تضاد حزب - دولت

" سازمان با دولت مترقی رابطه ایجاد میکند"
« ø ø سازمان با دولت کمک رسان رابطه ایجاد میکند»
حزب و دولت در تضاد با هم قرار دارند ، و به این دلیل هر دو گزاره نادرست اند.
از هیچکدام نمیتوان سیاستی برای خود ساخت.

 
 تضاد حزب-دولت یا  دولت-سازمان، مقوله ای ست که در مقاله ای بدان اشاره کردم ولی
لازم است اینجا جداگانه  کمی رویش مکث کنیم. پیرامون آن گفتنی ها زیاد است اما برای رعایت چکیده گویی به خطوط کلی بسنده میکنم. 
عدم توجه و درک تضاد حرب و دولت مسئله ایست بسیار مشکل آفرین و ویرانگر، برای نیروهای مترقی.
در دوره ی سوسیالیسم واقعاً موجود مطرح بوده  و هم اکنون نیز بعد از جنگ سرد باز در مبارزه ی ترقی خواهانه ی سازمانها و احزاب، در برابر ماست و باید پاسخ درستی
دریافت کند .

 "حزب یا سازمان مترقی با دولت مترقی رابطه ایجاد میکند"

در گذشته احزاب و سازمانهای کمونیستی ( یا مارکسیستی و یا چپ)، ربطه ی خود را با دولتهای موجود به اصطلاح مرسوم سوسیالیستی( یا انقلابی یا مترقی ) ، معمولاً با سیاست « همبستگی انترناسیونالیستی» روشن میکردند.
 اینجا در تضاد موجود بین دولت امپریالیسم و دولت سوسیالیسم  رابطه ی  را با دولت سوسیالیستی تنطیم میکردند. یعنی فرمول این بود :
"سازمان مترقی با دولت مترقی رابطه  ایجاد میکند."
چون استراتژی خودشان را مشترک میدیدند. مثلا با شعار « کارگران جهان ، خلقهای مستعمرات و ستمکش، متحد شوید».  ولی عملاً « دولتها»-ی به اصطلاح مترقی یا واقعاً مترقی را انتخاب میکردند.
مسئله ایجاد رابطه با خلقها چیز دیگری ست و بیرون از دایره ی رابطه با دولتهاست.

 دشمن دشمن من، دوست من است
هدف وسیله را توجیه میکند

 یک سازمان مخالف- با حکومت جامعه ی خود، بدون توجه به ماهیت خود و دولتها در کشورهای دیگر،  براساس "کمک" آنها بخود- رابطه را تعیین مینمودند.
در تضاد بین دولت کشور خود با خارج ، دولت خارجی را دوست خود انتخاب میکرد. به اصطلاح دشمن دشمن من دوست من است.
 فرمول این بود :
« سازمان با دولت یاری رسان رابطه و همبستگی ایجاد میکند»
اگر هدف آزادی از چنگ خمینی باشد-میتوان از صدام کمک گرفت. میتوان از ملک و پادشاه سعودی کمک گرفت.
یعنی هدف تمیز وسیله ی کثیف را پاک میکند.

***

- " سازمان با دولت مترقی رابطه ایجاد میکند"
-« سازمان با دولت کمک رسان رابطه ایجاد میکند»
-حزب و دولت در تضاد با هم قرار دارند ، و به این دلیل هر دو گزاره نادرست اند. و از هیچکدام نمیتوان سیاستی برای خود ساخت. 
تز تضاد حزب -دولت، در اندیشه ی من، مدعی ست که، اساساً هر دو رابطه و ایده غلط اند.

سازمان از نظر ساختار، موقعیت، منافع، امکانات، استراتژی، تاکتیک، تاریخچه و زمان و مکان و غیره و غیره ، یعنی از هر زاویه که نگاه کنیم نابرابر، غیر قابل مقایسه، و مختلف المنافع و حتی متضادالمنافع  با دولت است.
 بین سازمان و دولت ( مترقی یا ارتجاعی) تنها رابطه ی حقوق بشری وجود دارد و لاغیر.
در این رابطه عناصر« نفی-و-اثبات» حاکم اند. عنصر اثبات را خاصه ی حقوق بشری و عنصر نفی  را خاصه ی نابرابری تشکیل داده .

 حج 2016- شرکت برخی ایرانیها-نفر پنجم از سمت راست ضیا صدر الاشرافی

استفاده ی یک نیروی سیاسی، از تضاد دو نیروی دیگر:
هدف وسیله را توجیه میکند

مسعود رجوی برای استفاده از تضاد صدام-خمینی، سازمان مجاهدین را در اختیار صدام قرار داد. 
آیا مصطفی هجری برای استفاده از تضاد عربسان-ایران، خود را در اختیار عربستان قرار نمیدهد؟
اساساً در رابطه ی حزب و دولت، به خصوص دولت خارجی، میتوان از « حفظ استفلال همه جانبه ی حزب» سخن گفت؟  

یاد آوری کنم: حزب یا سازمان مساوی « خلق یا ملت » نیست. خلق خلق است ، سازمان سازمان. نمیتوان آنها را برابر در نظر گرفت.
وقتی « موجودیت یک خلق» و نه یک سازمان، در معرض « حذف » قرار میگرد، نمیتوان دست « کمک هیچ نیرویی» را پس زد. گیرم آن « نیرو ارتجاعی» هم باشد.
مانند « موجودیت مردم کوبانی» در برابر داعش. اگر کمک های آمریکا نبود، حذف شده بود. در چنین نمونه هایی موجودیت یک خلق در معرض حذف و نابودی قرار میگیرد، اجبارا آن خلق مجبور است دست هر یاوری را بفشارد. یا مانند شرایط کشتار و حذف ایزدیها.

ائتلاف و اتحاد های دول ملل مختلف در جنگ دوم جهانی، در مقابل فاشیسم، نیز از این جنس و نوع است.

اما رابطه یا همکاری یا اتحاد ، یا ائتلاف، یا همبستگی یک سازمان مترقی با یک دولت ارتجاعی یا حتی انقلابی، به معنای ابزار شدن در دست آن دولت است. فرق نمیکند دولت چه ارتجاعی باشد و چه انقلابی. 
رابطه ی برابری بین یک دولت و یک سازمان نمیتواند وجود داشته باشد. لاجرم سازمان  در یک پروسه ی مناسب و لازم و ضروری عملاً تبدیل به نوکر دولت میشود. 

تضاد دولت-سازمان، یک تضاد عینی ست و سازمان را در یک پروسه معین به تابعیت خود در میاورد. نیروی رهایی بخش نباید خود را در این تضاد قرار دهد. مثال تپیک رابطه ی احزاب کمونیست غیر حاکم با دولتهای سوسیالیسم موجود بود که اشاره شد. 
سازمان مجاهدین( در رابطه با صدام ، عربستان ، آمریکا... )، احزاب کردی( عربستان ...) ، بلوچها ( جیش و عربستان...) و دیگران، مقوله ی « تضاد دولت-سازمان» را درک نکرده اند، که بر اساس دشمن دشمن من دوست من است عمل میکنند.

رضا حسین بر و جمال پورکریم در کنار حج 2026

نیروی انقلابی نمیتواند خود را در « تله ی تضاد حزب-دولت» قرار دهد. 
نهنگ، ماهی کوچک را قولوبی قورت میدهد. این قانون طبیعی ست.
 پدیده های اجتماعی دارای دو نوع خصلت اند، اجتماعی و طبیعی. گرچه نیاز هست که عنصر طبیعی را توسط عنصر اجتماعی مهار کنیم ،
ولی این بدان معنی نیست که میتوانیم از عنصر طبیعی چشم پوشیم. نه باید عنصر طبیعی را نیز به دیده گرفت. 
روشن است که اینجا صحبت بر سر حمایت متقابل حقوق بشری بین دولتها یا سازمانها نیست. رابطه ی متقابل سازمانهای مترقی غیر حاکم در جوامع فنومن ویژه ایست.
این روابط میتوانند هم جنس باشند.  

سازمان خصلت اعتراضی یا اپوزیسیونی دارد، و برعکس دولت از خصلت پوزیسیونی یا تأییدی و اثباتی برخوردار است. کار سازمان تأیید نیست بل همیشه اعتراض است. چون کمبود ونادرستی و ناکفایتی و... همیشه وجود دارند و باید مورد اعتراض واقع شوند. در خارج مسایل جهان شمول حقوق بشری و در داخل همه ی مسایل لازم است مورد سئوال و اعتراض قراربگیرند.
سازمان چه در دموکراسی و چه در دیکتاتوری کارش اعتراض است. عمل تأیید ربطی به کار حزب ندارد.

تضاد حزب-دولت از زاویه ی دیگر میتواند همان تضاد هدف -و- وسیله باشد. در حالتی که وسیله در تضاد با هدف قرار بگیرد.
با تأکید بر یک  اصل مهم سیاسی ایده های بالا را خلاصه میکنم: وسیله ی سیاسی ضرورت دارد با هدف خوب سیاسی خوانایی داشته و در تضاد قرار نگیرد.
هدف وسیله را نمی تواند توجیه کند. 
در تضاد حزب دولت، دولت وسیله ی حزب قرار میگیرد که عملی ست امکان ناپذیر. امکان پذیر و عملی عکس قضیه است. که در بالا گفتیم.

 

کنار حج 2016  -ایرانیها

تضاد هدف -و-وسیله

تضاد « وسیله-هدف» از نظر تئوری ساده ترین و از دید عملی از پیچیده ترین مسایل سیاست است.
ساده است چون گفته میشود هدف و وسیله تفاوت دارند و میتوانند نسبت بهم متضاد یا غیر متضاد و مناسب باشند.
و درک این ایده راحت است.
عملا پیچیده است چون معمولاً آدمها خود خواه اند و میخواهند زودتر، با موفقیت، با استفاده از تمام وسایل دم دست به هدف خود برسند.
دیگر عملا نمیخواهند تطابق وسیله و هدف را رعایت کنند. چون فکر میکنند در شرایط گوناگون میتوانند « عدم تطابق وسیله و هدف» را رعایت نکنند و یا عدم تطابق را « عین تطابق» تبلیغ کنند. اذهان را فریب دهند.
سیاست عملی بر اساس « تحلیل درست و نادرست» قرار دارد و پیش میرود. یعنی پایه ی عمل تحلیل است حالا چه غلط باشد و چه درست. قصد آدم دست یابی به هدف است. عملاً با هر وسیله و از هر راهی که میشود یا شده است. یعنی در حقیقت آنچه معمولا عمل میشود این فرمول است که هدف وسیله را توجیه میکند، رعایت تطابق ابزار- و- هدف ، زیان آور، نشدنی، دست و پاگیر، خوش خیالی، سادگی، عدم هوشیاری و پختگی و زرنگی ست. در صورتی که عکس قضیه صادق است.

- تضاد صدام-خمینی : برای رسیدن به آزادی میتوان در کنار صدام قرار گرفت.
- تضاد حکومت اسلام با مخالف حکومت اسلام، برای رسیدن به حکومت الله که سعادت ابدی در آن است، باید با هر شیوه ی ممکن مخالف را بدون توجه به ضغیر و کبیر، راستی و درستی، و... نابود کرد. کشتار 67 بر این اساس افتخار آمیز است. و چنین نیز کردند و میکنند. ایران، عربستلن، داعش، و مانند اینها.
- تضاد خامنه ای با آزادی از حکومت او: هدف آزادی ایران از دست حکومت خامنه ای ست. و حفظ تمامیت ارضی، حکومت متمرکز، تک زبانی، و... فعال سیاسی مثلا در یک سایت، و یا در جای دیگر، میتواند « با هر وسیله و شیوه» در جهت هدف خود کار کند: دروغ، حیله و کلک، تمسخر، اتهام، دزدی، فریب وریا، مزاحمت، تهدید، اختناق آفرینی، دیالوگ چاله میدانی، و هر آنچه اخلاقی و غیر اخلاقی ست ، هر آنچه دموکراتیک و ضد دموکراتیک است، هر آنچه انسانی و راسیستی و شونیستی ست، میتواند مورد استفاده قرار گیرد. چون هدف مبارک و خوب است و باید از هر شیوه و ابزاری بهره گرفت.
- تضاد اسارت و آزادی؛ برای آزادی، آزادی مورد نظر خودم ، هر شیوه و ابزاری میتواند مورد استفاده واقع شود.
**

در رابطه با وسیله و هدف میتوان نمونه های زیادی نقل کرد ولی مسایل یاد شده کلیت موضوع را نشان میدهد.
خوشبختانه برای بهزیستی انسان هر شیوه و ابزاری، نمی تواند مفید مواقع شود، کار برد هدف وسیله را مشروع میکند، دیر یا زود « اثرات» مخرب خود را در زندگی انسان نشان میدهد و میگوید که نباید به کجراهه برود که هزینه اش بس گران است.

 در کنار مراسم حج 2016 -گفتگو
منبع عکسها:
https://www.facebook.com/photo.php?fbid=1015364442...

 

کنگره ملیت های ایران فدرال در روز شنبه 27 آگوست2016 سمیناری تحت عنوان
”وضعیت خاورمیانه، اکنون و آینده ایران” در شهر فرانکفورت برگزار کرد.

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ادامه
فلسفه ی وجودی حزب یا کار آن « طرح و دفاع از خواسته های انسانی و تمام نشدنی مردم- حهت اجرا و بهزیستی » ست.
کار دولت اجرا خواسته هاست. که وظیفه اش میباشد.
وقتی دولت به وظیفه اش عمل کرد- شاهکار نکرده- تنها کارش را انجام داده است.
اما دولتها عملا کار خود را « انجام نمیدهند-ناقض انجام میدهند-یا وارونه و خلاف» عمل میکنند.
اینجا در «کار» و ماهیت حزب در مقابل دولت (در رابطه با خواسته ها و بهریستی)، خصلت مدافع و « معترض» بودن آن مجال ظهور پیدا کرده و ضرورت وجودیش را تثبیت میکند. و« دو عمل متضاد» در مقابل هم قرار میگیرند.
این در حالتی ست که حزب و دولت در یک جامعه قرار دارند.
-----
رابطه ی یک حزب با یک دولت خارجی ، گفتیم میتواند « حقوق بشری» باشد. بدین معنی که دولت خارجی از حقوق مردم جامعه دیگر دفاع کند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
والله من که اشاره اندک رو خوندم و هیچ چی متوجه نشدم. خواننده دیگر شما چطور...؟ آیا سطر های نوشته شده رو که می خونید متوجه منظور نویسنده می شوید..؟
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اندکی اشاره کنم به « تضاد، تضاد بیرونی و درونی، اصلی و فرعی، و دنیای فونکسیونل»، در طبیعت و عالم انسانی. شاید موضوع کمی روشن شود :

تضاد نسبت جهت ها ، گرایشها، و عملگرهای متقابل و متباین یک کل ، و یا دو کل در یک مجموعه ی وحدت دار است، که طی این روند، همدیگر را وضع ، مشروط یا نفی میکنند.
جهت های مادی متضاد همیشگی ست ولی یگانگی آنها نسبی می باشد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دولت و گاورمنت حاکم بر ایالات متحده ضد حزب دمکرات نمی باشد. ضد حزب جمهوری خواه هم نیست. بنابراین باهم تضاد ندارند. آن ها سازمان های متفاوتی هستند با شرح وظیفه های مختلف.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
Anonymous گرامی،
از زاویه ی « مادی-روحی»:
دولت اوباما =A
حزب دموکرات=B
معلوم: A عین B نیست
--------
نتیجه معادله:
اثبات:چون A و B عین هم نیستند، و از بعد هژمونی، تصمیمگیری، امکانات، راهبرد سیاست، با هم تفاوت، تضاد، دارند و در عین حال « اشتراکاتی» نیز دارند، اما « دولت تابع حزب» نیست. و این « تابع و عدم تابع» بودن یا « بند -آزادی» تضاد آنها را تعیین میکند.
1- دولت اوباما دولت دو حزب« دموکرات و جمهوری خواه» است. نه دولت یک حزب. با حزب دموکرات تفاوت و تضاد دارد. از جوانب مختلف.
2- در مقاله بیشتر دولت خارجی وحزب خارجی» مد نظر است. صدام-مجاهدین یا عربستان-حزب دموکرات کردستان ایران یا دیگران.
3- در عین حال تضاد حزب-دولت چه پدیده های خارجی باشند و چه داخلی ، چه انقلابی باشند چه ارتجاعی، چه در قدرت باشند چه نباشند، در هر حالتی موجود است و « تفاوت و تضاد و نابرابری» بین آنها وجود

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مثلا در آمریکا بین دولت آقای اوباما و حزب دموکرات چه تضاد و اختلافی هست..؟ عنوان این نوشته تضاد حزب و دولت است. اصلا در معنا نا مرتبط و آشفته مطالب پشت سر هم ردیف شده اند.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
توضح سفر (حج 2016) که تعدادی از اعضای تشکل « کنگره ی ملیتهای ایران فدرال» انجام دادند ،
از زبان آقای حافظ فاضلی. نوشته ی ایشان نشان میدهد که خود از اعضای تشکل مذکور است : شماره گذاری ها از من .
ایشان مینویسند:

1-« هیچ مخالفتی با برقراری تماس میان احزاب مختلف اپوزیسیون و کشورهای مختلف جهان از جمله پادشاهی عربی سعودی نداریم بلکه توسعه روابط اپوزیسیون در سطح بین‌المللی را به ویژه با کشورهای دوست و پیشاپیش آنها کشورهای عربی مخالف رژیم جمهوری اسلامی را یک ضرورت می‌دانیم، اما اگر بحث و یا انتقادی از شیوه چنین تماس‌های صورت می‌گیرد هدف بهبود بخشیدن به روابط فرهنگی و عادی کنگره ملیت‌های ایران فدرال بوده.»
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جواب به سئوال رضا-ی گرامی
1-کار حزب تحقق ( رفع تبعیض همه جانبه، ایجاد دموکراسی، و عدالت اجتماعی و تعیین سرنوشت مردم به دست خود) است. این کار تنها و تنها به دست « خود مردم، ملت، خلق» انجام میگیرد، دخالت نیروی خارجی در اینکار باید کوتاه شود.

2- نیروی خارجی اگر میخواهد به این کار مردم من کمک کند تنها میتواند « حقوق بشری» یعنی «معنوی و حقوقی» به صورت داوطلبانه، از حق مردم من دفاع کند.

3- اگر یک نیروی ضد حیات بشری مثل داعش یا دولتی ضد بشر مثل هیتلر و موسولنی، خلق من را با نیروی نظامی محاصره کرده و میخواهد محو و نابود کند، حزب حق دارد دست هر نیرویی را -بدون توجه به ماهیت آن ، که برای کمک دراز شده بفشارد.
اگر خلق در چنین شرایط استثنایی -شرایط بود و نبود- قرار نگرفته باشد، حزب حق ندارد با نیروی خارجی ارتباط بگیرد. مگر برای دفاع حقوق بشری در مجامع بین الملی و جهانی.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
موضوع ساده را پیچیده نکنیم. علیرغم هر ماهیتی، اختلاف و عقایدی، اگر هر دولتی حاضر به روابط دو جانبه با شما (حزب) باشد قبول میکنید یانه؟
اگر شرط و شروط داشته باشید، با چه شرطی قبول میکنید؟
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
پسیان لو-ی گرامی،
صدام- یک ابزار بد بود. و نتیجه ی آن هم شد شکست . انتخاب او با هدف آزادی مناسب نبود. صدام ضد آزادی بود.
- کوبانی نباید به دست داعش نابود میشد و مردمانش کشتار میشدند. که بعد از کشته های بسیار داعش ناموفق ماند.
- نه تنها ما حق حیات داریم بل دشمن ما هم حق حیات دارد. اختلاف را از راههای دیگر باید حل کرد.( البته دفاع مشروع از جان خود موضوع دیگری ست)
تو (نوعی) اخلاق مثبت و قانون دموکراتیک را در مورد دیگری رعایت نکنی- جامعه نمیتواند آنها را در مورد تو رعایت کند.
جامعه ی سقوط کرده در عدم رعایت اخلاق انسانی و بی قانونی یک جهنم واقعی ست. که ما در جامعه ی ایران گرفتارش هستیم و تا خودمان را تربیت نکنیم از این آتش رهایی نداریم. اینها همه در دایره ی هدف و وسیله می گنجند. ادامه در زیر:

تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
شاید برخی نمونه و مثالها کمی گنگ باشد. یا دقیق منظور را به خواننده نرساند. برای رفع این اشکال اضافه میکنم:
تضاد وسیله و هدف بسیار پیچیده است. دو نظر وجود دارد:
1- وسیله باید با هدف مطابقت داشته باشد. که من طرفدار این متد هستم.
2- هدف وسیله را مشروع میکند. که من مخالف این متد هستم.
-در متد من چون صدام یک دیکتاتور، خارجی حمله کننده، ضد مردم خود و مردم کشور همسایه بود، چون دستش آغشته به خون آزادیخواهان جامعه خود بود ، در کل یک وسیله ی کثیف بود، نمیتوان از آن برای آزادی مردمان کشور ایران استفاده کرد؛ زیرا صدام-منظور خود او و حکومتش ، ربطی به آزادی واقعی مردم ایران - یعنی رسیدن مردمان مختلف ایران به ، عدم تبعیض، دموکراسی، عدالت اجتماعی، ندارد، و این کار تنها میتواند به دست خود مردمان کشور انجام پذیرد، پس انتخاب صدام با هدف آزادی در تضاد است و مطابقت ندارد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ائلیارعزیز.شایدتعمق لازم رانداشتم وبرداشت روشنی ازمقاله تان نتوانستم داشته باشم.به نظرم تناقضاتی درپاراگراف هاوقسمت های مختلف مقاله خودرانشان میدادند.مثلا ذکرمصداق های کوبانی وصدام وبحث های مربوطه که نباید اینجاتطویل بدهم.متشکر خواهم شداگردرهمین جاضمن مثلاضمن کمنتی نظرتان را پوست کنده تر بیان فرمائید.سبب این درخواست اهمیتی است که دیدگاه شمابرای امثال من دارند.