پدیده ی « فعالان منفرد» در جنبش چپ ایران

کوشندگان منفرد با درس آموزی از گذشته ی خود ، و به خاطر عشقی که از آغاز برای رهایی مردم از دیکتاتوری و تبعیض و استثمار در دل داشتند، نمی توانستند خود را از مبارزه کنار بکشند، و از این رو تلاشهای آنها در جنبش چپ از اهمیت زیادی برخوردار بود و هست.

 

 

با نیم نگاهی به وضعیت چپ ایران، در دهه های بعد از 1357 ، ما با پدیده ی جدیدی که آنرا « منفردین چپ» میتوان نامید رو برو هستیم.
بعد از شکست انقلاب 57 ایران و استقرار حکومت اسلامی با خاصه های « دیکتاتوری – ایده لوژیک-  فاشیستی» ، و شروع روند نابود سازی احزاب و سازمانهای چپ و غیر چپ، توسط حکومت جدید، برای اعمال اوتوریته یگانه ی خود بر جامعه، جهت « اسلامی کردن» آن، و خارج شدن بخش مهمی از فعالان سیاسی از کشور، و انفراد بخش دیگر در داخل ، و اعدام و زندانی شدن بسیاری از مبارزان، سیاست سازمانها در مقابل حکومت،  از سوی «فعالان چپ» ، مورد بازبینی و نقد قرار گرفت.
از سوی دیگر با فروپاشی شوروی و شکست سوسیالیسم موجود و  مارکسیسم -لنینیسم کلاسیک ، نقد و باز بینی « تئوری و عمل» ابعاد وسیعتری پیدا نمود.

جنبش چپ با زیر نقد رفتن مارکسیسم- لنینیسم ، مبارزه ی مسلحانه ، فروپاشی بلوک شرق، شکست انقلاب 57 ، و سیاستهای اتخاذ شده در برابر نیروی اسلامیستهای حاکم بر ایران، با مشکلات بسیار سنگین نظری-عملی مواجه شد.  مشکلاتی که به پراکندگی نیروی چپ بیش از هر زمانی دامن زد. انشعابها و انفرادها نتیجه ی این وضعیت بود. 
پدیده ی فعالان منفرد نتیجه ی شکستها در عرصه های مختلف است. اما رویه دیگر این شکست پیروزی ست. پیروزی بر مشکلات نظری و عملی.

برخورد سازمانها با شرایط مذکور و چگونگی کشیدن گلیم خود از این سیل به بیرون،  موضوع این نوشته نیست . اینجا تنها به پدیده ی منفردین می پردازم:
فعالان منفرد چپ کوشندگانی هستند که در عرصه های مختلف سیاست و علم و جامعه و رسانه ،  فرداً  و مستقل میکوشند. 

در پی شکست  برخیها به دنبال زندگی شخصی خود  رفتند. اما برخی دیگر با اینکه از « سیاست و عمل و ساختار سازمانهای خود» سرخورده و جدا شده بودند، توانستند مشکلات نظری خود را حل کنند – با کنار نهادن دید ایده لوژیک، مارکسیسم مکتبی ، درک اهمیت تفکر مستقل ، دموکراسی  در ساختار تشکیلات و در ارتباط با تئوریهای سوسیالیسم، و غیره انرژی خود را آزاد کنند.
و به صورت فردی به کوشش پردازند. از راه نوشتن، ایجاد رسانه های جدید مانند سایتهای انترنتی و غیره ؛ شرکت در فعالیتهای مدنی-سیاسی و درتلاش برای ایجاد تشکلهای نوین .
فنومنهای « نویسندگی  و خبرنگاری انترنتی» در این رابطه قابل توجه است.

بخشی از افراد چپ منفرد ، چنان انرژی خود را آزاد نمودند که چندین برابر زمانی که در تشکیلات بودند میتوانستند کارکنند و مؤثر واقع شوند.
اما این به معنای آن نبود که اینان اهمیت کارجمعی را رد کرده بودند. کار فردی در حقیقت از روی ناچاری و به خاطر عشق آنها جهت مشارکت در حل مسایل جامعه بود. معمولاً اینان صاحب تجربه ی مبارزه در دوره ی دو حکومت شاه و اسلامی بودند.

کوشندگان منفرد با درس آموزی از گذشته ی خود ، و به خاطر عشقی که از آغاز برای رهایی مردم  از دیکتاتوری و تبعیض و استثمار در دل داشتند،  نمی توانستند خود را از مبارزه کنار بکشند، و از این رو تلاشهای آنها در جنبش چپ از اهمیت زیادی برخوردار بود و هست.

در سالهای اخیر بخشی از چپ ایران در خارج تز« وحدت بزرگ چپ» را مطرح کرد. در این روند «فعالان منفرد» به شکل جمعی با نظریات مستقل خود شرکت کردند. و این بزرگترین برآمد جمعی این کوشندگان بود.

با توجه به  تجارب منفردین چپ ،  میتوان گفت اگر این مبارزان  آگاهانه به کار جمعی خود برخورد کنند میتوانند نقش بسیار مهمی در جنبش به اشکال گوناگون بازی کنند. لازم است اهمیت نقش خود را دریابند.

ضرورت دارد اینان  در شرایط مدرن کنونی در کار خود به روز باشند. در مقوله ی « دیالوگ» ، به تفاوت بین  دیالوگ مدرن و سنتی عمیقاً توجه کنند . در گفتاری و نوشتاری .
 ماندن در گذشته انجماد است و حذف شدن.

شعله عشق را باید روشن نگه داشت.

 کوشندگان منفرد و مستقل ، میتوانند به شکل جنبشی و نه سازمانی با هم « همکاری» کنند. بر اساس مواد سیاسی چندی که خود تنظیم کنند. نه منشورهای طولانی. روی مواد تأکید میشود. همکاری نه تنها با چپها، بل با جریانهای غیر چپ و دموکرات و دموکراتیک نیز میتواند صورت گیرد. به ویژه با جنبشهای رفع تبعیض اتنیکی. که این جنبشها را در نیافتادن به دنبال سیاستهای ناسیونالیسم افراطی یاری کند.

 لازم است آنها آغوش خود را برای همکاری، ائتلاف، وحدت، باز بگذارند. اما به دنبال دیگران نیافتد و بکوشند روی پای خود بیایستند. 
درست نیست خود را درگیر بحثهای تئوریک بی انتها کنند، ضرورت دارد مواد مورد توافق خود را جهت همکاری جنبشی تنظیم کنند.

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چپ و مسئله ملی در ایران:
با اوج گیری مبارزات خلقهای تحت تبعیض (فرهنگی-سیاسی-اقتصادی) در دهه های بعد از انقلاب شکست خورده ی بهمن 57 ، و گرفتاری چپ ایران در« بحران نظری و سازمانی» ، مسئله ملی نتوانست پاسخ مشکل گشایی از سوی چپ دریافت کند.

فعالان خلقهای تحت تبعیض به دلیل وجود رگه های « ناسیونالیسم فارس» در دیدگاه چپ ، به دلیل « بحران چپ» ، مجبور شدند راه حل مسئله ملی در ایران را خود دنبال کنند. آنان تحت تأثیر حرکات منطقه ای و جهانی دو راه پیش گرفتند: فدرالیسم؛ استقلال.

بر پایه ی ایده لوژی ناسیونالیسم محکوم و آمیختگی آن با شعارهای سوسیالیستی در بعد ملی. یعنی « ایده ی سوسیالیسم ملی-و ناسیونالیسم محکوم و تحت تبعیض». اما این مشی سیاسی در تضاد بود با ماهیت جنبش خلقهای تحت ستم مضاعف که « برابری خواهی حقوقی همه جانبه» بود.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سیاست چپ:
مهم « نام و اتنیک چپ» نیست، بل، مهم ، مبرم ، اساسی، تعیین کننده، سیاست « فرد یا گروه و سازمان چپ» است.
تعیین کننده ماهیت سیاستی ست که چپ پیش می برد. آیا رهایی بخش است یا اسارت آور؟ به اتنیک ها در حل مشکلشان کمک میکند یا نه؟
مشکل جامعه ی ایران در ارتباط با چپ مسایل «1- استثمار، 2-تبعیض،3- دیکتاتوری، 4-فرهنگ خرافی و عقب مانده ی جهان سومی» است. در همه جای جامعه. بین همه ی ملیتها. گیرم به اشکال گوناگون.
مهم این است که «سیاست چپ» پاسخ درست به این مسایل بدهد.
مشکلات چهارگانه ی مذکور « اول و دوم » ندارند. و«جدا» از همدیگر نیستند. هرکدام اجزاء یک « کل» اند.
چپ به روز، چپ نوین، آن چپی ست که برای « آزادی و برابری و حق انتخاب» انسان جهت بهزیستی، مبارزه می کند ؛ و سیاستی
پیش می برد که در جهت حل مسایل چهارگانه ی اساسی جامعه باشد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من با محتوای بحث "منفردین چپ" موافقم . اما به نظرم اکنون صحبت از "چپ ایران" نادرست است. چپ ایران موضوعی تمام شده است. همه چیز در ایران تجزیه شده است. من این اشکال را چنین اصلاح میکنم. اگر از چپ میکنیم میکنیم باید مشخص کنیم چپ کدام منطقه؟ چپ کردستان؟ چپ آذربایجان؟ چپ عربستان یا بلوچستان؟
چپ هر منطقه سازمان و تشکیلات خود را دارد. در 30 35 سال گذشته چریک فدایی، حزب توده و حزب کمونیست ایران یا کارگری نتوانستند، نمی توانند و نخواهند توانست مثل دو سال اول انقلاب اسلامی 10 نفر در آذربایجان، کردستان، بلوچستان و احواز به تشکیلاتهای خودشان جذب کنند. چون در ذهنیت انسانها ایران به مناطق ملی و اتنیکی تقسیم شده است. تشکلات سراسری فارس نمی خواهند به این واقعیت تسلیم شوند ، قبول کنند و آنرا اقرار کنند. آنها دوست دارند تغییرات را نبینند و همه چیز را مثل

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نویسنده و علی
مراقب باشید یکوقت سکته نکنید.خسته شدیم از تکرار حقوق باصطلاح از دست رفته. تمام مردم ایران تحت ستم هستند و شما راحت مقاله نویسی کنید و وقت اپوزیسیون را بگیرد. نزدیک به هزار سال ترکان حکومت کردند. زمانی رضا شاه فقید حکومت را بدست گرفت ....از اول انقلاب هم که آذریها از بازار تا دولت بدستشان هست. غارتگران ثروت مردم از نماینده بستان اباد تا رضا ضراب٬محمد رضا ذنوزی و بابک زنجانی بگیر تا بقیه کسانی که ادعای حقوق دارند..خود راپشت حکومت اسلامی پنهان کرده و شعار بدهید.فعلا از اسم خودت علی شروع کن وشیعه صفوی.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقای ائلیار با اینکه سربسته کفته ای اما باز هم خوب گفته ای. چپ بودن فقط برای حقوق کارگر نیست . و شامل سایر حقوقهای پایمال شده نیز هست همین مسئله ملی در ایران برای ازربایجانیها از حقوق کارگر هم مهمتر است.
من امیدوارم ازربایجان سازمان چپی خود را داشته باشد. و هم در کنار حرکت ملی ازرباجان .