تفرقه و نفاق افکندن بین خلق‌های ایران، به سود رژیم شوونیست جمهوری اسلامی است!

تعداد مشاهدات: 
2402
اگر نمی خواهیم در ایران بلا دیده کنونی که سالهاست در زیر چنگال رژیم خون آشام جمهوری اسلامی اسیر و گرفتار میباشد، مبارزه متحد و یکپارچه خلقهای ساکن این سرزمین به جنگ و کشمکش و برادر کشی بین ملتهای فارس و ترک و کرد و .... مبدل گردد، اگر خواهان آن نیستیم که رژیم ضد مردمی حاکم در ایران که با بحرانهای عدیده مواجه میباشد، با نفاق و اختلاف انداختن بین ملتهای ساکن ایران، هم چنان به سلطه ننگین خود ادامه دهد، باید قاطعانه علیه هرگونه گرایشی که مبلغ نفرت ملی و قومی...

خاور میانه آبستن حوادث خونین غیر قابل پیش بینی است. با حمله هوائی و زمینی ترکیه  به سوریه و عراق،  بر ابعاد خشونت و بحران سیاسی در این منطقه حساس، به مراتب افزوده شده است. در چنین اوضاع آشفته و متلاطمی ، وظیفه کلیه عناصر وسازمانهای سیاسی مترقی این است  که با تمام نیرو علیه هر حرکت و روند و اندیشه ای که سبب نفاق و دشمنی بین ملتهای ساکن ایران گردد ، قاطعانه مخالفت  ورزند. این  دشمنی ها و نفاق افکندن ها که زائیده افکارنژاد پرستانه و برتری طلبانه می باشد،  بدون تردید علیه منافع کارگران و زحمتکشان خلق های ایران بوده و  تنها و تنها  بسود رژیم  ضد مردمی جمهوری اسلامی ومنافع کوتاه نظرانه  بورژوازی این یا آن ملت تحت ستم، تمام میشود.

در این واقعیت کوچک ترین تردیدی نمی توان داشت که سلطه ننگین رژیم جمهوری اسلامی را تنها  با اتحاد و همبستگی رزمنده کارگران و زحمتکشان کلیه ملتهای ساکن ایران می توان از بین برد. تاریخ  36 سال اسارت در چنگال یکی از جنایت کارترین رژیم های موجود در جهان، بخوبی نشان داده است که هر ملت از ملتهای ایران اگردر میدان مبارزه با این رژیم آزادیکش تنها بماند،  بدون تردید با شکست و ناکامی روبرو خواهد شد. یکی از اهداف رژیم جمهوری اسلامی همواره این بوده است که بین ملت های ایران نفاق و دشمنی انداخته و آنها را تا آنجا که می تواند، به جان یکدیگر بیاندازد. آنچه اتحاد و همبستگی کارگران و زحمتکشان سرتاسر ایران را در مبارزه در جهت رهائی از چنگال  ظلم و استثمار الزام آور می سازد ، این واقعیت  ملموس است که  برای  گسستن زنجیر های اسارت و ستمدیدگی، آنها به این همسوئی و هم رزمی، نیاز مبرم دارند.

اینجا، این نکته لازم  به تذکر است که در حل مشکل ستم ملی در کشوری چند ملیتی مثل ایران،  بین منافع  کارگران و زحمتکشان ملت های تحت ستم از یک طرف و امیال و خواست های بورژوازی این ملتها از طرف دیگر،  تفاوت ماهوی وجود دارد. بورژوازی هر ملتی می کوشد در پیشبرد اهداف خود،  کارگران و زحمتکشان ملت خودی را همراه وهم گام خود ساخته و به دست آنها، بار خود را به منزل برساند. نیروهای سیاسی طرفدار رهائی توده های محروم و زحمتکش، هرگز نباید  در برخورد  به مساله ملی و مبارزه با ستم ملی، به زایده و دنباله رو بورژواری خودی مبدل شوند. آنها باید از سیاستی پیروی کنند که دربر گیرنده منافع دراز مدت کارگران و توده های زحمتکش باشد.

رژیم های شوونیست و سرکوبگر پهلوی و جمهوری اسلامی در طول نود سال گذشته ، با اتخاذ سیاستهای شوونیستی و نژاد پرستانه، انواع تبعیض ها و حق کشی ها را در حق ملت های  غیر فارس ایران  روا داشته و حقوق انسانی آنها را زیر پا لگدمال کرده اند. بهمین جهت نیز برای حل عادلانه و دموکراتیک ستم ملی در ایران، سرنگونی سلطه  رژیم شوونیست جمهوری اسلامی توسط توده های  زحمتکش، امری ضروری میباشد . بدیگر سخن، تا رژیم جمهوری اسلامی در ایران حاکم است، ستم  ملی نیز همچون دیگر ستم ها که بر گرده توده ها سنگینی میکنند،  بهیچ وجه از بین نخواهد رفت . تحقق امر سرنگونی رژیم نیز تنها از طریق اتحاد و همبستگی همه  ملت های ساکن ایران ،  می تواندعملی گردد.

اما برخی از عناصر و گرایش های  ناسیونالیستی در بین  خلق آذربایجان و خلق کرد، با برخوردهای خصمانه و نفاق افکنانه خود، به امر والای اتحاد و همبستگی خلق های تحت ستم ایران در مبارزه عادلانه مشترک علیه رژیم جمهوری اسلامی، ضربه میزنند. ناسیونالیستهای کرد، در نشریات  وسخن پراکنی های  تبلیغاتی خود و نقشه های جغرافیائی که انتشار میدهند، به ناروا، برخی از شهرهای  آذربایجان نظیر ارومیه را جزو سرزمین کردستان به حساب آورده و با این  کج رویها و جاه طلبی های شوونیستی،  زمینه را برای جنگها  و کشمکش های احتمالی با اهالی آذربایجان فراهم میسازند. برخی محافل ناسیونالیست آذربایحانی نیز، به جای اینکه  به منظور غلبه کردن بر ستم ملی، مبارزه پیگیر و بی امان علیه رژیم جمهوری اسلامی را در سرلوحه فعالیت های سیاسی خود قرار دهند و برای پیشبرد موثر این مبارزه، دست  دوستی و اتحاد  به دیگر خلق های ساکن ایران دراز کنند، با خلق کرد ایران که  همچون دیگر ملت های غیر فارس ایران در معرض ستم ملی قرار دارد، عناد و دشمنی میورزند. در نشریات و سایت های این محافل ناسیونالیست و راست گرای آذربایجانی، بطور عنان گسیخته، دشمنی با کردها تبلیغ میشود . هر وقت درگیری و نبردی بین  نیروهای نظامی رژیم جمهوری اسلامی و نیروهای مسلح خلق کرد ایران، رخ میدهد و طی آن چند تن ازمزدوران رژیم کشته میشوند، این محافل  ناسیونالیست ، جانب رژیم را گرفته و عناصری از این رژیم جنایتکار را که در درگیری به قتل رسیده اند، " شهید" می نامند!

یکی از همین  ناسیونالیستهای آذربایجانی  به نام آقای محمد رضا لوایی در مقاله ای تحت عنوان "عملیات ترکیه برعلیه تروریسم، به نفع ماست"  که درسایت " ایران گلوبال" درج شده است، به دفاع از حمله اخیر  هوائی و زمینی  دولت ترکیه به سوریه و عراق  پرداخته، چنین اظهار نظر می کند: " آذربایجان جنوبی در خصوص مساله کردها، طرفدار ترکیه است که پ ک ک را بر سر جایش  بنشاند و یکی دو گروه چپ گرای تروریست را نیز از بین به برد."  چنانکه ملاحظه  میکنید این نویسنده که معلوم نیست  از کی ، خلق آذربایجان، وی را نماینده و سخنگوی خود کرده است، در روز روشن از  رژیم شوونیست و ارتجاعی ترکیه  میخواهد که گروه های "چپ گرای تروریست" کرد را  یکسره، محو و نابود سازد!  راستی این چنین مواضع ارتجاعی چه معنائی جز کاشتن تخم دشمنی و نفاق بین دو ملت همسایه، می تواند داشته باشد؟ در حقیقت امر،  تروریست های واقعی  رژیم های سرکوبگر منطقه  نظیر رژیم ترکیه و رژیم جمهوری اسلامی هستند که با توسل به  ترور و سرکوب وحشیانه، هرگونه فریاد حق طلبی کارگران و زحمتکشان و ملتهای تحت ستم ملی را در ایران و ترکیه در گلو خفه میکنند. اشاعه دهندگان نکته نظرهای  ناسیونالیستی افراطی نظیر آقای لوائی،  در گذشته،در  نوشته های خود بکرات از جنایتکارانی  نظیر ملا حسنی،  امام جمعه ارومیه که دستهایش تا مرفق به خون  کمونیست ها و مبارزین خلق  کرد آغشته است،  "قهرمانان نستوهی" ساخته اند!  چیزی که باعث شده است، گروه هائی از  ناسیونالیست های  افراطی آذربایجانی، زبان به مدح و ستایش از ملا حسنی معلوم الحال  بگشایند، همانا جنایاتی است که این عنصر آزادی کش در حق مبارزین خلق کرد ایران، مرتکب شده است!

اگر  نمی خواهیم  در ایران بلا دیده کنونی که  سالهاست در زیر  چنگال رژیم خون آشام  جمهوری اسلامی اسیر و گرفتار میباشد، مبارزه متحد و یکپارچه  خلقهای ساکن این سرزمین به جنگ  و کشمکش و برادر کشی بین ملتهای  فارس و ترک و کرد و .... مبدل گردد، اگر خواهان آن نیستیم که رژیم ضد مردمی  حاکم  در ایران که  با بحرانهای  عدیده  مواجه  میباشد، با  نفاق و اختلاف انداختن بین ملتهای ساکن ایران، هم چنان به سلطه  ننگین خود ادامه دهد،  باید قاطعانه علیه  هرگونه گرایشی  که مبلغ نفرت  ملی و قومی علیه این یا آن ملت ساکن ایران میباشد، مبارزه کنیم. باید  همواره این واقعیت را در مد نظر داشته باشیم که دشمن واقعی و نه خیالی همه کارگران و زحمتکشان ایران، همانا رژیم جمهوری اسلامی می باشد. آنکه بر  خلق آذربایجان ستم ملی  اعمال میدارد، خلق کرد نیست. آنکه خلق کرد را از لحاظ ملی و مذهبی تحت ستم قرار  داده است، خلق  آذربایجان نیست. آنکه  ملتهای  غیر فارس ایران را  در معرض  ستم ملی  قرار داده است،  تنها و تنها رژیم شوونیست جمهوری اسلامی می باشد.  همانطور که   کارگران و زحمتکشان ایران تنها  با اتحاد و همبستگی  رزمنده میتوانند  خود را از چنگ  ظلم و استثمار بیرحمانه رها سازند، هیچ ملت غیر فارسی در ایران  با در گیری و کشمکش  با  ملت های دیگر ساکن این کشور، هرگز نمی تواند از چنگ ستم ملی رهائی یابد. تنها بشرط سرنگونی  رژِیم جمهوری اسلامی توسط توده های زحمتکش ایران،  زمینه برای  حل  عادلانه  ستم ملی و دیگر ستم های موجود در جامعه تحت ستم ایران می تواند، فراهم گردد.  از طریق دامن زدن به جنگ داخلی بین  ملتهای مختلف ایران یا حمله نظامی این یا آن  قدرت امپریالیستی و منطقه ای، نه کارگران و زحمتکشان ایران از چنگ  ستم و استثمار رها میگردند و نه ستم ملی  در این کشور چند ملیتی،  از بین می رود.

پایان

مرداد ماه 1394                             

 

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جداری دردمند و نازنین .ما مردم ایران چند بار فرصت پیروزی را به وسیله همین جریانات چپ از دست دادیم.
ان 53 نفرمعروف همه چپ و توده ای از اب درامدند و همه دشمن ازادی شدند ونه پیرو قانون مشروطه.
ما از سال 20 تا 32 دمکراسی داشتیم و احزاب ازاد بودند ولی حز ب توده با طرح شعار سرنگونی مانع پیروز ی و استقرار دمکراسی در ایران شد و کودتا شد
ما در سال 57 با زحمات فراوان موفق شدیم ولی باز همین حزب توده و این بار به کمک فدائی از مرتجعترین قشر دفاع کردند .
دشمنی با اقای بازرگان دشمنی با بنی صدر دشمنی با مجاهدین و افشای کودتای نوژه و دشمنی با ازادی خواهان و دشمنی با اقای شریعتمداری تبریزی مانع رسیدن مردم به ازادی بود.
جداری عزیز با جریان چپ ایران هرگز به ازادی و دمکراسی و افتخار نخواهد رسید.جداری جان تحقیق کن رژیم پهلوی شونیست نبود رژیم کنونی هم اسلامی است .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام-من همیشه سعی میکنم ازبحث های منطقی حمایت کرده وبرآن دست مریزادبگویم.این بارآقای جداری زده به بیراهه وباز از موضع حزبی (گروهی)خودپیروی کرده وخواسته برهمه تلقین کندکه بلی ناسیونالیستهایابهتربگویم آنچه حزب درطی این چندسال بر علیه استقلال طلبی میگفته درست بوده است.اگرتوجه کرده باشیدتنهاازتندروی تعدادی ناسیونالیست تورک وکردحرف زده وکاسه وکوزه راسرآنهاشکسته است .درنوک حمله لوایی وترکیه راقرارداده ونخواسته خللی برافکارناسیونالیستی گروه خودلطمه واردنماید.
همتنطورکه هرروزیک مقاله باکلمات نسنجیده درپیک نت برعلیه تورکان ازترکیه تاتورکان داخلی ایران دیده میشودانگارنوشته این دوست عزیزسفارشی بوده تادرسایت ایرانگلوبال هم آن نظرراترویج نمایند.
آقای جداری لطفابه افرادبی غرض سیاسی درایران زنگ زده وازاوضاع واحوال آزربایجان مطلع گشته ونخواهیدناراحتی خودرابرسریک نفرریخته باشی.
آقای جداری ثبت نام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای جداری , در دوره پهلوی کاری ازدست شما لنینست ها بر نیامد, اکنون هم در دوره حکمت ملا ها کاری برای این مردم بدبخت نکرده اید, صرف نظر از خوش خدمتی جناهی از شما به خمینی و خامنه ای. حالا می خواهید برای آذربایجانی ها راه و غیره نشان دهید. قربان شکل و شمایلتان, از این حرفهای مفت ومجانی دست بردارید. با هر کسی که میخواهید بحث کنید, اول از همه در فکر جواب دادن به این سئوال باشید: در طول این صد سال به خلقهای ایران چه خدممتی کردید؟