قانلی بیر میدان! شعری به ترکی با ترجمه فارسی

600 سال پیش، شاعر علی مقام آذربایجان، عماد الدین نسیمی را دشمنان آزادی در شهر حلب، به دار کشیده، پوستش را کنده، تحت وحشیانه ترین شکنجه ها کشتند.

قانلی بیرمیدان!

600 ایل بوندان قاباق، آذربایجانین اولو شاعری عمادالدین نسیمی نی، آزادلیق دشمنلری، حلب شهرینده دارا چکوب، دریسی نی سویوب، اشکنجه آلتیندا ئولدوردولر. بو شعر ، اونون شانلی خاطره سینه،  اتحاف اولونور.

قانلی بیر میدان!

ئوزونده، شوری، شوقی، شانی گوردوم

سوزونده، منطقی، برهانی گوردوم

گوزونده، کیپلیگینده، هم قاشیندا

وقاری،هیبتی، طغیانی گوردوم

گوزل سیماسینه، دقتله باخدیم

چمنده، لاله نی، ریحانی گوردوم

 متین اشعاری نین، هر جمله سینده

عدالت سیز لیگه، عصیانی گوردوم

اونون شعرینده  تاپدیم اوج عشقی

دنیزده، دالغانی، طوفانی گوردوم

حیاتین دا ، او شانلی  قهرمانین                                                                              

بوتون ایشکنجه نی، زندانی گوردوم

او زندان لاردا، او ایشکنجه لرده

قارانلیق، قورخولی، دورانی گوردوم

باخیب تاریخه، شرقین اورتاسیندا

حلب ده، قانلی بیر میدانی گوردوم

چکیلمیش داره، اول میدان ایچینده

انا الحق سویلیین، قوربانی گوردوم

وفا کویینده، جانانین یولوندا

اولان ئوزقانینه، غلطانی گوردوم

او گون شهر حلب ده، ظلم الیله

یئره، ناحق توکولموش، قانی گوردوم

او یارین قتلینه، فتوی وئرنده

الینده مفتی نین، قرآنی گوردوم

دریسی نی اونون، دوشمن سویان دا

بدن دن آیریلاندا، جانی گوردوم

عماد الدین، انا الحق لب لرینده

وجودین ده ، بوتو ن، جانانی گوردوم

نسیمی ده، او تمکینی گورنده

 بشرده، قدرت ایمانی گوردوم

باخیب او عزت و شان و جلاله

دیارعشق ده، سلطانی گوردوم

قارانلیق لار، بوتون چیخدی یادیمدان

چراغان، نوریله هر یانی گوردوم

جهالت دن، فلاکت دن، قوتولموش

بوتون دنیاده، هر انسانی گوردوم!

 

 

میدانی خونین!

ترجمه  از ترکی به فارسی

 

600 سال پیش، شاعر عالیمقام آذربایجان، عماد الدین نسیمی را  دشمنان آزادی در شهر حلب  بدار کشیده ، پوستش  را کنده، در زیر شکنجه های وحشیانه کشتند . این شعر به خاطره درخشان نسیمی، تقدیم میگردد.

میدانی خونین!

در چهره اش، شور و شوق و عظمت را دیدم

در سخنانش، منطق و برهان را

در چشمانش، در مژه ها و در ابروانش

 وقار و هیبت و طغیان را دیدم

به  چهره زیبایش، با دقت نظر افکندم

در چمن، لاله و ریحان را دیدم    

 در هر جمله اشعار متینش

عصیان علیه  بیدادگری را دیدم

در شعر او،  اوج عشق  را یافتم

در دریا، امواج و طوفان را دیدم

در زندگی آن قهرمان نام آور

 سربسر، شکنجه و زندان را دیدم

در آن  زندانها و در آن شکنجه ها

 دوران تاریک و خوفناکی را دیدم

 به تاریخ نظری افکنده، درقلب دنیای شرق

در شهر حلب، میدان خون آلودی دیدم

 دروسط آن میدان، برسردار، ازجان گذشته ای را

که از انا الحق دم میزد، دیدم!

در کوی وفا،آن کسی را که در راه جانان

در خون خود غلطان بود، دیدم

آن روز در شهر حلب، خونی را

 که به ناحق به زمین ریخته میشد،دیدم

 در دست مفتی درحالی که به قتل آن یار

فتوی میداد، قرآن را دیدم!

نسیمی را آندم که دشمنان پوستش را می کندند  

و جان از بد نش بیرون میرفت، دیدم

عماد الدین،  انا الحق  در لبانش

در وجودش، همه، جانان را دیدم

 زمانی که آن تمکین را در نسیمی مشاهده کردم

قدرت ایمان  را در انسان، دیدم

 به آن عزت و شان و جلال،  نگهی  افکنده

 در دیار عشق، سلطانی را دیدم!

 تیرگی ها همه از یادم فراموش شد

 هر گوشه را با نور، چراغان دیدم

 دنیائی دیدم که در آن، همه  انسان ها

از جهالت و فلاکت  رهائی یافته اند

             پایان

 

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جداری عزیز
شما میدانید پان ایرانیست های ما قبل از اینکه به محتوا و شخصیت کبیر نسیمی توجهی کرده باشند بخاطر شوونیسمی که دارند با آن مخالفت میکنند و بنظرم قابل نیستند. از توجه شما به بزرگانی چون نسیمی باید متشکر بود.
سیزه باشارلار دیلکلریمله و امودلاریملا

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با تشكر فراوان از استاد جداري

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این اصلا شعر نیست اگر این شعر هست وزن عروضی ان کجا است چرا قافیه و ردیف درست نداره وزن هجایی اش کجا رفته
بر چه قالبی سروده شده .ارایه ادبی اش کدام است بر کدام سبک سروده شده میبینید که هیچکدام را ندارد نهایتا این را میشود ترانه فولکلور نامید نه سروده و شعر که برای این خیلی زیاد است شعر گفتن حساب و کتاب داره

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب جداری امیدوارم تفاوت شعر را از.... بدانید.
تصویر حسن جداری

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مسئول محترم کامنت ها، شعر ترکی " قانلی بیر میدان" با ترجمه اش به فارسی، به جای یک بار چندین بار و بطور مکرر درج شده . چون راه رفع این نقیصه را نمی دانم ، از شما طلب یاری می کنم . از توجه تان بسیار ممنون خواهم بود.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام-جناب جداری عزیزدست ات دردنکند.واقعا گل کاشتی.بنویس ازاین شاهکارهای هنریت تادل هربینده رابه طغیان درآورد.اکنون هزاران جوان ونونهال درنوشتن شعرهای زیبا هنرنمایی میکنند.ایکاش شماهادرایران بودید،به آموزش زبان مادری وسرودن شعررابه نونهالان وجوانان آموزش میدادید.بازهم تشکر.یک یادآوری کوچک که بایدآنرااضلاح کنید.شعرشماپشت سرهم ومکررشایدچهاربارچاپ شده است.آنراحذف کنید.