سابقۀ تاریخی زبان ترکی در ایران

نقد صفوة الصفا و زبان باستان آذربایجان-عباس جوادی
منبع و مدرک منطقی و مخصوصأ ارزیابی منطقی از منابع و مدارک تاریخی می بایستی با شرایط تاریخی مربوطه موافق باشد. وگرنه مشابه مدرک غلط کسروی در مورد "فارسی صحبت کردن مردم آذربایجان هزار سال پیش"، متضمّن "فارسی و عربی صحبت کردن ارمنیان در ارمنستان هزار سال پیش" خواهد بود. که مهمل است!

روش غیر علمی و مدرک غلط آقای جوادی

(سابقۀ تاریخی زبان ترکی در ایران) 

 

اشاره: به سبب بضاعتی که راقم در علم دارم، اخیرأ بعضی دوستان نظر مرا در مورد نقد آقای جوادی در این سایت در بارۀ کتاب آقای زهتابی در بارۀ «تاریخ قدیم ترکان ایران» خواسته بودند. بر این اساس با اینکه آقای جوادی بحث زبانشناسی و تاریخ را بر طبق عادت حرفه ای خویش سیاسی کرده است، و باوجود مخالفتم با بحث های غیر علمی؛ اما به سبب وظیفۀ علمی خویش، غیر علمی بودن آن نقد را در مقاله قبلی ام در همین سایت توضیح دادم. اما بعد از مطالعۀ مقالۀ دیگر وی "ترک شدن زبان آذربایجان و آناطولی" در لیست نقد مذکور متوجه شدم که روش دائمی آقای جوادی دخالت در مسائل فرهنگی و زبانشناسی بدون مدرک و مرجع و بدون استدلال منطقی است: که مثلأ (نقل به مضمون) "چون همۀ ما ایرانی هستیم و زبان رسمی (!) ایران به نحوی از انحاء فارسی شده است، پس سابقۀ تاریخی چند هزارسالۀ زبانهای غیر فارسی در ایران را باید نفی کرد". این روش آقای جوادی، روشی ضد علمی است که مسبوق به سابقۀ قدیمی از دوران رضا خان پهلوی است. چون این روش بحث را از حوزۀ علمی و منطقی مسائل زبانشناسی و تاریخ به حوزۀ علائق سیاسی و افراطی می کشاند (1).

در مقالۀ اخیر وی تحت عنوان «صفوة الصفا ...» متوجه شدم که او تحت فشار انتقاد دیگران "که نمی توان بدون مرجع نوشت"، بالاخره یک مرجع آورده است. اما مرجعی که ناظر بر وجود متون کتبی فارسی در آذربایجان هفت قرن پیش و به فرض "صحبت فارسی روستائیان نوحی مرزی آذربایجان به فارسی" است. و نه زبان شفاهی مردم در داخل آذربایجان آن عصر. تنها نتیجه ای که من از این مرجع و مدرک غلط می توانم بگیرم اینست که آقای جوادی اصولأ طرز استدلال منطقی را نمی داند، و هنوز تفاوت میان زبان کتبی رایج در یک ناحیه و زبان شفاهی مردم آن ناحیه را نمی فهمد. یعنی اگر هم اکنون بعد از خرابی بصره متوجه شده است که در بحث علمی نیاز به مدرک است، اما فرق میان مدرک برای زبان کتبی رایج در ناحیه و مدرک صحبت شفاهی در آن ناحیه را نمی داند.

یاد آوری می کنم که منبع و مدرک منطقی و مخصوصأ ارزیابی منطقی از منابع و مدارک تاریخی می بایستی با شرایط تاریخی مربوطه موافق باشد. وگرنه مشابه مدرک غلط کسروی در مورد "فارسی صحبت کردن مردم آذربایجان هزار سال پیش"، متضمّن "فارسی و عربی صحبت کردن ارمنیان در ارمنستان هزار سال پیش" خواهد بود. که مهمل است! یعنی بسیاری لاطائلات را می توان بر "اساس" مدارک و منابعی نوشت، که صرفأ ناشی از ارزیابی غلط آن مدارک  و منابع اند. و گرنه هرکسی می توانست برای هر نظر مهملی، منبعی در اینترنت پیدا و ارائه کند. یعنی صرف آوردن مدرک کافی نیست بلکه می بایستی مدرک با ادعا و شرایط عمومی منطقی ادعا موافق باشد! به معنی دیگر از نظر منطق آوردن مدرک شرط لازم یک ادعاست اما شرط کافی آن ادعا نیست. ارزیابی آقای جوادی از مدرکی که آورده است، موافق دعوی او نیست.

از نظر منطقی ارتباطی بین روش قبلی آقای جوادی در ادعای بدون مدرک، با روش فعلی او که آوردن مدرک غلط است، موجود است. او توجهی به مقدمات منطقی این بحث زبانشناسی و تاریخ ندارد، بلکه صرفأ در پی اینست که به هر قیمتی توجیهی تاریخی برای اهداف احساساتی و سیاسی خود بیابد.  

لذا وقتی که او بدون آوردن هیچ استدلال منطقی، منبع و مرجعی در مقالۀ "ترک شدن زبان آذربایجان و آناطولی" می نویسد:

"بهمین ترتیب زبان اکثریت مردم آذربایجان نیز که قبلا تاتی، تالشی، پهلوی و یا زبانهای دیگر بود بعد از آمدن ترک ها به این منطقه تبدیل به ترکی شده است. همانند مورد آناتولی، در باره آذربایجان نیز نظر اغلب دانشمندان غربی و خود ترکیه این است که اگرچه قبل از قرن یازدهم هم بخصوص در شمال ارس عناصر ترکی مانند قبایل خزر از روسیه کنونی به این منطقه نفوذ کرده اند، تغییر اصلی زبان اكثر مردم آذربايجان بعد از قرن یازدهم یعنی همزمان با کوچ و حکمرانی سلجوقیان و تقریبا همزمان با تغییر دین و زبان آناتولی و اتفاقا بدست بخش های همان قبایل ترکمن / ترک بوده است که بالاخره در ایران سلسله صفوی و در ترکیه کنونی سلسله عثمانی را بر سر کار آورده اند.

این جنبه تاریخی و علمی موضوع است."

و باز در تاکید این نظر بدون منبع می نویسد: "درست است که ترکی همراه با سلجوقیان در ایران ریشه گرفته و زبان مردم آذربایجان قبلا ترکی نبوده و بعدا ترکی شده."

این نوشته ها بدون دلیل و منبع نه تاریخی و نه علمی بلکه عوامانه، احساساتی و سیاسی محسوب می شوند.

با این حال برای آن که خود نویسنده متوجه شود که منبع نظراتی که آورده است، کدامست و تکلیف دعاوی او چیست؛ یاد آوری می کنم که اصل و اساس این نظر غیر علمی متکی بر نظر غلط و احتمالأ جعل عمدی و متناقض احمد کسروی (به خاطر اهداف پان ایرانیستی اش) در کتابچه ای تحت عنوان « آذری یا زبان باستان آذربایجان» (2) است. مهمترین مدرک این نظر غیر علمی کسروی ترجمۀ بسیار غلط (!) کسروی از سفرنامۀ عربی نوشتۀ ابن حوقل است (3). در این ترجمۀ بسیار غلط، با حذف کلمۀ ارتباط ((تجمعه(م)) یا (جمع آمدن) از متن اصلی عربی، موضوع فارسی و عربی بودن زبان ارتباط (!) اهالی آذربایجان با اکثر اهالی ارمنستان در آن دوران، به طرز کاملأ غلطی به: "زبان مردم آذربایجان و بیشتر اهالی ارمنستان فارسی و عربی است" ترجمه شده است. نادرستی این ترجمه کسروی غیر از حذف کلمۀ تجمهه (م) در آن، از نظر منطقی حداقل از آنجا آشکار است که بر اساس این ترجمه می بایستی زبان ارمنستان هزارسال پیش فارسی و عربی بوده باشد. در حالیکه زبان ارمنی در ارمنستان سابقۀ شفاهی بیش از هزارو پانصد ساله دارد. چون انجیل هزارو پانصد سال پیش به زبان ارمنی ترجمه شده است!

علاوه بر این ترجمۀ بسیار غلط، تناقض آشکار نظر کسروی و همنظرانش در اینست که کسروی بدیهی ترین موازین منطق را زیر پا گذاشته و به جهت همان ترجمۀ غلط، دو نظر متناقض را از ابن حوقل و بشاری مقدسّی در "فارسی بودن زبان ارمنیان" و "ارمنی بودن زبان ارمنیان" در طول سدۀ چهارم هجری، در دو صفحۀ یازده و دوازده کتابچۀ مذکور پشت سر هم ذکر کرده است (2). بدون اینکه خود متوجه تناقض این نظر شده باشد.

این غلط واضح کسروی و شرکاء نظیر آقای یارشاطر (متاسفانه) روشن می کند که زبانشناسی آنچنانکه در ایران متداول بود (!) با جستجوی لغات و زمینۀ آنها یکی نیست. بلکه همچنانکه در بالا یاد آوری کردم، زبانشناسی می بایستی متکی بر استدلال منطقی بوده و نتایجش مطابق با شرایط تاریخی موضوع باشند. لذا شخص بایستی اول طرز تحقیق و نیز استدلال منطقی را یاد بگیرد و بعد در مسائل زبانشناسی و تاریخ دخالت کند.

نظر کسروی در "فارسی بودن زبان قدیم آذربایجان" از بدیهی ترین مبادی تحقیق عاری است. چون نه تنها این نظرش را متکی بر نوشتۀ ابن حوقل کرده است که خود (کسروی) در کتاب دیگرش «مشعشعیان» او (ابن حوقل) را متهم به "یاوه گویی" و "بی اعتباری" کرده است. بلکه کسروی در عین دلیل آوردن از مسعودی تاریخ نویس برای همین نظرش، او را در همان کتابچۀ متهم به "عوام بودن" کرده است. و باز در همانجا با انتساب غرض به حمدالله مستوفی که: "مستوفی زمانی هم در تبریز نشسته بود و آذربایجان را نیک می شناخته و می توانسته در بارۀ مردم و زبان آنجا گشاده ترین آگاهی ها را بیادگار گذارد. لیکن اینرا نخواسته و ..."، مُهر عوامیت بر نوشته اش زده است.

به سخن دیگر خود کسروی منابع عمدۀ نظر خود را "در فارسی بودن زبان آذربایجان هزار سال پیش" که ابن حوقل، مستوفی و مسعودی باشند، معتبر نمی شناسد و آن ها را یاوه گو، عوام و مغرض نامیده است. اما برای تظاهر به منبع و مرجع باز از نظرات آنان سوء استفاده کرده است. لذا آوردن مدرک (غلط) کافی دعوی نظر نمی تواند باشد، بلکه حاکی از بیسوادی شخص است.

عدم توجه به این تناقضات آشکار نظر کسروی از سوی متخصصین و زبانشناسان دوران آریامهری و امروز نیز یادآور خبط اساسی تحقیق در ایران آن عصر و نیز خبط و غرضمندی تکرار کنندگان امروزی آنست.

غلط بودن ترجمۀ کسروی از ابن حوقل بر هر آدم عاقلی که مختصری زبان عربی بداند، روشن است (4). کمااینکه استدلالات منطقی زبان و فرهنگشناسان نامی والتر برونو هنینگ و یوزف مارکوارت، نادرستی نظرات کسروی و هر (!) باصطلاح زباشناس دیگری را که این خبط را تکرار کند، برای ابدالآباد آشکار کرده اند (4). بنظر هنینگ تمامی (!) نمونه های فارسی ذکر شده وسیلۀ کسروی از آذربایجان متعلق به نواحی مرزی (ایالات دیگر) و یا آمده از نواحی با زبانهای دیگر به آذربایجانند (4). بنظر مارکوارت همۀ منابع تاریخی نظیر مسعودی و مستوفی تنها از وجود زبان کتبی فارسی (!) در (میان اهل قلم) آذربایجان هزار سال پیش نوشته اند (4). و نه از زبان شفاهی فارسی میان مردم آذربایجان! 

به عین اینکه چون در قرون تسلط امپراطوری ترک بر بالکان نوشته های دولتی و بعضأ حتی ادبی در بالکان به زبان ترکی بوده اند، زبان شفاهی مردم بالکان آن دوره را ترکی قلمداد کنند.   

لذا نادرستی، کوتاهی و عامیانه بودن نظر کسروی و همنظرانش را از این می توان دریافت که آنها تفاوت میان زبان کتبی خاص دیوان و کاتبین دولتی و زبان شفاهی مردم را ندانسته اند. و دعوی غلط می کنند که (بر حسب ترجمۀ کسروی) زبان ارمنستان هزارسال پیش نیز فارسی و عربی بوده است.

عین همین اشتباه میان زبان کتبی اهل قلم و شفاهی میان مردم را آقای جوادی با آوردن "مدرک" «صفوة الصفا» تکرار کرده است. کمااینکه در قرون پیش زبان کتبی در میان مردم اهمیت و عمومیتی چون زبان شفاهی نداشته است. بلکه زبان کتبی منحصر به معدود انگشت شمار آشنایان به نوشتن بوده است. بعنوان مثال حتی در صدۀ اخیر نوشته های بسیاری به فارسی از جد پدری و جد مادری من که هردو اهل قلم بودند، بجای مانده اند. درحالیکه آنها با فامیل و همسایگان و همشریان خود هرگز به فارسی صحبت نکرده اند! تعجب من از اینست که آقای جوادی که خاطرات نویسی می کند، متوجه این بدیهۀ روزمرۀ تفاوت میان زبان کتبی و شفاهی نشده است!

غیر علمی وغیر منطقی بودن و یعنی عدم تطابق نظر کسروی و تکرار کنندگان امروزینش نظیر آقای جوادی در "ترک شدن زبان آذربایجان بعد از آمدن سلاجقه به ایران" با شرایط تاریخی، از این نتیجۀ آن نظر آشکار می شود. که به فرض قبول این نظر، مورد استثنائی "ترکی شدن" زبان مردم آذربایجان در میان ایالات دیگر ایران که توامأ وسیلۀ سلاجقه و یا بعدأ وسیلۀ مغول فتح شدند، قابل توضیح منطقی نبوده و به صورت استثناء (غیر علمی) باقی می ماند. با این کار کسروی و تکرار کنندگان نظر وی از علم و منطق دست می کشند و لجام عقل خودرا به دست استثنائات و خرافات عامیانه می سپارند.

به زبان ساده تر: اگر ترکی شدن زبان آذربایجان بعد از فتح ایران بدست سلاجقه و یا مغول صورت گرفته است، چرا ایلات دیگر ایران که در همان زمان بدست سلاجقه و یا مغول فتح شدند، زبانشان ترکی نشده است؟  

در حالیکه اتفاقأ ضرورت توضیح منطقی ترکی بودن زبان مردم آذربایجان در میان ایالات ایران بعد از فتح وسیلۀ سلاجقه و مغول لازم می دارد که سابقۀ ترکی بودن زبان مردم آذربایجان را بسیار پیشتر از آمدن سلاجقه به ایران بپذیریم. تا به این طریق توضیحی منطقی برای ترکی ماندن زبان مردم آذربایجان در میان دیگر ایالات ایران داشته باشیم. و نیز بتوانیم به این وسیله گسترش زبان ترکی در ایران را به طریقی منطقی توضیح دهیم. 

مورد دیگر تکرار وجود منابع کتبی فارسی در آذربایجان صده های پیشین است. آقای جوادی در مقالۀ اخیرش در این سایت «صفوة الصفا و زبان باستان آذربایجان» نوشته است:

 (در كتاب) ابن بزاز همه روستائیان فارسى سخن ميگويند." „

این نظر چه از مولف فرانسوی در بارۀ آن کتاب باشد و چه ناشی از ترجمۀ آقای جوادی از آن، بسیار نامعلوم، مبهم و حاکی از عدم دقت علمی آقای جوادی است. اولأ این کتاب به نص «آنسیکلوپدی ایرانیکا» در مورد "معجزات شیخ صفی الدین اردبیلی است" و به نظر آنسیکلوپدی ایرانیکا و مراجع یاد شده در آن، از نظر محتوای تاریخی (شرح حال شیخ صفی) کم ارزش محسوب می شود! و صرفأ " از جنبۀ ایدئولوژیک (تصوف) نوشته است" (5). ثانیأ از آنجایی که این شرح معجزات به فارسی (معرب) است، طبیعی است که محتوای آن حتی اگر تکرار صحبت روستائیان هم باشد، به فارسی باشد. ثالثأ باز طبیعی است که در حومۀ اردبیل که از نواحی مرزی (!) آذربایجان است، فارسی صحبت میشده است. چون همچنانکه اهالی بعضی نواحی مرزی استان های همجوار آذربایجان که اکثریت مردم به زبان دیگری نظیر "گیلکی (فارسی)" صحبت می کنند، ترکی سخن می گویند. اهالی بعضی نواحی مرزی آذربایجان نظیر حومۀ اردبیل نیز فارسی سخن بگویند یا می گفتند. این مسائل همچنانکه هنینگ نیز در رد نظر غلط کسروی تصریح کرده است (4)، هیچ ربطی به زبان نواحی داخل آذربایجان که همه ترک زبان اند، ندارند. همچنانکه مرزهای ایالات را نه اهالی ایلات بر اساس تفاوت زبانی بلکه دولت ها بر اساس سیاست عصر و مثلأ اکثریت (!) سخن گویان به یک زبان تعیین کرده اند. لذا طبیعی است که نواحی و قصبات و حتی شهرهایی در یک ایالت به زبانی سخن بگویند که با زبان عمومی آن ایالت متفاوت است.

کمااینکه آقای جوادی یا منبعش ژان اوبن خود اذعان دارند که:

"صفوه الصفا در واقع اشاره اى به كاربرد لهجه هاى ايرانى يعنى فهلوى كه بطور گسترده اى تكلم ميشدند، نميكند."

کسی که اهل علم و منطق باشد در چنین موردی از خود می پرسد،؛ علت اینکه "صفوة الصفا" اشاره ای به کاربرد لهجه های ایرانی یعنی فهلوی در اردبیل یا آذربایجان نمی کند، چه بوده است؟

دلیل آن به نظر من وجود کاربرد لهجه های ایرانی میان اکثریت مردم اردبیل و آذربایجان بوده است! 

دلیل دیگر آقای جوادی که: " از این نوشته معلوم میشود که در سال 1350 میلادی هنوز زبان قاطبه مردم آذربایجان کاملا ترکی نشده اما لغات و تعابیر ترکی و مغولی بطور روزافزونی وارد زبان بومی مردم میشده و در عین حال در این سال ها اکثر مردم در نواحی اردبیل، میانه و سلطانیه «دوزبانه» بودند. اوبن ده ها مثال میدهد. اینش هم جالب است: میگوید کلمه «ارابه» (یا «عرابه») (با تشدید روی ر) ترکی است که ترک ها میگویند «اما مردم اردبیل به ارابه میگویند «گردونه»)؛ دلیلی نادرست است.

 چون اولأ آقای جوادی از کتاب ابن بزاز و نوشتۀ ژان اوبن تنها در مورد اردبیل (!) و روستاهای آن دلیل آورده است! در مورد میانه و سلطانیه مدرکی نیاورده است. اما ثانیأ به فرض اگر غیر از کلمۀ "گردونه" ده ها لغت فارسی هم در زبان شفاهی مردم اردبیل یا هر ناحیۀ مرزی آذربایجان نظیر سلطانیه ( ناحیۀ مرزی استان آذربایجان (زنجان) با استان مرکزی (تهران)) و میانه که در مرز آذربایجان به «دروازۀ (!) آذربایجان» معروف است بیاید، مسئله ربطی به زبان شفاهی مردم در داخل آذربایجان ندارد! چون زبان نواحی مرزی ایالاتی با زبانهای داخلی متفاوت در همه جای دنیا، طبق تعریف هم مرز بودن (!) همواره حداقل دو زبانه خواهد بود. گذشته از آن مگر وجود صدها لغت ترکی و هزاران لغت عربی در زبان فارسی دلیل ترکی یا عربی صحبت کردن متکلمین زبان فارسی است؟

کمااینکه خود کتاب مذکور "نیمه فارسی نیمه عربی" است. اما "ابن بزاز" که اسمش هم عربی است، عرب نبوده است.

به زبان بسیار ساده تکرار می کنم که تکلیف این موارد مرزی با رد نظرات کسروی وسیلۀ هنینگ (4) برای ابد الاباد روشن شده است! آقای جوادی عرض خود ببرد و زحمت اهل علم را ندارد!   

حواشی و توضیحات:

(1) یاد آوری می کنم که اشارۀ من به سابقۀ کار آقای جوادی در «رادیوی اروپای آزاد» در مقالۀ قبلی من اولأ بدون هیچ اشاره ای به «رادیو فردا» (!) و ثانیأ با جملۀ ای مشروط و ثالثأ بصورت سئوالی و رابعأ با قید زمان گذشته "بود" (!)، به این شکل زیر آمده است:

"چون اگر به نظر نویسنده (آقای جوادی)، ارتباط سیاسی و ایدئولوژیک آقای زهتابی با «فرقه» و "رفتن با دعوت صدام حسین به بغداد" چنان مورد ایراد است، که اورا وادار به تذکر آن در نقد کتاب مذکور کرده است. چگونه ارتباط سیاسی خود نویسنده با «سیا» و آژیتاسیون ایدئولوژیکی وی در «رادیوی آزاد اروپا» که تشکیلاتی کاملأ سیاسی بود (!)، قابل ایراد نیست؟ کمااینکه انصاف منطقی از بدیهیات یک نقد علمی است!".

لذا اگر کسی مشروط بودن، سئوالی بودن و دستور زبان فعل گذشتۀ "بود" را در آن جمله نمی فهمد، و یا نمی خواهد بفهمد (!)، تقصیر شخص اوست.

(2) احمد کسروی: « آذری یا زبان باستان آذربایجان» ، شرکت نشرو پخش کتاب، 1/ 10 / 8/ 2535 ،صص 11.

برای درک نگرش فاشیستی احمد کسروی به مسئلۀ سابقۀ زبان ترکی در آذربایجان و پان ایرانیسم آشکارش که حتی منجر به حمایت از هیتلر در بعضی از نوشته هایش شده بود، بنگرید به نظرات وی منتشر شده در (نشریه پرچم سال  1322ـ1321  . تجدید چاپ شده در سال 2004 ـ 1383 وسیله انتشارات خاوران (صفحه  81): "این آرزوی ایرانیانست، آرزوی همگی ماست. ما این را به یاری خدا از پیش خواهیم   برد و همه زبانها را جز فارسی از میان خواهیم برداشت. من که در اینجا ایستاده ام زبان مادرزادی من ترکی بوده ولی همه می دانند که چه کوشش هایی به کار می برم (!) که آن زبان از ایران برافتد. ترکی برافتد، عربی برافتد، آسوری برافتد، ارمنی برافتد، کردی برافتد. ارمنیان اگر از مایند باید با زبان ما درس خوانند و سخن گویند".

(3) ابی القاسم ابن حوقل: « صورة الارض »، الطبعه الثانی (القسم الثانی)، (طبع لیدن 1939)، ص. 349 – 348.  

(4) توضیح دقیق غلطهای کسروی و همنظرانش را می توان در مقالۀ زیر یافت:

http://www.iranglobal.info/node/45176

خصوصأ در مورد نظرات مارکوارت و هنینگ بنگرید به:  ـ

- J. Marquart: » Erans(h)ahr «,  (Abhandlungen der Akademie der Wissenschaften  in Goetingen), Philologisch-Historische Klasse, Neue Folge, Band 3, 1899-1901,

Printed in Germany, (Berlin 1901).

- W. B. Henning: » The Ancient language of Azerbaijan « in: Transaction of the

 philological society, (London 1954 / 1955  ).

(5) Encyclopaedia Iranica: EBN BAZZĀZ, DARVĪŠ TAWAKKOLĪ b. Esmāʿīl b. Ḥājī Ardabīlī, author of the Ṣafwat al-ṣafāʾ, a biography of Shaikh Ṣafī-al-Dīn Esḥāq Ardabīlī (d. 935/1334), founder of the Safavid order of Sufis and the eponym of the Safavid dynasty. Ebn Bazzāz was a disciple of Shaikh Ṣadr-al-Dīn Ardabīlī (d. 794/1391-92), the son and successor of Shaikh Ṣafī-al-Dīn. The work, also entitled al-Mawāheb al-sanīya fī manāqeb al-Ṣafawīya, deals mainly with Shaikh Ṣafī-al-Dīn’s miracles and sayings and contains little of a biographical nature (see Browne, Lit. Hist. Persia IV, pp. 38-39, for a list of its contents). Ebn Bazzāz completed this voluminous work (over 800 folios) around 759/1358, only twenty-four years after the death of Shaikh Ṣafī-al-Dīn. It is written in a straightforward style, without much rhetorical embellishment. Ideologically-motivated alterations were already present in a manuscript dated 914/1508, during the reign of Shah Esmāʿīl I (Aya Sofya 2123; Togan). Shah Ṭahmāsb (930-84/1524-76) ordered Mīr Abu’l-Fatḥ Ḥosaynī to produce a revised edition of the Ṣafwat al-ṣafāʾ. This official version contains textual changes designed to obscure the Kurdish origins of the Safavid family and to vindicate their claim to descent from the Imams.

برگرفته از: 
ایمیل رسیده
انتشار از: 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام-انزاب روستایی است درکنارشهراردبیل که درحاشیه کمربندی جاده طرف مشکین شهر(خیاو)وبیله سووار ازکنارآن می گذرد.
....
این دوستمان جناب آقای انزابی میتوان گفت ماموریتی ضدتورکی داشته وخودزنی میکند .وماموریتش اختلاف افکنی درمباحث ودرنرسیدن مباحث به نتایج مطلوب باشد.
مانمیتوانیم به همه بگوییم که شما بی طرف باشیدودربحث ها آزادی داشتن حق هرگفتگوکننده است ولی مغلطه کاری محکوم است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب رازی گرامی ترکها 1000 سال بر ایران و کشورهای اطراف حکومت کردند نه تنها هیچ کتابی را نسوزاندند بلکه ادبیات 1000 ساله گذشته فارسی مدیون ترکان و سلاطین ترک است و فارسها از زمان حاکمیت ساسانیان همزبان خود چیزی به عنوان اثر ادبی که بر آن افتخار کنند ندارند . دیگر اینکه این فارسها هستند که نه در دوره بربریت ، که در قرن بیستم و در 26 خرداد 1325در تبریز و دیگر شهرهای آذربایجان جشن کتاب سوزان راه انداختند و تمام کتابهای چاپ شده به زبان ترکی را سوزاندند ! آنچه که از ذهن شما می گذرد حاصل حافظه تاریخی شوونیسم فارس است نه چیز دیگر .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با سلام آقا یا خانم انزابی :
در این شعر نیما ی مرحوم :
1. کچبی = یک روشنفکر پان ایرانیست که در این زمان از آنان بریده ولی ته دلش باز با آنها است

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
شعری از نیما

کچَبی

کچبی دید عقابِ خودسَر
می بَرد جوجککان را یکسَر
خواست این حادثه را چاره کند
ببُرَد راهش وآواره کند
کرد اندیشه و کرد اندیشه
برگرفت ازبرخود آن تیشه
رفت از ده پی آن شرزه عقاب
پل ده را سر ره کرد خراب.

راه دشمن همه نشناخته ئیم
تیشه برراه خود انداخته ئیم
--------------------------

*کچب : نام دهی ست که مردم آن به سادگی شهره اند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با سلام آقای انزابی تمامی دیکتاتورات و خدمتکارات آن عوجوبه هات(جمع با ات بهتر است زیرا با حیوانات فرقی ندارند) یک چیز مشترک دارند وآن هم راسیسم وتعابیر از خود در آوردی و ادعای طرفداری از مردم است . ما با هیچ ملتی مشکل و یا اختلاف نداریم بلکه تفاوتهائی که طبیعی است داریم ولی با باصطلاح روشنفکر جماعت پانفارس و پان ایرانیست تضاد فاحش و عمیق داریم که معتقدیم واثبات هم میکنیم که تاریخ را وهمه چیز را وارونه و بنفع خود و به دروغ بنفع خود نشان داده اند لذا ما با مردم فارس و با زبان ایشان هیچ اختلاف و دشمنی نداریم با کسانی که این زبان را بصورت قاتل سایر زبانهای داخل ایران الم کرده اند مشکل ومباحثه و مبارزه داریم .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
انزابی گرامی، این مدعیان و زبانشناسان همانقدر طرفدار برابری شهروندان هستند، که خمینی طرفدار آزادی بود. شما اگر سخنرانیهای خمینی را قبل از به قدرت رسیدنش بشنوید، فکر می کنید یک گاندی جدید ظهور کرده است. اینها هم فرقی با او ندارند و مبارزه با تبعیض فقط بهانه است، تا چهره نژادپرستی پنهان بماند. اینها همین امروز هم می گویند هر کس حرف از تز زبان آذری بزند (یعنی یک تئوری علمی را که می تواند درست، غلط یا ناقص باشد) بی بروبرگرد راسیست است و فقط کسی حق حرف زدن دارد که اعتراف کند سومریها ترک بودند. فکر می کنید اگر اینها به قدرت برسند، بر سر کتابهای کسروی و طرفداران نظریات او چه خواهد آمد؟ من فکر می کنم استادانی که یک شبه زبانشناس شده اند، همه را یکجا در آتش خواهند سوزاند!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من از مردم سخن می گویم نه از باندی که پس از پیروزی مشروطه خواهان قدرت را می خواست قبضه کند. تاریخ را درست بخوانید. همه چیز را به هم در نیامیزید. این هم یک نوع جعل تاریخی است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای انزابی.... واقعآ نمی دانستیم که ترور کردن ستارخان در طهران و در باع اتابک به معنی (( استقبال جانانه مردم طهران از ستار خان )) بود ... واقعآ بنازم به این استقبال جانانه...کشتن شخص به عنوان « استقبال جانانه» فقط در فرهنگ مافیا هاست. ملت ترک ایران هنوز منتظر یک « معذرت خواهی رسمی» از فارسها ست آن هم بخاطر کشتن ستار خان در طهران.. و یا بقول شما « استقبال جانانه ایشان در طهران » ...موقعی که دوست عزیز ائلیار می نویسد که راسیسم ایرانی « گیج» است , چند صد دلایل دارد که این حقیقت را می نویسد.. بهترین نمونه اش همین کامنت است که « استقبال جانانه » به جای « ترور» استفاده میشود.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای رازی عزیز،
ممنون از نکته سنجی‌های هوشمندانۀ شما. آری، برای دفاع از زبان مادری خود نیازی به جعل تاریخ نیست. این آقایان و گاه خانم‌ها ته دلشان خوب می‌دانند که سخنانشان اساس علمی و تاریخی ندارد. اما چیزی که خیلی دل به هم زن است، دشمنی این‌ها با زبان فارسی است. آقایان لوایی، ائلیار، قابوسی، اوبالی، رزمی و دیگر ترک ستایان و فارسی ستیزان هیچ فرصتی را

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بر عکس نژادپرستانی که در اینجه به نبش قبر سومریها پرداخته اند و به بهانه دفاع از زبان مادری حتی دست بدامان وزیر کابینه احمدی نژاد می شوند، من یک دلیل محکم، ولی البته خودخواهانه برای رسمی شدن و آموزش همه زبانها در ایران جلوی چشم خوانندگان می گذارم:
https://www.youtube.com/watch?feature=player_embedded&v=UyKj9yiXRFs
اگر همه زبانها در ایران رسمی بودند و من در مدرسه می توانستم به عنوان زبان دوم یا سوم ترکی آذری یاد بگیرم، آنوقت امروز می توانستم از بخش دوم این ترانه زیبا هم به اندازه بخش اولش لذت ببرم، چه خواننده اش ترک باشد و چه آذری، چه زبانش از یک میلیون سال پیش ترکی بوده باشد و چه هز همین روز اول سپتامبر 2015!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
عرض به محضر جناب آقا! لازم به یاد آوریست، که ژن آریائی اصلا وجود خارجی ندارد تا نبوغ هم داشته باشد. تحمیل زبان فارسی بر مردمان غیر فارس در ایران در واقع درطول این هشت دهه صورت گرفته است. این نیز دیری نخواهد پائید. چنین وقایعی در تاریخ بمثابه یلک چشم بهم زدن است. در واقع از زمانی که رژیم منحوس پهلوی توسط امپریالیسم انگلیس در جغرافیای موسوم به ایران بر سر کار گماشته شد، زبانهای غیر فارس در ایران قدغن شدند و چنین بود که قتل عام فرهنگی مردمان غیر فارس شروع شد. رژیم منحوس اسلامی تهران نیز نزدیک 40 سال است که کم کم دارد به آخر خط نزدیک میشود. بعد از آن نبوغ ژن به اصطلاح آریائی را خواهیم دید، اگر حسن و حوضش باقی بماند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
پس این قوم فارس که تعدادش 3000 نفر است چگونه توانست زبان و فرهنگ و اراده و سیاست و تاریخ و فرهنگ خود را در طول این 5 هزار سال بر 70 میلیون انسان و بر ایرانزمین اعمال کند ؟ آیا این همان نبوغ ژن آریایی اوست یا اینکه پان ترک تجزیه طلب کمنت بالا، پاسخ دیگری دارد ؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
یک جوان نا آگاه، که بنطر میسرسد تجربه چندانی از تاریخ ندارد، بنا به بی تجربی خود، با ادعای من در آوری، خطاب به آقای جم، چیزهای بی ربطی در مورد تاریخ بیان کرده است. در این مورد باید به این جوان نا آگاه یاد آورد شد و گفت: عزیز جان! شما برای اطلاع از تاریخ ترکان لازم نیست جای دوری بروید. اگر درهمان کتابهای درسی رژیم اسلامی که در مدارس تدریس میشود، نگاهی بیندازید، از فرط تعجب مغزتان سوت میکشد. در همان کتب درسی خواهید دید که اگر صدها سال اسکندر مقدونی، نزدیک چهارصد سال اعراب، و تا هشتاد سال پیش، نزدیک 1200 سال سلسله پادشاهان و سلاطین ترک اعم از اشکانیان، غزنویان، افشارها، سلجوقیان، صفویان و قاجارها به جغرافیای موسوم به ایران حکومت کرده اند، شگفت زده خواهی شد. و از خودت خواهی پرسید: در مدت نزدیک 2000 سال قوم محترم فارس کجا بود؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
یک سوال از آنهائی که خیلی و خیلی آریائی و ایرانی اصیل تشریف دارند . این زبان دری که فارسی نامیده میشود چند صد سال پیش از شرق افغانستان به این منطقه که توسط انگلیس ها بیاری رضا میر پنجه ایران نامگذاری شده تشریف آورده ، آقایان رازی - استفانلو - انزابی - آذری - همایون وامثالهم جواب بدهید تا ببینیم -دقت کنید من چند صد سال نوشته ام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب جوان, 350 سال یونانیها(سلوکیها), 350 سال اعراب, 1000 ترکان در ایران فعلی حکومت کرده اند و از فارسها خبری نبوده.در عرض این 1700 سال هر جا که بودید, برمگردید آنجا
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ف.آگاه گرامی ،
مقاله ی خودتان را کنترول کنید و همینطور پاسخ به خوانندگان را. امیدوارم متون جدید شما درست جایگزین شده باشند.
در صورت اشکال توسط ایمیل تماس بگیرید. با احترام.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
پاسخ جدید ف. آگاه گرامی به خوانندگان جایگزین شد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب تبریزی، اگر جز این می نوشتید، در هویت طلب بودن شما شک می کردم! از نظر شما (و همینطور پدیده نوین زبانشناسی یعنی آقای ائلیار و پروفسور دکتر قابوسی) هر کسی اگر نظری مغایر نظر شما داشته باشد، "نمی فهمد، یا خلط مبحث می کند" اصولا برای شما و همفکرانتان گزینه دیگری وجود ندارد، کسروی نمی فهمد، جوادی نمی فهمد، ریاحی نمی فهمد، مبارز علیزاده نمی فهمد ... . اصولا از نظر نژادپرستان هر کس که مخالف آنها باشد، یا نمی فهمد و یا مغرض است! این یعنی فاشیسم. یعنی یا مثل من فکر کن، یا اگر نمی کنی نفهم و راسیست و مغرض هستی.
و اما در باره تذکر زبانشناسانه شما، خیلی ممنون که به من در مورد زبان مادری ام درس می دهید! و لی بقول مولانا شما سوراخ دعا را گم کرده اید عزیز جان! اگر حرف شما درست باشد و منظور جناب پروفسوردکتر این باشد که: «تعميم زبان فارسي بعنوان زبان عمومي ايران موجب مشکل شدن درک درس

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
فردی بنام جوان خیلی تند میرود . ما قبول کردیم که جوانی انشالله که پیر شدی طور دیگری فکر خواهی کرد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب جوان ! نوشته تان جالب و مفید بود . نام ترکیه تا چند سال پیش ، آسیای صغیر بود . نام آذربایجان شمالی ، قفقاز بود . در فلات ایران هم که نامی از ترک نبود . پس اینها برای دامداری یا بر اثر هجوم بیگانگان به این 3 محل جغرافیای آمدند . یا زبانشان بر اثر اجبارهای خارجی ، ترکی شده اند که باید به تدریج ترک زدایی شوند یا به سرزمین های اجدادی شان باز گردند .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
فردی بنام جم می نویسد : " من ترکم! اصل و نسبم ترکند. و تاریخشان به هزاره های دور میرسد، و اجداد آنان نیز ترک هستند . "
در پاسخ باید بگوییم در ترکستان یعنی مغولستان و سیبری و یاقوتستان ( که محل زندگی یاکوت ها یعنی اصیل ترین ترکها می باشد ) شما دارای تاریخ بسی طولانی هستید اما در آذربایجان و ایران اصل و نسب شما به 300 سال پیش برمی گردد. در این زمان بود که قزلباشهای ترکمن صفوی در آذربایجان ساکن شدند و دست از چادرنشینی و ییلاق قشلاق برداشتند. ترکها تا پیش از صفوی هیچگاه یکجا نشین نبودند نه در ایران نه در عثمانی بسیاری از ترکها از زدگی در شهرها متنفر بودند و حتی شاهان آنها در دشت و صحرا خیمه خرگاه شاهانه برپا می کردند!
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان گرامی، سخنان کسی که با گذاشتن نام تبریزی به روی خودش یادداشت هائی را نوشته است هیچ ربطی به من ندارند! یادداشت های من دارای آرم ویژه ستاره سرخ هستند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقاي رازي، شما يا فارسي را بعنوان زبان مادري تان بدقت نمي خوانيد و لذا نمي فهميد، و يا عمدأ خلط مبحث مي کنيد. در همان نوشته اي که آورده ايد:"«لذادر بازگشت به رابطه اساسی زبان و اندیشه چون نتایج فرهنگی و اجتماعی عمومیت زبان فارسی یعنی تعمیم آن بعنوان زبان عمومی سراسر ایران بد از بدتر بوده و در نهایت منجر به تعطیل عقل ، علم و فلسفه در ایران و لذا وضع اسفناک کنونی به لحاظ عقب ماندگی فرهنگی و اجتماعی شده است » "، سخن از بد از بد تر بودن "تعميم زبان فارسي بعنوان زبان عمومي سراسر ايران" است. و نه آنچنانکه شما به غلط نتيچه گيري کرده ايد: "حرف زدن به زبان فارسي" در مورد هر کس!

درک من از آن جمله "عمومیت زبان فارسی یعنی تعمیم آن بعنوان زبان عمومی سراسر ایران" اينست که تعميم زبان فارسي بعنوان زبان عمومي ايران موجب مشکل شدن درک درس ها براي محصلين مدارس در کلاسهاي ايالاتي از ايران مي شود، که

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اگر ضرورت ایجاد کند ، یهودیان نیز ترک هستند . ارامنه ترک یودند . فنیقیه ترک بودند . کارتاژ ترک بودند . اوباما یک ترک مسلمان بود . آکاد و ایلام و ماد و سومر و بابل و توران و یونان ترک بودند . کرزد و ترک و عرب و بلوچ و لر ترک بودند . فارس ترک نبود و لی توانست بر همه غالب شود و همه چیز را تعیین کند .------ آیا اینگونه اشخاص را باید جدی گرفت ؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اگر شما دغدغۀ حقیقت و صداقت و علم دارید، باید از تهمت زدن و مظلوم نمایی دست بردارید. کاری که آقایان قابوسی و ائلیار می‌کنند، کاری فریبکارانه است و این چیز خوبی نیست. بدجوری تو ذوق می‌زند. شما برای ثابت کردن عقایدتان نیازی به انگ زدن ندارید. کجای این کار روش علمی است؟ هرکسی بویی از علم برده باشد، دست به چنین کاری شما می‌زنید نمی زند. کسی در اینجا نمی‌خواهد به زبان مادری شما اهانت کند. حق آموزش زبان مادری یا آموزش به زبان مادری در حوزۀ حقوق و سیاست می‌گنجد. مسائل را به هم مخلوط نکنید. مسئله ای که در اینجا مطرح است،

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
منبع دانشنامه ی ویکی که از کاربران خاصی !! در تاریخ های معینی!! بنابر مقتضیاتی که لازم می شود ویرایش می پذیرند.
گاه ویکی گویا جبرائیل امین شود و آیاتی را به وقت نیاز محمداست، فرود می آورد!!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام-سخن ازاحمدی نژادسم شده است.بلی ولی من ازداعشیسم میگویم تفکرواعمال داعش چهارسال است بشگل عریان دیده میشود.
چه فرقی بین تفکرعریان داعش باتفکرپان فارسیسم درطی این صدسال است یکی بقول شهریارعلناسرمیبردویکی نامردانه قلنج (شمشیر)رادرزیرلباس نامردانه بسته وناملموس سرمی برد.
فرافکنی کردن درافکارفاشیستی کاردرستی نیست .هنوزماهیچ نوع امتیازی درموردحق پایمال شده های خودبدست نیاورده ایم ،شمااین همه دست وپاافتاده ایم واگرفردابزبان مادری مامدرسه ایجادشودچه کارخواهیدکرد؟
داعشیسم وشوک های دورغین احمدی نژادیسم صدسال برنونهالان وجوانان وزنان وپیرمردان وپیرزنان وبیسوان ماکه روح لطیف وضعیف دارند،توسط هم زبانان حاکم شمادراین صدسال واردمیشودتامجبوربه خودانکاری و خودتحریفی وخودسانسوری وحتی خودزنی شده ،همه اینهاراکتمان کرده ومارابه احمدی نژادیسم متهم میکنی وهمزبان وحاکمان اتنیک خودرامبرا، واقعافکرمیکنی
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
پاراگراف ترجمه ی کسروی از بن حوقل : «١ـ پسر حوقل كه در نيمه يكم سده چهارم كتاب «المسالك و الممالك» را نوشته در سخن راندن از آذربايجان و چنين ميگويد: «زبان مردم آذربايجان و زبان بيشتري از مردم ارمنستان فارسي و عربي است ليكن كمتر ٧ آران و ارمنستان كسي بعربي سخن گويد و آنانكه بفارسي سخن گويند بعربي نفهمند تنها بازرگانان و زمينداران (ارباب الضياع) اند كه گفتگو با اين زبان نيك توانند. برخي تيره ها نيز در اينجا و آنجا زبانهاي ديگري ميدارند چنانكه مردم ارمنستان بارمني و
مردم بردعه بآراني سخن گويند و در آنجا كوه مشهوريست كه «قبق» ناميده شود و زبانهاي گوناگون فراوان از آن ٨
٩ كافران آن كوه را فرا گرفته است». ص 10 آذری زبان باستان آذربایجان -کسروی
كتاب «المسالك و الممالك» ص. 250 لینک زیر:

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
عزیزان ترک آزربایجانی، پس گفتمان باستان شناسی‌ هنینگ، بر پایه تئوری پوچ نژاد آریائی بوده، آلمان برای نفوذ در اقصی نقاط دنیا، هر جا که امکان پیش راندن این تئوری بوده، آن را با تمام توان، ترویج می‌کرده است، در چاهارچوب این فضا، امثال کسروی به طور ماهیگیری گفتمان آلمانی پیش از جنگ جهانی‌ دوم عالمان هیتلری و نازیزم، افتاده است، بعد از جنگ، باستان شناسی‌ هول این محور انسانی‌ شکل گرفت "" چه ارتباطی‌ بین تکامل فرهنگی‌ جوامع، و استقرار بلند مدت آنان در یک منطقه جقرافیائی وجود دارند و چرا این استقرار بلند معدت و تکامل فرهنگی‌، بقای این جوامع انسانی‌ را، تضمین نمیکند؟ """. بنابراین، کسانی‌ که ما را عشیره پرست می‌‌نامند از """ کفن پوشان قرأئتی هستند که جنگ جهانی‌ دوم، دودمان آن گفتمان را، بر باد داد """. اینک پرش اساسی‌ این است. چه کسانی‌ عشیره پارست و کفن پوشان قرائت نازیستی از باستان شناسی‌ هستند؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=68857
مصاحبه ضياء صدقى از دانشگاه هاروارد با غلامحسين ساعدى

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
""" چرا سال تولد هنینگ که ۱۸۷۲ - ۱۹۲۳ برای باستان شناسی‌ و ترکان آزربایجان مهم است؟ """ در اهمیت این واقعیت، بهتر است بدانید که "" کّل تشکیلات باستان شناسی‌ آلمان، بعد از جنگ جهانی‌ دوم، به کلی‌ منحل شد """ چونکه کّل زیربنا و ساختار علم باستان شناسی‌ در آلمان، بر برتری سازی از مردم آلمان با "" برجسته کردن تاریخ و فرهنگ آلمان "" پایه گذاری شده بود، یعنی‌ تمام دم و دستگاه علم باستان شناسی‌ و بدنهٔ آن، به کلی‌ پنجر شد و بعد از جنگ جهانی‌ دوم، باستان شناسی‌ در آلمان، با برجسته کردن وجه انسانی‌ باستان شناسی‌ و تحقیق پیرامون تکامل جوامع انسانی‌ با رویکردی به کلی‌ جدید، پایگذاری شد، باستان شناسی‌ جامعه فارسی‌، هنوز در تار عنکبوتی آلمان دوران نازیزم هیتلری و پیش از جنگ دوم جهانی‌ مانده است، به همین دلیل، این نکتهٔ ظریف، باید برای ترکان آزربایجان، شناسانده شود.
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای همایون سنجری گرامی،
احتمالا من زبان فارسی را خوب متوجه نمی‌شوم.
ولی تا آنجایی که من زبان فارسی را یاد گرفته‌ام، این طور می‌فهمم که وقتی شما می‌نویسید: "منابع مالی یک سایت را ، جماعتی خاص تأمین میکنند و مسئول فنی سایت هم ، یکی از آن همان جماعت است" شما از جماعت خاصی صحبت کرده‌اید که منابع مالی سایت را تامین می‌کنند و اینکه مسؤل فنی سایت که به تاکید بعدی شما من هستم، یکی از این جماعت خاص است که منابع مالی سایت را تامین می‌کنند.
و باز، تا آنجایی که من زبان فارسی را یاد گرفته‌ام، وقتی از مسؤل فنی سایت نام می‌برید، و بجز من کسی این مسؤلیت را به عهده ندارد، برخلاف ادعای بعدی شما که از من نام نبرده‌اید، نام بردن از من است.
آقای سنجری گرامی،
من به بدفهمی عادت نکرده‌ام. اشکال یا از فارسی نوشتن شماست و یا از یادگیری فارسی من و یا حرفهای ضد و نقیض شما و یا شیوه‌ای که برای "نقد" مقاله‌ای

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
از دوستان و دشمنان دعوت می شود به این بخش از نوشته آقای قابوسی توجه کنند، تا عمق دشمنی ایشان را با زبان فارسی به عینه ببینند: «لذادر بازگشت به رابطه اساسی زبان و اندیشه چون نتایج فرهنگی و اجتماعی عمومیت زبان فارسی یعنی تعمیم آن بعنوان زبان عمومی سراسر ایران بد از بدتر بوده و در نهایت منجر به تعطیل عقل ، علم و فلسفه در ایران و لذا وضع اسفناک کنونی به لحاظ عقب ماندگی فرهنگی و اجتماعی شده است » یعنی ایشان معتقد است که حرف زدن به زبان فارسی باعث تعطیل عقل می شود و طبعا همه ما فارسی زبانان عاری از عقل هستیم و البته که این اظهارات به هیچوجه نژادپرستانه نیستند و اگر کسی به آقای قابوسی (که ما بالاخره نفهمیدیم پروفسور است یا دکتر!) چنین نسبتهایی بدهد، ایشان یک تلفن به کیانوش توکلی می زند و ایکی ثانیه آقای توکلی با قیچی بزرگش از راه می رسد و می گوید: «نوشته ات را تدوین کن، اگر آقای قابوسی اجازه داد،

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقاي سنجري متن مقاله را نخوانده در بحث دخالت نکنيد. در متن مقاله نوشته شده که ابن حوقل و کسروي از "اهالي ارمنستان" نوشته اند. و نه ارمني هاي آذربايجان!....

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
از همایون سنجری :
جناب اژدر بهنام گرامی ! یامشکل در فارسی نوشتن من است و یا شما به بدفهمی عادت کرده‌اید.
من چیزی در باره ی شما ننوشته‌ام که اعتراض تان را سبب شود.
من نه از شما نام بردم و نه ( به طریق) اولی مدعی شدم که شما منبع مالی سایت هستید. صحبت از « جماعتی خاص » است که مسئول فنی سایت ( که شما باشید) یکی از آن‌ها است.
همین و بس !

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اگرچه پان ايرانيست ها استدلال سرشان نمي شود. اما براي نشان دادن غرض آنها اين اشاره کافي است که وقتي آقاي سنجري از "اهالي ارمني آذربايجان " مي نويسد، علنأ دروغ مي نويسد. چون در متن مقاله بالا در ترجمه کسروي از ابن حوقل چنين آمده است "زبان مردم آذربایجان و بیشتر اهالی ارمنستان فارسی و عربی است"! حال آقاي سنجري بداند و احمد کسروي و ابن حوقل. آقاي سنجري متن ترجمه کسروي را نخوانده،....
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ابن حوقل به عنوان بازرگان که آنموقع با «کاروان» راه میافتادند، حرکت میکرد. محل اقامت او هم «کاروان سرا ها» بود. افراد مورد تماس نیز «خدمتکاران و افراد دولتی» می توانستند باشند. او با افرادی که به زبان امروزی «با توریستها» سروکار داشتند می توانست برخورد و صحبت کند. از آذربایجانی و ارمنی. او تنها می تواند از وضع «زبان تجاری و دولتی و کتبی» کسان معدودی که با توریستها سرو کار داشتند گزارش بدهد. حکم او در مورد «مردم آذربایجان» =همه ی مردم آذربایجان. فله ای. یا «بیشتر مردم ارمنستان» =بیش از نصف مردم ارمنستان؛ باش چووالدان دانیشماقدی. سخن بی حساب و کتابی ست. و مربو ط به زبان شفاهی مردم نیست.
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای همایون سنجری گرامی،
من قصد شرکت در این بحث را ندارم. تنها می‌خواهم در مورد آنچه که درباره من نوشته‌اید، توضیحی بدهم.
شما نوشته‌اید: "وقتی منابع مالی یک سایت را ، جماعتی خاص تأمین میکنند و مسئول فنی سایت هم ، یکی از آن همان جماعت است، عجیب است که تاکنون ، نام ایران گلوبال، به « تورک لَر گلوبال » تغییر نکرده است."
از آنجایی که تا به حال بعنوان مسؤل فنی سایت شناخته شده‌ام، مبنا را بر این می‌گیرم که منظورتان من بوده‌ام.
به اطلاعتان می‌رسانم که آنچه درباره من نوشته‌اید، نادرست و غیرواقعی است. من بضاعت مالی تامین مالی سایت را، حتی اندک، نداشته‌ام و ندارم. درآمد من به زحمت زندگی بخور و نمیرم را تامین می‌کند و من تا به حال کمک مالی به سایت نکرده‌ام چه رسد به اینکه آن را "تامین مالی" بکنم.
نام کسانی که به سایت کمک مالی کرده‌اند، در این آدرس آمده است:
http://iranglobal.info/node/48548

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تورک لَر گلوبال مناسب تر است.می پسندم

تورک ها ،تورک بودند.
آذری ها تورک بودند.
پارت ها و سومری ها و عیلامی ها هم تورک بودند.

حتماً مادها و پارس ها هم تورک بودند اما تورکی صحبت نمی کردند.

جناب توکلی عجب بازاری راه انداخته اید اینجا
:)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
هننینگ در اول مقاله‌اش می نویسد: اکنون چند قرنی است که شکلی از زبان ترکی در ایالات شمال غربی ایران، آذربایجان و زنجان، به صورت زبان عامه درآمده است. داستان چگونگی نفوذ تدریجی قبایل ترک به این مناطق و، به تبع آن، عقب نشینی و ناپدید شدن نهایی سکنۀ پیشین ناحیه و زبان آن‌ها را مورخ ایرانی، سید احمد کسروی، از روی اسناد و آثار تاریخی پی جویی کرده است. جریان مذکور در سدۀ یازدهم میلادی شروع شده و در آغاز سدۀ شانزدهم به پایان رسیده است. همه همداستانند، و درواقع هیچ گونه تردید جدی در این مورد وجود ندارد، که پیش از ورود ترکان، مردم آذربایجان و زنجان نیز، همانند مردم سایر مناطق ایران، به زبان‌های ایرانی گفتگو می‌کردند.
در ادامۀ مقاله از لمان هوپت یاد می کند که در سال 1898 متوجه گویش مخصوص گلین قیه شده بود که گونه ای از گویش هرزنی است. سپس از ماهیار نوابی تشکر می کند که یادداشت هایش را دربارۀ گویش

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
کسی که کمی مطالعه تاریخ داشته باشد به آنچه که ترکان بر سر آذربایجان و بطورکلی بر سر ایران آورده اند در طوله این هزار ساله کذشته حتی از ترک بودنشان خجل میشوند . البته با از بین رفتن مرزبانان و هجوم ترکان به سرزمین ایران بدبختی ایرانیان از همه اقوام کلید خورد . حال باید فرا دینی مسلکی فرا قومی فرا ایدولو ژ ی به این مسایل برخورد کرد . بعنوانه یک آذربایجانی حکومت هزار ساله این ترکان را عا مل تمام سیاه روزی های ایران و ایرانی میدانم و کم نیستند که نمی خواهند ترک خوانده شوند همانطور که مسلمان هستند اما عرب نیستند .لطفا اینقدر به حکومت جمهوری اسلامی که ترک هستند کمک نکنید کمی مطاله تاریخ بدونه غرض ورزی خوب است اما از دشمنه ایران و ایرانی چه انتظاری میتوان داشت از خیانتی که با نضهت بابک خرم دین شروع شده تا به امروز. مازیار از آزربایجان

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این دیگر از آن حرف هاست! اگر شما در جایی از قدرت عثمانیان ودر جای دیگر از حکومت ترکان در ایران، طلانویسی میکنیدو به باورتان ترکی همان سومری و سومری همان ترکی است، چگونه ترکان این همت و خواست را نداشتند برای خودشان خط و نوشتاری در خور ابداع کنند؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای همایون سنجری!
آقای قابوسی عربی نمی داند. ده ها غلط املایی و انشایی در نوشته های او می توانید پیدا کنید. ترجمه احسان یارشاطر را بر می دارد و به نام خود به گروهی ساده اندیش قالب می کند. این ها دغدغه حقیقت ندارند. گمان نمی کنم کسی در میان هوشمندان آذربایجانی به این جور آدم ها توجهی بکند . حکایت این ها حکایت خود گویی وخود خندی است. بگذارید خوش باشند و عمر خود را با این منم منم گفتن ها و سفسطه ها تلف کنند.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
یوسف گرامی ،
بله، زنده یاد غلامحسین ساعدی در این مصاحبه ها خیلی چیزها گفته که خوش آیند ناسیونالیسم ایرانی نیست.
او از «احساس بی هویتی خود» حرف زده. «انتخاب خود مردم» را قبول داشت.
گفته:«چه بسا کشورهایی که هستند در آینده نباشند و چه بسا کشورهایی که نیسند به وجود آیند». او «ناسیونالیسم ایرانی» را از آغاز دور انداخته بود. و به زبان و فرهنگ خود و انتخاب مردم باور داست. استعمال زبان فارسی به خاطر «ممنوع بودن ترکی» بود. اجبار و اجبار. علت فارسی نویسی او بود. این اجبار به نوعی دلیل فارسی نویسی کلاسیک های آذربایجان هم بود. چون «زبان کتبی و روشنفکری فارسی یا عربی» بود. عملا راه ترکی نویسی بسته بود. اگر کسی هم می نوشت خواننده نداشت.
لینک مصاحبه ی او را داشته باشید لطفا درج کنید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
همایون سنجری :
مورد دیگر . آقای قابوسی می‌گوید :
« بر اساس این ترجمه می بایستی زبان ارمنستان هزارسال پیش فارسی و عربی بوده باشد. در حالیکه زبان ارمنی در ارمنستان سابقۀ شفاهی بیش از هزارو پانصد ساله دارد. چون انجیل هزارو پانصد سال پیش به زبان ارمنی ترجمه شده است!»

جناب آقای قابوسی ! گفت و گو بر سر آذربایجان و اقلیت ارمنی در آذربایجان است! نه ایالت ارمنستان! فهم این موضوع هم نباید زیاد مشکل باشد!

گفتنی در مورد مقاله ی آقای قابوسی ( به‌خصوص وارونه نویسی های ایشان در مورد هنینگ ) بسیار است که اگر فرصت کردم و ضرورتی در کار بود، در نوشته‌های دیگر به آن خواهم پرداخت.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
همایون سنجری :
دنباله کامنت :

همانطور که می‌بینیم ، صحبت از زبان واسط و ارتباطی بین مردم آذربایجان و اقلیت ارمنی در همان آذربایجان است. ابن حوقل می‌گوید ، این زبان ارتباطی فارسی است.
اگر در آن زمان، زبان مردم آذربایجان ترکی می بود، برای ارامنه آسان‌تر بود که ( در محیطی ترکی زبان )برای ایجاد ارتباط، ترکی بیاموزند ، نه فارسی. که در این صورت ، زبان واسط و ارتباطی ترکی بود ، نه فارسی .
آیا فهم این موضوع این‌قدر سخت است؟ یا مشکل در بلندی دیوار حاشای آقای قابوسی است.
به علاوه ، ابن حوقل که از زبان‌های فارسی ، ارمنی و عربی در نوشته اش نام برده است ، حتی یک بار نگفته است که زبان مردم آذربایجان ترکی است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
از همایون سنجری :
به دلایل عدیده ، رغبتی برای نوشتن در اینجا ندارم. عمده ترین آن ، استبدادی است که بر ایرانگلوبال حاکم شده است.بیهوده نیست که در کامنت ها ،تنها نام جماعتی خاص به چشم می آید و از کامنت گذاران و نویسندگان سابق سایت هم ، به ندرت کسی در اینجا باقی مانده است.
وقتی منابع مالی یک سایت را ، جماعتی خاص تأمین میکنند و مسئول فنی سایت هم ، یکی از آن همان جماعت است، عجیب است که تاکنون ، نام ایران گلوبال، به « تورک لَر گلوبال » تغییر نکرده است.
به هر حال،دوست عزیزی می‌گفت که باز آقای فرهاد قابوسی ( با نام مستعار ف. آگاه ) در ایران گلوبال شلتاق کرده است و برای اثبات ادعایش ، مقاله ایشان را به من نشان داد. با نگاهی مورب به آن ، دیدم که جناب ایشان ناشی گری کرده است و در یکی از زیر نویس ها نام حقیقی اش را لو داده است : http://www.iranglobal.info/node/45176

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان..همانطور که ملاحظه میکنید دعوا بر سر (( املاء و دیکته )) است. موضوع بحث اصلآ از بین رفته است ولی بعضی ها ( سواد و آگاهی )) را در دیکته درست می دانند...یادش بخیر استاد ( بیو مکانیک) ما در اسکاتلند هر چند وقت در موقع تدریس, اگر هجی کردن یک کلمه را نمی دانست از دانش آموزان سوال میکرد که این کلمه را چطوری بطور صحیح می نویسند. ولی هیج دانشجوئی به این استاد فقط تنها بخاطر اشتباه املائی از دید حقارت نگاه نمی کرد. چون اشتباه املائی دلیل بر بی سوادی شخصی نمی تواند باشد. تازه ما بیماریهای مثل Dyslexia داریم که حتی دیدن حروفات ترتیب داده شده یک کلمه به این بیماران سخت است. استیون هاوکینز حتی نمی تواند حرف بزند. اشخاصی که کسروی را تنها زبان شناس در باره زبان ترکی می دانند, بدانند که خود کسروی هم میدانست که آنچه که در باره زبان ترکی می نویسد , اشتباه هست. ولی کسروی بخاطر ایده های
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
متن جدید نویسنده جایگزین شد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای ایستا چرا ول کن معامله نیستید. آقای آگاه اگر ادعا میکنید صاحب مدرک دکترای فیزیک کوانتوم هستند که دارنده عقل سلیم به علم و دانش ایشان نمی تواند گیر بدهد و برچسب بی سوادی بزند. نوشتن بد و بیراه بدون غلط املائی و دستوری بسیار ساده است اما بیان مفاهیم ثقیل آنهم به زبان بیش از حد ناقص فارسی کار سختیست و اشتباهات اجتناب ناپذیر. بخصوص اگرایشان به مطالعه به زبان فارسی هیچ نیازی ندارند و صرفا از آن جهت مبارزه استفاده میکنند. تا زمانیکه که مردم ما زبان کتبیشان به ترکی تغییر پیدا نکرده است ما اجبارا به لسان فارسی خواهیم نوشت و لیکن بعداز آن ما را به شما و امثال شما کاری نخواهد بود. کار شما بیشتر عقده گشائیست. بنظر می رسد از اینکه انگ بیسوادی به تحصیل کردگان و فرهیختگان میزنید لذت روحی می برید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
میگویند سفره باز نشده بوی مشگ میدهد. جناب آگاه، اگر شما سکوت میکردید بهتر بود. شما نه تنها زیق را اشتباه نوشته‌اید بلکه در فارسی نوشتن نیز سبک yaradiciliq را بکار میبرید. نوشته‌اید« مطلب را خواستم وبعد از مدتی برایم با تلکس بدستم رسید». درستر آن «مطلب را خواستم و بعد از مدتی با تلکس بدستم رسید». و یا مطلب را خواستم وبعد از مدتی آنرا با تلکس دریافت کردم. امیدوارم در بیان مسائل فیزیک دقیقتر باشید. ولی زیاد هم بیراه نرفته‌ای. Übung macht den Meister
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
- با پیدا کردن چند جمله از لهجه ی «تاتی یا مانند آن» در این کتاب آن کتاب ، یا چند «روستا» اینجا و آنجا ؛ و یا چند نفر با زبان کتابت ، از دیدگاه علمی نمی توان گفت زبان شفاهی اکثریت مردم مثلا تات بود. کاری که «ایران پرستی» میکند. این کار ربطی به علم ندارد.
بل به «ناسیونالیسم و ایده لوژی ملیگرایی مربوط است. «ربط دادن علم به ایده لوژی» متد یک قرنی ناسیونالیسم ایرانی ست. این کار خلاف علم و منطق است. اگر عمدا صورت گیرد-که میگیرد- کلاه گذاری ست. و خریدار ندارد. «شیادی شبه علمی» شناخته شده است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام-من هیچ وقت ازتعدادی که خودرابه خواب زده اند،توقع بیدارشدن نداشته ودوست هم ندارم که آنهاراازخواب خودخواسته بیدارشان کنم.
تنهامسئله اینجاست که این افرادهم خودشان میدانندبیدارندوهم مامیدانیم آنهابیدارند،ولی صلاح ونفع خودرادراین حالت ماندن رادوست دارندومیدانند.
مادردوره دبستان سال 1338یک معلمی داشتیم رشتی وگیلک وبالهجه غلیظ بود.اولاماوبچه های منطقه کلاتورک بودیم .هروقت دیکته میگفت بجای ..و.. میگفت .وی .ماهم وی مینوشته واین آقامعلم هروی رایک غلط میگرفت وفکرمیکردماعمدا وی می نویسیم.
درصورتی که وظیفه داشت یک بارغلط گرفته ولی حتی خودش هم نمی فهمیدکه خودش این ..و..لامذهب را..وی..تلفظ میکند.
حال کارماهم بابعضی ازدوستان دقیقا مسئله این معلم گیلک شده حتی خودشان هم نمی فهمند که صدسال است حقوق حقه ملتهای
مختلف رازیرپاگذاشته وآنهاهم حق دارنداشتباه بنویسند.حتی حق دارندمبارزه منفی کرده وعمدا

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای فرهاد قابوسی(ف.آگاه)، غلط های املایی مقاله تان را به گردن "تایپیست" مربوطه انداختید. اما در همین کامنت توضیحی که در حال "مسافرت" نوشته اید نیز واژه "ضیق" را با "ز" مرقوم نموده اید. آیا "تایپیست" خود را در سفر نیز همراه میبرید؟! با این حد از سواد چگونه از زنده یاد احمد کسروی "غلط عربی" میگیرید؟! خدای داند! آخر واژه های "بضاعت" و "ضیق" هم عربی هستند که شما حتی نمیتوانید آنها را درست بنویسید!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای ائلیار حق با شماست حتما در ١٠٠-٢٠٠ آینده هم خواهند گفت زبان آذربایجان فارسی « دری » بوده و مثال خواهند آورد که رضا براهنی و یا غلامحسین ساعدی و امثالهم آثارشان به فارسی است و در ضمن یک مصاحبه جالب با غلامحسین ساعدی توسط آقای ضیاء صدقی در سال ۱۹۸۴ در پاریس انجام شده است که در آنجا در مقابل اصطلاح تجزیه طلب غلامحسین ساعدی از استقلال طلبی دفاع میکند و مثال میاورد که در یک اطاق اگر دو نفر بخوابند و یکی خرانا بکشد و مذاهم خواب دیگری شود باطب آن دیگری اطاقش را عوض میکند .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب رازی، خوشبختانه امروزه انواع راسیسم در ایران معاصر توسط روشنفکران و اکادمیستهای ضد تبعیض مورد مطالعه قرار گرفته است. مثلا در مورد این نوعش که شما پیش میبرید، دکتر علیرضا اصغرزاده مینویسد:
”8ـ نژادپرستی دموکراتیک
نوعی از راسیسم است که با گرفتن ژست های دموکراتیک و با استمساک به گفتمان های به اصطلاح مترقی وجود سیستم نژادپرستی را انکار می کند. مثلاً بعضی از افراد منتسب به گروه های چپ، فمنیستی یا لیبرال در جامعه ایران با عنوان کردن مسائلی از قبیل عصر گلوبالیزاسیون، ادبیات و عناوین مترقی، دیسکورس های ضد نژادپرستی را قوم گرایی و قبیله گرایی قلمداد می کنند. عاملان و مجریان راسیسم دموکراتیک، نژادپرستی موجود در جامعه ایران را انکار می کنند؛ فعالان ضدنژادپرستی را عقب مانده و خودشان را خیلی مترقی محسوب می دارند؛ حوزه ستم خودشان را در اولویت قرار می دهند ولی مطرح کردن حوزه های ستمی و

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای ائلیار،
شما چرا همه چیز را به هم مخلوط می کنید. اولاً آقای جوادی خودش می تواند از خود دفاع کند. ثانیاً آنچه من از جامع الالحان نقل کردم، به زبان فارسی نیست، به زبان محلی تبریزی است. در آن زمان که این زبان به نص عبدالقادر مراغی در تبریز رایج بود و زبان محلی بود، کاتبان به زبان فارسی می نوشتند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
.آقای ایستا حتما جریان تشریف فرمائی هاخو ها « سلاو های ....» که فارسها هخامنشی ها مینامند را میدانی که وقتی تشریف آوردند تمام تمدن سومری را ویران کردند کتاب «در تاريكى هزاره ها » اثر ایرج اسکندری
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
-در مقاله ی جوادی « زبان کتبی چند نفر» به جای « زبان شفاهی یک خلق» نشسته ؛ و به حساب آورده شده است.
-در مقاله ی ف.آگاه این کار انجام نگرفته و آنرا «غیرعلمی» دانسته.
-حق با آگاه است. زبان کتبی چند نفر زبان شفاهی یک خلق نیست.
- اکنون در آذربایجان زبان کتبی میلیونها آدم فارسی ست. اما زبان مردم « ترکی آذربایجان» است و ربطی به زبان کتبی ندارد.
زبان کتبی داستان جداگانه دارد که میدانیم.
ادعای جوادی «صحیح» نیست.

وظیفه ی دفاع کنندگان از ادعای جوادی ست که بیایند و «کار ناصحیح و غیر علمی» خود را پذیرفته و پوزش بخواهند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 

پاسخ: خوانندگان محترم! این مطلب را طبق معمول به جهت ضیق وقت یکی از دوستان کمک کرده و برای من با کی بورد لاتین تایپ کرده بود. که حروف عربی (فارسی) قابل تایپ ولی قابل رویت نیستند. من چون در مسافرت بودم، و دایم دسترسی به اینترنت نداشتم. تلفنی مطلع و متوجه شدم که گویا تصحیحاتی که تلفنی خواسته بودم و انجام شده بود کافی نبوده اند. مطلب را خواستم و بعد از مدتی با فاکس بدستم رسید. دوباره مطالعه کردم. دیدم یکی دو مورد نظیر "صفوة" و "بضاعت" هنوز باید تصحیح شوند. متن تصحیح شده را برای تعویض فرستادم. با احترام آگاه.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای انزابی برای دیگران ایراد املائی میگیری ولی خودت اما را ااما نوشته ای .یعنی اینکه در مقابل منطق و استدلال نویسنده کم آورده ای و رفته ای با الفبا بازی میکنی . از یاد نبر که زبان فارسی را به زور بما یاد داده اند و اسمش است زبان اجباری .و برای ما غیر فارسها زبان بیگانه است مثل زبان انگلیسی و آلمانی .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ائلیار،
این ها را به آقای قابوسی بگویید که با آن «بضائت» ی که در عربی دارد به عربی کسروی ایراد می گیرد و او را متهم به بدفهمی می کند. ااما به جای مظلوم نمایی بیایید جواب سؤالات اساسی کاربران را بدهید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب ایستا, بضاعت کلمه عربی است و آنطوری که شما آنرا تلفظ میکنید, بضائت نوشته میشود.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
حقارت نگاه -حقارت اندیشه:
گاهاً حقارت نگاه، نشانه ی حقارت اندیشه است.
اندیشه ی «تبعیض گرانه» در مقایسه با اندیشه ی «عدم تبعیض» «حقیر» است. نگاهی که براساس اندیشه ی تبعیض گرانه به «رفتار و پدیده ها و کار» میشود نیز به همین پایه «حقیر» است.

- صدها سال است که دیوان حافظ «ادیت» میشود هنوز پایان نیافته است. کتاب فردوسی هم همینطور است. و اثرهای دیگر.
-اسماعیل خویی در مقاله ی بلندی «خبط های شاملو» در کلمات و جملات را توضیح داده.
-ساعدی میگوید «چیزهایی که من می نویسم یکی باید باشد که ادیت کند» نقل به مضمون.
- از شاملو نقل است که گفته «بوف کور را میخواستم ادیت کنم که صرف نظر کردم» نقل به مضمون.
- وجود شغل«ادیتوری» در کار نوشتن و نویسندگی.
- ادیتوری در روزنامه نگاری.

اینها واقعیاتی ست که نشان میدهد «اگر شخص ادیب هم باشد نیاز هست که نوشته اش ادیت شود».

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آآقای رازی باز هم کم آورده ای و رفته ای دنبال ادبیات سیاه کن تا حقایق دیده نشود و از کلماتی که زیبنده برای شونیزیم فارس و تمامیت خواه مثل «نژادپرستان افراطی» برای مدافعین حقوق برابر برای ملل تحت ستم استفاده کرده ای در منطق شما و امثالهم اگر کسی به ظلم و ستم و دروغ و نیرنگ و جعلیات شاه-خمینی اعتراض بکند عشیره پرست - تجزیه طلب - نژاد پرست افراطی و امثالهم است حال آنکه اگر یک روز جای و جایگاه خود را با یک عرب و یا ترک در جامعه عوضی کنی خواهی فهمید که معنی مبارزه با شونیزیم و تمامیت خواه چیست .حدود ١٠٠ سال است که با تمام قوا و امکانات دولتی برعلیه ترکها هر آنچه که ظلم هست در مکانی که ایران نامگذاری شده « نامگذاری توسط انگلیسهاست » روا شده باور کنید اگر ما ترکها ١٠٠ روز این اعمال کثیف را بر علیه فارسها روا میداشتیم بلافاصله شعار یا مرگ یا استقلال فارسها بلند میشد و آنوقت جنابعالی و

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای رازی،
حق با شماست: کار این مملکت با احمدی نژاد‌ها به همین‌جا می رسد. طنز روزگار را ببینید: آقای قابوسی به عربی کسروی ایراد می‌گیرد، کسروی که همۀ عربی دان‌های بزرگ زمانه‌اش مثل قزوینی سواد عربی اش را ستایش می‌کردند. او در مجلۀ العرفان صیدا مقاله به عربی می نوشت. حالا آقای قابوسی که بضاعت را بضائت می نویسد (از این جور غلط ها در نوشته های او خیلی می شود پیدا کرد) آمده به کسروی ایراد می گیرد که ابن حوقل را بد ترجمه کرده است. به قول معروف، در دیزی باز است! وقتی در بارۀ زبان آذری مثال از اردبیل می آورند، این ها (پان ترک ها) می گویند آنجا مرز است و دلیل نمی شود. وقتی مثال از گلین قیه و دیگر جاها می آورند، می گویند مردم آنجاها از جاهای دیگر ایران آمده بودند. وقتی از تبریز مثال می آورند، مثل مثالی که از جامع الحان عبدالقادر مراغی آوردم، لابد می‌خواهند بگویند ما که به گوش خود نشنیدیم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در جواب ملالقتی ها, پیشنهاد میکنم از استعمال کلمات فارسی ساخته شده توسط فرهنگستان زبان فارسی حتی الامکان خودداری کرده و از لغات عربی قدیمی استفاده کنیم. آقایان ظاهرا در اروپا تنها حضور فیزیکی دارند و هنوز مطالعاتشان به زبان بشدت آلوده و جهان سومی فارسیست, تصورشان از علم همان دیکته دبستانیست و استنباطشان از نقد, گیردادن به طا دسته دار و یا ضاد ضالین می باشد!!!. همانند پیروان دین کهریزکی, می خواهند مارا بار دیگر به باطلاق و فیلتر مطالعه منابع به زبان خودشان بکشانند. فقط در کتابخانه بریتیش لایبرری 14 ملیون عنوان کتاب است , در حالیکه تنها 22 هزار عنوان کتاب به زبان فارسی در ایران و جهان موجود است که تازه بیشترشان بشدت راسیستی و یا کتب ضاله دین کهریزکیست. مطالعات ما به انگلیسی, المانی , فرانسه و دیگر زبانهای توسعه یافته است نه لسان اولترا مبتدی فارسی.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای ف. نگاه یا همان فرهاد قابوسی در مقاله بالا نوشته اند: " به سبب بضائتی که راقم در علم دارم...". به ایشان میگویم که بضاعت شما در علم از همین واژه "بضاعت" که به غلط بجای "ع" با همزه نوشته اید پیداست! آقای قابوسی، لطفا درکنار نظرپردازی های زبانشناسانه و تاریخی و ادبی و ... کمی هم دیکته کار کنید تا بضاعت علمی شما در اثر غلط های املایی ابتدایی زیر سوال نرود. به این منظور مطالعه کتاب های کلاس دوم تا ششم دبستان را به شما توصیه میکنم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب انزابی گرامی، من بارها و بارها در اینجا نوشته ام که متأسفانه پرچم مبارزه با تبعیض را نژادپرستان افراطی بدست گرفته اند. ولی آنچه که در این بحثهای شبه علمی باعث تأسف بیشتر است، "احمدی نژادیسم" این زبانشناسان نوظهور است:
1. درست مانند احمدی نژاد آنها هم مخالفین فکری خود را نادان و ناآگاه می دانند و به بقال و چقال و اگر هم نشد به ننه جان خودشان استناد می کنند،
2. درست بمانند احمدی نژاد متخصص اختراع آمار تقلبی هستند و پدیده نوظهور جهان علمشان در زمینه آمار فارسی زبانان ایران مقلد وزیر احمدی نژاد است،
3. درست مثل احمدی نژاد هر سندی را که نپسندند "کاغذپاره" می نامند (احمدی نژاد هم قطعنامه ها را ورق پاره می نامید)،
4. درست مثل احمدی نژاد فکر می کنند علم بازیچه است (شباهت دختر 13 ساله ای که در زیرزمین خانه اش انرژی هسته ای تولید کرده بود، با زبان شناس شدن یکشبه این دوستان حیرت انگیز است!)
تصویر ماندگار، خبرنگار آزاد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب جم گرامی، عبارت " در مغز متحجر خود فرو کنید" خطاب به شخصی معین، که شما در کامنت خود به کار برده اید، توهین آمیز است و به این دلیل نقطه چین شده است. مشکل، تنها واژه ی "تحجر" نبوده است. توهین، از هرکس که باشد منتشر نخواهد شد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای رازی عزیز، بحث با پان ترک ها بیهوده است. تاکنون محققان آذربایجانی و ترک و غربی و ایرانی دربارۀ زبان باستان آذربایجان آن همه دلیل و مدرک آورده اند، این ها بازهم می گویند که زبان مردم آذربایجان پیش از آمدن ترک ها ترکی بوده. خودشان تاکنون یک مدرک برای اثبات نظر خود ارائه نکرده اند. یک بیت شعر از یک منبع موثق یا یک جمله به زبان ترکی به ما نشان بدهند که مربوط به پیش از آمدن سلاجقه باشد. حکایت این ها حکایت شعر مولاناست:

آن يکي پرسيد اشتر را که: هي
از کجا مي آيي اي اقبال پي؟
گفت: از حمام گرم کوي تو
گفت: خود پيداست از زانوي تو!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به همت ترکان آزربایجان، "" قرائت جدیدی از زبان با استناد به زبان شناسان دنیا و آثار باستانی "" در حال شکل گیری است که "" در حال پس زدن قرائت شیفتان آخوند کسروی "" از زبان است. این قرائت، از آنجاییکه بر علم تکیه دارد در حال پیروزی بر "" قرائت یک جانبه و به شدت سیاسی شده سیستم فارسی‌ "" است. در جامعه فارسی‌، زبان شناسی‌، تحقیق و بررسی آثار باستانی، هیچوقت از متد علمی‌ پیروی نکرد، اینگ با یافته‌های جدید علمی‌، زاویه و پنجره جدیدی، در حال بزرگ کردن گسست "" قرائت جامعه فارسی‌ "" با "" قرائت دیگران مخصوصا ترکان آزربایجان "" از مقوله‌های زبان و آثار باستانی است. به عصر انقلاب اطّلاعات خوش آمدید، آخوند کسروی و جامعه شناسان کفن پوش کسروی را با "" تابوت قرائت جامعه فارسی‌ از مقوله زبان "" دوباره دفن خواهیم کرد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
شخصی که حتا ازبکار بردن اسم مستعار پرهیز دارد، خطاب بمن نوشته است: ( چون ایران هیچگاه محل زندگی ترکها نبوده و فقط میزبان... بوده... بیگانگان که .... خواهان تجزیه منزل صاحیخانه هستند، باید این کشور را ترک کنند.) پایان نقل قول. باید به این شخص بینام که بنظر میرسد، از تاریخ آگاهی چندانی ندارد، گفت: عزیزجان، اگرهمان تاریخ ایران را مطالعه بکنی بزودی آگاه میشوی که همان سلاطین ترکان که جنابعالی آنان را مهمان نامیدی، بیش از 1200 سال یعنی از هزاره های دوراز سلسله پادشاهان غزنویان مثل سلطان محمود غزنوی گرفته....، تا اشکانیان، سلجوقیان، افشاریان، صفویان، و همچنین سلسسه پادشاهان قاجار تا هشتاد سال پیش بر جغرافیای موسوم به ایران فرمانروائی میکردند. و اکنون سئوال اینست در طی این مدت فارسها کجا بودند؟ آقای بینام! حد اقل تاریخ جغرافیای ایران را مروری بکن! خیلی چیزها دستت میآید. روشن میشوی.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای مسئول کامنت، این جمله ناقص " ( آقای جوادی این را.... که من از پدر و مادر ترک زاده شده ام)" چه معنی میدهد؟ شما با حذف نیمی از جمله آنرا ناقص کرده ای. اگر به زعم خودتان واژه " متحجر" را توهین به شرف مبارک عباس آقا، بحساب میآوری، پس چرا نصف جمله را حذف و آنرا ناقص میکنی؟ در ثانی از کی بکار بردن کلمه "تحجر" توهین تلقی میشود؟ اگر چنین است باید تقریبا کل نوشته های آقای ناصر کرمی، اقبال اقبالی،... و امثالهم را که دائما به خلقهای دیگر تمسخر واهانت میکنند، دور بریزید. آیا این کار را میکنید؟
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ف.آگاه گرامی،
متن جدید شما جایگزین شد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
فرض کنیم همه آن چیزهایی که نوشتی درست باشند ، فقط باید بدانی که محل زندگی فعلی خانواده ات در ایران ، اشتباه است و بوده ، چون ایران هیچگاه محل زندگی ترکها نبوده و فقط میزبان عده ای محدود ترک بوده . ایران محل زندگی اقوام ایرانی بوده و خواهد بود ، بیگانگان که خود را مهمان نمی شمارند و خواهان تجزیه منزل صاحیخانه هستند، باید این کشور را ترک کنند .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
فرض بگیریم تمام دانشمندان، زبان شناسان و تورک لوگهای دنیا، و جهان تورک از آذربایجان، ترکمنستان، قزاقستان و ترکستان شرقی گرفته ، تا تورک لوگ های سیبری، تاتارستان، شبه جزیره کریمه، تا تورک لوگهای کشورترکیه تا جزیره قبرس، همه در مورد فرهنگ و تاریخ و زبان نسلهای خود دروغ میگویند و فقط آقاعباس جوادی راست میگوید. آقای جوادی این را.... که من از پدر و مادر ترک زاده شده ام. و در خانواده خود بزبان ترکی صحبت میکنم. و در کوچه و بازار با مردم به زبان ترکی صحبت میکنم. و نسل و اجدام نیز ترک هستند. برای من اهمیتی ندارد که عباس آقا، بنا به مصلحت سیاسی برای حفط تداوم سلطه گری پانفارسیسم و پان ایرانیسم، در جغرافیای موسوم به ایران از خود فلسفه بافی میکند! عباس آقا!! من ترکم! زبان ترکی است، اصل و نسبم ترکند. و تاریخشان به هزاره های دور میرسد، و اجداد آنان نیز ترک هستند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به نظر من تمام نوشته آقای آگاه (و شاید هم آقای قابوسی) را در این جمله می توان خلاصه کرد: "به سبب بضاعتی که راقم در علم دارم". برای ایشان و دیگر آلمانی زبانها می نویسم:
Einbildung ist auch eine Bildung!
اظهار نظر در باره بقیه فرمایشات ایشان را به شیفتگآن اصالت نژاد ترکی و باستان پرستان ترک وامی گذارم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
پاسخ دندان شکنی بود برای همه کسانی که به خاطر مسائل سیاسی و نژادی چشم خودشان را بر روی اخلاق و انسانیت می بنندند و از هر گونه تحریف و دروغ پراکنی ابایی ندارند .تشکر فراوان
امیداورم روزی فرا برسد که حقوق فرهنگی ، زبانی ، نژادی ، مذهبی ، .... انسان ها فدای مصلحت و سیاست و نژاد پرستی نشود .
متاسفانه در ایران به خاطر مسائل سیاسی و مصلحتی دروغ پراکنی به یک سرطان غیرقابل مهار تبدیل شده تا جایی که در طول یک روز یک نفر از شمر می تواند به امام حسین تبدیل شود یا یک ملت از یک هویت به هویت دیگری تبدیل شود !!!
اگر مصلحت بر ترک بودن باشد اذربایجان ترک خواهد بود و هزاران مقاله نوشته خواهد شد و اگر مصلحت بر تات یا کرد بودن باشد هزاران مقاله توسط همان نویسنده ها بر تات و کرد بودن مردم اذربایجان نوشته خواهد شد و آنچه به اندازه یک کیلو شلغم هم اهمیت ندارد هویت واقعی ملت ها و حقوق به حق آنهاست .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آخر باید از این حضرات که سنگ زبان آذری را به سینه میزنند باید پرسید آیا یک - دو جمله و یا یکی دو سطر نوشته ای به این زبان غایب میتوانید نشان دهید و در ضمن مگر این زبان عقیم دری « فارسی» که گفته میشود مادر بزرگ زبان به غیبت رفته آذری است چه گلی بسر مردم فارسستان - افغانستان و تاجیکستان زده که یک عده مرگز گرا افتاده اند سر ملت ترک آذربایجان که در هزار سال قبل اجداد شما بزبان دیگری صحبت میکردند و چون این زبان شایسته انطباق با جامعه را نداشت و مثل زبان پهلوی به غیبت تشریف فرما شده و حتما روزی روزگاری تشریف خواهد آورد و شما ملت ترک زبان را بمانند فارسستانی ها افغانستانی ها و تاجیکیستانی ها به انکشاف و تعالی جامعه دموکراتیک دری زبانی هدایت خواهد کرد. کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی . حضرات خیلی زبان شناس اول فکری به حال این زبان عقیم دری «فارسی » بکنید ، مابقی از جمله زبان مرده آذری .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
می گویند در یونان قدیم ریاضیدانان, قادر به حل جذرعدد 2 نبودند. یکی از آنها مدعی شد که جذرعدد 2 یک است. از او خواستند که در جلسه ریاضیدانان ادعای خود را ثابت کند. مثلث قائم الزاویه متساوی الساقینی با فرض ساق های مثلت بعنوان واحد ساخت و وتر را اندازه کیری کرد فهمید ک واحد نیست. شروع کرد به تراشیدن!!! آنقدرتراشید که به واحد نزدیک شد اما دیگر مثلث قائم الزاویه نبود!!!! ودر جلسه اثبات نظرش, بحث اصلی قائم الزاویه نبودن مثلث بود که موجب خنده و استهزا دیگر ریاضیدانان شد. کار آقای جوادی خیلی شبیه عمل این ریاضیدان است. اوشواهد و قرائن را می پیچاند تا در راستای تفکر سیاسیش قرار دهد!!!! اصرار وی در نفی حقوق مادرزادی جمعی و فردی انسانها, که در قطعنامه های سازمان ملل پذیرفته شده, نظراتش را کاملا سیاسی کرده ویافتن ارتباط مقالاتش با زبان و زبانشناسی را مشکل ساخته است.یعنی مثلث دیگر قائم الزاو یه نیست!!!

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری