شوق و شور جانفشانان!

تعداد مشاهدات: 
1162
شوق و شور جانفشانان، همچنان در اعتلاست
گرچه از پیکارجویان بیشمارش می کشند

 

آنکه شد مفتون عشق یار، زارش می کشند

خسته و رنجور و زار و بیقرارش می کشند

گاه در زندان و گاهی بر سر بازارها

گاه در پنهان و گه  در آشکارش می کشند

این یکی را روز روشن در خیابانهای شهر

وآن یکی را در خفا، در شام تارش می کشند

آنکه سرسختانه با خودکامگان پیکار کرد

بر سر دار ستم، حلاج وارش می کشند

آن که را در سر هوای توده زحمتکش است

دشمنان کینه جو، با حال زارش می کشند

خشک گردد تا به لبهایش سرود زندگی

شاعر آزاده را،  زار و نزارش می کشند

تا گلستان پر شود از شیون زاغ و زغن

بلبل خوش لهجه را در شاخسارش می کشند

دشمن سرسخت استبداد و استثمار را

 دیو خو دژخیم ها، در هر دیارش می کشند

شوق و شور جانفشانان، همچنان در اعتلاست

گرچه از پیکارجویان، بیشمارش می کشند!

 

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
پاسخ به آقای حسن جداری...
..........................
نه اولــدی گـــجه مـــیز سحــــر اولمـــادی.....
سحـــر اولمــامــا قدان تــمام اولمـــادی..........
او مشــــروطه کـــی آتـــامـــیز قوردولار......
مــگر رضا پهلویـــلرله ویران آولـــمادی؟.......
.................................................
چرا شب به روز مبّدل نشد.....
سحر نرسیده, روز تمام شد.....
آن مشروطه که اجدادمان مستقر کردند...
مگر بدست رضا شاه ویران نشد؟.....
تصویر حسن جداری

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دو بیت شعر ترکی با ترجمه به فارسی
سویونوردوق گئجه، سحر اولاجاق
کیم بولوردی، سحر، نئلر او لاجاق؟
بونی بولموردی بینوا ملت
شیخ، شاه دان دا بئش بتر اولاجاق !
ترجمه به فارسی
شادمان بودیم که شب به روز مبدل خواهد شد
اما که میدانست روز هنگام، چه حوادثی رخ خواهد داد؟
ملت بیچاره این را نمی دانست
که شیخ، از شاه هم بدتر خواهد شد!