یاران را چه شد

باید فعالیت و تلاش رزمنده و متشکل در خارج، جای سکوت مرگبار کنونی را بگیرد. باید فریاد کارگران و توده های زحمتکش، زنان اسیر و دربند، ملتهای تحت ستم و همه آنهائی که در شرایط بدترین ترور و اختناق در ایران اسیر و دربند مبارزه میکنند، در خارج از کشور به بهترین وجهی، منعکس گردد
 
 
 
در ایران تحت سلطه رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی، ترور و استبداد قرون وسطائی همچنان حکم فرماست. بیش از سی و هفت سال است  توده های  محروم و ستمدیده این کشور،  از این استبداد جانکاه عنان گسیخته، رنج میبرند.  این یک  واقعیت است  که در سرتاسر جهان کمتر رژیمی میتوان سراغ داشت  که در مطلق العنانی  و سرکوبگری به پای  رژِیم آزادیکش جمهوری اسلامی برسد. بیش از سی و هفت سال است رژیم ضد مردمی فریبکار،  با تعقیب  بیرحمانه ترین سیاست های اختناق و سرکوب،  ایران  را به زندان بزرگی برای اکثریت عظیم اهالی آن مبدل ساخته است. در تمام این مدت، زندانیان سیاسی در معرض بدترین آزارهاو شکنجه ها قرار داشته و  جواب هر اعتراض و دادخواهی چیزی جز زندان و شکنجه و اعدام نبوده است. بیش از سی و هفت سال است زنان  ایران از ابتدائی ترین حقوق  انسانی محروم بوده و درزنجیر قانون قصاص و دیگر  قوانین ظالمانه و ضد زن، اسیر میباشند. رژِیم تاریک اندیش جمهوری اسلامی،  روسری و حجاب اسلامی را بر زنان ایران  تحمیل کرده و از هیچ تبعیض و اجحافی  در حق آنها  خود داری  نمی کند .بیش از سی و هفت سال است در ایران زیر سلطه رژیمی فاسد و دزد و کلاش، کارگران درمعرض  بیرحمانه ترین سرکوبگری واستثمار قرار دارند. رژیم ضد مردمی،  کارگران را از کلیه حقوق  صنفی و سیاسی محروم ساخته و  به  فریاد حق طلبانه آنها با زندان و شکنجه و اعدام پاسخ میدهد . همین چند ماه پیش بود که جلادان رژِیم خون آشام، کارگر انقلابی،  شاهرخ زمانی را در  زیر بدترین شکنجه ها  به قتل رساندند.                                                                            
                                  +++++
از جنایات و شیادی ونیرنگ رژیم  جمهوری اسلامی هر قدر گفته شود، باز کم است.آدمکشی هاو کشتارهای دهشت آور در اوایل دهه 60، قتل عام هزاران زندانی سیاسی درتابستان سال 67،وحشیانه ترین درنده خوئیها در جریان قتل های زنجیره ای، ترور و قتل  ده ها و بلکه صدها  تن از مخالفین سیاسی در خارج از کشور، جایزه   گذاشتن برای  قتل  نویسنده آزاد اندیش سلمان رشدی ،جنایات بیشمار و اعمال ضد انسانی بیشماری که رژیم در سال 1388 در مقابله با قیام  سهمگین توده ها، مرتکب  گردید، تنها شمه ای از کارکرد سیاه داردسته تبه کاری را تشکیل میدهد که  با زور و قلدری و آدمکشی، سال هاست در ایران حکومت میکند. در عین حال، این رژیم  آزادیکش و ضد انسانی برای فریب توده ها و جلب  افکار  بین المللی هرازگاهی، با بوق و کرنا  انتخاباتی رسوائی هم راه می اندازد. اما  انتخابات  یک رژِیم دشمن آزادی  که دروغ  و مکاری  کار همیشگی آن  می باشد، طبیعتا نمی تواند انتخاباتی دموکراتیک و آزاد باشد . خامنه ای، سرکرده  آدمکشان حاکم در ایران،  چند روز قبل از انتخابات اخیر برای مجلس اسلامی و مجلس خبرگان، آشکارا  اظهار داشت که  مردم تنها حق  انتخاب کردن دارند ونه انتخاب شدن!  بعبارت دیگر هر دو مجلس در بست در اختیار عمال  و سرسپردگان رژیم بوده  و  کسی جز دشمنان قسم خورده  آزادی و غارتگران هستی توده های زحمتکش، نمی تواند در آن راه یابد.         
                      +++++
با وجود ماهیت سرکوبگرانه و دروغ پرداز رژیم جمهوری اسلامی و این واقعیت  که  در طول 37 سال گذشته هرگز  انتخابات آزادی  در ایران وجود  نداشته،  کم نیستند عناصرسازشکارو فرصت طلبی  که  در هر مضحکه  انتخاباتی،  توده های ستمدیده و محروم را که قربانیان  جنایات  و دزدیهای  رژیم ضد مردمی هستند، به انحا مختلف ترغیب و تشویق  میکنند که فعالانه در انتخابات شرکت کرده و به  کاندید های رژیم تبهکار رای بدهند! این  خود خیانت آشکاربه منافع  توده های  محروم و زحمتکشی است  که  سی و هفت سال تمام است  در چنگ  رژیم مکار و آزادیکش جمهوری اسلامی اسیر می باشند. این یک امر مسلم است که انتخابات فرمایشی و تقلبی، تنها و تنها به بقای رژِیم دشمن آزادی و تداوم اسارت توده های محروم و ستمدیده ایران، یاری میرساند.  تنها راه رهائی از چنگال رژیم فریبکارو استثمارگر، تحریم انتخابات فرمایشی ومبارزه  بی امان و آشتی ناپذیر در جهت  نابودی سلطه  پوشالی رژیم خودکامه، با تمام جناح ها و دار و دسته هایش می باشد.                                                                                  
                               +++++
علیرغم  تمام  دسایس و زورگوئیهای رژِیم خودکامه، باید اذعان داشت که در ایران تحت ستم کنونی در بدترین شرایط ترورو اختناق،  مبارزه توده های زحمتکش  در جهت خواست های حق طلبانه  همچنان ادامه دارد . اعتصابات بی وفقه کارگران، مبارزات دیر پای زنان بپا خاسته،  جنبش های  اعتراضی  ملت های  تحت ستم،  مقاومت سرسختانه زندانیان سیاسی  و دیگر حرکت های اعتراضی توده ها در اطراف و اکناف کشور، همه  نشانه  های بارزی  بر این واقعیت هستند که  مردم بپا خاسته، با وجود استبداد مرگبار، دست از پیکار و عصیان طلبی نکشیده  و با پایداری ها و فداکاریهای در خور تحسین،  مخالفت خود را با رژیم ضد مردمی جمهوری اسلامی نشان میدهند. اما در خارج از کشور  مبارزات در حال رشد کارگران و  توده های  تحت ستم آنطور که باید و شاید انعکاسی پیدا نمی کند. مقایسه  زمان حال با  ده یا پانزده سال پیش  به روشنی نشان میدهد که نوعی  رخوت و بیحالی درد آوری مخالفین ترقی خواه خارج از  کشور را فرا گرفته است.  رخوت و بی  عملی دردناکی  که  تنها و تنها  رژیم آزادیکش جمهوری اسلامی از آن سود می برد. اینجا من میخواهم در برخورد با  رکود موجود در مبارزات و فعالیت های افشاگرانه نیروهای مترقی خارج از کشور، زمان حال را با دوران  حکومت شاه  مقایسه  کنم. در آن دوران، دانشجویان ایرانی مقیم خارج، در کنفدراسیون جهانی که یک سازمان وسیع  توده ای و دموکراتیک بود، متشکل بودند. کنفدراسون در امریکا، انگلستان ، فرانسه ، ایتالیا، آلمان  و بسیاری دیگر از  کشورهای جهان، شعبه داشت. ده ها سازمان  دانشجوئی مبارز  در سرتاسر جهان عضو  کنفدراسیون بودند.  در دفاع از زندانیان سیاسی و مبارزات بی امان کارگران، دانشجویان و ...  کنفدراسیون لحظه ای تردید به خود راه نمیداد.  دانشجویان ترقی خواه خارج از کشور، از طریق تشکیلات سرتاسری خود، در موارد لازم، سازمان یافته و مصمم، طی تظاهرات و حرکت های پرشوردفاعی، همدردی خود را با  مبارزات  توده ها دردرون کشور نشان داده و فریاد رسای خود را  به گوش  جهانیان  میرسانیدند.  این پیکار جهانی در دفاع از مبارزات  توده های زحمتکش ایران  در عین حال  که  افکار بین المللی را  متوجه سرکوبگریها و خودکامگی رژیم شاه میکرد، به مبارزین  داخل  که در شرایط سرکوب و ترور در نهایت جانفشانی  مبارزات خود را پیش می بردند،  الهام  و پشتگرمی میداد.                
                         +++++
دور نرویم  زمان  حال را با همین ده پانزده سال پیش مقایسه  کنیم. باز مشاهده میکنیم  که در آن سالها  گرچه  از شور و حرارت  مبارزه  در خارج از کشور در مقایسه  با اوایل  به قدرت رسیدن رژیم خود کامه جمهوری اسلامی کاسته شده بود، اما  در تمام کشورها  تظاهرات و حرکتهای  اعتراضی در افشای  جنایات و ستمگریهای رژیم  و دردفاع از کارگران، توده های  زحمتکش، زنان دربند  و زندانیان سیاسی، همچنان بر گزار میشد . وقتی عمال کثیف رژیم به خارج سفر میکردند،  نیروهای  مبارز و آزادیخواه  در جلو سفارت خانه های  رژِیم، تظاهرات افشاگرانه برگزار کرده، فریاد اعتراض حود را به گوش  جهانیان میرساندند . به  عنوان مثال در سفری که خاتمی مزور    در زمان  ریاست جمهوری خود به انگلستان کرد، بیش از هزار تن از  ایرانیان متعلق به گرایش های  مختلف سیاسی علیه اش  دست به تظاهرات پر شور افشاگرانه ای زده و نهایت خشم و تنفر خود را نسبت به وی و کلیت رژِیم خودکامه، آشکار ساختند.  دریغ و درد که این روزها  این شور و حرارت مبارزاتی از بین رفته و در اغلب  موارد،  بی تفاوتی  جای  احساس مسئولیت را گرفته است. مدتهاست سردمداران مرتجع رژیم، این دشمنان  بی امان آزادی یکی پس از  دیگری به این یا  آن کشور اروپائی سفر کرده و به مثابه  مهمان رسمی از جانب  این یا آن دولت امپریالیستی مورد استقبال  قرار میگیرند؛ اما از جانب  ایرانیان مترقی خارج از کشور، به جز  در موارد استثنائی، صدای  اعتراضی  علیه  این  مسافرتها و حضور  سردمداران رژيم در خارج، بلند نمی شود.                                                                                                          
                           +++++
زمان آن رسیده است که باید به این وضع  ناهنجار پایان داده شود. باید فعالیت و تلاش  رزمنده و متشکل  در خارج، جای سکوت مرگبار کنونی را بگیرد. باید فریاد کارگران  و توده های زحمتکش، زنان اسیر و دربند، ملتهای تحت  ستم  و همه آنهائی  که در شرایط بدترین ترور و اختناق در ایران اسیر و دربند مبارزه  میکنند، در خارج از کشور به بهترین وجهی، منعکس  گردد .تردیدی  نداشته باشیم که  از  بی تفاوت بودن و سکوت ما در قبال  مبارزات  خونین توده ها در درون کشور،  تنها و تنها رژیم  جنایتکار  جمهوری اسلامی  سود  میبرد. این رژِیم مکار ضد مردمی از هر تمهید ارتجاعی استفاده  میکند  که  در خارج از کشور صدائی  در دفاع از  زندانیان  سیاسی و مبارزات توده های محروم و زحمتکش، بلند نشود. نیروهای  ترقی خواه در خارج ازکشور و دردرجه نخست  آنهائی که از منافع  کارگران و توده های محروم و زحمتکش  دفاع  می کنند، باید  با تمام  نیرو به مقابله با رژِیم کشتار و اعدام بر خاسته و در منعکس ساختن  فریاد حق  طلبانه توده های بپاخاسته و زندانیان سیاسی، از هیچ  کوششی فرو گذاری نکنند.  باید با همت و بذل  مساعی   نیروها و افرادی که خواهان سرنگونی سلطه ننگین رژِیم جمهوری اسلامی هستند، خارج از کشور به  صحنه مبارزه ای بی امان در دفاع ازپیکار جویان داخل و زندانیان سیاسی مبدل گردد. باید هر  زمان یکی از سردمداران این رژِیم خودکامه پای به خارج مینهد،   در هر کشوری  اقامت دارد، با مشت های  گره  کرده و فریادهای خشمگین  "مرگ بر رژیم کشتار و جنایت  جمهوری اسلامی" " جمهوری اسلامی با هر جناح و دسته نابود باید گردد"  " زندانی سیاسی آزاد باید گردد" مورد پذیرائی قرار گیرد!    در اینکه  چنین مبارزه پیگیر و متحد افشاگرانه درخارج، در پیشبرد مبارزات ضد رژیمی در درون کشور تاثیر گذار میباشد، کوچک ترین تردیدی  نباید بخود راه داد.  فروردین   1395    .
 
برگرفته از: 
ایمیل رسیده
انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام-من بااینکه تمام این نوشته رابا نواقصی که دارد را قبول دارم،توجه نویسنده محترم را به سایت های راه توده وپیک نت جلب کرده تابه داشته های فکری ایشان کمی افزوده شود.قبل ازهمه ازآقای آزادبایدتشکرکردکه تذکرات لازم رافرموده اند.
این حقیرفکرمیکند،جمهوری اسلامی نتیجه واجماع تفکراستعماری غرب باپان ایرانیست های شئونیست فارس درلفافه اسلامی وسوء استفاده ازاعتقادات دینی وعقب ماندگی سوادسیاسی ملل ایران مهندسی شده تابتوانند،سیاست استعماری خودرادرایران ومنطقه باروی کارآوردن خمینی تداوم دهند.متاسفانه رهبران چپ هانیز دراین کاربرای جمهوری اسلامی جزپادویی ولابی گری برای روس کاری نکردند.
مردم عادی رانمیتوان سرزنش کرد،کم سوادی پیروان لیدرهای سیاسی،وپیروان چپ چماقی درسرکوب ها تبدیل گشته ولیدرهای های سیاسی چپ نتوانسته جدایی ازفرهنگ متوهم شئونیسم ایرانی فارسی راهمچون اسلامیان که شعوبیه رادرک کنند،درک نمایند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به امید پیروزی ملت ایران وسرنگونی رژیم جنایتکار وچپاولگر جمهوری اسلامی وتشکیل جمهوری سوسیالیستی ایران.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نوشته خوبي است براي تهيج مردم براى مبارزه، ولي تكرار مكرات به شيوه متفاوت استً، اما نوشتن و تفكر زحمت دارد و انكيزه مبارزه نويسنده را به نوشتن و سخت كوشي وادار ميكند، متاسفانه اين نوشته ها بي تاثير شدند، شايد همه اينها را ميدانند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نوشته مملو از احسا س مسئولیت بالا در برابر مردم ایران مرا بران داشت به چند نکته اشاره کنم. ما مردم ایران قربانی اهداف و عقاید سیاسی دولت روسیه شده ایم. روشنفکران این سرزمین از بنیاد افرادی فریب خورده و سپس فریب کار میشوند. اگر ستار خان زنده بود بدون شک پیش از انکه باغ شاهی را تصرف کند تمام شعبه های استعماری حزب توده را تخته میکرد و بیرق سرخ حزب را واژگون و پرچم مشروطیت را از بام هر خانه ای اویران میکرد.
اگر شاد روان پیشه وری زنده بود باز هم فریاد میزد که ما از ایران سخن نگفتیم و و فریب دولت روس را خوردیم.
اگر پویان حدس میزد چه خواهد شد بجای حمله به سیاهکل سلول های تروریستی حزب توده و فدائی ها را خود به اتش میکشید تا این ننگ تاریخی فدائی را به ارمغان نگذارد. صد ها چپ پس از دیدن شوروی به این نتیجه تلخ رسیدند که به

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای جداری، این را به پانفارسها، به مانقوردهای وطنی بگو! بر سرآنان داد بزن! بگو چرا 38 سال است کاسه گدائی بدست، برای دوام عمر رژیم خونخوار بدنبال آخوند های جنایتکار روانند! این فریاد را بر سر رهبران مضمحل شده سازمان اکثریت سابق بکش! بر سران خرده ریزه های بقایای حزب توده! بر سرمفت خورهای خارج نشین، کسانیکه از رژیم ارتجاعی اسلامی پانفارس دمکراسی گدائی میکنند. بر سر آنان داد بکش که به بهانه کلمه "ایران" و "تمامیت ارضی" خود را مالک جغرافیای موسوم به ایران تصور میکنند! این حرفها را به کسانی بگو که در دست شونیسم فارس به آلت بی خاصیتی بدل شده اند. فریادت را بر سر کسانی بکش که به ملت ات، به زبانت، به فرهنگ ات، به تاریخت، به ایده های انسانی ات ظلم کرده اند، ملت ات را قتل عام کرده اند، زبانت را قدغن کرده اند، تاریخت را نابود کرده اند، به خلقت توهین میکنند. برایت جوک میسازند. فریادت را بر سر کسانی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای جداری, شعار دادن نه زحمت دارد و نه خرج . هی بده. آنهم از اطاقکی در لندن. بزگترین حامیان رژیم ایران همین رفیقهای کومونیست شما, چین, کوبا, روسها, ونزولا, و کره شمالی هستند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقای جداری عزیز متشکرم که با قلم پر قدرت و خلاق از زبان همه مردم ایران حرف میزنی .اما چه باید کرد که وقتی حزب فلان و سازمان فلان به نظام رای میدهند و اهل منبر و محراب مردم را به سخره میگیرند. توجه دارید که این همه مدعی نا متحد از برگزاری یک اعتصاب کوتاهی میکنند. تصور نمی کننید که مردم ما به یک سازمان و یا حزبی نیاز دارند که فارغ از جنگ طبقاتی و دینی به فکر کار و ارامش و اسایش و رفاه مردم و سعادت و نیکبختی انها باشند؟ انچه تا کنون دیده ایم و کشیده ایم نتیجه همان شعارهاو وعده های دروغین سرخ و سیاه و سبز و غیره بوده است . بنظر من این همه سازمانها در عمل جریاناتی ارتجاعی و ضد مردم هستند و بیشتر برای قدرت خود و نه حق و ازادی مردم تلاش میکنند.شاد کام باشید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با کدام نیرو؟ همه که دارن میرن ایران!