پایان "عمر زمینی" یک انسان آزاده!

میخاییل گارباچف، واپسین دبیرکل حزب کمونیست اتحاد شوروی و نخستین و واپسین رییس جمهور این کشور، این فرشته و ناخدای آزادی مردمان اتحاد شوروی پیشین و اروپای شرقی از بند کمونیسم جهانی، امروز و در اطلاعیه ای درگذشت هانس دیتریش گنشر را ضایعه ای برای "جهان آزاد" و "دمکراسی" توصیف کرد.

پایان "عمر زمینی" یک انسان آزاده!
----------------------------------------------
هانس دیتریش گنشر، وزیر خارجۀ جمهوری فدرال آلمان در دوران گذشته ای نه چندان دور از "جهان" رفت!
هانس دیتریش گنشر که برای آزادی جنگید، برای دوباره "یک مردم" شدنِ دو "آلمان" تلاش نمود، پس از سالها مبارزه با مرگ، همانند همیشه، "سازش در زمان لازم" را برای بهتر زیستن پذیرفت و امروز "رفت"!
هانس دیتریش گنشر، به معنای دقیق کلمه یکی از معماران بزرگ برای زدودن "جنگ سرد" میان "شرق و غرب" در جهان بود.
هانس دیتریش گنشر، بشارت دهندۀ "آزادی" به مردمانی از "جمهوری دمکراتیک آلمان" شد که در تابستان سال 1989، برای دست یافتن به "آزادی"، از دیوارهای سفارت "جمهوری فدرال آلمان" در "پراگ"(پایتخت چکسلواکی آن هنگام) بالا رفته بودند و حداقل در محدودۀ سفارت خود را آزاد احساس می کردند.
اندکی پس از این "بشارت" هانس دیتریش گنشر، به گونه ای افسانه ای"دیوار وحشت برلین" فرو ریخت و در پی این فروریزی، نه تنها مردمان "جمهوری دمکراتیک آلمان"، که میلیونها انسان دربند سیستم های کمونیستی در اروپای شرقی به معنای دقیق کلمه آزاد شدند.
میخاییل گارباچف، واپسین دبیرکل حزب کمونیست اتحاد شوروی و نخستین و واپسین رییس جمهور این کشور، این فرشته و ناخدای آزادی مردمان اتحاد شوروی پیشین و اروپای شرقی از بند کمونیسم جهانی، امروز و در اطلاعیه ای درگذشت هانس دیتریش گنشر را ضایعه ای برای "جهان آزاد" و "دمکراسی" توصیف کرد.
هانس دیتریش گنشر، اما "مرگ" خویش را نیز "آزادانه" پذیرفت.
"او"، نه امروز، که بسیار پیشترها می دانست، خواهد"رفت"؛
چون: "همه رفتنی هستند!"
و برپایۀ این باور،"او" امروز "رفت"!

بادا که "معمار بزرگ جهان"، کسی که "او" را ساخت، نگهدارنده و نگهبان "او" باشد!
بدرود هانس!
بدرود آقای وزیر امورخارجه!
سفرت به دیگر جهان های آزاد خوش!

کیانوش رشیدی قادی
نخستین روز از ماه آوریل سال 2016 میلادی
-----------------

در شب وحدت دو آلمان(سوم اکتبر سال 1990)، من نیز در میان میلیونها انسانی بودم که درکنار ساختمان "رایشتاگ" گرد هم آمده بودند. بدینگونه می توانم ادعا کنم که من به همراه "هانس دیتریش گنشر"، وحدت دو آلمان را جشن گرفتم.-کیانوش رشیدی قادی

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای بهمن موحدی ،مطلب نوشته شده در باره گشنر وزیر امور خارجه پیشین آلمان بود نه گورباچف. در ضمن چه دشمنی با محمد رضا شاه فقید داری که بعد از چند دهه هنوز در ذهن و فکرت زندگی میکنه.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای کیانوش توکلی گرامی!
با درود.
در اینکه "بهمن موحدی"، نوشته ها را نمی خواند و "الله بختکی" نظر می دهد، من شکی ندارم.
عمدا برای "بهمن موحدی" نه "آقا"ی آوردم و نه "خانم"!
هرگاه "بهمن موحدی" با عکس روز و چهرۀ خویش نظر گذاشت، آنگاه با انسان "حقیقی" طرفیم. در غیر اینصورت "بهمن موحدی" انسان حقیقی نیست

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقا جمال من تعجب میکنم با این تنفر شما از ایران چرا به زبان پارسی مینویسی ؟ یادمان نرود که سران کرد در زمان رضاشاه خود را به رضا شاه تسلیم کردند و در زمان محمد رضا شاه باز هم سران کرد خادم شاه بودند این رویکرد زمانی اغاز شد که جریانی به نام حزب توده در ایران ریشه سرطانی دواند. اینکه نوشته اید (من کورد متولد شدە در این ایران بیشتر از یک زلزلە در اربیل عراق یا وان کورستان تورکیە متأثر میشوم تا یک زلزلە در کرمان ) این نظر شما متاسفانه برخاسته از همان شعار های حزب توده یعنی ( خلقهای تحت ستم و کشور کثیرالملله) میباشد . اگر ترکی هم مانند شما فکر کند باید از گشتار کردان بوسیله ترکان خوشحال بشود .بله ؟منظورشما این است؟در قاموس چپ نه انسانیتی وجود دارد ونه احساس میهن پرستی و نوع دوستی . روزگارسیاه مردم ایران بدون کوشش چپ وشعار های

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان... اگر قرار باشد ميخائيل گورباچوف كسي كه دستور مستقيم كشتار مردم آذربايجان را صادر كرد به عنوان ناجي و فرشته آزادي مردم شوروي إز بند كمونيسم معرفي شود، فكر مي كنم با همين دليل ، هيتلر بايستي از گورباچوف ( ناجي تَر و فرشته تَر) باشد . بدان جهت هيتلر هم ميخواست مردم شوروي را از بند كمونيسم ازاد بسازد. دولت هاي تك حزبي كمونيستي، رستاخيزي، و حزب اللاهي ، هيچ وقت اصلاح شدني نبوده و قادر به (اصلاح شدن) نمي باشند و در انتها به متلاشي ختم ميشوند. حزب كمونيست شوروي يك عنصر گنديده از درون و فاسد، و پوسيده از بيرون بود. همچون عنصري گنديده اي كه تأثيراتش در حال حاضر در تمام جوامع جمهوري هاي استقلال يافته شوروي سابق هنوز هم ادامه دارد نمي توانست اصلاح بشود. كساني كه فكر مي كنند آقاي (پوتين) ، سرهنگ پليس مخفي شوروي در عرض يك شب، دموكرات شدند، ان هم يك خيالي بيش نيست..
تصویر کیانوش توکلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بهمن موحدی نخوانده، نظر می دهد، اینطور نیست؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در اینجا منظور نه مرگ گورباچف بلکه مرگ گنشر وزیر امور خارجه گذشته آلمان است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
انشالله مرحوم گورباچف در آغاز زندگی آسمانی خود با مرحوم حاج محمد رضا شاه پهلوی محشور شود. خیلی جالب است دست بوسان رضا پهلوی میخواهند از گور باچف خیانتکار یک قدیس بسازند البته مرگ گورباچف بهانه است اینها می خواهند نسبت به چپها عقده گشایی کنند وگاهی اوقات هیستیری ضد چپی شان عود می کند. امروز اکثریت مردم روسیه وکشورهای شرق اروپا معتقدند اتحاد شوروی با تمامی عیب هایش نباید فرو می پاشید وباید اصلاح می شد سطح رفاه مردم نسبت به دوران اتحاد شوروی کاهش یافته است. اتحاد شوروی عیب های زیادی داشت ولی فروپاشی آن فاجعه آفرید یکی از آنها فاجعه ژئوپلوتیک در جمهوریهای اتحاد شوروی بود. امیدوارم همه به راه چپ هدایت شوند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقای گنشر مرتب از وحدت دو المان سخن میگفت و با کوشش فراوان غرب و شوروی را متقاعد کرد که وحدت دو المان خطری برای اروپا ندارد . مخالفان تمامیت ارضی ایران از تجزیه ایران سخن میگویند و جریان چپ از تجزیه ایزان استقبال میکند. مخالفان نظام با صدام همکاری و به ایران حمله میکنند .المان به وحدت و شکوفائی و پذیرش هزاران خارجی شد و ما هنوز در فکر انتقام و تخریب .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
هم میهن گرامی آقای بهنام چنگایی!

با نهایت احترام دیدگاه های شما را خواندم.
خواندن دیدگاه های شما با نهایت احترام دال بر احترام به دیدگاه های شما نیست.
من دیدگاه های خودم را نوشتم و بر این باورم بر طبق موازین آزادی هر کس حق دارد با دیدگاه های من مخالفت و یا موافقت کند.
بعنوان کسی که نزدیک به نیمی از زندگی خویش را صرف دیدگاه ها ی مارکسیستی کردم و "شاهد" دارم در کشورهای کمونیستی از نوع یک و دو زندگی کردم، از شما خواهش می کنم مرا بر پایه و اساس همان دیدگاه های مارکسیستی آزاد بگذارید تا دیدگاه های خود را بیان کنم.
تصویر بهنام چنگائی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب کیانوش رشیدی فادی سلام؛
نوشته اید:
در پی فروریزی دیوار برلین، نه تنها مردمان شرق آلمان که میلیونها انسان دربند سیستم های کمونیستی در اروپای شرقی به معنای دقیق کلمه آزاد شدند.

دوست گرامی من با بخشی از نوشته ی شما موافقم و با عمده ی آن مخالف!
با شما موافقم زیرا: وجود حاکمیت تکحزب کمونیست آلمان شرقی و دیگر احزاب کمونیست ورشو بسود حرکت تاریخ و مردم نبود، و آن احزاب زیر فشار دول آدمخوار امپریالیست غرب هویت واقعی خود را در جدال با سرمایه ی انگل و در حالت دفاعی باختند.

آن احزاب عملا در راستا تحکیم مواضع و منافع حقیر کاست حزبی و بتبع آن علیه مداخله آزاد و مستقیم توده های کارگر بر سیاست و اقتصاد آن و دیگر کشورها چیره شدند و البته در دراز مدت، این احزاب در خود ماندند و گندیدند و همزمان توانستند منشأ سرخوردگی و کناره گیری اراده طبقه ی کارگر و توده از سرنوشت عمومی خویش شوند،