"جز فارسی همه ی زبانها را از بین می بریم"- قصۀ کوشاد

بیش از هرچیز کشته شدن او به دست ارتجاع سیاه داغ به دلم میگذاشت . در هرحال او راهگشای
مبارزه و آشتی ناپذیر با تاریکیهای زندگی و جامعه ی ما بود. همه او را دوست داشیم و ازش میاموختیم...

 

 

کوشاد 1

 

 نمیخواهم با دید و تجارب امروزی به نقد کسروی بپردازم.
جایش  نیست. اینجا میکوشم "سایه- روشنی" های یک نوجوان را در برخورد با کوششهای کسروی اندکی تصویر کنم. تا شاید خواننده خود تشخیص
دهد مشکل کسروی با جامعه ی دیروز و امروز چه بود و چیست.

در نوجوانی با معلمین و شاگردانی که طرفدار مکتب کسروی بوده و " کوشاد"- جمع کوشنده-ای، را تشکیل داده بودند آشنا و دوست شدم.
کتابهای کسروی را مطالعه میکردند و از او به عنوان « راهنما» نام میبردند.به تدریج تعداد زیادی از آثار راهنما را خواندم .
 او برای بکارگیری زبان فارسی "پاک" خیلی تأکید میکرد. نثر مخصوص اش را تقلید میکردیم ، میکوشیدیم به سبک او و حتی بهتر از او بنویسیم.
مبارزه اش با خرافات، و زحماتش برای نگارش جانفشانی های مردم در انقلاب مشروطیت خیلی به دلم می نشست. ولی با برخی از نظریاتش 
در مورد ادبیات، کتابسوزی، و غیره موافق نبودم. بیش از هرچیز کشته شدن او به دست ارتجاع سیاه، داغ به دلم میگذاشت . در هرحال او راهگشای
مبارزه و آشتی ناپذیر با تاریکیهای زندگی و جامعه  ی ما بود. همه او را دوست داشیم و ازش میاموختیم. روی «تئوری زبان آذریش» تحقیق میگردیم .
و از آلودگیهای خرافی دین که روشن کرده بود رها بودیم . با جملات آغازین" تاریخ مشروطه ایران" احساس میکردیم او زبان گویای انسانها درد مند و بیشکوه است:
« در جنبش مشروطه...کارها را این دسته ی بیشکوه و گمنام پیش بردند و تاریخ باید به نام اینان نوشته شود... مردم ایران گرفتار پراکندگی اندیشه اند، و شما ده تن را
دارای یک راه و یک اندیشه نتوانید یافت...»
مگر ما خود کودکان همین مردمان گمنام و بیشکوه نبودیم؟ مگر مردمان ما دچار پستی خویها و سستی آگاهیها نبودند؟


دوستانم گاهاً  به زبانی صحبت میکردند که برایم ناشناخته و و در عین حال جالب بود . در آن خصوص کتابی خواستم، گفتند «  صبر کن پیدا میکنیم ...» 
کنجکاو و علاقمند شده بودم ببینم چیست. کسروی اینجا و آنجا چیزهایی پیرامونش نوشته بود
و در صحبت ها  عنوان « حقايق عن اسپرانتو» نیز به میان میامد.
 ولی چیزی نبود که به درد من بخورد.
بالاخره
 « خود آموز زبان اسپرانتو» به دستم رسید. با دکتر زامنهوف و کار و ایده اش آشنا شدم. و به یاری دوستانم کم کم شروع کردم به آموختن آن.* 

از سوی دیگر شیفته ی فولکلور زبان خود بودم. داستانها و ترانه ها و بایاتی ها و  تاپماجا ... و عبارات شعر گونه ی  و اشعار بازیهای ایام کودکی
که  با آنها بزرگ شده بودم مرا با خود می بردند. آنچه می یافتم میخواندم و چیزهایی هم مینوشتم.
 
 
فولکلور 
 عطش روح کودک و نوجوان با زبان فولکلورسیراب میشود؛  و آن میتواند دردریای متلاطم زندگی برای او تکیه گاهی چون ضخره های مستحکم باشد  :
 
نکاتی از فولکلور را به اشاره و در ارتباط با دنیای کودک و نوجوان مورد توجه قرار بدهیم.
بازیها:
 
1-Kim gələr کی میاد
 این بازی در میان کودکان قشقایی هم  وجود دارد.
از طرف ما کی بیاد؟ **?Bizdən sizə kim gələr - گروه اول(کودکان دست در دست هم زنجیر بسته اند)
از طرف شما اسلان ( درنا) میاد Sizdən bizə ...Əslan..(.Durna...) gələr -گروه دوم( زنجیر)
کسی که به سوی گروه دیگر میدود زنجیر گروه را پاره میکند. در صورت عدم موفقیت نوبت گروه دوم میرسد که سئوال کند.
 
 
 بازی  کی میاد
در میان بزرگسالان ترکمن:
 
----
 
2- Bezitdimə آخرین توان -آخرین نفس
 
son güc-son nəfəs
( زحمت، تمام قدرت-آخرین توان -خستگی ، پایان حوصله . آخرین رمق) در جملات گوناگون.
اسم از مصدر bezitdirmək
( از bezətmək=bezitmək خسته کردن، به مفهوم حوصله را سربردن، گرفتن آخرین توان ) 
 Bezitdime=Bezitdimə در تلفظ کودکان به جای ə در آخر واژه  e نیز میاید.
 
 .....Mən ...çərərəm... burdan ...ora ...bezitdime... qarqa dil ... su bulbulu-
من از اینجا ... تا آخرین نفس... با صدای کلاغ ... بلبل جویبار، فریاد میکشم...                      
تا جمله تمام بشود بچه باید یک نفس بدود و خود را به مقصد برساند. وگرنه بازنده است. 
----
3-
 :Pellə-dəstə الک-دولک
Çilik-dəstə
Çilik-ağacı
گفت و گو هنگام بازی : 
 
!Gədə, pellə mil durub-پسر، پیل معلق ایستاده! ( پیل : چوب کوچک)
Gədə, özüm demişəm- پسر، برو کنار، خودم گفته ام
 
وووو
 
چیستانها: 

!Əyə bilirsən de
 
- آیاغی یوخ-  yeriyir
 پا ندارد-راه میرود
-ایلان :  مار
*
- بالاجا künbəz - قاپیسی یوخ   
گنبد کوچک-در ندارد 
-یوموتا: تخم مرغ
*
- بازاردان آلدیم بیردنه-ایچینده وار مین دنه
از بازار یه دونه خریدم- توش هزارتاست
-نار:  انار
....
ترانه:
 
Tut ağacı dəyiləm-Her gələnə əyiləm
Əyil öpüm üzündən -Mən özgəsi dəyiləm
ووو داستانها.
 
درخت توت نیستم  -  که بهر رهگذری خم شوم
خم شو رویت را ببوسم- من غریبه نیستم.
 
--- 
از نوشته ها: 
 
داغلار دولی گولونن-چیچک اینن گولونن
قوی کونلوموز بیر اولسون-وطن دولسون گولونن.
کوهها پراست از گل- از غنچه و گل
بگذار دلهامان یکی گرد- تا وطن پرگل شود
*
باهاردا گول اوللام-خچادا بول بول اوللام
آزادلیق یولوندا-یانارام کول اوللام.
 
در بهار گل میشوم-در باغچه بلبل
در راه آزادی- میسوزم -و- خاکستر میشوم
وووو
 
Ludwik Lejzer Zamenhof 
 سازنده ی زبان اسپرانتو-از لهستان
 
 
کوشاد 2
 
چند سال بعد نقد اندیشه های « راهنما» ماهها ما را درگیر خود کرد، در همه ی زمینه ها، به ویژه  زبان: 
دوستی آمد و گفت « راهنما نوشته زبان ترکی  باید نابود بشود» و نقل قول زیر را برایم توضیح داد.
گفتم «  بؤیوک سهو الیر!» اشتباه میکه-خیلی هم بزرگ...!
 
« این آرزوی ایرانیان است. آرزوی همگی ماست. ما این را به یاری خدا از پیش خواهیم برد و همه‌ زبان‌ها را جز فارسی از میان خواهیم برداشت. من كه در این جا ایستاده‌ام زبان مادرزادی من تركی بوده ولی همه می‌دانند كه چه كوشش‌هایی به كار می‌برم كه آن زبان از ایران برافتد. تركی برافتد، عربی برافتد، آسوری برافتد، ارمنی برافتد، كردی برافتد و ...»
 
منبع : ص 81 نشریه پرچم( تجدید چاپ انتشارات خاوران در سال 1383)
 
در نتیجه، بعد از مدتها بحث و جدل  نظریه  ای در کوشاد مطرح شد:
-   زبان اسپرانتو برای ایجاد احساس و ارتباط   بین مردم جهان ایجاد شده، کسی حق ندارد با تکیه به آن  زبانهای دیگر را از بین ببرد؛
 بر این اساس نیز دیوانگی ست  اگر بگوییم،  در ایران به جز فارسی همه‌ ی زبان‌ها را باید  نابود کنیم.
هر زبانی زیباست. و یاد گرفتن اش هم اختیاری .کسی حق ندارد زبانی را از بین ببرد. یا به دیگری تحمیل کند. یا زبانی جعلی بتراشد.
فارسی هم برای ما یک زبان تحمیلی ست. چون اختیاری نیست. چون با تکیه به آن، زبانهای دیگر را نابود میکنند...
 
با این نقدها دانسته شد اندیشه ی کسروی مبنی بر نابودی زبانها وجانشین کردن فارسی به جای آنها نه تنها درست نیست بل
خیلی هم ضد انسانی ست. 
به دنبال این بحثها کوشاد راه خود را از مکتب کسروی جدا کرد. و وارد مکتب دیگری شد...
نفهمیدیم چه چیزی یاری نمود که ما ضمن توجه به نکات مثبت مبارزات کسروی از مکتب او خداحافظی کنیم . حالا نمیخواهم با دید و تجارب امروزی
به این مسئله بپردازم. که جایش  نیست. اینجا کوشیدم سایه روشنی از وضعیت آن ایام از دید یک نوجوان تصویر کنم.
یادگار کسروی پیش من زبانی ست که کمی یاد گرفتم. و اینکه با تمام انتقادهایم  به اندیشه هایش، هنوز هم دوستش دارم . غیر از این دو نکته مبارز بودنش،
جست و جوگریش، کوشش در کنار انسانهای بیشکوه و در حقیقت تاریخ ساز باشکوه ایستادن و بسیار نکات سازنده ی دیگر را هنوز هم از او دارم. او براستی 
نخستین آموزگار ما بود.
ادامه دهندگان راه کسروی شدند حکومت، استادان دانشگاهها و تاریخدانها  و زبانشناسان و ادیبان و شاعران و سیاستمداران و ... کوشیدند در
همه ی عرصه های علوم اجتماعی کار نابودی زبانها را با ایجاد تئوریهای شبه علمی و بیگانه با دانش پیش ببرند، و هنوز که هنوز است  
رستم وار علیه زبانها، این دیوان در همه جا حاضر، بیرحمانه میرزمند.
 
 
انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
شما چون بیخبرید. کنگره پنجمش یک ماه پیش در آنکارا تشکیل شد و آقای یارادوچولوق چمن چلوغ آنرا گشایش کرد.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بخشی از کامنتها و انتشار آنها ، ارعاب و تاکتیک و سیاست جریان« شیخ -و- شاه -و-ملی» را بازتاب میدند. نشانه حرکت مستندی ست برای حفظ تبعیض. و فاقد ارزش پاسخ.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ول کن تو رو خدا همینا که هستند بسه دیگه ترک لازم نداریم

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این پارلمان دقیقا کجاست ؟ برای کی قانون میذاره ؟ کدوم خانواده تبریزی می تونه تو تبریز به بچه اش فارسی یاد نده ؟ مگه قید تحصیل وشغل و...برای بچه اش بزنه تو خیالات سیر میکنید

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ائئئئئئئئئئلیار شما اول با یک سخنرانی اشکار و گفتن همین ها در یکی از میادین تبریز نشان بده یک چیزکی .... دارید .... و از رژیم شونیست فارس نمیترسی بعد بیا خط و نشان بکش و به قول زاهدانی این .... مغزی ات را برای خودات نگه دار
هر زمان توانستی پای ات را تبریز و اذربایجان بگذاری و ماموران گم نام امام زمان دولت فارسهای شونیست به سیخ ات نکشیدنند انوقت زبان فارسی را برای یک نسل در اذربایجان ممنوع کن
ایئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئ ایئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئ ایییییییئئئئئئئئئئئئ ایئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئئ ترررررررققققققق
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سئوال مجله ی اشپیگل- و جواب موور Ben Moore - فیزیکدان و اخترشناس- در رابطه با زیبایی زندگی و یگانگی موجودات...
یکی از زیبایی های زندگی همین « زبان» است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
وظیه دولت فعلی و دولت آینده ایران است که برای الحاق آذربایجان شمالی به کشور مادر یعنی ایران کوشش کند چون تا آن لحظه تجزیه طلبان ضد ایرانی دست از توطئه بر نخواهند داشت . متحدین ایران برای این هدف ، ارمنستان و روسیه و کردستان هستند . ایران باید در موقعیت مناسب طی یک حمله برق آسا یا طی رفراندوم سراسری برای باز گردانده ازان شمالی به سرزمین مادری خود کوشش کند .
تصویر دیرنج مین ائللی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
پارلمان جمهوری مستقل ازربایجان جنوبی چاره ای جز تصویب ممنوعیت استعمال زبان فارسی در ادارات و مدارس دولتی به مدت یک نسل نخواهد داشت چرا که این زبان ناقل و حامل فرهنگ نهادینه نژادپرستانه و ضد ترک است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به موحدی و دیگران
در ترکی استانبولی که بیشترش از فارسی گرفته شده: می گویند " نعنا لیمو هر درد ِ دوا " دقت کنید این ترجمه نیست بلکه عین همین عبارت را ترک الموش ها = ترک شده های استانبول بکار می برند!
کسروی دانشمندی بود که فهمید بیشتر مردم آذربایجان ترک الموش هستند ونه ترک به همین دلیل تصمیم به برچیدن زبان ترکی از آن دیار گرفت
به ایلار و رفقا و نیز به موحدی استفاده از دمکرده نعنا و لیمو برای آرامش ذهن را توصیه می کنم به امثال ایلار که اینقدر بر طبل باطل ایران ستیزی نکوبند به موحدی هم برای اینکه توسط بیگانگان خفت گیر نشده و قدم بقدم از منافع ملی کوتاه نیاید. آقای موحدی شما به ناحق اول اجازه تجزیه کردستان را می دهید بعد اجازه تدریس به زبان مادری البته در کنار زبان فارسی؟ اینرا که تجزیه طلبان در خواب هم نمی بینند. اینکه مقدمه تجزیه است. بچه ها فارسی یاد می گیرند که در جامعه مجبور باشند از

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ابته من به هیچوجه ضد ترک نیستم ولی میخواهم از روی صداقت بگویم که هر وقت اردوغان حرف میزند بخودم میگویم چه لهجه ایی ناخوشایندی دارد! چگونه میشود با این لهجه کسی عشقش را به یک دختر بفهماند؟ چگونه میشود با این لهجه خشگ و زبر در باره دموکراسی حرفی زد؟
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خوب، گرامی این نظر شماست. همه که مثل شما فکر نمیکنند.
خیالتان راحت باشد اگر اکثریت فکر کند « نیازی به انتخاب نیست» انتخابی نخواهد بود. اگر هم انتخاب را قبل کند حتما رأی گیری خواهد شد. آینده فکر را به امتحان خواهد کشید .
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به آقای ائلیار
من قصد بی اخلاقی و وارونه نمایی نقل قول شما را به هیچ وجه نداشتم. خب زبان فارسی زبان رسمی ایران از هزار سال پیش بوده و در حال حاضر نیز می باشد و احتیاجی نیست زبانهای عربی و ترکی و کردی و انگلیسی پیشنهاد شود.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نقل قول را درست بیاورید : نوشته اید
« شما می گویید می شود زبانهای عربی و کردی و ترکی و انگلیسی را به عنوان زبان رسمی ایران به مردم برای انتخاب پیشنهاد داد!!!»
درستش چنین است:«مثلا زبانهای عربی-کردی-فارسی-ترکی-انگلیسی ...می توانند پیشنهاد شوند » فارسی و غیره را « حذف» کرده اید.
- با حذف و ارائه ی وارونه ی سخن من مشکل حل نمیشود. راه حل پیشنهاد و انتخاب است. بهتر است این اصل را خوب بشکافید. به درد امروز و آینده ی جامعه ی ایران میخورد.
درستکاری پیشه کنیم-با نادرستکاری مشکل جامعه ی ایران حل نمیشود.
روش ماکیاولی هم شکست خورده- وضع وخیم و نیرنگستانی حکومت ایران، سند شکست این متد است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام-بحث وجدل درموردزبان ملی برای تمامیت خواهان که اکنون درجریان است ؛ازخیلی وقت پیش این طورمباحث زیرپاافتاده توسط نخبگان جهان پیشرفته حل شده است.
دگم اندیشان وکوته فکران که سقف فکرشان رانمی توانندبالابرند؛برای این جماعت مصربرتفکرتحجرگرایی وعهدعتیقی ؛عقلانیت به مرخصی رفته است.
دردنیای متمدن سمت سوی زندگی وکشوررابه طرف پیشرفت سوق میدهند؛تاوقت ونیرو وسرمایه ملت وکشورهدرنرود؛ولی درایران مثلافرهنگ سازان؛ متوهمان که بدترازآخوندها زندگی عهدبوقی دارند؛هیچ فرقی نمیکند؛که وقت وسرمایه وکشوروملت نابودشود.این متوهمان عقب مانده همانطورکه ملاها بادوش حمام.مدرسه مدرن.تلویزیون.ویدئو.آفتابه.قانون نوین.مدرنیسم.
ووو...همیشه بامردم وروشنگران مدرنیسم درجنگ بوده اند؛هم اکنون نیزهنوزروشن نشده است که زبان هامیتواندیکی ازشاخص های عقب ماندگی باشد.
هنوزبراین عقب مانده هاروشن نشده که زبان شناسان یونسکوزبان هارا
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به آقای ائلیار
شما خودتان هم دارید می گویید زبان انگلیسی زبان ارتباطی بین المللی است، پس به چه دلیل می گویید زبان انگلیسی می تواند به عنوان زبان رسمی کشور در چهارچوب ایران، زبان بین الخلقی هم باشد؟!
آقای ائلیار واقعاً من از پیشنهاد شما به حیرت افتادم، شما می گویید می شود زبانهای عربی و کردی و ترکی و انگلیسی را به عنوان زبان رسمی ایران به مردم برای انتخاب پیشنهاد داد!!! آخر این چه پیشنهادی است! قریب به هزار سال است که زبان فارسی، زبان رسمی و پیوند دهنده ایرانیان باهر قومیت ونژادی بوده است و عامل وحدت و همبستگی ملی و اجتماعی ایرانیان است. آقای ائلیار چرا شما لقمه را دور سر خود می گردانید؟ مردم ایران باهر قومیت ونژاد به زبان فارسی عادت کرده اند و خو گرفته اند.
در ضمن اکثریت ساکنین ایران، فارس و فارس زبان هستند و زبان فارسی تا ابد زبان رسمی کشور ایران خواهد بود.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
زبان دولتی سراسری=زبان رسمی کشوری= زبان ارتباطی بین الخلقی اداری در کشور=زبان ارتباطی عمومی در کشور
راه حل مشکل « زبان ارتباطی» سراسری:
-انتخاب عمومی ست. مردم حق دارند به صورت عمومی انتخاب کنند «زبان ارتباطی» کدام زبان باشد.
چند زبان میتواند برای انتخاب پیشنهاد شود. مردم انتخاب میکنند.
----
جدل و موضع « فارسی باشد- نه، زبان دیگر ی باشد» چیزی را روشن نمی کند. کلید قفل پیشنهاد - و انتخاب عمومی ست-در سراسر کشور.
زبان انگلیسی یک چیز است- استعمار انگلیس چیزی دیگر. پدیده ها را به جای یکدیگر قرار ندهیم.
انگلیسی زبان ارتباطی بین المللی ست. در صورت انتخاب شدن از سوی اکثریت مردم ایران- می تواند در چهارچوب ایران ، زبان بین الخلقی اداری هم باشد. میتوان دو زبان ارتباطی سراسری هم برگزید-فارسی و انگلیسی...
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
پاسخ به دروغ ها و لجن پراکنی های راسیستهای پان ترک تجزیه طلب
زبان فارسی به عنوان زبان رسمی در دوران قاجار وانقلاب مشروطه تصویب شد ونه در دوران رضا خان. متن مشروطه و قانون اساسی مشروطه وتمامی اسناد مشروطه به زبان فارسی است واین معنی را می دهد که زبان فارسی از قبل در ایران رسمیت داشته است. وحتی در دوران قبل از قاجار، زبان فارسی همیشه زبان اول و رسمی بوده است به طور مثال در دربار سامانیان و صفاریان و غزنویان و شدادیان و اتابکان مراغه و آذربایجان و خوارزمشاهیان و سلجوقیان و ایلخانیان و ده ها سلسله ایرانی تبار و ترک تبار دیگر.
تنها درزمان صفویه با اینکه زبان دربار ترکی بود باز زبان فارسی زبان کتبی و رسمی کشور بود و کتابها و مدارک تاریخی به این زبان هستند.
همچنین سلسله های تیموریان و مغولان هند، زبان فارسی را زبان رسمی سرزمین خود می دانستند و باوجود اینکه در دوران تیموریان زبان "ترکی جغتای"
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به یوسف آذربایجان و بابک
باید اعتراف کنم که شما به قدری در مغلطه وسفسطه کردن استاد هستید که بنده واقعا حظ کردم.
اول اینکه فاشیست تر و شوونیست تر از شما گروه وتفکری در جهان وجود ندارد. آقای یوسف آذربایجان، خودت را به آن راه نزن
می گویی تمام امکانات دست فارسهاست ! باید این را بدانی که ساکنان استان فارس نشین کرمان که عموماً شیعه مذهب نیز می باشند جزء محرومترین و فقیر ترین ساکنین ایران هستند(البته در کنار هموطنان سنی مذهب بلوچ) در مورد فارس های سنی مذهب خراسان هم تحقیق کنید که در چه فلاکتی هستند. در آن سو شهر تبریز یکی از بهترین ومدرن ترین شهرهای ایران است و وضعیت رفاهی هموطنان تبریزی ما از تهرانی ها نیز بهتر است. شهر ترک آذری نشین تبریز در مقابل شهر فارس نشین کرمان، مثل یک بهشت می ماند، پس یوسف آذربایجان اینقدر سخنان غیر واقعی بر زبان نیاور.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 

تاریخ مطلب:


پنجشنبه, ژوئیه 21, 2016 - 18:08


نام:


زنوزلی


نظر:


۴ یا ۵ نفر هم از ایران گلوبال اخراج می‌کرد فضا سالمتر می‌شد. آنهایی که به محض شنیدن خبر کودتا با دمشان بادام می‌شکستند.
تصویر دیرنج مین ائللی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
وجود زبان رسمی از مشخصه های دولت-ملت مدرن است و در زمانهای قدیم هیچ کشوری زبان رسمی نداشته است. زبان رسمی برای اولین بار در زمان ناپلئون برای یکسان سازی زبانی در فرانسه به خدمت گرفته شد . دولت-ملتهای دیگر از فرانسه کپی برداری کردند. در ایران نیز تاریخ زبان رسمی 100 سال بیشتر نیست .اینکه زبان فارسی در ایران 1000 سال زبان رسمی بوده نشان از عدم اگاهی از تاریخ تکوین سیستمهای ادرای مدرن امروز است.
با استفاده از روش سایکومتریک برای تشخیص پتانسیل غلطیدن افراد در خشونت, به راحتی میتوان با تحلیل ادبیات برخی کامنت گذاران به ان پی برد. کسی که که هنوز قدرتی ندارد از سرکوب و نابودی دگر اندیش سخن براند ,فرد بسیار خطرناکیست. اینکه بگوید " تو حق نداری این سخن و یا ان سخن را بزبان اوری" و "مردم (بخوانید ما) بعد از سرنگونی جمهوری اسلامی, شمارا شدیدا سرکوب خواهند کرد" نشان از عمق قساوت شخص دارد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب بابک مسئله کاملا بطرق ترکی حل کرد. مثلا ژاپنی ها کره ای ها و چینی ها زبان انگلیسی را جانشین زبان خودشان کردند. استعمار انگلیسی را از در بیرون میکنی ولی وطن فروشها آنرا میخواهند از پنجره وارد کنند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اگر زبان فارسی در ایران از رسمیت بیفتد وزبان انگلیسی جایگزین آن شود تکلیف آن پیرمردان و پیرزنان روستاهای ایران چه می شود که توان یادگیری زبان انگلیسی را ندارند وفقط زبان محلی خود وزبان فارسی را بلد هستند ؟

جواب : بعد رسميت زبان انگلیسی بجاي فارسي پیرمردان و پیرزنان روستاهای ایران كه زبان انگلیسی بلد نيستند همان كاري را انجام ميدهند كه الان پیرمردان و پیرزنان روستاهای ایران در ازربايجان و بلوجستان و كردستان و خوزستان كه فارسي بلد نيستند انجام ميدهند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اگر زبان فارسی در ایران از رسمیت بیفتد وزبان انگلیسی جایگزین آن شود تکلیف آن پیرمردان و پیرزنان روستاهای ایران چه می شود که توان یادگیری زبان انگلیسی را ندارند وفقط زبان محلی خود وزبان فارسی را بلد هستند ؟

جواب : بعد رسميت زبان انگلیسی بجاي فارسي پیرمردان و پیرزنان روستاهای ایران كه زبان انگلیسی بلد نيستند همان كاري را انجام ميدهند كه الان پیرمردان و پیرزنان روستاهای ایران در ازربايجان و بلوجستان و كردستان و خوزستان كه فارسي بلد نيستند انجام ميدهند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سوپر فاشیست و شونیزیم جنایتکار فارس آیا یکبار هم شده که در عرض ١٠٠ سال اخیر بفکر پیر مردان و پیر زنان و بچه های غیر فارس افتاده باشی که چه زجر ها کشیده اند از دست شما .این عین جمله آقای سوپر شونیست بهمن موحدی است « به فرض محال اگر زبان فارسی در ایران از رسمیت بیفتد وزبان انگلیسی جایگزین آن شود تکلیف آن پیرمردان و پیرزنان روستاهای ایران چه می شود
که توان یادگیری زبان انگلیسی را ندارند وفقط زبان محلی خود وزبان فارسی را بلد هستند، تکلیف افراد دیگر چه می شود » ای کاش امکان داشت یک ماه جا و امکانات فارسها از دستشان گرفته میشد وتا آنوقت میفهمیدند که چه ظلم و ستمی در حق غیر فارسها روا میشود
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
گرامی،
-سخنم با هردو طرف و همه ی ماست که نوشته ام« حقی که به خود در نظر گرفته ایم- به دیگری هم در نظر بگیریم - و هر دو نظر را رعایت کنیم.»
- تعصب- تجزیه -نه تجزیه- تصاحب حقیقت - رعایت حق ،مقولاتی ست که به همه ی ما مربوط است. نه به یک طرف.
- مقالات زیادی در نقد برخوردها نوشته ام در آرشیو هست. سکوتی نبوده.
- همانطور که رفتار این طرف درست نیست-رفتار آن طرف هم درست نیست.
- با اتهام زدن به دیگری نمی توان روشنگری کرد. آدم کار را بدتر میکند. مقابله به مثل راه حل نیست.
- دوست مشخصی ندارم . همه را دوست خود میدانم. و روی سخنم با خودم و همه یمان است.
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به آقای ائلیار
این دوستان تجزیه طلب پانترک شما تا آنجا که توانسته اند به بنده حقیر انگ زده اند و من را ترور شخصیت کرده اند و بدترین توهین ها را به اینجانب کرده اند ودیگر کم مانده است به بنده فحش های رکیک بدهند و در حمله وتوهین کردن واتهام زدن به بنده با مرتجعین سلطنت طلب و مزدوران سایبری طرفدار جمهوری اسلامی، علیه بنده همراهی نیز می کنند. حال شما که ادعای آزاد منشی و ضد متعصب بودن می کنید چرا کوچکترین اعتراضی به دوستان خود ودیگر کسانی که به بنده توهین می کنند واتهام می زنند وترور شخصیت می کنند نمی کنید. شما در قبال توهین دوستان خود به بنده سکوت می کنید به این علت که روی دوستان خود تعصب دارید ، پس شما متعصب هستید.
آقای ائلیار،این دوستان ترک آذری نمای شما هم فاشیست هستند و هم متعصب و هم تجزیه طلب، کینه ورزیدن به نژاد ها و ملل وقومیتها، یکی از خصوصیات فاشیستها می باشد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام -کسانی که به خودروشنفکرویاباسواد ویامبارزنام میگذارند؛اگربفرض وطبق نظریه علمی شما !که به علم ومنطق خودراآراسته اید.مگرزبان فارسی آیه قران است که نتوان آنراعوض کرد؟
فرق شماباملاهای قدیم درچیست که آنهابه مرحوم میرزاحسن رشدیه میتاختندوبرداشتن مکتب خانه راگناه میدانستندوشمازبان عقب مانده فارسی راگناه میدانید؟ووو...
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
- «تعصب» ،
آنجاست که انسان یکطرفه به خود حق بدهد- و همان حق را از دیگری سلب کند.
الف- فرد اول حق دارد انتخاب کند زبان فارسی زبان دولتی باشد. و حق دارد فکر خود را بیان کند. 2 حق.
ب- فرد دوم نیز حق دارد انتخاب کند زبان فارسی زبان دولتی نباشد. و حق دارد فکر خود را بیان کند. 2 حق.
راه حل مشکل: انتخاب عمومی ست. مردم هم حق دارند به صورت عمومی انتخاب کنند زبان دولتی کدام زبان باشد. - حق انتخاب. و
حق بیان و اعلام نظر عمومی. 2 حق.
-----
« تجزیه طلبی»،
1- فرد اول حق دارد فکر « تجزیه نه طلبی» داشته باشد. و فکر خود را بیان کند.2 حق.
2- فرد دوم نیز حق دارد فکر تجزیه طلبی داشته باشد. و فکر خود را بیان کند. 2 حق.
راه حل: رعایت حق خود-و حق دیگری.
کسی که حق خود را اجرا میکند- و حق دیگری را نقض میکند- مشکل درک دارد- و اینجا مشکل تعصب نیز.
نقض حق دیگری مقدمه ی نقض « حقوق» دیگریست.
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
یعنی واقعا انسان از گستاخی و تعصب و بی منطقی این جماعت فاشیست پانترک تجزیه طلب به حیرت می افتد. می گویند باید زبان فارسی برداشته شود وبه جای آن زبان انگلیسی جایگزین شود!!!؟؟ اول اینکه شما به چه جرئتی می گویید باید زبان فارسی برداشته شود و اصلا برای چه باید زبان فارسی که هزار سال است زبان رسمی و پیوند دهنده وعامل وحدت و همبستگی ملی و اجتماعی ایرانیان است برداشته شود وزبان انگلیسی جایگزین آن شود؟ بله، واقعا واجب است که ایرانیان و مخصوصاً جوانان ایرانی زبان انگلیسی را فرا بگیرند، زبان انگلیسی زبان بین المللی و زبان علم وفن آوری است و یاد گیری آن برای ایرانیان واجب است ولی به هیچ وجه دلیل نمی شود که زبان فارسی از رسمیت بیفتد وزبان انگلیسی جایگزین آن شود.
به فرض محال اگر زبان فارسی در ایران از رسمیت بیفتد وزبان انگلیسی جایگزین آن شود تکلیف آن پیرمردان و پیرزنان روستاهای ایران چه می شود

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
زبان فارسی هرگز هزار سال زبان رسمی ایران نبوده است. پانفارسها چرا دروغ میگویند؟ زبان فارسی از هشتاد سال به اینور یعنی از زمان رضا میرینج و پسرش ممد رضا بزور اسلحه و کشتار، زندان و اعدامهای گسترده و سرکوبهای روزانه بر ملل ایران تحمیل شده است. زبان فارسی پیوند دهنده مردمان ایران نیست. مایه نفرت و تشتت است. قبل از دودمان منحوس پهلوی، در واقع در زمان سلاطین تورک تا سلسه پادشاهان قاجار همه زبانها در جغرافیای موسوم به ایران آزاد بودند. زبان فارسی یکی از زبانهائی بود که در کنار زبان تورکو، عربی،... و امثالهم در بخشی کوچکی از ایران بدان تکلم میشد.
چرا پانفارسیم از خودش تاریخ ساختگی درست میکتد؟ زبان فارسی نه تنها پیوند دهند ملل نیست بلکه مایه گسست و دشمنی بین مردمان ایران است. زبان فارسی زبان تحمیلی و سرکوبگر است، این زبان، به زبان قاتل معروف است. زبان ملل دیگر را نابود کرده

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اگر زبان فارسی نباشد ایرانیان چگونه با یکدیگر رابطه برقرار کنند؟ با زبان بين المللي و علمي دنيا زبان انگليسي
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
زبان تمامی ساکنین ایران محترم است و تلاش برای از بین بردن زبانهای غیر فارسی در ایران، عمل وتفکری به غایت احمقانه ومرتجعانه وفاشیستی است.
زبان فارسی نیز هزار سال است که زبان رسمی وپیوند دهنده مردمان ایران است، ساکنین ایران با حفظ زبانها و گویشهای مختلف خود از زبا ن فارسی برای ارتباط با یکدیگر استفاده می کنند. وقتی یک زاهدانی به تبریز می رود با استفاده از همین زبان فارسی با اهالی آن شهر رابطه برقرار می کند. زبان فارسی یکی از نمادهای وحدت وهمبستگی ملی واجتماعی ایرانیان است.
حال عده ای پانترک، دشمن زبان فارسی هستند، باید از این جماعت بی منطق و حسود پرسید که اگر زبان فارسی نباشد ایرانیان چگونه با یکدیگر رابطه برقرار کنند؟ به احتمال زیاد این جماعت می خواهند زبان ایما و اشاره را جایگزین زبان فارسی کنند!!
و مردم ایران مانند عزیزان کرولال با یکدیگر رابطه برقرار کنند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان...بنا به تحقیقات زبان شناسی , در آغاز سلطنت رضا میر پنجه, در ایران تقریبآ 200 نوع زبان وجود داشت. درزمانی که پهلوی دوم از ایران فرار میکرد تنها 76 نوع زبان باقی ماند. یعنی در عرض 50 سال سلطنت پهلویان , هر سال بیش از 2 زبان از بین رفت.. در هیچ جای دنیا (( لینگوسیدی.. کشتار زبان )) به این فاجعه هرگز دیده نشده است. در قاره امریکا که بیش از پانصد سال از مهاجرت سفید پوستان به این قاره می گذرد, اکثر قبیله های سرخ پوست ,نه تنها زبانشان را حفظ کرده اند بلکه توانستند فرهنگشان را احیا بکنند. یک واقیعت تاریخی این است که در زمان جنگ جهانی دوم , نیروی زمینی امریکا از زبان قبیله (( ناواهو.. در آریزونا)) برای ارتباطات سرّی و نظامی بر علیه ژاپنی ها استفاده میکرد که هیچ مراکز رمز گشائی نتوانست به اطلاعات سری امریکا دست یابی پیدا بکند.لطفآ لینک پائینی را کلیک بکنید.. زبان

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
رهگذری را در ده راه نمی دادند ، او ولی سراغ خانه کدخدا را میکرد .
کسروی گویا به تقلید از عصر روشنگری اروپا و محفل دائرت المعارفی های فرانسوی مانند ولتیر و دیدرو می خواست روشنگری علیه ارتجاع دینی و فرهنگ فئودالی شاهی کند ، موفق نشد چون به سلاح مارکسیسم آشنا نبود و از نقد علمی بی خبر بود . تراژدی او در چپ نبودنش بود . در پیش از مارکسیسم در آلمان فیشته و فویر باخ مسیحیت ارتجاعی را نقد کرده بودند . شباهت کسروی به نیچه است . مخالفت و لجاجت و تمسخر و توهین به دین ولی بدون روش و سبک علمی . با این وجود برای جامعه و تاریخ و فرهنگ آنزمان ایران ، وجود کسروی ها مایع افتخار است چون کسان دیگری مانند آخوند زاده و ملکم خان وغیره نبودند .