تحریم یا عدم تحریم انتخابات!

اید پرسید با این همه مجالس و محافل قلابی سانسورچی و باز دارنده، آیا می توان انتظار داشت رای هائی که در این یا آن انتخابات کذائی به صندوقها ریخته میشود، در بهبود اوضاع اقتصادی کشور وکاستن از دامنه استبداد و زورگوئی رژیم، کوچک ترین تاثیری داشته باشد؟

 

  تحریم یا عدم تحریم انتخابات!

کدام انتخابات؟

حسن جداری

 

 رژیمی خودکامه و ارتجاعی در ایران حاکم است که در مطلق العنانی و دشمنی با آزادی و حقوق انسانی، در دنیا کمتر نظیر و تالی دارد.  سی و هفت سال تمام است این رژیم ضد مردمی در نهایت وحشیگری اصول و موازین آزادی و دموکراسی را  زیر پا لگدکوب ساخته و  به خاطر حفظ سلطه ننگین خود، خون ده ها هزار تن از مبارزین و آزادیخواهان را به زمین ریخته است . ازهمان روز نخست که این رژیم آزادیکش در غیاب  یک  سازمان انقلابی قدرتمند مدافع منافع  زحمتکشان، قدرت سیاسی را از آن خود ساخت تا به امروز، همواره در ایران  نوعی از انتخابات وجود داشته و تا روزی که طوفان خشم  توده های اسیر و دربند  طومار عمرننگین این رژیم زور و قلدری رادر هم  نه پیچیده است،  باز هم  نوعی ازانتخابات وجود خواهد داشت. اما علیرغم همه این  مضحکه بازیهای تکراری و تهوع آور انتخاباتی، در این مدت طولانی نه تنها کوچک ترین تغییری درماهیت  ارتجاعی  و سرکوبگرانه رژیم  رخ نداده، بلکه با گذشت زمان بر ابعاد استبداد و بیدادگریهای آن همچنان افزوده شده است.                                                                                                  

                            ++++++

هر وقت در ایران  اسیر و دربند در سی وهفت سال گذشته، انتخاباتی فرمایشی در کار بوده،  عناصر سازشکار  و فرصت طلب  به جنب و جوش افتاده، هیاهوی انتخاباتی راه انداخته، مطالبی عوام فریبانه و بی سر و ته در سایت ها و نشریات مختلف منتشر ساخته و با توسل به انواع فریبکاریها و دروغ پردازیها، فواید و مزایای شرکت در انتخابات رژِیم را متذکر شده اند. همواره ساده لوحانی هم وجود داشته اند که  فریب این شیادان حرفه ای را خورده ودر این یا آن کمدی انتخاباتی - انتخاباتی که  صد البته مورد تایید کامل  ولی فقیه و دیگر سردمداران آزادیکش رژیم  بوده است،- شرکت جسته اند. اما  این رای دادن ها، نه وضع ناهنجار اقتصادی را اندکی بهبود بخشیده  و نه ذره ای از حدت  و شدت استبداد و زورگوئی رژیم، کاسته است. بر عکس ،شرکت در انتخابات قلابی، سبب آن شده است که در محافل بین المللی برای  رژیم جنایت کار جمهوری اسلامی، مشروعیتی به وجود آمده و  در افکار جهانی چنین  تصوری ایجاد گردد که  در ایران نیز نظیر کشور های سرمایه داری غرب، نمایندگان مجلس،  روسای جمهور و دیگر دست اندر کاران رژیم از طریق  انتخابات، به مشاغل و مقام های خود برگزیده میشوند. در داخل  کشور نیز اینهمه  تبلیغ در جهت شرکت در مضحکه انتخاباتی رژیم، در بین اقشاری از توده ها ی ستمدیده ، این توهم را ایجاد  میکند که شرکت در انتخابات به منظور تغییر مهره ها، شاید سبب اندک گشایشی  در کارها گردیده و بار سنگین زندگی را تا حدی سبک ترسازد.                                                               

                         ++++++

درکشوری که سال هاست درآن استبداد قرون وسطائی حاکم است و کوچکترین امکان برای تحزب و ابراز نظر و عقیده آزاد وجود ندارد، در سرزمین  استبداد زده ای که در آن، حزب و سازمان انقلابی و فراگیری که  درمسائل سیاسی رهنمون و آموزگار توده ها باشد، نمی تواند وجود داشته باشد، توده ها که از فشار زندگی  و فقر و فلاکت و بی خانمانی به ستوه آمده اند، به آسانی میتوانند تحت تاثیر تبلیغات رژیم ودارودسته های سازشکار قرار گرفته و فریب دغل کاریها و دروغ پردازیهای این دشمنان بی امان آزادی را بخورند. لازم به تذکر است که در کشورهای سرمایه داری غرب نیز که سیستم  پارلمانتاریستی در آن ها از مدتها پیش استقرار یافته، انتخابات پارلمانی، ظاهر سازی و فریبی بیش نیست.  برای نمونه در کشوری مثل انگلستان که اولین کشور صنعتی در جهان است، سیستم پارلمانی، تاریخ وعمری بس طولانی دارد. پارلمانتاریسم را طبقه سرمایه دار حاکم در انگلستان برای آن بر گزیده است  که از این طریق  آسانتر  می تواند سلطه  طبقاتی  خود را حفظ کرده و جلو  حرکتهای انقلابی احتمالی کارگران را بگیرد. بورژوازی در انگلسان در همان قرن نوزدهم قادر شد با در آمد سرشاری که از مستعمرات عایدش میشد،  با دادن رشوه، بسیاری از رهبران اتحادیه های کارگری را خریده و آنها را مطیع و دست نشانده خود سازد.  بدین وسیله  بورژوازی انگلیس توانست بدست این  نوکران زرخرید خود، در صفوف پرولتاریا تخم توهم و سازشکاری کاشته، آنها را به مراحم و الطاف  خود امیدوار سازد. مارکس  وقتی از اشرافیت کارگری حرف میزد، منظورش همان رهبران سازشکار اتحادیه های  کارگری بود. در انگلستان در حال حاضر، هر چهار یا پنج سال یک بار انتخابات برای تعیین نمایندگان  پارلمان برگزار میگردد.  نخست وزیر هم با رای این نمایندگان برگزیده میشود. کاندید هائی  که از طریق  رای عمومی به نمایندگی پارلمان انتخاب میشوند، همه بدون استثنا متعلق  به چند حزب  مدافع  نظام سرمایه داری می باشند. کارگران و زحمتکشان نیز راهی جز این ندارند که به کاندید های همین چند حزب رای بدهند.  اگر درکشورهای سرمایه داری دموکراتیک نظیر انگلستان، فرانسه و سوئد،  انتخابات  تنها  و تنها به منافع بورژوازی حاکم خدمت میکند و شرکت " آزاد" عمومی در انتخابات، وسیله ای برای پوشاندن ماهیت  دیکتاتوری سرمایه داران حاکم میباشد، در کشوری نظیر ایران که استبداد و مطلق العنانی کامل در آن حاکم است، طبیعته در شعبده بازی های  انتخاباتی  اصول  دموکراتیک صوری هم که در کشور های  غربی در این موارد رعایت میشود،  محلی از اعراب  ندارد. درایران، شهروندان بدون حقوق شهروندی، تنها این حق را دارا میباشند که  به کاندیداهائی که  سردمداران  رژیم تعیین میکنند، رای بدهند! در راس سردمداران آزادیکش و مستبد رژیم هم مقام اولویت و برتری از آن  ولی فقیه غیر انتخابی  قرار دارد که  تمام کاندید های انتخاباتی که البته به وابستگی شان به رژیم جمهوری اسلامی کمترین  تردیدی وحود ندارد، باید از غربال تشخیص و خواست وی بگذرند. "ولی فقیه" یک آخوند بیسواد و خودکامه ای است  که در انتخاب  او به رتبه  فقاهت و امامت و الوهیت، مردم کوچک ترین سهمی نداشته  و مقام  وی را ظاهرا امام زمان به وی اعطا کرده است!  خامنه قلدر و خودکامه،  فرمانروای مطلق العنان مسلمین و همه کاره کشور است و چون مقامش جنبه زمینی ندارد،مردم  کوچه و بازار حق کوچک ترین اعتراضی به عملکرد این حقه باز حرفه ندارند! هرچه این دیکتاتور خودکامه بگوید کلام خداست که بر زبان این شیخ ریا کارجاری میشود و بر مسلمانان لازم و واجب است که  بدون چون و چرا اوامر وی را اطاعت کنند! هرگونه سرپیچی از فرامین و دستورات خامنه ای گناهی نا بخشودنی شمرده شده و عقوبت و زندان و شکنجه، در پی خواهد داشت. راستی چنین استبداد و خودکامگی، این چنین مردم فریبی و دوز و کلکی، در کدام کشور دنیا بجز ایران استبداد زده پیدا میشود؟ 

                         ++++++

گوئی برای سرکوب " قانونی" مقاومت و مبارزه  توده های  بپا خاسته، مقام تحمیلی ولی فقیه  آزادیکش  کافی نبود  که "مجلس خبرگانی" هم به آن اضافه شده است. این  "مجلس خبرگان" کذائی  با این اعضای  پوسیده  مغز و مفتخوارش، بازگو کننده  ابعاد گسترده ستمدیدگی و   فلاکتی است که   توده های بی پناه، اسیر وگرفتارش می باشند. چرا باید مقدرات هشتاد میلیون ایرانی اسیر و دربند، در دست مجلسی قلابی و فرمایشی  باشد که تار و پود پوسیده انرا مشتی آخوند آزادیکش که بدترین تاریک اندیشی  قرون وسطائی را نمایندگی میکنند، تشکیل میدهد؟ آخوندهای تبه کاری که بنام  افراد "خبره"  در مجلس خبرگان کذائی نشسته اند، تنها در جنایت و آدمکشی و دزدی و چپاول و تهی مغزی و جهالت، خبره و متخصص می باشند. بسیاری از این شیادان حرفه ای، درطول سالها، فتوی و حکم اعدام هزاران تن از  مبارزین و آزادیخواهان را صادر کرده،درکشتار انسانهای آزاده و عصیان طلب فعالانه شرکت جسته و دستشان تا مرفق به خون جوانان پیکار جوی از جان گذشته، آغشته است. اگر روزی  در سطح وسیعی دادگاهی  راستین برای رسیدگی به پرونده های قطور جنایات و آدمکشی های سردمداران  رژیم تشکیل گردد، این یک مشت آخوند مفتخوری که در "مجلس خبرگان" جا خوش کرده اند و به برکت حاکمیت پوشالی  رژیمی ارتجاعی، میلیاردها دارائی و ثروت اندوخته اند، به مثابه جنایتکاران وحشی صفت حرفه ای، به افکار جهانی معرفی خواهند شد.                                            

                              ++++++

 ظاهرا مقام  جنایت کارانه ولی فقیه و مجلس قلابی  "خبرگان" به منظور جلوگیری از آزادی بیان و عقیده و انتخابات آزاد کافی نبود که سردمداران حقه باز رژیم،  تمهیدی دیگر  اندیشیده و  محفل ارتجاعی مسخره دیگری  به نام" شورای نگهبان" را نیز علم کرده اند."  این محفل توطئه گری و سرکوب و استبداد، دارای دوازده عضو می باشد.  از این دوازده عضو،  6 تن توسط ولی فقیه عزل و نصب میگردند  و 6 تن دیگر نیز از بین  پر و پا قرص ترین حزب الهی های  معتقد به اصل ولایت فقیه بر گزیده میشوند . بدون  تائید و تصویب این  دار و دسته ارتجاعی گوش  به فرمان " امام"، هیچ قانونی در کشور  قابل اجرا نبوده و هیچ  انتخاباتی جنبه  قانونی پیدا نمی کند.  در کناراین  مجالس و بنیادهای قرون وسطائی و ضد مردمی رژیم ساخته و پرداخته که همه ساله مبالغ  گزافی از بودجه کشور را می بلعند،  "مجمع  تشخیص  مصلحت نظام" نیز  از زمان تاسیسش در سال  1366، با  ده هاعضوکه همه از سردمدارن رژیم کشتار و جنایت  میباشند و در راس آن ها  تا همین اواخر رفسنجانی معلوم الحال قرار داشت،کار تحکیم پایه های  استبداد دینی را در ایران اسیر و دربند، به عهده دارد.                                            

                 ++++++

باید پرسید  با این همه مجالس و محافل قلابی سانسورچی و باز دارنده،  آیا می توان انتظار داشت رای هائی که در این یا آن انتخابات کذائی به صندوقها ریخته میشود، در بهبود اوضاع اقتصادی کشور وکاستن از دامنه استبداد و زورگوئی رژیم، کوچک ترین تاثیری داشته باشد؟ با اینهمه سد و مانع بر سر راه آزادی بیان وانتخابات؛ با اینهمه دستگاه های استبداد و مطلق العنانی،  با وجود نظامی قرون وسطائی و ضد زن،  با وجود ترور و اختناق حاکم در کشور،  شکنجه  زندانیان سیاسی، اعدام های بیشمار، آیا  کوچک ترین امکانی وجود دارد که در ایران تحت سلطه رژیم جمهوری اسلامی،  انتخابا ت آزادی برگزار گردد؟ آیا رژیم خودکامه ای  که  در ترس و وحشت دائم ازتشدید مبارزات توده های زحمتکش زندگی میکند، حتی  به  یک تن از مخالفین و اپوزیسیون حقیقی،  اجازه میدهد  که به  نمایندگی مجلس شورای اسلامی یا دیگر ارگانهای  پوشالی موجود در کشور، انتخاب گردد؟ این یک  واقعیت است که در طول 37 سال گذشته، در مجلس شورای اسلامی  حتی  یک  نماینده ترقی خواه  مخالف  رژیم، فردی که به طریقی از طرق  وابسته به دستگاه حکومتی نبوده باشد، وجود نداشته است. در کشوری که خودکامگی و استبداد قرون وسطائی در آن حاکم است، کلیه "نمایندگان" در محلس شورای اسلامی و دیگر محافل و مجالس فرمایشی موجود در کشور، همه بدون استثنا از بین  معتقدین به رژیم و مدافعین پر و پا قرص نظام ارتجاعی جمهوری اسلامی، دست چین  میشوند.  در تمام شعبده بازیهای انتخاباتی در طول 37 سال گذشته، تقلب و انداختن آرای قلابی در صندوق ها، همواره متداول بوده است. در همین مجلس قلابی اسلامی، در بین صدها "نماینده" مرد، تنها چند زن حزب الهی دست چین شده  وجود دارند که بعلت وابستگی کامل به رژیم ضد زن، خود بدترین دشمنان آزادی زن میباشند! در واقع امر، در ایران اسیر در چنگال خودکامگی و قوانین قرون وسطائی، برگزاری انتخابات، چیزی جز ظاهر سازی  و فریبکاری نیست.  رژیم جمهوری اسلامی، رژیم خودکامه آزادیکشی است  که آزادی بیان و عقیده را بهیچ وجه تحمل نمیکند وتنها و تنها از طریق اعمال قهر ضد انقلابی،  قادر به ادامه  حکومت میباشد .

                         ++++++

با اینهمه مانع و رادعی که  بر سر راه  انتخابات آزاد در ایران وجود دارد؛ با این استبداد و اختناق قرون وسطائی، هنوز کسانی در این کشور بلا دیده ، پیدا میشوند که  شرکت در انتخابات کذائی ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و دیگر نهادهای ضد مردمی  رژیم را  با هزار ترفند و فریبکاری، تبلیغ و تشویق کرده و در اظهار نظرهای زهر آگین و نوشته های سخیف خود ، از مزایای شرکت عمومی در "انتخابات" رژیم آزادیکش و مدح و ثنای  این یا آن مهره رژِیم، صحبت به میان می آورند. این عناصر و  نهاد های سیاسی سازشکار، چند ماه مانده به هرانتخاباتی، به مثابه حامیان این یا آن بخش رژیم، وارد معرکه شده،  با سرهم کردن اراجیفی،  از مردم ستمدیده  که قربانیان  فریبکاریهای  بی حد و حصر  سردمداران  رژیم میباشند، با اصرار و ابرام میخواهند که در رای دادن شرکت کرده و با انداختن رای خود در صندوق های انتخاباتی، به انتخاب کاندیدهای خواهان اصلاحات و بهبود اوضاع آشفته اقتصادی و اجتماعی، یاری رسانند! یک روز آنها مردم رابه انتخاب کردن رفسنجانی "اصلاح طلب" دعوت میکنند. روز دیگر برای فریب توده ها در زمینه نیات "اصلاح طلبانه" خاتمی مزور، داد سخن میدهند و باز؛ روز دیگری، توده ها را به نیات  "صادقانه" احمدی نژاد مرتجع، امید وار میسازند. انتخابات پشت سر هم می آیند ، رئیس جمهورها عوض میشوند، اما  نه  بهبودی در  زندگی اقتصادی دردناک توده های محروم و زحمتکش به وجود می آید و نه ماهیت سرکوبگرانه رژیم استبدادی، اندکی تغییر پیدا میکند. هر روز بر دامنه ترور و اختناق؛  فقر و فلاکت و بیخانمانی عمومی افزوده شده و بر ابعاد غارتگری ها و دزدیهای سردمداران رژیم، اعم از "اصلاح طلب" و "اصول گرا" افزوده میشود. این خیل "دلباخته" سازشکاران، این  مبلغین و مشوقین  شرکت توده ها در مضحکه انتخاباتی رژیم،  خود نیز بخوبی  می دانند که انتخاب این یا آن مهره ،این یا آن کاندید وابسته به رژیم، کوچکترین تغییری در وضع فلاکت بار زندگی عمومی جامعه ایجاد نکرده و توده های محروم و زحمتکش  رااز چنگ زورگوئی ها و غارتگریهای رژیم ضد مردمی آزاد نمیسازد. چیزی که آنها را  بر آن میدارد که با توسل  به آشکارترین دروغها، توده ها را به بهبود اوضاع کشور از طریق شرکت در انتخابات فرمایشی رژیم، امیدوار سازند، این واقعیت است که این عناصر سازشکار در اغلب موارد به نحوی از انحا وابستگی هائی به رژِیم ارتجاعی حاکم دارند و سود  خود را در آن می بینند که  با دعوت توده ها به شرکت در انتخابات فرمایشی و گرم کردن بازار انتخابات قلابی، عمررژیم ارتجاعی راتا حدی که امکان دارد، طولانی ترسازند! اینها لابی ها و حامیان رژیمند که در نشریات و سایت های مختلف و هر زمان فرصتی به دست می آورند،  سیاست های بغایت ارتجاعی رژیم را توجیه کرده و  توده ها را از دست زدن به اقدامات انقلابی  به منظور سرنگون ساختن سلطه  ننگین رژیم، بر حذر میدارند. منافع و خواستهای این دار و دسته های سازشکار با  بقای  رژیم،  گره خورده  است. اما منافع  توده های محروم و ستمدیده  که سالهاست در چنگال فقر و فلاکت و بیخانمانی دست و پا میزنند، در نابودی  سلطه مرگبار این رژیم خودکامه و استثمارگر می باشد. راه رهائی از  فقر و بیکاری و گرسنگی و فساد و انواع تیره روزیها نه  شرکت در انتخابات برای  مجلس ارتجاعی اسلامی،  ریاست جمهوری یا دیگر ارگانهای سرکوبگر، بلکه  در سرنگونی  رژیم جمهوری اسلامی  باتمام جناح های آن، توسط توده های محروم و زحمتکش است.

                              حسن جداری      دیماه 1394     

برگرفته از: 
ایمیل رسیده
انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در مقاله " تحریم یا عدم تحریم انتخابات" در گفتگو در باره" مجمع تشخیص مصلحت نظام" در نهایت تاسف اشتباهی رخ داده است که بدین وسیله تصحیح میگردد.. از زمان تاسیس این شورا در سال 1366 به دستور خمینی تا کنون، ریاست آن به عهده رفسنجانی بوده است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
درود بر شما آقای جداری ، تشکرمیکنم از مقاله روشنگرانه وزیبای شما که به درستی ماهیت مضحک نمایش انتخاباتی رژیم را توضیح دادید وهمچنین شامورتی بازی سران آن وباندهای طرافدار رژیم در داخل وخارج کشور که موذیانه توده ها را به رفتن پای صندوق های رای نفرت انگیزشان تشویق میکنند اما کور خوانده اند، وهمچنین شما به درستی ماهیت دیکتاتوری سرمایه داران در غرب راتوضیح دادید،ودرستی تز مارکس درمورد اشرافییت کارگری،درهمین آمریکا شرکت های اسلحه سازی در سیاست نفوذ بسیاری دارندوما به عینه دیکتاتوری سرمایه داران را می بینیم، اما خودمانیم آقای جداری چون مامردم ایران سالیان سال درزیرسلطه چکمه ونعلین زندگی کرده ایم، ورژیم ضدبشری جمهوری اسلامی چنان جهنمی برای توده های ایران ساخته که مابه کشورهای غربی ودموکراسی مزورانه آن به غلط به عنوان یک اتوپیا نگاه میکنیم. اما جناب جداری عزیزشما درباره مقاله قبلی تان که به یاد