حقوق بشر، بازیچه دست قدرت‌های سلطه‌گر!

در روزهای اخیر، به دنبال امضای توافق نامه بین قدرت های بزرگ جهانی و رژیم جمهوری اسلامی در زمینه مسائل هسته ای، نمایندگان رسمی و هیات های تجاری فرانسه، آلمان، ایتالیا و... یکی پس از دیگری به سرعت خود را به تهران رسانده و برای جلب نظر سردمداران آزادیکش رژیم جمهوری اسلامی، هر فن و ترفندی که بلدند؛ به کار می بندند. هیچ کدام از آنها نمی خواهد از کاروان؛ عقب بماند. چیزی که در این مسافرتها و ملاقات ها منظور نظر و مورد علاقه هیات های اعزامی نیست؛ همانا پایمال شدن آشکار حقوق اولیه انسانی...

دوران آشفته ای است که درآن؛ کلمات و عبارات در اغلب موارد معنای حقیقی خود را از دست داده اند. زمانی بود امپریالیسم مترادف بود با صدور سرمایه، کسب سودهای کلان، غارت بیرحمانه هستی توده های زحمتکش در سرزمین های تحت ستم و دست یازیدن به جنگ های خانمانسوز به منظور بسط و گسترش مناطق نفوذ. ماهیت ارتجاعی و انگلی امپریالیسم را در طول صد سال گذشته، اندیشمندان مدافع منافع کارگران و زحمتکشان؛ بارها گوشزد کرده اند. این روزها از جانب گرایش های فکری متمایل به بقای نظام  ظالمانه سرمایه داری و محافل وابسته به امپریالیسم، کوشش به عمل می آید که قدرتهای غارتگر امپریالیستی را به مثابه دوستان دلسوز توده های تحت ستم جهان، حامیان حقوق بشر و نیروهای طرفدار صلح و آزادی و عدالت نشان دهند.

در روزگارانی نه چندان دور، افکار عمومی در مشرق زمین، امپریالیستهای انگلیس و فرانسه را به خاطر نقض آشکار حقوق بشر در مستعمرات و کشورهای  اسیر و در بند، محکوم میکرد. آن روزها هنوز چهره امپریالیستی امریکا  در کشورهای  آسیا و آفریقا خوب شناخته نشده بود. پس از جنگ  جهانی دوم که منجر به شکست فاشیسم هیتلری گردید،امریکا که از جنگ جهانی  قدرتمندتر بیرون آمده بود، دولت های استعماری انگلیس و فرانسه را عقب رانده و به قدرت  اصلی امپریالیستی در دنیا، مبدل شد.  نخستین اقدام  تجاوزکارانه  مهم امریکا در سالهای پس از جنگ  جهانی دوم ، همانا  تبانی و سازش با امپریالیسم انگلیس به منظور سرنگون ساختن حکومت ملی مصدق بود . پس از کودتای 28 مرداد سال 1332 توسط  سیا و سازمانهای جاسوسی انگلستان، کمپانی های نفتی آمریکائی 40 در صد از نفت ایران را  تصاحب کردند. در حالیکه  آمریکا در سال های پس از جنگ جهانی، به تدریج جای انگلستان را در ایران میگرفت، در ویتنام نیز  امپریالیسم فرانسه، خسته و ناتوان از ادامه جنگ مستعمراتی علیه خلق  بپاخاسته این کشور، میدان را برای امپریالیسم تازه نفس آمریکا خالی می کرد. تجاوز امپریالیسم  آمریکا به حقوق بشر در ویتنام آنچنان آشکار و دهشتناک بود که خشم جهانیان را همه جا علیه این قدرت تجاوزگر امپریالیستی برانگیخت. در سرکوب مبارزات حق طلبانه خلق ویتنام، امپریالیسم امریکا به هر جنایت و آدمکشی دست یازید و بیش از یک میلیون و نیم از اهالی ویتنام را با ریختن بمب های ناپالم و پیاده کردن بیش از پانصد هزار سرباز تا دندان مسلح، به وحشیانه ترین وجهی کشتار کرد. در سال های آخر این تجاوز امپریالیستی، در داخل آمریکا جنبش اعتراضی علیه  ادامه جنگ، دامنه گسترده ای پیدا کرد. مردم آمریکا با شرکت فعال در تظاهرات عظیم  ضد جنگ؛ مخالفت خود را علیه  سیاستهای توسعه طلبانه دولت خود؛ ابراز می داشتند. تا اینکه  در سال 1975، ارتش  تجاوزگر آمریکا، شکست سختی را از خلق ویتنام متحمل شده و در نهایت خواری؛  مجبور به ترک خاک این کشور گردید.

در طول نیم قرن گذشته؛ آمریکا به ده ها کشور جهان لشکر کشی کرده و به خاطر  بسط و توسعه منافع آزمندانه خود ، به انواع بهانه ها در امور داخلی  این کشورها دخالت کرده است. در تمام این لشکرکشی ها و تجاوزات علنی  به استقلال و آزادی کشورهای تحت ستم، چیزی که هرگز برای امپریالیسم آمریکا و متحدینش معنا و مفهومی نداشته، همانا رعایت موازین حقوق بشر بوده است.  در همین چند سال گذشته، آمریکا به بهانه های مختلف به خاک افعانستان و عراق لشکرکشی کرده و هزاران تن از ساکنین ستمدیده این دو کشور را به منظور پیشبرد اهداف امپریالیستی خود، بیرحمانه کشتار کرده است. در نتیجه تجاوز آمریکا و متحدینش به خاک عراق و افغانستان، ویرانی بی حد و حصری  بوجود آمده و  تعداد بی شماری از اهالی بی پناه این دو کشور از بین رفته اند. در عین حال، آمریکا با استفاده از هواپیماهای بدون خلبان، در پاکستان و افغانستان و دیگر کشورها بنام مبارزه با "تروریسم"، جنایات بیشماری مرتکب شده است. در موارد مختلف، صدها تن از انسانهای ستمدیده، هدف این هواپیماهای بدون سرنشین آتش زا شده و بهلاکت رسیده اند. تعداد بیشماری نیز در نتیجه  حملات غافلگیر کننده این هواپیماها زخمی شده و انبوه کثیری از اهالی به امراض روحی آزار دهنده  مبتلا گردیده اند.

آیا این تجاوزات آشکار به سرزمین های مختلف، این کشتارها و این ویران کردنها، پایمال ساختن آشکار حقوق بشر نیست؟ آمریکا چه  حقی دارد که هر وقت اراده میکند، به این یا آن کشور لشکرکشی  کرده و  سبب کشتار و ویرانی های بیشمار گردد؟ راستی چه کسی این حق را به آمریکا و متحدینش داده است؟ باید دید امپریالیسم آمریکا و دیگر قدرتهای سلطه گر، از اینهمه لشکرکشی ها و تجاوزات آشکار نظامی، چه اهدافی را دنبال میکنند. آیا  قدرتهای امپریالیستی به منظور دفاع از حقوق بشر و احترام به نوامیس انسانی؛ به این تهاجمات خانمانسوز دست میزنند؟ آیا  این عاشقان سینه چاک "دموکراسی" از اینکه  رژیم های سرکوبگر و ضد مردمی در این یا آن کشور اسیر و در بند در راس قدرت می باشند، احساس  رنج و ناراحتی می کنند؟ تاریخ پرحوادث هفت دهه پس از جنگ جهانی  دوم، به روشنی نشان میدهد که آنها هرگز دغدغه ای از پایمال شدن حقوق ابتدائی انسانها در این یا آن نقطه جهان نداشته اند. آمریکا که اینهمه سنگ دفاع از حقوق بشر را به سینه میزند؛ همه جا با نهایت جدیت از بدترین  پایمال کنندگان حقوق بشر، حمایت کرده و همواره جنایتکارترین رژیمهای دشمن آزادی و دموکراسی را با زور اسلحه، دخالت نظامی، کودتا و دیگر تمهیدات ارتجاعی؛ بر سرنوشت میلیونها انسان در کشورهای مختلف؛ تحمیل کرده است. آیا می توان از آمریکا و دیگر لگدمال کنندگان حقوق انسانها، توقع داشت که مدافعین اصول و موازین انسانی باشند؟ بقول شاعر:

ذات نایافته از هستی؛ بخش           کی تواند که شود هستی بخش؟

این یک امر مسلم است که امپریالیسم آمریکا و دیگر قدرت های سلطه گر، در پیشبرد سیاست های  سودجویانه خود، هرگز کوچک ترین توجهی به پایمال شدن حقوق بشر در این یا آن کشور جهان ندارند. در واقع امر، "حقوق بشر" بازیچه ای است در دست  امپریالیست ها برای فریب افکار عمومی و پیشبرد سیاست های استعماری. با در نظر داشتن منافع کوتاه مدت و دراز مدت خود، قدرت های سلطه گر امپریالیستی، رژیمی را که یک روز به مثابه بدترین رژیم پایمال کننده حقوق بشر مورد نکوهش قرار میدهند، روز دیگر به مثابه حکومتی طالب صلح و دموکراسی می ستایند!

در روزهای اخیر، به دنبال  امضای توافق نامه بین قدرت های بزرگ جهانی و رژیم جمهوری اسلامی در زمینه مسائل هسته ای، نمایندگان رسمی و هیات های تجاری فرانسه، آلمان، ایتالیا و... یکی پس از دیگری به سرعت خود را به تهران رسانده و برای جلب نظر سردمداران آزادیکش رژیم جمهوری اسلامی، هر فن و ترفندی که بلدند؛ به کار می بندند. هیچ کدام از آنها نمی خواهد از کاروان؛ عقب بماند. چیزی که در این مسافرتها و ملاقات ها منظور نظر و مورد علاقه هیات های اعزامی نیست؛  همانا پایمال شدن آشکار حقوق اولیه انسانی در ایران می باشد. آنها برای سرکشی به زندان ها و سیاه چال ها که زندانیان سیاسی در آنها به وحشیانه ترین وجهی شکنجه میشوند، به ایران نمی آیند. آنها به خاطر برحذر داشتن رژیم جمهوری اسلامی از اعدام های بیشمار و تجاوز و تعدی بی حد و حصر  به حقوق بشر؛  رنج  مسافرت به ایران را بر خود هموار نکرده اند. آنها  به ایران نمی آیند که  رژیم زن ستیز جمهوری اسلامی را بخاطر ستمگریهائی که بر زنان اسیر و در بند روا میدارد، مورد نکوهش قرار دهند. آنها برای ابراز اعتراض به سانسور مرگ بار در مطبوعات؛ زندانی کردن فعالین کارگری، اعمال ستم ملی در ابعاد گسترده و بدرفتاری در حق مذاهب غیر از مذهب رسمی، به  ایران نمی آیند. نه، آنها برای بررسی این حق کشی های بی شمار که همه مربوط به پایمال شدن حقوق بشر در یک کشور استبدادزده می باشد، به ایران نمی آیند. آنها به ایران نمی آیند که دروغ  بیشرمانه محمد جواد ظریف وزیر خارجه رژیم را که می گوید در ایران یک نفر هم  زندانی عقیدتی و سیاسی  وجود ندارد، فاش و برملا سازند. تنها هدف این غارتگران بین المللی از مسافرت به کشوری اسیر در چنگ جنایت کاران حرفه ای این است که از طریق انعقاد قراردادهای تجاری و معاملات سودآور با سردمداران دزد و کلاش جمهوری اسلامی؛ از میلیاردها دلار دارائی بلوکه شده ایران که قرار است آزاد گردد؛ سهم هر چه  بیشتری نصیب خود سازند!

تا زمانی که امپریالیستهای حیله گر با رژیم جمهوری اسلامی در زمینه  مساله هسته ای کنار نیامده بودند، گاهگاهی حرفی از  نقض حقوق بشر در ایران به میان آورده و در محافل بین المللی، قطع نامه هائی در تقبیح رفتار رژیم جمهوری اسلامی در مورد زندانیان سیاسی به تصویب میرساندند. این  مانور های حساب شده؛ البته چیزی جز ظاهر سازی نبود. "حقوق بشر" در دست قدرتهای چپاولگر امپریالیستی  چیزی جز یک  وسیله به منظور پیشبرد اهداف سودجویانه نمی باشد. واقعیت امر این است که  در مقابله  با نقض  آشکار حقوق بشر  در ایران، قدرت های سلطه گر در طول 36 و اندی سال گذشته، کوچک ترین گام عملی برنداشته اند. وقتی در سال 1367،  رژیم جنایت کار جمهوری اسلامی هزاران تن از زندانیان سیاسی مقاوم و مبارز را کشتار کرد، فریاد مخالفتی از جانب آمریکا و دیگر قدرت های سلطه گر در اعتراض  به این جنایت هولناک، بلند نشد. در واقع امر، قدرتهای سلطه گر امپریالیستی، خوشحال هم بودند که  رژیم  آزادیکش حاکم  در ایران، انبوه بیشماری از کمونیست ها و دیگر مبارزین و آزادیخواهان را در نهایت بیرحمی؛ اعدام میکرد. این یک اصل مسلم است که در کشورهای اسیر و در بند که در آنها حقوق بشر در زیر پای جنایتکاران حاکم به وحشیانه ترین وجهی لگدکوب میگردد، تنها راه رهائی نه در پناه بردن به قدرتهای امپریالیستی بلکه در مبارزه بی امان علیه آنها می باشد. در ایران؛ تا  زمانی که نعش متعفن رژیم جنایت کار جمهوری اسلامی به دست کارگران و  توده های محروم و زحمتکش به زباله دان تاریخ سپرده نشده است؛ از آزادی و دموکراسی و حقوق بشر؛ نشانه ای وجود نخواهد داشت.

پایان

مرداد 1394

انتشار از: