واقعیت ها کتمان شده در باره کورش هخامنشی

کورش جنایتکار کبیری از سلسله هخامنشیان بود
• رضا مرادی غیاث آبادی
به عنوان پژوهشگری مستقل که برای کسی یا جایی کار نمی‌کند و مدیون کسی نیست، فقط وظیفه و تعهد اخلاقی و انسانی دارم که در نوشته‌های خود دروغ نگویم و اگر اشتباه کرده باشم در رفع آن بکوشم. رعایت کردن احساسات کاذب و تعلقات تاریخی دیگران و بزرگداشت پهلوان‌پنبه‌ها وظیفه من نیست. چون من مادر نازکش بچه‌های لوس (و بعضاً بی‌تربیت) نیستم..
  • ·      کیانوش توکلی: این تیتر مورد اعتراض نویسنده ( آقای رضا مرادی غیاث آبادی) قرار گرفته است زیرا نویسنده مقاله ای با این عنوان ندارد و مطلب منتشر شده مجموعه ای است از نوشته های وی که تحت عنوان "رنجهای بشری" و در مقاطع مختلف منتشر شده اند. از آنجایی که مطلب با این تیتر در رسانه های مختلف منتشر شده است و تغییر آن موجب اشکال می شود، با پوزش از آقای غیاث آبادی به انتشار توضیح ایشان بسنده می کنیم.

بنظر نویسنده « تیتر انتخاب شده توسط همکاران شما بوده و مقداری تند است و دارای جبهه گیری، از جنابعالی تقاضا میکنم در صورت امکان دستور فرمایید یک تیتر بهتری انتخاب کنند. مثلا چیزی شبیه واقعیت ها کتمان شده در باره کورش هخامنشی. و مسلما در اینحالت تاثیر بهتری در خواننده خواهد داشت و تصور نخواهد نمود که نویسنده پیش فرضهای قبلی داشته است. از وقتی که صرف ایمیل بنده کردید کمال تشکر را دارم. با احترام -- دوسـتـدار رضـا مـرادی غـیاث آبـادی»

 به عنوان پژوهشگری مستقل که برای کسی یا جایی کار نمی‌کند و مدیون کسی نیست، فقط وظیفه و تعهد اخلاقی و انسانی دارم که در نوشته‌های خود دروغ نگویم و اگر اشتباه کرده باشم در رفع آن بکوشم. رعایت کردن احساسات کاذب و تعلقات تاریخی دیگران و بزرگداشت پهلوان‌پنبه‌ها وظیفه من نیست. چون من مادر نازکش بچه‌های لوس (و بعضاً بی‌تربیت) نیستم. - رضا مرادی غیاث آبادی

 

رنج‌های بشری ۶۷: وادار کردن دختران به فحشا در زمان کورش بزرگ

 کورش بزرگ هخامنشی در منشور مشهورش نکاتی دال بر برانداختن برده‌داری یا برانداختن بهره‌کشی از انسان‌ها آورده است. اما این ادعا با کتیبه‌های دیگر عصر هخامنشی موافقت ندارد. برای مثال به موجب لوحه شماره ۲۵۲ از سال هشتم پادشاهی کورش در بابل، دختری به نام تابموتو به دلیل اینکه پدرش یک سکه طلا و ده سکه نقره به مؤسسه مالی یا رباخانه اگیبی بدهی داشت، به گرو گرفته شد تا زمانی که پدرش بدهی خود را تسویه کند. دخترانی که به گرو گرفته می‌شدند، برای بهره‌کشی جنسی اجاره داده می‌شدند تا خسارت تأخیر را جبران کنند. برای آگاهی بیشتر بنگرید به:

 

Beitrage zur Assyriologie und Semitischen Sprachwissenschaft, Dritter band, heft 3, Leipzig, 1897.

 

ترجمه پنجاه لوح حقوقی و اداری از زمان پادشاهی کورش، دانشنامه آشورولوژی و زبان شناسی، جلد سوم، دفتر سوم، لایپزیک، ۱۸۹۷

 

رنج‌های بشری ۱۲۵: سنگسار زنان در زمان کورش بزرگ

 سنگسار زنان در زمان فرمانروایی کورش بزرگ بر بابل امری متداول بود و در مورد زنان زانیه اجرا می‌شد. در این مورد مردان از مجازات سنگسار معاف بودند، مگر آنکه به حرم و کنیزان شاه نظر داشتند.

 برای آگاهی بیشتر بنگرید به: ترجمه پنجاه لوح حقوقی و اداری از زمان پادشاهی کورش، دانشنامه آشورولوژی و زبان شناسی، جلد سوم، دفتر سوم، لایپزیک، ۱۸۹۷ (منبع زیر)؛ و نیز تاریخ تمدن ویل دورانت، جلد یکم، مشرق زمین.

  

Beitrage zur Assyriologie und Semitischen Sprachwissenschaft, Dritter band, heft 3, Leipzig, 1897.

 رنج‌های بشری ۶۷: وادار کردن دختران به فحشا در زمان کورش بزرگ

 کورش بزرگ هخامنشی در منشور مشهورش نکاتی دال بر برانداختن برده‌داری یا برانداختن بهره‌کشی از انسان‌ها آورده است. اما این ادعا با کتیبه‌های دیگر عصر هخامنشی موافقت ندارد. برای مثال به موجب لوحه شماره ۲۵۲ از سال هشتم پادشاهی کورش در بابل، دختری به نام تابموتو به دلیل اینکه پدرش یک سکه طلا و ده سکه نقره به مؤسسه مالی یا رباخانه اگیبی بدهی داشت، به گرو گرفته شد تا زمانی که پدرش بدهی خود را تسویه کند. دخترانی که به گرو گرفته می‌شدند، برای بهره‌کشی جنسی اجاره داده می‌شدند تا خسارت تأخیر را جبران کنند. برای آگاهی بیشتر بنگرید به:

  Beitrage zur Assyriologie und Semitischen Sprachwissenschaft, Dritter band, heft 3, Leipzig, 1897.

 ترجمه پنجاه لوح حقوقی و اداری از زمان پادشاهی کورش، دانشنامه آشورولوژی و زبان شناسی، جلد سوم، دفتر سوم، لایپزیک، ۱۸۹۷

 رنج‌های بشری ۱۲۴: ارثیه زنان در زمان کورش

 توجه به مفاد کتیبه‌های گلی بدست آمده از زمان فرمانروایی کورش بزرگ بر بابل (و از جمله لوح شماره ۲۷۷) نشان می‌دهد که زنان حق‌الارثی معادل نصف مردان داشته‌اند و در موارد خاصی هیچگونه حق‌الارث به آنان تعلق نمی‌گرفته است.

 برای آگاهی بیشتر بنگرید به: ترجمه پنجاه لوح حقوقی و اداری از زمان پادشاهی کورش، دانشنامه آشورولوژی و زبان شناسی، جلد سوم، دفتر سوم، لایپزیک، ۱۸۹۷

  

Beitrage zur Assyriologie und Semitischen Sprachwissenschaft, Dritter band, heft 3, Leipzig, 1897.

 رنج‌های بشری ۱۴۹: آیا کورش بزرگ سازنده بود یا ویرانگر؟

 سؤال این است: آیا کورش بزرگ شخصیتی سازنده داشت یا شخصیتی ویرانگر؟ پاسخ این پرسش ساده است، چرا که معیار آن ساده است. با توجه به اینکه از زمان فرمانروایی کورش آثار سازندگی به دست نیامده؛ اما آثار و شواهد نابودی تمدن‌های بسیاری دیده شده است، می‌توان گفت که کورش بزرگ شخصیتی ویرانگر داشته است. وقتی در راهروهای موزه‌ها قدم می‌زنیم و یا در برگ‌های کتاب‌ها سیر می‌کنیم، می‌توان توجه کرد که هر آنچه آثار باستانی و هنری از تمدن‌های ایران‌زمین و منطقه برجای مانده است، متعلق به پیش از فرمانروایی کورش هستند. جام‌های مارلیک، جام‌های مفرغین لرستان، ابزارهای کشاورزی کاسی، زیورآلات و هنر فلزگری زیویه، تندیس‌های املش و کلاردشت، و بسیاری ساخت‌وسازهای زیبای هنری و فنی دیگر که آخرین نمونه‌های آنها متعلق به ماقبل سلطه کورش است و پس از غلبه او نشانه‌ای از آنها در موزه‌ها و کاوش‌های باستان‌شناختی دیده نمی‌شود. علاوه بر همه اینها، چنانکه می‌دانیم در زمان کورش و حتی در زمان دیگر هخامنشیان نه تنها شهری ساخته نشده که حتی بقایای یک شهر شناسایی نشده است.

 رنج‌های بشری ۱۴۸: کورش بزرگ نابودگر تمدن‌های ایرانی

 کورش بزرگ را می‌توان بی‌اغراق از بزرگ‌ترین نابودکنندگان تمدن‌ها و اقوام و مردمان ایرانی دانست. بسیاری از تمدن‌های کهن و درخشان ایران‌زمین و از جمله تمدن کردی مادها، تمدن ارمنی اورارتوها، تمدن گیلانی کادوسیان، تمدن مازندرانی امردها، تمدن خوزستانی عیلامیان، تمدن آذربایجانی ساگارتیان، تمدن لری کاسیان، و دیگر تمدن‌های منطقه برای همیشه به دست کورش بزرگ نابود شدند و جز نامی از آنان در تاریخ باقی نماند. بسیاری از عقب‌ماندگی‌های تاریخی این اقوام و مردمان ریشه‌ در تجاوز و ویرانگری‌های کورش دارد. تجاوزی که اثرات مخرب آن تاکنون به تمامی از سر مردم برطرف نشده است و با آن دست به گریبان هستند. رفتارهای امروزی کورش‌پرستانه و کورش‌ستایانه می‌تواند موجب تداوم سلطه تاریخی کورش و هخامنشیان بر مردم بشمار آید و آن سلطه را زنده نگاه دارد. در باره جزئیات و چگونگی نابودی این تمدن‌ها در آینده و به تفکیک خواهم نوشت. اگر مهلتی باشد.

 رنج‌های بشری ۱۲۰: کورش بزرگ و بنیانگذاری کشور ایران؟

 یکی دیگر از فریبگری‌های کورش‌پرستان و آسیب‌هایی که با پرچم ایران‌دوستی به ایران می‌زنند، این است که سعی می‌کنند کورش را بنیانگذار کشور ایران معرفی کنند. در حالیکه نه تنها در اسناد تاریخی چنین ادعایی نیامده، که حتی در زمان کورش و هخامنشیان چیزی به نام کشور «ایران» وجود خارجی نداشته است. اما اگر منظور کشوری است که بعدها ایران نامیده شد، در اینصورت باید گفت که قدمت این کشور و تمدن بسا بیش از زمان کورش است و چنین ادعایی موجب بی‌قدر کردن قدمت تاریخی یک تمدن کهنسال خواهد بود. کمترین آسیب چنین ادعایی این خواهد بود که مدعیانش نخواهند توانست از قدمت تمدن بیش از ۲۵۰۰ سال و دستاوردهای علمی و اجتماعی آن سخنی بگویند و یا از آن دفاع کنند. دوستی خاله خرسه که می‌گویند همین است.

 رنج‌های بشری ۱۳۶: کورش بزرگ و به آتش کشیدن خانه مردم

 به گزارش گزنفون، کورش در برابر لشکر سراسر مسلح خود نطقی ایراد کرد که خلاصه آن چنین است: «امروز همه نعمت‌های آسمانی در اختیار ماست تا به تارومار دشمنی بپردازیم که در خواب است. جوایز این کشتار از برای شما طلا و اموال و نام نیک و آزادگی است. ما در صبح زود در حالی به شهر حمله می‌کنیم که مردم در بستر ناز و خوشی آرمیده‌اند. ما مشعل‌های بسیار و قیر فراوان در اختیار داریم و خانه‌های آنان جملگی از چوب خرما است. سربازان ما خانه‌های آنان را به سرعت آتش خواهند زد و آنان یا باید بگریزند و یا در میان شعله‌های آتش بسوزند».

 برای آگاهی بیشتر بنگرید به: گزنفون، کورش‌نامه، ترجمه رضا مشایخی، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، چاپ ششم، ۱۳۸۶، صفحه ۲۱۴؛ کسنفون، سیرت کورش کبیر، ترجمه وحید مازندرانی، انتشارات دنیای کتاب، تهران، چاپ دوم، ۱۳۸۱، صفحه ۲۶۷ و ۲۶۸٫

 کورش بزرگ و مصادره اسناد تاریخی

 چکیده: شخصیتی به نام کورش که امروزه کسانی کوشش کرده‌اند تا از او امامزاده‌ای معصوم بسازند، ارتباطی با شخصیت واقعی و تاریخی کورش ندارد. شخصیت امروزی کورش محصول مصادره به مطلوب منابع تاریخی و ادعاها و سخنان مجعول منسوب به او است.

 تاریخ و مطالعات باستانی دو کاربرد اصلی دارد: اقناع حس کنجکاوی و کسب تجربه از گذشتگان برای ساختن امروز و فردا. در هر دو مورد، لازم است تا به تاریخ و شواهد باستانی «همانگونه که بوده» توجه شود و نه «آنگونه که دوست داریم بوده باشند». قطعه‌قطعه کردن تاریخ بنا به ذوق و پسند شخصی و برداشتن تکه‌های مورد علاقه و نادیده انگاشتن تکه‌هایی که بدان علاقه نداریم، نه به کار اقناع حس کنجکاوی می‌آید و نه به کار تجربه و آموختن از تاریخ. چرا که در هر دو مورد، بخشی از واقعیت نادیده گرفته شده است.

 چنین اعمالی به کار دو گروه می‌آید: کسانی که به دنبال دستمایه‌هایی برای دلخوشی و تخدیرهای ناشی از خلأهای عاطفی هستند، و نیز کسانی که تاریخ را ابزاری برای القای مفاهیمی به سود منافع خود و بهره‌کشی‌های ناشی از آن می‌دانند (همچون پان‌ایرانیست‌ها، پان‌ترکیست‌ها، پان عربیست‌ها و دیگر انواع گرایش‌هایی که در نهایت به نژادپرستی و فاشیسم ختم شده‌اند و یا خواهند شد). هر دوی این گروه‌ها، نه تنها بخشی از تاریخ را نادیده می‌گیرند، که با افزوده‌های مجعول و ادعاهای ساختگی (همچون انبوهی از نقل‌قول‌های دروغین منسوب به کورش)، خود یا هواداران خود را گمراه می‌سازند و راه دستیابی به واقعیت‌ها و تجارب تاریخی را مسدود می‌کنند.

 چنین است که هر گاه تاریخ را یکسونگرانه ببینیم و در دل ما باور به چیزی مطلقاً خوب و نقدناپذیر جوانه زند، فاشیسم و استبداد از همانجا شروع به رشد می‌کند.

 این اشخاص به هنگامی که با روایت تاریخی خوشایندی مواجه می‌شوند، نه منبعی می‌خواهند و نه تردیدی در منابع به خود راه می‌دهند. اما به هنگامی که سخن مغایری را می‌شنوند از هیچگونه انکار و تردید در منابع خودداری نمی‌کنند. منابع را غرض‌ورزانه، غیرمعتبر، دشمن‌نگاری، غلط در ترجمه، تحریف در متن و امثال آن قلمداد می‌کنند و انواع و اقسام لطائف‌الحیل و شگردها را برای نادیده شدن و انکار آنها بکار می‌گیرند. آنان در کنار همه اینها، از هیچگونه اتهام و پرونده‌سازی برای کسانی که منابع تاریخی را منصفانه و واقع‌گرایانه و بدون دخل و تصرف نقل می‌کنند، کوتاهی نمی‌کنند و سعی می‌کنند تا ضعف خود را با روش‌های ناکارآمد تخریبی جبران می‌کنند.

 چه نیک می‌بود اگر ما آن اندازه که به فردوسی می‌نازیم، از او می‌آموختیم. چرا که او تاریخ‌نگار منصف و شرافتمندی است که بیش از آنکه کشورها و اقوام و ادیان برایش مهم باشند، به انسانیت و شرف انسانی بها می‌دهد. قلب او برای ایران می‌تپد، اما نیکی‌ها و دلاوری‌های تورانیان را با صدای بلند و فاخرترین سروده‌ها بیان می‌کند و زشتکاری‌های ایرانیان را نیز لاپوشانی نمی‌کند؛ حتی اگر جنگ‌افروزی‌ها و جنایت‌های گشتاسپ و پیروان زرتشت باشد. از همین رو است که گشتاسپ اوستا، شخصیتی محبوب و ستوده‌شده، و گشتاسپ شاهنامه شخصیتی منفور و مذمت‌شده است.

 چنین کارهایی در قبال بسیاری از شخصیت‌های ملی یا مذهبی و یا رویدادها و مکاتب گوناگون انجام شده است، اما نگارنده مثال را از کورش بزرگ و روایت‌های تاریخی و اسناد باستانی مرتبط با او می‌آورد که بدان تسلط بیشتری دارد.

 در باره رفتارهای توأم با انسانیت و مهر و مدارای کورش بسیار گفته شده و در جای خود تا حدی درست هستند. اما در این میان این نکته مهم معمولاً مغفول واقع می‌شود که این یک اصل عمومی و بدون استثناء در تاریخ است که هیچ پادشاه یا سرداری نمی‌توانسته و نمی‌تواند بدون قتل‌عام‌های گسترده و بدون غارت دارایی‌های عمومی و خصوصی مردمان کشور خودش و نیز کشور مقابل، دست به کشورگشایی و جهان‌گشایی بزند. هیچ پادشاهی آن اندازه اموال شخصی نداشته تا بتواند مخارج ده‌ها و صدها هزار سپاهی را برای ماه‌ها و سال‌ها فراهم کند.

 محرک آن پادشاه و سرداران و سپاهیان برای جهان‌گشایی، فقط امید به پیروزی و غارت کشور مغلوب بوده است. چنانکه بسیاری از پادشاهان چنین اعمالی را با افتخار در کتیبه‌های خود آورده‌اند: «در حران نبردی بزرگ بین ما و والرین قیصر روم در گرفت. ما آنان را بزدیم و قیصر را اسیر کردیم و او را به پارس بردیم. ما شهرهای سوریه و کیلیکیه و کاپادوکیه را در آتش سوزاندیم و ویران نمودیم و غارت کردیم. پس آنگاه به میمنت این پیروزی آتشکده‌ها نشاندیم و موبدان را مورد لطف و عنایت خود قرار دادیم» (از کتیبه شاپور یکم ساسانی بر دیوار کعبه زرتشت در نقش‌رستم).

 عریان، سعید، راهنمای کتیبه‌های ایرانی میانه، تهران، ۱۳۸۲، صفحه ۷۰ تا ۷۳

 آگاهی‌های ما در باره کورش تا حد بسیار زیادی متکی به منابع یونانی است. چرا که در منابع ایرانی، مطلقاً کسی به نام کورش وجود خارجی ندارد، تا چه رسد به شرح و توصیفی در باره او. مگر در حد یادکرد از نام او در آثار ابوریحان بیرونی و حمزه اصفهانی که حتی در همین حد نیز با سکوت فردوسی در شاهنامه روبرو شده است. فردوسی در حالی از افتخارات و کرامات اسکندر تعریف و تمجید کرده، که برخلاف ابوریحان و حمزه و ابن‌خلدون، حتی اشاره‌ای به نام کورش نیز ننموده است. فردوسی از اسکندر با صفات نیکی همچون خردمند، بیداردل، دورکننده بدی‌ها، سازنده، آرام کننده کشور، شاهوار، با فر و فرهنگ، خوب‌چهر، خوب‌گفتار، دادگر، پیروزبخت، بخشنده و آشتی‌جو یاد کرده است.

 شاهنامه فردوسی، به کوشش جلال خالقی مطلق، تهران، ۱۳۸۶، دفتر پنجم، صفحه ۵۲۳ به بعد.

 عمده نقل‌قول‌هایی که از رفتار محبت‌آمیز کورش با کشورها و پادشاهان مغلوب بیان می‌شود، نه بر اساس منابع ایرانی، که برگرفته از گزارش‌های مورخان یونانی و از جمله هرودوت و دیودور سیسیلی و کتزیاس است. اما در روایت‌های همین مورخان، نکات دیگری نیز هست که تعمداً نادیده انگاشته می‌شوند.

 به تاریخ هرودوت بیش از هر تاریخ‌نامه دیگری استناد می‌شود و قسمت‌های باب میل آن نقل می‌شود، اما بسیاری از بخش‌های آن که باب میل نیستند، نادیده گرفته می‌شوند و در این مواقع او را مورخی مغرض و دشمن ایران می‌نامند. برای مثال، او آورده که پس از اینکه کروزوس (آخرین پادشاه لیدی) به شگردی از خرمن آتشی که کورش برای سوزاندنش برپا کرده بود، نجات یافت، از کورش پرسید «سربازان تو اکنون در شهر در حال انجام چه کاری هستند؟» کورش پاسخ داد «در حال غارت شهر و گنجینه‌های تو هستند».

 Godley, A. D., The Histories, book I, Chapter 88, p. 40.

 تواریخ هرودوت، کتاب اول، بند ۸۸

 او همچنین آورده است که کورش به ملکه توموروس (شاه ماساژت‌ها) دل بست و چون با مخالفت او روبرو شد، پسرش را (و به روایتی دیگر پسر و شوهرش را) به گروگان گرفت و سر او را در تشتی از خون برای مادر فرستاد. به گزارش هرودوت، ملکه توموروس قبلاً برای کورش پیغامی بدین مضمون فرستاده بود که «تو را نصیحت می‌کنم از این کار دست برداری. به فرمانروایی ملت خویش خرسند باش و فرمانروایی من بر ملت خویش را نیز روا دار. افسوس که به سخنم اعتنا نخواهی کرد، چون به کمترین چیزی که اعتنا داری، صلح و صفا است. از نبرد با من درگذر که پیروز نخواهی شد و این برای فرزند کمبوجیه ننگ است که از زنی شکست خورد». کورش به سخن توموروس بی‌اعتنا ماند و به حمله‌ای روی آورد که مطابق با پیش‌بینی توموروس، به شکست و کشته شدنش انجامید.

 مورخ دیگر یونانی که گزارش‌هایی در باره کورش آورده، کتزیاس است. کتزیاس کورش را پادشاهی اهل مدارا و جوانمردی می‌داند و روایت‌های او نَقل و نُقل محافل است. او آورده است که کورش با کروزس با گذشت رفتار کرد و این را بسیار گفته‌اند و شنیده‌ایم. اما همو چیزی دیگری نیز گفته است که آنرا نادیده انگاشته‌ایم. او در کنار گزارشش از مهربانی و گذشت کورش، همچنین آورده است که «کورش چشمان آتیس (پسر کرزوس و ولیعهد لیدی) را در برابر مادرش از حدقه در آورد و سپس او را سر برید. مادر آتیس از غصه این اتفاق خود را از بام به زیر افکند و خودکشی کرد».

 کتزیاس پس از نقل رفتار محبت‌آمیز کورش با آستیاگ (آخرین پادشاه ماد) این را نیز آورده است که «کورش پس از تصرف ماد، اَسپیتاماس (شوهر آمیتیس و داماد آستیاگ) را کشت و زنش را تصرف کرد و به جمع زنان خود افزود».

 او همچنین آورده است که «کورش چشمان پِتیساکاس (پیشکار خودش) را از حدقه در آورد و پوستش را زنده زنده کند و به صلیبش کشید. به این دلیل که پتیساکاس مأمور آوردن آستیاگ به دربار بود، اما او را در بیابان رها کرده بود و موجب خشم کورش شد که با آستیاگ با مهربانی و گذشت رفتار می‌کرد».

 کتزیاس همچنین نقل می‌کند که «کورش قبل از حمله به ماساژت‌ها، به سرزمین دِربیکس‌های سکایی حمله برد و پس از قتل‌عام سی هزار نفر از دربیکس‌ها و کشتن پادشاه آنان و دو پسرش، کشورشان را تصرف کرد».

 تاریخ کتزیاس، خلاصه فوتیوس، ترجمه کامیاب خلیلی، تهران، ۱۳۸۰، بخش‌های یک تا هفت، صفحه ۱۵ تا ۳۸

 متداول است که عده‌ای به هنگام مواجهه با چنین روایت‌هایی، آنها را روایت‌های مجعول و دروغ از سوی دشمنان ایران بدانند. البته که شاید چنین باشد، چرا که هیچ مورخ و متن تاریخی‌ای، یکسره درست و مطابق با واقعیت نیست. اما مسئله اینجاست که ما برای بیان افتخارات کورش نیز دقیقاً متکی به همین منابع هستیم و در چنین مواقعی فراموش می‌کنیم که آن منابع مغرضانه و غیرمعتبر و دشمنانه بوده‌اند.

 انگ‌های «غرض‌ورزی» و «دشمنی با ایران» به پیشانی هر مورخی که بچسبد، به پیشانی کتزیاس- که روایت‌های بالا را از قول او آوردم- نمی‌چسبد. چرا که کتزیاس مورخ دربار هخامنشیان و پزشک مخصوص اردشیر دوم هخامنشی و ملکه پروشات بود. اردشیر او را به سبب حذاقت و نیز علاقه‌ای که به ایران و تاریخ هخامنشیان داشت، به عنوان مورخ و پزشک به دربار خود فراخوانده بود و اسناد رسمی بایگانی‌های هخامنشی را در اختیار او نهاده بود. به همین دلیل، نوشته‌های کتزیاس- برخلاف هرودوت- بر اساس روایت‌های شفاهی و شایعه‌ها نیست و متکی بر اسناد رسمی دست اولِ هخامنشیان است. علاقه کتزیاس به ایران موجب شد که در جنگی که کورش کوچک (برادر اردشیر) با همکاری یونانیان علیه ایران ترتیب داد، شرکت کند و در دفاع از هخامنشیان و مقابله با یونانیان به نبرد برخیزد.

 اتهام دشمنی به کتزیاس در حالی انجام می‌شود که اتفاقاً گزارش آریستوبولوس- یعنی کسی که به راستی دشمن ایران و از سرداران مهاجم اسکندر بوده- را بدون تردید و بدون اینکه به هویت او اشاره کنیم، مکرراً نقل کرده‌ایم. و آن عبارت است از آگاهی ما در باره اینکه بنای مشهور به «مادر سلیمان» آرامگاه احتمالی کورش است.

 آگاهی ما از غارت تخت‌جمشید به دست اسکندر و نیز سوزاندن تخت‌جمشید به دست همو، متکی به گزارش دیودور سیسیلی است. او آورده است که «اسکندر بزرگترین دشمن تمام آسیا بود و تخت‌جمشید ثروتمندترین شهر در زیر آفتاب بود. او اجازه داد تا سپاهیانش بجز خزانه و هدیش شاهی که به خودش اختصاص یافت، همه جا را غارت کنند و سپس بسوزانند. در خزانه تخت‌جمشید که اسکندر شخصاً آنجا را غارت کرد و سپس به آتش کشید، ۱۲۰٫۰۰۰ تالان (۳٫۶۰۰٫۰۰۰ کیلوگرم) طلا و نقره وجود داشت». اما همین دیودور در ادامه مطلبش، چیز دیگری هم نوشته است که عامداً و به نفع کورش نادیده گرفته شده است: «اینها بازمانده طلا و جواهراتی بود که کورش در طی مدت پادشاهی خود از غارت کشورها تصاحب کرده بود».

 دیودور سیسیلی، ایران و شرق باستان در کتابخانه تاریخی، ترجمه حمید بیکس شورایی و اسماعیل سنگاری، تهران، ۱۳۸۴، صفحه ۷۲۴ و ۷۲۵

 گزنفون نیز نویسنده دیگریست که مکرراً برای شرح و توصیف خصال برجسته و مردانگی‌ها و بزرگواری‌های کورش بدو استناد می‌شود. اما آشکارا و تعمداً بسیاری از گزارش‌های او نادیده گرفته می‌شوند. برای مثال آنچه که او در فصل ششم از کتاب اول «کورشنامه/ سیروپدی» در مورد حمله ناگهانی به اشخاص بی‌سلاحی که در خواب بودند، آورده است. یا آنچه که او در فصل چهارم از کتاب اول آورده و کورش را با اعراب گرسنه‌ای مقایسه کرده که با شمشیر به دنبال هموطنان ماد خود افتاده و آنان را بی‌محابا می‌کشته است. یا آنچه که در فصل ششم کتاب چهارم آورده که به هنگام تقسیم غنائم جنگی یا دریافت خراج، دختران زیبا به کورش تقدیم می‌شده‌اند. یا آنچه که در فصل سوم کتاب سوم نقل شده که کورش و سپاهیانش به اندازه‌ای از اهالی شهر را کشتند که «زنان شیون و زاری آغاز کردند و دیوانه‌وار به هر سو می‌گریختند. آنان اطفال خود را به آغوش گرفته بودند و از معدود کسانی که زنده مانده بودند، استغاثه می‌کردند که نگذارید ما تنها و بی‌پناه بمانیم». همه اینها و بسیاری مطالب دیگر مانند اینها، به هنگام انبوه نقل‌قول‌های رایج از گزنفون نادیده انگاشته می‌شوند.

 گزنفون، کورش‌نامه، ترجمه رضا مشایخی، تهران، ۱۳۸۶

 برای نمونه‌ای دیگر، می‌توان به الواح هخامنشی کشف شده در بابل اشاره کرد. اینکه به موجب این الواح دانسته شده که کورش و کمبوجیه برخلاف دیگر پادشاهان به فعالیت‌های اقتصادی در مؤسسه مالی اگیبی روی آورده بودند را مکرر خوانده و شنیده‌ایم، اما نخواسته‌ایم توجه کنیم که سرمایه اینکار از محل غارت لیدی تأمین شده بود. همچنین این قسمت از همان الواح نادیده گرفته شده‌اند که برخی از فعالیت‌های مالی اگیبی که در گستره وسیعی از جهان آنروز نفوذ داشت، عبارت بود از: اعطای وام با بهره سی تا پنجاه درصد در ماه، خرید و فروش برده و اجاره دادن فاحشه.

 Beitrage zur Assyriologie und Semitischen Sprachwissenschaft, Dritter band, heft 3, Leipzig, 1897.

 ترجمه پنجاه لوح حقوقی و اداری از زمان پادشاهی کورش، دانشنامه آشورولوژی و زبان شناسی، جلد سوم، دفتر سوم، لایپزیک، ۱۸۹۷

 کورش بزرگ در منشور مشهورش نکاتی دال بر برانداختن برده‌داری یا برانداختن بهره‌کشی از انسان‌ها آورده است. اما این ادعا با کتیبه‌های دیگر عصر هخامنشی موافقت ندارد. برای مثال به موجب لوحه شماره ۲۵۲ از سال هشتم پادشاهی کورش در بابل، دختری به نام تابموتو به دلیل اینکه پدرش یک سکه طلا و ده سکه نقره به مؤسسه مالی یا رباخانه اگیبی بدهی داشت، به گرو گرفته شد تا زمانی که پدرش بدهی خود را تسویه کند (دخترانی که به گرو گرفته می‌شدند، برای بهره‌کشی جنسی اجاره داده می‌شدند تا خسارت تأخیر را جبران کنند).

 هیچیک از این نمونه‌ها، تناقض در تاریخ‌نامه‌ها و اسناد تاریخی نیست. بلکه نگاه جامع و بدون جانبداری به رویدادها و اشخاص است. تناقض‌ها در ذهن ماست که با مصادره و جعل منابع، شخصیتی معصوم و پیامبرگونه به نام کورش در اوهام و تخیلات خود ساخته‌ایم که ارتباط چندانی با شخصیت واقعی کورش ندارد. شخصیت واقعی‌ای که شواهد فراوانی از خشونت‌ورزی‌ها، غارتگری‌ها، قتل‌عام‌ها و زن‌بارگی‌های او در دست است.

 در پاسخ به کسانی که گاهی خرده می‌گیرند که «چرا یک روز از زیبایی‌ها و افتخارات می‌نویسی و روزی دیگر از زشتی‌ها و حقارت‌ها؟» باید این نکته بدیهی را تکرار کرد که هر پژوهشگری که بخواهد منصف باشد، نه به دنبال بیان صِرف زیبایی‌هاست و نه به دنبال پیدا کردن زشتی‌ها. او دنبال آنچه می‌گردد که واقعیت باشد و یا دستکم مطلبی را بیان کند که متکی بر شاهدی تاریخی باشد. اینکه گاهی زشت می‌گردد و گاهی زیبا، به او مربوط نمی‌شود، بلکه به اسناد تاریخی و شواهد باستانی مربوط می‌شود. اگر این نوشته‌ها برای عده‌ای عجیب به نظر می‌رسد، از آن رو است که برخی از ما عادت به یکسونگری و مطلق‌انگاری و مطلق‌اندیشی، و قهرمان‌سازی و دیوپروری داریم و نمی‌توانیم پیوند عاطفی مناسبی با مطالبی که با رویکردی بدور از قهرمان‌سازی‌های وهمی و بدون مصادره به مطلوب منابع نوشته می‌شوند، برقرار کنیم.

 اقناع حس کنجکاوی و یا درس گرفتن از تاریخ، تنها و تنها با توجه به واقعیت‌های راستین ممکن است. افتخار کردن به گذشته نیز تنها با تکیه به واقعیت‌ها ممکن می‌شود و نه با اتکای به آنچه که پایه و اساسی ندارد و در حکم خودفریبی یا دیگرفریبی است.

 افتخارات فرهنگ و تمدن ایران بیش از آنست که نیاز به تحریف واقعیت‌ها باشد. کسانی که از روی حب و بغض، دیوارهای روستای نیاکانی ما را سیاه می‌کنند و یا کسانی که از روی شیفتگی بیجا، دیوارهای آنرا سراسر سفید می‌کنند، هیچکدام خادم میهن نیستند. خادمان میهن کسانی نیستند که با شعارهای توخالی و خودساخته دست‌اندر کار جعل و تاریخ‌سازی‌اند، بلکه کسانی هستند که آستین‌های خود را برای انجام کاری بالا زده‌اند. دیوارهای روستای پرخاطره نیاکانی ما همانگونه که هست، دوست‌داشتنی و ‌آموختنیست. با همان دیوارهای نیم‌ریخته، با همان درخت‌های خشکیده و تازه جوانه زده، با همان کوچه‌های پر از گُل و گِل، با همان بزغاله‌هایی که بوی پشگل می‌دهند و با همان عطر کاهگل‌های باران خورده که دوست‌داشتنی‌ترین بوی عالم است.

 رنج‌های بشری ۱۴۶: کورش بزرگ و راهزنی

 اینکه در روایت‌های تاریخی (و از جمله به نقل از کتزیاس) آورده‌اند که کورش بزرگ در جوانی راهزنی می‌کرده، ممکن است درست باشد و مغایرتی با داده‌های دیگر تاریخی ندارد. چرا که از یک سو، جهانگشایی و غارت کشورهای دیگر شکل تکامل یافته و توسعه یافته دزدی و راهزنی است؛ و از سوی دیگر چنانکه در «مناسبات مدنی و نظام‌های اجتماعی در دوران تاریخی» گفته شد، ادغام لشکرها و قراردادهای میان آنها و مجموعهٔ سرزمین‌هایی که تصرف کرده‌اند، به مرور زمان موجب شکل‌گیری مفهومی به نام «کشور» می‌شود و سرکرده قدرتمندترین لشکرها خود را «شاه کشور» می‌نامد. تفاوت بین راهزن با جهانگشا چیزی نیست جز نفرات و سلاح بیشتر. بطور خلاصه می‌توان گفت که روحیه راهزنانه و غارتگرانه، نخستین و بنیادی‌ترین لازمه هر شخص جهانگشا و متجاوز است.

انتشار از: 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
باز هم نوشته ها ی سرشار از توهین و بی منطق از ناصر کرمی !!!
شووینیسم و تعصب ....

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای غیاث آبادی یک جاعل به تمام معنی است . متن « رنج‌های بشری ۱۳۶» را که آقای غیاث آبادی مدعی است از صفحه 214 کتاب کوروش نامه گزنفون ، ترجمه رضا مشایغی گرفته است ، با متن صفحه 214 کتاب کوروش نامه مقایسه کنید:
كورش در اطراف رودخانه، به منظور استحكامات، پايه هايى از چوب نخل ساخت تا
نشان دهد كه مصمم است شهر را در محاصره گيرد، سپس در فواصل معين استحكامات مهمى برپا
ساخت تا قراولان متعدد در محل امنى به پاس دارى بپردازند. اين بود نقشه محاصره كورش ولى
محصوران شهر از بالاى ديوارهاى رفيع شروع به تمسخر سپاهيان كورش نمودند و چون آذوقه كه
كفاف معاش آنان را تا مدت بيست سال مى نمود در انبارهاى خود داشتند، وقعى به تمهيدات سپاه
مهاجم نمى نهادند. كورش كه از اين قضيه وقوف يافت مقرر داشت كه سپاه به دوازده قسمت تقسيم
شود و هريك براى مدت يك ماه محافظت حصار را به عهده بگيرند. محصورين از شنيدن

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
حالا شما اینا گفتی ولی بهتره بدونی اکثریت مراجع شیعه وحتی مراجع غیر شیعه و علمای یگر ادیان کوروش رو به عنوان ذوالقرنین معرفی کردند. و در 2 کتاب الهی غیر مستقیم و در یکی مستقیم کوروش رو فردی پاک از جانب خدا یاد کردن . بقیش بماند اون دنیا

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
فردی که شما دارید اینا رو راجبش میگید تمام تلاش خودشو کرده و حدود 44.2 درصد مردم کره زمین در اون زمان رو متحد کرده ایا در اون زمان اینترنت بوده . یا تلفن بوده باشمام حتی الانم تمام اتفاق ها یک به یک به گوش ایت الله خامنه ای میرسه ایا میشه بر 80 میلیون ادم نظارت کرد..... حالا در اون زمان ایا کوروش میتونسته بر تک تک افراد نظارت کنه . فقر و فحشا همیشه بوده ولی کم بودن کسایی که تلاششونو واسه جلوگیری ازش بکنن. این درمورد موضوع اول من گزنفون رو تا حدی مطالعه کردم تو فصل 6 گزنفون همچین چیزی ننوشته . تو ..ی بیش نیستی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نخستین بار نیست که آذری های تجزیه طلب بر اساس کینه ترکی خود نسبت به سایر ملل ،
به دروغ و جعل و تحریف و بی پرنسیپی پناه می برند .
در این سایت تاکنون دهها بار بابک آزاد- و دیرنج ایمنلی- و لاچین اسکاتلندی ، - عنوان های غرض ورزانه کینه توزانه راسیستی ضد ایرانی و ضد پارسی ، به نوشته های خود داده اند تا عطش و عقده و اعتیاد ضد بشری شان را بشکل مجانی در این سایت ایرانی فارسی زبان ، ارضا کنند .
اینها به اپوزیسیون ایرانی نشان داددند که از چه قماشی هستند و در آینده چه آینده شومی در جلو دارند و چگونه باید با آنها رفتار کرد .
سوء استفاده این تبار مغول از اجازه گذاشتن مطلب ، بدون کنترل مسئول مربوطه ،در این سایت نشان میدهد که نباید کسی کلید خانه خود را به دشمن بدهد . چون اینها نژادگرا و ضد تمدن و فرهنگ و تاریخ انسانهای دیگر هستند و استراتژی شان تخریب و خدمت به بیگانه و دشمنان ایران و ایرانی است.
تصویر کیانوش توکلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
توضیج مجدد : 1-این مقاله برای دومین بار در ایرانگلوبال باز نشر شد 2-در هر دوبار تیتر انتخابی از سوی منتشر کننده مورد اتقاد نویسنده مقاله ، آقای رضا مرادی غیاث آبادی قرار گرفت .بنا بر حق مولف ،تیتر پیشنهادی نویسنده بعنوان تیتر اول و تیتر منتشر کننده در تیتر دوم قرار گرفته است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آقاى رضا مرادی غیاث آبادی - درود بر شما، به نظر ميرسد که شما بى طرف در مورد کوروش قضاوت نکرده ايد، بلکه سعى در تخريب کوروش داريد، شما از کجا ميدانيد و چگونه ثابت ميکنيد که آشورولوژی و زبان شناسی مغرضانه اين مطالب را ترجمه نکرده باشند تا شخصيت کوروش را تخريب کنند، چگونه ثابت ميکنيد که آشورولوژی و زبان شناسی به طرفانه اين مطالب را در باره کوروش ترجمه کرده است؟ بايد پذيرفت که اگر کسى که کشورگشايى ميکند حتمأ طمعى در جمع آوررى و غارت اموال کشور متخاصم دارد؟ از اول چرا کشور قربانى را انتخاب ميکند؟ کوروش نه ادعاى پيغمبرى، امامى کرده است و نه ادعاى مصوم بودن، که نبوده است. اما در ترجمه سيلندر کوروش مئوانيم که او کشورها و اقوامى را مغلوب ميکرده است، در نيايش، اجرا و مناسک دينى و فرهنگ شان ، آزادگذاشته است، آن اگيبى که از آن صحبت کرديد و سنگسارهايى نوشتيد،

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
رضا مرادی غیاث آبادی که خودرا بدروغ دکتر "اخترباسـتان‌شـناسـی" نامیده ادعا میکند که در دانشگاه ریگا در کشور "لتونی"! درس خوانده و لیسلنس و فوق لیسانس و دکترا گرفته!! درحالیکه در کشور نیم وجبی لتونی اصلا رشته اخترباستان شناسی وجود ندارد و بالاتر اینکه اصلا دانشگاهی بنام ریگا درآن نیست. آقای بابک آزاد از هول هلیم در دیگ افتاده و برای موجه نشان دادن دروغهای پوچ خود به یک ایران ستیز دروغگوی جاعل مدرک و تبلیغاتچی جمهوری اسلامی "استناد" کرده. لینک افشای رضا مرادی غیاث آبادی https://farda.us/%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%BA%DB%8C%D8%A7%D8%AB-%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8%DB%8C.html

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
زمانی که آدم چنینمقاله هایی را میخواند که به منابعی رجوع میدهند که فلانی به نقل از فلانی و او هم به نقل از فلانی چنین نوشته است و
" تا از شکسته های یکی جام
یا گوشواره های یکی گوش
یا از دو چشم ِ جمجمه ای مات و بی نگاه
گیرد سراغ ِ راه
بیرون کشد زیاد ِ فراموشی ِ سیاه
افسانه ِ گذشت ِ جهان ِ گذشته را"

وبا دقتی که موجب حسد کسانی چون آگاتا کریستی و آرسون لوپن و شرلوک هولمز میشود که " به گزارش هرودوت، ملکه توموروس قبلاً برای کورش پیغامی بدین مضمون فرستاده بود که «تو را نصیحت می‌کنم از این کار دست برداری. به فرمانروایی ملت خویش خرسند باش و فرمانروایی من بر ملت خویش را نیز روا دار. افسوس که به سخنم اعتنا نخواهی کرد، چون به کمترین چیزی که اعتنا داری، صلح و صفا است. از نبرد با من درگذر که پیروز نخواهی شد و این برای فرزند کمبوجیه ننگ است که از زنی شکست خورد». - که گویی این نامه اکنون

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
از اينكه نوشته ام را منتشر نكرديد ممنونم
ثابت كرديد كه ايران گلوبال هم چندان فرقى با مدياى انحصار طلب فارس نداردظ
تصویر دیرنج مین ائللی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب کرمی از ادبیات سخیفی که بکار برده اید بسیار متاسف شدم. باور کنید تاثیر بیان نظراتتان اگر بصورت متمدنانه ابراز شوند بمراتب بیشتر است و نشان دهنده تفاوت شما با فرهنگ و زبان خمینی و خامنه ای خواهد بود.
خامنه ای هم همانند شما شیفته فرهنگ و زبان فارسی-ایرانیست و تنها کورش آنرا فاکتور گرفته و قریش را به آن افزوده است. هم او برای نجات ایران عزیز خود و شما, دستور استفاده نامتعارف از باتون در کهریزک را بر علیه حتی بچه های سرداران سپاه حلقه به گوش خود صادر کرد. خامنه ای , خلخالی و مشکینی ها, همه فرزندان خلف فرهنگ و تاریخ ایرانی بوده و محصول دولت -ملت بنا شده بر اساس دکترین پارسی-ایرانی رضا شاهی هستند. تعلق به یک ملت ائتنیکی, دیگر همانند دوران فئودالیسم با DNA و تبار رابطه ای ندارد. در میان رده های بالای احزاب جدائی طلب اسکاتلند بسیاری هندی و پاکستانی تبار هستند. عکس آن نیز صادق است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
برای آنکه به میزان و معیار ارزش پوینت های مثبت و منفی این سایت و آگاهی این افراد پی ببریم چند دقیقه بعد از انتشار, دونفر با محتویات کامنت قبلی من مخالفت کرده اند. نمیدانم که آیا اینها منکر نابودی نه دو پایگاه نظامی بلکه دو شهر بیگناه ژاپن با بمب اتمی اند و یا منکر زنده سوختن دهها بلکه صد ها هزار ویتنامی که کاری با آمریکا نداشت و یا اینکه معتقدند عرب ها به ایران حمله نکردند و رضا شاه سرکوبگر نبود و آتاتورک و هیتلر نقشی نداشتند و یا در آذربایجان هارای هارای من ترکم وجود ندارد. گمان دارم چیزی که وجود ندارد تفکر و آنچه وجود دارد چیزی به هوا پرتاب کردن است و خداوند آخر و عاقبت ما را به خیر کند. انشالله.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من نه مورخم و نه باستان شناس و معلومات من در این باره در حد عوام است. تا آنجا که میدانم حد " باستان شناسی " " ایرانیان " تا حدود صد سال پیش شاهنامه بود و حتی سعدی و حافظ نیز از شاهان شاهنامه ای بیشتر جهت عبرت یاد میکنند تا چیزی دیگر. و این کیفیت در کمتر از صد سال پیش تغییر کرد و علت آنرا همگی سلطنت پهلوی میدانند و کسی چیزی در باره نفوذ آتاتورک و هیتلر در این باره صحبتی نمیکند..

جناب بابک آزاد میفرمایند " البته جنایتکار هولناکی مانند کورش نمی تواند طرفدارنی بهتر از [ تو و کسانی ] داشته باشد داشته که به بهانه روز کورش در پاسارگاد تجمع کرده و شعارهای نژادپرستانه سر داده اند برای مثال «"ما آریایی هستیم، عرب نمی‌پرستیم"، و"همش میگن دسته خداست، هرچی بلاست از عرباست".».

سوال من نه از جهت انتقاد بلکه جهت آگاهی و مبنی بر این ست که دودمان پهلوی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
میگویند سالی که نکوست از بهارش پیداست بعضی ها با اختراع آقا کوروش و انتخاب روز مرگ و روز تولد بر این بابا فکر میکردند که با این کار یعنی اوسطوره سازی احساسات ملی را شعله ور خواهند کرد ولی عکس اش شد اینها آتشی افراختند که در آن قبل از حمله شونیزیم فارس و دولتش خواهد سوخت اگر با این نظر من مخالف هستید کمی به نوشته جات و انتشارات و برنامه های ضد آقا کوروش نگاه کنید که چگونه عکس جریان به وسعت بیشتر شکل گرفت و چاه کن ها را به ته چاه انداخت و حالا این کوروش پرستان مرتجع هستند که باید در مقابل اسناد ی که ثابت میکنند که کوروش جنایتکار بوده باید تز مخالف بنویسند که اینهم مثل آب را در هاونگ کوبیدن است پس حضرات مفت و مسلم تضاد را بین ملل غیر فارس را با فارسها بیشتر کردند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
استاد کرمی و اطرافیانش در مقابل مقاله خیلی کم آوره و مرثیه ننه من غریبم را میخوانند حضرات در رد هر سطر به سطر این مقاله آزاد هستید و الحمدوالله دنیای اینترنت با یک دنیا معلومات و داده ها و اسناد تاریخی بشکل رایگان در اختیار همگان است پس احتیاجی به توهین به عرب و تورک نیست بیاورید اسنادتان را جلو و من تورک را هم خجل و آگاه کنید و گرنه جز سوختن و ساختن و قبول حقایق راه گریزی ندارید و در زبان تورکی اصطلاحی است که میگوید « ایسته سزده بو دور ایسته مه سزده ». چه بخواهید و چه نخواهید این است و بس .
تصویر ناصر کرمی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 

به آقایان... بابک آزاد.....و.... دیرنج مین ائللی...... آقای بابک آزاد شعار " ما آریایی هستیم، عرب نمی پرستیم" منظور و خطاب به نظام جمهوری اسلامی و به شخص خامنه ای هم تبار شما و حکومتهای عربی ضد ایرانی است و هیچگونه مردمان عرب تبار را در نظر ندارد. مکتب کوروش و فرهنگ ایرانی ضد کسی نبوده و نیست.
اگر شما ایرانیانی را که با محدویتهای فراوان در پارسارگاد گرد هم می آیند نژاد پرست و کوروش آنها را جنایتکار می نامید، پس شما با ملّت 60 میلیونی ایرانی روبرو هستید، تکلیف خود را معین کنید که با این مردم چگونه میخواهید همزیستی مسالمت آمیز داشته باشید.
تصویر بابک آزاد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای کیانوش عزیز این نوشته تحقیقی را من در 25 فوریه سال 2013 در ایرانگلوبال انتشار دادم در آنزمان تیتر مقاله مورد اعتراض نویسنده واقع شد و شما از من خواسته بودید درباره تغییر تیتر توضیح دهم
تصویر کیانوش توکلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای بابک ازاد گرامی / ذکر نام من در مقدمه ای که جنابعالی نوشته اید ،می تواند، اینطور تلقی شود که ان متن را اینجانب نوشته باشم در حالی که این مقدمه کوتاه هیج ربطی به من ندارد. در ضمن اگر تیتری مخالف نظر نویسنده باشد، نبایستی تغییر داد و به خواست نویسنده بایستی احترام گذاشت.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اگر مثال های من, ۶ نفری را که به آن کامنت شماره منفی داده اند قانع نکند آیا سوزاندن ۶ میلیون یهودی در کوره های آدم سوزی و ۳۰ - ۲۰ میلیون روسی توسط مسیحیان آلمانی در جنگ بین المللی دوم و بمباران خانه ها و بیمارستان ها و مدرسه ها و منابع آب و کشورزی و غیره در یمن و سوریه توسط مسیحی و مسلمان و یهودی و با دین و بی دین در جلوی چشم من و شما کافی ست؟ و این بعد از ۴,۰۰۰ -۳,۰۰۰ سال تمدن امروزی ماست.
واین هم آخرین گزارش از آلمان:
" در گزارش مربیان ارتش آلمان آمده است که احتمالاً نکته اصلی آموزش، کار با موشک های ضد تانک «میلان» است. پیشمرگه ها باید تا بحال ۵۰۰ عدد از موشک ها را دریافت کرده باشند. ولی گفته نشده که که هرموشک «میلان» حامل دو و چهاردهم ۲،۴ رادیواکتیو توریم ۲٣۲( ¬Thorium ۲٣۲) است. پزشکان بین الملل برای پیشگیری جنگ هسته ای IPPNW اعلام خطر می‌کنند که در صورت پرتاب موشک، توریم خارج شده و

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
يه مشت اراجيف كه همگى آن تحريف تاريخ هستش اينجا نوشته شده براى نابودى فرهنگ و تاريخ ايران و ايرانى مرده شور هر چى ملا رو ببرند با اون دين .. اسلام شون ....
با همين تاريخ و فرهنگ با شكوه ايران دين بربريت اسلام رو در ايران بخاك خواهيم سپرد
دير و زود داره سوخت و سوز نداره

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
رضا مرادی غیاث آبادی عضو فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی بود و سالها حقوق و پروژه های نان و آب داری از فرهنگستان و ارگان های دیگر رژیم دریافت میکرد و مطالب تاریخی و باستانشناسی آنطور که جمهوری اسلامی میخواست برای رژیم تهیه میکرد. غیاث آبادی سالها خودش را دکتر مینامید با وجوداینکه هرگز چنین تحصیلات دانشگاهی نداشت. او فقط یک عنصر تبلیغاتی رژیم است. در سال 1388 که میرحسین موسوی از ریاست فرهنگستان هنر اخراج شد باند میرحسین ازجمله رضا مرادی غیاث آبادی هم اخراج شدند. غیاث آبادی اینبار به خدمت جناح دیگر رژیم درآمدو برای سازمان تبلیغات اسلامی و سپاه پاسداران پروژه تهیه کرد و وظیفه اش هم به زمین زدن ایران باستان و نشان دادن بی تمدنی ایران پیش از اسلام و شروع تمدن از زمان حمله اعراب و اسلامی شدن ایران بود. ایشان اصلا سواد و صلاحیت اطهارنطر درباره تاریخ ایران باستان را ندارد و فقط یک تبلیغاتچی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بابک آزاد بارها در این سایت نشان داد که کارش غیرعلمی ،غیر ژورنالیستی و در خدمت جعل و تحریف و دروغ و شانتاژ راسیستی ضد ایرانی است.
در یک فیلم ،چند آذری پناهنده را با عنوان کمونیستهای ترکیه و طرفدار اردغان در این سایت گذاشت و بعد از اعتراض، عنوان فیلم را عوض کرد.
در فیلم دیگری تظاهرات طرفداران مصطفی آتاتورک و علوی های ترکیه را در این سایت با عنوان تظاهرات پشتیبانی از اردغان در این سایت گذاشت .
بیش از 90 درصد فعالیت های پان ترکی و ضد ایرانی اش ، جعل و تحریف و دروغ و کولاژ و مونتاژ های ربوده شده از جاهای مختلف است.
به دلایل فوق تمام کوششهای آذری های در این سایت فاقد هر گونه کار حقیقت خواهی و روشنگری و اصول اخلاقی است. و ایرانیان طرفدار حقوق خلقهای ساکن ایران را علیه کوششهای این 5-4 نفر فعال در این سایت نموده . و حتی در آینده باید به جرم تبلیغ راسیسم ضد فارس و خیانت به ایران و رواج دروغ

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
باز سگی اویزان کفتاری شد

جعلیات غیاث ابادی و پاسخ انها:

http://anti-lie.persianblog.ir/

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
رنج‌های بشری ۶۷: وادار کردن دختران به فحشا در زمان کورش بزرگ, رنج‌های بشری ۱۲۴: ارثیه زنان در زمان کورش,
رنج‌های بشری ۱۲۵: سنگسار زنان در زمان کورش بزرگ. همین چند بند اول ثابت می‌کند که کوروش مسلمان بوده است و در غیر این صورت باید قبول کنیم که شخصی‌ به اسم محمد پیامبر وجود نداشته است و اگر بوده همه دین اسلام را از آیین کوروش اقتباس کرده است. نظر آقای غیاث آبادی در این مورد چیست؟
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
از نگاه این فاشیستهای پان ترک ، کورش کبیر جنایتکار است و حیوانات خونخواری مثل چنگیز ، آتیلا ، تیمور، ملاحسنی و خلخالی و موسوی اردبیلی و دراز گوشی مثل نادر قاضی پور، انساندوست و عادل هستند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من نمیدانم و شاید هیچکس دیگر هم به تحقیق نداند که جزئیات تاریخ باستان ایران و یا دیگر تاریخ های باستانی چیست که بخواهیم بر اساس این داده های ناقص, قضاوت کنیم. اگر خیلی خلاف اخلاق نباشد و ادیتور محترم اجازه دهد با داستان زیر شروع میکنم:

با عرض معذرت, در امتحان درس فیزیولوژی, استاد از دانشجویان دختر پرسید که چه عضوی در هنگام فعالیت حجمش فلان برابر میشود. دختر خانم ها سر بزیر انداخته جوابی ندادند. همین سوال از پسر ها پرسیده شد با همان نتیجه. استاد به آخرین دانشجو گفت که آن عضو مثلا مشیمیه چشم است. ضمنا گفت به همکلاسان دختر خود بگوید که اگر میزان انتظارات خود را کاهش ندهند در شب موعود, احساس مغبونی خواهند کرد.

امروز در دوران سازمان دول متحد و منشور جهانی حقوق! بشر - تا آنجا که نوک کوه یخ اجازه میدهد - میبینم که در ابوغریب بغداد و گوانتانامو کوبا چه میگذرد و یا در روز روشن

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آذری مغول نسب ،چون خودش فاقد همه چیز است ، سعی میکند به بهانه های مختلف ، با نفی دیگران ، بقول شاعر-
کافر همه را به کیش خود می خواند .
ترکها تاکنون حتی قبر و گوری از چنگیر مغول؛ قهرمان قلابی خود ندارند .
در حالیکه در ایران 1000 آثار باستانی و صد ها هزارآثار عبیقه از 7 هزار سال تاریخ ایران در موزههای ایران و جهان قرار دارند .
تنها آثار باستانی ترکها ، آثار دین زردشت در آذربایجان و آثار ایرانی در آسیای میانه و منطقه" تلع مکان" هستند که توسط روسها و یک باستان شناس ارمنی کشف شد و اکنون در موزه های افغانستان میباشند .
ترک و مغول و آذری فاقد هر گونه فرهنگ و تمدن و تاریخ و زبان و کتاب و هویت است . به این دلیل تجزیه طلبان آذری در این سایت دجار حسادت و عقده و جعل و تحریف و بی پرنسیپی .... شده اند .
تصویر دیرنج مین ائللی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تمدن و انسانیت تنها و تنها محصول چند صد سال اخیر است و در دوران باستان چیزی جز بربریت نمی توانست حاکم باشد. از اثرات سو فرهنگ اسلامی, جستجوی تمدن والا در دوران باستان است همانند افسانه دوران طلائی صدر اسلام و حکومت عدل علی و غیره. حقوق بشر کوروش نیز محصول همین تفکر ایرانگرایان است که از ضمیر ناخوداگاه اسلام زده شان تراوش کرده و بدلیل فقر فرهنگی جامعه مورد پسند واقع شده است. دیروز یکی از وزرای عراقی در مصاحبه ای عنوان کرده که در زمان اکدیان, فرودگاهی در بین النهرین بوده و اجداد عراقیها اولین فضانوردان جهان بودند. جومع خاورمیانه ای که نقش درخوری در تمدن فعلی, پیشرفتهای تکنولوژیکی, نو اوریهای اداری, فرهنگ انسانی و حقوق بشری نداشته اند با خیالپردازی سعی در لاپوشانی بی فرهنگی و عقب مانده گی مفرط خود دارند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نوشته ای است با ارزش که تحقیقات زیادی برایش انجام شده و با سند ادعایش را اثبات کرده است. ماهیت واقعی کوروش این است که نویسنده آورده است. ملتی که بر اساس چنین شخصیتی تاریخی به اصطلاح شکوهمند بسازد بی شک به سرنوشت کوروش دچار خواهد شد.ای کاش این هم بشود تا شش هفت ملت دیگر هم از استعمار و ستم دولت اشغالگر پارس آزاد شوند. تنها در این صورت است که ملت پارس ممکن است به آزادی و دمکراسی روی بیاورد.
تصویر بابک آزاد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب کرمی شما بهتر بود بجای پراکنده گویی و طرح اتهاماتی که فقط برازنده خود شماست به موارد ارزیابی شده در مقاله تحقیقی پاسخ می دادید البته جنایتکار هولناکی مانند کورش نمی تواند طرفدارنی بهتر از داشته تو و کسانی داشته باشد که به بهانه روز کورش در پاسارگاد تجمع کرده و شعارهای نژادپرستانه سر داده اند برای مثال «"ما آریایی هستیم، عرب نمی‌پرستیم"، و"همش میگن دسته خداست، هرچی بلاست از عرباست".» حمید مافی درباره این روز چنین می نویسد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام-نویسندگان وتاریخ نگاران عصرجدیدبراثروجوداینترنت باستانگراهای جاعل این صدساله رابدجوری کلافه کرده است.
ترقی وپیشرفت دنیا وتمام کشورهادراین صدسال اخیرکه مصادف باحکومت متوهم شئونیست های فارس بوده ،
هم اکنون برهمه روشن شده که این تاریخ سازی وجعل وشانتاژهادرسایه دلارهای نفتی مفتی توسط این اجنبی های هندی تبارنوچه های استعماری انگلیس باباج دادن های بی حدوحساب به مسیونرهای غربی صورت گرفته است.
بهمین خاطربافرافکنی های گستاخانه خودراصاحب خانه وصاحب خانه رامیخواهنددراردبیل وآزربایجان جنوبی جمع کنند.
عقب ماندگی ونوکرصفتی خوددرتمام زمینه هابرعموم ثابت گشته وتمام نخ های استعماری آنهاتبدیل به پنبه شده است.
باورکنیداگرازدستشان برمی آمداختراع کننده اینترنت رانابودمیکردند،که چرااین امکان بازشدن حقایق رادراختیارمردم گذاشته اند.
شئونیسم فارس این که رهبران آنهاهمچون مسترهمفر برمردم ایران

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
واقعا نقل صریح و واقعیت مدار بود تاریخ را آنچنان که هست باید نقل کرد نه آنچنان که دل بخواهد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای ناصر کرمی بجای بازی با کلمه ها لطفا یک دانشمند فارس قبل از اسلام نام ببرید. مگر تمدن بدون دانشمند ممکن است؟
تصویر ناصر کرمی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 

جناب آقای توکلی،...آقای رضا مرادی غیاث آبادی ناصر پورپیرار دوّم است که در خدمتگزاری به نظام جمهوری اسلامی، اوّلین بار نیست که به واژگونه نگاری تاریخی و باستان شناسی، و لکه دار کردن تمدن قبل از اسلام و چهره های نمادین آنرا آنطور که باب طبع علی خامنه ای است پرداخته و می پردازد.
آقای بابک آزاد دوست شما را هم می شناسیم که کاری جز ضدیّت با ایرانیان تکلیفی و یا حرفه و پیشه ای دیگر ندارد. مطالبی را که آقای بابک آزاد اینجا جمع آوری کرده است را خیلی وقت ها پیش صدق خلخالی هم تبار آقای بابک آزاد مطرح کرده و انتشار داده است، بنا بر این تفاوتی بین افکار صادق خلخالی و آقای بابک آزاد و سایر افراد پان ترکیسم ضد ایرانی نیست. شما میتوانید بجای نام انتشار دهندهء این نوشتار دروغین بجای بابک آزاد صادق خلخالی را بگذارید

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری