کاریزماها و بت ها را بشکنید

« کاریزما»هارا بشکنید، بت ها را بشکنید!
از کاریزما گرایی و بت گرایی، دیکتاتوری برمیخیزد، گروه گرایی،خودی و غیر خودی کردن، شخصیت پرستی، فلج تفکر مستفل، فلج نقادی
برمیخیزد که پایه های دیکتاتوری و استبداد را میافرینند.
ضروریست که « کاریزما»ها را بشکنیم وبت ها را.
هیچ فردی و رهبری را نباید بت کرد.هیچکس« راه حل درست» نیست. راه حل درست مسایل«نسبی ست که با خرد و تجربه و دانش و آزمایش جمعی عقاید مختلف» ممکن است.

 

Ey bülbülı-qüdsi, nə giriftari qəfəssən
Sındır qəfəsi, tazə gülüstan tələb eylə
İmadəddin Nəsimi
 ای بلبل قدسی!
گرفتاری در قفس چرا
بشکن قفس را 
نوگلستانی
         طلب کن!
عمادالدین نسیمی
 

این نوشته مجموعه سخنانی ست که من
زیر مطلب« بزرگداشت آتاترک-جوانان آزربایجانی شیفته آتاتورک هستند »
 در سایت ایران گلوبال نوشتم و اینجا جهت آرشیو و مراجعه گردهم میایند.
در پایان یک نکته ی تکمیلی نیز به این سخنان افزوده ام .  آ. ائلیار

---

واقعیت اینه که جامعه ی ما:
نه تنها با فاشیسمهایی چون آریاگرایی،خمینی گرایی، رجوی گرایی، ناسیونال-سوسیالیسم گرفتار است بل با « ترکیسم » نیز مشکل دارد و گرفتار است. نوشته ام که ناسیونالیسم مادر فاشیسم است و باز برآن تأکید میکنم.
اما هر کس آزاد است راه آرزوهای خود را برگزیند و هزینه اش را بپردازد، ولی به نام خودش و نه به نام « آذربایجان». چون آذربایجان کسی را نماینده ی خود انتخاب نکرده که هرچه به دهنش آمد بگوید و به نام او انتشار دهد.
خیال « افندی ها» را راحت کنم، از مبارزه ی تعیین سرنوشت در آذربایجان چیزی به افندیها نمی ماسد.
---

مقولات سیاسی در کامنت نخستین من برای رساندن مفهوم روشن هستند، بخصوص که آنها را بارها در نوشته هایم توضیح داده ام اما برای خوانندگانی که نوشته های مرا نخوانده اند اندکی اشاره به آنها خالی از فایده نیست.
نخست اینجا به تفاوت « شیفتگی=عشق» و دوست داشتن توجه کنیم:
در تیتر مطلب سخن از شیفتگی یا عشق به یک « رهبر خارجی» به میان آمده است. دوست داشتن یا نداشتن یک رهبر خارجی یا داخلی امری « نرمال» و معمولی و طبیعی ست. اما « عشق » به یک « رهبر» نرمال نیست. و بدتر اینکه خارجی هم باشد.
چرا؟ هر فرد یا رهبری دارای نکات منفی و مثبت است و ضروریست واقع بینانه او را ارزیابی کنیم، شیفتگی خصلتی ست که سنجش عینی را میزداید و معیارهای ارزیابی را در عمل حذف میکند. و موجب « شخصیت پرستی» و « اتوریته پذیری» میشود.
در این حالت ذهن برای سنجش فلج میشود. و...

راه حل اینه که « هیچ شخصیتی قابل شیفتگی نیست و هر فردی قابل اعتراض و نقد و بررسی ست».
اما « علاقه داشتن یا دوست داشتن » و نداشتن با حفظ « نقد و اعتراض و سنجش مثبت منفیها» و عدم « بت ساختن» و « بت پرستی» برخورد و حرکت درستی ست.

متأسفانه آوردن « شیفتگی» در تیتر اقدام به بت سازی و بت پرستی ست. و متضاذ با دید عینی. 
از سوی دیگر اصطلاح« جوانان آذربایجان» مفهوم فله ای دارد و سخن گفتن از سوی همه درست نیست و ضایع کردن حقوق دیگران و نظریات آنهاست.

ناسیونالیسم و ترکیسم ایده لوژی هستند. تجارب دهه های اخیر نشان داده ایده لوژی گرایی به « خودی و غیر خودی» منجر میشود و موجب کشتارهاست. از سوی دیگر ایده لوژی ایجاد دگماتیسم و آگاهی کاذب میکند و مانع است که « راه حل نسبی مسایل را جمعی با دیدگاههای مختلف» پیدا کنیم. کسی که به ایده لوژی ناسیونالیسم میگراید به تدریج در سراشیبی « افراط» قرار گرفته « هویت خود را در نفی هویت مخالفان خود» میجوید و در روندی ستیزانه به نوعی از فاشیسم می غلتد...

دوست داشتن وطن و مردم و فرهنگ و حق و حقوق خود نیاز به « ایده لوژی ناسیونالیستی، ترکیسم، ترکیه پرستی » ندارد. 
دوستی همگان و احترام به آنها فارغ از « ایده لوژی و پرستش و شیفتگی و بت سازی» ست.
نیاز هست بدون تعصب، با نقد خود، واقع بینانه، بدون شیفتگی، به سیاست و شخصیتها و مسایل بپردازیم تا شاید بتوانیم به دشواریهای خود راه حلی بیابیم. بجای «شیفتگی» نیاز به « دید انتقادی-علمی» داریم.
من از دوستان آذربایجانی انتظار طرح شیفتگی ندارم -که کور ذهنی ست-بل انتظار طرح چگونگی « دید انتقادی-علمی» دارم.
و بر اساس این متد هم به محیط برخورد میکنم.
بزرگداشت یک شخصیت به معنای « تعریف و تمجید و توجه به نکات مثبت او» نیست، این برخورد به معنای کوچک کردن اوست.
بزرگداشت حقیقی بر خورد« نقادانه و تحلیلی و علمی» شخصیت و زندگی و کارهای اوست. 
آنچه در ویدئوها انجام گرفته متضاد با برخورد عینی و نقادانه است و متأسفانه ربطی به بزرگداشت حقیقی ندارد.

منهم موافقم لابیگری مترقی و نه « ارتجاعی» با حفظ استقلال سیاسی تشکلهای آذربایجانی باشد و خواهان دوستی و برادری همه ی کشورها مخصوصا کشورهای ترکی زبانم. تبعیضگران برخورد راسیستی کرده و میکنند. در این حرفی نیست.
از نظر من بهتر است توجه کنیم که ما در عین حال که از نظر فرهنگی ترک آذربایجان هستیم ولی « ایده لوژی ترکیسم » به ما مربوط نیست . ما حقوق خود را میخواهیم و مشکل ما کسب همه ی حقوق است. ایده لوژیها چه ترکیسم باشند و چه غیر آن مربوط به ما نیست. نباید به دامهایی که تبعیضگران دوست دارند افتاد.
من این مسایل را در منشور پیشنهادی برای تشکیل جبهه ی متحد آذربایجان نوشته ام:
http://www.iranglobal.info/node/55621
:
- فعالیتهای لوبیستی متضاد با استقلال فکری -عملی، و تشکیلاتی ممنوع ست.
- جبهه ی متحد آذربایجان مخالف سیاست ماکیاولی، رسیدن به هدف با هر وسیله، است . و خود را موظف میداند در کار و مبارزه اخلاق سیاسی آزادیخواهانه و انسانی را رعایت کند.
و هدف اش را با ابزار و روشهای مشروع در فرهنگ انسانی و سیاسی مترقی دنبال کند. 
- جبهه ی متحد آذربایجان، طبق اصول مندرجه در اینجا، با « پان ترکیسم و دیگر پانها» مرز بندی نظری دارد؛ بدین معنی که اعتقادات پان ترکیسم ربطی به دیدگاه جبهه ی متحد آذربایجان ندارد.
---
آنچه به عنوان پیشنهاد میتوانم روی میزدوستان آذربایجانی بگذارم اینه که:
« کاریزما»هارا بشکنید، بت ها را بشکنید!
از کاریزما گرایی و بت گرایی، دیکتاتوری برمیخیزد، گروه گرایی،خودی و غیر خودی کردن، شخصیت پرستی، فلج تفکر مستفل، فلج نقادی
برمیخیزد که پایه های دیکتاتوری و استبداد را میافرینند.
 ضروریست که « کاریزما»ها را بشکنیم وبت ها را. 
هیچ فردی و رهبری را نباید بت کرد.هیچکس« راه حل درست» نیست. راه حل درست مسایل«نسبی ست که با خرد و تجربه و دانش و آزمایش جمعی عقاید مختلف» ممکن است. باید از فرد و رهبر گذر کرد و به « خرد جمعی عقاید مختلف » رسید. دو قرن بشر « کاریزما گرایی و رهبرگرایی» را در بعد سیاسی و دینی و فلسفی تجربه کرد و به « دیکتاتوری و شکست » رسید.
مارکس-لنین-مائو، خمینی، ارسطو و هگل و رهبران سیاسی مختلف را جوامع بشری با « کاریزما سازی» تجربه کرد ؛ و در همه ی این زمینه ها به فاجعه رسید.

علت اصلی مسئله آن است که « با کاریزما گرایی» ذهن جمع تعطیل و سرکوب میشود و راه برای یکه تازی افراد و این یا آن گروه باز میشود که نتیجه اش استبداد و دیکتاتوری و کشتار است. « راه حلها نسبی اند و تنها با جمع عقاید مختلف و تست و آزمایش» میتوان به راه درست نسبی دست یافت. 
ما نیاز به « تفکر دموکراتیک، دید نقادانه و علمی و آزمایشی» داریم. این متد است که ضروریست پیش گرفته شود. و نه کاریزماگرایی و بیگانه گرایی و پرستش سیاستها و خط و مشی های بیگانگان. از همه ی جهان، از همسایگان، از شخصیتهای داخلی و خارجی میتوان آموخت ولی لازم است « همیشه مستقل و نقادانه» بیاندیشیم. این متد ما را از بیراهه رویها، از «فالانژ گرایی ها» رها میسازد. رهایی ما از ستم و تبعیض و نابرابری و بی عدالتی در این متدهاست. در متد « چون و چرا و پرسشگری و استدلال و منطق» نهفته است. 
«هیچ چیز را نباید بدون دلیل و اثبات و استدلال و نسبیت» پذیرفت. 
گروه گرایی راه حل نیست، ما نیاز داریم همه عقل شان را، تجربه و نظر متضاد و متفاوتشان را یک جا جمع کرده در یافتن کلید نسبی قفلها یاری کنند. آینده ی دموکراتیک ما در این راههاست. 
مطلق گرایی، حقیقت تنها پیش من بودن، رهبر و بت درست کردن، خلق خود را رها نمودن و به امید کمک همسایه و بیگانه نشستن،
هر وسیله را مناسب هدف دیدن، آن راه فاجعه باری ست که میتواند به نابودی « همه ی تلاشهای انسانی و آزادیخواهانه ی ما» بیانجامد.
راه رجوی-صدام، راه کمک گیری از سعودیها، و آمریکایی ها و همسایگان و غیره و غیره به معنای عدم استقلال و فراموشی نیروی خلق خود است. خلقی پیروز میشود که به نیروی اکثریت مردم خود متکی باشد و این نیرو را آماده کند، و راه اتحاد با دیگر ستمکشان و تبعیض دیدگان و استثمار شدگان را پیشگیرد. 

بهتر است ایده لوژی گرایی ها را کنار گذاشت. و به جای آن به « تلاس کسب حقوق همه جانبه ی خود در اتحاد با دیگر ستمکشان » همت گماشت. 
ما برای رهایی از ستم و تبعیض و بیعدالتی و استثمار نیاز به ائتلاف و اتحاد همه ی نیروها و حتی به نیروی « خلق ستمدیده ی فارسی زبان» داریم که با اهداف یاد شده موافق اند.
نباید فراموش کرد هیچ خلقی در ایران نمی تواند به تنهایی خود را از اسارت ملا ها رها سازد. تکروی مساوی شکست است.
این طاعون تنها با قدرت همه ی خلقها میتواند نابود شود. ما در این نبرد هیچ نیازی به کمک خارجیها نداریم. 
نیروی جامعه ی ما برای دفن « اسکلتهای ماقبل تاریخی ملاها» کافی ست. به شرط اینکه « سیاست ائتلاف و اتحادها» را درست پیاده کنیم. 
در غیر این صورت « سرنوشت جامعه به تصادفات» بند میشود که قریب به یقین باز « از چاله به چاه» افتادن است.

---
نکته ی مهمی را به این سخنان اضافه میکنم که در زیر مطلب یاد شده نیامده است:

1- فعال کسب حقوق:
فعال ناسیونالیست نیست:

- اینکه شخص مبارزه کند :
فرهنگ خود را از نابودی خفظ نماید، کشور و دولت و ملتی باشد ؛
به معنای این نیست که او ناسیونالیست است. چون همه ی کشور ها چنین اصولی دارند و جزو کشورهای ناسیونالیست به حساب نمیایند.

2- فعال ناسیونالیست است:

- اینکه شخص مبارزه کند: و به ملت خود صفات ویژه ای بدهد، ملت خود را پرستش کند-تعصب ملی داشته باشد- نماد ملی پرستی کند- در اسارت احساسات ملی -بجای تعقل-گیر کند -اعتقاد یابد بشر به ملتها تقسیم میشود- نسب گرایی یا نژادگرایی کند - گرایش داشته باشد به عدم حفظ منافع فردی بخاطر حفط منافع ملی - انتظار وفاداری به دولت-ملت به جای « اعتراض به آن» داشته باشد- اعتقاد یابد که «دولت-ملت» پرستی چهارچوب ضروری را برای فعالیت های سیاسی-اقتصادی-فرهنگی ایجاد میکند، چنین شخصی ، یک ناسیونالیست است.
ناسیونالیسم یعنی وحدت نظر و عمل در مرام گروهی، برپایه ی خصلتهای ملّی و نژادی یا نسبگرایی برای تشکیل یک حکومت مقتدر . ناسیونالیسم عقیده ی سیاسی ست و ایده لوژی محسوب میشود.

3- فعال ناسیونالیست افراطی ست:
او یک ترکیست یا پان ترکیست است:

-به این عقاید و اعمال( ناسیونالیسم) پرستش سیاست بیگانگان، باورهای بوزقورد چی ها، تورانچی ها، ترکیه چی ها و اردوغان چی ها، آتاترک چی ها، ملت چی ها، مهران بهارچی ها و ری زی چی ها و مانند اینها» اضافه شوند که در محیط و فضای « نظری-سیاسی» با آنها آشنا هستیم - افکار رایجی که از « آنکارا و باکو» توسط دوستان ترکیست آذربایجانی در محیط « سیاسی -مدنی» ما تبلیغ و عمل شده اند - و در سایتها و ویدئوها ومراسمها، مقالات و در تشکلها و شعر و ادبیات به وفور یافت میشوند- ناسیونالیسم تبدیل به «ناسیونالیسم افراطی» میشود.

ناسیونالیست مخالف کمونیست و ناسیونالیست افراطی ضد کمونیست است.
فعال کسب حقوق کمونیست مدافع حقوق خود را متحد بحساب میاورد.

نقد کمونیستها آری ولی کمونیست ستیزی و دشمنی نه!
سیاست درست با کمونیستها، به خصوص کمونیستهای آذربایجان، یا در کل چپ و چپ آذربایجان، چیست؟
نقد علمی هر سیاست و تفکری درست و خوب و بجاست و ضروری؛ اما ستیزه و دشمنی به سود رهایی ستمکشان نیست. بویژه که چپ غیر شونیست مدافع رفع تبعیض و حق تعیین سرنوشت است و مدافع عدالت اجتماعی ست. اگر قرار است راه حل را با « خرد جمعی عقاید مختلف» دنبال کنیم کمونیستها بخشی از همین خرد جمعی ما هستند. مخصوصا در قرن اخیر کمونیستهای آذربایجان نیروی تعیین کننده در جنبشها بوده اند. 
جنبش تعیین سرنوشت، جنبش حق طلبانه ی آذربایجان بدون نیروی کمونیستهای آذربایجان، در کل بدون کمک چپ خواهان رفع تبعیض ایران شانس پیروزی ندارد. 
کسانی که کمونیست ستیزی پیشه میکنند جنبش آذربایجان را از وجود یکی از نیروهای مهم و تعیین کننده اش جدا کرده و حرکت را به شکست میکشانند. رهایی ما از این زاویه به اتحاد و همبستگی با کمونیستها و کلا چپ بستگی دارد. برای مثال نمیتوان دختر آذربایجان خانم اشرف دهقانی و مانند های او را از جنبش آذربایجان حذف کرد و ستیزه پیشه نمود. این کار تیشه به ریشه ی رهایی ماست.
خلق ما برای پیروزی به یاری تک تک کمونیستهای آذربایجان به حمایت همه ی چپ ایران که شونیسم را وداع گفته اند و خواهان دفاع از حق و حقوق خلق ما هستند نیاز دارد.
سیاست ستیزه و دشمنی در خدمت شکست ماست و از اینرو نادرست است. نقد آری ولی دشمنی و ستیزه نه! 
به این دلیل از دوستان آذربایجانی خواهش میکنم «نقد متین و علمی را جایگزین دشمنی و ستیزه سازند و فراموش نکنند که کمونیستها یکی از پایه های رهایی ماهستند».

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آ.الیار عزیز تا زمانیکه شما باسانسور مرز بندی نکردید، نوشته های شما عادلانه در ردیف ویژه ایران گلوبال باسوبسید درج خواهد شد، سعی کنید سیستم دمکراتیک را رعایت کنید تا بصورت عادلانه به قسمت ویژه ایران گلوبال صعود کنید ما دوستت داریم ولی بر اساس نرمهای دمکراسی.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
پیش از آنکه « دیگران» ما را نقد کنند، خودمان « کجروی» خود را نقد میکنیم .
ما - تبعیض دیدگان- مقدس نیستیم. ایراد هم داریم ، زیاد هم داریم ، و آنها را بیرحمانه نقد میکنیم تا کنار بگذاریم.
اینکه ایراد خود را نقد میکنیم، به معنای آنست که فرصت سوء استفاده را از دست دیگران میگیریم.
اما خود را مقدس بدانیم بر ایراد خود چشم پوشیم این فرصت را به دیگران میدهیم که تلاش بحق ما را به شکست بکشانند.
نقد خود در خدمت پیروزی ست. عدم نقد، چشم پوشی، ماست مالی کردن ایرادهای خود، در خدمت شکست ماست.
پنهان کردن بیماری خود برابر با مرگ تدریجی ست. نقد ، بیماری ما را جراحی میکند.
ما باکی از این نداریم که تبعیضگران ببینند میکوشیم ایراد ها و کجروی های خود را جراحی کنیم. این کار نشانه ی سلامتی ماست.
عدم نقد تسلیم به بیماری و مرگ تدریجی ست.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تمام صفاتی که در باره "2/- فعال ناسیونالیست است:"نوشته شده از محسنات صفت کمونیست های سنتی ایرانی است ."ناسیونالیسم یعنی وحدت نظر و عمل در مرام گروهی، " انترناسیونال 1 و 2 و3 .ویا "باورهای بوزقورد چی ها، تورانچی ها، ترکیه چی ها و اردوغان " لنینیسم و استالینیسم و مائویسیم وووو ." افکار رایجی که از « آنکارا و باکو» . افکار رایجی که از مسکو وطن پرولتاریا جان و یا پکن که میرسید " و "پرستش سیاست بیگانگان، " این یکی ضمن اینکه کمونیست های وطنی پرستش میکردند برای شان جاسوسی هم می نمودند و بقول ترکها " گچل باخار اوزگی آدین قویا اوزگیه " معنی گچل نگاه میکند به آینه اسمش را میگذارد بدیگری .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آ.ائلیارعزیز
لطفا به فرق دو معنی فارسی پان .... ذیل توجه کنید :
1- پان ایرانیسم = نظریه ای مبتنی برهمبستگی تمام اقوام ایرانی
2- پان ترکیسم = طرفداران افراطی نژاد ترک ویکپارچگی ترکهای جهان
ببنید چطوربرافکارجوان ترک حمله می برند پان ایرانیست رابه چه خوبی معنی کرده ولی همان کلمه را نسبت به ترکی ها به چه زشتی معنی کرده است.
ائلیارعزیز جوان ترک ایرانی مثل من وشما نیست قدرت تجزیه وتحلیل داردمی بیند گدشتگان ما اشتباه کردند وقتی عثمانی ها تبریزمحاصره کردند بدبختی امروز ما را می دیدندوقتی دیدند نفهمیدیم درلجزارمارا رهاکردند ورفتندولی باز درایام جنگ جهانی برای نجات آزربایجان شمالی وغربی به دادمارسیدند .
بازدرجنگ قره باغ ارمنی هارامحاصره اقتصادی کردندواگر نبود ترکیه نخجوانی نداشتیم.
ولی فارسها پیمان نظامی سه جانبه ایران،ارمنی؛ یونان را بستند.
لطفا کنید به پان ایرانیست خوراک نرسانید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آ.ائلیارعزیز
لطفا به فرق دو معنی فارسی پان .... ذیل توجه کنید :
1- پان ایرانیسم = نظریه ای مبتنی برهمبستگی تمام اقوام ایرانی
2- پان ترکیسم = طرفداران افراطی نژاد ترک ویکپارچگی ترکهای جهان
ببنید چطوربرافکارجوان ترک حمله می برند پان ایرانیست رابه چه خوبی معنی کرده ولی همان کلمه را نسبت به ترکی ها به چه زشتی معنی کرده است.
ائلیارعزیز جوان ترک ایرانی مثل من وشما نیست قدرت تجزیه وتحلیل داردمی بیند گدشتگان ما اشتباه کردند وقتی عثمانی ها تبریزمحاصره کردند بدبختی امروز ما را می دیدندوقتی دیدند نفهمیدیم درلجزارمارا رهاکردند ورفتندولی باز درایام جنگ جهانی برای نجات آزربایجان شمالی وغربی به دادمارسیدند .
بازدرجنگ قره باغ ارمنی هارامحاصره اقتصادی کردندواگر نبود ترکیه نخجوانی نداشتیم.
ولی فارسها پیمان نظامی سه جانبه ایران،ارمنی؛ یونان را بستند.
لطفا کنید به پان ایرانیست خوراک نرسانید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آ.ائلیارعزیز
لطفا به فرق دو معنی فارسی پان .... ذیل توجه کنید :
1- پان ایرانیسم = نظریه ای مبتنی برهمبستگی تمام اقوام ایرانی
2- پان ترکیسم = طرفداران افراطی نژاد ترک ویکپارچگی ترکهای جهان
ببنید چطوربرافکارجوان ترک حمله می برند پان ایرانیست رابه چه خوبی معنی کرده ولی همان کلمه را نسبت به ترکی ها به چه زشتی معنی کرده است.
ائلیارعزیز جوان ترک ایرانی مثل من وشما نیست قدرت تجزیه وتحلیل داردمی بیند گدشتگان ما اشتباه کردند وقتی عثمانی ها تبریزمحاصره کردند بدبختی امروز ما را می دیدندوقتی دیدند نفهمیدیم درلجزارمارا رهاکردند ورفتندولی باز درایام جنگ جهانی برای نجات آزربایجان شمالی وغربی به دادمارسیدند .
بازدرجنگ قره باغ ارمنی هارامحاصره اقتصادی کردندواگر نبود ترکیه نخجوانی نداشتیم.
ولی فارسها پیمان نظامی سه جانبه ایران،ارمنی؛ یونان را بستند.
لطفا کنید به پان ایرانیست خوراک نرسانید.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
1- فعال کسب حقوق:
فعال ناسیونالیست نیست:
- اینکه شخص مبارزه کند :
فرهنگ خود را از نابودی خفظ نماید، کشور و دولت و ملتی باشد ؛
به معنای این نیست که او ناسیونالیست است. چون همه ی کشور ها چنین اصولی دارند و جزو کشورهای ناسیونالیست به حساب نمیایند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب پسیانلو,
با تشکر از پاسخ منطقی شما. گر چه فکر میکنم که جواب آن در کامنت قبلی من داده شده است ولی چون این گفتگو ربطی به مقاله ندارد انشالله در فرصت مناسب, توضیح بیشتری خواهم داد. موفق باشید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ائلیار,
با عرض احترام و طلب بخشش, با اطمینان از اینکه شما از معتقدین به ارتباط مستقیم کامنت به مقاله میباشد و این مقاله مجموعه کامنت های پای مقاله دیگری بود - که من در آنجا کامنت گذارده بودم - ذهن کند من در دوران سرعت اینترنتی قادر به درک این موضوع نشد که مطلب عوض گردیده و ربطی به آن مقاله ندارد. ضمنا جهت رعایت احتیاط تقاضا شده بود که در صورت نامربوطی, زحمت کشده و آنرا به صفحه شما ارسال فرمائید که چنین نشد.

آنچه موجب تسلی خاطر میباشد اینست که خوشبختانه کامنت ما مفید بوده و جهت عبرت و اخطار به فضول باشی های دیگر مورد استفاده قرار گرفته است. و همچنین از اینکه اجازه فرمودید " کاندرین توفان نماید هفت دریا شبنمی "انتشار یابد تشکر مینمایم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جنابpeeroozشمارامحترم میدارم ومطالب متین ومنطقی تان بادقت میخوانم.والبته تمام این ها نباید باعث شوندکه ازنقدها ویادآوری های دوستانه بخصوص درموردشما خودداری کنم.اشاره ای به ارامنه ویونانیان ساکن مملکت عثمانی داشتید قابل ذکراست که بهتر میبودتوجهی هم به سرنوشت میلیون هاتورک غیرنظامی ساکن یونان وبخصوص منطقه سالونیک وبلغارستان وقبرس ورومانی درهمان ایام جنگ اول میکردید.درموردارامنه وگروه های مسلح دیگری که ماآن هارابانام=جیلو=هامیشناسیم گفتنی ها بسیاراست که جای بحث دیگری رامیطلبد.شادباشید.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
باز از دوستان خواهش میکنم در کامنتهای خود به موضوع مقاله توجه کنند. دیالوگ را منحرف نکنند.
مطالب را در جای خود مطرح کنند. موضوع ما مطالب کامنت خارج از موضوع فیروز عزیز و حاشیه پردازی تورک اوغلی گرامی نیست.
کامنت اینجا سانسور نمیشود بل به صفحه ی شما منتقل میشود.
نمونه ی کامنتهای غیر قابل توجه ، نوشته این دوستان است. خواهش میکنم بیش از این با مطالب غیر قابل توجه زیر مقاله را پرنکنید. حرفهای شما در جای خود میتواند مفید باشند ولی اینجا بحث در مورد چیز دیگری ست.
حرمت موضوع گفت و گوی دیگران را حفظ کنید .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
احتمالا این فضولی من ربطی به موضوع مورد گفتگو ندارد و باید سانسور گردد ولی مطالب سانسور شده نیز لابد دلیلی برای اظهار وجود داشته اند.

به گمانم در مطالب منتشر شده در ایران گلوبال اکثرا وجود فیل نا دیده گرفته شده و مفصلا به توصیف موش میپردازیم. سر نوشت ما در اکثر بلکه در کل موارد به تصمیم و منافع قدرت هایی واگذار شده است که هفت دریای گفتگوها بلکه اقدامات ما در برابر چنین توفانی, شبنمی هم به حساب نمیآید. یعنی اگر صاحبان قدرتی که روسیه مقتدر و اتمی را از اوکراین تا گرجستان به کمک ناتو و کشورهای اروپایی و غیره محاصره کرده و هر روز - هرروز - بر نیروی تهاجمی خود بیافزاید و در صورت بروز جنگ, این کشور ها هستند که بازیچه شده و بزرگترین صدمه را میبینند, نبرد این ترک و فارس در این سایت چقدر میتواند در موازنه قدرت و سرنوشت ما موثر باشد جز آنکه خرده توانایی ما در چاره اندیشی هم صرف این نبرد
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستانی زحمت کشید مقاله را مطالعه کرده و کم و بیش نقدی در برخی موارد نوشته اند. ممنون از توجه و زحمت عزیزان.
چکیده ی نقدها را تقریبا میشود چینن خلاصه کرد:
1- در آذربایجان پان ترکیسم نداریم و این اتهامی ست به فعالان که رژیم میزند. برخی شعارها را نباید دلیل پان ترکیست بودن افرا د حساب کرد.
2-پانترکیزم ابزاری است در دست پانفارسیسم.در آزربایجان جنوبی موجودیت عینی و ذهنی ندارد.
3-شما نباید شعارها و یا نوشته هایی که به ظاهر بوی فاشیزم می دهد را به حساب پان ترکیسم بودن افراد بگذارید.
4- نوشتید"ناسیونالیسم و ترکیسم ایده لوژی هستند" به « خودی و غیر خودی» منجر میشود . و موجب کشتارهاست. "
مگرچپ ها و کمونیست ها ایده لوژی ندارند و این به کشتار منجر نمیشود؟ در صورتی که شما میگویید چپها و کومونیستهااز پایه های رهایی ما هستند؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام-میتوان گفت آقای احمدی زاده عزیزلاقل 80درصدمسایل راعریان گفت.
پان به معنی همه است.همه بتنهایی نمیتواندمعنی ومنظورگوینده رابرساند،همه یعنی چه چیزی.چوب.درخت.حیوان.قدرت. انحصارگرایی،یعنی پان وقتی معنی پیدامیکندکه کلمه کامل کننده خودرادرپی وکنارخودداشته باشد.
تعدادی باورکنیدمعنی پان رانمی دانندولی متاسفانه ازاین کلمه مثل نقل ونبات استفاده میکند.
یک روزدرجمع که کوه بودیم یک چپ تورک اطراف روستاهای ساوه که خودش تعریف میکردنسل شان قزاق است ،بمن گفت چطوری پان تورک ،گفتم شمامعنی پان رابرایم تعریف کن ببینم؟طرف مهندس است وشصت سالی هم دارد.دیدم نتوانست معنی رابگویدوسریع گوشی رادرآوردتاازگوگل سرچ کند،گفتم لازم به این کارنیست وکافی است که بااین سن وسال تامعنی چیزی رانمی دانی بزبان نیاری.وبعدبرایش گفتم که معنی پان یعنی چی.
ازدوستان سیاسی توقع بالایی داریم.همینطوری کلمات راازدهن خودبیرون

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ائیارگرامی باسلام.روح کلی مطالبی که نوشته ای حقا درست ونشانه نگرش کامل واحترام به ارزش های بشری است .امادونکته. 1-دربرهه هائی خاص پروراندن پیش کشیدن وحمایت ازمفاهیم جامع وکامل واشخاص شایسته وقابل عرضه وامکنه معتبربه عنوان سمبل های کاریزماتیک ومحترم نه تنها دلیل ضعف نیست بلکه در مواردبیشمارتاریخی اثر مثبت وتعیین کننده خودراهم به اثبات رسانده است.حذف کامل این شیوه مبارزاتی شبیه گفتار هاوشعارهای آندسته ازاپوزسیون هاست که به یمین ویسار فحش داده وتنهاراه توفیق را درخیزش تک تک احادملت درناکجاآبادی زمانی ومکانی وبدون هیچ گونه محوریت ایده اولوزیکی رهبری وحزبی وغیره قلمدادمیکنند. 2-ازشماچه پنهان که شنیدن این کلمه -پان تورکیست-آنهم اززبان یک هم زبان وکسی که معنای به قول اهل فرنگ

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان لطفا باین نوشته ها که از نوشته های مقاله نویس است توجه کنید : "ناسیونالیسم مادر فاشیسم است "" و "ناسیونالیسم و ترکیسم ایده لوژی هستند"تجارب دهه های اخیر نشان داده ایده لوژی گرایی به « خودی و غیر خودی» منجر میشود و موجب کشتارهاست. " و "رهایی ما از این زاویه به اتحاد و همبستگی با کمونیستها و کلا چپ بستگی دارد." و "کمونیستها یکی از پایه های رهایی ماهستند" سئوال آیا چپ ها و کمونیست ها ایده لوژی ندارند و این ایدو توژی به خودی غیرخودی منجر نمی شود ؟ آیا کمونیسم ایدوتوژی نیست ؟ .آیا یک کمونیست به اید.ولوژی کمونیسم اعتقاد ندارد ؟ مگر اینکه بگوید من کمونیستم ولی به کمونیست اعبقاد ندارم !!جلل خالق ؟! تضاد در نوشته باین بزرگی !!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
الیار عزیز ، لغت پانترکیزم ابزاری است در دست پانفارسیسم، همانند محارب، مرتد، کافر ، لغاتی که آخوندها برای نابودی مخالفان خود استفاده می کنند، این لغت برای اولین بار در شوروی سابق برای آسیمیلاسیون و نابودی زبان ترکی توسط پان روسیستها برهبری استالین مطرح شد، و بعدا این لغت توسط کمونیستها به ایران آمد و خاندان پهلوی و رژیم جمهوری اسلامی بوسیله درج همین لغت در کیفر خواست آزربایجانی های هویت طلب، آنها را به زندانهای طویل المدت محکوم می کنند، این لغت در آزربایجان جنوبی موجودیت عینی و ذهنی ندارد ، این از تهمت زدن گذشته این یک بهتان است در حق آزربایجان جنوبی چون بیش از ۹۹/۹۹ در صد ملت ترک آزربایجان قادر نیستند که بزبان مادری خود بگویند دو دو تا می شود چهار تا، تکرار کلمات مورد خوشایند پانفارسیسم در نوشته های شما ما را به تعجب وا نمی دارد، ما همیشه از مذهبیون و ایدیولوژیستها خنجر از پشت
تصویر محمد احمدی زاده

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نوشته با ارزشی است. ممنون از زحماتی که برای تهیه آن کشیده اید.
نکاتی به نظرم رسید. مهمتر از همه این کلمه پان ترکیسم. ائلیار عزیز! در مقایسه با پان هایی که اطرافمان می بینیم و می شنویم سنگینی حتی دو آتشه ترین ملی گرای آذریایجانی به مانند پر کاه می ماند. به نظر من حداقل ماها این کلمات را بکار نبریم بهتر است.کلماتی که جهت سرکوب ساده ترین خواسته اتنیک های کشورمان استفاده می شود.
شما نباید شعارها و یا نوشته هایی که به ظاهر بوی فاشیزم می دهد را به حساب پان ترکیسم بودن افراد بگذارید. به نظر من تمامی اینها عکس العملی است که آنها در مقابل پان واقعی و فاشیزم حاکم از خود نشان می دهند. مثلا شیفته آتاتورک بودن، و یا هارای هارای من تورکم. وقتی که یکی از آستین باباش، مزار کوروش را بیرون می کشد، جوان ما هم می رود قلعه بابک، و یا شیفته آتاتورک می شود. فکر می کنم با این وضعیتی که بر کشور حاکم شده این
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
A-ی گرامی
1-کسی با « ترک» ستیز ندارد و حتی مخالف هم نیست. ترک نامی ست با بار فرهنگی. منهم ترک هستم، نمی بینم که آقای جداری مخالف باشد.
2- اما « ایده لوژی ترک گرایی» یک سری « نظریه» است و می توان با آن موافق یا مخالف بود. من این نظریات را قبول ندارم. و در جایش نقد هم میکنم.
3- در مقاله از « کمونیست غیر شونیست» صحبت شده است. نظر شما در مورد « شونیست-کمونیستها» از دید من درست است.
4- « جبهه ی متحد آذربایجان» نداریم . آنچه من نوشته ام اشاره به « مقاله ایست که حاوی یک منشور پیشنهادی» ست.
5- چپ ها برای اینکه « همبستگی» داشته باشند لازم است « سیاست نقد آنها و نه دشمنی» با آنها پیاده شود- که نشده است.
6- برای پیروزی « ائتلاف و اتحاد و همبستگی» همه ی نیروهای موافق حق تعیین سرنوشت ضروری ست. این همبستگی را باید ایجاد کرد. وگرنه « تک الین سسی اولماز- گوش قانادلا اوچار».
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
iraj گرامی
1- اشاره میکنم به کاریزما و تابو، توضیح بیشتر را می توانید خود تحقیق کنید
2- کاریزما خصوصیت خارق العاده ی رهبری یک فرد است . و تابو ها، مجموعه ی قوانین اند که نباید شکسته شوند.
3- خمینی و مانندهای او در مکتب های مختلف شخصیت های « کاریزماتیک »-اند. اما « تمامیت ارضی» به بخش تابو ها مربوط است. برای مثال در فرهنگ دینی بی احترامی به کتاب مقدس تابوست و...
البته این نظر من است که ممکن است درست هم نباشد.
4- نه منظورم بایکوت هیچکس و حتی هیچ مکتبی نیست. بل منظورم « نقد » همه چیز است. از دید من نقد تابو نمی شناسد و همینطور کاریزما.
5-بت معمولا یک « شئ» است که مورد پرستش واقع میشود. میتواند انسان،حیوان، جامد، یا یک« تصور» خیالی باشد. روشن است که از دید من به کنار از نقد نمی تواند باشد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با تشکر از نوشته ارزشمند آقای ائلیار.به نظر من ارائه یک روش عملی یا بیان مثالهایی ملموس از روش کار نحوه حذف کاریزما ها مفیدتر می باشد .برای بنده تشخیص مرز بین کاریزما و بت با غیر کاریزما و بت خیلی مشکل است.مثلا ایا خود تمامیت ارضی می تواند مانند بقول جنابعالی تورکیسم بت و کاریزما باشد یا خیر؟در اکثر تعاملهای سیاسی بکار بردن اسامی افراد لنین مارکس انگلس رجوی فیدل کاسترو اتا تورک و خمینی غیر قابل احتراز است.امیدوارم منظورتان بایکوت کامل این اسامی چنانکه عیرانیان اختراع کردند و خلیج عرب را با حروف مقطعه قرانی عاریایی می نویسند تا موتور جستجوی گوگل را دور بزنند نباشد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آ ائلیار گرامی , شما هم کلمه شیفته یک دوست آزربایجانی مارا بهانه فرار داد به تورک ستیزی که از خصلتهای بارز کومونیستها است پرداخته اید.همین کومونیستهائی که تا چند سال پیش حق تدریس بزبان مادری را هم ارتجائی و دسیسه آمریکائی میدانستند, همین کومونیستهائی که کلمه ملت و کلمه مرز را نشانه سرمایه داری و ارتجائی میدانستند. دوست عزیز , می بخشید , در این نوشته تان یک کمی تند رفته اید.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خوانندگان اگر نظری دارند لطفا در مورد موضع اصلی بنویسند ، کامنتهایی که به موضع اصلی مربوط نباشند طبق مقررات سایت زیر این نوشته جای نخواهند گرفت: اصول سایت:
« کلیه کامنتهایی که بدون ارتباط مستقیم با مطلب باشند، به صفحه شما منتقل خواهند شد.
ایران‌گلوبال» منبع در باره ی ما.