آرش... و بعد؟

تعداد مشاهدات: 
1721

اقوام دیگرند همه وحشی و خشن
ما نرم و نازکیم همه چون حریر و... بعد؟
بر قومهای پست، نه از راهِ جنگ، بل
با مهر و بوسه بود که گشتیم چیر و... بعد؟ ...

 

هم بِخْرَدیم و باهنر و هم دلیر و... بعد؟ 
از ماست گر که هست جهان دلپذیر و... بعد؟ 
دنیا تمامْ گند و کثافت بدون ماست 
پردیس مال ما و گلاب و عبیر و... بعد؟ 
اقوام دیگرند همه وحشی و خشن 
ما نرم و نازکیم همه چون حریر و... بعد؟ 
بر قومهای پست، نه از راهِ جنگ، بل 
با مهر و بوسه بود که گشتیم چیر و... بعد؟ 
گر محو کرده‌ایم بس آثار دیگران 
شک نیست بوده مختصری ناگزیر و... بعد؟ 
عیلام را که هرچه که داریم ازوست، زود 
از تخت اقتدار کشیدیم زیر و... بعد؟ 
تعیین مرزها هم اگر مشکل آفرید 
آرش کمان کشید و بیفکند تیر و... بعد؟ 
بپذیر هرچه گویدت اسطوره‌ای کهن 
تا باخرد نمائی و روشن ضمیر و... بعد؟ 
ما را مخوان نژادپرست، این نژاد ما 
تقصیر ما نبود اگر شد کبیر و... بعد؟ 
شاپور را چه شد که ذوالاکتاف خوانده‌اند؟ 
سوراخ کرد شانه ی جمعی اسیر و... بعد؟ 
ما با درازدستی اگرچه مخالفیم 
قدری درازدست شد آن اردشیر و... بعد؟ 
ترکان بَدند، لیک چو کردند فتحِ هند 
شاهانِ نادرند و عدیم النّظیر و... بعد؟ 
چندین کرور هندی اگر قتل عام شد 
بی‌شبهه بوده‌اند خبیث و شریر و... بعد؟ 
کم جنبه هم مباش و میاور به روی ما 
لافی اگر زدیم در این هیر و ویر و... بعد؟ 
ما عارف و فروتن و پاکیم و این صفات 
افزون شده در این سنواتِ اخیر و... بعد؟ 
چیزی جز این مگوی، که ریزیم بر سرت 
در این و آن رسانه گروهی کثیر و... بعد؟ 
با نیش و با کنایه و دشنام و افترا 
تعزیر می‌کنیمت و خرد و خمیر و... بعد؟ 
گر ساز دیگری زند اینجا قلمزنی 
مزدورِ دشمن است و مواجب بگیر و... بعد؟ 

سعید یوسف، ژوئیه ی ۲۰۱۶، آلمان

برگرفته از: 
ایمیل رسیده
انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
عذر می‌خواهم. آهنگ بیت را یافتم و با استفاده از یک ویرگول درست خواندمش:
اقوام دیگرند همه، وحشی و خشن
ما نرم و نازکیم همه چون حریر و ...بعد؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
استاد ارجمند،
در خواندن این بیت کمی مشکل دارم:

اقوام دیگرند همه وحشی و خشن
ما نرم و نازکیم همه چون حریر و... بعد؟

شاید به این صورت بوده:

اقوام دیگرند همگی وحشی و خشن
ما نرم و نازکیم همه چونان حریر و... بعد؟

با احترام


عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سپاس فراوان از سخنور سخندان و بزرگوار، سعید یوسف!

نوشیروان عادلمان سوخت رقّه را
تا زهر چشم بگیرد ز روم و ...بعد
آتش به شهر حلب زد ولی نگو
در جنگ روی می دهد این چیزها و ...بعد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ممنون ازشعرزیبا وپرمعنی شما،ایکاش تعدادی ازخواب خرگوشی بیدارشوندومعنی انسانیت رالاقل دراین عصرمترقی بفهمند.
امیدوارم این متن کوچک من چاپ شود.
متاسفانه درزیرنوشته آقای کرمی هرچه نوشتم یایک روزدرسایت ماندویااصلاجواب های آقای عبداربه زاهدانی چاپ نشد.
ازشماهم عذرخواسته چون میدانم این یادداشت آخری من ربطی به شعرنداشت وتنهابخاطراینکه آقای توکلی درجریان باشند ؛مجبورا دراینجادرداین سانسوردرزیرنوشته های اقبالی وکرمی راآوردم.