یاری جستن از "روح" کوروش! جهت توجیه برتری طلبی قومی و نژادی

تعداد مشاهدات: 
4403
باید به پان ایرانیست ها و شوونیست های برتری طلب و نژاد پرست گفت: نود سال اعمال ستم همه جانبه ملی به ملت های غیر فارس ایران، بس است! وقتی شما فریاد زنده باد کوروش سر میدهید، وقتی برای کوروش قرن ها از یاد ها فراموش شده، جشن تولد برپا می کنید، شما در واقع امر، میخواهید ستم ملی در کنار ستم طبقاتی، در ایران همچنان دوام داشته باشد.

این روزها در سایت های فارسی زبان، مقالات "تحقیقی" فراوانی در باره کوروش هخامنشی و " خدمات" وی به  حقوق بشر، منتشرمیشود. نویسندگان این مقالات، معمولا افراد ناسیونالیستی هستند که برای پیشبرد  نیات و خواستهای سیاسی خود، از "روح" کوروش، داریوش، شاپور ذوالاکتاف وانوشیروان"عادل"، یاری می طلبند. اینها عاشقان سینه چاک "مجد وعظمت" ایران باستان بوده و در دوران سلطنت و خودکامگی شاهان هخامنشی و ساسانی، دوران "طلائی" سروری و آقائی اقوام " پارسی آریائی" را که گویا دارای "گفتاری نیک ، پنداری نیک و کرداری نیک" بودند، مجسم  میکنند! کنکاش موشکافانه درزمینه مطالب سنگ نوشته ها و کتیبه های موجود در زوایا و سوراخ سنبه های ویرانه های تخت جمشید و بیستون و حوالی "قبر کوروش"،  جانمایه کار "تحقیقی" این قوم پرستان آریائی مسلک را تشکیل میدهد. راستی پس از گذشت  2500 سال از دوران تاسیس سلسله هخامنشیان، چرا کوروش ها و داریوش ها و "اصالت نژاد آریائی" و دوران " طلائی" باستانی، اینهمه ازجانب  ناسیونالیست های متعلق به ملت فارس، برجسته میشوند؟  چرا تاریخ فتوحات، تاراجگری ها وکشتار های فرمانروایان نیمه افسانه ای متعلق به روزگاران باستان که نظیر دیگر  شاهان و قدرتمندان تاریخ،  کاری جزاستثمار بیرحمانه  توده های  زحمتکش و غارت و چپاول هستی همسایگان مغلو ب نداشتند، این همه هاله تقدس برخود می  پوشد؟

                               +++++                                                                                                             

     نگاهی اجمالی به نشریات و رسانه های فارسی زبان درخارج از کشور،به روشنی نشان میدهد که مبلغین و بر جسته کنندگان اصلی تاریخ دراغلب موارد جعلی وساختگی باستانی و دوران سلطنت شاهان " با فر و جاه" هخامنشی و ساسانی،  گروه بندیهای سیاسی سلطنت  طلب و روشنفکران لیبرال منش شوونیست متعلق به ملت فارس میباشند. ملت فارس به گروهی ازساکنین ایران گفته میشود که فارسی زبان هستند و دربخش هائی از این کشورپهناوردرکنارهم، درهمسایگی با دیگر ملت های ایران، زندگی میکنند . تذکراین نکته در ابتدای مقاله برای آن ضروری است که ایران کنونی با هشتاد میلیون جمعیتش، یک کشور چند ملیتی است که در پهنه نسبتا وسیع آن، ملت های مختلف با زبان ها و آداب و رسوم مختلف، زندگی میکنند. داشتن زبان مشترک، یکی از شاخص های اصلی یک ملت واحد بودن است. در زمان سلطنت رضا شاه که استبداد و خودکامگی کامل در ایران حاکم بود، حقوق ملت های غیرفارس، کاملا نادیده گرفته شده و درسطح گسترده ای، ستم ملی بر این ملتها، اعمال میشد. در دوران حکمرانی این شاه خودکامه، فرهنگ، ادبیات و طرزاندیشه ای نژاد پرستانه و قوم گرایانه  به منظور رواج مرام شاه پرستی، مشروعیت بخشیدن به سلطنت استبدادی خاندان پهلوی و توجیه سروری وآقائی ملت فارس برملت های دیگرساکن ایران، از جانب ارگانهای دولتی، درسطح وسیعی تبلیغ میشد. ایجاد سازمانی تبلیغاتی و فرهنگی به  تقلید ازنازیهای هیتلری در سال 1317،  به نام " سازمان پرورش افکار"، نقطه اوج کوشش حکومت استبدادی، در جهت رواج و اشاعه  فرهنگ ناسیونالیستی، شاه پرستی و یکسان ساختن اندیشه عامه بود.  بر اساس آموزش و فرهنگ پان ایرانیستی و برتری  طلبانه، ساکنین ایران همه  به نژاد " ناب" آریائی  تعلق داشتند که در مقایسه با نژاد های دیگر،  نژاد برتری محسوب میگردید. با حرکت از این دید ارتجاعی و نژاد پرستانه،  ملت های غیر فارس ایران از آن جمله، ترک ها و عرب ها سخت مورد تحقیر قرار گرفته و آداب و رسوم و زبان و ادبیات این ملت ها، لگدمال وسرکوب میشد.                        

                     +++++

در دوران حکومت این  شاه مستبد، با دنباله روی از این سیاست نژاد پرستانه و به منظور تحکیم  پایه های استبداد و خودکامگی، زبان فارسی که زبان کمترازنصف اهالی کشور می باشد ، زبان رسمی اعلام شده و با زور سرنیزه بر دیگر ملت های ساکن ایران تحمیل گردید. زبان فارسی در سرتاسر کشور، هم  زبان اداری بود و هم  در مدارس و آموزشگاه ها  تنها زبان تدریس، محسوب میشد. این سیاست شوونیستی،  در دوران سلطنت استبدادی محمد رضا شاه نیز با نهایت شدت و حدت دنبال می شد. وی خود را " شاهنشاه آریا مهر " لقب  داده، در برخی از سخنرانی های خود ، آشکارا به  برتری و اصالت  نژاد " آریائی" اشاره  میکرد. در جشن های مسخره 2500 سالگی نظام شاهنشاهی در سال 1350،  "شاه شاهان" استخوانهای پوسیده کوروش را در خرابه های تخت جمشید مخاطب قرار داده،  فریاد زد:  " کوروش آسوده بخواب که ما بیداریم"!  در روزهائی  که  مبارزات  توده های  زحمتکش  ایران علیه  رژیم سرکوبگر ودراعتراض به  ظلم و استثمار و فقر و فلاکت عمومی، هر روز دامنه  گسترده تری  پیدا میکرد،  این  جشن پرطنطنه شاهانه و نمایش مسخره " مجد وعظمت" دورا ن سلطنت شاهان هخامنشی، ساسانی و... که  صد ها میلیون دلار از کیسه  توده های محروم و ستمدیده ، صرف تدارک آن شده بود، به روشن ترین وجهی، ماهیت  گندیده و شوونیستی رژیم  شاه را در انظار جهانیان، به نمایش گذاشت . راستی چرا شاه اینهمه  به  نژاد " خالص آریائی" -  نژادی موهوم وساختگی- و کوروش، فرمانروای نیمه افسانه ای دوران باستانی، علاقه پیدا کرده بود ؟ هدف شاه از توسل به خاطره فراموش شده  کوروش و دیگر شاهان هخامنشی و ساسانی و برجسته کردن و برتر شمردن نژاد "آریائی" این بود که  با این ترفند های ناسیونالیستی، برای سلطنت خاندان پهلوی که زائیده و محصول سیاست های توطئه گرانه دولت استعماری بریتانیا بود، در بین اهالی کشور، کسب مقبولیت کند. همچنان دراذهان عمومی،  این  نظریه را رواج دهد  که ایران بدون وجود نظام سلطنتی و داشتن شاهان مقتدر، نمی تواند به بقا و موجودیت خود ادامه دهد. شاه  با این ولخرجی ها و مسخره بازی ها، درعین حال  میخواست به جهانیان  نشان دهد که  در ایران از زمان  کوروش به این طرف، به مدت 25 قرن، سلطنت وجود داشته واین کشور برای بقای خود به سلطنت و وجود شاهان خودکامه و قدرتمند، نیازمبرم دارد. اما شاه با تمام تمهیداتی که  به  کار برد -  چه با توسل  به زورگوئی واستبداد و چه از طریق تبلیغات همه جانبه ناسیونالیستی و دروغ بافیهای بی حد و حصردر زمینه عظمت و فرو شکوه  دوران پادشاهی شاهان هخامنشی و ساسانی ، نتوانست از برافتادن  نظام سلطنتی و حکومت ضد مردمی خود به دست توده های زحمتکش ایران، جلوگیری  به عمل آورد.                 

                        +++++

 این روزها در شرایط سیاسی و اجتماعی دیگری که اوضاع  خاورمیانه در نتیجه  تجاوزات ورقابت های امپریالیست های سلطه گرو هم چشمی های رژیم های ارتجاعی منطقه، بس آشفته و درهم برهم  شده است، درحالی که مبارزات عادلانه کارگران، زحمتکشان، زنان به پا خاسته و ملت های تحت ستم ایران ، ناقوس مرگ رژِیم ضد مردمی و آزادیکش جمهوری اسلامی را به صدا در آورده است،  تبلیغ اندیشه های پان ایرانیستی و پان آریائی،-  در  داخل و خارج ازکشور- بار دیگردرحال رشد و گسترش میباشد.  در حال حاضر، پان ایرانیست ها و دیگر دار و دسته های  شوونیست نژاد پرست، بردامنه فعالیت های ارتجاعی خود افزوده  و با توسل به "روح"  کوروش و سردادن شعار خنده آور زنده باد کوروش خفته در دامن افسانه ها، جشن تولد برای وی گرفتن و دیگر تمهیدات ارتجاعی،  سخت می کوشند امتیازات قومی و نژادی و فرهنگی ملت غالب در ایران، همچنان از گزند حوادث روزگار محفوظ  مانده و حقوق زبانی وملی خلق های غیر فارس در زیر پای رژیم های فارس محور، کماکان لگدکوب و پایمال گردد. این  نژاد پرستان  قرن بیست و یکم ،  در نهایت  نابخردی، نژاد ساختگی و مجعول آریائی را،  نژادی اصیل و  برتر از  دیگر  نژاد ها و تیره ها دانسته و عرب ها و ترک ها ی ساکن ایران را به  مثابه  اقوام " نیمه وحشی"  که  طی  قرن ها گویا باعث  بدبختی و عقب ماندگی ایران گردیده اند، مورد  حمله و تحقیر قرارمی دهند.  دلیل اصلی گرایش روز افزون این نژاد پرستان به فردوسی و بزرگداشت شاهنامه،  در این واقعیت  نهفته است که در این سروده حماسه ای هزار سال پیش، ترک ها وعربها، به غایت مورد تحقیر و نکوهش، قرار گرفته اند.  جالب این است که در شاهنامه با شصت هزار بیت شعر،  نامی از کوروش  که دوستدارانش اینک برایش جشن تولد می گیرند،  برده نشده است!  واقعیت این است که پان ایرانیست ها، -  طرفداران تجدید  " مجد و عظمت" دوران هخامنشی و ساسانی -  به مثابه  دارندگان افکار مالیخولیائی و به غایت ارتجاعی، نه درقرن بیست و یکم و اوضاع  و احوال سیاسی و اجتماعی امروز،  بلکه در گذشته موهومی  زندگی  می کنند که در ایران زمین،  شاهان دارای  "فر ایزدی"،  سلطنت  میکردند و دیگر اقوام و " ملت " ها ، اسیر و برده و مطیع فرامین و احکام سلاطین این سرزمین " آریائی" سرشت، بودند!                                                                                               

                       +++++

 باید  با صدای بلند  فریاد زد، فخر و افتخاربر نژاد و ایل و تبار، در دنیای امروز در عین  حال  که  پدیده ای  عمیقا  نفاق افکن و ارتجاعی  می باشد،  نه  دردی  از انبوه  دردهای  توده ها را  دوا  میکند و نه  دیگر طالب و خریداری  دارد.  تاریخ  شاهان  و فرمانروایان  خودکامه باستانی  ، چیزی جز تاریخ  جنایات و آدمکش های کوروش ها ، انوشیروان ها و شاپور ذوالاکتاف ها که از کتف اعراب ستمدیده  طناب  می  گذرانید ، نیست.  می گویند  در دربار شاه خوش گذران ساسانی،  خسرو پرویز،  صدها بلکه هزاران نوازنده و رامشگر، شب و روز  به کار نوازندگی اشتغال  داشتند. راستی  مخارج  نگه داری درباری با شکوه و حرمسرا ئی  دارای  زنان متعدد از اقوام مختلف و لشکر کشی ها و جنگ های بی نتیجه  خسرو  پرویز و دیگر  شاهان ساسانی را  کی پرداخت میکرد؟ به گواهی تاریخ، ستمدیدگی و فقر و مسکنت  دهقانان و پیشه وران در دوران سلطنت شاهان هخامنشی و ساسانی ، حد و اندازه ای  نداشت. بارانبوه  مالیات ها بر دوش توده های زحمتکش سنگینی میکرد و آنها را سخت آزار میداد.  تاریخ، شاهد قیام ها و جنبش های اعتراضی  توده های زحمتکش علیه شاهان خونخوارو مستبد باستانی است. همان انوشیروان بیدادگر،  در سرکوب جنبش انقلابی مزدک که خواستار رفع  ظلم و بیدادگری و استقرار مساوات و عدالت اجتماعی بود، وحشیانه ترین جنایات را  مرتکب شد. نا رضایتی توده های زحمتکش و اقوام اسیراز بیدادگری های شاهان هخامنشی و ساسانی،  بالاخره سبب برافتادن این  دو خاندان سلطنتی خود کامه  به  دست  قبایل  و اقوامی گردید که  سال ها سال در چنگ زور گوئی ها و تعدیات شاهان هخامنشی و ساسانی، اسیر و گرفتار بودند. لشکریان اسکندر مقدونی  که برهخامنشیان چیره شدند و قشونهای اعراب مسلمان که  خاندان شاهی ساسانی را بر انداختند ، توانستند به آسانی بر سلاطین  خود کامه ای  چیره شوند که  فساد و تباهی، سرتا پای  وجود شان را  دربر گرفته بود.  خاقانی  شیروانی در قصیده  معروف خود،  دراعلام خطری که به شاهان ستمکار زمان خود  می کند ،  ایوان مداین را به نا روا بارگاه داد می نامد :    ما بارگه  دادیم  این  رفت  ستم  بر ما        بر کاخ ستمکاران تا خود چه رسد خزلان!    اما شاعر انقلابی  معاصر، لاهوتی کرمانشاهی  در برخورد به کاخ  کرملین، حرف دیگری میزند و زبان فصیح به بیان واقعیت ها می  گشاید. از  دید  لاهوتی ، ایوان  مداین و کاخ  کرملین  را توده های  زحمتکش با   تحمل  انواع  رنج ها و آزارها، برای شاهان  و تزارهای قلدر و زور گو بنا کردند، اما خود لحظه ای در این  بناهای با شکوه سر به فلک کشیده، سر به بالین راحت نگذاشتند!                        

                 +++++

 باید به کوروش پرستان آریا مذهب کوردل، این واقعیت را حالی کرد که در دنیای کنونی، هر کوششی در جهت بر جسته ساختن دوران سلطنت کوروش و دیگر شاهان خود کامه باستانی به منظور پیش برد مقاصد شوونیستی و قوم پرستانه، بدون تردید با شکست و ناکامی روبرو خواهد شد.  این چنین کوشش های مذبوحانه ای، طبیعته با موجی از خشم وانزجار میلیو نها انسانی که در ایران از ستم و تبعیض ملی شدیدا رنج  میبرند،  مواجه  خواهد گردید. باید به پان ایرانیست ها و شوونیست های برتری طلب و نژاد پرست گفت،  90 سال اعمال ستم همه جانبه ملی به ملت های غیر فارس ایران، بس است! وقتی شما فریاد زنده باد کوروش سر می دهید،  وقتی برای کوروش قرن ها از یادها فراموش  شده،  جشن تولد برپا می  کنید، وقتی به یاوه،  فرمانروای خود رای ستمگری را  بنا گزارحقوق بشرمی نامید،  شما در واقع امر میخواهید که ستم ملی در کنار ستم طبقاتی، در ایران همچنان دوام داشته باشد . شما بیهوده میخواهید  پایه های  پوسیده سروری وآقائی ملتی بر ملت های  دیگر را، ترمیم و مرمت کنید.   شما میخواهید زبان فارسی همچنان  زبان رسمی  در ایران بوده  و زبانهای ملت های  غیر فارس،  زبان های متروک باقی بمانند. شما میخواهید در مقابل این ادعای غیر واقعی تان که همه ایرانی ها به نژاد ساختگی آریائی تعلق دارند و این نژاد بر دیگر نژاد ها مزیت و برتری  دارد، ملت های غیر فارس ایران ساکت مانده و کسی لب به اعتراض و انکار  نگشاید . شما  این همه کوروش  کوروش  می گوئید تاهرکسی را که از اصل  دموکراتیک حق تعیین سرنوشت  ملل  در ایران چند ملیتی حرفی  به زبان می آورد ، به اتهام بیگانه پرستی و  تجزیه طلبی، محکوم سازید  . شما شوونیست های  کوروش پرست باید  بدانید  حرف های  نفاق افکنانه  برتری  طلبانه  و قوم گرایانه شما دیگر خریداری  ندارد . همانطورکه کوروش هخامنشی، با آنهمه کروفر، در روز سختی و نکبت، به داد " شاهنشاه آریا مهر" نه رسید،  یقین  بدانید که  شما هم  از کوروش کوروش گفتن ها ی خود و طلب یاری جستن از "روح" کوروش در جهت پیشبرد اهداف شوونیستی و  نژاد پرستانه،  سودی  نخواهید برد.        پایان

                                      ابان  ماه 1395 

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای حسن جداری ، همانند پانفارسیستهای رجزخوان و مشاعره چی که وقتی در جواب دادن گیر می افتند به شعر متوسل می شودند. شما هم با شعری از حافظ شیرازی : ای مگس، عرصه سیمرغ نه جولانگه تست عرض خود می بری و زحمت ما میداری! سعی کردی از جواب دادن تفره بروی، من در تعجبم که شما بجای نقل قول از متفکران مدرن و اخیر، چندین قرن برگشتید عقب و از حافظ قرآن فاکت آوردید، در زمان حافظ نه شامپو بود و نه خمیر دندان و نه ریش تراش، مردم آنزمانها همه بوگندو بودند و در کثافت می لولیدند، و عقلشان هم در حدّ شناختشان از بهداشت قد می داد، برای من غیر قابل درک است که چرا خودتان را یه سیمرغ که یک پرنده لاشخور است و بنده را به مگس تشبیه کردید؟!؟!
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
"پرولتاریا خانه و وطن دارد"
یک فرد کمونیست می تواند میهن خود را دوست داشته باشد و مدافع تمامیت ارضی میهن خود نیز باشد. میهن دوستی و دفاع از تمامیت ارضی ، هیچ منافاتی با اصول مارکسیستی ندارد.
انگلس در پیشگفتار چاپ لهستانی "بیانیه حزب کمونیست" در سال 1892 می نویسد : "همکاری صادقانۀ ملل اروپا در عرصۀ جهانی تنها در صورتی میسر است که هریک از این ملتها در خانۀ خود صاحب اختیار کامل باشد." وی در ادامۀ آن می آورد: "شلاخت ها نتوانستند نه از استقلال لهستان دفاع کنند و نه آنرا دوباره بدست آوردند ، برای بورژوازی اکنون این استقلال حداقلی علی السویه است . ولی با این وجود برای همکاری هم آهنگ ملل اروپا ، استقلال لهستان ضروری است. آن استقلال را تنها پرولتاریای جوان لهستان می تواند بدست آورد استقلال در دستهای او مامون و مصون خواهد بود . زیرا استقلال لهستان برای کارگران بقیۀ اروپا بهمان اندازه ضروری است که
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به هیچ وجه مهم نیست که آقای حسن جداری پاسخ ندهند و سکوت کنند و کامنتها را نادیده بگیرند. ولی آنچه که مشخص است این است که آقای حسن جداری ، اصلاً پاسخی ندارند که بدهند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در مقابل هتاکی و تهمت زدن های عناصر شوونیست هیستریکی نظیر بهمن موحدی که برای فریب افکار عمومی در لباس کمونیست طرفدار سازمان مجاهدین ، ظاهر شده است، بهترین شیوه برخورد همانا سکوت و نادیده گرفتن است. جواب کامنت نویس مغرض دیگری به نام مستعار سازاخ نیز از جانب اینجانب همان سکوت است. به قول حافظ شیرازی : ای مگس، عرصه سیمرغ نه جولانگه تست عرض خود می بری و زحمت ما میداری!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای جداری با حمله به کورش پرستان قصد خدمت به آزربایجان را ندارد، ایشان برای سربازگیری از آزربایجان برای کمونیستهای پانیرانیست و پانفارسیست این مسائل را مطرح می کند، تا بدین طریق دل جوانان آزربایجان را بدست بیاورد و گرنه ایشان هنوز هم که هنوز است در طبقات کارل مارکس از پله ها بالا پائین می رود، و گفته های لنین را همانند روایاتی از موسی کاظم علیه السلام تا ابد آویزه گوش خود خواهد کرد،
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این ضدیت هیستریک و عجیب و غریب آقای حسن جداری با زبان فارسی، واقعاً که حیرت آور است. زبان فارسی ، زبان رسمیِ هزارسالۀ ایرانیان می باشد. مردمان ایران با این زبان با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند. حتماً پیشنهاد آقای جداری و دیگر تجزیه طلبان پانترک این است که زبان فارسی از رسمیت بیافتد و ایرانیان با زبان عزیزان کرولال و ایما و اشاره با یکدیگر رابطه برقرار کنند. ملت بزرگ ایران از تمامی اقوام متشکله ی آن ، زبان ملی فارسی را نه از سر اجبار بلکه از سر عشق و علاقه به تمامیت ارضی ایران و وحدت و وفاق آن برگزیدند. همان گونه که انقلابی بزرگ زنده یاد دکتر غلامحسین ساعدی تبریزی می گوید:
«"زبان فارسی ، ستون فقرات یک ملت عظیم است.
من می خواهم بارش بیاورم.
هرچه که از بین برود ، این زبان باید بماند"»
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مقالاتِ چپ نماهایی مثل جداری باعث می شود که جنبش پرافتخار چپ ایران ضربه بخورد و بدنام شود. افکار آقای حسن جداری هیچ پیوندی با کمونیسم و سوسیالیسم و چپ گرائی ندارد. همین نوشته های امثال جداری ها که به معنای واقعی کلمه چپ نما می باشند باعث شده است که بسیاری از افراد فکر کنند که کمونیستها و کارگران اساساً وطن ندارند و خائن و تجزیه طلب و ایران ستیز می باشند!!! کمونیستهای ایرانی، عاشق میهن خود می باشند و به هیچ وجه خواهان تجزیه و تکه وپاره شدن ایران نیستند، اکثر کمونیستهای ایرانی ، خواهان خودگردانی خلقها در چارچوب ایران می باشند.
اینکه بعضی از افراد چپ نما می گویند که کمونیستها و کارگران "وطن ندارند" یک انحراف به راست و در هر شرایطی توجیحه امپریالیستها برای تجاوز به کشورهاست.
وطن یا میهن یعنی یک محیط سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی معین که نیرومندترین عامل در مبارزۀ طبقاتی کارگران است و کارگران
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای حسن جداری، یک تجزیه طلبِ پانترک می باشند، آقای جداری دارای تفکرات ناسیونال شوونیستیِ کور هستند. آرزوی آقای حسن جداری این است که میهن ما ایران ، تکه وپاره شود. ایشان به مسائل قومی بیشتر می پردازند تا مبارزه با رژیم ضدخلقی و فاشیستی جمهوری اسلامی. آقای جداری و همفکران پانترکشان از فارس های بیچارۀ ایران یک دشمنی خیالی ساخته اند به نام "ملت حاکم و ظالمِ فارس"!!!! که حکومت را در دست خود دارند، این چه جور رژیمِ فارسی است که رهبر آن یک آذربایجانی می باشد؟!اگر این رژیم فارسِ آخوندی ضد ترک است پس چرا بیشترین امکانات کشور به استان آذربایجان شرقی اختصاص یافته است؟!جریانات تجزیه طلب پان ترک و پان عرب، وطن فروش هستند و دست نشاندۀ امپریالیسم آمریکا و دیگر امپریالیستها می باشند که حاضرند برای تحقق منافعشان، ایران را به آتش بکشند و یوگسلاویزه کنند. تجزیه طلبان پانترک وپان عرب ، عملاً همدست عوامل

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در جواب "یک خرم دین" فرق شما با بابک خرم دین در این است که آن انسان مبارز و آزاده، سرسخت ترین دشمن ستمکاران و استثمارگران زمان خود بود و شما بدترین دشمن آزادی و آزادیخواهی و ملتهای تحت ستم غیر فارس ایران هستید و آشکارا از شوونیسم و برتری طلبی قومی و نژادی دفاع میکنید . چقدر دردناک است که شخصی با ماهیتی عمیقا شوونیستی و دارای بدترین نظریات ارتجاعی و فاشیستی، نام برجسته ترین قهرمان راه رهائی توده های زحمتکش را به منظور فریب کاری، برخود بنهد. زیاده از این، باشما حرفی ندارم

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در پاسخ آقای قربانی دهناری دوست عزیز آیا شما منکر وجود ستم ملی در ایران هستید ؟ اگر نیستید صریحا بنویسید که در ایران، ملت ها وجود دارند و ستم ملی نیز در حق ملت های تحت ستم اعمال میگردد . به نظر من ، کامنت شما این را میرساند که از دید شما چیزی به نام ستم ملی در ایران وجود ندارد و از جانب کسی در حق ملتهای غیر فارس، ستمی اعمال نمیشود . می نویسید مظاهر ستم ملی در ایران کدام است! یکی از مظاهر آشکار ستم ملی همانا تحمیل زبان فارسی بر بیش از نصف اهالی کشور است که زبانی غیر از زبان فارسی دارند. چرا باید زبان یکی از ملت های ساکن در ایران ، زبان رسمی کلیه ساکنین کشور باشد؟ نوشته اید قوم فارس کدام است. آقای قربانی مخالفت شما را با طرح مساله ستم ملی در ایران چند ملیتی از آنجا میتوان به آسانی فهمید که شما

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
منم بک خرم دین از آذربایجان : جناب جداری بنده نه پان ایرانیست هستم نه در ترم شونیسم شما قرار می گیرم من یک آذربایجانی صاحب سرزمین آذربایجان هستم . با احترام به سن و سالتان اینجا ایران است و ما هم ایرانی و قبیله گرا نژاد پرست همانند ترکان و عربان نیستیم .ما ایرانیانیان به فرد گرای باورداریم و همه با هم برابرند در کلیه حقو ق و بنیان گزار آن کورش کبیر است. زبان مادری محترم زبان ملی دیوانی پارسی است و خواهد بود. شما ترکان و عربان مهاجم به ایران هستید فراموش نکنید یک میلی متر مربع هم از خاک ایران به شما مهاجمین تعلق ندارد و نخواهد دا شت . با تجزیه طلب ازهر نوع و عقبه صد برابر بدتر برخورد می کنیم آن میکنیم که کوروش نکرده . ناراحت هستید راه باز است و جاده دراز یا ترکستان ساخت روسیه یا عمو اردوغان .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
واقعا جای تاسف است که برخی از افراد اینقدر تنگ نظر و کوتاه بین باشند که ظلم و ستمی که بر علیه بلوچ ها، تورکها،کورد ها، عرب ها و ...بعنوان شهروندان درجه دوم اعمال میشود را نادیده بگیرند.
سپاسگزار از جناب اقای حسن جداری بابت مقالات و مطالب مفید. ش

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تاکید مطلق بر بار نژادی ملت مثل ملت ترک ،کرد و عرب و غیره از طرف "چپ ایرانی" و  شوینستهای قوم پرست تجزیه طلب  اساسا بار تاریخی-اجتماعی ندارد و  به همین دلیل است که معیارشان در پاسخ دهی به مسئله تقسیم قدرت در ایران ماهیتی شدیدا نژاد پرستانه دارد. در حالی که  قومیت و قوم پرستى در جامعه ایران ریشه و زمینه قوى ندارد یعنی اینکه روندها و جنبشهاى اصلى در جامعه به سمت قوم پرستى سیر نمیکنند. هر کس ریگى به کفش و دستور کار پنهانى دیگرى نداشته باشد میداند که جامعه ایران جامعه اى نیست که در چنگال کشمکش و عدم تحمل قومى عاجز شده باشد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بر پایه چه واقعیتی " داشتن زبان مشترک، یکی از شاخص های اصلی یک ملت واحد بودن است. (پایان نقل قول) " ؟ آیا سویس با چهار زبان یک ملت واحد نیست؟ آیا هند با اقلا سی زبان مختلف چطور؟ چین ؟ روسیه ؟ اوکراین ؟ کانادا ؟ و بسیاری از کشورهای آفریقایی. چرا باید ادعایی کرد که با واقعیت مغایرت داشته باشد ؟ آیا خلق ذهنی کشور های با یک زبان , یک مذهب , یک رنگ پوست و دیگر خصایص ظاهر و باطن آرزوی ماست؟ چنین دنیایی چگونه دنیایی ست ؟ آیا منظور رجعت به دوران بربریت است؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقای جداری با درود. ادمی در دوران درمانده گی ترس و یاس و فریب و بدبختی به همه چیز پناه میاورد . این بدبختی بود که مردمی به سید بی وطنی پناه اوردند . اگر ان سید دروغ گفت خیانت کرد و هزاران انسان بی گناه را بالای دار برد عیب از مردم نیست . ملیونها انسان روسی دل به لننین بستند ولی نتیجه جز ندامت و فقر چیزی نبود . ادمی در بطن خود پدیده ای دینی و یا خرافی است .شما البته چپ هستید و باوری به این گونه جریانات ندارید. ایا به مسجد محل خود در دوران کودکی رفته اید ؟ مردم ترک خود از مردگان عرب چه میخواهند ؟ . ایا شما بارگاه طاغوتی رضا مشهور به رضا انگوری دیده اید ؟ نور طلا پول خرافات و مردمی که از ایران و ازربایجان هجوم اورده اند برای تقدس یک مرتجع قدرت پرست بیگانه عرب . کورش تنها نیست محمد علی عباس رقیه
تصویر احد قربانی دهناری

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام آقای جداری!
از ستم قومی بسیار صحبت می کنیم ولی تعریف دقیقی از آن نداریم. من چند پرسش دارم که پاسخ به آن احتمالن، روشنگر است:
مظاهر ستم قومی در ایران امروز کدام است؟ به بیان دیگر کدام ستم به قوم ها اعمال می شود که بر فارس ها اعمال نمی شود؟
قوم فارس که هستند؟ به زبان دیگر کدام قوم ستم می کند در ایران، کدام قوم ستم می شود؟
مجریان ستم قومی که ها هستند؟ به نظر شما آدم های مثل میر حسین موسوی، موسوی اردبیلی، علی مشکینی، مهدی بازرگان، صادق خلخالی، جوانتر ها رحمان دادمان، علی عبدالعلی زاده و ... آینها فارس محسوب می شوند یا اقوام تحت ستم؟
با تشکر،
احد قربانی دهناری

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بعضیها بعد از 90 سال عمر و کلی ادعای سابقه سیاسی هنوز از درک ساده وقایع اجتماعی آنقدر عاجزند که تجمع صدها هزار ایرانی ناراضی از دست این حکومت کثیف اخوندی را که بصورت احترام به تاریخ و فرهنگ ایران باستان تجلی پیدا کرده برتری خواهی قومی تعبیر میکنند ! درک نمیکنند که ستایش کورش بزرگ یعنی همبستگی ملی همه مردم ایران بر علیه حکومت جمهوری اسلامی. اقای جداری هم مثل پانترکهای ایران ستیز و مثل رزیم ملاها برعلیه مردم حرف میزند و مردم را متهم به برتری خواهی میکند. چشم اینها نمیبیند که از همه اقوام ایران در مراسم پاسارگاد بودند و باهم اظهار همبستگی میکردند. چند پانترک انژادپرست خشک مغز آنسوی دنیا هرقدرهم تقلا کنند نمیتوانند قیام مردم برعلیه آخوندها را مانع شوند.