آراز-آراز

در این نوشته ترجمه ی آراز-آراز ، ساری گلین، آچیل سحر ( بیدار شو سحر)، و سارا
آمده است. باشد که متن فارسی قابل استفاده ای از این ترانه های عمومی در دسترس باشد.
روایتهای گوناگونی از آنها ها و جود دارد که اینجا یکی نقل شده است.
 

 

در این نوشته ترجمه ی آراز-آراز ، ساری گلین، آچیل سحر ( بیدار شو سحر)، و سارا
آمده است. باشد که متن فارسی قابل استفاده ای از این ترانه های عمومی در دسترس باشد.
روایتهای گوناگونی از آنها ها و جود دارد که اینجا یکی نقل شده است.

در ضمن از زحمات همه ی عزیزانی که پیش از این در ترجمه ی متنها کوشیده اند تشکر میکنم که راه را هموار نموده اند و تلاش شان
تا حد مقدور، تا جایی که من اثرشان را دیده ام،  در این برگردان نقل و بازتاب یافته است. در حقیقت ترجمه با بهره گیری از رنجهای آنان
فراهم شده است.
به ویژه در ترجمه ی « آچیل سحر». برابری زیبا تر از « بیدار شو سحر» نتوانستم بیابم. که پیش از این در کتاب « سرود کوهستان» آمده است. و عبارات و جملات این
ترجمه را تا حد ممکن حفظ و نقل کردم. 

 از اینکه نتوانستم « دو بیتی ها» یا بایاتی های مختلف را که در رابطه با آراز و صمد و ساری گلین و غیره میخوانند جمع کرده و ترجمه کنم احساس کمبود و ناراحتی میکنم. دهها بایاتی در مورد صمد است که میخوانند و ورد زبانهاست. همینطور در مورد دیگر ترانه ها. و دیگر موضوعات عمومی. که کار گروهی می طلبد و از عهده ی یک فرد، آنهم فردی مثل من، که در چندین زمینه کار میکنم ، خارج است.
ولی باز نشان دادن گوشه ای از آنچه هست شاید خالی از فایده نباشد.

 

 

 

آراز آراز 1
-----

آراز آراز  خان آراز
سلطان آراز  خان آراز
سنی گوروم یاناسان
ائل دردینی قان آراز
*
آراز سندن کیم کئچدی
کیم قرق اولدو کیم کئچدی
فلک گل ثابیت ائیله
هانسی گونوم خوش گئچدی
*
هر آیلار های هرآیلار
هر اولدوز لار هر آیلار
دریادا بیر گول بیتیب
سوسوزوندان هارایلار
*
صمد گلیر گوله گوله
دوشونده باخ قیزیل گوله
هر الینده دورد کیتاب
دونده ریب تورکو دیله...

--

آراز!  آراز!
خانی ! سلطانی! [ همچون سلطان و خانها ستمگری]
آتش بگیری!
درد خلق( من ) را بفهم! آراز!
*
آراز! کی از تو عبور کرد؟
کی غرق شد و کی از تو عبور کرد؟
فلک بیا و ثابت کن 
که کدامین روزم به خوشی گذشت.
*
ای همه ی ماهها! 
ای همه ماهها و ستارگان!
گلی بر دریا رسته
که از تشنگی فریاد میزند.
*
صمد لبخند زنان میاید
روی سینه، گل سرخ اش را ببین
درهر دست اش، چهار کتاب گرفته
به زبان ترکی بر می گرداند.


--

ساری گلین  Sarı gəlin


ساچین اوجون هؤرمزلر
گولو قونچا درمزلر 
ساری گلین
بوسئودا نه سئودادیر
سنی منه وئرمزلر؟
 
نئیلیم آمان، آمان...
ساری گلین...
بو دره نین اوزونو
چوبان قایتار قوزونو 
نة اوْلا بیر گون گؤرم
نازلی یاریمین اؤزؤنو
 
نئیلیم آمان، آمان... 
ساری گلین...
 *
عاشیق ائللر آیریسی
شانا تئللر آیریسی
آیری، بیر گونونه دؤزمزدیم
اوْلدوم ایللر آیریسی
 
نئیلیم آمان، آمان
ساری گلین...

 

ساری گلین2
 
سر گیسوی کمند را نمی بافند
گل را وقتی غنچه است نمی چینند
ساری گلین 
این عشق، چه سودایی ست 
که تو را به من نمی دهند؟
 
چه کنم، امان امان...
چه کنم، امان امان..
 ساری گلین...
 *
 چوپان! بر بلندای این دره
 بره را بازگردان

ایکاش روزی 
روی یار نازنینم را ببینم
 
چه کنم،امان امان...
چه کنم،امان امان... 
ساری گلین...
 *
 خنیاگر از ایل ها جدا افتاده
شانه از زلفها
طاقت یک روز فراقم نبود
شده ام مفروقه ی سالها.
 
چه کنم،امان امان
چه کنم،امان امان
 
ساری گلین...
 


آچیل سحر

آچيل سحر،اويان گونش
آچيل بو سون نفسده، بو قارانليق قفسده، سن ايله من تاپيم يئني حيات 
سفق لرین ساچيلسين، چيچك لريم آچيلسين، بو ائل لره باغيشلاسين نجات 
من... صبح آچيلار كن
گئچمه لي يم توفانلاردان ، ال اوزوب جاندان ، بو ائل لردن ، انسان لاردان 
"من يانماسام ، سن يانماسان، بيز يانماساق،
هانسي آلوولار ايشيق سالار بو يول لارا؟...آه "
گونش دوغار، گولر حيات
چيچك له نر بو كاينات، 
 
سيل گوزون ياشين، گول ائل لر له بيرليكده، آزاد اول بو ديرليكده، شادليق ياغدير غمگين ائلينه !
سيل گوزون ياشين، گول بو شن باهار گولسون، هر بير لاله زار گولسون،
حيات وئرسين سولموش گولومه.
 
 
 --
 
بیدار شو سحر
 
 
بیدار شو ای سحر!
بیدار شو ای خورشید!
بیدار شو در این آخرین نفس
تا در این قفس تاریک با تو زندگی دوباره بیابم
تا شفقهایت پر نور  و گلهایم پر شکوفه گردد ، و بر این خلقها رهایی دهد
من با سپیده ی سحر باید این راهها را درنوردم
و بگذرم از هستی خویش
اگر من نسوزم ، تو نسوزی، ما نسوزیم
کدامین شعله ای بر این راهها روشنایی خواهد افکند ... آه! 
*
خورشید بیدار میشود، زندگی لبخند میزند
پر گل میشود کاینات
*
اشک ات را پاک کن، با خلقها لبخند بزن، خلق اندوناکم را شاد کن
اشک ات را پاک کن، لبخند بزن که این بهار زیبا خنده زند، با همه ی لاله زار هایش
و زندگی بخشد بر گل پژمرده ام.


آپاردی سئل لر سارانی
-----

گئدین دئیین خان چوبانا
گلمه‌ سین بوایل مغانا
مغان باتیب قیزیل قانا

آپاردی سئللر سارانی
بیر آلا گؤزلو بالانی

*

«آرپا» چایی آشدی داشدی
سئل سارانی آلدی قاشدی
آلا گؤزلو قلم قاشدی

آپاردی سئللر سارانی
بیر آلا گؤزلو بالانی
*

آرپا چایی درین اولماز
آخار سولار سرین اولماز
سارا کیمی گلین اولماز

آپاردی سئللر سارانی
بیر آلا گؤزلو بالانی

---
سیل ها (3)سارا را بردند

 خان چوپان را  بگویید
 امسال به مغان نیاید
مغان آغشته به خون است

سیل ها سارا را بردند
آن فرزند چشم شهلا  را.
*

رود خانه ی « آرپا »  طغیان کرد
سیل سارا را گرفت و برد
آن فرزند چشم شهلا  را.

رودخانه ی «آرپا» ژرف نیست
آبهای روان خنک نمیشوند
عروسی مانند سارا پیدا نمیشود

سیلها سارا را بردند
آن فرزند چشم شهلا  را.

 ----
1- آراز ، اسم خاص. در فارسی ارس .
2-ساری گلین : اسم خاص. نام دختر.
ساری : گندوم گون. زرد. مو طلایی. 
گلین: عروس.
3-سیل در متن جمع بسته شده یعنی: سیل آب+ سیل بدیختی ها
سارا برای اینکه به چنگ خان نیافتد خود را به سیل رود خانه می سپارد.
او عاشق « خان چوپان» بود.( نوعی از روایتهای مختلف).

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ویدئو « آپاردی سئللر سارانی» در متن مقاله کار نمی کند، مراجعه شود به:
https://youtu.be/44z-DArMZug
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اسماعیلی گرامی، ایمیل شما را دیدم. بله این همان متن است که لینک اش را داده ام. من دنباله ی این متن را لازم دارم. که کامل شود. متاسفانه باقی را درج نکرده اند. چون اصل این مطلب در مجله ی کاغذی ست و به خط کیریل . وکار انتشارش زیاد.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ادامه: شعر وهاب زاده
Bəxtiyar Vahabzadə.Mərziyə Poema

Sən doğuldun qeyrətindən,cürətindən, Mərziyəcan,
Aldım sənin sorağını
ölümündən çox sonra mən Mərziyəcan.
Sən vuruşdun əlindəki silahla yox,
Qəlbindəki imanınla,inamınla.
Həkk elədin öz adını sən tarixə öz qanınla.
Min il keçsə qalacaqsan 27 yaşında sən,
Tarixin yaddaşında sən tələbəlik illərində
Sən sinifdən,sinfə yox,addımladın axtarışdan axtarışa.
Bir tapıntı yazılıbdır alnındakı hər qırışa.
Nəyi tapdın? Beynindəki sualların cavabın.
Bu dünyada sənin sevinc qismətini kor eyləyən
Bir ömürlük əzabını.
Sən gənc idin,
Neyləyirdin bu dərdləri,bu qəmləri?
Niyə gəlib səni tapdı bu dünyanın sitəmləri?
Düz demədim.
Onlar deyil,sən onları tapan oldun.
Beynindəki sualların arxasınca çapan oldun.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اسماعیلی گرامی ،عزیز جان ، ممنون از زحمت شما. خیلی لطف و محبت کرده اید.
شعر سهند و اوختای و جمیل را دیدم. کاری ارجمند است.

کلا منظورم این بود که:
1- در زبان مردم، بایاتی های زیادی وجود دارند که بخشی از آنها در سایتهای مختلف درج شده است. لازم است جمع آوری و بعد از «ویرایش و نقد ادبی»، منتشر شوند.
2- در عین حال شاعران و نویسندگانی اشعاری هم سرده اند . که میتوان جمع آوری کرد.
------
هر گاه بایاتی در مورد صمد و دوستانش دیدید ، در صورت امکان و فرصت، خواستید لطفا آنها را گرد آورید . که منتشر شوند.
در یکی دو مقاله. یا به شکل دیگر که علاقه دارید.
من بعدها آنها را بررسی کرده و چاپ جدیدی فراهم میکنم. همینطور اشعاری که شاعران سروده اند.
----
بختیار وهاب زاده یک poem طولانی -کتابچه- در مورد Mərziyə مرضیه اسکویی دارد، که لازم است منتشر شود.
من تنها بخش اول آنرا در انترنت دیدم.
تصویر احمد اسماعیلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای ائلیار چون نوشته بودی درجمع آوری بایاتی وشعرها و..در این مورد دست تنها هستی ،من این سه مورد شعر را اینجا گداشتم.نمیدانم درست هست یا باید کار دیگری کرد؟ ----------------------------------- صمد کؤنلومده کؤنلومده دیر
∗ "صمد" در قلب من است
علیرضا نابدل


او خودو قارانقوش آیریلیق سؤزون
مروت اهلینین گؤزو یولدا کن
جومدو طوفانلارا اونوتدو ئوزون
اولدوزا نه جواب وئره جگم من!؟
***
سخن از جدایی گفت "قارانقوش"
در لحظه ای که مردان بامروت را چشم بر راه بود
به قلب طوفان ها زد و خود را به دست فراموشی سپرد.
اینک من، جواب "اولدوز" را چه باید بدهم!؟
***
تصویر احمد اسماعیلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای گشتاسب ممنون از دقت شما شایدلغت هابه خاطر انتقال از روسی تغیرات پیدا کرده باشد..موفق باشید

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای احمد اسماعیلی گرامی، واژه Buhenvald ، درستش Buchenwald میباشد. و در Ettersberg و نه در اترزبورگ ( Ettersburg) است.
با تشکر

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در یک کلیپ 1 زن با روسری آخوندی آواز میخواند
در کلیپ دیگر 1 زن روس با بالت روسی می رقصد
در کلیپ سوم سوار کاری فئودالیستی ارباب و رعیتی نشان داده میشود
کل موسیقی و آواز و رقص و ادبیات آذری، تکراری ایستا روستایی رمانتیک فئودالیستی است.
در آذربایجان شمالی، فرهنگ هنوز از ته مانده استالینیسم تغذیه میکند.
تصویر احمد اسماعیلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 

----------------------------------------------------
SƏMƏD BEHRƏNGİ

Volqada o taya, bu taya baxdım,
Əksim suya düşdü...
Sularda axdım...

Arazda çiməndə sən lap uşaqdın !
Araza oxşamır bu çayın rəngi,
Ah, Səməd Behrəngi, Səməd Behrəngi !

Sənmi gücsüz idin, arazmı dərin ?
Dərdi nə böyükmüş o sahillərin !
Dözdün zillətinə ağır illərin !

Alnında gəncliyin ümid çələngi,
Qəlbində arzular... Səməd Behrəngi !
Sulara baxırdım sanki Arazdır...
Üzürsən... su isti... sahil dayazdır...
Bəs bu təlaş nədir ?
Anlaşılmazdır..!

De, niyə dəyişdi çayın ahəngi ?
Nə oldu, nə oldu, Səməd Behrəngi ?
Nə kol var tutmağa, nə bir sal qaya...
Tufanmı başladı? Nə oldu çaya?
Bəs niyə gəlməyir heç kəs haraya ?
Dəhşətmiş həyatla ölümün cəngi...
Araz, hanı o gənc, hanı Behrəngi ?


عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نرک به ترکستان !
جلو سوء استفاده تجریه طلبان آذری ار امکانات ایرانی را باید باید در این سایت فارسی زبان گرفت،
تا در خانه میزبان به صاحبخانه توهین نکنند،
و ادبیات مغولی شان را در سایتهای ترکی خود تبلیغ کنند.
اینها قومی فرصت طلب هستند که همیشه از دیگران استفاده نموده و حالا با همه سر جنگ دارند.
ایران فقط متعلق به اقوام اصیل ایرانی با زبان و فرهنگ غالب پارسی است .
مسئول سایت از پخش مطالب بزبان ترکی جلوگیری کند طبف مفاد مطرح شده در سایت!
تصویر احمد اسماعیلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
صمد
+++
نه یازیم صمد!؟
دنلی خرمنیمین یانماسین یازیم
سرین سو کوزه مین جالانماسین یازیم
داغلی سینه مین آلولانماسین یازیم
من سنه نه یازیم صمد!
حسرتیم کیمی یاخاجاق!
گور یاشیما کیم باخاجاق!
آراز یئنه ده آخاجاق!؟
صمد کیمی چاغیریم،نه قدر باغیریم
صمد!
سویله منه،سویله آراز
نه دن بیزله اولدون بئیله آراز
آلدین موغانین "سارا"سین
بوغدون ائلیمین دیرلی بالاسین
بس دیر ! بسدیر! بولوت قاراچورلو (سهند)
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سازاخ عزیز، مسئله ایکه شما اشاره کرده اید همان مشکل « تبعیض یا در کل مسئله ملی-دموکراتیک» در ایران است.
بله این مشکل وجود دارد . و حاد است.
- اجرای دموکراسی
- « اجرای حق تعیین سرنوشت»
- اجرای عدالت اجتماعی
- برقراری حکومت دموکراتیک آذربایجان در حالت استقلال یا فدرال- بسته به انتخاب مردم آذربایجان .
در کل راه حل آن است.
--
تحقق اینها از عهده ی یک خلق بیرون است. ولی با « اتحاد و دوستی خلقها » در جهت این اهداف ، رسیدن به این خواسته ها عملی ست.
اما و متاسفانه نیروها در این جهت حرکت نمیکنند. و علیه هم کار میکنند. یا چشم به کمک بیگانه دوخته اند.
این است که عمر حکومت نیز طولانی شده و باز هم خواهد شد.
سطح مبارزه ی سیاسی در ایران « پایین، انحرافی، علیه هم، چشم دوخته به کمک بیگانه، فاقد سازماندهی، دموکراتیزه نشده » و ناموفق است.
نمره 0.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
الیار گرامی بله به احتمال زیاد بعد گذشت زمان شخصیت های فولکوریکی مثل خان چوبان اسم خاص شده اند ولی بدون شک در زمان شکل گیری این داستانها یعنی ابتداعن اسم خاص نبودهاند و می شد انرا ترجمه کرد که فارسی فاقد معادل مناسب برای ساری گلین عست.در هر صورت بنده فکر می کنم اسم خاص محمد و اکبر و کریم همانی هست که ما می توانیم چندین از این اسامی در در و همسایه ادرس بدهیم.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
iraj عزیز، بله ، پیشنهاد شما-blond bride- درست است.
ولی اصولاً نامهای خاص را ترجمه نمی کنند. « ساری گلین» هم اسم خاص شده. همانطور که « مجید و محمد و غیره» را ترجمه
نمی کنند. اما معنی اش همان است که در انگلیسی آمده .
ممنون از توجه شما.
------
راستش از اینکه نتوانستم « دو بیتی ها» یا بایاتی های مختلف را که در رابطه با آراز و صمد و ساری گلین و غیره میخوانند جمع کرده و ترجمه کنم احساس کمبود و ناراحتی میکنم. دهها بایاتی در مورد صمد است که میخوانند و ورد زبانهاست. همینطور در مورد دیگر ترانه ها. و دیگر موضوعات عمومی. که کار گروهی می طلبد و از عهده ی یک فرد، آنهم فردی مثل من، که در چندین زمینه کار میکنم ، خارج است.
ولی باز نشان دادن گوشه ای از آنچه هست شاید خالی از فایده نباشد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
الیار عزیز تهاجم و تجاوز فرهنگی به آزربایجان چنان وسیع صورت گرفته که التیام آن سالها طول می کشد، شوخی نیست صد سال است که نان شب مردم به زبانفارسی پیوند زده اند، بدون زبان فارسی هیچ کاری در ایران مقدور نیست، این یعنی تمرکز قدرت در دست صاحبان زبان فارسی،

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با سلام و تشکر از آقای الیار بابت زحماتی که می کشند.فکر می کنم کمبود زبان فارسی را برای لغت ساری گلین می توانستید با blond bride انگلیسی جبران کنید.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به تأثیر « هنر» خلقها و ملتها در یکدیگر کمی اشاره شد. نکته مهم دیگر تأثیر هنر در سیاست است.
چه «هنر شعر وموسیقی» وچه عرصه های دیگر. یعنی فرهنگ خلقها که متقابلا به هم تأثیرمیگذارند در عرصه سیاسی نیز
بهم دیگر اثر میکنند.
در آراز- آراز که یک یا چند بایاتی ست فعالان سیاسی با تغییر « من به خلق» ماهیت سیاسی به بایاتی داده اند.
سیاست از فرهنگ مردم بهره میگیرد و بر عکس آنهم صادق است.
این تأثیر پذیری و تأثیر گذاری در آهنگ ها هم صادق است.
آهنگ سحر با مراببوس یکی ست. و همینطور« تأثیرات متقابل»دیگر هم در شعر و موسیقی و غیره وجود دارد و اینها کاملاً طبیعی ست.
فرهنگ ها در سیاست اثر میکنند و برعکس. خلقها در فرهنگ هم دیگر نیز تأثیر متقابل دارند.
در سطح منطقه و جهان نیز چنین است. از این روست که افسانه های آسیا را در اروپا و برعکس مشاهده میکنیم.
فرهنگ و هنرها همدیگر را تکمیل میکنند.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بله عزیزآزاد، فولکلور خلقها با پیدایش آنها به وجود میاید و مدام تکمیل میشود. همه ی مردم در ساختن آنها میکوشند. طرز زندگی و عقاید و علم و هنر و رسوم خود را توسط فرهنگ شان بازتاب میدهند. در حقیقت ثروت مادی و معنوی خود را میافرینند . و این بسیار زیباست. و همیشه چنین باد.
تا جایی که من تحقیق کرده ام ریشه ی خیلی چیزها در فرهنگهای منطقه ی ما -خاورمیانه- آذربایجان- و ایران به فرهنگ شگفت انگیز سومر و خلقهای هم دوره با آنها و حتی پیش از آنها بر میگردد.
متاسفانه دید تنگ نظرانه و یکطرفه باعث شده که فرهنگ این دوره از انسان باستانی از دسترس مردمان کنونی حذف یا دور نگهداشته شود.
فرهنگ باستانی انسان کهن در منطقه ما به خصوص سومر واقعاً فوق العاده و حیرت انگیز است. ریشه خیلی چیزها را میتوان در فرهنگ مردم آن دوره یافت.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
الیار عزیز باور کن من احساس شما را به آزربایجان درک می کنم و بدین خاطر هست که همیشه دوستت دارم ولی در این سری ترانه های آراز و آیرلیق, بور خوردن اویان سحر یا همان مرا ببوس مرا یک کمی ....... در این لینک آیرلیق جدا شدن ناخن ازانگشت بوضوح دیده می شود لطفا نگاه کنید
http://www.atropetan.com/1.html

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ائلیار گرامی! باسلام و تشکر از شناساندن قطره ای از دریای بیکران ادبیات و موزیک کلاسیک آزربایجان در سایت ایرانگلوبال برای علاقه مندان، اقدامات فرهنگی ارزنده تان مایه سپاسگزاری است. هر کدام این ترانه های اساطیری، برای خود داستانی دارد. در اینجا اشاره کوچکی به ترانه ساری گلین میکنم که استاد ارجمند عالم قاسم با دختر هنرمندش به ایفای آن نیز پرداخته اند. این ترانه که در قالب تغزل خوانده میشود. حکایت از سوز و گداز و حسرت و حرمانهای دور و دراز دارد. داستان ساری گلین که سه مفهوم عشق و مبارزه و حسرت را در بتن خود تجلی میکند، در واقع یکی از قدیمی ترین اساطیر مردم ترک زبان آزربایجان است. این ترانه اساطیری که قدمت آن به بیش از پانزده هزار سال تخمین زده میشود، در واقع از جنگ بین نور و ظلمت حکایت دارد و داستان پرومته یونانی نیز از آن اقتباس شده است. در راز ترانه محبوب ساری
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
-درست است، اسمهای خاص ترجمه نمیشوند. توضیح را به زیر مطلب منتقل کردم.
-ساری گلین نیز همینطور. میتوان توضیح اش داد.
- داستان سارا یکی از روایتهای مختلف است. در دوره ی ارباب و رعیتی از این رخداده ها زیاد بود.

داستانهای فرهنگ مردم نه از یک رویداد، بل از مجموعه ی رخداده های هم تیپ، به وجود میایند و منتشر شده و مدام تکامل مییابند. مثل غلتاندن گلوله ی برفی در میان برفها.
آنها بعد از طی مراحل رشد خود به داستانهای چند روایتی تبدیل میشوند.
-بایاتی ها نیز معمولا چنین روندی را طی میکنند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
عزیزدلم .باقبول این که ترجمه خودکارسهل وممتنعی است علی الخصوص که شعرهم باشد وهرکسی میتواندبرداشت خودراارائه دهد وباتشکرازشماکه همتی برای شناساندن گوشه ای ازادبیات مردم مان به خرج دادید به زعم میل قلبی نتوانستم از ایراد دوسه نکته خودداری کنم وان نیست مگر نشئات گرفته ازعشق به فرهنگ بومیم واحساس یکی بودن باشما. 1ساری گلین را من وبعضی دوستان نه به معنی- عروس موطلایی -که به معنی-بازگردید.برگردید-میدانیم که بااحساس بینتیجه بودن خواستگاری اززبان جوان عاشق به ایلچی هاگفته میشود. ساری سمت وسومعنی میدهد -اویانا.بویاناساری-


2 -آراز-اسم خاص است ومطمئن نیستم که ترجمه آن به ارس موجبی داشته باشد. 3