سوالاتی در مورد وحدت چپ

آیا آن بخش از نیروهای چپ که هنوز آمادگی روانی فرهنگی قبول زندگی دموکراتیک بخش های مختلف چپ با اندیشه های مختلف زیر یک چطر را ندارند، در عمل با پروژه وحدت چپ همگامی خواهند کرد؟

سوالاتی در مورد وحدت چپ

آیا راههای کهنه  برای وحدت چپ درهای جدیدی را باز خواهند کرد؟

آیا آن بخش از اتحاد فدائیان خلق که خواهان وحدت با اکثریت نیستند، نظرشان را عوض خواهند کرد؟

تا چه اندازه شکاف های استراتژیک سیاسی، تاریخی روانی انباشته شده، و شخصی در درون چپ ایران ریشه دار می باشند؟

آیا آن بخش از نیروهای چپ که هنوز آمادگی روانی فرهنگی قبول زندگی دموکراتیک بخش های مختلف چپ با اندیشه های مختلف زیر یک چطر را ندارند، در عمل با پروژه وحدت چپ همگامی خواهند کرد؟

آیا نیروهای چپ دموکرات فقط در درون این سه یا "چهار" سازمان سیاسی چپ متمرکز می باشند؟

چرا چپ های دموکرات آماده درون سازمان های چپ غیر از "چهار" سازمان چپ شرکت کننده در پروژه وحدت چپ مخاطب قرار نگرفته و به نحوی به این پروژه دعوت نمیگردند؟

چه میزان از نیروهای اجتماعی و پایه های مردمی  سازمان های چپ را کارگران و زحمتکشان، چه میزان آنها را روشنفکران، هنرمندان، چه میزان آنها را منتقدین سیاسی و چه میزانی را کسبه تشکیل میدهند؟

آیا مسئولانی که پس از هشت سال پروژه وحدت چپ را با بن بست کشاندند، میتوانند رهگشای آینده این بن بست باشند؟

 چه میزان از نیروهای فعال پروژه وحدت چپ را سیاسی کاران متعلق به نسل قبل از انقلاب پنجاه و هفت تشکیل میدهند؟

تا چه میزان نیروهای چپ قادر بوده اند تا در میان نسل های جوانان بعد از سال پنجاه و هفت ریشه دوانده باشند؟

چه کسانی پروژه وحدت را و چگونه رهبری خواهند کرد؟

 ترویج استراتژی سیاسی پشتیبانی بی قید و شرط از اصلاح طلبان حکومتی توسط سازمان اکثریت در رهبری دوران گذار دموکراتیک چه تاثیرات ویژه ای بر پروژه وحدت چپ نهاد؟

آیا هدایت کنندگان تا به حال پروژه وحدت چپ کارکرد هشت ساله گذشته خود را نقد کرده و درس های لازم را آموخته اند؟

آیا تا چه اندازه عدم موفقیت جنبش سال هشتاد و هشت ناشی از دعوت مماشات گرانه بخش ویژه ای از چپ ایران از مردم به  دست کشیدن از اقدامات رادیکال مقاومتی بود؟

آیا تا چه اندازه راهکار عملی اجرائی شکل گیری ساختاری برنامه ای  وحدت چپ ایران، برنامه ریزی، تدارک و اجرای پروژه تشکیل کنگره مشترک میباشد؟

آیا تدوین سندی بصورت منشور وحدت چپ تا چه اندازه میتواند زمینه ساز انسجام نظری گرد هم آوردن کاروان چپ ایران باشد؟

اگر تشکیل کنگره مشترک راهکار ضرور و اساسی و اولیه می باشد، آیا کمیسیون های مختلف کار تهیه اسناد کنگره مشترک نمیتواند از حالا شکل بگیرند؟

آیا کنگره سازمان اکثریت میتواند به کنگره مشترک پروژه وحدت چپ فرا روید؟

آیا چپ ایران قادر میباشد تا مراسم سالگرد سیاهکل، روز جهانی کارگر، بزرگداشت حمید اشرف و دیگر یادواره های مشابه را بصورتی مشترک و توسط کمیسیون های کاری و تدارکاتی مشترکی به انجام برساند؟

آیا چپ ایران قادر میباشد تا یک "وب سایتی" را یا مجلّه مشترکی را اره اندازی بکند که متعلق به همه نیروهای سازمان های چپ ایران باشد و همه فعالین چپ بتوانند مقالات خود را آنجا منتشر بکنند؟

جهانی شدن سرمایه و نظامی گری آن در عرصه جانی با در نظر گرفتن بازتاب های فجیع انسانی آن، تا چه اندازه آرمان گرائی سوسیالیستی را در تنظیم اهداف برنامه ای نیروهای چپ جهان بطور عام و ایران بطور خاص تقویت و برجسته میکند؟

آیا چپ ایران قادر میباشد تا برنامه ها و اعتراضات مشترک و مشخص سیاسی مشترکی را سازماندهی کرده و پیاده بکند؟ این اعتراضات میتوانند در رابطه با درخواست آزادی زندانیان سیاسی، حمایت از اعتصابات کارگری، حمایت از آزادیهای سیاسی مدنی در ایران، یادواره کشتار زندانیان سیاسی  و غیره باشند. 

آیا سازمان های چپ ایران میتوانند اطلاعیه های مشترک در رابطه با مسائل سیاسی مشخص روز، مشابه مورد بالا صادر بکنند؟

دنیز ایشچی 27-06-2016

 

 

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من با نظرات شما , تورك اوغلو ، در اينجا موافقم ، وضع موجود و خواسته هاى ملت هاى ايران ، خصوصا ملت ترك آزربايجان جنوبى ، در حال حاضر با دهه هاى ٤٠ و ٥٠ بيار توفيق پيدا كرده است ، هم مذهب و هم أيده هاى چپ و ماركسيستى در جهان ، امتحان خود را پس داده اند، اگر نگوييم كه أيده هاى سوساليستى ، مثل مذهبى هاى مرتجع كاملا رفوزه شده است . اما وقتى در كشور هاي آمريكاي شمالى و چين و كامبوج و شوروى ، وضعيت نا اميد كننده اى پيدا كرده است . ديگر چه ضرورتى برأى آزمودن دوباره است . بايد راه حلى نوين و چه بسا تلفيقى برأى ملت هاى ايران ، خصوصا ملت ترك آزربايجانى پيدا كرد .و در گذشته قفل نشد . من هم به روان پاك همه شهداى فدائيان خلق و مجاهدين خلق درود مى فرستم . اما هيچ أميدى به سازمان هايي نظير مجاهدين خلق فارس ندارم كه خودم و خانواده ام و سه شهيد ( مادر و خواهر برادرم ) را در مدت ٣٠ سال عضويت و هواداريم در

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سباه و ظلمانى نيست . اما وضعيت امروز ملت هاى أيران ، خصوصا ملت ترك آزربايجان جنوبى ، ديدگاه ها و جريانات ديگرى را مى طلبد كه منطبق با اوضاع فعلى ايران و منطقه و جهان باشد . خصوصا كه ملت هاى تحت ستم رژيم نژاد پرست و ارتجاعي فاسد فارس آخوندى ، شرايطي را در پيش روى خود دارند كه با شرايط دهه ٤٠ و ٥٠ كلى متفاوت مى باشد . در همين ايران گلوبال همه ما شاهد بي تفاوتى و اهميتي خواندگان نسبت به موضوعاتي هستيم كه در ارتباط با فدائيان و خصوصا مجاهدين خلق فارس رجوى هستيم . كه بر خلاف فدائيان ، كسي دل خوشى از دارو دسته رجوى ندارد .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به علت خون مالى شدن دست و صورت و پيراهن سفيدم در اثر حمل جسد بي جان پسر بچه ١٢ ساله ، و تحويل آن به مردم و خارج كردن جسد از صحنه قتل عام ميدان شهدا و خيابان شهدا ( كوكاكولا) ، به قدرى از شهيد نشدن ام پكر شده بودم كه ، داشتم از ناراحتى مى تركيدم .علتش هم وجود جمعيت به خاك خون كشيده و ريخته در سطح خيبان به طول ٢٠٠ تا ٣٠٠ متر بود كه از بالا از هيلي كوپتر ها و ازپايين هم مسلسل چو هاى گارد شاه همه را به رگبار بسته بودند. خداوند يكتا را شاهد مى گيرم كه از خود ميدان شهدا تا خياباني كه به طرف ميدان امام حسين ( فوزيه ) مى پيچيد . زن و مرد وًكودك كف خيبان پخش شده بودند.و خصوصا زن در تظاهرات آن روز خيلى زياد بود و كف خيبان پر از أجسادى بود كه با چادر نماز هاى سفيد و سياه به زمين ريخته بودند.من واقعا مى خواستم شهيد بشؤم ، خصوصا وقتى مقاومت و اجساد زنان و دختران را مى ديدم ، از خودم شرمنده مى شدم .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
روح همه جانباختگان چپ و مجاهد ، و ديگر شهداى مبارزه با رژيم هاى شاه و شيخ قرين رحمت باد . اما بايد بگويم كه دوران اين مبارزات به سر آمده است . و من شخصا هم مبارزه را از سال ٥٤شروع كردم حدود ١٥ سالگى ، چون عمويم از شهداى فدائي حكومت ملى سيد جعفر پيشه ورى بود . و پدرم هم يك إستاد منبت كار و روابط بسيار نزديكي با نماينده آقاى طالقانى در زنجان داشت ( البته من بعد از انقلاب فهميدم ) و نماينده فأميل هاى ما در زنگان ( زنجان) بود كه مخفيانه كمك هاى مالى را به مجاهدين خلق مى رساند . و در در سنين ١٠ و ١٢ سالگى در جلسات فاميلى پدرم و بعضى دوستانش هم شركت مى كردم . و چون دهنم محكم بود و پدرم بهم اعتماد داشت . ضمن پذيرائى از دوستان پدرم ، در نزد شان هم مى نشستم و به سخنان شان گوش مى دادم . البته زمانى كه حرف هاى خيلي جدى داشتند مرا به دنبال آوردن ميوه و چاي( و به قول خودم ، دنبال نخود سياه )

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای بهمن موحدی .... به دیگران تهمت نزن.
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به موحدی جعلی
کامی ، منصور حکمت، ریز بین، تورک سرافراز، ایرانی، قوچعلی ، لذت می برم که داری می سوزی و جلز و ولز می کنی و آب مخ ات جوش آورده که دیگر نمی توانی با اسم من کامنت بگذاری وموذی بازی در بیاوری، حالا اشکال نداره به قول احمدی نژاد آب رو بریز اونجایی که می سوزه، چی شد چرا دیگر از اسم منصورحکمت استفاده نمی کنی دلت رو زد.
تو یک سلطنت طلب ویا احتمالا طرفدار جمهوری اسلامی هستی وبه شدت موذی وبی اخلاق هستی وبهتر است با همان اسمی که اول آمدی کامنت بنویسی یعنی: (کامی) ونه منصورحکمت وتورک سرافراز وقوچعلی وریزبین وموحدی!!!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام-چپ بتنهایی وغیرممکن است درآینده ایران باافکارپان ایرانیستی نقشی نخواهدداشت.
آینده ایران تنهاراهش سیستم حکومتی غیرمتمرکز(نرم)بصورت فدرال شایدچاره سازباشد.
من اززمان آشنایی بااین سایت همیشه فریادزده ام مردم ایران بیش ازسه راه راهی نداشته وندارد.
1-حکومت هایی همچون شاه وشیخ.ناسیونالیست صدامی.سوسیالیست .حافظ اسدی.بانام های دهن پرکن لاییک وغیر..
2-فدرالیسم باقوانین نرم وغیرمتمرکز؛که بهترین سیستم حکومتی برای کشورهای چندملتی وچندآب وهوایی وچنداقتصادی درمناطق.است
3-کنارآمدن تمام روشنفکران ملل برای تعیین سرنوشت ملل بارفراندوم ویاهمه پرسی .تاهمه باهم دراین سرزمین نفرین شده که من میگوییم درپنجه های استعمارگران وسودبران فرصت طلب داخلی آن راویران میکنند؛میباشد.غرق نشوند.
این کشورراتعدادی باتفکرنژادپرستی وخاکپرستی درحال دفن کردن هستند.بگذاریدلاقل ملتی ازاین منجلاب خودخواهی نجات یابد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در حکومت آینده ایران، جنبش چپ خائن و تروریست جایی ندارد.