خامنه ای برجام دو را به زباله دان انداخت

در این سخنان معنایی عمیق نهفته است. روحانی نه تنها سخنان پیشین خود در ارتباط با برجام را پس گرفت، بلکه به نزد همگان اعتراف نمود که هر آنچه اجرایی ست که رهبر عالی ساخت حکومتی بگوید و او و دیگران جز شهروندان زیر سلطه چیزی بیش نبوده و نیستند. بازی در مدار بسته قدرت حاکم بر ایران جز این نبوده، نیست و نمی تواند باشد. اگر قصد این باشد که خواست و اراده ای جز خواست و اراده علی خامنه ای اجرائی شود یک راه بیش نماده است و آن براندازی کل ساخت حاکم بوده و میباشد

اصل و اساس ساخت سیاسی جمهوری اسلامی بر روابط سلطه ای بنا شده است که، فقیه بنا بر توجیهات ایدئولوژیک مسلط و مابقی شهروندان اعم از عوام و خواص، حکومتی و غیر حکومتی زیر سلطه تعریف شده اند. اصل روابط قوا و بنیان قدرت در رژیم حاکم بر ایران بر این محور تبیین گشته و می گردد که هر کنش و واکنشی در حوزه سیاست و اجتماع میباید در نهایت در راستای سلطه ولی فقیه بر غیر وقوع یابد. از این جهت در مدار بسته ساخت سیاسی رژیم حاکم تحلیل عینی کنش ها و واکنش ها میباید به گونه ای مورد تحلیل و بررسی قرار داده شوند که قاعده فقیه مسلط / شهروندان زیر سلطه در معادلات سیاسی رسمیت یابد. "علی خامنه ای" رهبر حاکم بر ایران همواره در صدد حفظ و سپس بسط و گسترش همین قاعده فقیه مسلط / شهروندان زیر سلطه عمل نموده است. در چارچوب های ساخت حکومتی هم کاگزاران او نیز قابلیت زیر سلطه بودن خود را بر محور چنین قاعده ای محترم شمرده اند تا باشد که نتیجه معادله روابط قوا در داخل حاکمیت همیشه نتیجه ای جز آنچه تا کنون در بر نداشته است نداشته باشد. پیام نوروزی "حسن روحانی" و مقصد انتهائی آن در این راستا بسیار قابل فهم می باشد.

اول: "حسن روحانی" در پیام نوروزی خود از "برجام دو" برای فضای داخلی کشور در حوزه سیاست سخن به میان آورد. او گفت:

«ملت ما با همدلی برجام را به فرجام مطلوب رساند، زنجیرهای تحریم را پاره کرد و زمینه را برای فعالیت در زمینه‌های اقتصادی مهیا نمود. تحریم‌های بانکی، مالی، پولی، نفتی، پتروشیمی، بیمه، حمل و نقل و همه تحریم‌های هسته‌ای برداشته شد و شرایط برای فعالیت اقتصادی مردم ما آماده‌ تر شد . . . آنچه برای همه ملت ما مهم است اشتغال پایدار است و این کار در سال آینده با برجام دو ان‌ شاء الله شروع خواهد شد. گرچه ملت بزرگ ما که همیشه پیشگام بودند، برجام دو را در هفت اسفند اسفند سال گذشته کلیـد زدند. برجام دو همان اقدام مشترک ملی در داخل کشور است که با وحدت، آشتی و با همدلی شروع خواهد شد؛ برجامی که قبل از اقتصاد از اخلاق آغاز می‌شود»

با این بیان حسن روحانی آنچه در حوزه سیاسی ایران حاصل آمد کنش ها و واکنش های متضاد بود. اصلاح طلبان بر طبق وحدت رویه سال های اخیر خود خلف وعده ننموده و در فضای رسانه ای در دفاع و تمجید از حسن روحانی کم نگذاشتند. اما آنچه در اولین گام تحلیلی در خور تامل است اینکه، آیا بواقع روحانی در صدد ایجاد برجام دو و گشودن فضای سیاسی در داخل بوده و می باشد؟؟؟

*تجربه گویای این مهم است که حسن روحانی همچون بچه کوچک بازی گوشی است که در کوچه زنگ منزل همسایگان را با فشار دادن به صدا در آورده و پا به فرار می گذارد. بارها و بارها پیرامون معضلات مختلف سخنانی را در جمع های عمومی طرح نموده اما طرح های مطروحه در حد و اندازه تیتر باقی مانده و مورد پیگیری قرار نگرفته اند. اعتراض او به اصل قانونی نظارت استصوابی از این دست مسائل بوده است. در صورتی که چنانچه اگر رئیس جمهور مصمم به حذف نظارت استصوابی از قامت قوانین موضوعه جمهوری اسلامی میبود میتوانست در مقام رئیس دولت لایحه ای در جهت حذف نظارت استصوابی تقدیم مجلس و موضوع را پی بگیرد. اعتراض او به نظارت استصوابی در حد همان سخن بر زمین ماند. "حسن روحانی " همچنین در یکم بهمن ماه نود و چهار در اعتراض به شورای نگهبان عنوان داشت:

« اسم مجلس خانه ملت است، نه خانه یک جناح. اگر قرار است یک جناح در انتخابات حضور داشته باشد و یک جناح نه، دیگر به چه دلیل انتخابات برگزار می‌کنیم؟»

اما این بیان رحانی هم مستثنی از بیانات قبل نبود و فقط همچون صوتی از اصوات ما قبل در گوش ها ثبت و ضبط شد. حسن روحانی هرگز در صدد شکستن رد صلاحیت ها و برگزاری انتخابات آزاد بر نیامد. در این راستا داستان غم انگیز "اشرفی اصفهانی" از زبان "عبد الواحد موسوی لاری" بسی شنیدنی ست. موسوی لاری در بیست و چهارم بهمن ماه نود و چهار گفته بود:

«آقای اشرفی اصفهانی که در مصاحبه ای گفته بود که آقای روحانی می‌خواهد پیش رهبری برود و برای رد صلاحیت‌ها درخواست حکم حکومتی کند؛ هنگامی که آقای اشرفی اصفهانی آمد آن حرف را زد که ایشان باید برود حکم حکومتی از رهبری بگیرد. من از آقای اشرفی پرسیدم که داستان چیست؟

اشرفی اصفهانی گفت: آقای روحانی از این حرف من آنچنان ناراحت شد و آنچنان دادی در جلسه سر من کشید و گفت: «مگر ما وکیل این همه رد صلاحیت شده هستیم، هر کس مشکلی دارد خودش برود با شورای نگهبان حل کند. چرا من باید برای یک عده که معلوم نیست بعداً قرار است چکاری انجام دهند، کلیت دولت را هزینه کنم. شما هم بروید این حرفتان را پس بگیرید. من برای هسته‌ای و فشاری که تحمل کردم، نرفته‌ام حکم حکومتی بگیرم یا کارهای دیگری انجام دهم»

اگر چنانچه نقل قول موسوی لاری از قوت صحت برخوردار باشد که احتمال می رود چنین باشد حسن روحانی نیتی برابر قول خود در انظار عمومی نداشته و قصد و نیتش بر پایه و مقصدی دیگر بوده و می باشد. 

دوم: "برجام" مصطلحی بوده است که از تسلیمنامه هسته ای در وین پدیدار گشته و چندی ست داخل در ادبیات سیاسی ایران شده است. رژیم و بالاخص اصلاح طلبان را قصد بر این بوده تا با وارونه نگاری ها بر اذهان تحمیل نمایند که برجام یا تسلیمنامه هسته ای گامی مثبت و مأثر در سیاست خارجی و مقدمه گشایش در سیاست داخلی بوده است. در مورد این وارونه نمایی در چندین مقاله و مصاحبه های رادیویی و تلویزیونی مفصل به بحث نشسته ام. اما چهره برجسته امضای برجام وزیر امور خارجه حسن روحانی یعنی، محمد جواد ظریف" بوده است. اگر قرار بر این بوده باشد که بنا بر برجام دو در داخل بوده باشد ابتدا می باید به یک اصل توجه عمیق روا داشت و آن اینکه، چهره برجسته برجام یا تسلیمنامه هسته ای خود بن مایه های گشایش سیاسی در فضای اندرونی کشور را دارا می باشد یا خیر؟؟؟ 

*"محمد جواد ظریف" اخیرا در بیست و پنجم اسفند ماه در نشست خبری با وزیر امور خارجه استرالیا به کتمان و قلب وقایع تأسف بار در ایران پرداخته است. او گفته بود:

«ایران تنها کشور در منطقه است که در آن انتخابات برگزار می شود و مردم می توانند خشم خود را به جای خشونت و درگیری پای صندوق های رای بروز دهند»

بی شک بر کسی پوشیده نیست که با رد صلاحیت های گسترده در دو انتخابات اخیر مجلس شورا و خبرگان رهبری ادعای ظریف مبنی بر برگزاری انتخابات آزاد در ایران طنزی بیش نبوده و نیست.

ظریف در مصاحبه با شبکه خبری "ای. بی. سی" در مورد سیل فزاینده مهاجران ایرانی به کشورهای اروپایی، امریکا و ترکیه عنوان کرده است:

«ما این افراد را از ایران بیرون نکرده‌ایم. ین افراد فریب تبلیغاتی را خورده‌اند که درآن اعلام شده که اگر مدعی شوند که قربانی نقض حقوق بشر در ایران هستند، ازآنها استقبال می‌شود، اما آن‌ها قربانی نقض حقوق بشر نیستند»

بگذریم از اینکه برخی از مهاجران همچون نگارنده این مقال به جهت صدور احکام زندان به جهات عقیدتی و سیاسی جلای وطن نموده اند اما ظریف به عمد پنهان داشته است که در فقدان حقوق شهروندی و معیشت ناخوشایند و تبعیضات فوق تصور که رژیم حاکم عامل آن بوده است تارک الوطن شده و می شوند. او پیرامون رد صلاحیت های گسترده اخیر در انتخابات های دوگانه به خبرنگار "ای. بی. سی" گفت:

«مردم ایران در انتخابات گزینه‌های کافی دارند که بتوان آن را یک انتخابات رقابتی دانست و در این انتخابات به کاندیداهایی که دوست داشتند رأی دادند»

 

* پیش از این نیز وزیر امور خارجه حسن روحانی مدعی شده بود در ایران زندانی سیاسی، عقیدتی و حقوق بشری نداشته و نداریم. سخنان مورخ نهم اردیبهشت ماه سال نود و چهار او با شبکه خبری "ان. بی. سی" اعتراض بسیاری از فعالان سیاسی و روزنامه نگاران را برانگیخته بود. همان زمان در مقاله ای تحت عنوان "دروغ انگلیسی ظریف با حمایت اصلاح طلبان" به تحلیل و بررسی کذب او پرداختم. او گفته بود:

«کسانی که مرتکب جرم شوند و قانون کشور را نقض کنند، نمی‌توانند پشت این‌‌که روزنامه‌نگار یا فعال سیاسی هستند، پنهان شوند. مردم باید به قانون احترام بگذارند . . . ما باید اجازه دهیم که روند قضایی در ایران طی شود و من معتقدم که در پایان بهترین نتیجه به دست خواهد آمد . . . ما کسى را به خاطر عقیده اش به زندان نمی اندازیم»

سوم: چنانچه بنا بر این بنهیم که حسن روحانی و تیمش قرار بر این داشته و دارند تا با طرح مبحث "برجام دو" فضای سیاسی داخل کشور را بگشایند پس ابتدا به عنوان مقدمه واجب امری واجب میباید به کاستی ها و مواردی که به عنوان انسداد سیاسی در کشور موجود است گردن نهاده و بر آن اقرار و اعتراف نمایند. چرا که تا ابتدا آدمی به نواقص معرفت نداشته و معترف نبوده باشد نتوانسته و نمی تواند در جهت ترمیم و اصلاح معایب گام بردارد. با این ادله گویی حسن روحانی و تیمش با طرح صوری و مقطعی برخی کاستی ها فقط و فقط سعی بر آن داشته و دارند تا با ایجاد هیجانات کاذب امیدی کاذب را در دل بخشی از بدنه اجتماعی که اصلاح طلبان میباشند تزریق نمایند. تزریق چنین امید کاذبی سرعت این بخش از بدنه اجتماعی را در تصمیم و اجرای تحولات اجتماعی گرفته می گیرد. با این ترفند روحانی و تیم همراهش قاعده فقیه مسلط / شهروند زیر سلطه را در مدار بسته به نحو احسن برقرار کرده و میکنند.

چهارم: اما "علی خامنه ای" که در معادله روابط قوا نقش مسلط را داشته و دارد بلا درنگ پس از طرح برجام دو خطاب به حسن روحانی متذکر شد:

«حرفشان این است. بنابراین در قضیه‌ هسته‌ای توافق شد و اسم این را گذاشتیم برجام؛ برجام دیگری در قضایای منطقه، برجام دیگری در قضایای قانون اساسی کشور؛ برجام دو وسه و چهار و الی‌غیر ذلک بایستی به ‌وجود بیاید تا ما بتوانیم راحت زندگی کنیم. این منطقی است که سعی میکنند این منطق را در بین نخبگان جامعه و از سوی نخبگان جامعه به افکار عمومی جامعه منتقل کنند. معنای این حرف چیست؟ معنای این حرف این است که جمهوری اسلامی از مسائل اساسی‌ ای که به حکم اسلام و به حکم برجستگی‌ های نظام جمهوری اسلامی پایبند به آنها است، صرفِ‌ نظر کند . . . در همین توافقی هم که ما با آمریکایی‌ها در قضیه‌ پنج بعلاوه‌ یک و مسئله‌ هسته‌ای کردیم، آمریکایی‌ها به آنچه وعده داده بودند عمل نکردند و کاری را که باید میکردند انجام ندادند. بله، به تعبیر وزیر خارجه‌ی محترم ما، روی کاغذ کارهایی را انجام دادند امّا از راه‌های انحرافی متعدّد، جلوی تحقّق مقاصد جمهوری اسلامی را گرفتند. شما نگاه کنید امروز در سرتاسر کشورهای غربی و کسانی که تحت تأثیر آنها هستند، همچنان معاملات بانکی ما دچار مشکل است، بازگرداندن ثروتهای ما در بانک‌های آنها دچار مشکل است، معاملات گوناگون تجاری ‌ای که احتیاج به دخالت بانک‌ها دارد دچار مشکل است؛ وقتی دنبال میکنیم، تحقیق میکنیم و میگوییم چرا این‌ جور است، معلوم میشود از آمریکایی‌ها میترسند»

علی خامنه ای بی هیچ پرده پوشی، بالفور و بی پرده تمامی مدعیات حسن روحانی را در هم پیچیده، مچاله کرده و در زباله دان سیاسی رژیم انداخت. او حتی خط بطلانی بر ادعاهای اقتصادی و نتایج برجام هسته ای حسن روحانی هم کشید. در پی حمله بی امان علی خامنه ای، یارانش نیز به حسن روحانی تاختند. این تاختن ها شاید تند تر و شدید تر از تاختن خامنه ای به روحانی بود. "حجه الاسلام ذوالنور" نماینده قم حسن روحانی و طرح کنندگان برجام دو را برانداز خواند. این خود نشان از تهدیدی جدی داشته و دارد. یعنی از این پس هیچ کس وهرگز حق آن ندارد تا به برجام دو اندیشیده و آن را بر زبان جاری نماید. او گفته بود:

«اگر دشمن امروز برجام دو را مطرح می‌کند از همین نگاه سودجویانه نشات می‌گیرد و به دنبال طرح دراز مدت براندازی، تغییر و استحاله جمهوری اسلامی ایران است اما طرح چنین مسئله‌ای از سوی برخی افراد در داخل جای تامل دارد . . . معتقدم کسانی که از لفظ برجام برای مسائل داخلی استفاده می‌کنند یا با طرح درازمدت دشمن همراه هستند، یا جهل به موضوع و واقعیت‌ها دارند و یا قصدشان القای پیروزی کاذب و فریب مردم است»

 

پنجم: و اما پرده آخر بازی در قاعده قدرت همانگونه که می باید از آب در می آمد در آمد. نوزدهم فروردین ماه اخیر حسن روحانی آب پاکی را بر دست و اذهان اصلاح طلبان ریخت و با فصل الخطاب خواندن رهبر جمهوری اسلامی گفت:

«تضعیف رهبری تضعیف همه ما است. با صراحت اعلام می‌کنم که رهبری، رهبر همه ماست. طبق معیارهای شرعی، قانونی و ملی، دولت به طور کامل از رهنمودهای رهبری تبعیت می‌کند و هر زمانی که دستور بدهند، عیناً درصدد تحقق آن خواهیم بود. عظمت رهبری عظمت همه ما، عظمت نظام و کشور است و تضعیف ایشان، تضعیف همه ما، کشور و نظام است»

در این سخنان معنایی عمیق نهفته است. روحانی نه تنها سخنان پیشین خود در ارتباط با برجام را پس گرفت، بلکه به نزد همگان اعتراف نمود که هر آنچه اجرایی ست که رهبر عالی ساخت حکومتی بگوید و او و دیگران جز شهروندان زیر سلطه چیزی بیش نبوده و نیستند. بازی در مدار بسته قدرت حاکم بر ایران جز این نبوده، نیست و نمی تواند باشد. اگر قصد این باشد که خواست و اراده ای جز خواست و اراده علی خامنه ای اجرائی شود یک راه بیش نماده است و آن براندازی کل ساخت حاکم بوده و میباشد.

انتشار از: