پاسخ به پان ترکیستهای وطنی

باید پرسید اینهمه نفرت و کینه ورزی از جانب گروهی از ایرانیان نسبت به گروه اقلیتی دیگر برای چیست؟ توجه شود که سئوال من درمورد آذریان یا ترکهای هم وطن است و با جمهوری باکو یا ترکیه، که منبع اصلی این کینه ورزی هستند، فعلا کاری ندارم.
 
 
در پی چاپ نامه من به نشریه اینترنتی ایران- گلوبال در اعتراض به افزایش انتشار مطالب پان- ترکیستی در آن نشریه سیل فحاشی ها و هتاکی های این گروه در ستون "اظهار نظرها" علیه من جاری شد، که هنوز هم ادامه دارد. باوجود اینکه تقریبا هیچ کدام آنها ارزش پاسخگویی ندارد، معهذا برای اینکه حمل بر طفره رفتن از پاسخگویی نشود، برآن شدم که به همه آنها یکجا و به اینصورت پاسخ بدهم. البته، غیر از پاسخگویی صرف، به نکات و مسایلی هم اشاره خواهم کرد تا شاید به بهتر شناختن و شناخته شدن این جماعت توسط خودشان و دیگران، کمکی کرده باشم. انشاء الله!
ضمنا، هنگامیکه واژه "پان ترکیسم" را به کار می برم، "پان- آذریسم" را نیز در آن مستتر می دانم، زیرا پان- آذریسم چیزی جز زائده ای از پان- ترکیسم نیست. گذشته از اینکه رهبران ترکیه و آذربایجان در هر فرصتی اعلام می کنند که "یک ملت اند و دو دولت اند!"، نیروها وعناصر افراطی داخل دولت ترکیه که به "دولت عمقی" معروفند به طورکامل دردستگاه حکومتی سلطان نشین باکو نفوذ کرده و نژادپرستی ترکی را به صورت ایدئولوژی حاکم برآن درآورده اند. ویژگی مهم ایدئولوژی پان ترکیسم نفرت ورزی بی حد و حصر نسبت به ارمنیان است. در بحران کنونی منطقه خاورمیانه کردان نیز بطور فزاینده ای، مثل ارمنیان، مشمول لطف و عنایت این گروه واقع می شوند.  
 
می توان گفت هتاکی و ناسزاگویی و دمونیزاسیون (دیوسازی) ارمنیان توسط پان ترکیستهای وطنی به صورت فریضه ای شبه مذهبی یا بهتر بگوییم یک بیماری برای این جماعت درآمده است. 
 
بحران هویت
باید پرسید اینهمه نفرت و کینه ورزی از جانب گروهی از ایرانیان نسبت به گروه اقلیتی دیگر برای چیست؟  توجه شود که سئوال من درمورد آذریان یا ترکهای هم وطن است و با جمهوری باکو یا ترکیه، که منبع اصلی این کینه ورزی هستند، فعلا کاری ندارم. 
به نظر می رسد که در فضای محدودیت آزادی بیان و تبادل آزاد افکار و اندیشه ها و فقر فکری ناشی از آن در کشورمان، این گروه از هم وطنان از جهت گیری مثبت هویتی عاجز شده و دچار بحران هویت شده اند. این جماعت که بطور قطع اقلیت بسیار کوچک، ولی بسیار پرقیل و قالی در میان جمعیت ایرانیان آذری را تشکیل می دهند هویت خود را در رد و نفی و ستیز با دیگران می جویند و در این میان دیواری کوتاهتر از ارمنیان پیدا نکرده اند. البته نسبت به فارسها و کردها نیز خصومت می ورزند، اما نیش زهرآگینشان در وهله اول متوجه ارمنیان است. اینان به هیچ چیزی کمتر از محکومیت تام و تمام و قطعی، بحق یا بناحق، ارمنیان در هر موضوع مورد اختلاف با جمهوری باکو و ترکیه رضایت نمی دهند. هیچ گونه دلیل و مدرک و سندی در رد ادعاها یا قبولاندن چیزی خلاف اعتقادات کورشان کارگر نیست. با هیچ صراطی مستقیم نمی شوند و هیچ زبانی جز زبان خودشان، یعنی زبان قلدری سرشان نمی شود. تهدید و ارعاب و جاهل مآبی و بعضا هم بی ادبی از مشخصه های اظهارنظرهای اینها نسبت به ارمنیان است.
 
پان ترکیسم وطنی محصولی وارداتی است
بزرگترین سند استدلالی اینها، داستانی جعلی راجع به "کتاب" مجعولی است که گویا نویسنده ارمنی آن با افتخار از جنایات و بی رحمی هایش نسبت به کودکان و زنان آذری در جنگ خوجالی صحبت می کند و کتاب هم به ادعای آنها، توسط ناشری در ارمنستان به چاپ رسیده، چیزی که کسی نه درامنستان، نه در قراباغ و نه در جای  دیگری در روی کره ارض، از آن خبری ندارد. تکذیب موکد و مکرر این داستان بی شرمانه از جانب "نویسنده" مورد اشاره، مراجع رسمی و حتی روشنفکران و اندیش ورزان پیشرو ترک، هیچکدام در تغییر نظر و موضع این جماعت سرمست از کینه و نفرت اثری نداشته و ندارد. و چه خنده داراست که این بیچاره ها با چه حرص و جوشی خود را موظف به "اثبات" دروغ تهوع اوری می دانند که در کارخانه های جنگ روانی باکو و آنکارا سرهم شده است، گویی تمام وجود و هستی شان در گرو اثبات این دوغ است. برهمین منوال است افسانه قتل عام خوجالی به دست ارمنیان و اتهامات شنیع دیگری که هیچ انگیزه ای جز سوء استفاده از احساسات قومی و ایجاد تنش و کشمکش قومی در در داخل ایران ندارد. 
 
با این حساب، آیا غیرمنطقی است که گفته شود اینها وسیله ای برای حکمرانان آنکارا و باکو شده اند تا به جمهوری اسلامی یادآوری کنند که دربرابر کمک به دشمنشان بشار اسد، آنها هم وسایلی برای انگولک جمهوری اسلامی و بازی با تمامیت ارضی ایران در اختیار دارند؟
 
حال، چرا اینها دچار بحران هویت شده و چرا کاسه داغتر از آش شده اند؟
وضعیت اینها بی شباهت به جوانهای مهاجر هوادار داعش در اروپا نیست که هویت خود را در خصومت و کینه ورزی نسبت به دیگران و تخریب و انهدام آنچه ازخودشان نمی دانند، می جویند. تفکر اینها چند قدمی بیش با طرز تفکری که ملیونها یهودی را به کوره های آدم سوزی فرستاد ندارد و درواقع ادامه همان نقشه شومی است که از صد ویک سال پیش توسط حکومت "ترکهای جوان" طرح ریزی و اجرا و اکنون نیر در حال تکرار شدن است. منتهی، این بار ملل و اقوام دیگری نیز مثل ایزدی ها و کردها، در آتشی که مدام از کارخانه نسل کشی کشور همسایه وارث عثمانی برافروخته می شود، می سوزند. به راستی، اگر جلوی آنچه که امروز در کردستان ترکیه می گذرد گرفته نشود، به فاجعه انسانی دیگری در ابعاد بسیار وسیع  منجر خواهد شد که طی آن ملت دیگری قربانی ایدئولوژی اهریمنی پان ترکیسم خواهد شد. فجایع بزرگ، هنگامی واقعیت پیدا می کنند که در شروعشان کسی آنها را جدی نمی گیرد. 
 
آذری زبانان ایران، که در مکالمه روزمره "ترک" هم نامیده می شوند، اصلا و نژادا ایرانی هستند. طی چند قرن پس از هجوم اقوام ترک زبان به ایران و اسکان یافتن آنها در منطقه آذربایجان و اختلاط با ساکنان بومی از موضع قدرت و حکومت به تدریج باعث تغییر زبان آنها از زبانهای محلی (تاتی، تالشی و غیره) به ترکی شدند. لکن، این تغییر زبان باعث نشد که آذربایجانیان خود را دارای هویتی غیر از هویت ایرانی بدانند، چنانکه اقوام فاتح ترک زبان خود دچار دگردیسی فرهنگی شدند و درطول زمان در فرهنگ ایرانی مستحیل گردیدند. در طول تاریخ هم آذربایجانیان، با وجود زبان مشترک با ترکها، همواره خود را ایرانی دانسته و در جنبشهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران نقشی فعال و حتی پیشتازانه داشته اند. هم چنین، برخلاف آنچه با هدفمندی خاص و با تاسی از سیاست ارمنی ستیزی جمهوری آذربایجان، در بوق و کرنا دمیده می شود، در ایران مشکلی میان آذریان شیعی و ارمنیان مسیحی و جود نداشته است. استثنای این امر در مواقعی بوده که حکومت مرکزی در تهران ضعیف بوده و عثمانی ها فرصت دست اندازی به خاک ایران را به دست آورده اند و قشونشان را به داخل خاک ایران فرستاده اند. حکام عثمانی، صرفا به دلیل همزبانی آذریان، به غلط آنها را هم پیمان خود تصور کرده اند و با تحریک عناصری به جنگ و برادرکشی میان آذری ها و ارمنیان، دامن زده اند. 
ادعای بی شرمانه این جماعت که "ارمنیان ترکهای ایران را قتل عام کرده اند!" با هیچ سند و مدرک تاریخی ثابت نمی شود. اینان از سر بغض و کینه  و برای اثبات ادعای خود به کتاب "تاریخ  هیجده ساله آذربایجان"، نوشته احمد کسروی اشاره می کنند. این هم یک دروغ بزرگ دیگر. گزارش کسروی در کتاب یادشده ربطی به ارمنیان و آذریان ندارد و بلکه به اختلافات و درگیری های میان آسوریان و کردهای "جلویی" مربوط می شود. کسروی، به عکس با تحسین و تمجید از نقش یپرم خان و ارمنیان در انقلاب مشروطه گزارش می دهد.
 
به هر صورت، ارمنیان هرگز روی هم وطنان آذری خود سلاح برنکشیده اند و آذریان هم بدون هیچ مشکلی در کنار ارامنه و اقوام دیگر ایرانی در صلح و صفا زندگی کرده اند. یک دلیل مهم این همزیستی مسالمت آمیز این بوده که حکومتهای ایران (گرچه در دوره هایی بطور مفرط مذهب گرا بوده اند)، اما از قوم گرایی و نژادپرستی به دور بوده و تنش و کشمکش قومی در کشور را برنتابیده اند. 
 
مقصود اینکه، کینه ورزی این گروه نسبت به ارمنیان چیزی برخاسته از داخل نیست، از خارج تزریق شده، زهری است که به طور مداوم از کارخانه های جنگ روانی خارج به مغز و فکر آنها القا می شود و سوء مدیریت دستگاههای حکومتی ایران نیز جریان مداوم این تزریقات زهرآلود را تسهیل می نماید.
 
جالب اینجاست که امر به این گروه اقلیت قلدرنما آنچنان مشتبه شده که سراپا خود را باخته اند، به حدی که حتی دست دوستی و فکر همکاری و مبارزه مشترک برای احقاق حقوق برابر شهروندی را - به مثال همکاری و همرزمی ارمنیان و آذریان در طول انقلاب مشروطه - به عنوان نشانی از ضعف و عقب نشینی تفسیر می کنند. آیا این را چیزی جز سقوط اخلاقی می توان نامید؟  
 
مسایل مربوط به جنگ قراباغ (آرتساخ)
حال، بپردازیم به اظهارنظرها و پرسشهایی که در رابطه با جنگ قراباغ، فاجعه خوجالی، "اشغال ٢٠  درصد (!) از خاک آذربایجان توسط ارمنستان" و غیره مطرح شده و ممکن است بازگشایی ماهیت این اتهامات برای طرفهای ثالث و بی طرف هم جالب باشد. 
اما واقعیت این ادعا چیست؟  
 
اکثریت ساکنان منطقه قراباغ را ارمنیان تشکیل داده و می دهند. درهنگام تاسیس و تشکیل کشور اتحاد شوروی، به تصمیم زعمای کمونیست، قراباغ ابتدا منطقه ای در محدوده ارضی جمهوری ارمنستان اعلام شد، لکن، براثر مداخله و فشار ترکیه، استالین آنرا تحت مدیریت، و نه زیر حاکمیت آذربایجان، قرار داد، که سپس "منطقه خودمختار قراباغ کوهستانی" نام گرفت. در زمانی که اتحاد شوروی سابق به افول خود نزدیک می شد، دردوره پرسترویکا، ساکنان قرا باغ علیه جور وستم حکام باکو دست به تظاهرات مسالمت آمیز زدند. این تظاهرات توسط نیروهای پلیس وارتش آذربایجان به خاک و خون کشیده شد. مردم قراباغ دست به مقاومت زدند و شهرها و روستاهای منطقه تحت محاصره ارتش و نیروهای شبه نظامی باکو در آمد. روشن بود که قتل عام دیگری، به مثال نسل کشی ١٩١۵ درشرف وقوع است. آنچه که بعدا به وقوع پیوست منازعه خونین چهارساله ای بود که در پایان آن جمهوری باکو پس از تحمل شکست سختی خواستار آتش بس شد. آنچه که امروز رژِم باکو با غلو و گزافه گویی به گوش جهانیان می دمد، اینکه  "٢٠ درصد (!) خاک آذربایجان دراشغال ارمنیان است"، نتیجه دو جنگی است که خود آغازگر آن بوده است. می گویند خود کرده را تدبیر نیست. 
ادعای "٢٠ درصد" هم با هیچ سند و مدرکی قابل اثبات نیست. آنچه می توان گفت اینست که خود قراباغ، به مساحت ۴۴٠٠ کیلومتر مربع، باضافه نوار امنیتی اطراف آن، فقط  ۵/١۳(سیزده و نیم) در صد کل مساحت آذربایجان را تشکیل می دهد، که در مقابل آن، آذربایجان هم چند ناحیه از منطقه قراباغ ، از جمله شاهومیان، بخشی از استان مارتاکرت و چند ناحیه دیگر را به اشغال خود در آورده و طبق معمول سنواتی مشمول پاکسازی قومی نموده است. درواقع، در محاسبه نهایی چیزی جز همان نوار امنیتی که درسطور زیر به آن خواهیم پرداخت، ونیز خود منطقه قراباغ که متعلق به ساکنانش است، در دست نیروها دفاعی قراباغ نیست.
 
ادعای یکجانبه دیگر در رابطه است با تعداد آوارگان جنگی. ادعا می شود که بیش از یک میلیون نفر از آذربایجانی ها از خانه و کاشانه خود رانده شده و در چادرها زندگی می کنند. 
منابع مستقل تعداد رانده شدگان آذری از ارمنستان و قراباغ را در حدود ۶۵٠٠٠٠ ذکر می کنند. در مقابل حدود ۳۵٠٠٠٠ نفر از شهروندان ارمنی آذربایجان از باکو و دیگر شهرهای آذربایجان رانده شدند، بطوری که از جمعیت نیم ملیونی ارمنیان آذربایجان دیگر تقریبا چیز زیادی در آن کشور باقی نمانده است.
واقعیت دیگری که در این مورد فراموش می شود این است که ارمنستان، باوجود امکانات محدودش، تمام رانده شدگان به خاک خود را اسکان داده و از این بابت مظلوم نمایی نمی کند. ولی دولتمردان باکو، با وجود درآمدهای هنگفت نفتی از اسکان آوارگان ناتوان مانده اند! درواقع به عمد، جهت بهره برداری سیاسی و پایدار نگهداشتن کینه و نفرت در دل رانده شدگان، از اسکان آنان خودداری می نمایند. 
به هرجهت، آنچه که "مناطق هفت گانه" نامیده می شود، در واقع منطقه حایلی است بین قراباغ و آذربایجان که تحت کنترل نیروهای دفاعی دولت قراباغ است و به صورت کمربند امنیتی عمل می کند. از دست دادن این نوار امنیتی تمام منطقه قراباغ را در تیررس آتشبارهای باکو قرار می دهد. با شناختی که از رژیم باکو با سابقه سرکوب و جنگ افروزی و جنایت پیشگی داریم، بدون این کمربند حایل رژیم باکو در مدت کوتاهی کل منطقه قراباغ را به تل خاکستر تبدیل خواهد کرد. 
 
باید توجه داشت که در هیچکدام از چهار قطعنامه شورای امنیت در باره مناقشه قراباغ اشاره ای به "اشغال اراضی آذربایجان توسط ارمنستان" نشده است. بلکه فقط به کنترل منطقه توسط نیروهای محلی (ارمنی) اشاره شده است. هیچ کدام از آن قطعنامه ها هم دولت قراباغ را مجبورنمی سازد که بطور اتوماتیک  نوار امنیتی را دودستی تقدیم آذربایجان کند و خود را مثل گوسفند قربانی در اختیار رژیم فاسد باکو قراردهد. هیچگاه در قطعنامه ها صحبت از برگشت به وضعیت پیش از جنگ نشده، جنگی که خود رژیم باکو علیه کسانی که خود شهروندان خودش می داند، آغاز کرده است. به عکس، قطعنامه های شورای امنیت طرفین مناقشه را به خودداری از کاربرد قوه قهریه و انجام مذاکره برای حل مسالمت آمیز اختلافها، ازجمله تعیین موقعیت و وضعیت سیاسی و حقوقی قراباغ فراخوانده است.  طرفین منافشه هم دروهله اول، دولت آذربایجان، حکومت خودگردان قراباغ (آرتساخ) و دولت ارمنستان می باشند، که همگی موافقت نامه آتش بس ١٩٩۴ را امضا کرده اند. درواقع، بدون تعیین موقعیت حقوقی قراباغ صحبتی از تغییر وضع موجود نمی تواند باشد.
 
واقعیت اینست که رژیم فاسد باکو، به جای نشستن سر میز مذاکره با کسانی که خود شهروندان خودش می داند، هیچگاه حاضر نمی شود تا نمایندگان حکومت خودگردان قراباغ را سر میز مذاکره بپذیرد و موضوع را با مذاکره و مسالمت و گذشت متقابل حل کند. بلکه، برای انحراف افکار عمومی و شانه خالی کردن از مسئولیت، همه تلاش خود را به کار می برد تا مناقشه قراباغ را نه مناقشه ای بین خود و اهالی و شهروندان خودش، بلکه مناقشه ای ارضی میان دو دولت آذربایجان و ارمنستان قلمداد کند و به جای مذاکره مدام به تسلیحاتش می افزاید و به جنگ افروزی می پردازد.
 
همین طور، لازم ست اضافه شود که دولت ارمنستان برای نشان دادن حسن نیت تا به حال حکومت خودگردان قراباغ را به رسمیت نشناخته است. البته، اعلام کرده است که در صورت حمله آذربایجان به قراباغ، ساکت نخواهد نشست و برای جلوگیری از یک نسل کشی دیگر اقدام لازم را خواهدکرد، رویکردی که طبق عرف و قوانین بین المللی مورد قبول می باشد. 
 
با این تفاصیل، آیا باید باور کنیم که انگیزه این جماعت از این قیل و قال کرکننده و انتقاد و اعتراض و اتهام بیمارگونه نسبت به ارمنیان حس عدالت خواهی است؟ حاشا. اگر چنین است، چرا چیزی درمورد اشغال بخشی از کشور مستقل قبرس توسط دولت ترکیه به مدت ۴٢ سال و بر سر کارآوردن دولتی پوشالی در آنجا که هیچ دولت دیگری جز خودش آنرا به رسمیت نشاخته، نمی گویند؟ یا در همین روزها، چرا درمورد تجاوز آشکار ترکیه و اعزام نیروی نظامی به داخل خاک سوریه این دغلبازان جرات و شهامت زبان باز کردن را ندارند؟ آیا غیراز اینست که ارمنیان وسیله ای شده اند برای بیرون ریختن کینه و نفرت و پر کردن کمبودها و عقده های ناشی از بحران هویتشان؟
 
هشدار به "طرفهای بی طرف"
در پایان، لازم است هشداری هم به طرفهای ثالث، یا "طرفهای بی طرف"، داده شود که مناقشه لفظی ما و این جماعت را گوش می دهند. به نظر می رسد که برای اکثر خوانندگان این کینه و نفرت استثنایی از جانب بخشی از هم وطنان نسبت به بخشی دیگر چیز بااهمیتی نیست و یا احتمالا پیش خود فکر می کنند: "به ما ربطی ندارد، دعوایی است میان ترکها و ارمنی ها ...".  به این عده از هم وطنان باید یادآوری کنم:  درپروسه به قدرت رسیدن نازی ها، سکوت روشنفکران آلمانی و طرفهای ثالث باعث شد که اینان بدون مانع و رادعی قدرت را به دست گیرند و گروههای مخالف خود را یکی پس از دیگری از میان بردارند. در این مورد، یک روحانی مسیحی به نام پاستور نیمولر، در ١٩۴۵ شعری سروده که شهرت جهانی یافته و نقل آن را در اینجا چندان بی مورد به نظر نمی رسد:
 
"ابتدا، آنها به سراغ سوسالیستها رفتند. من چیزی نگفتم، زیرا سوسیالیست نبودم.
سپس، به دنبال اعضای اتحادیه کارگری رفتند. من چیزی نگفتم، زیرا فعال کارگری نبودم.
سپس، به سراغ یهودی ها رفتند. من چیزی نگفتم، زیرا یهودی نبودم.
سپس، به سراغ من آمدند، اما دیگر کسی نمانده بود که چیزی برای من بگوید ...".
 
تاریخ دارد تکرار می شود. چه کسی می توانست تصورش را بکند که در قرن بیست و یکم، وحشیانی مثل داعش در کشورهای همسایه مان قدرت را به دست گیرند و آنچنان منطقه را به هم بریزند که قدرتهای بزرگ هم با آنهمه کبکبه و دبدبه از پسشان برنیایند؟ 
هشیار باشیم. خطر خیلی هم ازما دور نیست. 
 
١۴خرداد ١۳٩۵ / ٢ ژوئن ٢٠١۵
 
بخش: 
انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مقاله شما عالی بود . پان ترکیسم یک ایدئولوژی اهریمنی نژادپرستانه است که بتدریج پیروانش را به یک جنایتکار تبدیل می کند .خیلی جالب است که بنیانگزاران پان ترکیسم نه ترک ها بلکه در اصل سه نفر یهودی اروپایی بودند .1 – لئون کاهون یهودی از فرانسه
2 – آرمینیوس وامبری یهودی از مجارستان
3 – آرتور لوملی دیوید یهودی انگلیسی از عجایب است که چگونه سه یهودی اروپایی در مورد عظمت نژاد ترک و لزوم تشکیل امپراطوری ترک از ترکیه تا چین قلم فرسایی کرده اند ؟؟!! اما واقعیت اینستکه هدف اصلي و واقعي این طراحان از جعل پان‌تركيسم كه در گرماگرم كشاكش‌هاي سياسي و رقابت‌هاي استعماري ميان امپراتوري روس و انگليس صورت گرفت، ايجاد منطقه‌اي حايل از اقوام ترك‌زبان مسلمان در حاشيه‌ي جنوبي مرزهاي روسيه بود كه مي‌توانست از گسترش نفوذ قلمرو روسيه به‌سوي جنوب، به ويژه متصرفات انگليس در هندوستان جلوگيري کند .


عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سال 92 برای اولین بار اومدم تو این سایت همین دعواهای قومی وزبانی بود الان دوباره اومدم هنوزم همینه من تو ایران زندگی میکنم کشوری که ازش حرف می زنید یا تاریخی که ادعا میکنید رو نمیدونم اما تو کشور من ایران هنوز هم ترک وکرد وفارس وعرب ولر تو شهرهای بزرگ با هم ازدواج میکنند و بچه هاشون جزیی از نسل اینده ایران هستند هنوزم کنارهم کار و زندگی میکنیم هنوزم حرم امام رضا ومعصومه و...پراز شیعیان نه تنها از هرنقطه ایران که حتی از عراق ولبنان و...هنوزم هم میلیونی پیاده میرند برای اربعین هنوزم سرود ملی ایران تو همه این سرزمین خونده میشه هنوزم عید نوروز وچهارشنبه سوری تا مراسم شب قدر ومحرم مون یکی وبدونید واقعا تو توهم اختلاف قومی هستید حتی تصور اینکه یک ترک زنجان یا ابولفضل بگه وبخواد یک شیعه روبه خاطر فارس یا عرب یا کرد و...بکشه خنده دار ایران سوریه نمیشه چون نه میشه پرچم ابوافضل رو از ترک های ایران

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
http://www.azariha.org/?lang=fa&muid=53&item=834
جيلولوق ودروغ بزرگ پانتركها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دروغ را با .... تركيب نموده تهمت هاى .... زدهايد. شما بهتر است از جراحى سرطان در منطقه بنويسيد كامنت جدى راست كار شما نيست

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام وعرض ادب،چرا این سند قابل قبول برای هر فرد اگاه وغیر اگاه وقبل قبول برای هر فرد روی کره زمین وتک تک ارمنیان وارمنی دوستان(البته درباطن ونه در ظاهر)مبنی براینک قبر پدر بزرگ ومادر بزرگ هیچ کدام از ارمنیان اسکان داده شده در خانکنی در انجا وجود ندارد،این قدر عصبی ومثل رعدوبرق بهم میریزید،روشن فکر نیستید،حداقل در حد مردم عادی لوطی وجوانمرد باشید وقبول کنید تحقیق بینالمللی را که قبر پدر بزرگ ومادر بزرگهای یک نفر از اهالی مهاجر انجا در ان سرزمین وجود ندارد،واز فهمیدن اینگه اکثر اسناده طرف ارمنی در کشتار جنگ جهانی جعلی از اب درامد وارامنه از تحقیقات جلوگیری کردند ورسوایی تاریخی برایشان درست شد ،اینقدر بهم میریزید،وموقعی که ترکیه چندین بار بصورت کتبی درخواست تحقیق از اسناد دوطرفه راکرده ،قبول نمیکنند،ودر حالی که از هشتصد هزار کشته ارامنه،بیش از سیصوپنجاه هزارشون به وسیله بیماریهای واگیر دار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با سپاس از جناب نظریان، که با ارائه ارقام این دروغگویان را رسوا می کنند! ولی چنانچه قابل پیش‌بینی است، این جماعت نمی‌توانند دست از دروغگویی و نفرت پراکنی دست بردارند.
این جماعت که با سوء برداشت از کتاب «تاریخ 18 ساله آذربایجان» کسروی، به دروغ مدعی اند ارامنه در آذربایجان ایران دست به جنایت زده اند، قادر به تحمل سایه کسروی را هم نیستند،زیرا کسروی که خود آذربایجانی و ترک زبان بود، صد سال پیش با تحقیق و نگارش کتاب کوچکی با عنوان «آذری یا زبان باستانی آذربایجان» به دگردیسی زبان ما آذربایجانی ها، پرداخته است. کتابی که از طرف پژوهشگران، همچنان منبع معتبری است؛ و به آن استناد می شود.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
کاش قانونی می گذاشتید که پان ترک در روز بیش از 5-3 کمنت نتواند بگذارد و قدری هم انرژی مخرب اش را درسایتهای تورانی هدر دهد . طبق نظر دانشمندان توتم حیوان پرستی ترکها نه شیر بلکه "توره ؟ یعنی شغال است . و کلمه توران از توره گرفته شده که در شاهنامه فردوسی هم به آن اشاره شده . منظور اینکه .... در دوران ماقبل تایخ " روباه پرست " بودند . حالا می توان گمان زد این صفات در میان تجزیه طلبان آذری که ضد ملل و اقوام دیگر هستند ، چقدر شدت دارد ! سنیل طبیعت دوستی ایرانیان " شسر و خورشید " و ؟ فر ایزدی " اهورایی بوده . حالا اینها می خواهند با پارسیان و ایرانیان ، با افتخار به مغول و چنگیز و گرگ و شغال ، مبارزه کنند .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
یاشار تورک اوغلو لطفاً كامنت هاى بيشترى بنويسيد تا همه با چهره چندش آور نژاد پرستان ترك بيشتر آشنا شوند نقطه نظرات شما بهترين ابزار براى شناختن پانتركها هستند وخودت و لايك كنندگان نادان كامنتهاى شما بهتر از هر كسى پته پانتركها را روى آب ميريزيد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بهتر نبود اجازه ميدادند اين جماعت تهى مغز با كامنت هاى خود چهره اهريمنى ....زادگان را نشان ميدادند ؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
داغ نشويد مقاله را بخوانيد نوشته اند. بجاى داغ كردن اگر پاسخ منطقى داريد بنويسيد. مگر مثل بعضى ها راسيست هستند كه خجالت بكشند. شرم را كسانى بايد داشته باشند كه بجاى پاسخ منطقى روى به فحاشى آورده وعده براه انداختن حمام خون ونسل كشى مجدد ميدهند شرم را كسانى بايد داشته باشند كه پاسخ خواسته دمكراتيك مردم قره باغ را با بمب وموشك دادند. شرم را كسانى بايد داشته باشند كه براى سركوب خواسته مردم قره باغ دو بار به اين منطقه لشكر كشى كرده وهر بار پاسخ مناسبى دريافت كرده وتودهنى خورده اند لابد انتظار نقل ونبات ميكشيدند كه امروز زارى ٧شهر را ميكنند. شرم را آنهائى بكنند كه بجاى رودر رو صحبت وشنيدن نظر وخواست مردم قره باغ اززمان آتش بسى كه با التماس آنها بر قرار شده تا كنون بيش از چهل ميليارد دلار اسلحه از اسرائيل وروسيه وافريقاى جنوبى خريده اند تا بتوانند جمهورى ١٨٠ هزار نفرى قره باغ را تبديل به تلى از

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
درود بر مسئول کمنت ها، که نشان داد این صفحه فاحشه خانه سپاراتیستی نیست که هر مغولزاده با نام مستعار چنگیزی اینجا عربده کشی کند . تجزیه طلبان آذری چون نیرویی ناچیز و جدا از مردم هستند ، سعی میکنند به سبک تروریستی داعشی ، با انفجار خود جلب نظر کنند . اینها چرا در این سایت ایرانی فارسی زبان اپوزیسیون ضد دولت آخوندی جمع شده اند ولی یک حرف در رابطه با دولت دیکتاتور نمی زنند و فقط راسیستی دنیال فارس و زبان فارسی افتاده اند ؟ این بی منطقی اینها را همانطور که تمام مردم ایران میگیند فقط باید با مشت و قدرت لایزال ایرانی پاسخ داد نا جرئت نکنند وارد ایران شوند . ببینید اینها از چه عناصر برای اهداف پلید ضد ایرانی استفاده میکنند ، از گرگ بودن ، از خویشاوندی با اسرائیل و اردوغان و داعش و چنگیز ، ازراسیسم علیه تمام ملیت های ساکن خاورمیانه ، از جعل و دروغ و تحریف و شانتاژ و انکار فرهنگ و تمدن و تاریخ غیره

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای آرسن نظریان
لفطاً ازانتقال ارمنیها به مرکز ایران اصفهان چیزی به نویسد چرا نمی نویسید؟؟
لطفاً از کشته شدند مارشال سیمون رهبر ارمنی توسط اسماعیل شکاک چیزی بنویسید
لطفا از7 شهر اشغالی آزربایجان دراطراف قره باغ چیزی به نویسید
لطفاً از وضیعت مردم این 7 شهر به نویسیدچه تعدادی ازاینها کشته ومفقودوآواره شدند
لطفاً از4 قعطنامه سازمان درمحکومیت ارمنستان بنویسید
لطفاً بنویسید که آزربایجان 2سال قبل ازاستقلال رسمی آهنگ رهایی آغازکردندوتوسط ارتش سرخ مردم درباکوراه کشته شدند.
لطفاً خجالت نکشید بنویسید اصلاً آزربایجان ارتشی ومهماتی و فرمانده وکادری نداشت
لطفاًبنویسید که آزربایجان اگرارتشی داشت قبل ازاستقلال واقعی ژانویه سیاه رخ نمی داد.
لطفاً شرم نکنید بنویسید که ارمنیها دراورمیه حاکم شده بودند ولی ترکیه وارد اورمیه شدن برای خروج خودشرط خروج نیروهای روسیه راگذاشتن وارامنه هم باروسهارفتند
تصویر ماندگار، خبرنگار آزاد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
کاربری به نام "یاشار تورک اوغلو"، که دارای کد سایت و امکان کامنت گزاری مستقیم می باشد، کامنتی در زیر این نوشتار منتشر کرده است که مصداق آشکار توهین قومی و تهدید به جنایت و نسل کشی است. من این کامنت جنایتکارانه را پس از انتشار دیدم و بلافاصله از تارنما برداشتم. از اینکه به چنین کسانی امکان کامنت گزاری مستقیم داده می شود متأسفم. شوربختانه این نخستین باری نیست که از امکان کامنت گزاری مستقیم در تارنما سوء استفاده می شود. از مدیر تارنما می خواهم درباره ی دادن این امکان به اشخاص بررسی بیشتری نماید. برای باقی ماندن رد اندیشه ی تبهکارانه ی مندرج در این کامنت، عین آن را در زیر بازپخش می کنم تا زشتی این اندیشه ی نفرت بار از یادمان نرود.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
حساب پانترك ها وحكام جنايت كار امپراتورى خونخوار عثمانى از قوم ترك جداست دوست عزيز

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب موحدى گرامى اياذ مطلب اف رئيس جمهور وقت آذربايجان عاملين قتل عام خوجالى را نيروهاى آذرى ميداند كه به قصد بى كفايت نشان دادن ايشان وانجام كودتا عليه دولت او به عمد اين بينوايان را قتل عام كرده اند يعنى بر روى اتباع خود آتش گشوده اند. وبراى سرپوش گذاشتن بر روى جنايت خويش كتابى را اختراع كرده وبدروغ آنرا به زورى بالايان نسبت ميدهند ومزخرفاتى را بعنوان اعترافات زروى بالايان بدروغ به ايشان نسبت ميدهند. دروغگوئى وفحاشى وبى ادبى از پانتركها جدا نشدنى هستند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای نطریان و .... اقبالی که مامور نشر اکاذیبش است بدانند که طرف حساب ما ارمنی و کرد نیست بلکه طرف حساب ما فارس و روس است که اربابان آنها هستند. روسها به سرعت راه شوروی را دارند طی می کنند وایران راه سوریه را . بزودی خواهید فهمید که با حذف سایه فارس و روس با چه کسی طرف هستید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
10 نظر مثبت بطور واضح ناشی از تعصب کور است و نه عقل. کامنت ها هم سازماندهی شده اند؟؟
بی حیا بودن اصطلاحی احمقانه، آخوندی و مذهبی است، مثلا یک دختر که پیش مردها میگوید و میخندد. بر چه اساسی تمام افراد یک قوم بی حیا میشود؟
ما ترکها !! اقای ناشناس شما که حتی یک اسم مستعار هم نداری (چون اختمالا" از چند آی پی کامنت میگذاری)، به چه دلیل از طرف ترکها حرف میزنی؟
در محله ارمنستان تبریز در 100 سال گذشته یک ارمنی با یک ترک دعوا نکرده است، مزدوری و نفرت افکنی بین مردم تا چه حد؟ گور پدر علی اف و دولت ارمنستان که زمان کمونیستی کمونیست چریده اند و حالا ناسیونالیستی می چرند.
آخرش هم جل الخالق؟ آخر چه بلاهت کوری این کامنت را مثبت ارزیابی میکند؟؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خوبه شما كامنت زياد بنويسى چون بخوبى خوى وتفكر حيوانى پانتركها را نمايان ساخته وبى آبرو تر از پيش مينمائى ومن به نوبه خودم از اينكه فعالانه اظهار نظر كنيد خوشحال ميشوم كامنت شما به خوبى صحت فرمايشات جناب آرسن نظريان را در مورد خوى حيوانى وجنايت پرستى پانتركهارا اثبات ميكند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
عجب نادانى. براستى شما ترك هستى يا براى بى آبرو كردن تركها وانمود ميكنى تركى وچنين كامنت مزخرفى نوشتى؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای آرسن نظریان
دررابطه با حضور زبان ترکی درایران رجوع شود به نظر حسن پیرنیا مورخ ایرانی که چنین نظری دارد: زبان سومری به زبان تورانی آلتایی ویا اورالی وآلتایی نزیدک است .
ز- یامپولسکی درنوشته های خود بربومی بودن ترک زبانان درآزربایجان از 14 قرن قبل از میلاد تاکید دارد او در منابع آشوری وسنگ نوشتهای اورارتویی براین موضوع تاًکید دارد .
زبان ترکی درایران سابقه 7000ساله دارد وبا زبان سومری واعیلامی یکی وهم ریشه وهم واشتراک فراوان دارد درجنگ با اعراب باشاهپورذوالکتاب همپیمانهای اعراب ترکها بودند که شاهپور را واداربه عقب نشینی از شام ونینوابه تیسفون کردند
هم پیمانی انوشیروان با ترکها وحضورلشکریان ترک زبان درارتش تحت فرمان انوشیروان می توان

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام خدمت خوانندگان،حرفی با نویسده مطلب ندارم،چهل ملیون گرگ خاکستری،سرطان سرزمین ازلی وابدی خویش را برای همیشه درمان خواهد کرد،فقط کافیست روسیه در حمایت از سه ملیون ارمنی گوچانده شده به قلب سرزمین ترکان را برای همیشه درمان خواهد کرد،ودست داریم مارا در سرزمین ازلی وابدی مان ما را جعلی بگویید چون این حرفها،دیگر صد در صد ترکان را تبدیل به گرگ خاکستری میکند،بزودی سرطان تولید شده از طرف روسها را جرراحی خواهیم کرد،

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب نظریان گرامی ما در جایی که زندگی میکنیم ضرب المثلی داریم با این عنوان"ترک چشم تنگ است" یعنی چشم دیدن کسی جز خوداش و طایفه خوداش را ندارد
ایا میتوان به عقرب گفت چرا نیش میزنی .پاسخ نه است چون این اقتضای طبیعت اش است
کدام قومی را میتوان در دنیا یافت که به اندازه این ها در تاریخ کشته باشند و ویران کرده باشند و کله مناره ساخته باشند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آفرین میگم به آرسن نظریان عزیز، ایشان واقعا درست گفتند که پان ترکیسم یک ایدئولوژی اهریمنی است. ناف این جماعت پانترک را هم با دروغ وشانتاژ وجعل وتحریف وترور شخصیت بریده اند، که واقعه خوجالی نمونه دروغگویی این جماعت پان ترک می باشد. جمهوری آذربایجان وسازمان های پان ترکیستی برای منحرف نمودن افکار عمومی جهان از قتل وعام ارمنی ها در شهرهای سومگاییت وباکو در سالهای 1988 و 1990 دروغ بی شرمانه کشتار اهالی خوجالی توسط قوای ارمنی را مطرح کردند. اجساد قربانیان اهل خوجالی در نزدیکی شهر آغدام پیدا شد که محل استقرار قوای نظامی جمهوری آذربایجان بود. به احتمال بسیار زیاد قوای نظامی جمهوری آذربایجان به دلیل بی تجربه بودن وتازه تاسیس بودن دچار خطای فاحش شده وساکنین شهر خوجالی را که آواره شده بودند در نزدیکی شهر آغدام در هنگام شب به گمان اینکه از نظامیان ارمنی هستند به گلوله می بندند و آن فاجعه رخ می دهد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خوب آقای آرسن نظریان اولا در کمال بی ادبی تشریف داری که برای ملت ترک زبان آذربایجان هویت درست میکنی و نوشته ای که « طی چند قرن پس از هجوم اقوام ترک زبان به ایران و اسکان یافتن آنها در منطقه آذربایجان و اختلاط با ساکنان بومی از موضع قدرت و حکومت به تدریج باعث تغییر زبان آنها از زبانهای محلی (تاتی، تالشی و غیره) به ترکی شدند. ».در ثانی در آذربایجان جنوبی هیچ پیر مرد و پیر زنی پیدا نمی کنی که از ظلم و ستم و کشتار ارمنع نگوید تمامی اسناد و نوشته های تاریخی را بگذار کنار از جمله احمد کسروی را این دیده و شنیده های ملت آذربایجان را چکار کنیم و در تبریز ما مثلی داریم که مردم میگویند « ارمنی کیمی دیرناخ سیز دیر » .یعنی مثل ارمنی بی رحم است . و در رابطه با این جمهوری که استالین به زور سر نیزه جمهوری ارمنستان کرد .آنموقع که ١٥ کشور اتحاد جماهیر شوروی تشکیل شد قرار بود آن ملل که دارای٣ میلیون

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
موضع نویسنده واضع و آشکار است. نویسنده جانب ارمنستان را گرفته است و طرف مقابل را مورد حمله قرار داده است و این حق اوست.
من علیرغم همه مخالفتها و دشمنی هایم با دولت فاشیست ترکیه و دولت فاسد باکو و علیرغم مخالفت هایم با ایدئولوژی فاشیستی پانترکیسم نمی توانم با نویسنده موافق باشم و نمی توانم جانب ارمنستان را بگیرم. به نظرم ارمنستان باید بدون قید و شرط از اراضی آذربایجان عقب بنشیند.

به نظرم نویسنده مقاله اش را فرموله و خوب نوشته است. بعضی از بخشهای مقاله بخاطر اطلاعاتش آموزنده بود.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بی .... این قوم معروف است . حالا ما ترکها چیزی هم به جناب آرسن بدهکار شدیم !! جل الخالق !