سخنی با آقای دکتر عبداللە رمضانزادە

آقای عبداللە رمضانزادە استاندار سابق استان کوردستان بمناسبت سالروز بمباران شیمیایی شهر سردشت بە نقش کوردها ( احزاب کورد ) و یا سکوتشان در مورد فجایع یادشدە سوالاتی را در صفحە فیسبوکی خود مطرح کە بە بحث دامنەداری بدل شدە است. ایشان سکوت احزاب و جریانهای کوردی در مورد جنایات رژیم عراق همچون فاجعە حلبچە، سردشت، انفال را زیر سوال قراردادە و این ذهنیت را بە خوانندە القا مینماید کە آنان همدست رژیم صدام بودەاند. در اینجا از مباحث تکراری کە در صفحە ایشان انجام گرفتە خودداری میکنم و کسانیکە مایلن

آقای عبداللە رمضانزادە استاندار سابق استان کوردستان  بمناسبت سالروز بمباران شیمیایی شهر سردشت بە نقش کوردها ( احزاب کورد ) و یا سکوتشان در مورد فجایع یادشدە سوالاتی را در صفحە فیسبوکی خود مطرح  کە بە بحث دامنەداری بدل شدە است. ایشان سکوت احزاب و جریانهای کوردی  در مورد جنایات  رژیم عراق  همچون فاجعە حلبچە، سردشت، انفال را زیر سوال قراردادە و  این ذهنیت را  بە خوانندە القا مینماید کە آنان  همدست رژیم صدام بودەاند. در اینجا از مباحث تکراری کە در صفحە ایشان انجام گرفتە خودداری میکنم و کسانیکە مایلند آنرا پیگیری نمایند می توانند بە صفحە فیسبوکی آقای رمضانزادە مراجعە کنند.

قبل از ورود بە بحث مایلم  بە سخنی از  آیەاللە خامنەای اشارە کنم کە در دفاع از کارنامە آقای احمدی نژاد بویژە سفرهای استانی ایشان گفتە بود کە " در گذشتە مردم امکان ملاقات با یک فرماندار را نداشتند اما اینک مردم با رئیس جمهور خود ملاقات میکنند و خواستەهای خود را با ایشان در میان میگذارند".  اگرچە سخن ایشان بیشتر تزئینی بود اما از این منظر کە در گذشتە  ممکن نبود با  منصوبان نظام وارد بحث شد  اینک کە آقای رمضانزادە  از مناسب دولتی کنار  یا مشاغل دولتی را ایشان سلب نمودە اند و  بعنوان یک شهروند رفتار می نماید از این جهت می توان از نظرات ایشان استفادە نمود و ضمنا بە نظرات مردم گوش فرا دهد. برداشت غالب از ایشان این است کە او چهرەای منعطف،  صادق و ثابت قدم و  درک عمومی از او  این است کە  ایشان برخلاف بسیاری از بە اصطلاح اصلاحطلبان یاران خود را تنها گذاشت  ٥ سال  زندان را  بخاطر پافشاری بر  افکار خود  سپری نمود.  ثابت قدمی و  استقامت افرادی نظیر رمضانزادە، موسوی، کروبی، و افرادی نظیر موسوی خوئینیها را میتوان در تبار ملی آنان جستجو نمود ( هرچند آنان خود اعتقادی بدان ندارند ) اما  نگاهی بە صفوف اصلاح طلبان بخوبی نشان میدهد کە اکثر اصلاح طلبان درون حکومتی را  غیرفارسها و اکثر اصولگراها را فارس زبان و از مناطق مرکزی ایران تشکیل میدادند .   فارس تباران اردوگاە اصلاح طلبان چهرەهایی چون ابطحی و عطریانفر بودند کە بدون هیچگونە احساس مسئولیتی ابراز ندامت کردند و در بهترین حالت  چهرەهای دوپهلویی  مثل خاتمی و رفسنجانی از تبار ملت مرکزی بودەاند.

 اما این همە واقعیات نیست و ناگفتەهایی در مورد آقای عبداللە رمضانزادە هست کە ممکن تاکنون بە گوش ایشان نرسیدە باشد اما حافظە مردم همچنان فعال است. آقای رمضانزادە  کامنت مورد نظر خود را متوجە دوستان کورد زبان ـ  نە همزبانانش ـ  ارائە میدهد و کورد بودن خود را آشکارا انکار میکند. حقیقتا انتصاب ایشان بعنوان استاندار کوردستان  در دورە اصلاحات  بنا بە مطالبات تلنبار شدە ملت کورد  و یا سهمیە کوردها بود کە ایشان هیچگاە از این حق استفادە نکرد و هویت ملی خود را نیز  نمایان نساخت.  ایشان برخلاف آقای اکبر اعلمی کە هویت ملی خود را گرامی میدارد و از آن دفاع می نماید و برای آن هم کار میکند، همچون چیزی از آقای رمضانزادە دیدە نشدەاست. باید بخاطر آورد کە آقای اکبر اعلمی در جریان بازدیدهای قبل از رد صلاحیتش برای  کاندیداتوری  ریاست جمهوری سال ٨٨ در دانشگاهها و مساجد تبریز و اردبیل بنا بە خواست مردم  بە زبان تورکی صحبت میکرد کە آقای رمضانزادە در همان ایام در میان مردم کوردستان  از زبان مادری خود سرباز زد. با این وجود مردم کوردستان ایشان را در مقایسە با قدرتمداران هیئت حاکم چهرەای پاک  و کسیکە در فساد حکومتی گرفتار نیامدە است. بازهم این برای یک ملت کافی نیست.  ایشان هنوز بە این واقعیت پی نبردە کە گسست از ریشە ملی خود  و گرفتار شدن در فرهنگ ایرانی و خود را مجزا دانستن بمعنی شایستگی و امتیاز نیست و عکس آن صادق است. تجربە و بازگشت سیاستمداران کورد ترکیە بە تبار ملی خود  بهترین گواە در  ناکامی و انحراف از وجە ملی است. برای نمونە آقای میرمحمد دنگیر فورات از بنیانگذاران حزب و عدالت و توسعە و معاون آقای اردوغان کە سالها تبار ملی خود را انکار مینمود در نهایت بە بطلان مسیر افتادە پی برد و  اینک در لیست حزب کوردها مجددا بە مجلس راە یافتە است.

بە اصل موضوع کە برگردیم آقای رمضانزادە در مباحث ایجاد شدە  مخالفت خود را با ساختارشکنی اعلام میدارد و بە یک بحث مسالمت جویانە و مدنی می اندیشد. از دید آقای رمضانزادە کسی نباید بە رژیم لە بگوید اما ورود بە نقاط  ضعف احزاب کورد را هراندازە بزرگ نمود محدودیتی ندارد. ایشان نیک میداند کە  دنبال نمودن تاسیس یک مسجد برای سنی مذهبها در تهران از دورە خاتمی  تاکنون ادامە دارد و این موضوع سنخیتی با ساختارشکنی ندارد و اتفاقا آقای دکتر جلال جلالی زادە ( کە ایشان هم مخالف ساختار شکنی است ) از پیگیرندگان این مسجد است کە هنوز هم امکان مجوز آنرا نیافتە است.  در خارج از مرزهای ایران هم  ایشان بخوبی بە ساختار سیاسی کشور ترکیە   آگاە است و خوب میداند کە در ترکیە اسلامی یک حزب کمونیست همانند یک حزب اسلامی امکان شرکت در در پروسە انتخاباتی را دارد امااگرچە انتظار امکان همچون مشارکتی در ایران  نیست و نمی توان از بابت بە اصلاح طلبان خردە گرفت اما همیشە سوال از مشارکتیها این بودە کە چرا هیچگاە بە رد صلاحیت  افراد شایستەای نظیر دکتر قاسم شعلە سعدی و آقای اکبر اعلمی اعتراض ننمودند؟ حتما اقای عبداللە رمضانزادە نوشتە وزین آقای مصطفی تاجزادە تحت عنوان " آفرین بە تورکها، مرحبا بە کوردها " را بیاد دارند کە بمناسبت انتخابات پارلمانی سال ٢٠٠٧ آن کشور نوشتە بود.

یکی از اشکالات گشودن بحث آقای رمضانزادە  در ارتباط با بمباران شیمیایی سردشت دنبال  پاسخ دو جوابی  آری یا نە است.  ایشان از مخاطبین خود میخواهد  پاسخ بگیرد کە آیا احزاب کورد در مقابل کشتارهای سردشت و حلبچە سکوت کردند یا نە؟

بدون تردید ممکن نیست برای موضوع پیچیدە و سنگین اینچنین دنبال پاسخ دو جوابی بود. ذکر نمونەای خالی از ارزش نیست،  جناب آقای  دکتر حسین خلیقی از چهرەهای سرشناس ملی کە مدتی از اعضای رهبری حزب دموکرات کوردستان و در مقطعی نمایندەگی این حزب در سوئد را بعهدە داشت در جریان یک مصاحبە مطبوعاتی در ارتباط با قضیە حلبچە  رژیم  صدام حسین را مسئول بمباران شیمیایی دانستە بود. فردای آن روز دولت عراق نمایندە حزب دموکرات در بغداد را استیضاح و علت را جویا میشوند. نمایندە حزب دموکرات اعلام داشتە کە ایشان نظر شخصی خود را بیان نمودە است. مقامات بعثی متذکر میشوند کە ما منکر بمباران شیمیایی حلبجە نیستیم و ایشان نیز می تواند آنرا بە ما نسبت دهد اما انتظار داریم این واقعیت را نیز بیان دارد کە بهانە بمباران ما اشغال آن شهر توسط نیروهای ایران بود.

بحث مورد نظر تنها بە سوال ایشان محدود نشدە و موضوعات دیگری نظیر کشتار مردم سنندج در دوران تصدی ایشان بر استانداری کوردستان در سال ١٣٧٧ هجری و سوالاتی در مورد چرایی  حضور ایشان بعنوان یک بسیجی در کنار مردم حلبجە ( بنا بە نوشتە خود ایشان ) بە بحث درآمدە است کە ایشان می نویسد " در مورد حادثه سوم اسفند 77 من با افتخار از عملکرد خود دفاع می کنم و بارها در مورد آن با مطبوعات مصاحبه کرده ام و جزئیات آن را توضیح داده ام! که آخرین مورد آن مصاحبه با آخرین شماره اندیشه پویا بوده است! هنوز هم مطالبی دارم که منتظر فرصت هستم تا بیان کنم. دوستی تلویحا مرا به همکاری با جمهوری اسلامی متهم کرده و مرا مخالف مبارزه مسلحانه کردها دانسته است! با افتخار اعلام میکنم روزی که برخی در کنار صدام بودند من به عنوان یک بسیجی در کنار مردم حلبچه علیه ارتش صدام جنگیده ام و امروز نیز مخالف سرسخت کاربرد هرگونه خشونت از جمله جنگ مسلحانه هستم"

لازم بذکر است هرگاە موضوع  کشتار دهها نفر از جوانان شهر سنندج در سوم اسفند ٧٧ بمیان می آید نام عبداللە رمضانزادە بعنوان نمایندە سیاسی وزارت کشور و عامل این کشتار مطرح میشود. هرچند ایشان از مسئولیت خود در قبال آن جنایات دفاع می نماید و بی گناهی خود را اثبات می نماید و  واقعیت امر این است اگر  همچانکە رئیس جمهور ( خاتمی ) اعتراف نمود کە یک تدارکچی بیشتر نیست. در فضای امنیتی کوردستان نیز استاندار ( و انهم استاندار کورد ) در مقابل یک مامور اطلاعاتی کمترین اختیار را داشتە است و هر اندازە استاندار عادل و مردمی بودە باشد در مقابل سیستمی خشن،  قدرتی نداشتە است اما از نگاە عموم کمترین دفاع ایشان از خود در آن ایام استعفا از سمت خود بود کە ایشان انجام نداد.

نکتە دوم ،  آقای رمضانزادە افتخار خود را این میداند کە اگر چە احزاب کوردی همکار رژیم صدام بودند ایشان بعنوان یک بسیجی در کنار مردم حلبچە بودە است.  اگر چنانچە وابستە بودن نیروهای کورد بە صدام را بپذیریم و از بحث در مورد صحت یا عدم صحت آن طفرە رویم،   سوالات بسیاری در مورد بسیجی بودن او و در کنار مردم حلبچە بودن پیش می آید.  چرا و چگونە ایشان در کنار مردم شهری کە متعلق بە یک کشور دیگر است بودە است؟ آیا اگر ایشان بعنوان یک بسیجی شهر حلبچە را اشغال نمیکرد مردم ان شهر قتل عام میشدند؟  آیا اگر پافشاری مقامات ایران بر ادامە جنگ بعداز آزادی خرمشهر نبود بمباران شیمیایی حلبچە و سردشت رخ میداد؟ آیا اگر هدف ادامە  جنگ  زیارت کربلا بود از طریق جنگ ممکن شد؟ آیا اگر بنا بە مفاهیم امروزی حقوق کودکان ارسال جوانان زیر ١٧ سال بە جبهەهای جنگ ( حسین فهمیدە )  مغایر با قوانین بین المللی نبود؟  

https://www.facebook.com/abdollah.ramezanzadeh/pos...

 

انتشار از: