در باره ی جعل شعری تحت عنوان « وطنیمیز ایران- میهن ما ایران»

این به اصطلاح شعر در کدام رسانه ی جمهوری آذربایجان درج شده ؟ آدرس آن نشریه لازم است ارائه بشود و گرنه « مطلب ساختگی و جعلی» ست.
نه نثر مال شمال است و نه فکر. و نه منبع دارد. و نه همچو کسی در شمال و جود دارد که چنین «لهجه و زبانی در نظم» استعمال کند...

بازار جعل پان ایرانیسم داغ است.
بعد از جعل استوانه ی کوروش در چین، بعد از جعل در ترجمه ی همین استوانه در رژیم شاه ، بعد از دزدیدن اوراق متون تاریخی موجود در کتابهای کتابخانه ها، ووو
اکنون نوبت به جعل شعر رسیده است که تحت عنوان  « وطنیمیز ایران- میهن ما ایران» به زبان ترکی ، در سایتهای پان فارسیسم و پان ایرانیسم ، درج شده و همه از روی هم کپی کرده و تبلیغات راه انداخته اند:
وطنیمیز، ایران (میهن ما، ایران) 
http://www.iranglobal.info/node/57867
**

خواننده شعر نوشته « شخصی بنام عبدل جعفراف آنهم از شاماخی شهر میرزا علی اکبر صابر ... من هر چه گشتم شاعری با این اسم عبدل جعفر اوف(البته عبدل خان زابلی جای خود دارد) نیافتم،  که نیافتم. 
با الفبای روسی عربی و ترکی آزربایجانی(لاتین) گشتم نبود ؛ هر چه بود توهمات سایت های پان ایرانیستی بود  ... آقای کاوه جویا [ انتشار دهنده] بهتر بود یک منبعی مرجعی به ما می داد تا ببینیم این شاعر نامی آزربایجان شمالی کیه و چشمانمان به چهره ایشان منور می شد... »
خواننده ی دیگری نوشته : «  فقط یکی از آن نشریه های ازربایجان شمالی  را که این عبدل خان ...  شعر را گفته معرفی کن ...»

این هم پاسخ مدنی این پرسشهاست که داده شده:
« پانترک از دیدن این شعر زیبا و حماسی بدجوری سوخته است. بخودش زحمت نمیدهد سرچ کندو ببیند این شعر در دهها سایت و نشریه وجود دارد. از فرط سوزش فریاد میکند کو منبع! از آقای جویا برای چاپ این شعرزیبا سپاسگزاری میکنم. درود بر مردم ایرانی تبار جمهوری آذربایجان هموطنان فرهنگی ما.» 

 آدمها گاهاً غیر مستقیم خودشان را تحویل میگیرند نه؟ مخصوصا که از دهها نام استفاده کنند . 
و به روی خود نیاورند که همه ی حرکاتشان در سایت ضبط شده است . و قابل مراجعه.

بگذریم.
اینجا مسئله « جعل و عدم جعل و منبع» - آدرس رسانه ی شعر درج شده در جمهوری آذربایجان - مطرح است و یک موضوع تحقیقی.
نه  سوختن؛ و نه سخنان عوامانه و چاله میدانی.
اینجا روشنگری و آگاهی دقیق مطرح است و مبارزه با « جعل و دروغ و خود فریبی».
اینجا مسئله زدودن تاریکی از ذهن مطرح است . اگر درکی باشد.
-----

« منبع به اصطلاح" شعر"» در نشریات جمهوری آذربایجان داده نشده است. این هم روشنه. چنین چیزی لهجه و زبان و نثر شمال نیست.

اصطلاح « آتا یوردوم ATA yurdum  » در ادبیات آذربایجان مصطلح نیست. « آنا یوردوم ANA yurdum» می نویسند:
اصطلاحات نویسندگان معروف جمهوری آذربایجان:

Ana yurdum Azərbaycan
----------
Mən bir uşaq, sən bir ana
Odur ki, bağlıyam sana
صمد ورغون 
--------
Ana torpaq, qədim Odalar diyarımız
Nəriman Həsənzadə
-------

Öz ana torpağım

M. Rahim
---------

Ana torpağıma
Göz dikilməsin
İslam Səfərli
-----
Sən bir ana kimi səxavətlisən
Anam Azərbaycan
Əliağa Kürçaylı
------------
Ana  vətən Azərbaycan
Rəşid Behbudov

------

به جای «سالامیمی یئتیر» که در طرف ایران مصطلح است- البته نه این صورت - بل به شکل سالام یا سلام یئتیر؛ و نه سالاممی یئتیر. در نوشته های شمال عمدتا سالام چاتدیر یا « salamımı çatdır» کار برد دارد:

 .Tənha qoyduğu sevgilisinə salam çatdır

R. VAQNER
MƏNİM  HƏYATIM
-------

اصطلاح معمول Ana yurdum Azərbaycan است ونه آتا یوردم. « آتا یوردوم» اصطلاحی جعلی ست مختص پان فارسیسم.
واژه ها و اصطلاحات نوشته نشان دهنده ی « جعلی» بودن آن است.
- هم فکر جعلی ست 
- و هم نثر و اصطلاحات
- لهجه نیز لهجه ی شمال نیست
- وجود تضاد وزنی نیز نشانه ی شاعر نبودن عبدل خان است. 
-همینطور جعل شعر به نام  شخصی در شمال که وجود ندارد.
---
مثل وجود جعلی استوانه ی حقوق بشر کوروش در چین.
این نوشته ی تبلیغاتی و از نظر ادبی، « ساختگی و جعلی»، مرکز تولیدش سایتهای « پان فارسیسم» است.
که بدون منبع چنین چیزی را جعل کرده اند:
فاکت پان فارسیستی بودن نوشته: 

« روزی فرا خواهد رسید که باکو به ایران خواهد پیوست . اگر آن روز را دیدی ، سلام مرا به تبریز و تهران و خراسان برسان »
قسمتی از شعر مورد بحث.
---

نویسنده ی پان فارس در همان آغار -مصرع اول- رد پای جاعل بودن خود را نشان داده است:
(درنخستین  مصرع ، به جای "بوندان اول" که در شمال رایج است "بوندان قاباق" رایج در جنوب  را نوشته. دم خروس):
.Bu şeri hələ 20 il bundan əvvəl yazmışdır
(  Söhrab   TAHİR)


« ایکی یوز ایل بوندان قاباق
امضالاندی مقاوله
منله ایران آراسینا 
دوشدو بؤیوک بیر فاصله
.....»
 به استعمال آراسیندا و آراسینا توجه کنیم:

Arasında fasilə vermək
Hüseynlə Həsən arasında fasilə düşdü
 Gözlə qulaq arasında dörd barmaq fasilə vardır

---------
İnsanlar arasına xoş geldin
Atları ağaçların arasına götürün
Əllərimi dizlerimin arasına qoydum

مصرع سوم « منله ایران آراسینا»، درستش « منله ایران آراسیندا  » نوشته میشود.
« فاصله دوشدو»
(
A və B arasında fasilə düşdü(ara oldu
ara yarandı فاصله ایجاد شد
 arada düşmək به معنی واقع شدن 
 فعل فاصله دوشمک اصطلاحی غیر استاندارد است . که از فعل افتادن فارسی و کلمه ی عربی فاصله ، ساخته شده است.
نه در فرهنگ ایضاحلی لغت و نه در فرهنگ بزرگ دوغان -ترکیه یافت میشود. اما در مواردی - انترنت-رایج است و استفاده میکنند.

اینجا « فاصله دوشمک» به معنی « فاصله ایجاد شدن» است نه « افتادن چیزی». مثل سیب نیوتون. یعنی« فاصله یارانماق»، فاصله اولماق.
یعنی منله ایران آراسیندا فاصله یاراندی. فاصله اولدو.نویسنده با فکر و نگاه زبان فارسی از فعل افتادن استفاده کرده و « آراسینا» آورده است. 
انگار فاصله، سیب نیوتون است و به میان « او و ایران» افتاده. اینجا نگاه فارسی به فاصله، چون افتادن «سیبی» ست ، از بالا .
 در نگاه ترکی با توجه به « فاصله یارانمان» ، فاصله اولماق، و واقع شدن (آرادا دوشمک)، آراسیندا میاید. 
فاصله دوشمک اصطلاحی ست که از فارسی وارد زبان ترکی شده :« فاصله افتادن». و بیشتر استعمال کنندگان آن مراکز مذهبی هستند که متون فارسی را به
ترکی برمیگردانند و چنین اصطلاحات غیر استاندارد- غیر فرهنگنامه ای- را رواج میدهند.
این است که به جای آراسیندا، آراسینا، آورده است. 
Arada bir dağ düşüb ( منبع فرهنگ ایضاحلی لغت)
در میانه کوهی واقع شده. (اینجا  آرادا دوشمک به معنی واقع شدن آمده.) 
آراسینا : به میان اش:  ( به میان انسانها، به میان درختان ، ووو) : حرکت یک چیز به میان دو چیز. در جواب ضرف یا قید « هارا»: به کجا؟
آراسیندا: در میان اش( فاصله در میان چشم و ابرو، حسن و حسین ، و دو چیز): واقع شدن یا قرار داشتن بین دو چیز. در جواب ضرف « هارادا): در کجا؟
---
داغلارا قار دوشدو : به کوهها برف بارید: حرکت برف به میان کوهها.
داغلاردا قار وار : در کوهها برف وجود دارد: قرار گرفتن برف در میان کوهها
---
منله  ایران آراسینا بیر بویوک فاصله دوشدو: Qohumlar arasında dava düşdü: (در میان خویشان دعوا شد ، دعوا به قوع پیوست) در کجا؟ در میان خویشان . 

فاصله دوشدو : فاصله ایجاد شد. در کجا؟ در میان « من و ایران» . « در میان» نیز « آراسیندا» نوشته میشود. و نه « آراسینا: به میان» . به میان در جواب به کجا میاید.
اینجا فعل آرایا دوشمک ، به معنی حادث شدن  فاصله، سئوال  درکجا؟ را مطرح میکند و جوابش نیز « در میان من و ایران» است. و با آراسیندا نوشته میشود.

ظاهراً :حرکت فاصله، به میان فرد و ایران است: اما فاصله ( آیریلیق)حرکت ندارد- تحقق می یابد- یه وقوع می پیوندد، حادث میشود- فعل دوشمک اینجا همان معنا را دارد که
در« آرادا  بیر داغ دوشوبدو » دارد : در میان ( راه) کوهی واقع شده. یا در « دعوا دوشوبدو» دارد. دعوا ایجاد شده.
----

آراسینا = به میان اش = ara-sı-na
ara=میان
sı=اش
 na به:  منظور حرکت یک چیز به میان دو چیز دیگر است. که چیزی حرکت ندارد بل « وقوع» می یابد، واقع میشود، که با nda

بیان میشود:

آراسیندا  ara-sı-nda= دربین اش = درمیان اش=بینِ اش : nda = در: منظور «واقع شدن یک چیز بین دو چیز دیگر » که در شعر « فاصله» نام دارد.
ara-sı : آرا ثابت  مانده -وند دوم -بعد وند سوم اضافه شده است. وند سوم در دو کلمه متفاوت است و معنای متفاوت نیز دارد.که در بالا اشاره شد.

 کسانی گاها در زبان شفاهی  آراسینا  را اشتباها به جای آراسیندا استعمال میکنند  که عبدل خان نیز دچار همین اشتباه زبان شفاهی جنوب شده است.
این اشتباه تایپی نیست و در دیگر جاها نیز نوشته را چنین درج کرده اند.

 مصرع سوم :
« ایکی یوز ایل بوندان اول ( نه قاباق)- امضالاندی مقاوله-منله ایران آراسیندا»[ نه آراسینا] -دوشدو[منظور یاراندی یا واقع شد] بؤیوک بیر فاصله[منظور آیریلیق] ( فاصله را به جای آیریلق یا جدایی، نمیاورند.)
یعنی فاصله، عمدتاً مکانی ست و کمتر زمانی" Gözlə qulaq arasında dörd barmaq fasilə vardır
فاصله های کوتاه مدت را با آن مورد اشاره قرار میدهند -یا در مواردی که معنی جدایی ندهد -: ایکی هفته فاصله یا 20 ایل فاصله ووو. ایکی یوز ایل فاصله نیست ، جدایی ست و آیریلیق. ( در بایاتی آراز هم از کلمه ی آیری و آیریلیق) استفاده شده است. نه فاصله. 

دوبیست سال پیش از این-  عهدنامه امضاء شد- [در] بین من و ایران  فاصله ( بزرگی) افتاد.
در بین من و ایران فاصله به وجود آمد. 
---
« ایکی یوز ایل بوندان قاباق- امضالاندی مقاوله-منله ایران آراسینا» - دوشدو بؤیوک بیر فاصله
دوبیست سال پیش از این-  عهدنامه امضاء شد-به بین  من و ایران »- فاصله (بزرگی) افتاد؛ که هم در فارسی و هم در ترکی آذربایجان غلط است.

---اینها به راستی گیج شده اند، خدا آخر و عاقبتشان را به خیر کند.

با آوردن « یومولدو » و « یانیق لی» در دو مصرع و مثلا هم قافیه کردن آنها- که نیستند- دم خروس از زیر عبا پیداست.
در شمال هر کودکی میداند که این دو واژه هم قافیه نیستند.

در جواب « منبع را ذکر کنید» نوشته اند « شعر در دهها سایت و نشریه» درج شده است.
 این یعنی « منبع»؟ شما هنوز معنی منبع را نمیدانید. 

این به اصطلاح شعر در کدام رسانه ی جمهوری آذربایجان درج شده ؟ آدرس آن نشریه لازم است ارائه بشود و گرنه « مطلب ساختگی و جعلی» ست. 
نه نثر مال شمال است و نه فکر. و نه منبع دارد. و نه همچو کسی در شمال و جود دارد که چنین «لهجه و زبانی در نظم» استعمال کند.
این « حرفهای هوایی» بافته ی خود پان فارسیسم است که یکی می بافد و همه از روی همدیگر کپی میکنند. و الکی تبلیفات راه میاندازند.
منبع شعر را در نشریه ی جمهوری آذربایجان درج کنید. 
نه خود فریبی کنید و نه دگر فریبی.

---
هم وزن آوردن مصرع « امضالاندی مقاوله» ، با مصرع « دوشدو بؤیوک بیر فاصله» نیز باز دم خروس را نشان میدهد.
هیچ ساعری در شمال چنین غلط کاری-بی وزنی- پیشه نمیکند که در دیگر ابیات نیز ادامه دارد:

« منه ده وئرمیشدی آتام» - « من گئدیرم حاقّا چاتام» که تنها با « آتام و چاتام» میخواهد غلط کاری - بی وزنی-« منه ده وئرمیشدی» را با « من گئدیرم حاقّا»،  به خورد خواننده بدهد. که در وزن ربطی به هم ندارند.
این غلط کاری تا آخر ادامه دارد و با کلمات پایانی مصرع ها رویش سرپوش گذاشته میشود.

مطلب از وزن آزاد بود ، مسئله فرق میکرد . 
وقتی « نظم» در نوشته مطرح است لازم است آنرا هم نشان دهد.
و عدم آن « جعلی» بودن نگارش نوشته است، که هیچ ربطی به زبان شمال ندارد.
          El bilir ki, sən mənimsən
Yurdum, yuvam, məskənimsən
        Anam doğma vətənimsən
           Ayrılarmı könül candan
         Azərbaycan, Azərbaycan 
این زبان شمال و زبان شاعر شمال است که ورغون نوشته.

زبان شمال با زبان جنوب عوضی گرفته نمیشود. این تفاوت حتی در شعر شهریار با شعر دیگر شاعران شمال نیز وجود دارد.
که « دو لهجه ی» متفاوت اند. نمیشود لهجه ی جنوب را به جای لهجه ی شمال قالب و جعل کرد. 
لهجه ای که در نوشته ی « عبدل جعفر اف شاماخی» آمده لهجه ی جنوب است و نه شمال. که در بالا مثالش را آوردم.
جاعلین حتی زحمت نکشیده اند که بدهند یک شخص اهل شمال مطلب را با لهجه ی خودش بنویسد. خیال میکنند
هر چه نوشتند میتوانند به نام شمال قالب کنند.
-اصطلاحات- طرز جمله بندی- چگونگی وزن- چگونگی لهجه- ووو مشخص کننده ی تفاوت بین زبان شمال و جنوب است.
گنجشک را به نام قناری نمیتوان قالب کرد- حتی با رنگ کردن آن. که البته اینجا زحمت رنگ کردن را نیز متحمل نشده اند.
ناراستی و دروغگویی و ریاکاری از خصلتهای بارز و دو هزار و پانصد ساله ی پان فارسیسم است.

-در ادبیات شمال به جای « قاباق» (جنوب) « اول» به کار می برند. 
- مسئله ی عکس ستارخان هم در شعر خیالات عبدل خان است.
- « کلمه ی «فاصله» را در ادبیات به جای « آیریلیق» به کار نمی برند. 
- در ادبیات آراسینا را به جای آراسیندا به کار نمی برند
اینها نشانه ی جعلی بودن به اصطلاح شعر است.
---

 برای عدم سوء تفاهم قید میکنم که اینجا بحث سر سه چیز است:
- جعل یک شعر
- ایده ی پان گرایی کوروش چی ها در شعر
- عدم رعایت اصول اخلاقی
--
آنچه من مخالف نیستم :
-در جمهوری آذربایجان هر کسی حق دارد بگوید ایران را دوست دارد، ایران وطن اوست و آرزو دارد که روزی
با ایران یکی شود.
- همینطور در ایران هم هر کسی حق دارد چنین فکر و آرزویی داشته باشد .
-
و به عکس اینها هم صادق است
و بحث سر اینها نیست. عقیده آزاد است

-اما اینجا بحث سر جعل شعر است
- و پان ایران گرایی . که کار آریاچی هاست. گروه سیاسی که میخواهد امپراطوری باستانی برپا کند.
و دیگر خلقها را تحت فرمان و بردگی درآورد. فاشیسم آریایی.
چه در جلد « سوسیال ناسیونالیست» که ادعای چپ بودن دارد و چه در جلد « ایرانیست و فارسیست» و ملی گرا.
که « راست و فاشست است»
- و عدم پای بندی به اصول اخلاقی

 

 

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام-من دیگرچیزی نمی نویسم .چون جاعل خودش جای قاضی نشسته است.
یاحذف میکندیاجعل میکند.یانمره منفی ومثبت میدهد.
باآبروی توکلی هم بازی میکنذ
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
پاسخ به پیام ها:
- بله در ادبیات شمال به جای « قاباق» (جنوب) « اول» به کار می برند.
- مسئله ی عکس ستارخان هم در شعر خیالات عبدل خان است.
- « کلمه ی «فاصله» را در ادبیات به جای « آیریلیق» به کار نمی برند.
- در ادبیات آراسینا را به جای آراسیندا به کار نمی برند
اینها نشانه ی جعلی بودن به اصطلاح شعر است.
--
اینها متاسفانه به هیچ اصولی به جز جعل و دروغ و ریا پایبند نیستند.

برای عدم سوء تفاهم قید میکنم که اینجا بحث سر سه چیز است:
- جعل یک شعر
- ایده ی پان گرایی کوروش چی ها در شعر
- عدم رعایت اصول اخلاقی
--
آنچه من مخالف نیستم :
-در جمهوری آذربایجان هر کسی حق دارد بگوید ایران را دوست دارد، ایران وطن اوست و آرزو دارد که روزی
با ایران یکی شود.
- همینطور در ایران هم هر کسی حق دارد چنین فکر و آرزویی داشته باشد .
-
و به عکس اینها هم صادق است
و بحث سر اینها نیست. عقیده آزاد است

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
پس این شعار 100 هزار نفری را در تبریز تماشا کنید
https://www.youtube.com/watch?v=hMtj2Hjje1U

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مسذول محترم کمنت ها.ظاهرا شلیک کلمات .خاین.کثثیف.بی سروپا.بی شعور .نفهم. پان .تجزیه طبل وامثالهم که همگی فقط از یک کمنت استخراج شده نه توهین است ونه افترا. ! وبرای اثبات ادعای غیر مودبانه بودن نوشته ها هم مقایسه بین دوگروه مختلف الرای هم اصلاضرورتی نداردوآن چه که شاید ناشی ازخشم لحظه ای شما باشد کافیست.من به این سایت تازه واردهستم وآنرا خوب ومفید میدانم وچنین تریبون هایی بایدکه گردانندگان متین وموقرباظاهی کاملا بی طرف داشته باشند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این سرود را لطفن گوش کنیند .
https://www.youtube.com/watch?v=z1affVpXWfs.
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به تجزیه طلبانِ خائن و وطن فروش
شما خائنین ، رویای تکه وپاره کردن ایران را به گور خواهید برد. شما .... نمی توانید میهن ما را تجزیه کنید. شما خائنین، با جعل و تحریف تاریخ تلاش می کنید تا برای هموطنان شریف تُرک و کُرد و بلوچ و ترکمن و عرب خوزستانی ما هویتی تازه ساخته و این هموطنان را ملتی! تحت استعمار ایران نشان دهید! و این در حالی است که این هموطنان شریف ما هرگز ملت نبوده، نیستند و نخواهند بود و تنها بخشی از ملت بزرگ ایران می باشند. شما خائنین تجزیه طلب که دلیل جدایی طلبی تان را فاشیسم فارس ! می دانید .... ای خائنین! مگر در طی این سالیان، تنها کردها، ترک ها ، بلوچ ها و یا عربهای خوزستانی بوده اند که به آن ها ظلم وستم روا شده؟ مگر تمامی مردم ایران غرق در خوشبختی و رفاه و امنیت و آزادی و آسایش بوده اند و فقط آن چند قوم بوده اند که در -

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خبر خبر خبر
- هر ساله حدود ۱۰۰ کودک مبتلا به اچ‌آی‌وی در ایران متولد می‌شوند. رئیس مرکز مدیریت آقای گویا با اشاره به افزایش میزان شیوع ایدز در ایران گفت: بیشترین گروهی که درگیر این عفونت هستند افراد گروه های متعلق به ملیتهای غیر فارس هستند .
- گروهی از فرهنگیان بازنشسته متعلق به ملیتهای غیر فارس امروز در اعتراض به وضعیت خود در مقابل مجلس ایران تجمع کردند.  تجمع کنندگان نسبت به پایین بودن مستمری معلمان بازنشسته ملیتهای غیر فارس معترض بودند و خواستار رفع تبعیض بین بازنشستگان فارس و ملیتهای غیر فارس هستند. 
اعتیاد عامل نیمی از طلاق‌ها در میان ملیتهای غیر فارس
عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور ایران گفته است که جرایم بیش از نیمی از زندانیان، ۶۰ درصد سرقت‌ها و نیمی از طلاق‌ها در این کشور ناشی از تفاوت های قومی است.
تصویر دیرنج مین ائللی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای کاوه جویا بخشی از آخرین کامنت مرا که از ایشان بدلیل درج دروغ انتقاد کرده بودم سانسور کردند. ایشان پارسال در یک مورد کلیپ کوتاه صامتی را در ایران گلوبال,تحت عنوانی شبیه "شکنجه کودکان کرد توسط سربازان ترک" آپلود کرده بودند که من با تلاشی چند ساعته اصل کلیپ صائت را یافتم. واقعه چندین سال پیش در گوآتمالا اتفاق افتاده بود و مجرمین محاکمه شده بودند. بعداز این یافته آقای توکلی کلیپ را حذف کردند. ذهنیت ضد ترک و گستره وسیع خبر دروغ در سایتهای ایرانی و یا کردی براحتی ایرانیستها را فریب می دهد. این ضعف بزرک کار بالاخره دستشان خواهد داد و کشورشان در یک مسیر برگشت ناپذیر چند تکه خواهد شد.
تصویر ماندگار، خبرنگار آزاد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب دیرنج مین ائللی، شما در کامنت خود با آوردن نام شخص، تهمت جاعل بودن زده اید، بدون اینکه دلیلی برای تهمت خود بیاورید. تهمت بی پایه ی شما چنین بود: " متاسفانه این اولین بار نیست که آقای کاوه جویا اخبار و مطالب جعلی در سایت اپلود میکنند و احتمالا آخرین بار هم نخواهد بود". پیش از این نیز بارها مطالب توهین آمیز یا حاوی تهمت های بی دلیل در کامنت های خود نگاشته اید، که به شما تذکر داده شده بود. لطفاً لحن نوشتار خود را مؤدبانه و خالی از تهمت بی پایه سازید.
تصویر دیرنج مین ائللی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
....
می گویند روزی بچه ها ملا نصرالدین را اذیت میگردند. ملا برای خلاصی از این وضع به بچه ها میگوید که دوکوچه آنطرفتر حلوا خیرات میکنند. خبردروغ در دهکده می پیچد و ملا متوجه میشود که مردم دسته دسته به همان سمتی که بچه ها را دنبال نخود سیاه فرستاده می دوند. از یکی میپرسد: "کجا با این عجله؟" جواب میشنود که دارندحلوا خیرات میکنند. ملا هم بدون معطلی به جمع می پیوندد که تا حلوا تمام نشده او هم دهانش را شیرین کند.
رفتار ایرانیستهای قرن21 درست شبیه این لطیفه است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چرا این مغول تبار ، یکبار علیه دولت و حاکمان در ایران، یک کلمه نمی نویسد و اینجا بحث های انحرافی و راسیستی را دامن میزند ؟ و کمنت ها مخالف را به صفحه شما منتقل میدهد .؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای ائلیار یک روز آقای واقف صمد اوغلی « شاعر » پسر شاعر مشهور آذربایجان صمد ورغون تعریف میکرد که نزدیکان و دوستانم بمن مراجعه کردند که این دیگر چه مقوله ای است تو انتقاداتی به عملکرد حکومت داری ولی نوشتن شعر و نوشته و تعریف تمجید از ایران و دولت ایران یعنی چه ؟ واقف صمد اوغلی میگفت در جا یخ زدم « دونوب دوردوم » پرسیدم در کجا خوانده اید ؟ گفتند از تلویزیون ایران برنامه سحر شنیدیم گفتم روح من نیز از این مسئله خبر ندارد و یک تکذیبه کتبی به مطبوعات دادم و رونوشت آنرا به سفارت ایران و تلویزیون ایران فرستادم تا اینکه یک روز یکی از شاعران آذربایجان جنوبی کاست این شعر و نوشته برنامه سحر را برایم آورد باور کنید آنچه که اینها بنام شعر و با نام من خوانده بودند به همه چیز شبیه بود جز شعر .خلاصه اینکه این برنامه سحر تلویزیون ایران این سایت آذری های اطلاعات سپاه هر چه جعلیات است در عرض ١٠-١٥ سال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ائلیارعزیزتاآنجا که من میدانم درشمال به جای ایکی یوز ایل بوندان قاباق -ایکی یوز ایل بوندان اول - مصطلح تراست تانظر شماچه باشد.ونیزتاانجاکه من میدانم هرگز مرحومین ستارخان قره داغی وباقرخان خیابانی عکس دونفره بازمینه پرچم ایران نداشته اند.ان هم پرچم بدون آرم. !یعنی که منتظرند به بینندباد بالاخره ازکدام طرف خواهدوزید. !!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چرا ترکی مانند ائیلار این گونه فکر میکند ؟ فرض این شعر و شاعر وجود ندارد و کسی میخواهد احساس وطن دوستی خود را بیان کند ..ایا پاسخ این است که ایشان بنویسد (ناراستی و دروغگویی و ریاکاری از خصلتهای بارز و دو هزار و پانصد ساله ی پان فارسیسم است.)ایا ترکان 1500 سال حکومت نکردند ؟ سهم شما ترکان شیعه و سنی چیست ؟
من درباکو مردان کهنسالی را دیدیم که شعر پارسی میخواندند.بعضی سنگ قبرهای قدیمی به شعر پارسی بود وهمین گونه در قبرستان اسلامبول و همین گونه در جزیرهای یونانی که بدست ترکان افتاده بود . امروزهر ایرانی که نمیتواند به ایران برود نگران است و ارزو میکند روزی با رفتن اخوند اگر خودش نرود جسدش را ببرند .پیوندهای تاریخی و قومی و فرهنگی را نمیتوان از بین برد و نباید از بین برد .اما چرا نویسنده این گونه خصمانه در باره ایران وایرانیان فکر میکند ؟
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
شرم آور است ! این آقای ائلیار با شنیدن نام میهن ما ایران، واکنش های هیستریک از خود نشان می دهد و دم خروس پان ترک بودن و تجزیه طلب بودن خود را نمایان می سازد.
تجزیه طلبان آذربایجانی و پان ترکها، از چندش آورترین و نفرت انگیز ترین جریانات سیاسی هستند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
پای کج را کفش کج بهتر بود-عیران با تمام مشخصه های چذید الاحداث جعلی خود شایسته مغز های علیل پان پارسی و پان عاریایی عست.عین ویرانه برای تورک های تاریخ ساز وطن نخواهد شد.دفع کردن .. بنام جعلی عیران یا ویران زمین به نفع تمامی ملت های تحت ستم خواهد بود.از خلیج عرب تا بحر خزر موج جدایی طلبی از این.. باید گسترش پیدا کند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست عزیز ائلیار.. همانطور که بار ها اشاره کرده اید ( پان فارسیسم ) همانطور گیج و سر در گم است. سایت های که به این خاطر یک نگاه سطحی انداختم عمق فاجعه را نشان میدهد. رذالت, دروغ گویی حد و حسابی دارد. شاید این شاعر گمنام در ته چاه جمکران نشسته و برای ما ترک ها (( شعر )) می بافت....

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ائلیارعزیز، همانطور که اشاره کرده ای، بنظر میرسد پانفارسیسم دیگر به آخر خط رسیده است، مثل غریقی برای عوام فریبی به هر کفی چنگ می اندازد. به قول تورگنیف: پنجره ها را رنگ سفید زده اند. معشوقه رفته است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این مقاله تقدیم میشود به "خراسانی" و پیروز و بشریت حیران و بقیه "اذری" عاظری" عاضری" گویان سایت ایران گلوبال
تا ابد هم که به سبک کامنت نویسی تان ادامه دهید میفهمید که " تورک همیشه تورک است و تر و خشک هم ندارد" و هرگز و هرگز و هرگز با ایرانی دوستی ندارد
پس به امید نابودی اذربایجان چه شمالی چه جنوبی
درختی که تلخ است وی را سرشت
گرش برنشانی به باغ بهشت

ور از جوی خلدش به هنگام آب
به بیخ، انگبین ریزی و شهد ناب

سرانجام گوهر به ‌کار آورد
همان میوهٔ تلخ بار آورد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با تشکر از ائلیار بخاطر این مطلب
با این که طرز فکر من با ائلیار 180 درجه فرق دارد و در گذشته با هم درگیری لفظی داشته و در آینده هم خواهیم داشت ولی از این که اینبار برای افشای این قوم جاعل و اداباز و فیریلداق آستین را بالا زدند تشکر می کنم . در اینجا می خواهم به یک شاه نکته کلیدی در مورد این مطلب جعلی هم اشاره کنم و آنهم در مورد اسمی است که برای این شاعر مجعول و مجهول انتخاب کرده اند. ما متاسفانه در آزربایجان شمالی اسم های عجیب و غریب زیاد داریم مانند علی اصگر علی اکبر قدرت همبت ممیش زاده الهام علیف مهربان علیوا سیاوش نوروزف همین گده بی(YAP) و ... که همه یادگاری از شعوبیه گری و شعیه گری است ولی این اسم عبدل جزو مواردی است که در شمال آراز امکان استفاده اش در حد صفر است در مورد استفاده از اسم شاماخی هم همین طور و اگر هم استفاده شود مانند خویینسکی یا شوشینسکی بکار می رود و