دخالت خارجی یا تکیه بر نیروی توده ها؟!

تعداد مشاهدات: 
1611
برای یک دقیقه فرض کنیم که نظر هواداران دخالت نظامی آمریکا درست است و کردهای عراق در نتیجه حمله آمریکا، به دموکراسی دست یافته اند . این چه فایده ای دارد که بعلت حمله و تجاوز یک قدرت امپریالیستی به یک کشور دیگر ، بخش کوچکی از ساکنین این کشور بخت بر گشته ،از مزایای دموکراسی برخوردار باشند ، اما سرتاسر کشور به تل و ویرانه ای مبدل شود و فقر و فلاکت و کشتار و استبداد عنان گسیخته و خانخانی نصیب اکثریت اهالی گردد؟

اخیرا  مقاله ای خواندم در تارنمای"روشنگری" ، در نقد نظریاتی که ماشااله رزمی در تلویزیون " گوناز"،در زمینه دخالت نظامی آمریکا در ایران ابراز داشته است. این مصاحبه در 4 تیرماه 1390 ،انجام گرفته است. تیتر مقاله مندرج در روشنگری چنین است  "نقد ماشااله رزمی ، هوادار فرقه دموکرات  آذربایجان".  چون در تمام نوشته، اسمی  از نویسنده مطلب به میان نیامده است، ظاهرا چنین به نظر می آید  که  "هوادار فرقه دموکرات آذربایجان"، عنوان همان نگارنده  مقاله است .  در غیر این صورت ، اسم نویسنده  در نوشته مورد بحث، نیامده و  "هوادار فرقه دموکرات آذربایجان" عنوانی است که نویسنده مقاله به ماشااله رزمی، داده است . درهر حال،  به نظر می آید منتقد نظریات ماشااله رزمی،  ازدوستان سیاسی سابق ایشان بوده و اینک بخاطر نظریاتی که این" رفیق" سالهای گذشته در اینجا و آنجا و به صورت آشکارتر در تلویزیون "گوناز" اخیرا اظهار داشته است، احساس" شرمندگی" میکند و این نظریات را "سقوط وحشتناک" ماشااله رزمی، میداند

چکیده نظر ماشااله رزمی، بنا به نوشته  دوست سیاسی  سابقشان، چنین است : " تمام حکومت های فاشیستی جهان ، با دخالت خارجی،سرنگون شده اند." این   دید سیاسی آقای رزمی ،  قبل از آنکه به طور مبسوط در مصاحبه با تلویزیون "گوناز"، مطرح شود ، در تارنمای "اخبار روز" و برخی دیگر از  سایت هائی که در زمبنه مسائل ملی آذربایجان، مطلب منتشر میسازند، آمده است.  منتقد نظریات ماشااله رزمی ، در ابتدای نوشته خود،جمله ای از گفته های  او را  به شرح زیر، نقل میکند: "سیاست های خارجی ، رل مهمی در روی کار آمدن  و یا کنار رفتن  حکومت هائی مانند جمهوری اسلامی دارند."و پس ا ز شرح و توضیح نظریات ماشااله رزمی و نکته  گیری بر این گفته ها ، قسمتی از سخنان ماشااله رزمی رامی آورد." فاشیسم بر اساس یک دین یا ایدئولوژی و با تکیه بر بخشی از مردم ، به حکومت خود، ادامه میدهد.

این حکومت ها ( هیتلر ، موسولینی و صدام ) تنها با جنگ خارجی سرنگون شده اند. اگر دخالت آمرکا نبود،کرد های عراق به خود مختاری نرسیده بودند.....وضع لیبی و حمایت مردم از دخالت خارجی ،جلوی چشم ماست....دوره گلوبالیزاسیون است و تمام سیاست ها مرتبط با هم هستند و این مساله سبب میشود که نگذارند نیروهای حکومتی ، به بهانه دفاع از خاک ،یک ملت را از بین ببرند. ... نسل جوان برخلاف ما که گرفتار ایدئولوژی بودیم، پراگماتیست است و میخواهد آزاد زندگی کند.... از شعار فلسطین، بدش می آید...مخصوصا ملل غیر فارس نه میخواهند بر خورد منفی با دخالت خارجی داشته باشند... من با نمایندگان سایر ملل در ارتباطم و آنها طرفدار سرنگون شدن این حکومت به هر نحوی هستند..." اگر ماشااله رزمی زمانی نظریات سوسیالیستی داشتند، واقعا هم سقوط وحشتناکی ، رخ داده است . نکته ای که  به منتقد  و "دوست سابق " ماشااله رزمی میتوان گرفت ، این است که در تمام مقاله خود، حتی یک بار هم مو ضعی در رابطه با رژیم جمهوری اسلامی ، اتخاذ نکرده است.بنظر من، نویسنده "نقد"، لازم بود در نوشته خود، این نکته را متذکر میشد که توده های ستمدیده و زحمتکش ایران، تنها از طریق تکیه به نیروی خود و مبارزه ومقاومت تا بآخرمیتوانند زنجیرهای اسارت و بردگی را شکسته و به سلطه  ننگین و جابرانه  رژیم جمهوری اسلامی، پایان دهند. 
  وقت آن رسیده است که باید قاطعانه در مقابل تمام انقیاد طلبان و هواداران رنگارنگ قدرتهای امپریالیستی ایستاد و پیگیرانه از    اصول انقلابی  وسنت های آزادیخواهانه و ضد استعماری ، دفاع کرد. مساله ، نظریات ارتجاعی و انقیاد طلبانه این یا آن فرد، نیست . این روزها کم نیستند فرصت طلبان و سازشکارانی که رها ئی از چنگ رژیم آزادیکش جمهوری اسلامی را در گرو دخالت  نظامی امپریالیست ها  و حکومت دست نشانده آنها، اسرائیل دانسته  و در انتظار حمله نظامی  قدرت های امپریالیستی ، روز شماری میکنند. این دشمنان رهائی توده های محروم و زحمتکش ایران از چنگال ظلم و استثمار ، جهت  اثبات نظریات ارتجاعی خود، صغرا و کبرا را بهم بافته و با وارونه نشان دادن حقایق تاریخی ، میکوشند ، توده ها را فریب دهند. از دید این  مشاطه گران چهره چرکین امپریالیسم، دنیای امروز، دنیای گلوبالیزاسیون  است و امپریالیسم تغییر  ماهیت داده وبه دوست  و یارو یاور خلق هائی که در دست حکومت های دیکتاتوری گرفتارند، مبدل شده است.

شرایطی در دنیای کنونی ، بوجود آمده که گرک و بره  را قادر کرده است  دلسوز و غمگسار یکدیگر بوده و در کنار هم، در مودت و وفاق، زندگی کنند!!  اگر آمریکاّ به عراق حمله  کرد ،هدفی جز کمک به مردم این کشور که در دست صدام اسیربودند ، نداشت! اگر هواپیما های جنگی این قدرت  تجاوزگر امپریالیستی، شب و روز ، بمب  بر سر مردم افغانستان می ریزند و گروه گروه مردم بی پناه این سرزمین بلا زده را میکشند،همانا به خیر وصلاح اهالی این کشور است و زمامداران آمریکا، نیت سوئی ندارند! با این استدلالهای سست و واهی،مبلغین انقیاد طلبی در ایران ، از سلطنت طلبان و لیبرالها گرفته تا جناح  هائی از بورژوازی ملت های غیر فارس ، اشکارا از دخالت نظامی آمریکا و اسرائیل  در ایران، حمایت کرده  و در نهایت  بیقراری، برای تجاوز دولت های خارجی ، دقیقه شماری میکنند.کم نیستند کسانی که یک روز  در طیف چپ و سوسیالیسم بودند و امروز 180 درجه موضع عوض کرده  و به ناسیونالیست های طرفدار امپریالیسم مبدل شده اند. "چپ " های فرصت طلبی هم هستند که  حمله احتمالی آمریکا و اسرائیل را بهانه قرار داده ، از مبارزه و مقابله با رژیم تا مغز استخوان وابسته به امپریالیسم جمهوری اسلامی ، طفره می روندو مخالفت با حمله امریکا به ایران را عمده تر از مبارزه با رژیم ، ارزیابی میکنند! کیست که نداند که آمریکا و دیگر قدرتهای امپریالیستی از یک طرف و رژیم ضد مردمی جمهوری اسلامی از طرف دیگر، سالهاست با خرج  مبالغ گزاف ، ازمیان روشنفکران سست عنصر و خودفروش،  برای پیشبرد مقاصد ننگین خود ، نوکر و خدمتگذار، استخدام میکنند.                                   
 علیرغم ادعا ها و دروغ بافیهای انقیا د طلبان  و سازشکاران، در دوران کنونی، در ماهیت ارتجاعی وغارتگرانه امپریالیسم،هیچ تغییر ماهوی، بوجود نیامده است . پدیده امپریالیسم، در ماهیت امر، همان امپریالیسم دهه های پیشپن است . امپریالیسم ، سرمایه داری  انحصاری و بمثابه آخرین مرحله سرمایه داری، ماهیتی عمیقا ارتجاعی ،آزمند، تجاوزگرانه و انگلی دارد. در 100 سال گذشته ، ایران، نظیر دیگر کشورهای عقب مانده و عقب نگه داشته شده ، بارها و بارها  از تجاوزگری، توسعه طلبی و  دخالت های سلطه طلبانه قدرتهای امپریالیستی، رنج برده است. در دوران انقلاب مشروطیت، ما شاهد تجاوز آشکار روسیه تزاری به آذربایجان و سرکوب وحشیانه مبارزات رهائی بخش اهالی آن دیار، هستیم .تاریخ معاصر به روشنی نشان میدهد که چگونه روسیه تزاری و انگلستان ، به دنبال قرارداد 1907، ایران را بین همدیگر ، تقسیم کرده و در اتحاد و تبانی، به سرکوب انقلاب مشروطه پرداختند.سازشکاران و انقیاد طلبان ، بیشرمانه ، تجاوز نظامی آمریکا را، راه رهائی توده ها از چنگال رژیم اسلامی   و راه نجات کشور ، وانمود میکنند. اما   تاریخ به ما میگوید که همواره ، رژیمهای ارتجاعی و سرکوبگر را همان قدرتهای آزمند امپریالیستی ،به  توده های ستمدیده، تحمیل کرده اند.امپریالیسم انگلیس، در تعقیب سیاستهای استعماری خود و به منظور جلوگیری از نفوذ و گسترش انقلاب سوسیالیستی در روسیه، طی کودتائی در 3 اسفند 1299 شمسی، رضا خان قزاق را به قدرت رسانده و به دست این  نوکر دست نشانده، آزادی را در ایران،کشت. همان امپریالیسم انگلستان بود که در شهریور 1320، رضا شاه را  از قدرت  بر داشته ، پسرش، محمد رضا را به جان مردم ستمدیده ایران انداخت.  درآذر ماه سال 1325، این نوبت امپریالیسم تازه نفس آمریکا بود که  با مداخلات خود، جنبش های دموکرانیک را در آذربایجان  و کردستان ، خفه ساخته  و حمام خون در این دو منطقه بلا زده، ایجاد کند.

در 28 مرداد 1332، این، امپریالیست های آمریکا و انگلیس بودند که طی کودتای ننگینی ، حکومت ملی مصدق را سرنگون ساخته و شاه فراری را  دوباره به مسند سلطنت نشاندند. 25 سال تمام، سلطه استبدادی شاه، حاصل و میوه تلخ این مداخله آشکار امپریالیستها  در امور سیاسی ایران  بود. بالاخره ، وقتی در بهمن ماه 1357، توده های بپا خاسته  و  مبارز، با دادن قربانیهای  فراوان، رژیم شاه را سرنگون کردند، قدرتهای امپریالیستی ، جهت سرکوب مبارزات کارگران و زحمت کشان ایران، رژیم درنده خو و جنایتکار  کنونی را  به قدرت رساندند.   این تاریخچه مختصر دخالت های  زیانبار و ویرانگر امپریالیست ها ، در طول یکصد سال گذشته ، در امور سیاسی ایران است .  با اینهمه جنایات و پلیدیهائی که قدرت های سلطه گر امپریالیستی و رژیمهای وابسته،  در طول دهه های گذشته علیه منافع زحمتکشان ایران مرتکب شده اند ، باز هم ، روشنفکران  واداده و فرصت طلبان  سازشکار، اشتیاق دخالت نظامی امریکا را در سر می پرورانند و به خاطر منافع حقیر شخصی ، تمام موازین آزادی و آزاد منشی را ، آشکارا زیر پا میگذارند. ماشااله رزمی ، در نقل قولی که از وی در این نوشته ، آورده شد ، حمله نظامی آمریکا به عراق را مثبت، ارزیابی کرده و میگوید اگر آمریکا حمله به عراق نمیکرد ، کردها به آزادی دست نه می یافتند. رزمی و کسانی که مثل ایشان فکر میکنند ، کلمه ای در مورد اهداف آمریکا در حمله به عراق یا افغانستان، به قلم و زبان نه می آوررند. باید گفت، آمریکا   در حمله نظامی  به عراق ، تنها و تنها منافع امپریالیستی خود را در نظر داشته و به هیچوجه سعادت و آزادی مردم ستمدیده عراق، منظور نظرش نبود.راستی حمله امریکا به عراق، چه حاصلی جز فلاکت و ویرانی و قتل و کشتار برای مردم بی پناه  داشته است؟  در نتیجه حمله نظامی آمریکا و انگلیس، رژیم جنایتکار صدام --- که خود سال ها سال به منافع امپریالیسم آمریکا خدمت میکرد --- سرنگون گردیده، اما در وضع فلاکت بار زندگی توده های زحمتکش، کوچک ترین بهبودی بوجود نیامده است. ازادی و دموکراسی در کشور ایجاد نشده است .  سالهاست دیکتاتوری و ملوک الطوایفی در عراق حاکم است و  روزی نیست که در نتیجه انفجار ها و بمب گذاریها ، ده ها تن ، کشته نشوند.  مدافعین انقیاد طلب  دخالت نظامی آمریکا در ایران ، برای موجه نشان دادن اندیشه های بغایت سازشکارانه خود ، نمونه حکومت "خودمختار " کردهای عراق را برخ منتقدین خود میکشند و برای فریب توده ها ،مدعی استقرار دموکراسی در کردستان عراق میشوند.

برای یک دقیقه فرض کنیم که نظر هواداران دخالت نظامی آمریکا درست است و کردهای عراق در نتیجه حمله آمریکا، به دموکراسی دست یافته اند . این چه فایده ای دارد که بعلت حمله و تجاوز یک  قدرت امپریالیستی به یک کشور دیگر ، بخش کوچکی از ساکنین این کشور بخت بر گشته ،از مزایای دموکراسی برخوردار باشند ، اما سرتاسر کشور به تل و ویرانه ای مبدل شود و فقر و فلاکت  و کشتار و استبداد عنان گسیخته و خانخانی نصیب اکثریت اهالی گردد؟  باید گفت دموکراسی در کردستان عراق، دموکراسی دم بریده و قلابی است . در کردستان عراق چیزی که وجود ندارد ، دموکراسی واقعی است. بورژوازی کرد در کردستان عراق ، در راس حکومت است و برای اکثریت عظیم خلق کرد عراق که همان توده های زحمتکش باشند، اعمال دیکتاتوری میکند. در کردستان عراق ، در حالیکه که طبقه حاکم از طریق اختلاس و دزدی و استثمار، هر روز بر مکنت و ثروت خود می افزاید ، توده های زحمتکش، نظیر دیگر نقاط عراق، در فقر و بی خانمانی زندگی میکنند  و بطور دائم بر فاصله طبقاتی بین مشتی ثروتمند چپاولگر و اکثریت تهی دست اهالی ، افزوده  میشود. با آنچه گفته شد،  معلوم نیست مدافعین سینه چاک دخالت نظامی آمریکا در ایران، با چه روئی ، حمله نظامی آمریکا به عراق را توجیه میکنند؟نگاه کنیم به بینیم حمله نظامی آمریکا و امپریالیست های اروپائی ، چه فاچعه ای در افغانستان  به بار آورده است . در نتیجه دخالت های تجاوزگرانه امپریالیستها ، در حقیقت امر ، افغانستان ، بویرانه ای مبدل شده است .  نه سال از حمله نظامی آمریکا به افغانستان میگذرد. در طول این مدت، نه تنها دموکراسی  در این کشور ایجاد نشده ، بلکه  اوضاع،  وخیم تر از سابق هم شده است . کار بجائی رسیده که توده های ستمدیده ، از جور " منجیان" امپریالیستی ، به جنایتکاران طالبانی  پناه میبرند.                                                                                                                              

  راه رسیدن به آزادی و دموکراسی واقعی در ایران ، راه رهائی زحمت کشان از زنجیر ظلم و استثمار ، راه   خلاصی ازچنگ رژیم جنایتکار و قرون وسطائی جمهوری اسلامی، راه پایان دادن  به تمام ستمدیدگیها و حق کشی ها در جامعه اسیر و دربند کنونی ، تنها و تنها مبارزه سرسختانه  و آشتی نا پذیر ، متکی بودن به نیروی لایزال توده ها و پاسخ قهر ضد- انقلابی ارتجاع هار حاکم را با قهر انقلابی دادن است . قدرتهای امپریالیستی در تجزیه تحلیل نهائی ، یار و همدست رژیم های درنده خوئی نظیر رژیم جمهوری اسلامی هستند که در دفاع  از منافع سرمایه داران خون آشام ، مبارزات حق طلبانه کارگران و زحمتکشان را  به سبعانه ترین وجهی ، سرکوب میکنند. طبیعی است که  این واقعیت ها بگوش آنهائی که در دشمنی با منافع توده ها ، در انتظار حمله نظامی آمریکا هستند، فرو نمیرود. اگر در نتیجه  حمله نظامی آمر یکا هزاران تن کشته شده و  سرتاسر  کشور ، ویران گردد ، برای این قبیل  افراد سودجوو فرصت طلب ، اهمیتی ندارد . مهم آنست که این حمله، کشور را تکه تکه کند و این امکان را بوجود بیاورد که  این سینه چاکان حمله نظامی آمریکا  و اسرائیل ، در بخشی از کشور،  تحت حمایت آمریکا، حکومت سرکوبگرانه ای  داشته باشند و از بابت استثمار بیرحمانه توده های  زحمتکش  ، جیب های خود را پر کنند.

انتشار از: