رژیم جمهوری اسلامی؛ حامیان و مخالفین!

طرفداران و حامیان رژیم تنها به اقشار مرفه و مفت خور و طفیلی در داخل کشور محدود نمی شود. در سطح بین المللی نیز رژیم آزادیکش حاکم در ایران؛ حامیان ومداحان پر و پا قرصی دارد. این متحدین و حامیان برون مرزی رژیم، عبارتند از قدرت های امپریالیستی سلطه گر، رژیمهای دست نشانده استبدادی و سازمانها و گروه بندیهای ارتجاعی اسلامی که با کمک مالی رژیم در لبنان و فلسطین و دیگر کشورهای خاورمیانه فعال می باشند. در بین قدرت های امپریالیستی، امپریالیسم روس از دیگران به رژیم جمهوری اسلامی نزدیک تر است

سی و هفت سال است رژیمی در ایران حاکم است که در دشمنی با آزادی و دموکراسی، دروغ گوئی، ریا ورزی و دزدی و غارتگری، در دنیا کمتر نظیر و تالی دارد. این رژیم ارتجاعی در طول این مدت نسبته طولانی با اعمال وحشیانه ترین سیاست های سرکوبگرانه و ضد مردمی، ایران را به زندانی مخوف برای ساکنین بلا دیده آن مبدل ساخته است. در ایران تحت سلطه رژیم جمهوری اسلامی، کوچک ترین نشانه ای از حقوق بشر و آزادیهای حزبی و سندیکایی وجود ندارد. همه روزه در زندان ها و شکنجه گاه های قرون وسطایی؛ زندانیان سیاسی سبعانه ترین شکنجه ها را متحمل گردیده و بسیاری از آنها در موارد بیشماری به دست جلادان رژیم کشته میشوند. کارگران و توده های زحمتکش در ایران زیر سلطه رژیم جمهوری اسلامی، از حق اعتصاب و تشکیل اتحادیه های کارگری محروم بوده و در فقر و فلاکت غیر قابل وصفی زندگی به سر می برند. در کشوری که در آن رژیم جنایتکار و تاریک اندیش جمهوری اسلامی حکومت می کند؛ کلیه حقوق مدنی و انسانی از زنان تحت ستم سلب شده، در حق ملت های غیر فارس ستم ملی اعمال گردیده و معتقدین به مذاهب و ادیان غیر از مذهب دولتی شیعه، در معرض بدترین ستم ها و آزارها قرار دارند. این رژیم قرون وسطائی، در 37 سال گذشته چیزی جز سیه روزی، فقر و فلاکت، استبداد، اعدام و کشتار، تاریک اندیشی قرون وسطائی و اسارت زن، برای توده های محروم و ستمدیده ایران به ارمغان نیاورده است.

++++++

در حال حاضر، بیکاری و بی خانمانی درسرتاسرایران بیداد میکند. بیش از نصف جمعیت کشور زیر خط فقر قرارداشته و درچنگ عفریت فقر و گرسنگی گرفتارند. در حالیکه مافیای اسلامی حاکم، سرمایه داران خون آشام، آخوندهای جنایتکار، سرداران سپاه و آقا زاده ها و سردمداران مکار و دروغ پرداز رژیم از طریق غارت هستی توده ها و دست داشتن در قاچاق و اختلاس و ارتشا و دزدیهای کلان، در اشرافیت و کاخ نشینی و ناز و نعمت زندگی می کنند، هر روز بر انبوه صدها هزارمرد و زن و کودک بی پناه کوخ نشین و کارتن خواب در خیابانهای تهران و دیگر شهرها افزوده میشود. رکود و بحران درحال افزایش بر اقتصاد بیمار و وابسته کشور تسلط یافته و زندگی را بر اکثریت عظیم کارگران و زحمتکشان، غیر قابل تحمل کرده است. غارتگران هستی توده ها که عنان گسیخته حاصل کار کارگران و توده های زحمتکش را تاراج می کنند، برای حفظ سلطه جابرانه خود و صیانت از ثروتهای باد آورده، با حبس و شکنجه و اعدام به فریاد های حق طلبانه توده ها پاسخ میدهند.

++++++

با توجه به اینهمه ظلم و استثمار و فقر و فلاکتی که در ایران وجود دارد، تعجب آور نخواهد بود که شاهد تشدید روز افزون مخالفت عمومی با رژیم کشتار و جنایت جمهوری اسلامی باشیم. طبقه کارگر ایران، از ظلم و بیدادگری رژیم ضد کارگری، دل پرخونی دارد. روزی نیست که کارگران در این یا آن کارخانه در اعتراض به شرایط ناهنجار زندگی خود، دست به اعتصاب و حرکت های دیگر اعتراضی نزنند. در برخی از کارخانه ها، کارگران ماه ها موفق به دریافت دستمزدهای ناچیز خود نمیشوند. دستمزدی که در اغلب موارد برای تامین زندگی ساده خانواده های کارگری کافی و مناسب نیست. نرخ بالای تورم سبب میگردد که قدرت خرید کارگران همه ساله کاهش بیشتری پیدا کند. معلمین و اکثریت عظیم کارمندان دولت نیز حقوق های ناچیزی دریافت میدارند که به هیچوجه تامین کننده زندگی محقر خانواد ه های تهی دست آنها نیست. هر روز که میگذرد، بر تعداد میلیون ها تن کارگر و زحمتکش بیکار که انبوه عظیمی از آنها فارغ التحصیلان دانشگاه ها و دکتر ها می باشند، افزوده میشود. دیو مهیب بیکاری و بی تکلیفی آینده جوانان را به طور جدی تهدید میکند. مخالفت عمومی با رژیم ارتجاعی حاکم با تمام جناح ها و دارو دسته هایش، در طول 37 سال سلطه ننگین این رژیم، همواره وجود داشته و با گذشت زمان بر دامنه آن افزوده شده است. در سالهای نخستین حکومت اسلامی، جنگ ارتجاعی با عراق و تازه کار بودن حکومت اسلامی تا حدی سایه بر نارضایتی عمومی علیه رژیم می افکند. اما از همان روزهای نخستین به قدرت رسیدن، رژیم جمهوری اسلامی به مثابه رژِیمی ارتجاغی و آزادیکش به منظور سرکوب نیروهای آزادیخواه و دموکرات و ایجاد جو رعب و وحشت در جامعه، مرتکب بدترین اعمال جنایتکارانه علیه توده های مبارز و بپا خاسته گردید. حملات وحشیانه به تظاهرات آرام زنان آزاده و معترض، ایجاد اختناق در عالم مطبوعات،حمله به اجتماعات کارگری ، بخون کشیدن مبارزات حق طلبانه خلق های تحت ستم کرد و بلوچ و ترکمن، تنها بخشی از سرکوبگریهای رژیم جمهوری اسلامی را در نخستین روزها و ماه های قبل از انقلاب بازگو میکند. هر قدر از عمر ننگین رژیم بیشتر میگذشت، بر ابعاد تعدیات و سرکوبگریهایش افزوده میشد. در تابستان سال ۶۷، در حالی که جنگ ۸ ساله با عراق با خفت و شکست به پایان میرسید و در مناطق جنگ زده، شورشهای توده ای علیه جنگ خانمانسوز ارتجاعی هر لحظه قدرتمند ترمیشد، رژیم جنایتکار با فتوای خمینی، سرکرده جلادان، بیش از ۱۲ هزار تن از زندانیان سیاسی را اعم از مرد و زن در زندانها و سیاهچال های مختلف، کشتارکرد. در واقع امر تمام سال های دهه شصت، سال های کشتار و جنایت و اعدام توسط رژیم جمهوری اسلامی بوده است. در سالهای پس از کشتار وحشیانه سال 67، با تشدید هرچه بیشتر مبارزات توده ها علیه رژیم خودکامه، سیا ست سرکوب و شکنجه و اعدام همچنان دوام داشته است . در همین دو سال و اندی که روحانی " اصلاح طلب"مزور ریاست جمهوری رژیم را عهده دار بوده است، بیش از دو هزار تن در ایران اعدام شده اند! ظلم و بیدادگری رژیم و ماهیت زور گویانه و قرون وسطائی آن سبب شده است که اکثریت عظیم مردم ایران از کارگر گرفته تا معلم؛ از زنان اسیر و دربند گرفته تا ملت های تحت ستم در عین ادامه مبارزه در راه رهائی، با بی تابی منتظر روزی باشند که به میمنت مرگ و نابودی این رژیم قرون وسطائی جشن گرفته و غرق سرور و شادمانی خواهند شد.

++++++

در حالی که اکثریت اهالی کشور مخالف سرسخت رژِیم جمهوری اسلامی هستند، این رژیم آزادیکش و ارتجاعی که سردمداران آن در شمار بدترین متجاوزین به حقوق بشر محسوب میگردند؛ حامیان و طرفدارانی در ایران و دیگر نقاط جهان دارد که همگی به نحوی از انحا، به تداوم سلطه جنایتکارانه آن، یاری میرسانند.؟ رژیمی که بحق مورد تنفر و خشم توده های میلیونی محروم و زحمتکش ایران میباشد؛ دوستانی در داخل کشور و در سطح بین ا لمللی دارد که به خاطر مطامع و سودجوئی های خود و در دشمنی آشکار با منافع مردم ستمدیده ایران، با چنگ و دندان از این رژیم ارتجاعی و تاریک اندیش، حمایت می کنند. در داخل کشور، سرمایه داران خون آشامی که به برکت وجود رژیمی غارتگر، در طول ۳۷ سال گذشته ثروتهای افسانه ای اندوخته و میلیاردها به جیب زده اند، سرداران و سرکردگان سپاه که از طریق دزدی و ارتشا و وارد ساختن اجناس خارجی بدون پرداخت مالیات گمرکی با استفاده از اسکله های نامرئی و کسب سود سرشار از بابت توزیع واردات قاچاقی، به آب و نانی رسیده و صاحب ملک و مال فراوان شده اند. همانهائی که در دروران قبل از به قدرت رسیدن رژیم جمهوری اسلامی آهی در بساط نداشتند. لشکر بی حد و حصر آخوند های مفت خور و تاریک اندیش که سال هاست بر اریکه قدرت تکیه زده و کار و پیشه ای جز آدمکشی، بیعاری، دروغ بافی و ریا ورزی بلد نیستند. به قول شاعر : ترک دنیا به مردم آموزند خویشتن سیم و غله اندوزند همین آخوند های ریاکاری که اینهمه در منابر و تکایا مردم را به ترک دنیا فرا خوانده و در مذلت دنیا دوستی و مال اندوزی موعظه میکنند، در ایران و در خارج از کشور صاحب کاخ ها و ویلا ها شده، در بانک های داخلی و خارجی میلیاردها پول انباشته کرده و در ناز و نعمت و تجملی که قبل از انقلاب توده های زحمتکش، خوابش را هم نمی توانستند به بینند، زندگی می کنند! فرزندان تجمل پرست و ولخرج همین آخوند های دزد و کلاش هم بهترین ماشین های خارجی را سوار شده و با تبختر خاص نو دولتان در خیابانهای شمالی تهران به خودنمائی می پردازند! از رژیم جمهوری اسلامی همچنان تکنوکرات ها و مقاطعه کارانی که در نتیجه وابسته بودن به مقامات حکومتی و از طریق زدو بند های رسوای اداری، میلیاردها سود برده، دراشرافی ترین مناطق تهران در قصرهای شیک میلیاردی زندگی میکنند؛ حمایت و جانبداری میکنند. اگر همه این دردان اجتماعی؛ طفیلی ها؛ کار چاق کن ها و شیادان حرفه ای را جمع کنند؛ تنها در صدکوچکی از کل جمعیت ایران را تشکیل می دهند و در مقابل ده ها میلیون توده محروم و زحمتکش این سرزمین گرفتار در چنگ جنایتکاران حرفه ای، حائز کوچک ترین اهمیتی نیستند. اکثریت عظیم جمعیت کشور در فقر و فلاکت و بی خانمانی و انواع مصائب و تیره روزی ها زندگی بسر برده و از بیکاری، بی دوائی، گرانی و کمبود ارزاق عمومی، بالا رفتن بی وقفه و وحشتناک کرایه منزل ، ترور و اختناق و فقدان آزادیهای دموکراتیک و ده ها درد بی درمان دیگر، رنج می برند.

طرفداران و حامیان رژیم تنها به اقشار مرفه و مفت خور و طفیلی در داخل کشور محدود نمی شود. در سطح بین المللی نیز رژیم آزادیکش حاکم در ایران؛ حامیان ومداحان پر و پا قرصی دارد. این متحدین و حامیان برون مرزی رژیم، عبارتند از قدرت های امپریالیستی سلطه گر، رژیمهای دست نشانده استبدادی و سازمانها و گروه بندیهای ارتجاعی اسلامی که با کمک مالی رژیم در لبنان و فلسطین و دیگر کشورهای خاورمیانه فعال می باشند. در بین قدرت های امپریالیستی، امپریالیسم روس از دیگران به رژیم جمهوری اسلامی نزدیک تر است . وابستگی رژیم ضد مردمی جمهوری اسلامی به این امپریالیسم سلطه گر،حد و مرزی نمی شناسد. روسیه که در سالهای گذشته میلیاردها دولار از بابت ساختن کوره های آتمی از رژیم دریافت داشته و هم اکنون نیز سود سرشاری از فروش اسلحه های آخرین سیستم به ایران عاید خود می کند، از حامیان سینه چاک رژِیم جنایتکار جمهوری اسلامی می باشد. هر روز بر ابعاد نفوذ سیاسی و اقتصادی روسیه و قدرت امپریالیستی هم پیمانش چین، در ایران افزوده میشود. امپریالیست های روس و چین در عین حمایت همه جانبه از رژیم ضد مردمی جمهوری اسلامی، به منظور پیشبرد امیال توسعه طلبانه خود در خاورمیانه ازاین رژیم وابسته همچون مهره ای استفاده می کنند. سال هاست ایران به بازار مکاره ای برای اجناس درجه دوم و بنجول ساخت چین مبدل شده است. طی سال های گذشته، همچنان روابط نزدیکی بین رژیم جمهوری اسلامی و حکومت های اقمار روسیه در نقاط مختلف جهان بر قرارشده است. ازوجود رژیمی ارتجاعی و ضد مردمی در ایران تنها روسیه و چین امپریالیستی نیستند که سود می برند. وابستگی رژیم به قدرتهای امپریالیستی غربی نیز هر روز بیشتر و بیشتر میشود. بدنبال "حل" مساله هسته ای، روزی نیست که وزرا و نخست وزیران و سران و اقتصاد دانان و بازرگانان سود جو از کشورهای غربی روانه تهران نشوند . هدف همه این خدمتگذاران نظام های سرمایه داری چیزی جز انعقاد قرارداد های سود آور و تاراج هستی توده های محروم و زحمتکش ایران نیست. اگر سیاستمداران فرصت طلب غربی در گذشته گاه گاهی برای "فشار آوردن" به رژیم جمهوری اسلامی، حرفی از پایمال شدن حقوق بشر در ایران اسیر و دربند کنونی به زبان می آوردند، اینک آنها در سفرهای متوالی خود به تهران، جز نشان دادن اشتیاق وافر برای دیدن آثار تاریخی و از آنجمله ابنیه دوران صفویه در اصفهان و مدح و تمجید بیشرمانه از حاکمان جنایتکار اسلامی، کار دیگری انجام نمی دهند.

++++++

از دیگر حامیان و مداحان رژیم آزادیکش جمهوری اسلامی در سطح جهانی، رژیمهای استبدادی آزادیکشی می باشند که در ازای پاداشها و رشوه هائی که از آخوندهای حاکم خودکامه دریافت میدارند، سال هاست در شمار چاپلوس ترین مداحان این رژیم خودکامه در آمده اند. همین رژیم های فاسد و خودکامه هستند که در محافل بین المللی و نشست های سازمان ملل، هر زمان رژیم جمهوری اسلامی به خاطر پایمال ساختن حقوق بشر، اعدام های بیشمار و شکنجه های قرون وسطائی رسما محکوم میگردد، بیشرمانه چشم بر جنایات و آدم کشی های رژیم جمهوری اسلامی بسته و به نفع این رژیم ضد مردمی و جنایتکار رای میدهند. حامیان رژیم جمهوری اسلامی در سطح بین المللی البته به قدرتهای امپریالیستی و رژیم های وابسته استبدادی محدود نمی شود. دار ودسته های اسلامی افراطی که یا بد ست رژیم جمهوری اسلامی در لبنان و دیگر کشورهای خاورمیانه ایجاد شده اند و یا برای اداره امور خود از رژیم جمهوری اسلامی پولهای کلان دریافت میدارند، همواره به اهداف ارتجاعی رژیم جمهوری اسلامی یاری رسانده و خدمتگذار مطیع و سر بزیر این رژیم فاسد و تبه کاربوده اند.هم اکنون سپاه حزب اله لبنان که توسط رژیم جمهوری اسلامی به منظور پیشبرد اهداف ارتجاعی ایجاد شده است، در کنار سپاه پاسداران در سوریه در کشتار بیرحمانه اهالی بی پناه این کشور، شرکت فعال دارد. بالاخره حامیان و نوکران رژیم جمهوری اسلامی در خارج از کشور، روشنفکران خود فروخته و خیانت پیشه ای هستند که در مقابل دریافت حقوق و مستمری، در نهایت بی شرمی به امیال رژیم ضد مردمی خدمت میکنند. این مزد بگیران فرومایه رژیم، با تشکیل جلسات تبلیغاتی به سود رژیم، حضور در مجالس و جلساتی که از طرف سفارتخانه های رژیم در خارج برگزار میشود، شرکت در مجالس عزاداری و ادمینی سایت های انترنتی و مقاله نویسی و جاسوسی آشکار، بیشرمانه وظیفه نوکری و خدمتگذاری برای رژیمی را که در دشمنی با آزادی در جهان کمتر نظیر دارد، انجام میدهند! رسانه ها و نشریاتی هم در خارج وجود دارند که به زبان فارسی و زبانهای دیگر در مدح و ستایش از رژیم و در دشمنی آشکار با منافع توده های محروم و زحمتکش، ترهاتی به زبان آورده و مهملاتی بهم می بافند.

++++++

چنانکه ملاحظه میشود در مقابله و دشمنی با مبارزات حق طلبانه کارگران، توده های زحمتکش، زنان دربند، ملتهای تحت ستم، اقلیت های مذهبی و عقیدتی و زندانیان سیاسی در ایران، قدرتهای سلطه گر امپریالیستی ، رژیمهای سرکوبگر، سازمانهای مذهبی افراطی وابسته، آخوندهای مزدور، سرداران دزد و کلاش سپاه پاسداران و سرمایه داران خون آشام داخلی و خارجی صف آرائی کرده اند و مذبوحانه میکوشند رژیم آزادیکش ضد مردمی را از سرنگونی حتمی توسط توده های بپا خاسته مصون نگه دارند. اما وقتی رژیم جنایت کار وآزادیکشی نظیر رژیم جمهوری اسلامی با طوفان خشم عمومی مواجه گردید، نه ارتش ارتجاعی و سپاه پاسداران و سپاه بسیجی ها ، نه ترور و اختناق و شکنجه و اعدام ، نه قدرتهای امپریالیستی، نه لشکر کشی به عراق و سوریه و نه حامیان مزدور داخلی و خارجی رژیم، نخواهند توانست این رژیم دشمن آزادی را از نابودی و سرنگونی حتمی نجات دهند. و ضع ناهنجار و بحران زده اقتصادی ، ترور و اختناق بی حد و حصر، ایران را به طور اجتناب ناپذیر به سمت تحولات عظیم انقلابی سوق میدهد . بحران علاج ناپذیر اقتصادی، گرانی روز افزون ارزاق عمومی، نارضایتی روز افزون توده های زحمتکش از وضع اقتصادی، گسترش نفوذ اقتصادی و سیاسی قدرتهای امپریالیستی در امور داخلی کشور، دخالت ها و تجاوزات رژیم در سوریه، عراق و یمن که میلیاردها از در آمد حاصله از نفت را بر باد می دهد و بالاخره دزدیها و فساد سردمداران رژیم، همه و همه بر شوق و اشتیاق توده ها در مبارزه مرگ و زندگی علیه رژیم خودکامه افزوده، ناقوس مرگ حتمی رژیم کشتار و جنایت جمهوری اسلامی را به صدا در می آورد. پایان آذر ماه 1394

 

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
https://antiislamsite.wordpress.com
http://islam-kiri2016.blogspot.com/

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این نوع نوشته ها به دل من نمی چسبند. چون تکراری هستند. ساده و عامی هستند. مردم عادی هم این مسائل را میدانند. این نوشته ها افشاگری ساده سیاسی هستند که خیلی سالهاست وقتش تمام شده است. همه میدانند جمهوری اسلامی بد است، فاشیستی است. آدمکش است. همه میدانند که جمهوری اسلامی باید برود. همه میدانند دو علاوه دو میشود چهار.
دوست دارم آقای جداری نقطه های گرهی را پیدا کنند و روی آنها بنویسند تا جوابگوی پیشرفت جنبش های اعتراضی باشند. در هر حال از زحمات شما ممنون هستم

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقای جدار ی گرامی سلام . من مرتب نوشته های شما را میخوانم نه به دلیل موافقت با انها بلکه بخاطر قدرت گلام شما. اروز میکردم که شما ای کاش خود را از جریانهای پلید سیاسی کنار میکشیدید و اساسن به کار نویسندگی میپرداختید و
از این طریق بیشتر میتوانتید به ادبیات به زبان مادری کمک کننید. اما به درستی نوشته اید که چه نقش مخربی دولت روسیه در کشور ما دارد باید یاد اور شویم که بدون حزب توده ما به این در جه از سقوط نمیرسیدیم . حزب توده بیش از 70 سال است که بلند گوی دولت روس است و همین امروز هم از منافع دولت روس در برابر منافع ملی مردم ایران دفاع میکند. برای نمونه به حمله دد منشانه حزب به اقای شریعتمداری میتوان اشاره کرد. حزب توده مروج بی و طنی بیگانه پرستی سیاهی تباهی و استبداد درایران است . حز ب توده جاده صاف کن ارتجاع سیاه است. بدون

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای حسن جداری، به جنایتهای رژیم منحوس اسلامی تهران و آقا زاده های مفت خور، و نقش سرکوب گرمافیای سپاه پاسداران، و نقش چپاولگر بورژوازی داخلی و خارجی، و همچنین به نقش لات های سیاسی که در نهان و آشکار از سیاستهای رژیم اسلامی فارس حمایت میکنند، خوب اشاره کرده، و در کنار آن به رژیمهای منطقه و نقش دول امپریالیسم خارجی در ابقای رژیم جهل و جنایت، و چپاول ثروتهای جغرافیای موسوم به ایران را از قلم نینداخته. اما چیزی که مثل همیشه یادش رفته، نقش مخرب سازمانهای سرتاسری به اصطلاح کمونیستی که با شعارهای چندش آور بحث و گفتگو با آدمکشان، و اصلاح رژیم مافیائی که 37 سال تمام کاسه گدائی بدست دنبال جنایتکاران حرفه ای روانند، یادش رفته. امید که جناب ایشان در مطالب بعدی به نقش مخرب سازمانهای اوپرتونیست باصطلاح کمونیستی که درخیانت بملل ایران سنگ تمام گذاشتند، و عمر رژیم طولانی کردند، نظری بیفکند.