملیتهای غیرفارس هرگز نه آلوده ترفندهای رزیلانه و عوام فریبانهء رژیم جمهوری اسلامی میشوند و نه اساسا در جهت منافع استعمارگران داخلی (دولت فارس/شیعه محور ایران) عمل میکنند. مسئله خلقهای غیرفارس تنها و تنها تلاش برای تحقق حق تعیین سرنوشت خویش و تشکیل دولت در مناطق ملی خود هستند و نه چیز دیگر.

 

سه: نیروهای سیاسی متعلق به ملیتهای غیرفارس بشدت با سیاست جمهوری اسلامی در تحریک ناسیونالیستهای افراطی فارس و تحرک بخشیدن به جریان نژادپرست در جامعه سیاسی فارس علیه ملیتهای غیرفارس بشدت مخالفت میکنند. فعالین ملیتهای غیرفارس به نیکی میدانند که وارد شدن درجنجالی که رژیم حاکم آتش آن را بر افروخته و ناسیونال شونیسم فارس با میدانداری اش به تحکیم پایه های جمهوری اسلامی کمک میکند، نه تنها منافعی برای کل مردم ایران از آن متصور نیست، بلکه جنجال حول مسئله نام خلیج در تعارض آشکار با منافع ملیتهای غیرفارس قرار دارد. در عین حال این سیاست در جهت تحکیم گرایش ناسیونالیسم افراطی فارس در جامعه ایران است.

2012050

Yunes.shameli@gmail.com

ایمیل نویسنده: 

بخش: 

انتشار از: 

دیدگاه‌ها

نظر: 

جناب شاملی گرامی/ توجه کنید بر طبق آئینامه ایران گلوبال .وقتی نوشته قبلی نویسنده ای همچنان در صفحه اصلی سایت قرار دارد، انتشار نوشته جدید نویسنده ، موجب می شود که مطلب قبلی _هر چند مهم_ از صفحه اصلی خارج شود._ این قانون شامل حال اعضای مدیریت سایت نمی شود_.دلیل این کار ساده است .اکنون 77 نویسنده و فعال سیاسی کد سایت را در اختیار دارند . از این رو از شما و دیگر نویسندگان خواهش می کنیم بگذارند نوشته قبلی شان چند روز در سایت به ماند و سپس اقدام به چاپ مطلب دیگری نمایند . مگر این که مطالب خبری مهم باشد که از این قانون مثتثنی میباشد.

نظر: 

جناب نويسنده....متاسفانه مقاله شما ... تنها به قصد مقاصد سياسي و متاسفانه نفرت پراکني نگاشته شده است.....متاسفم براي فردي که هنوز تعريف علمي قوم و مليت را نمي داند و اظهار نظر مي کند..... تظاهرات تبريز در دفاع از نام خليج فارس (ايران)کاملا خودجوش بوده...اگر سندي در رد اين ادعا داريد بفرماييد!... و نام فارس در متون قديمي برابر با ايران است.بسيار زشت است نويسنده اي اين مطالب را بداند و...بخواهد واقعيت را وارونه جلوه دهد.ناسيوناليسم ايران را کلا پان ايرانيسم خواندن يا به توهمي به اسم پان فارس ربط دادن به هيچ عنوان علمي و صحيح نيست و تنها ارزش مقاله ي شما را به ميزان يک ورق پاره پايين مي آورد.انتظار است در اين گونه سايت ها افرادي که در مجامع علمي شناخته شده هستند مطلب بگذارند.در ضمن چرا مقاله ي شما هيچ گونه منبع و رفرنسي ندارد؟ادعا کردن هنر نيست اثبات آن مهم است :))

نظر: 

aghaye shameli vaghean jaye taasof darad ba in maghele baraye khodam moteasefam ke hamvatene jenabe aliam .. kodam shovinism jomhoorie eslami ke hamwyw raftarhayesh dar 30 sale gozashte zede meli garaii boode che rasad be efrat hala manafash be khatar oftad khast edeii ra ba khodesh hamrah kone ... osoolan hokoomat haye khodkame dar zamane zaf bedonbale tanshe kharji hastan ama shoma ke zede meliato kedshvaretoon minevisid agha sharm bar shoma bad sharm sharm

نظر: 

جناب آقای توکلی ▬ این آقای یونس شاملی ▬ که دوباره با دانستنی های بسیار اندک خود، خلیج فارس را به اعراب بخشید، استان خوزستان را عربستان نامگذاری کرد و به اعراب هدیه کرد، ملّت ساختگی ایی بنام "فارس" درست کرد و جغرافیای آنها را فقط یزد و کرمان و اصفهان خط کشی کرد و بدور آن دیورا کشید، و از استانهای: خراسان، تهران، گیلان و مازندران، گلستان، کرمانشاه، چهار محال بختیاری، لُرستان، استان خوزستان، استان هرمزگان، استان بوشهر، و استان فارس و از سیستان فاکتور گرفت، و آنها را غیر ه فارسی ارزیابی کرد، ....

نظر: 

بسیار لذت بردم از این مقاله و مقاله اقای طالبی ، به خصوص اقای طالبی که تا کنون اسمی از ایشان نشنیده بودم و شادترین روز زندگی من روزی بود که مقاله ایشان را خواندم.

نظر: 

برای منی که مجبورم تغییر اسم روستاهای منطقه ام ترکن صحرا ازجمله تغییر نام روستای سلاخ به بصیر آباد ( ژنرال رضاخان که مردم این روستا را قتل عام کردو اسم خودش را بر روی روستای ارواح گذاشت و در این رژیم نیز به شدت از آن طرفداری شد) باش یوسغا به پنج پیکر، امچلی به بناور، قلالار به قلعه ها، قره سو به سیاه آب را تحمل کنم، هیچ گونه اهمیتی ندارد که اسم خلیج فارس باشد یا عرب! چه بسا که دلم میخواهد اسم این خلیج عرب باشد تا دردی را که ما کشیدیم این باستانگرایان این بکشند.
شما روشنفکری که بابت تغییر نام خلیج فارس به عرب، نگران میشوی و خیلی زود جنایات سال 88 و این همه گرانی و بدبختی را فراموش کرده ای! نظرت در مورد تغییر نام مناطق ملیت نشین ایران چیست؟! فقط توجه کن که دارم از یک مساله داخل ایران صحبت میکنم ونه از مساله مثلا کردهای ترکیه، ارمنی های عثمانی، و یا کارهای امریکا!

نظر: 

سابقه حصضور ترکها در آذربایجان به سالها قبل از زمان ورود آریایی ها به فلات ایران برمیگردد. همین طور است سابقه حضور اعراب در منطقه خوزستان کنونی! در ضمن من واقعا نمی دانم این نژاد ایرانی مورد نظر یکی از کامنت گذاران در اینجا چیست؟ کسی میشناسد؟ تا جایی که ما دیدیم نژادهای داخل ایران عبارتند از فارس( اکثریت نسبی) ترکها، اعراب شمالی ها و سیستانی ها و بلوچ ها و کردها!
مشکل اینجاست که شما پذیرش اختلاف را مساوی با جنگ مسلحانه می دانی.مطمئنا اگر هم بخواهد این رژیم سقوط کن اولین کسی که سلاح برمی دارد خود همین امثال شما خواهید بود که از همین الان دارید بهانه های ان را جور میکنید. اما تجربه انقلابو حوادث گنبد و کردستان چشم ملیتهای ایرانی راباز کرده است .

نظر: 

سندي تاريخي مربوط به بيش از يك قرن پيش نشان مي دهد حتي پايه گذاران كشورهاي عربي نيز از نام «خليج فارس» در مكاتبات خود استفاده مي كرده اند.

«شيخ مبارك الصباح» موسس و امير اسبق كويت در نامه اي خطاب به «پرسي كاكس» سركنسول و نماينده عالي دولت انگليس در خليج فارس در مورخ 26 ذي القعده 1331 هجري قمري (102 سال پيش) از اصطلاح «خليج فارس» استفاده كرده است.

در اين نامه كه در تاريخ 14 ژوئن 2006 در شماره 5358 روزنامه كويتي الوطن-روزنامه نزديك به سرويس اطلاعاتي كويت - به چاپ رسيده، امير كويت در سطر دوم نامه خويش كه تماما به زبان عربي نوشته شده، اقدام به درج نام «خليج فارس» حتي بدون تعريب آن يعني بدون استفاده از الف و لام، كرده است.

اين مكاتبه ضمن اثبات اصالت و قدمت و تاريخي بودن نام خليج فارس، حاكي از رواج و جاري بودن نام خليج فارس با الفاظ و كلمات فارسي در بين كليه اعراب حتي سران آنا

نظر: 

من نمیدانم ، چرا این پان فارسها بر سر نام یک خلیج اینهمه داد و بیداد میکنند؟ آخر چرا ادعای خلیجی را میکنید که هر چهارسمت اش عرب نشین است و شما فارسها در زبان ناقص خود حتی کلمه ای جانشین برای کلمه "خلیج" که کلمه ای عربی است ر ا ندارید. بهتر است همان خلیج کنگر " کنگر کؤرفزی" که قدیمترین نام انجا و مربوط به زمان سومر هاست ، نامیده شود. در ضمن وقتی که حاکمیت فاشیستی فارس از ۸۰ سال گذشته اسامی ترکی هزاران رودخانه، روستا، شهر، کوه و... در آذربایجان را به زور به فارسی عوض کرده و حالا هم وقتی که روستایی قرار است به شهر تبدیل شود ، شرط حاکمیت فارس برای اجرای آن عوض کردن اسم ترکی آن با یک اسم فارسی است، خوب حالا چرا ما برای تعویض!! اسم خلیجی که به ما غیرفارسها اصلا ربطی ندارد ناراحت بشویم؟ زیاده خواهی این پان فارسها حد و حسابی ندارد.

نظر: 

در پاسخ به آقای Mammadriza: در پارسی واژه های «شاخاب» و «آبکند» برای «خلیج» وجود دارد. در باره ی ادعای تغییر نام های ترکی به پارسی واقعیت وارونه است. یعنی این نام ها در روزگار باستان «آذری» بوده اند و زبان آذری که زبان نیاکان هم میهنان آذربایجانی است گویشی از زبان پارسی است و با ترکی شباهتی ندارد. تازه ازسده ی 15 میلادی به بعد است که این نام ها توسط ترکان تازه وارد به ترکی ترجمه و تغییر می یابند. با امید به اینکه واقعیات علمی را فدای تعصب عقیدتی نکنید و با مطالعه ی بیشتر بر آگاهی خود بیفزایید.

نظر: 

کسی که ادعا دارد تغییر نام های اذری به پارسی صحیح است ، دلیل مدرک بیاورد که نام پارسی ای که در حال حاضر به جای نام های ترکی گذاشته میشود، دقیقامطابق با همان اسامی ای است که ادعا میشود در قبل بوده؟ ... برای جامعه ترک ایران همان به که نام خلیج فارس به نام خلیج العرب تغییر یابد! خلیجی که دور تا دورش عرب زبان هستند. علاوه بر این از این همه جمعیت اطراف خلیج العربی تنها حدود 30 میلیون فارس هستند! چگونه میتوان ان را خلیج فارس نامید و شرم نکرد!

نظر: 

آقای کاوه؛ نظریه جعلی،سیاسی و استعمار ساخته "زبان آذری" آنقدر مسخره و بی پایه بود که از همان زمان کسروی جعلی بودن آن آشکار شده بود و سازنده گان آن از جمله خود کسروی به جعلی بودن آن اعتراف کرده بود و این نظریه دروغین پان فارسیستی در بین ملت آذربایجان هیچ ارزشی ندارد، لذا بحث در باره آن ارزش ندارد. اما در باره اصالت اسامی ترکی در آذربایجان هزاران سند سومری،بابلی، آشوری و آن را تائید میکند، در آن اسناد هیچ اسم فارسی یا آریایی پیدا نمیکنی. در سایت من میتوانی با این اسناد آشنا بشوی.
گنگرها یکی از قدیمترین ایلهای ترک بودند که قبل از آمدن سومرها به عراق کنونی در آنجا همراه با ترکهای سوبار ساکن بودند و بخاطر آنهم در منابع سومری اسم خلیج عربی کنونی خلیج کنگر نامیده شده است.

نظر: 

در شهر رم در ایتالیا مکان تاریخی بسیار مشهوری است به نام colosseum که مکانی بوده است برای تجمعّات مهم در رم باستان (جنگ‌های گلادیاتور‌ها هم در آنجا برگزار میشده) در کنار این مکان تاریخی دیواری است بسیار قدیمی‌ که نقشه رم باستان و جهان انروزگار در آن دیوار وجود دارد و در آن نقشه نام خلیج فارس به نام خلیج پرشیا کاملا مشخص و مشهود است و احتیاج به هیچ مدرک و سند دیگری هم نیست!! (هر چند که هزاران سند و مدارک تاریخی وجود دارد) حالا باز هم از روی عقده و ناراحتی بگویید خلیج عربی‌!!

نظر: 

طبق مقررات سایت مطالبی که به یکی از زبانهای رایج در ایران نوشته می شوند، در صورتی در سایت ایرانگلوبال انتشار می یابند که همراه با ترجمه فارسی باشند، زیرا به دلیل تنوع زبانی در ایران، اگر مطالب مندرج در سایت به زبانهای گوناگون باشد، برای بسیاری غیرقابل استفاده خواهند بود.

نظر: 

مثل معروف تورکی می گوید دویمه تاختا قاپینی دوولر دمیر قاپیوی (یعنی در تخته ای کسی را نکوب در آهنی تو را می کوبند) اسامی سرزمینهای تغییر نام یافته آذربایجان (سویوق بولاغ =مهاباد خانا=پیرانشهر قوشاچای=میاندواب سولدوز=نقده دوومولو=دومولا خاروانا=خروانک آخماقایا=احمقیه پیشکه=پشتکوه و هزاران اسم دیگر) پس خلیج فارس هم می تواند خلیج عرب بشود چه اشکال دارد
ده میلیون نفر تورک را به مرکز و البرز کوچ دادن ...

نظر: 

جناب فرزین ،درعرض هشتادسال گذشته که قوم اقلیت فارس بکمک انگلیسی ها ولی بازهم توسط ترکان ترک کش پهلوی
قدرت رابدست گرفتند،ازاین گونه جعلییات تاریخی زیاددیده ایم!!!مثلآ جازدن خاخامنشیان وکورش یهودی تباربجای ایرانی
ویا بهترین نمونه:شایع کرده بودند که گویا قدیمی ترین شاهنامه دست نویس درموزه همین روم بوده است ولی معلوم شد که شاهنامه موجود درکتابخانه روم تاریخش 1903 بوده است!!!زیادباینگونه جعلیات دل خوش نکنید...

نظر: 

اورمو ← رضائيه، توركمن صحرا ←دشت گرگان، سلاخ ← بصيرآباد، آق قالا←پهلوى دژ، بندر انزلى ← بندر پهلوى، باش سوما ← صومعه عليا،ایستی سو←آبگرم، آشاغی سوما ← صومعه سفلی، سئيوان ← سگبان ، كئچی قيران ← بزكش، بين گول ← هزاربركه ، موتالليق ← متعلق، جووه ت ← جوبند، كوشك سارای ← كشك سرای، پشتو ← پشتاب، پينه شالوار ← شاد باد، گون دوغان ← كندوان، ميیو ← مياب، خوجا - موجا ← خواجه مرجان،سالماس ← شاهپور، سولدوز ← نقده، قول قاسيم ← گل قاسم، توفارقان ← آذرشهر- دهخوارگان، اوجان←بستان اباد، قره چور ← سياه چور، شاراوخانا ← شرفخانه، كوجووار ← كجاآباد، داش آتان ← دانش آباد،قوناق قيران←مهمان دوست، بارش ← بارنج، خاروانا ← خروانق ، سیدآوا ← سعیدآباد، ينگی جه ← نيكجه،گرگر←هادی شهر، سوماقلي ← سماق ده، خانا← پيرانهشر، سار آس کند← هشترود ، قوشاچای(ايكی سو) ← مياندوآب، واسميش ← باسمنج، باش بولاق ← سرچشمه، قوروچای ← شاه آب

نظر: 

اسامی جزایر تغییر نام یافته دریاچه اورمیه عبارتند از:

1- گوله گن داشي(1): کاکايي بالا2- گوله گن داشي(2): کاکايي ميانه3- گوله گن داشي(3): کاکايي پايين4- دوققوزلار(1): کفچه‌نوک5- دوققوزلار(2): کمان6- دوققوزلار(3): کنارک7- دوققوزلار(4): تير8- دوققوزلار(5): سروش9- دوققوزلار(6): بن10- دوققوزلار(7): تک11- کچل داشي: کَلسنگ12- گميچي تپه: کوچک تپه13- عموجانلار: گرز14- كول لوک تپه (يا گليك تپه): گريوه15- قاناچابا(1): گلگون16- قاناچابا(2): سرخ17- قاناچابا(3): مهران18- کمر(كيمئر) داغ(1): مشکين19- کمر داغ(2): زاغ20- کمر داغ(3): شبديز21- شاه سارانلي: مهر22- اوهون: ميانه23- ائششک مئيدانلار: ميدان24- گميچي(1): ناخدا25- گميچي(2): ناوبان26- گميچي(3): ناوي27- گميچي تپه بؤيوک: بزرگ تپه28- دنه لي: ناهيد29- آرپادره سي(1): جو دره30- آرپادره سي(2): جوين31- چات تپه: چاک تپه32- ساري تپه: زر تپه33- قيزيل کنگور

نظر: 

آقای Mammadriza: وجود زبان آذری بر خلاف ادعای شما یک نظریه ی جعلی نیست. آثار ادبی زیادی از این زبان باقی مانده و شعرای نامداری چون همام تبریزی به این زبان شعر سروده اند. باز بر خلاف گفته ی شما زنده یاد کسروی تبریزی هیچگاه وجود زبان آذری را نفی نکرده بلکه نوشتار ارزنده ای با نام «آذری یا زبان باستان آذربایگان» دارد. متآسفانه برای دعاوی خود در مورد دلالت اسناد باستانی سومری و عیلامی وآشوری بر حضور ترکان در آذربایجان هیچ دلیل و منبعی ذکر نکرده اید. همچنین برای وجود «صد ها لغت ترکی» در زبان سومری! مدرکی نیاورده اید و حتی یکی از این واژه ها را به عنوان نمونه نام نبرده اید! لطفآ تحقیق کنید و بفرمایید کدام دانشمند زبان شناس یا مورخ یا باستان شناس در کدام اثر خود سخنی از اسناد سومری یا عیلامی یا آشوری در خصوص ترکان آورده است.

نظر: 

جناب کاوه آنهمه ادبیات وشعربزبان "آذری"پیشکش شما،لطف کنیدفقط یک بیت وفقط یک سطرازاین زبان موهومی آذری ،ساخته ذهن مریض پان فارسیسم حاکم ومحکوم بیاورید.باتشکرقبلی

افزودن نظر جدید

CAPTCHA
لطفا حروف را با رعایت کوچکی و بزرگی در اینجا وارد کنید
CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.