خودمدیریتی سکولار دمکراتیک و شعار پوپولیستی "حق تعیین سرنوشت خلق ها"

موضوع آینده ایران و نظام مطلوب برای امروز کشور، همچنان پاسخی جامع و برخاسته از شرایط سیاسی، جغرافیائی، اجتماعی، فرهنگی و تاریخی نیافته است. در دو دهه گذشته پوپولسم چپ و راست تحلیل رفته و اراده ای معطوف به ایجاد یک نظام دادگرانه سکولار دمکراتیک در حال تکوین است. با وجود دستاوردهای ارزشمند، همچنان برنامه ای دقیق، شفاف در همه حوزه ها تدوین نشده است.

 

تدوین برنامه سیاسی سکولار دمکراتیک و ایجاد نهادی سراسری از فداکارترین و مجربترین آزادیخواهان سکولار دمکرات، نیاز عاجل جامعه ایرانی بوده تا بتوان سد پوشالی حکومت اسلامی را برداشت و ایرانی نو، اینجهانی، آزاد، دمکراتیک و سوسیال بنا کرد.

ایجاد همپیمانی سراسری ایرانیان، از دل همگرائی ایرانمدارانه سکولار دمکراتیک  زاده خواهد شد. بدیهی است که همگرائی و همپیمانی در ارتباط با نیروهائی که آینده  خود را در چارچوب سیاست ایجاد ایرانی آزاد، آباد و شایسته مردمانش تعریف نمی کنند، موضوعیت ندارد و آب در هاون کوبیدن است.

در این زمینه مکث می کنم.

ایران کشوری است که در طول تاریخ پر فراز و نشیب خود، در دوره تاریخی معینی به دلیل تاخت و تاز بیگانگان، از ریل طبیعی تکامل تاریخی، فرهنگی،  سیاسی و اجتماعی خود خارج شد و دچار ناهنجاری هائی گشت که بدون شناخت آنها و تاثیرات ویرانگرانه شان، این میهن روی سر و  پادرهوا. به حالت طبیعی بر نمی گردد تا بتواند با حل سوسیال و سکولار دمکراتیک مشکلات عمیق جامعه، امکان همزیستی متمدنانه و مسالمت آمیز در سطح داخلی، منطقه ای و جهانی را تامین کرده و در کنار ساکنان این دهکده جهانی در ساختن  دنیای بهتر مسئولیت پذیر گردد.

در طول 1400 سال گذشته، جامعه ایرانی با دو مانع سیطره طلبی مذهبی و قومی روبرو بوده است. این دو "ویروس" به جامعه ایرانی تحمیل شدند و وزنه هائی بر پای ایران و ایرانیان بوده تا نتواند زنجیرهای استبداد، جهل و خرافات را بگسلد و فرهنگ و سیاست عصر بربریت و توحش کنار گذاشته شوند.

انقلاب مشروطه تلاشی برای گسستن زنجیرهای  سلطه حکومت های قبیله ای و دخالتگری اسلام و اسلامگرایان بود، که اهداف آن متحقق نگشت.

قبیله گرایان و اسلامگرایان بعنوان دو نیروی بازدارنده، از مشروطه سیلی خوردند. پس از مشروطه و در روند 100 سال گذشته، نظام سرمایه داری تاروپود جامعه ایران را درنوردید و سیمای ایران را تغییر داد. بنیادهای نظام فئودالی در هم شکسته شدند، اما در حوزه روبنائی (فرهنگی، سیاسی، مذهبی) مقاومت ادامه یافت. در حکومت پهلوی ها اقداماتی برای ایجاد ایرانی مدرن انجام گرفت. اما از انجاکه برنامه های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی آنها، آمرانه و فاقد گوهر دمکراسی بود، به شکست انجامید و بستر نارضایتی لایه هائی میانه و پائین جامعه و قدرتگیری اسلامگرایان  را فراهم کرد.

اسلامگرایان پس از مشروطه، از خاستگاه سلطه جویانه، اشغالگرانه و بعنوان ادامه دهندگان راه متجاوزین 1400 سال قبل، با استفاده از تریبون های علنی به سازماندهی مخفی و تقویت شبکه های مافیائی (از 1340 به بعد) پرداختند. آنها در جریان انقلاب بهمن و نبودن احزاب ارگانیک سیاسی – اجتماعی چپ، سوسیال دمکرات، ملی و لیرال، با همسوئی و حمایت غرب بقدرت رسیدند تا انتقام مشروطه را از ایرانیان بگیرند و راه پیشینیان شان را ادامه دهند و چنین کردند!

در حکومت پهلوی ها نظام سیاسی سکولار بوروکراتیک، آمرانه و استبدادی بوده و نه می خواست و نه می توانست با اعتماد به ساکنان این سرزمین، جامعه شهروندی را در  مدار دادگری، لائیسیته و سوسیال دمکراسی هدایت کند. تداوم استبداد طولانی  پهلوی ها؛ 1- منجر به خرفتی سیاسی - فرهنگی جامعه و قدرتگیری ارتجاع پیشاقرون وسطائی اسلامی گردید و 2- بی توجهی به نیازهای مردمان کشور، تخم بدبینی، تبعیض و مرکزگریزی را در دل مردم کاشت.3-حکومت اسلامی خط قرمز بر اصلاحات حکام پس از مشروطه کشید و بازگشت به عصر بربریت و جهالت بشر را آغاز کرد و تضادهای جامعه را تشدید کرد.

انتقلاب مشروطه به درستی حکومت قبیله ای و موقعیت اسلام سیاسی را بچالش کشید. اما از آنجا که در تداوم خود نتوانست از خاستگاه لائیسیته و سوسیال دمکراسی  نظام ماقبل سرمایه داری را به چالش کشد و با نهادینه کردن آزادی احزاب سیاسی، شهروندان کشور به عاملان تحولات ارتقاء یابند، نابرابری میان مرکز و پیرامون نهادینه شد.

اصلاحات ارضی در زمان محمدرضا پهلوی اگر با اصلاحات سیاسی، اجتماعی عجین میشد و راه دخالت دمکراتیک شهروندان کشور در سمتگیری سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی تامین می گشت، انقلاب بهمن، حکومت و جامعه را غافلگیر نمیکرد تا از درون آن سیلی خوردگان مشروطه (شبکه مافیائی روحانیت شیعه) سربلند کنند.

اسلامگرایان پس از 38 سال معرفی اسلام و اسلامگرائی به جامعه ایرانی و  سرکوب و نفی  همه هویت های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و مذهبی جامعه ایرانی، اکنون به پایان تاریخ خود نزدیک شده اند.  ایرانیان پس از شکست تاریخی دیگر در برابر هجوم اسلام و اسلامگرایان، به پراکندگی، بحران هویت ملی، فرهنگی، قومی و بی اعتمادی گسترده مبتلا شدند و پس از تجربه حکومت اسلامی، دست رد به سینه اسلام سیاسی و اسلامگرایان زده و از خاستگاه های گوناگون به نفی آن برخاستند. هویت طلبی در جامعه ایرانی، عکس العملی در برابر نفی هویت های تاریخی موجود  در جامعه رنگارنگ ایرانی توسط اسلامگرایان است.

اکنون در جامعه ما از خاستگاه های متفاوت به "کیستی خود" نگریسته مشود:

1- بخش از جامعه سیاسی ایران، از خاستگاه ایراندوستانه، انسانمدارانه و کاربست دستاوردهای جهانیان، یک جمهوری پارلمانی سکولار دمکراتیک و سوسیال را نشانه گرفته اند.

2-بخشی از جامعه سیاسی ایران، از خاستگاه ایرانیت، "بازگشت به خویش"، به نقد و نفی حکومت اسلامی رسیده اند. در این طیف بسیار گسترده و مطرح در کشور، از عزیمتگاه ایرانیت (بمعنای فرا قومی و فرامذهبی) و آلترناتیو جمهوری ایرانی (سکولار دمکرات) سخن گفته می شود.

3- نیروهائی از خاستگاه قومی به مخالفت با حکومت اسلامی پرداخته و تلاش های خود را معطوف به افزایش قدرت قومی ساخته اند. (مسئله کرد و کردستان موضوعی تاریخی و خودویژه است که به بررسی مستقل نیاز دارد).

4-گروهای فرقه ای-ایدئولوژیک عمدتن از موضع طبقات اجتماعی خود را تعریف و تبین کرده و به دلیل خصلت ایدئولوزیک و فرقه ای-محفلی بودنشان، نه تنها به نیروی اجتماعی ارتقاء نیافته و چشم اندازی هم ندارند، بلکه در حد احزاب سیاسی جدی هم مطرح نیستند.  

گروه ها و محافل بسیار در تبعید، حضور دارند که شوربختانه در مقام  مفسران ایران، جهان و کهکشان ها، خودی نشان میدهند و همچنان مشغول تفسیر جهان اند. امروز "وحدت" می کنند و فردا دشمنی!

 5- محافل اسلامی در داخل و خارج از کشور شاهد جنایت علیه بشریت توسط حکومت اسلامی بوده و شیادانه تلاش می کنند تا  تصویری جعلی از اسلام سیاسی و اسلامگرایان به ایرانیانی که 38 سال حکومت اسلامی را تجربه کرده اند ارائه دهند. آنها می خواهند بگویند که جهالت، بیرحمی، جنایت، تبعیض، انسان ستیزی و ایران ستیزی عناصری از گوهر اسلام سیاسی نیستند و از اینراه، تداوم سلطه نکبتبار حکومت اسلامی را توجیه کنند.

 

اکنون پرسش اینست که چگونه می توان در ایران به وفاق سیاسی-ملی رسید؟ وفاقی که هویت های متفاوت (پلورالیسم سیاسی، اجتماعی، قومی، مذهبی، نژادی)، آزادیخواهانه، دادگرانه، ایراندوستانه و لائیک (سکولار) دمکراتیک را تامین کند.

پاسخ سیاسی به این پرسش روز، از فوریت و اهمیت بسیار برخوردار است، چراکه شرایط ناارام ایران و منطقه، بحران مزمن و ساختاری نظام نکبتبار اسلامی، نارضایتی ملی مردمان کشور، قیام گرسنگان و .. می تواند به انفجار اجتماعی و سرنگونی برق اسا حکومت اسلامی بیانجامد.

فردای فروپاشی حکومت اسلامی چه باید کرد؟

برای اینکه با وضعیتی مشابه فردای انقلاب 1357 روبرو نشویم و تصور روشن و اتفاق نظر از مختصات نظام آلترناتیو در میان رهبران عملی جنبش های اجتماعی و مردم بوجود آید، دستیابی به تبیین جامع و فراگیر از "بازگشت به من خویش"، می تواند به  ایجاد همبستگی و توافق ملی ایرانیان یاری رساند.  از این منظر، روشنگری در باره چه باید کرد در فردای فروپاشی حکومت اسلامی و ایجاد اراده واحد برای اقدام، موضوع امروز جامعه ایرانی است! فردای فروپاشی حکومت اسلامی، هنگام اقدام برای دمکراتیزاسیون، بازسازی فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور است.

این تکلیف امروز جامعه سیاسی ایران است که از هم اکنون بر سر اصول بنیادی یک ایران آزاد، سوسیال و سکولار دمکراتیک گفتگو، تبلیغ، ترویج و روشنگری کند و پاسخ به "کیستی سیاسی ما" در فردای سرنگونی حکومت اسلامی را، به گفتمان مسلط جامعه سیاسی ارتقاء دهد. اگر جدل ها و کشمکش های فردای سرنگونی حکومت اسلامی را امروز در اتاق های فکر، رسانه ها و جامعه مطرح و حل نکنیم، فردای سرنگونی حکومت اسلامی، این پرسش ها در خیابان ها جلو ما قد علم می کنند.

درس هائی از گذشته:

اینروزها بازار شعار حق تعیین سرنوشت داغ شده است. نیروهای پوپولیست چپ و راست (از مارکس پرستان تا گرگ پرستان) زیر این شعار سینه می زنند. پرسش اینست که آیا باید با حق تعیین سرنوشت خلق ها توسط خود، بی قید و شرط مخالفت یا موافقت کرد؟

پوپولیسم چپ و راست، از کمونسیت تا فاشیست، بر سر پاسخ واحد اری، وحدت کلام دارند. انها با بکارگیری ادبیات پوپولیستی، پلورالیسم سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، دینی، نژادی را نادیده گرفته و بسودشان نیست که بر سر رابطه شکل و محتوی، مکث و تعمق کنند.

پرسش اینست که؛ هر نیروی مرتجعی توانست با شعارهای پوپولیستی مردم را زیر یک شعار متشکل کند، شایسته پشتبانی است؟

سیاست سکولار دمکراتیک و سوسیال، پاسخی پوپولیستی (همانند پوپولیسم چپ و راست) به این پرسش نمی دهد!

ما از هر حرکت مردم و جنبش های خودبخودی پشتیبانی نمی کنیم. تنها جنبش یا جنبش هائی شایسته پشتیبانی هستند که آزادیخواهانه، سکولار دمکراتیک، دادخواهانه و نوعدوستانه باشند. ساختار اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و تاریخی ایران بگونه ایست که شکوفائی جامعه از فیلتر ایجاد تعدد مراکز قدرتمند پراکنده میسر است. نظام سیاسی مرکزگرا با تمرکز قدرت در مرکز موجب تبعیض و نابرایری شده و علائق و خواسته های مردمان را زیر می گیرد. ازادی، دمکراسی، سکولاریسم و فرهنگ  سوسیال در یک ایران مبتنی بر خودمدیریتی سکولار دمکراتیک کارائی دارد و به شکوفائی جامعه می انجامد.

ما در جهانی زندگی می کنیم که فاشیسم مذهبی و نژادی بیداد می کند و پیامدهای فاشیسم اسلامی و فاشیسم نژادی را در ایران، ترکیه، عراق، افغانستان و ...  روزانه مشاهده می کنیم. ما با چشمان خود دیدیم که چگونه ارتجاع فاشیستی با ربودن شعارهای ازادیخواهان، مردم را زیر پرچم سیاه بربریت و توحش کشاند.

حماس با شعار حق تعیین سرنوشت بقدرت رسید. حکومت اسلامی با اراء فریبخوردگان قدرت را گرفت و ..

نیروی ازادی،  دمکراسی و دادگری اجتماعی نمی تواند جاده صاف کن ارتجاع فاشیستی گردد. از اینرو باید از پوپولیسم فاصله گرفت و در مقابل  شعار پوپولیستی "حق تعیین سرنوشت خلقها"، به تبلیغ، ترویج، روشنگری و  دفاع بی قید و شرط از خودمدیریتی سکولاردمکراتیک پرداخت.

هنگامی اسلامگرایان در آستانه کسب قدرت سیاسی بودند، ما به حکومت اسلامی نه گفتیم و با مردمان متوهم همسو و همگام نشدیم. اکنون نیز "بازگشت به خویش" در مناطقی از کشور بار قومی یافته است، ما تنها از جنبش هائی دفاع می کنیم که همانند روژوا (کردستان) همگرایانه و نوعدوستانه بوده و مرزهای روشن با فاشیسم مذهبی، قومی و نژادی داشته باشند.

اگر دیروز فاشیسم مذهبی زیر شعار اسلام و حکومت اسلامی برای نابودی جامعه ایرانی خیز برداشت و 38 سال ایران را به ویرانه تبدیل کرد، امروز گندم نمایان جوفروش، باشعارهای پوپولیستی جاده فاشیسم قومی – نژادی را فرش می کنند. به نظر میرسد که قرار گرفتن سیاست بر ریل ایحاد جمهوری پارلمانی سکولار دمکراتیک در ایران و تامین خودمدیریتی سکولار دمکراتیک، نه تنها حل دمکراتیک و متمدنانه مسائل جامعه را تسهیل می کند، بلکه دیوارهای میان ایران و همسایگان را هم (مانند اتحادیه اروپا) بی اعتبار خواهد کرد.

.

منبع: 
ایرانگلوبال
بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ها

تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقای علی برای اینکه چشم هایتان بیش از این اذیت نشوند؛
"چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید"

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
راستی نمی دانم مقاله اورمی بئیی ( ازربایجان هویت طلب و تجزیه طلب ندارد) بلافاصله از صفحه سایت خارج شد
اما همین مقاله اقای اقبالی معلوم نیست چند هفته چشمهای ما را در این سایت باید اذیت کند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آقای موحدی شما چرا هر زمان بر علیه ملت تحت ستم ملی خود و از اسارت و به نابودی رفتن آنها توسط فاشیزم حاکم حمایت می نمایید ،چرا نمی خواهید در کنار ملت مظلوم اما قهرمان خود قرار گیرید و از حقوق آنها مدافعه نمایید اگر بتوانید قدم مثبتی بردارید و اگر نمی توانید مثببت باشید لاقل نسبت به ملت خود دشمنی نکنید و از استعمار و استثمار گران ملت خود حمایت ننمایزد ،می دانید حتی دشمنان یک ملت تحت ستم نیز به مبارزان آن ملت جهت رهایی آن ملت به چشم یک انسان بزرگ و یک قهرمان می نگرد اما به خائنین ملت تحت اسارت خود ،با اینکه در خدمت دشمن هستند در باطن و ته دل خود به چشم تحقیر و انسان خود فروخته و حقیر می نگرد.شما به چه علت جهت گیری منفی را نسبت به ملت تحت ظلم و ستم ملی دشمن حاکم انتخاب نمودید که اینار نیز از هویت طلبان و کسانی که خواهات حاکم شدن ملت تورک آزربایجان به تعیین سرنوشت و مقدارات خود هستند
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقبال عزیز،
زندگی و مبارزه ادامه دارد و نظرات سیاسی هم سیال هستند و مسلما صیقل می‌یابند. زندگی درستی و نادرستی نظرات ماها را نشان خواهد داد و خود بهترین راه حل‌ها را برای مشکلات پیش خواهد کشید. عمل بدون هیچ‌گونه خطا هم وجود ندارد. شخصا امیدوارم هر یک از ما کمترین خطا را داشته باشیم.
من تا آنجا که در توان دارم، از حقوق همه انسان‌ها پشتیبانی خواهم کرد و در این میان، نه قوم و قبیله، بلکه سعادت انسان‌هاست که نقش اصلی را دارد.
تندرست و شادکام باشید.
تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اژدر عزیز؛
مبارزه ادامه دارد و گفتگوهای ما نقطه پایانی ندارد. زندگی سیاسی نظرات را نه تنها صیقل می دهد، بلکه محک هم خواهد زد. من از انتظار پاسخ به اصلی ترین پرسش ها صرفنظر می کنم و صمیمانه ترین درودها را برای شما، بخاطر دفاع از حقوق کردها در ترکیه، میفرستم.
تندرست و سربلند بمانید.
با مهر و احترام
اقبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
.... سیستم کامنت گذاری به هم نریخته ، ادمین های سایت برای صرفه جویی وقت ما کاربران ، اخرین کامنت را در بالا میگذارند. که هر دفعه وقت هدر نکنیم و از بالا به پایین بریم و بیایم.
البته برای تو "زمان" زیاد مهم هم نیست ، چونکه تو هزینه زندگی ات از طریق تفرفقه، توهین و سخن پراکنی .. در دنیای مجازی تامین میشود.
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقبال عزیز،
- نکته‌ای را که ابتدا مایل به یادآوری آن هستم این است که من خودم را حقیقت مطلق نمی‌دانم. من معتقد نیستم که نظر من، راه من "نگاهی دقیق تر و همه جانبه تر به مسائل دارد" و برخلاف شما، مخالفین نظری خودم را "گندم نمایان جوفروش" نمی‌دانم و معتقدم که آنها نظرات خود را دارند که می‌توانند درستی‌ها و نادرستی‌ها را در خود داشته باشند.
- یادآوری می‌کنم که من بین گروه‌های انسانی و احزاب سیاسی تفاوت می‌گذارم. احزاب سیاسی بر روی خواست‌های به‌حق و ناحق انگشت می‌گذارند و در کلیت خود، اهداف و منافع خود را دنبال می‌کنند. اگر حزبی خواسته‌ای را مطرح می‌کند، من آن زا در درجه اول خواست آن حزب می‌دانم. ممکن است این خواسته، بر منافع واقعی مردم منطبق باشد یا نباشد.
از طرف دیگر، گروه‌های انسانی نیز می‌توانند در طرح خواسته‌های خود راه خطا را پیش گیرند. نمونه مشخص آن در کشور ما رای آری به جمهوری اسلامی بود.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ادمین سایت
کلا سیستم کامنت گذاری سایت به هم ریخته کامنت های پاسخ ما را مستقل نشان میدهد و از بالا به پایین از اخربه اول شده این را درست اش کنید
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب زنجانی گرامی،
به نظر من استثنایی وجود ندارد. از دید من دولت ترکیه موظف است در کردستان ترکیه شرایط یک رفراندوم دمکراتیک و آزاد را فراهم آورد و به این جنگ خانمانسوز پایان دهد.
تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ادامه کمنتار ...

مثال من در مورد بلژیک و هلند معطوف به نشان دادن تناقض نگرش پوپولیستی است. این نگرش در ظاهر دمکراتیک و دست و دل باز است، اما گوهر آن از روز نخست بر بنیادی روشن از عناصر آزادیخوهانه و سکولار دمکراتیک استوار نیست و می تواند رای به اسارت مردم باشد.

می دانید که فاشیسم مذهبی، نژادی و قومی به دلیل خصلت انسان ستیزانه اش در تضاد با انسان و حقوق بشر قرار دارد. شما هنگامی حق تعیین سرنوشت جمع ها و گروهها را بطور عام (پوپولیستی) برسمیت میشناسید، این تز شامل تائید حماس، داعش و کلن اسلام سیاسی و نزادپرستان هم میشود که به اعتبار مذهب و نژاد آنها برسمیت شناخته شوند.

اگر هدف ساختن ایران فردا می باشد، باید توپ را در میدان سکولار دمکراسی گذاشت. جائی که بستر شکوفائی مردمان است و نه کشمکش های مذهبی ، نژادی و قومی!
تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 

با درود به اژدر عزیز و گرامی؛
دیروز در دقایق پیش از رفتن سر کار چند خط را را در پاسخ به کمنتار شما نوشتم. اکنون وقت بیشتراست و می توانم تا صبح بتازم.
من جان کلام شما را در کمنتار برداشتم و اشاره ای به ان داشتم تا نشان دهم که این تز پر از تناقض است، همانند تز "حق تعیین سرنوشت"! همانطور که از عنوان و مضمون نوشته من پیدا پیداست، این نظر ناظر بر فراروی از پوپولیسم در سیاست و توجه به گوهر سمتگیری سیاسی اجتماعی و فرهنگی است. جهتگیری سیاسی که از ارزش های سکولار دمکراسی دفاع می کند و نگاهی دقیق تر و همه جانبه تر به مسائل دارد.
با توجه به آنچه شما نوشتید، بنظر میرسد که من نتوانستم پیام خود را به خواننده برسانم و باید روی تک تک مطالب درج شده مکث کنم تا جان پیام و نیز تفاوتها شفاف شوند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب بهنام آیا نظر خودتان را در مورد کردستان غصب شده در ترکیه هم تعمیم میدهید یا اینکه اون چیز دیگریست؟
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب رهگذر گرامی،
در کشورهای دمکراتیک، دولت صاحب کشور و حاکم بر شهروندان نیست بلکه کارمند آنهاست. وظیفه دولت هم حفاظت از آرای شهروندان و نیز حفظ شان انسانی و حقوق آنهاست.
حفظ تمامیت ارضی در مقابله با تهاجم نیروهای خارجی معنا پیدا می‌کند نه در مقابل شهروندان آن سرزمین.
از دید من زمانی‌که بخشی از شهروندان تصمیم به جدایی بگیرند، وظیفه دولت، نه سرکوب آنها بلکه سازماندهی یک رای‌گیری آزاد و عادلانه است. اگر غیر از این باشد، هرگونه حق‌طلبی و عدالت‌خواهی می‌تواند آماج سرکوب و قتل و کشتار قرار گیرد.
در چنین مواردی، یافتن راه حل دمکراتیک، برطرف کردن دلایلی که موجب بروز خواست جدایی شده‌اند، مذاکرات مسالمت‌آمیز و... وظیفه یک دولت دمکراتیک است، در غیر این صورت، نتیجه، کشتار و قتل عام و نژادکشی و ویرانی خواهد بود.
به نظر من ما می‌توانیم ار تجارب کشورهای دیگر درس بگیریم. از شیوه‌هایی مدنی چون رفراندوم ایرلند، کبک، چکسلواکی و نیز از شیوه‌های غیرمدنی دولت عثمانی، یوگسلاوی، سوریه و...

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام-من به این دوستان تمامیت خواه چندین سال است؛به شکل های مختلف تند،نرم.مودبانه.شایدبی ادبانه ده هاباراعلام کرده ام که دوستان من هم مثل شمافکرمیکردم.دوستان من اکنون ودرآینده هم بافارس جماعت دشمنی نداشته وندارم.من هم شایدازشماهم بهتربه انسانیت وزیبایی هافکرمیکنم.به مدرنیسم.به جهانی اندیشیدن.به خدمت به انسانیت ووو...به شعوربه منطق وبه علم فکرمیکنم.
ولی تجربه وگذشته وتفکرموجوددرجامعه ایرانی (فارس)مثل ما فکرنمیکند.
آنهابرای خودیک حق ناحق نانوشته دراین صدسال ایجادکرده اند.آنهابه خودبزرگ بینی وتوهم ووو..گرفتارگشته اند.
ده هابارنوشته ام دوستان مامشتاق کشیدن دیواربرلین وآهنین نیستیم.ما دشمنی نمی خواهیم.ولی کوگوش شنوا.
درکدام نوشته های این دوستان صداقت وهمدلی رادیده اید.شماکه میگویی من درموردشماطوردیگری فکرمیکردم ؛ولی اکنون نظرم عوض شده ؛برادرم مگرمن ازچهارسال پیش ننوشتم که این هااگر
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقبال عزیز،
شما می‌نویسید: "حق انسانها و شهروندان یک کشور در تعیین سرنوشت خود درست، اما در مورد گروههای سیاسی، قومی، نژادی، مذهبی موضوع بحث است."
و می‌پرسید: "نمیدانم چرا ترک ها (بعنوان نژاد ترک) در آلمان، هندی ها در انگلیس و .. از این حق استفاده نمی کنند؟!!!"
تا آنجایی که من درک می‌کنم، شما حق انسان‌ها و شهروندان یک کشور به‌عنوان افراد جداگانه را در تعیین سرنوشت خود می‌پذیرید ولی آنجایی که این حق به گروه‌های سیاسی، قومی، "نژادی"، مذهبی مربوط می‌شود، این حق را قبول ندارید و مشخصا به این جزء از این حق ایراد می‌گیرید، البته بر اساس دریافت‌هایم از نوشته‌هایتان می‌توانم بگویم که شما این حق را برای کردها به رسمیت می‌شناسید. یعنی همانطور که در کامنت پیشین ذکر کردم، برای "خودی‌ها"! و دیگران برای شما "ناخودی" هستند و محروم از این حق!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
یکی باید به این آقا اقبالی بفهماند که آذربایجان وطن من تورک است ولی آلمان وطن من تورک نیست من بخاطر شرایط حاکم و ظلم و ستم به آلمان مهاجرت کرده ام تمامی اصل ونسب من در وطنم آذربایجان زندگی میکنند و من خواهان اتمام استعمار فارس از وطنم هستم و از یاد نبرید که ارتش فاشیست ایران با زور و سلاح در سال ١٣٢٥وارد آذربایجان شده و تا بحال هیچ دولت مرد ایرانی بدون سایه سلاح نتوانسته پایش را به آذربایجان بگذارد و هرگز نخواهد گذاشت .و هر روز که پیش میرود در سایه رشد حرکت ملی آذربایجان مبارزه برای رهائی افزایش میابد .اگر جرعت دارید بیائید از شعار رفراندم برای حق تعین سرنوشت حمایت کنید تا برایتان نشان دهیم که معنی وطن و هم وطنی چیست و فرق ایران با آذربایجان در کجاست ؟ در سایه تفکرات شونیستی رژیم امروز حتی مذهب شیعه هم رنگ خود را از دست داده بالخص بعد از جریان خلق مسلمان و خلع مرجعیت شریعتمداری
تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اژدر عزیز نوشته است: "حق انسان‌ها در تعیین سرنوشت خود، چه بصورت انفرادی و چه به گونه جمعی و گروهی، یکی از حقوق اولیه و پایه‌ای انسان‌هاست". حق انسانها و شهروندان یک کشور در تعیین سرنوشت خود درست، اما در مورد گروههای سیاسی، قومی، نژادی، مذهبی موضوع بحث است.
نمیدانم چرا ترک ها (بعنوان نژاد ترک) در آلمان، هندی ها در انگلیس و .. از این حق استفاده نمی کنند؟!!!
اکثر ترکهای آلمان از اردوغان و سیاست اسلامیزاسیون او و بخشی از عرب های بلژیک از داعش دفاع می کنند. چرا حق تعیین سرنوشت انها بعنوان کلنی های مسلمان در مهد تمدن نوین برای تشکیل کشوری کوچک در گوشه ای از آلمان، بلژیک ویا ... برسمیت شناخته نمیشود.
اگر ایشان در آلمان این ادعا را طرح کنند، معلوم نیست چه فردائی در انتظارشان است؟
بحث بر سر گوهر تعیین سرنوشتی است که با آدرس بهشت، راه دوزخ فرش میشود.راهی که نباید در ضدیت با حقوق بنیادی بشر باشد!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اگر کسی و .یا جریانی برای خود حق تعین سرنوشت را حقی قانونی و طبیعی میداند حق دفا ع از تمامیت ارضی
و مبارزه با عناصر ضد ایرانی و وارد شدن در یک جنگ برای پاک سازی عناصر مخرب و تحت تعقیب قرار دادن جنگ افروزان نیز حق و وظیفه دولتهای حاکم در ایران است .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب جما تورکی میخواستم پاسخی برات بنویسم دیدم قبلا دوستان خدمتتان رسیدند
این جوانان بیخاصیت اگر کار مفیدی تا کنون کرده اند یا چیزی از اخوندها خورده اند لطفا با سند و مدرک بیان کنید خصوصا جوانان قهرمان قوم توکی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ABیا یکنفر که حالا اسم عوض کردی به جما نارویی:
اسم من اینه" اسامه مجددی " تکرار میکنم مجددی باز تکرار میکنم مجددی با ضمه روی م و دوبار تلفظ د
امجدی کیه که تو تو تایپک مربوط به فردوسی هم با نامAB هم اسم من را امجدی مینوشتی
لااقل یک کم به سبک نوشتن ات دقت کن صوتی ندی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای اژدر بهنام, کدام آزربایجانی حق تعیین سرنوشت را به کردها و ارمنی ها حرام می داند؟ چرا بهتان می نویسید؟ چرا وصله میزنید؟ آزربایجانی اجازه نخواهند داد کردها یا هر کس دیگر به خاک آزربایجان تجاوز کند. شما آزاد هستید, پرچم حزب دموکرات کردستان را در شهرهای کردستان جولان دهید, اما نه در شهرهای آزربایجان.
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تابوی حق تعیین سرنوشت!
حق انسان‌ها در تعیین سرنوشت خود، بحثی‌ست سابقه‌دار که هر کسی و گروهی درکی خاص از آن ارائه می‌دهند و برخوردهای متفاوتی با آن دارند.
برخی به محض مطرح شدن حق تعیین سرنوشت انسان‌ها، مستقیما مساله جدایی و تجزیه را پیش می‌کشند و به موافقت و مخالفت با آن می‌پردازند. اینگونه بحث‌ها، جدل‌های حزب‌اللهی‌ها در دوره انقلاب را در ذهن من تداعی می‌کنند. در آن زمان هر بحث سیاسی را که نیروهای چپ و ترقی‌خواه پیش می‌کشیدند، حزب‌اللهی‌ها مطرح می‌کردند که: "تو می‌گویی خدا نیست!؟" و با این شیوه، تلاش می‌کردند طرف مقابل را منکوب کنند.
منظور من یکی گرفتن طرف‌های بحث‌های امروز با حزب‌اللهی‌ها نیست ولی تصور می‌کنم شیوه و متد آنها همانند است: شیوه‌ای بغایت پوپولیستی به قصدِ تحریک احساسات باورمندان ساده‌اندیش!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب جما (به قول خودات جوم ان): به بلوچی بنویس تورک زرنگ (البته زرنگ که نیستی میخوای کالک .... بزنی )

در ضمن این جوانان رعنا چرا نمیتوانند به زبان مادریشان مطلب بنویسند مگر برای همین مبارزه نمیکنند یعنی برای چیزی مبارزه میکنند که خودشان حتی ارزش اموختن ان را ندارند و اینقدر برایشان بی ارزش است

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب یکنفر یا همان تورک اغلو
کاربران سایت دقت کنید الان جما نارویی همین کامنت خوداش را به بلوچی هم مینویسد که به شما اثبات کند بلوچ است و شما را درازگوش نمیدان
ما به دنبال تقلب نیستیم
اسامی فارس ها را هم خودمان میدانیم که چی هست واقعا فکر کردی که شما که با نام های بلوچی کامنت میگذاری کسی بیشتر باور میکند یا ما باید با نام اردشیر و داریوش کامنت بگذاریم
کسی با اسم بلوچی و فارسی نویسی بلوچ نمیشود اگر راست میگویی و بلوچی به زبان بلوچی همین کامنت خودات را بنویس
ما با اسم واقعی خودمان کامنت میگذاریم که همین هست سه نفر هستیم نه یکنفر
تنها کسی که در این سایت به اسامی خیلی معتقد هست خود شما هستی (یادت میاید که صبغت الله مجددی اسامه بن لادن)برای دوشکی مینوشتی( اسم من دراوردی عببدالربه زاهدانی تا حالا شنیدی اقای دوشکی؟)
مشابه نویسی شما در این سایت با اسم های گوناگون هم قابل اثبات هست

تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقا یا خانم نسیم محترم؛
نوشتید:
"تحریف واژه ها کمکی به حل مسئله ای نمیکند که هیچ، خاک در چشم مردم میپاشد.
"ایرانمدارانه" اصطلاحی ملی و عقب مانده است، برتری انسان هائی متولد و محصور در یک جغرافیا بدون هیچ اقدام آگانه و از سر تصادف. وجود این جغرافیا هم بستگی زیادی به عرضه و شرایط پادشاهان دو طرف دعوا در گسترش قلمرو تحت چپاول شان داشته است."
دو نکته را بعرضتان میرسانم.
1-ایرانمداری یعنی قرار گرفتن تقل سیاست بر اساس منافع ملی است. الویت نخست حکومت در ایران حل مسائل جامعه و کشور است و نه فلسطین، لبنان، مسلمانان جهان و حتی پرولتاریای جهان!
ایرانمداری مورد نظر بنده مقوله ای سیاسی و ناظر بر تقدم منافع ملی بر منافع ایدئولوژیک - مذهبی می باشد.
2- من سخن از "برتری" یا کهتری انسان بمیان نیاوردم و نژاد برتر یا کهتر در سیستم فکری من وجود ندارد و نمی توانید ادعای تان را مستند کنید!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اگر این جوانان ازربایجان ،کوردستان ، بلوچستان و الاحواز نبودند، تو شاکر حارثی(اسامه امجدی، عبدالربه) در این سایت توهین تحقیر ، جعل و سخن پراکنی نمیکردی.
اگر این جوانان نبودند ....
از نظر علمی این شغل شما چگونه تعریف میشود؟.
کاربران عزیز دقت کنید اسامی جدید فارسها را : شاکر حارثی، اسامه امجدی و عبدالربه زاهدانی . واقعا که خنده داره !.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سئوال اینست که سوسیال دمکراسی غربی راه نجات است یا مارکسیسم پرولتری ؟ من این شرکت کنندگان کنگره سکولارهای دکتر نوری علا را دیدم . با خود گفتم لا الهه الالا ! فکر کنم غیر از نوری علا و 2-1 نفر .... فسیل های ایلیاتی و سلطنتی و بی خطهای های قره قاتی جمع شده بودند . نمایتده سازمان کومله گفت در سایتهای حزب دمکرات کردستان و سازمان کومله به اندازه کافی مقاله در باره فدرالیسم و خودمختاری وجود دارد و کافیست که افراد علاقمند اپوزیسیون اینگونه مقالات را بخوانند و به بحث بگذارند تا در چهارچوب تمامیت ارضی مشکل قومی و خلقها حل گردد و تجزیه طلبان ترک و عرب و کرد و بلوچ نتوانند از ارثیه و باقیمانده سیاست غلط شاه و شیخ سوء استفاده کنند .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب اقایان یویوف از..... و توکی اغلو و وپان راسیسم و بقیه ....
شدیدا منتظر دیدار این جوانان گریزپای آذربایجان کردستان الاحواز و بلوچستان میباشیم
چرا عادت به مفتخوری
اینکه دیگران بروند ال بکنند بل بکنند بیارند بدهند ایران را دودستی تقدیم شما که فلان بکنید و بهمان بکنید ؟
اگر مردید جوانان گریز پای آذربایجان کردستان و الاحواز و بلوچستان بیایید همین الان استین بالا بزنید
حداقل این توکی های قهرمان در تاریخ مبارزاتیشان یک گلوله (برای قسم خوردن ) به طرف ولایت فقیه شلیک کنید
بعد از اخوند هم اگر دیداری باشه مشتاق دیدار بیایید حقتان را از شونیست فارس بگیرید
ما به وجه احسن حقتان را کف دستتان خواهیم گذاشت(ان وجد جنود فارس شرابهم الدمائ و انیسهم الاشلا)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
:))
آنتی راسیزم فقط بدانید من به کامنت شما نه منفی داده ام و نه مثبت.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تحریف واژه ها کمکی به حل مسئله ای نمیکند که هیچ، خاک در چشم مردم میپاشد.
"ایرانمدارانه" اصطلاحی ملی و عقب مانده است، برتری انسان هائی متولد و محصور در یک جغرافیا بدون هیچ اقدام آگانه و از سر تصادف. وجود این جغرافیا هم بستگی زیادی به عرضه و شرایط پادشاهان دو طرف دعوا در گسترش قلمرو تحت چپاول شان داشته است.
اما واژه سکولار دموکراتیک یک تفکر است، تفکری مدرن و عمدتا انسانی.
اصطلاح "سکولار دموکراتیک ایراندارانه" مضحکه ای مشابه "دموکراسی اسلامی" است.
اشکالی ندارد کسی پان ایرانیست، پان ترکیست و یا معتقد به برتری هر نژاد و ملت ساختگی یا واقعی باشد، اما لطفا ترکیب مبتذل نژاد پرستی رسوا با سکولاریسم و دموکراسی را نسازید.
انحطاط ایرانی نه با حمله اعراب وحشی و حیوان بلکه با تسلط مغان فاسد و زرتشتی ساسانی و (گوبلز انوشیروانی) شروع شده است.
بنا نهادن تاریخ بر بنای چنین پوچ حقیقتا عقب ماندگی است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام-اول خدمت آقای بی نام عرض کنم ،که سیاسیون ایران میشودگفت اکثرا کم سواد وآلت دست اجانب وهمچون سید ضیا طباطبایی مامورند ومعذور.این هارامردم خوب شناخته اند.
مردم دردرون ایران بارهبران مشخص ونامشخص خودمبارزه اصولی وریشه ایی بی امانی دارند.اگرمنظورشمااین چندنفر تنفرپراکن باشد،اینها باورکن بقول ماتورکان (ایکی اشئگین آرپاسین بولمزلئر)
یعنی اینها جودوتاخرراهم نمیتوانندتقسیم کنند.چه برسدبه اینکه لیدرسیاسی ویارهبرسیاسی شوند.
من راست حسینی وحضرت عباسی بقول مذهبی هاحرف میزنم.همین آقای اقبال اقبالی ویاآقای کرمی راتوجه فرمایید،اگریک متن ویانوشته ویاسیاهی نامه ازاین دوپیداکردید ؛که درآن دروغ؛توهین؛نفرت انگیزی؛خیانت به جنبش مدنی خواهی؛توهم ؛تهمت نباشد؛لطفا نشان دهید،من دیگرازاین سایت رخت بسته ومیرم تا ایشان لاقل دراینجا رهبری دروغگویان وفاشیست هارابعهده گیرد.
دوم اینکه این دوست مان جناب آقای

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به یک ایرانی, هنر مند تان این است, روشن فکرتان هم آقای ا.....
https://www.youtube.com/watch?v=2J1WCe3HB7E

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بی بند باری و نداشتن خطوط مشخص انسان را بی ارزش میکند این همه از سایت محسن رضائی جنایتکار «تابناک » با همشهری بازی و هم نژاد آریائی و سایت آذری ها وابسته به بخش وزارت اطلاعات رژیم اخبار منفی و غیر واقعی در رابطه با ملت تورک پخش کردی ه چیز عایدت شد که امروز در حال در ماندگی اطلاعیه بی نام نشان پخش میکنی شونیزیم وامانده فارس هر روز که پیش میرود بیشتر در لجن زار فرو میرود و ماهیت کثیف و دشمنی خو د را با ملل غیر فارس بیشتر و بیشتر رو میکند .و آقای اقبالی با پخش اخبار و مطالب غیر واقعی.... راستی از آن رهبران داعش که با پسران اردوغان عکس گرفته بودند چه خبر ؟‌؟ ؟.تو چند هفته عکس کباب فروش بدبخت را بنام رهبر داعش در این سایت پخش کردی و آخرش یکبار هم که شده از آن کباب فروش و خوانندگان سایت

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
درود بر جنبش پرافتخار چپ ایران ونابود باد تفکر گرگ پرستان پان ترک وشترپرستان حزب اللهی وجوجه فاشیستهای سلطنت طلب شاه اللهی.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نیازی به عذرخواهی نیست گرامی
گرگ صفتان وشترپرستان و چپ جهان چپول ، سخیف تراز آنند که پنداشته میشوند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بله درست است اقبالی گرامی، گرگ پرستان خود نیز می دانند که هیچ جایگاهی بین مردم شریف وآزادیخواه آذربایجان ندارند ونیز به خوبی می دانند که مردم ایران از آنها متنفر هستند.
تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
توضیح در مورد خبر "بیانیه جمعی از فعالان فرهنگی و پیشکسوتان ورزش تبریز" (منبع: اخبار روز)

اطلاعیه جهت اطلاع گرگ پرستان جبهه اردوغان - داعش در سایت ایرانگلوبال:
اینجانب اقبال اقبالی فاقد خبرگزاری و دستگاه تولید خبر هستم. فعالیت هدفمند من، اطلاع رسانی، افشاگری و روشنگری است. اخبار مربوط به بی حرمتی به انسان و انسانیت ویا پشتیبانی از انسان و انسانیت و پیکار برای ارزش های انسانی را بازتاب داده و میدهم.
لینک خبر:
http://www.iranglobal.info/node/55292
منبع خبر:
http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=74111

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سی وهفت سال برای بعد از سرنگونی نقشه ریختید یک سال فکر کنید چه طوری سرنگون کنید این بحث ها رو بذارید بعد تو ایران بذارید مردم داخل ایران تصمیم بگیرند البته لطفا زمانی که سرنگون شد یک دهم این جروبحث ها رو سر چگونگی سرنگونی می کردید شاید الان 37 سال حکومت نمیکردند یک جوری جدی باهم بحث میکنید انگار فرودگاه مهراباد رو براتون اذین بستند اقایون برای نوع حکومت بعدی شرط میذارند نمیدونم الان چند تا پاسدار بسیجی و نیروی امنیتی دارند مقالات این سایت و سایر سایت ها رو می خونند افکارتون از این طریق وهزارراه دیگه فضای مخالفینش رو می سنجند اما شما چی ؟ با افکار مخالفین خودتون تو ایران اشنا هستید ؟اساسا داخل ایران هیچی شما تو همین سایت می تونید بدون توهین به هم به یک تفاهم برسید به خدا اگر بتونید چند سال دارید با همین روش با هم بحث میکنید این جوری ادامه بدید 47 امین سالگرد انقلاب رو تهران جشن

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای اقبالی دیروز شما یک اطلاعیه بدون امضاء با این مضمون پخش کرده بودید « جمعی از فعالان فرهنگی و پیشکسوتان ورزش تبریز در ابراز انزجار از ترویج نفرت قومی و نژادی و سیاسی در ورزش بیانیه ای منتشر کردند. متن این بیانیه به شرح زیر است:
ما مردم تبریز مهد مدنیت و تکثر و مدارا بوده، نژادپرست نیستیم» بلافاصله چند نفر خواهان اسامی امضا کنندگان شدند ولی تابحال جوابی از طرف شما داده نشده و منبع اصلی این اطلاعیه غیبی نیز نامشخص است یعنی جنابعالی آب در هاونگ کوبیده ای .بیچاره شونیزیم فارس الکی دلش را خوش کرده به همین خیال باش تا دولت بخت ات بدمد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اززمان پيدايش وطرح علمي إز "حق تعيين سرنوشت ملل تحت ستم "توسط فلاسفة ي سوسياليست علمي،درستي اين تئوري جهانشمول چه بصورت استقلال (بقول فاشيستهاي وطني تجزيه!!!)وچه بصورت همزيستي مسالما آميزباثبات رسيده است بگير تماميتخواهان پان فارس وشونستهاي وطني اين تئوري علمي را پوپوليستي بنامند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به آقای یوسف آذربایجان
من همیشه به حق تعیین سرنوشت خلق کرد اعتقاد داشتم ، به نظرم طی یک رفراندوم خلق کرد ایران اعلام کنند که می خواهند کنار ایرانیان باقی بمانند یا اینکه می خواهند جدا بشوند. البته به خاطر وجود تجزیه طلبان پانترک وپان عرب وتحرکات آنها وسهم خواهی آنها واقدامات مخرب آنها برای تجزیه ایران، باید طرح مسئله رفراندوم حق تعیین سرنوشت خلق کرد بسیار با احتیاط وبا سیاست صورت بگیرد وخیال ایرانیان از بابت تجزیه طلبان پانترک وپان عرب آسوده گردد. به همین دلیل بنده حقیر علیرغم میل خود اسم جدایی طلبان کرد را کنار پان ترکها وپان عربها می آوردم.
باری، حق تعیین سرنوشت ملل به استثنای خلق کرد هیچ نسبتی با موقعیت ساکنین ایران ندارد نه ازدیدگاه حقوقی وسازمان ملل ونه از دیدگاه رهایی بخش مارکسیستی، آذربایجان وخوزستان وبلوچستان ومناطق ترکمن نشین بخشی جدایی ناپذیر ولاینفک از ایران هستند وطرح موضوع

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خمینی را نا آگاه ترانی بر مردم سوار کردند که از او رهبر انقلابی ضد امپریالیستی ساختند. هنوز یادمان و نمرده ایم .
صدها تن سند داریم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خدمت ملا اختر , من هم با ملا اختر و ملا عمر به بهشت نمیروم !! بهشت ایشان , مکان سرکوب , دیکتاتور پرستی , خیال بافی , خرافه پرستی , و حماقت پروری است . یک میلیون صفحه هم سیاه کنند , با اعمالشان به پشیزی نمیارزد .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این آقای موحدی هر روز به یک موضع جدید میرسد تا دو سه روز پیش کوردها عربها و تورکها را پان مینامید و حتی با حکومت فدرال نیز مخالف بود و آن را برای تمامیت ارضی ایران خطر ناک میدانست امروز از استقلال کوردها حمایت و خواهان سرکوب تورک و عرب است .سوال از مسئول کامنتها ؟ آیا این همان آقای موحدی است یا شخص جدید با همان نام .؟ چون برای من عجیب است
بهشتی که آقا اقبالی و عده میدهد از جهنم هم برای ملل غیر فارس بدتر است این آقا در خانه مبارک و در خارج از واقعیت نشستن فرموده و از وضع و اوضاع داخل بی خبر تشریف دارد اگر این تفکر مافوق ارتجاعی و سوپر شونیستی در بین ملل غیر فارس خریداری داشته باشد آنوقت چه نیازی به این همه شکنجه ، زندان و در به دری جوانان آذربایجان کردستان الهواز و بلوچستان است و در ضمن این آقا اصلا از انقلاب مشروطیت و خواستهای آن بی خبر تشریف دارد مهمترین و برجسته ترین قانونی که با

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جامعه ای که روشنفکرش غیر خودی را ویروس بنامد باید حالاحالاها حکومت اسلامی را تحمل کند. تازه اگراین توهین به غیر خودی ریشه نژادی داشته باشد.....
تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در باره کمنتار اقای علی که نوشتند: "اقای اقبالی من یکی با تو بهشت هم نمی روم بخودم هم زحمت ندادم اصلان این مقاله را بخوانم".
1-شما مختار هستید دانسته یا نادانسته قضاوت خود را رسانه ای کنید. اما بیاد داشته باشید که حکومت اسلامی بر دوش افراد ناآگاه، بی فرهنگ و متعصب بقدرت رسید.
2-اگر بر این باور هستنید که با من تضاد اشتی ناپذیر دارید و همسفر من به "بهشت" نیستید؛ لااقل باطلاع خوانندگان برسانید که از عشق به کدام امامزاده راه دوزخ را گزیده اید؟
با احترام
اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بسیار عالی بود دست شما درد نکند. تنها راه حل عاقلانه و جلوگیری از هر گونه جنگ داخلی مانند سوریه و عراق باور به حکومت قانون و ارا مردم ایران است . یعنی رفراندوم یا همه پرسی. باید گفت که دو جریان چپ و دینی دشمن حکومت قانون و جامعه ازاد هستند. دو جریان تجزیه طلب کرد وترک و ووونتیجه باور و کا ر مخرب هفتاد ساله چپ و حزب توده است . اگر سازمانها ی سیاسی و مدعی ریگی در کفش ندارند و هدف دیکتاتوری در سر ندارند باید که برای حداقل حکومت قانون برای همین یک بند با هم همکاری کنند. تمام دولتهای دمکرات تاریخ از ائتلاف تشکیل شده است و چرا ما ائتلاف نکنیم با تمام همه اختلاف نظر ها ؟
تصویر اقبال اقبالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
درودهای صمیمانه خدمت اقای بهمن موحدی گرامی؛
روی سخنم با "چپ پوپولیست" بود و نه کمونیست ها و چپ هائی که بروز (ابدیت شده) هستند. اگر گفتار و کردار چپ ایران مانند امروز شما می بود، دیگر ما چه غمی داشتیم؟!
با مهر و احترام
اقبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقای اقبالی من یکی با تو بهشت هم نمی روم بخودم هم زحمت ندادم اصلان این مقاله را بخوانم

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آقای اقبالی عزیز وگرامی
دوست من، می توانید توضیح بدهید که منظورتان از مارکس پرستان چیست؟ آیا شما دوست عزیز فکر می کنید تمام مارکسیستهای ایران وگروهها ومحفل ها وسازمانهای مارکسیستی با تجزیه طلبان پانترک وپان عرب موافق وهم پیاله هستند؟ جناب اقبالی گرامی به هیچ وجه اینچنین نیست واکثریت مارکسیستهای ایران با تجزیه طلبان پان ترک وپان عرب مخالف هستند و آنها را ناسیونالیستهای کوتولۀ قوم گرا و ولایت گرا می دانند که البته قبول دارم اقلیتی از مارکسیستهای ایران هم هستند که موافق تجزیه ایران هستند وبا تجزیه طلبان پان ترک وپان عرب رابطه دارند.
جناب اقبالی گرامی، بنده حقیر حق تعیین سرنوشت ملل از دیدگاه مارکسیسم را در قالب چند کامنت مفصل در همین سایت توضیح داده ام که باید خدمت شما عرض کنم حق تعیین سرنوشت ملل از دیدگاه مارکسیسم هیچ نسبتی با موقعیت ساکنین ایران ندارد که البته یک استثناء وجود دارد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سال نیکو از بهارش پیداست. سکولار دموکرات بودن آقای اقبالی در همین سایت معلوم است. فردا اگر صاحب قدرت شوند !!

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری