ضرورت تشکیل جبهه ی متحد جنبش آذربایجان

اگر آذربایجان « شورای جبهه ی متحد»-ی ، مورد پذیرش اکثریت فعالان، داشته با شد میتواند با « احزاب کردی» حضوری دیالوگ پیش ببرد و کردستان و آذربایجان امکان می یابند « متقابلا سیاست های خود را اصلاح و تکمیل» کنند. و « اتحادی عملی جهب همکاری» پدید آید. که به نفع همه است. و از « پیشامدهای ناگوار آینده» می توان جلوگیری کرد. و پشتیبان همدیگر در مبارزه ی مشترک می توانند باشند.

 

مسایل آذربایجان
چیزهای جدیدی نیستند. حداقل دهه هاست مطرح میشوند و در عمل و نظریه بازتاب های مختلفی را پدید آورده و میاورند.
کلیات این مسایل در چهار بخش جای میگیرند: 
1- مسایل خود جنبش آذربایجان
2- مسایل در برخورد با حکومت
3- مسایل در برخورد با جنبشها و احزاب، به خصوص با احزاب کردی
4- مسایل در برخورد با خارج از ایران
---
«استراتژی - تاکتیک جنبش آذربایجان » طی دهه ها عملاً « مبارزه ی مسالمت آمیز » بوده و هست.
بر این اساس بر خورد به مسایل نیز در چهار چوب یادشده صورت گرفته است.
چون مبارزه در آذربایجان « جنبشی»ست، و نه سازمانی و حزبی، از اینرو « برخورد به مسایل» متفاوت بوده با برخورد « تشکیلاتی» به مشکلات.
جنبش نکات مثبت و منفی دارد. نه میتواند جای تشکیلات عمومی را بگیرد و نه محدودیت تشکیلات را دارد.

اما چیزی که میتواند یک جنبش را مؤثر تر، کارآمدتر، منسجم تر، موفق تر، زنده تر، کند ، متشکل شدن آن در یک « برنامه ی جبهه یی متحد» است. که اکثریت افراد و گروههای فعال را زیر « مواد و اصول چندی» در برگیرد. و در عمل و نظر، سیاست برخورد به مسایل را نشان دهد.

متأسفانه جنبش  تاکنون موفق به ایجاد « جبهه ی متحد جنبش آذربایجان» « تحت یک برنامه ی عمومی» نشده است.
بدین سبب هر فعال و گروه خود با مسایل برخورد کرده است. 
و کافی نبودن و ضعف این نکته نیز روشن است.
---
مدتهاست سیاست برخورد با احزاب کرد، یا یافتن جواب « چه میتوان کرد ها» را پیش رو داریم؛ که مثل همیشه « فردی یا گروهی» برخورد شده که کافی و قانع کننده و چه بسا درخور نبوده است. 
---
در « کنفرانس آمستردام» حد اقل بخش بزرگی از فعالان خارج جمع شدند و یک برنامه ی-اگر اشتباه نکنم- 12 ماده ای را تصویب کردند. اما به امان خدا رهایش کردند. ارگانی تشکیل ندادند که این برنامه را پی گیرد -و در گردهمایی های بعدی تصحیح و تکمیل کرده - و در عمل پیش ببرد. که ادامه ی این کار می توانست به تشکیل جبهه ی متحد بیانجامد. 
---
تا وقتی که جبهه ی متحد جنبش آذربایجان در برنامه و تشکل سازمان یافته نیست ما برای « چه میتوان کردها» پاسخ مناسب جمعی نخواهیم داشت. ضعف و ندانم کاریها و کجرویهای ما نیز از اینجا ناشی میشود.
---
چرا جبهه ی متحد تشکیل نشده و یا نمیشود؟
پاسخ روشن است . مسئله ربطی به اختناق ندارد و حداقل می تواند در خارج تشکیل شود. اما مشکل به خود « فعالان و گروهها» بر میگردد. جواب اینه که ما هنوز به این سطح « عملی و فکر ی» نرسیده ایم. ضعیف ایم.
انجام اینکار در درجه ی اول نیاز به « تلرانس و بر خورد دموکراتیک درونی نسبت بهم » دارد. ما در سخن خیلی دموکرات و با تلرانس تشریف داریم ولی در عمل « دیکتاتورهای کوچک»-ایم. 
در سخن خیلی « مستقل» سیاست را پیش می بریم ولی در عمل عکس اش را پیاده میکنیم. 
در سخن خیلی جمعگرا هستیم ولی در عمل فرد گرا و گروه گرا هستیم. 
در سخن برنامه ی عمومی میخواهیم ولی در عمل «برنامه ی فردی یا گروهی» را به عموم و جمع قالب میکنیم.
و تضاد سخن و عمل در بسیاری عرصه های دیگر. 
یعنی ما هنوز به این سطح « عملی و فکر ی» نرسیده ایم که جبهه ی متحدی داشته باشیم. 

بنابراین در چهار بخش یاد شده نمی توانیم« پاسخ و عمل جمعی » نشان بدهیم. 
در مبارزه تا پاسخ جمعی نداشته باشی کسی ترا به حساب نمیاورد.
نیروهای دیگر پاسخ جمعی را به حساب میاورند و تأثیر آن را در سیاستهای خود می سنجند. 
دوستانی که می پرسند در برخورد با سیاستهای نادرست احزاب کردی چه میتوان کرد؟
پاسخ من اینه که « جبهه ی متحد جنبش آذربایجان» را تشکیل دهید. تا این کار را نکرده اید چه میتوان کردها بی جواب میمانند.
نه تنها در این عرصه بل در عرصه های دیگر نیز. 
مبارزه کاری ست جمعی. تا میتوانید به کار جمعی نزدیک شوید و آنرا تحقق بخشید. 
با پراکندگی، با واکنش تصادفی جمعی، کاری از پیش نمی رود.
خود شناسی، دگر شناسی، کار جمعی و تشکل عمومی. 
این راهی ست که ضروت دارد طی شود. و هرچه آماده تر و سریع تر باشد مشکل گشاتر است.

« جبهه ی متحد جنبش آذربایجان»
که در بالا بدان اشاره شد، مثلا میتواند برای تشکیل خود چنین راهی و یا مانند آنرا انتخاب و طی کند؛ که پیشنهاد میشود :

1-لازم است « داخل و خارج » یک منشور( که مثلا از پانزده، بیست ماده درست شده » با مشورت هم از طریق اونلای ، بیرون دهند.

2- براساس این منشور ارگانی اونلای در خارج تشکیل شود که سیاست منشور را پیش برد و پاسخگو باشد. در مقابل فعالان. و مردم و جامعه.
شورای جبهه را- از هر گروه یک نفر نماینده  و از جمع منفردین نیز یک نفر- تشکیل میدهند- و هر دو سال نیز اعضای جدید معرفی و برگزیده میشوند. در گرد همایی های حضوری. از بین داوطلبان گروهها.

3- ارگان میتواند سنخگوی فعالان آذربایجان در سطح جهانی باشد. جهت حلب حمایت حقوق بشری. 

4- در مورد سیاستها و تاکتیهای داخلی تصمیم گیرنده خود فعالان داخل هستند. 

5- شورای جبهه برای هزینه ی خود به یاری گروهها ی اعضای خود متکی ست و حق ندارد از هیچ ارگان دولتی خارجی و داخلی چیزی دریافت کند. حتی ار ارگانهای غیر دولتی که غیر مستقیم به دولتی وابسته اند.

این برنامه، همه ی گروههای آذربایجانی را که منشور مشترک را قبول میکنند در بر میگیرد. و گروهها چهارچوب برنامه ی کلی خود را با منشور میزان میکنند.
این تشکل از طریق اونلای و حضوری میتواند عملی گردد. و تشکلی ست مثل جبهه ی متحد . و عمل به یک منشور.

مواد منشور و عمل به آن و کسب اعتبار ، دوام تشکل ، اجرای درست استراتژی، کسب حمایت داخلی از سراسر ایران ، میتواند کوششهای جمعی را با موفقیت همراه سازد.
---

اصول پیشنهادی برای
منشور جبهه ی متحد آذربایجان،
که میتواند اصلاح و تکمیل شود:
 
0-جبهه ارگان مشترکی ست جهت مبارزه:
1- برای رفع تبعیضات گوناگون و ستمهای مختلف( اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، مذهبی، جنسی و غیره)
که رفع تبعیض و اجرای عدالت اجتماعی ( تأمین مسکن-کار یا حقوق بیکاری-درمان- خوراک و پوشاک) -حفظ امنیت فردی و اجتماعی) از اهداف آن است.
2- جبهه برای استقرار حکومت ملی دموکراتیک آذربایجان مبارزه میکند. لغت « ملی» اینجا به معنی «عمومی» ست.
3- و از مبارزه ی خلقهای تحت ستم مضاعف جهت رفع تبعیضات و ستمها حمایت میکند. 
4- هر فرد یا گروهی عملا از حقوق مردم آذربایجان دفاع کند متحد ما ست. 
5- جبهه خواهان حکومت سکولار و دموکراتیک در آذربایجان است.
6- فعالیتهای لوبیستی متضاد با استقلال فکری -عملی، و تشکیلاتی ممنوع ست.
7-جبهه براي اجراي مفاد بيانيه جهاني حقوق بشر و كونوانسيونها و معاهدات بين المللي وابسته بدان در آذربايجان مبارزه مي­كند.
8- جنبش دموکراتیک آذربايجان و ارگان مشترک آن جبهه، جرياني مستقل، دموكراتيك و مدرن است.
9- جبهه دفاع از حقوق ديگر خلقهاي ترکی زبان در ایران را وظیفه ی خود میداند. 
10- حق تصمیم نهائی برای تعیین سرنوشت در آذربایجان ، فقط در ید صلاحیت ملت ترک آذربایجان می باشد. 
11- زبان ترکی آذربايجان بايد زبان رسمي و دولتي آذربايجان باشد.
12- جبهه ی متحد آذربايجان براي تأمين برابري حقوق زنان با مردان در تمامي عرصه ­ها مبارزه مي­كند. و مدافع حقوق کودکان است.
13-كليه آزاديهاي مدني چون آزادي دين، مذهب، اعتقاد، وجدان، مطبوعات، سنديكاها، احزاب سياسي، لباس و طرز زندگي بايستي بدون هيچ قيد و شرطي تضمين شوند.
14-جبهه ی متحد آذربايجان با اعدام و هر نوع شكنجه بطور قطعي مخالف است.
15-جبهه با سياست تغيير تركيب جمعيتي آذربايجان از سوي جمهوري اسلامي ايران بعنوان نماينده راسيسم آريايي مخالفت كرده و خواهان مبارزه مشترك همراه با ديگر ملتهاي تحت ستم بر عليه اين رژيم است.
16-جبهه از مبارزه ی خلق فارسی زبان برای رسیدن به دموکراسی ، عدالت اجتماعی و رفع تبعیضات حمایت میکند.
17- جبهه سیاست دوستی با همسایگان ایران را پیش می برد و از حقوق بشر و سکولاریسم و آزادیهای مدنی در این جوامع دفاع میکند.
18- جنبش دموکراتیک آذربایجان و ارگان مشترک آن « جبهه» خود را متحد مبارزه ی همه تبعیض دیدگان و ستمکسان در سراسر جهان میداند. و از آزادی آنها از ستم و نابرابری دفاع میکند.
19- جبهه ی متحد آذربایجان مخالف سیاست ماکیاولی، رسیدن به هدف با هر وسیله، است . و خود را موظف میداند در کار و مبارزه  اخلاق سیاسی آزادیخواهانه و انسانی را رعایت کند.
و هدف اش را با ابزار و روشهای مشروع در فرهنگ انسانی و سیاسی مترقی دنبال کند. 
20- جبهه متحد آذربایجان رئال پولیتیک را به معنای واقعگرایی درک کرده و از طرح شعارهای آرزویی، غیر عملی، نا منطبق با شرایط زمان و مکان، اجتناب میکند.
21- استراتژی جنبش آذربایجان و ارگان عمومی آن جبهه ، مبارزه ی مسالمت آمیز است تا هنگام خیزیش عمومی خلقهای تحت ستم، اگر با خیزش عمومی ، حکومت حاکم از قدرت خلع ید نشود و دست به کشتار زند، جنبش و جبهه حق مشروع خود میداند که دفاع مشروع را  برای حفظ امنیت مردم پیش گیرد.
22- جبهه،  دست بردن به سلاح و قهر و خشونت را ،  برای حل اختلافات بین خلقهای تحت ستم و نمایدگان سیاسی آنها، ممنوع میداند و راه گفت و گوی سیاسی را انتخاب میکند.
23- جبهه ی متحد آذربایجان، طبق اصول مندرجه در اینجا، با « پان ترکیسم و دیگر پانها» مرز بندی نظری دارد؛ بدین معنی که اعتقادات پان ترکیسم ربطی به دیدگاه جبهه ی متحد آذربایجان ندارد.
ووو
 ---

اگر آذربایجان « شورای جبهه ی متحد»-ی ، مورد پذیرش اکثریت فعالان، داشته با شد میتواند با « احزاب کردی» حضوری دیالوگ پیش ببرد و کردستان و آذربایجان امکان می یابند « متقابلا سیاست های خود را اصلاح و تکمیل» کنند. و « اتحادی عملی جهب همکاری» پدید آید. که به نفع همه است. و از « پیشامدهای ناگوار آینده» می توان جلوگیری کرد. و پشتیبان همدیگر در مبارزه ی مشترک می توانند باشند.

آنچه در بالا آمد،
تنها «طرح اندیشه و تفکر پیرامون جبهه» است.  آگاهانه از « پارلمان یا گنگره و حزب و مانند اینها» سخن به میان نیاورده ام که ایده های منطبق با شرایط نیستند. و کسانی هم که در آن موارد کوشیده اند نتوانشته اند
کاری از پیش ببرند. در این نوشته  تفکر فعالان را به موضوع « جبهه ی متحد» جلب میکنم. که روی آن بیاندیشند. و در شرایط آماده ، چنانچه « عملی و ضروری و درست یافتند» به آن اقدام کنند.

ما نیاز داریم گروههای آذربایجانی- با تمام گوناگونی خود-  پیرامون منشور مشترکی متحد شوند. و مواد آنرا را دنبال کنند. و به صورت یک جمع متحد با محیط برخورد کنند.
پیرامون هم ببیند با چه « کس و نیرویی» سروکار دارد.

جبهه، ظرف و پدیده ایست  کاملا متفاوت  با تشکلهای دیگر.  تشکلهای دیگر عملا نشان داده اند نمی توانند گروهها را متحد کنند. 
---

آنان که  میتوانند پرچم اتحاد را برافرازند

نوشته اند:«...
- فعالین سیاسی آذربایجان شدیدا منفعت طلب، قدرت پرست ، فرد گرا ، محفل گرا و دیکتاتور هستند و قدرت تحمل نزدیکترین رفقا و هم نظران خود را هم ندارند.
- انگیزه مبارزاتی، فداکاری، گذشت، جسارت، از جان گذشتگی و روحیه رزمندگی در فعالین سیاسی تورک بسیار ضعیف است.
در این شرایط با این آدمها نمی توان جبهه تشکیل داد یا بطور متشکل کار کرد. شاید در آینده اوضاع نغییر کند و زمینه تشکیل جبهه مساعد بشود.» منبع کامنتهای مقاله.

درست است که تشکیل جبهه ی متحد در شرایط حاضر بیشتر به یک رؤیا و آرزو شبیه است. اما فراموش نکنیم که در برخی برهه های تاریخی کسانی پیدا میشوند
که اینگونه آرزوهای خوب را تحقق می بخشند. مثل پایین کشیدن پرچم سفید تسلیم توسط ستارخان در تبریز. و یا مثالهای تاریخی دیگر.

 از دید من مشکل « عدم قوت لازم  نظری و عملی و اخلاق سیاسی » ست. اما این ضعف شامل « همه» نمی شود. هستند افرادی که شرایط لازم
یعنی « قوت اخلاقی و نظری و عملی» کافی برای نمایندگی یک جمع سیاسی را دارا هستند. هر چند تعدادشان اندک باشد. اینان می توانند پیش قدم باشند و راه را بگشایند. 

بنابرین امید میماند به دوستانی که در خود « قوت اخلاقی و نظری و عملی» لازم را می بینند که نمایندگی گروههای سیاسی خودشان را به عهده گیرند و راه گشا باشند.
وعملا نشان دهند که مردم میتوانند به « کار و اندیشه و اخلاقشان» اعتماد کنند. 

این هم روشن است که هرکس یا گروهی نتواند در عمل اعتماد ایجاد کند و آنرا حفظ نماید خود بخود از دید مردم ناپدید میشود. 
توجه کنیم به این نکته که چرا صمد بهرنگی همواره زنده است؟ چون از نظر اخلاقی و نظری و عملی اعتماد آفرید. از اینرو نمی توان او را فراموش کرد.
همینطور برخیهای دیگر که چون او زیستند.

**

ذکر اسامی بخشی از تشکلهای آذربایجان به معنی تأیید یا رد آنها نیست.
بدین معنی ست که آنها نام خود را اعلام کرده اند. و هستند یا بوده اند. تعداد در این لیست میتواند کم و زیاد شود.
---
روش انتخاب همدیگر:
رفتار با گروهها برای گردهمایی:

گروههایی که موجود اند و نام خود را اعلام کرده اند، یا تازه تأسیس میشوند، و دوست دارند در جبهه ی متحدی گرد هم آیند.
روشن است که باید:
1- مخالف رژیم باشند
2- تشکل جبهه ی متحد و منشور مشترک را قبول کنند.
3- مستقل از دولت ایران و دولتهای خارجی باشند. ( در سیاست ، هزینه ی مالی و ساختار سازمانی، لابیگری)
4- نماینده برای جبهه داشته باشند.

----
تشکیل شورای جبهه :

1-نمایندگان همه ی گروهها و گروه منفردان حق دارند به شورای جبهه وارد شوند. کسی را نمی توان منع کرد.

صلاحیت گروه و نماینده: 

2- شورا با اکثریت آرا در مورد « ماندن یا رفتن» یک نماینده و یک گروه ، تصمیم میگیرد. نخست در مورد گروه و بعد در مورد نماینده ی آن . با رای مخفی. 
که:
-برنامه ی گروه با منشورمشترک خوانایی داشته باشد و اصول آنرا نقض نکند.
- نماینده ی گروه باید فاقد محکومیت دزدی و تجاوز و قتل باشد. و عدم سابقه ی همکاری با رژیم ایران. و سازمانهای اطلاعاتی خارجی.

3- خط و مشی گذشته ی گروه مورد توجه قرار نمیگیرد. معیار برای جبهه رعایت عملی منشورمشترک است.
4- شورا حق دخالت در کار گروهها را ندارد. تنها میتواند موارد نقض منشور را با رای اکثریت خود تعیین کند. 
و در صورت لزوم و عدم اصلاح پذیری ، نماینده یا گروه را از جمع خود اخراج کند.

شخصیت های معروف آذربایجان
شخصیتهای مشهور آذربایجان برای مثال دکتر رضا براهنی یا مانندهای ایشان ، در صورت تمایل حق عضویت افتخاری در شورا را دارا هستند.
-----

اسامی بخشی از تشکلهای آذربایجان :

1. اتحاد ملي دموكراتيك آذربايجان جنوبي (بيرليك)
2. تشكيلات مقاومت ملي آذربايجان
3. جبهه آذربايجان متحد و مستقل
4. جنبش دانشجويي آذربايجان (آزوح)
5. حزب استقلال آذربايجان جنوبي (گائيپ)
6. حزب دموكرات آذربايجان جنوبي (گادپ)
7. حزب رهايي آذربايجان جنوبي (قورتولوش)
8. حزب سوسيال دموكرات آذربايجان جنوبي
9. حزب ليبرال دموكرات آذربايجان جنوبي (گالدپ)
10. حركت بيداري ملي آذربايجان (گاموح)
11. كنگره جهاني آذربايجان(داك)
12- حرکت ملی آذربایجان جنوبی
13-شورای بین‌المللی آذربایجان جنوبی( 2012 )
14-جبهه آزادی ملی آذربایجان جنوبی

15 - جنبش فدرال -دموکرات آذربایجان
16- دموکراتهای چپ آذربایجان
17-انجمن قلم آذربایجان جنوبی (ایران) 

18- فرقه ی دموکرات آذربایجان

19- چپ های استقلال طلب آذربایجان sol gun az
20- حزب نو بیداری ملی آذربایجان جنوبی( ینی گاموح) ، رهبران آن در زندان هستند.
 
انتشار از: 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
""" ضرورت درک ژئوپلوتیکس کلید فرار از انزوا است """ یکی‌ از دلایل مهم اشتیاق روسیه به عادی سازی روابط با ترکیه، بقأئ اقتصادی است، محاسبات غلط روسیه به تفاهم ایران با غرب و فرار روسیه از انزوا با این تفاهم، عملی‌ نشد، وقتی‌که روسیه، قدرت اتمی‌ و صاحب منابع و میادین بزرگ نفت و گاز، اینگونه به ارتباط با ترکیه نیاز دارد، آزربایجان جنوبی که هیچ راهی‌ به آب‌های آزاد ندارد نباید با ذهنیت جنگ سرد کمونیست ها، برای خود، دشمن بتراشد، روابط ما با ترکیه، دست کمی‌ از روابط جمهوری آزربایجان با ترکیه، نخواهد داشت. این ترکیه بود که جمهوری آزربایجان را، از انزوای جقرافیائی، نجات داد. جامعه شناس ساده لوح ما نیز، باید این مسائل مهم را که سرنوشت و بقای ما، به آن وابسته است دریابد، وگرنه اریتره، ارمنستان آینده ما خواهد بود، در بدترین حالت، درک کمونیستی، ما را به روز کرهٔ شمالی‌ خواهد انداخت. فراموش نکنیم که در

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
"" پرسشی که باید از تشکیلات کمونیستی ترکان آزربایجانی پرسیده شود و این پرسش را جامعه شناس‌های ساده لوح ما، نمیتوانند مطرح کنند """ در کدام کشور، نرخ تورم، از مزد کارگران، بیشتر است؟ """یا در کدام کشور، مزد کارگران، از نرخ تورم، کمتر است؟ """ در ونزوئلا کمونیست زده، نرخ تورم، ۲۴۰ برابر مزد کارگران است. در ایران نیمه کمونیست زده، مزد کارگران، ۸۰ هشتاد برابر، از نرخ تورم، کمتر است. آیا یک جامعه شناس ساده لوح، میتواند بر آورد کند با این این نرخ تورم، طبقه متوسط که ستون فقرات یک جامعه است چگونه شکل خواهد گرفت؟ پرسشی دیگر که باید از تشکیلات کمونیستی ترکان آزربایجانی پرسید، در کدام کشور، میزان قتل و جنایت، بیشتر است ، نگاهی‌ به آمار قتل و جنایت در ونزوئلا و برزیل بیندازید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
باریش عزیز و گرامی‌، به نکتهٔ مهمی‌ اشاره کرده اند، پرسش من از ایشان این است که اگر """ یکی‌ بخواد از آخوند روحانی، گورباچف سازی کند """، آیا این شخص اصلا صلاحیت دارد خودش را وارد مسائل سیاسی کند؟ کسی‌ که از تروریست‌های پ ک ک حمایت می‌کند آیا الفبای توسعه، رشد و بقأ را در خاورمیانه بحران زده می‌‌داند؟ جالب اینجاست که این گورباچف سازی، قتل و جنایت را، دوباره سازی می‌کند، گورباچف مسئول به خاک و خون کشیدن هستی‌ مردم آزربایجان شمالی‌، در بحبوحهٔ فروپاشی و سقوط کمونیزم ور شکسته بود، گورباچف ایشون "" آخوند روحانی "" نیز، در ورود به اورمیه، این شهر تورک نشین را، شهر ادیان نامید تا زمینه ویرانی آزربایجان غربی را، فراهم بیاورد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
یکی از همین افراد بدنام............... باش و دم نزن. کسی که از تروریسم کرد در غرب آزربایجان حمایت می کند . کسی که از داشناک های ارمنی حمایت می کند حقی برای اظهار نظر در مورد آینده آزربایجان جنوبی ندارد
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
باریش عزیز،
ممنون از نظر شما. به نکته ی مهمی اشاره کرده اید. درست است موضوع مسایل زیادی دارد که لازم است روشن شوند.
برای طولانی تر نشدن نوشته تنها به موارد کلی اشاره نموده ام. اینجا اضافه میکنم که:
ذکر اسامی بخشی از تشکلهای آذربایجان به معنی تأیید یا رد آنها نیست.
بدین معنی ست که آنها نام خود را اعلام کرده اند. و هستند یا بوده اند. تعداد در این لیست میتواند بیشتر بشود. یا در صورت انحلال تشکلی کمتر شود.
---
نوشته اید: « بدون کنار گذاشتن افراد بدنام با کارنامه های مشخص تاریخی سراسر پوچ هیچ اقدامی موفق نخواهد گشت.»
در نوشته قضاوتی نشده، اما سخن شما مربوط به « حق انتخاب همدیگر» است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
الیار گرامی
با تشکر و قدر دانی از تلاشهای شما پیشنهاد شما که برگرفته از ضرورت تاریخیست میتواند تبدیل به واقعیت گردد بشرطی که همه اشتباهات تاریخی چنین اقداماتی دوباره صورت نگیرد.همین مفاد مترقی و برنامه مشخص با ماده های مشخص برای کسب اتحاد عمل میتواند کارساز باشد .اما رفیق گرامی شما در فراخوان به سازمانهایی که نام بردید دچار همان لغزش و تجربه تلخ شکست این طرح را شدید.این سازمانها که جز نام و کارنامه سراسر بدنام از خود به یادگار نگذاشتند نخواهند گذاشت این طرح دوباره عملی گردد.صمیمیت شما را برگرفته از وجدان بیدارتان را برای پاسخ دهی به این ضرورت درک کرده و شخصا استقبال میکنم .اما بدون کنار گذاشتن افراد بدنام با کارنامه های مشخص تاریخی سراسر پوچ هیچ اقدامی موفق نخواهد گشت.به باور من نیروهایی از این تفکر مبارزاتی که سابقه تاریخی روشن و شفافی را دارا هستند میبایست سکان دار این درخواست باشند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
همه چیز از دیالوگ، اعتقاد قلبی به دموکراسی و رفتار دموکراتیک شروع می شود...
http://azoh.info/index.php?option=com_content&view=article&id=31661:1395-04-22-21-53-01&catid=2:10&Itemid=18
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اسامی بخشی از تشکلهای آذربایجان :

1. اتحاد ملي دموكراتيك آذربايجان جنوبي (بيرليك)
2. تشكيلات مقاومت ملي آذربايجان
3. جبهه آذربايجان متحد و مستقل
4. جنبش دانشجويي آذربايجان (آزوح)
5. حزب استقلال آذربايجان جنوبي (گائيپ)
6. حزب دموكرات آذربايجان جنوبي (گادپ)
7. حزب رهايي آذربايجان جنوبي (قورتولوش)
8. حزب سوسيال دموكرات آذربايجان جنوبي
9. حزب ليبرال دموكرات آذربايجان جنوبي (گالدپ)
10. حركت بيداري ملي آذربايجان (گاموح)
11. كنگره جهاني آذربايجان(داك)
12- حرکت ملی آذربایجان جنوبی
13-شورای بین‌المللی آذربایجان جنوبی( 2012 )

14 - جنبش فدرال -دموکرات آذربایجان
15- دموکراتهای چپ آذربایجان
16- چپ های استقلال طلب آذربایجان sol gun az
17- فرقه ی دموکرات آذربایجان
18- حزب نو بیداری ملی آذربایجان جنوبی( ینی گاموح) ، رهبران آن در زندان هستند.
19-انجمن قلم آذربایجان جنوبی (ایران)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
وقتى نظرات پاى نوشته ام را دوباره خواندم , متوجه شدم افرادى كه تاب شنيدن حرف منطقى را ندارند ، امتيازات منفى نثار ياد داشت من نموده أند . بسيار خوب نظر دوستان خواننده بسيار محترم . اما دريغ از يك جواب منطقى كه قلم رجنجه كرده و دلائل مخالفت اش را بيان كرده باشد.
آيا نه اين است كه اتحاد بين نيروهاي فعال ترك آزربايجان جنوبى ، به مزاق ايران وطنى ها خوش نمى آيد. و يا اينكه نام برند از كلمات فدراليسم و يا استقلال باز هم برأى سلطنت طلبان حاميان رژيم فارس آخوندي ، و مجاهدين خلق فارس رجوى ( كه خبر مرگ اش را هم بايد وزارت استخبارات عربستان إعلام نمايد) و ايران وطنى هاى ريز و درشت و پان إيرانيست هاى فاشيست ، خوش نمى آيد . بخواهيد نخواهيد . زنگ در نژاد پرستى رژيم هاى فارس در ايران و حاميان نگون بخت شان از طرف جامعه جهانى بصدا در آمده است . و ملت هاى ايران ، خصوصا ملت ترك آزربايجان جنوبى هم

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خوت هنداوانه زیر بغل خوت نذار. کسی واسه تو سبزی خورد نمی کند. تکرار .... هیچ وجه ایی نصیبت نخواهد کرد. .... حتی یک دلخوشی موقتی ندارد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقا یا خانم yaradiciliq ، من اکثر مطالب شما را خوانده ام، با مروری دوباره به کاننت‌های شما زیر این مقاله، تصور می‌کنم تا حدی به نگاه شما شما نسبت به ایران و آزربایجان، نزدیک شده باشم، به نظر من، شما چنین می‌‌پندارید که (( احتمال فروپاشی ایران و به قول شما جامعه شاهنامه خوانان از درون بیشتر از احتمال فروپاشی ایران به دلیل فعالیت‌های استقلال طلبان است ))، تصور من این است که شما، چندین هدف را، برای چندین برآیند، در نظر گرفته اید. به فرض مثال، اگر احتمال فدرال شدن ایران میرود، شما از آنجائیکه عمل گرا هستید ترجیح میدهید که استقلال طلبان، پشت فدرال چی‌‌ها قرار بگیرند، در صورت بروز قحطی در ایران و غلبه گفتمان استقلال طلبی، شما بدون شک مایل هستید که فدرال چی‌ ها، پشت استقلال طلبان قرار بگیرند. من با این طرز فکر شما، موافقم. همچنین نگاه شما به جریان ور شکسته جامعه شناسی‌ حتی تحصیل کرده گان خارج
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اصول پیشنهادی برای جبهه ی متحد آذربایجان.
که میتواند اصلاح و تکمیل شود.
اینها اضافه میشود به نکاتی که در مقاله پیرامون جبهه قید شده است:
0-جبهه ارگان مشترکی ست جهت مبارزه:
1- برای رفع تبعیضات گوناگون و ستمهای مختلف( اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، مذهبی، جنسی و غیره)
که رفع تبعیض و اجرای عدالت اجتماعی ( تأمین مسکن-کار یا حقوق بیکاری-درمان- خوراک و پوشاک) -حفظ امنیت فردی و اجتماعی) از اهداف آن است.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نظر دکتر انزابی گرامی،

عزیز قارداشیم آ.ائلیار بی اللریز آغریماسین بو گوزل یازی چون بو داغنیخ موقعیتده . گون او گون اولسون که بیرلشاخ هم اوز ملتیمیزین حق لرینن دفاع الیاخ همی ایری مضلوم لارین حقینن. چوخ تشکر انزابی

عزیز دست شما درد نکند. امید است متحد شویم هم از حقوق خود و هم از حقوق دیگر ستمدیدگان دفاع کنیم. با تشکر.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اسماعیل گرامی نوشته« تشکیل جبهه متحد ، ایده خوب ..میباشد ...اما فعلا شرایط و زمینه تشکیل آن آماده نیست... شاید در آینده اوضاع نغییر کند و زمینه تشکیل جبهه مساعد بشود»
من با این بر داشت کلی ایشان موافقم. ولی علت نامناسب بودن وضعیت چیست؟

ایشان علت را چنین مینویسد:

1 - در آذربایجان مبارزه زنده، روزمره و جدی جریان ندارد.
آ.ائلیار : تبعیض، و دیگر ستمها ، و درگیری کودکان و جوانان و سالخوردگان با آنها همیشه جریان دارد، هر چند پنهان باشد.

2- جنبش های سیاسی و اجتماعی فاقد رهبر و روشنفکر هستند.
آ.ائلیار: دوره ی « رهبرها» پایان یافته است. و همین طور « روشنفکران»، به معنای قدیم کلمه. اکنون دوره ی « رهبری عمومی و روشن بینی و مشکل گشایی عمومی ست». لازم است همه آستینها را بالا بزنند؛ اگر می خواهند گرهی گشوده شود.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
""" ابعاد جانبی که باید لحاظ شوند """ خواست اکثریت مردم آزربایجان جنوبی، رسمی‌ شدن زبان قدرتمند ترکی است. طرفداران امنیت ( سیاسی، اقتصادی و هکذا ) به طرفداران استقلال در هر بعدی برتری دارند. مسائلی‌ که جامعه شناس‌های ساده لوح ما، قدرت بیانش را ندارند. اگر "" پروسهٔ صنعتی‌ شدن "" شالوده و اساس تشکیل طبقه متوسط در غرب بود با "" روباتیزه شدن غرب "" و "" ورود به عصر دوم ماشین "" مرحلهٔ "" Radical inshoring "" شروع خواهد شد، در این مرحله، جوامع غربی، هزینهٔ تولید کالا را، چنان کاهش خواهند داد که یک صاحب کارخانه، ترجیح خواهد داد که به جای بنگلادش، کارخانه را، در آمریکا یا آلمان، احداث کند.برای همین، برای دور نماندن از پروسهٔ رشد، ما ترکان آزربایجان، نیاز به یک ترکیه و جمهوری آزربایجان پیشرفته داریم تا قادر به تطبیق خود، با تحوّلات برق آسا شویم. عدم امنیت و بی‌ ثباتی، بوسهٔ مرگ است، با

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
"" ابعاد ژئوپلوتیکی که باید لحاظ شوند "" پروسهٔ نزدیکی‌ و عادی سازی روابط "" ترکیه با اسرائیل، ترکیه با روسیه، ترکیه با مصر و ترکیه با سایر همسایگان "" فقط یک بازنده خواهد داشت و آن "" توهم تاسیس کردستان بزرگ است که به کّل آزربایجان جنوبی، ادعای مالکیت ارضی دارند ""، این گرایش جدید در سیاست خارجی‌ ترکیه، به تامین امنیت در آزربایجان جنوبی کمک شایانی خواهد کرد. همانطور که قبلان این واقعیت را برجسته کردم، تورک‌ها دارای "" روحیه بالای کار آفرینی "" هستند، واقعیتی که جامعه شناس‌های ساده لوح فارغ التحصیل خارج کشور، هیچ اشاره‌ای به آن نکردند، خاورمیانه "" پست داعش، با بحران آب گریبانگیر شده ویرانی را به ارث خواهد برد، دیگر کسی‌ نه انقلاب کمونیستی نیازی دارد و نه به تفنگ و تروریست‌های پ ک ک ، در اینجاست که نیاز به ترکان و روحیه کار آفرینی آنان، بیش از پیش، گسترش خواهد یافت. و اهورامزدا را سپاس
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ممنون از بیان نظر عزیزان ،
لازم است بگویم : اگر میخواهیم قدمی پیشرفت کنیم توجه شود که این کار با « تولرا نس» ممکن است.
همه ی ما نظریات گوناگون داریم و به جای خود محترم اند. هر چند فکر یکدیگر را قبول نداشته باشیم.
ولی اجازه دهید هیچ فکری را به عنوان « خارج از مسیر آذربایجان - داخل آذربایجان» تخطئه نکنیم.
فکری که از نظر من خارج از مسیر آذربایجان نام دارد، پیش صاحبش دقیقا در مسیر رهایی آذربایجان که چه عرض کنم، حتی در مسیر رهایی انسان قرار دارد.
ما در فضای فکری آذربایجان از « راست راست- تا چپ چپ» صاحب نظر داریم.
محترمانه نظرات یکدیگر را میتوانیم نقد کنیم ، ولی اجازه دهید « تنها خود را صاحب حقیقت و صاحب آذربایجان» ندانیم. حقیقت پیش همه ی ماست و آذربایجان هم وطن همه ما.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اگر ائليار قدم در راه ميهن و أهداف مردم خويش گذشته است . بايد از او تشكر كرد. من شخصا از همه كسانى كه از أفكار ضد ملى ملت ترك آزربايجان جنوبى دست برداشته و در خدمت ملت بزرگوار ترك آزربايجانى در آمده است استقبال مى كنم . دوستان و برادران ترك من . وقتى كه در سال ٥٨ حزب خلق مسلمان در آزربايجان سركوب شد . و ديگر هيچ صدايى از كسي بر نيامد . و يا حتى سالهاي قبل از انقلاب كه با سركوب حكومت ملى ملت ما ، در ٢١ آذر ١٣٢٥ ، تشكل و حركت قابل توجهى وجود نداشت . روشنفكران و جوانان غيرتمند ترك ما ، يا با تشكيل سازمان مجاهدين خلق ايران ( محمد حنيف نژاد، سعيد محسن ، حسن بديعزادگان ) و يا سازمان چريكهاى فدائي خلق ايران ، دهقانها و حميد أشرفها و صمد و نابدل ها ، به مبارزه ضد استبدادي و ستم شاهى نوكر اجنبى رو آوردند . من شخصا در زندانهاى خمينى پليد شاهد حضور حد أكثري جوانان و شخصيت هاى مجاهد و مبارز ترك

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقای اسماعیل من خیلی متاسف هستم براین دیدکاه شما بر فعالین حرکت ملی ازربایجان .
اقای ائلیار ایا این اقای اسماعیل تورک ازربایجان است؟؟ بنظر شما ایشان را می شناسید . این دیدکاه ایشان کاملان مغایرت با
حرکت ملی ازربایجان است . مواظب تشابح اسمی افراد در انترنت باشید
اما این پیشنهاد شما منطقی و به موقع است لطفا دنباش را بگیرید .ازربایجان جنوبی به یک تشکیلات سازمانی که بر گیرنده همه تورکهای ازربایجان در هر مرام و عقیده و با هر مذهب باشد شدیدا نیاز دارد و وقت ان همین الان است
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چگونگی بر خورد به « اصول کنفرانس آمستردام» جهت تنظیم «منشور» پیشنهادی :
1- میتوان با ذکر شماره ی یک اصل، از اصول آمستردام ، آنرا اصلاح -تکمیل- یا رد یا قبول کرد- و یا اصل جدیدی بیان نمود.
2- اصول احتمالی غایب در بیانیه را میتوان ذکر نمود.
---
اشکال بزرگ « بیانیه آمستردام»اینکه تنها مختص شده به جواب سئوال « ما چه میخواهیم».
اما مشکل اینه که:
1- ما چه میخواهیم؟ و
2- محیط (آذربایجان-ایران-منطقه-جهان) چه میخواهد یا شرایطش چیست؟ و
3- چگونه « خواسته های خود را تنظیم کنیم -که در محیط- بیشرین نیرو را -جذب کند و پیشرفت ممکن شود»؟
ترکیب دو قضیه اول:
پاسخ مشکل از سئوال 3 بیرون میاید. یک و دو به تنهایی چیزی را حل نمی کنند.

چگونه « خواسته های خود را تنظیم کنیم -که در محیط- بیشرین نیرو را -جذب کند و پیشرفت ممکن شود»؟

تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
برداشت من در کل با برداشت اسماعیل عزیز یکی ست. بله امکان کارجمعی « نظری و عملی» به دلایل زیاد که دوستمان به بخشی از آنها اشاره کرده و من نیز « دخالت ندادن نسبی عقاید خود در کشف کلید مشکلات » را یاد آوری نموده ام ، وجود ندارد یا بسیار بسیار سخت است. البته اینها برداشت است و میتوانند صحیح نباشند.
با تمام دشواریها:
اگر برخورد را به دو بخش « منشور» و « تشکل» تقسیم کنیم، و در اتاق « آزمایش» را همیشه باز بگذاریم، و برای اندیشه ها و « پیشنهاد ها میدان باز دموکراتیک» ایجاد کنیم میتوان گفت :|
کسانیکه فکر میکنند «میتوان پیشنهادهایی برای منشور جمع آوری کرد» بهتر است اندیشه ی خود را امتحان کنند. و پیشنهاد ها را به صورت کوتاه و جامع بدهند. زیانی ندارد. شاید مفید واقع بشوند. این کار یک تست است . ببینیم عملا نتیجه چه میشود:
سئوال این است :

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام-راه که به افتیم ترسمان میریزد.مهم آنست که حرکت کرده وراه به افتیم(صمدبهرنگ)
صغرا وکبراچیدن دردماراحل نخواهدکرد.هرچه درایجادجبهه خلل افتد؛دشمن سنگرهایش رامحکم خواهدکرد.
منشوررابایدهرچه سریعترنوشت ودرعرصه دیدگذاشت تا دیگران ترسان بریزد.اشکالات درطی زمان اصلاح میشود.
من فکرمیکنم درجبهه حضورهمه رابایدتقبل ومغتنم شمردتا درطی زمان روشنگری هایی برای سیستم سیاسی حکومت انجام گیرد.
من به دوستانی که درخارج هستندپیشنهادمیکنم ؛دراین کارکوتاهی نکنید.میلیون هاجوان ومردوزن درآزربایجان جنوبی وایران منتظرفرمان های لیدرهای خودهستند.
کاری بایدکردکه مدیریت رئال وزمینی باشد.ازتوهم وهوایی گویی پرهیزبایدکرد.جنبش دموکراتیک.عدم خشونت.تعامل داربامذهبی وچپ وبادنیا متخاصم استعمارگرراطلب میکند.
نهایت تلاش رادردوری ازاختلاف گروهی بافارس ها مدنظربایدباشد.
اولین خواست بایدداشتن مدرسه به زبان مادری
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نوشته ام ما از زاویه ی « فکر و عمل» در سطحی نیستیم که جبهه تشکیل دهیم. ضعیفیم. یعنی چه؟
یعنی اینکه:
لازم است به ضعف خود دقت کنیم و در پی رفع آن برآییم، تا شاید موفق شویم در صورت لزوم و شرایط مناسب آنرا-جبهه- را پدید آوریم.
یعنی اینکه:
ضعف ما، هم «فکری و نظری»ست و هم عملی. بدین معنی که: نمی توانیم راه طی شده در دهه های گذشته تا کنون را «نقد» کنیم، و درسهای لازم جهت پیش روی را بیرون بکشیم. برای آینده ی « عمومی و جبهه یی» خود منشوری تهیه کنیم. و در عرصه عمل هم آگاهی و تجربه ی « کار با هم یا مشترک» را نداریم. و بلد نیستیم. فاکت آنهم شکست فعالیتهای عملی تاکنونی ست.

سئوال مهم اینجاست که این « ضعف فکری و عملی» چگونه میتواند به صورت نسبی و در حد لازم رفع شود؟ تا بتوان گام برداشت.آیا راه حلی هست؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تشکیل جبهه متحد می تواند ایده خوب و ظرف یا قالب مناسبی برای فعالین سیاسی آذربایجان میباشد. اما فعلا و در این دوره شرایط و زمینه تشکیل آن آماده نیست. به چند دلیل زیر:
1 - در آذربایجان مبارزه زنده، روزمره و جدی جریان ندارد.
2- جنبش های سیاسی و اجتماعی فاقد رهبر و روشنفکر هستند.
3 - اندک فعال سیاسی موجود هم تشکیلات گریز هستند.
4- بخشی از این فعالین منفعل هستند و تحت تاثیر افت خیز جنبش هستند.
5 - فعالین سیاسی آذربایجان شدیدا منفعت طلب، قدرت پرست ، فرد گرا ، محفل گرا و دیکتاتور هستند و قدرت تحمل نزدیکترین رفقا و هم نظران خود را هم ندارند.
6 - انگیزه مبارزاتی، فداکاری، گذشت، جسارت، از جان گذشتگی و روحیه رزمندگی در فعالین سیاسی تورک بسیار ضعیف است.
در این شرایط با این آدمها نمی توان جبهه تشکیل داد یا بطور متشکل کار کرد. شاید در آینده اوضاع نغییر کند و زمینه تشکیل جبهه مساعد بشود

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
فکر خوبی است. این کار تنها با دیا لوگ بین فعالان مختلف و گروه ها و تشکیلاتها امکان پذیر است. ما همه مان در یک کشتی نشسته ایم, اگر غرق شود به آزربایجانی های چپی یا راستی نگاه نخواهد کرد. کردها فعلا در فکر, ملک ری , هستند. البته میشود با آنها هم کنار آمد. وقتی که کردهای ایران از کردهای عراق وسوریه و ترکیه دفاع میکنند , بلی ما هم از تورکهای ترکیه عراق و سوریه دفاع میکنیم. ولی با عقل و منطق میشود حرف مشترکی پیدا کرد.فعلا تشکیلات کردها با شعار های پوپولستی مشعول هستند. با اوپوزیسیون فارسها کنار آمدن خیلی مشکل تر از کردها است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ائلیار همانطور که گفتم شما تازه یادتان افتاده آزربایجان در خطر است و این ایده های شما قدیمی است. این ایده ها را همه فعالین ملی ازربایجان سالهاست از داخل فریاد می زنند ولی کو گوش شنوا و چشم با بصیرت در خارج. مگر همین پارلمان در تبعید را دو سه سال پیش به لجن نکشیدند. البته شاید شما در این مورد چیزی نشنیده باشید چون در آن روزها شما و جداری و ... در فاز ایران ایران و فدرالیسم بودید. اگر آنروز عده ای ابله و کج مغز آن پارلمان را به گند نمی کشیدند الان وضع آزربایجان به این وخامت نبود که هر تنبان گشادی جرات خط و نشان کشیدن به ملت ما را داشته باشد. الان هم باز می توان جلوی خسارت بیشتر را گرفت . همین ایالات متحده مگر چگونه مستقل شد . با ایجاد کنگره . یا یهودی ها اول یک کنگره یهود تشکیل دادند. پرچم تعیین کردند بعد زمینش را تعیین کردند بعد کشور یهود تشکیل شد ما که هم زمینش را داریم هم پتانسیلش را

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری