مبارزه با « ساختار استثمار و تبعیض» حاکم بر ایران، وظیفه هر انسان، هر کمونیست

راسیسم در جلد « چپ ستیزی»
ستیزه و دشمنی با « ساختار مبتی بر استثمار و تبعیض و دیکتاتوری» حاکم بر ایران
وظیفه ی
هر کمونیست
هر چپ
هر ضد تبعیض
هر آزادیخواه
و هر فرد دموکرات است.
وظیفه ی هر انسانی ست که
بر آزادی انتخاب سرنوشت خلقها و ملتها
بر همزیستی داوطلبانه آنها تکیه میکند.
حفظ ایران مبتنی بر « استثمار و تبعیض و دیکتاتوری»
حفظ کشتار گاه است...

 

بگذار نوکران شکست خورده شاه ، فاشیستهای اسلامی حاکم ، ناسیونالیست های فارس و راسیسم آریا گرایی،  چپ را دشمن ایران بنامند. 
چپ دشمن ایرانی ست که شماها میخواهید ، ایرانی که کشتارگاه روحی و جسمی مردمان ستمکش و استثمار شده و تحت تبعیض است.
چرا که چپ، دوست و دوستار ایرانی ست که همه ، داوطلبانه، در آن احساس خانه کنند و سعادتمند باشند. 
و شماها این را نمیخواهید. 
خواست شما برده داری ست. شما تشنه ی نفت اید. از این رو چپ را دشمن میدارید.

ایران به عنوان یک کشور یا چهارچوب ارضی، به عنوان یک «ساختار اقتصادی-اجتماعی» مبتنی بر « تبعیض و استثمار و اشغالگری و تجاوز و دیکتاتوری»
چه در دوره ی شاهی و چه در دوره ی اسلامی محل خون آشامی از طبقه ی کارگر و سلاخ خانه ی ملل تحت ستم و تبعیض بوده است؛ در طول قرن اخیر.
ستمکشان ایران، فوج-فوج هم جسماً و هم روحاً سلاخی شده اند. 
آیا میخواهید با سیاست فاشیسم اسلا می و فاشیسم فارسی که هردو همزاد هم اند باز این کشتارگاه را حفظ کنید؟
باز هم تحت عنوان ایران یا « حفظ تمامیت ارضی» سلاخ خانه فاشیسم پارسی را مستحکم سازید؟
تجربه ی تاریخ نشان داده امکان حفظ دائمی کشتارگاه ها ممکن نیست. تلاشی سرنوشت مختوم آنهاست.خردمندانه است که سلاخ خانه را تعطیل کنیم و به جایش« خانه ای» برای بهزیستی «همه ی ملل داوطلب» از جمله « قوم فارسی زبان» با حقوق مساوی بسازیم. از راه فدرالیسم.
در حالتی که خرد به این راه حل قد ندهد، دو وضعیت میتواند پیش آید:
1- تکرار سرنوشت یوگسلاوی برای خود – و تبدیل شدن به چند کشور.
2- تشکیل یک دیکتاتورخانه ی جدید به کمک « آلترناتیو سازی خارجی-داخلی». 
هر دو احتمال وجود دارد.
اما راه حل « خانه سازی»، خرد مندانه، عملی، و با صرفه است. تنها نیازمند « فرهنگ» لازم است. که باید کسب کرد.
کسانی که بر حفظ کشتارگاه پای میفشارند، کسانی که دل به« آلترناتیو سازی خارجی-داخلی» داده اند، عملا سرنوشت شومی برای « خود و مردم» رقم میزنند. اینان متلاشی کنندگان و ویرانگران واقعی هستند.
ایران کشتارگاه ماست. کشتار گاه را نمیتوان دوست داشت. کسی که سلاخ خانه ی خود را دوست دارد، جایی را که هر دم آنجا کشته میشود، از خرد پیاده است. 
آنچه قابل دوست داشتن است « خانه» است. آنچه قابل حفظ است خانه است. 
ویرانه است «خانه» ایکه خانه نیست.
کشتارگاه است جایی که انسان هر آن در آنجا جسماً و روحاً کشته میشود.
خانه را، عشق، بایسته است. 
برابری و آزادی را ، عشق، بایسته است.
و بهزیستی را.
آنجا که خبری از آزادی نیست
آنجا که خبری از برابری نیست
آنجا که سلطه تو حکم فرماست
زندان و کشتارگاه منست.
ویران باد کشتارگاهها.

هیچ مردمی را نمی توان برای همیشه به زندگی مشترک مجبور کرد.
زندگی مشترک یا جدایی، داوطلبانه است. 
و حق طبیعی هر مردمی ست که با داشتن شرایط لازم به آن تحقق بخشد.
تلاشی یوگسلاوی ، چکسلاواکی و شوروی سابق این اصل را عملا برای چندمین بار در تاریخ اثبات کرد.
بنابرین کسانی که چشم بر این تجارب می بندند و با خیالات ناسیونالیستی خود دوستدارند با فاشیسم اسلامی متحده شده و حق مشروع جدایی را از مردم سلب کنند بهتر است متوجه باشند که متحد چه کسی هستند و به چه راهی پا گذاشته اند. و به ماهیت خود پی ببرند.

ستیزه و دشمنی،  با به عبارت دقیق تر،
مبارزه با « ساختار مبتی بر استثمار و تبعیض و دیکتاتوری» حاکم بر ایران 

وظیفه ی 
هر کمونیست
هر چپ
هر ضد تبعیض
هر آزادیخواه 
و هر فرد دموکرات است.
وظیفه ی هر انسانی ست که
بر آزادی انتخاب سرنوشت خلقها و ملتها
بر همزیستی داوطلبانه آنها تکیه میکند.
حفظ ایران مبتنی بر « استثمار و تبعیض و دیکتاتوری»
حفظ کشتار گاه است. 
که تنها سایسته ی خون آشامان است.
قربانیان استثمار و تبعیض را
با خون آشامان الفتی نیست.

نخست استثمار را با « اجرای عدالت اجتماعی»
به زنجیر خواهیم کشید
و با رفع «تبعیض»
راه را برای نابودی خون آشامی از طبقه ی زحمتکشان یدی و فکری
آماده خواهیم کرد
با آمادگی شرایط جهانی برای نفی استثمار
بر خون آشامی از طبقه کارگر و دیگر استثمار شدگان
پایان خواهیم داد.
چه ایران یک کشور باشد
و چه هفت کشور.
چنین است 
استراتژی و تاکتیک
رفع تبعیض و استثمار
در کشتاره گاهی به نام ایران.
*

چپ ایران اولین نیرویی ست که جدایی دین و دولت را مطرح کرد. 
اولین نیرویی ست که عدالت اجتماعی، برابری زن و مرد، 
حقوق برابر خلق ها، استقلال و آزادی فردی و اجتماعی را مطرح کرده است.
اولین نیرویی ست که در میدانهای تیرباران از ایده های انسانی خود دفاع نموده.
اولین نیرویی ست که سعادت و آزادی فرد را شرط سعادت و آزادی همگان دانسته. و برعکس. 
چپ میدانهای خونینی ست که شیفته زندگی و سعادت انسان بود.
اولین نیرویی ست که بردگی نوین جهانی را نفی میکند. 
چپ ایران نیروی نفی دیکتاتوری بود و ضامن برقراری دموکراسی.

بدون چپ چه دارید؟ 
-50 سال دیکتاتوری سلطنت !
-35 سال فاشسیم مذهبی!
هیچ اندیشه کرده اید فرهنگ یک قرنی ایران 
- انقلابات و جنبشهای مردمی برای تغییر زندگی، برای آزادی و پیشرفت ،
باخون چپهای ایران آبیاری شده است؟ 

فرهنگ جامعه را بنیان نهاده اند.
انقلاب مشروطه، انقلاب بهمن، جنبش فدایی
همه با اندیشه و خون چپها آبیاری شده است.
بدون چپ چه دارید؟ براستی هیچ! 
آنان که هیچ ندارند شایسته ی دیکتاتوری و فاشیسم اند 
این تجربه تاریخ است. 
*
بدون چپ
ارمغان تان فاشیسم آریایی بود

و فاشیسم اسلامی
وکشتارگاه برای کمونیستها

*
سخن بر دهانتان چون میوه های گندیده است
تن و جانمان را آلود
چون تگرگ ویرانگر باغها برآمدید
از گورهای چند هزارساله
شما فرمانروایان هیولا صفت سیری ناپذیر
که جز خون و کشتار، کاری و پیامتان نبود.
رنگها معنای خود را از دست دادند
جزسیاهی رنگی نماند. نفرت کلاغهاهم برآمد.
فصلها دیگر نبودند
خبری از پاکی و گوارایی نماند.
داغ و درفش بود وچوبه های دار، میدانهای تیرباران.
ساواک و ساواما بود 
و خانه های مخفی، و تجاوز به دختران و پسران.، و مردان و زنان.
به نام شاه و «الله»؛که نفرت الله هم برآمد.
درکاخهایتان که ازطلای سیاه برآمده است
از فرط سیری عاروق زدید
کودکان و پیرزنان و پیرمردان 
از فرط گرسنگی دردخمه ها جان باختند
جوانان به هر گوشه ی عالم آواره شدند.
شما هیولا ها ، بالیدید، بالیدید و بالیدید.
به نام شاه؛ به نام الله، که نفرت الله هم برآمد.
چه خوش گفت «روزا» آن زن کمونیست:
« سوسیالیسم یا بربریت»
چنین است پاسخ « استثمار و تبعیض و دیکتاتوری»
*
سوسیالیسم یعنی آزادی و پیشرفت و بهزیستی مردمان. 
اداره ی امور خود، و حکومت بر خود . «مستقیم و غیر مستقیم».
سوسیالیسم یعنی عشق و دوستی. 
وعقب نشینی گام به گام استثمار انسان از انسان
تا روزیکه دیگر درجهان، نوین برده ای نباشد.
و سعادت انسان به دست خود. و آسایش و آزادی روحی و جسمی او.
سوسیالیسم یعنی اینکه مجبوریم سعادت نسبی خود را با هم بیافرینیم.
نسخه ای نیست و نخواهد بود. هیچکس چیزی نمیداند. 
اما همه میدانیم که راه حل نسبی مشکلات را باید باهم بیابیم. 
و گام به گام تکمیل کنیم. 
میدانیم چه نکنیم،
و چگونه جستجو کنیم. 
پیروزی از آن ستمکشان است.
سوسیالیسم یعنی حقوق انسان،دموکراسی، 
و عقب نشینی گام به گام استثمار انسان از انسان.
سوسیالیسم یعنی همه ی اینها.

به هنگام فرمانراویی هیولاهای سیاه پوش.
*
من کمونیست نیستم
اما نمی توان چشم برهم نهاد -و- خدمات -و- حقوق کمونیستها را ندیده گرفت
آنانکه بر خدمات و حقوق دیگران چشم فرو می بندند
نخست حقوق خود را نفی میکنند.
*
مبارزه بهر« 
همزیستی داوطلبانه و رفع تبعیض و استثمار و دیکتاتوری »
متحد مبارزه ی کمونیستهایی ست که از « شونیسم ایرانی» گوارایند.

 

 

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تمام این صفحه سیاه کردن نویسنده برای سیاسی کردن اختلافات زبانی و نژادی و قومی و استفاده ابزاری از آن است. دردولتهای اتوپیایی - ملوک الطوایفی مورد نظر نویسنده ساختار قدرت سیاسی-مالی چگونه تعریف میشود، بر اساس مولفه های خونی و نژادی و یا حقوق بشری؟ درعرصه فرهنگی آیا امتیاز ویژه ای به زبانهای ترکی وعربی وکردی داده میشود و زبان رسمی و اداری خواهند بود؟ زبانها و فرهنگ غیر ترک وعرب مثلا کردی در آذربایجان و فارسی و لری و غیره درعربستان اتوپیایی خلق عرب چه نقش و جایگاهی درسیستم آموزشی و رادیو تلویزون و مطبوعات خواهند داشت ؟ آیا اجازه آموزش به زبان مادری خودشان را دارند  یا اینکه اصالت وهویتیشان انکار می شود و به اجبار زبان رسمی شان ترکی و یا عربی خواهد بود و سیاست آسیمیلاسیون پیش برده میشود ؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
" چپ " ایران و محافل قوم پرست تجزیه طلب تمامیت ارضی ایران را  حذف مترسک میدانند. خوبه به این تناقض جواب بدهند , مگر نه این همه تلاش برای بالکانیزه کردن ایران به قصد برقراری نظام های ملوک الطوایفی و ایجاد مترسکهای تک ملیتی و تک زبانی با هژمونی قومی -نژادی عرب و ترک و غیره  با ارض مشخص جغرافیایی است؟؟؟؟!!!
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بسیاری از سازمانهای قوم گرا و تجزیه طلب با سنجاق کردن خود به جنبش چپ ایران باعث تخریب جنبش چپ و زیر سوال رفتن اعتبار آن می شوند. تجزیه طلبان و مرتجعین قوم گرا تلاش بسیار می کنند که مشروعیت خود را ، از جنبش چپ ایران بگیرند!!! کمونیستها و سوسیالیستها و چپ گرایانِ اصیل ایرانی، همواره با هرگونه حرکت به سوی قومیت گرایی و تجزیه طلبی مخالف بوده اند و اگر خطاهایی که در گذشته و حال از سوی برخی از افراد چپ نما صورت گرفته و می گیرد، نبایستی به حساب همۀ چپها گذارده شود. برای نمونه متفکر و دانشمند بزرگ و کمونیست برجسته "تقی ارانی" ، مخالفت خود را با هرگونه قومیت گرایی بیان داشته بود.
میهن ما نیازمند یک جنبش چپ نیرومند می باشد، اما آنچه که نیروهای مرتجعِ قوم گرا و تجزیه طلب از وادی دوستی با جنبش چپ ایران می کنند ممکن است در آینده لطمات جبران ناپذیری بر پیکره ی جنبش پرافتخار و میهن دوستِ چپ ایران وارد
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
کمونیستها و سوسیالیستها و چپ گرایانِ راستین ایرانی، هیچ پیوند و قرابتی با افکار ارتجاعیِ قوم گرایانه و تجزیه طلبانه و پان ترکیستی و پان عربیستی ندارند. منظور برخی از چپهای ایرانی از بیان اتحاد داوطلبانۀ خلقهای ایران و حق تعیین سرنوشت خلقها، اصلاً و ابداً به معنای تجزیه و تکه پاره شدن ایران نیست. منظور این دسته از چپهای ایرانی این است که خلقهای ایران به دور از تحکم و هژمونی یک خلق یا یک گروه بر دیگر خلقهای ایران، زندگی نوینی را آغاز نمایند، در یک کلام ایران به معنای واقعی کلمه متعلق به همۀ ایرانیان باشد. این دسته از چپهای ایرانی ، اتحاد داوطلبانۀ خلقها و حق تعیین سرنوشت را شکل حکومتی دمکراتیک و فدرال می دانند که در آن همۀ خلقهای ایرانی بطور همسان در جوار هم به زندگی و سازندگی مشغول باشند.
فدرالیزم یکی از اشکال حق تعیین سرنوشت برای خلقهاست که برخی از سازمان های چپ آن را جزء پرنسیب های خود

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تشکر از بیان حقایق.
بدلایل زیادی درک این واقعیات برای خیلی ها بسیار زحمت و سخت شده است. انسانها در باتلاق خرافات، کثافات مذهبی، سود پرستی و قدرت طلبی های کاپیتالیسی فرو رفته اند. رشد کاپیتالیسم و غالب شدن ایدئولوژی، افکار و فرهنگ آن در زندگی توده ها باعث شده انسانها از خود بیگانه بشوند. انسانها آن چنان به افکار پلید بورژوایی آلوده شده اند که تمامی بدبختی های امروز جامعه هم نتوانسته آنها را بیدار کنند.
از سوی دیگر جریانات مائویست، لنینیست، استالینیست و تروتسکسیت در ایران و جهان با نام و عنوان سوسیالیست و کمونیست آنقدر فلاکت و افتضاح ببار آوردند که مردم را از آرمان و اهداف سوسیالیستی بیزار کرده اند.
این دقیقا درست است که سوسیالیستها پیشروان آزادی، برابری و عدالت اجتماعی بوده ، هستند و خواهند بود و بدون سوسیالیسم بشر در فقر، نداری، بیکاری، بدبختی، جهالت و جنگ، کشتار،

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نویسنده بدون در نظر گرفتن ویژگی‌هایِ مناسبات تاریخی- فرهنگیِ اقوامِ ایرانی و چگونگی تکوین و شکل یافتن ملت ایران بسان همه کمونیستهای وامانده از جنبش کارگری کارش به روال گذشته به نسخه برداری از طرح استالین در دهه 20 شمسی ‌کشیده شده است. آنچه که  ملتی را می‌سازد زبان واحد یا تعلّق به قوم و طایفه و ایلِ واحد نیست .نویسنده ویژگی‌های قومی را عمده و مطلق کرده و تعصب ورزی قومی را به حیطه سیاست کشانده که نتیجه‌ای بهتر از عمل کرد ملا حسنی در ایجاد جنگ بین کرد و ترک نخواهد داد. ظاهرا نویسنده چرخش تاریخی ملت ایران را در  انقلاب مشروطه ایران که  برای  تامین حاکمیّت کل ملّت ایران بدون در نظر گرفتن ویژگی‌هایِ قومی و مذهبی صورت گرفته درک نکرده و هنوز داغ به دل مانده نظام ملوک الطوایفی است. تحقق اصل  دموکراسی و آزادی خواست ملت ایران است و نه .....

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب کارآموز نیت خوانی شما شایسته تقدیر واعجاب است..! من کمونیست وچپ نیستم ..حداقل حالا نیستم.ولی دردمردم راهم بایددرک کرد.کمی رقت قلب ودلسوزی هم لازمه بشریت است..ضمنا بطوری که شاهدان فرودکاه ها وسایر محل هامیگفتند درمراسم اربعین ازهمه جای ایران بودند وتنهادلیل شنیده شدن بیش از حد تصورمحاوره های ترکی بیش ازحدتصورقبلی وذهنی قبلی افراد کم اطلاع اکثریت داشتن ترکان درهمه اجتماعاتی است که اجازه وامکان حظور دارند . خلاصه کلام چپ رد پای خوبی به جا نگذاشته ولی مدنیت وانسانیت راحمایت میکند .وبرای ائلیارنیزهر گونونه سئوینج لرآرزیلایییرام.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به دو هدف پنهانی نویسنده شعا رهای بالا باید توجه کرد .
او به خیال خودش به چپ نان قرض میدهد واز چپ دفاع میکند د رحالیکه میداند چپ گرائی چه معنائی دارد و اگر چپ خوب بود اوهم چپ باقی مانده بود . .
او در بین دعوا نرخ تعئین میکند .
او با این دو موضوع تمامیت ارضی ایران را نفی میکند و اگاهانه فاشیسم اسلامی را با فارسی سخن گفتن یکی میکند .
او نظام انقلابی کنونی را که چپ برای ان سینه سپر می کند با نظام پادشاهی یکی میکند درحالیکه میدانیم دونظام یکی نماینده توحش است و دیگری نماد تمدن بود. .
اما نویسنده مقاله چه میخواهد ؟ او به هر قیمت خواهان تجزیه ایران و ایجاد کشوری بنام اذربایجان و اتحاد با بخش شمالی جداشده ان میباشد .ادعای دوستی خلقها و برادری و صلح و دوستی همه و همه حرف است و شعار .
این سرخوده گی تاریخی نویسنده ناشی از