فرار خونین یا ماندن دردناک و سخت؟ نگاهی به مقاله آقای انصافعلی هدایت

با شرایطی که آقا هدایت توصیف می‌کنند، روند تجزیه ایران از کانال جنگی بس مهیب خواهد گذشت. جنگی که حتا ثروت نفتی مناطق نفت‌خیز نیز در طول سالهای متمادی قادر نخواهد بود خرابی‌های آنرا جبران کند

اخیرا مقاله‌ای از آقای هدایت با عنوان "سود و زیان تجزیه ایران" منتشر شده که در آن از ناگزیری تجزیه ایران و اینکه این تجزیه به نفع  آذربایجان، کردستان، بلوچستان، عربستان (خوزستان) و ... خواهد بود، بحث می‌شود. بنیان استدلال ایشان برای رسیدن به ناگزیری تجزیه ایران در این پاراگراف نهفته است:

 "چرا اگر ایران تجزیه شود، برای ایران و مناطق تجزیه شده، سودی نخواهد داشت؟ اتفاقا، و من به تازگی به این نتیجه رسیده ام که راه ایران به سوی دموکراسی، حقوق بشر، و ترقی سیاسی و اقتصادی از درون شعله های تجزیه می گذرد. چون، روشنفکران ایرانی همه راه های دیگر را به بن بست کشانده اند و در خفقان ملت های ایرانی، دست حکومت و روشنفکران حکومتی را از پشت بسته اند. آیا در ایران، روشنفکر و جریان روشنفکری وجود دارد؟ خود مبحث دیگری است."

 در اینکه این مناطق علاوه بر اجحافاتی که در حق همه سرزمین و مردم ایران انجام گرفته، از ستمی مضاعف نیز در رنج بوده‌اند حرفی نیست. امروزه حتا پان ایرانیست‌های دو آتشه نیز به این امر واقفند، اگرچه بسیاری از آنها آشکارا به آن اعتراف نمی‌کنند و یا سعی در توجیه آن دارند و نهایتا و در بهترین حالت حل آن را به فردایی در آینده‌ای موهوم حواله می‌دهند.

 این مساله را می‌توان از زوایای مختلف مورد بررسی قرار داد.

 کسی نمی‌‌تواند منکر این واقعیت باشد که ساکنین فعلی کشوری به نام ایران دارای تفاوت‌های فرهنگی – زبانی مشخصی هستند. این تفاوت‌ها موجب حرکات و جنبش‌هایی در ایران شده که روز به روز در حال گسترش و نیروگیری‌ست. سوال این است: آیا این مردمان که شهروندان این کشور هستند، حق دارند خواستار به دست گرفتن سرنوشت خود و تعیین شیوه زندگی و امور اداری مناطق خود شوند و در نهایت، اگر حقوق آنها همچنان پایمال شود و باز مورد تبعیض و ستم واقع شوند، آیا حق جدایی دارند یا محکومند که همچنان زیر ستم و تحقیر و تبعیض به همزیستی با دیگران تن دهند؟

 امروزه، جامعه جهانی و کنوانسیون‌های سازمان ملل این حق را آشکارا به رسمیت می‌شناسد هرچند که برخی در جهت تفسیر دیگری از آن تلاش کنند. باید در نظر داشت که جدایی به معنی "بیرون ریختن" این مردم به بیرون از محل اقامتشان و فرستادن آنها به "سرزمین آبا و اجدادی نیاکان و تبارشان" نیست. این اندیشه‌ای‌ست به غایت فاشیستی که جایی در جامعه مدنی امروزین ندارد. درست این است که جداشوندگان، خاک و تمامی امکانات را نیز با خود می‌برند.

 جنبه دیگر قضیه، سود و زیان جدایی است. آیا آنچنانکه آقای هدایت می‌گویند، جدایی روندی است سراسر نفع و امتیاز برای جداشوندگان و ضرر و زیان برای ماندگاران؟ آیا در شرایطی که "روشنفکران ایرانی همه راه های دیگر را به بن بست کشانده اند و در خفقان ملت های ایرانی، دست حکومت و روشنفکران حکومتی را از پشت بسته اند" جدایی به همین سادگی است که بگوییم: خداحافظ شما، ما رفتیم و دیگران بگویند: خوش آمدید، به سلامت؟ یا اینکه این جدایی از بستر جنگی خونین و مخرب خواهد گذشت؟ جنگی که تلفات جانی و مالی و روانی آنرا حدی نیست؟ آیا جان انسانها و امکانات مادی و معنوی که در این جنگ خانمان‌سوز از بین خواهند رفت، به همین ارزانی است؟

 با شرایطی که آقا هدایت توصیف می‌کنند، روند تجزیه ایران از کانال جنگی بس مهیب خواهد گذشت. جنگی که حتا ثروت نفتی مناطق نفت‌خیز نیز در طول سالهای متمادی قادر نخواهد بود خرابی‌های آنرا جبران کند و مناطق غیرنفت‌خیز نیز باید عطای این جبران خرابی‌ها را به لقایش ببخشند و سالیان و دهه‌های متمادی با آن بسازند و بسوزند. تلاش برای تجزیه و جنگ ناشی از آن به نفع هیچ یک از طرفین درگیر نخواهد بود. در این جنگ همه طرف‌های درگیر شکست خواهند خورد و تنها پیروز آن، قدرت‌های مالی جهانی خواهد بود.

 ولی چه باید کرد؟

 به باور امروزِ من، در حال حاضر پنج نیرو در این عرصه فعالند:

 1- ناسیونالیست‌های افراطی ملی-قومی که آشکارا خواستار جدایی هستند و تمام تلاش خود را در این راه به کار می‌گیرند.

 2- ناسیونالیست‌های تمامیت‌خواه "پان ایرانیست" که زیر پرچم "تمامیت ارضی" و "یک ملت، یک کشور، یک دولت" بر طبل سرکوب و اجبار می‌کوبند و راه را برای تجزیه‌ای خونین هموار می‌کنند.

 3- قدرت‌های نظامی جهانی که برای تامین منافع دراز مدت خود به تجزیه ایران و جنگ داخلی در ایران نیاز دارند و تمام امکانات خود را برای نیرو گرفتن ناسیونالیست‌های افراطی ملی- قومی و تمامیت‌خواهان "فارس" بکار می‌گیرند.

 4- حاکمان اسلامی، که خواهان ادامه وضع موجود و اجحاف و ستم هستند و از اختلافات موجود برای بقای خود بهره‌برداری می‌کنند.

 5- طرفداران حقوق بشر و دمکراسی و پیشرفت اقتصادی و اجتماعی و سیاسی که تمامی حقوق ملیت‌ها را به رسمیت می‌شناسند و خواهان پذیرش مساله و حل آن از طریق مسالمت‌آمیز و مدنی هستند و در حال حاضر، روشنگری را راه معقول برای رسیدن به نتیجه مطلوب می‌دانند.

 برای من نیز، همزیستی مسالمت‌امیز به تجزیه و جدایی ارجحیت دارد ولی برای باهم ماندن لازم است که همدیگر را، آنگونه که هستیم، با همه تفاوت‌هایمان، بپذیریم و حقوق همدیگر را به رسمیت بشناسیم. آیا این امر در جامعه امروز ایران عملی است؟ آیا می‌توانیم به آن درجه از رشد فکری و فرهنگی برسیم که حضور همدیگر را، آنگونه که هستیم، بپذیریم و همچنان باهم زندگی کنیم؟

 تا یک دهه پیش حتا روشنفکران جامعه "فارس" نمی‌توانستند بپذیرند که ایران جامعه‌ایست چند فرهنگی و چند زبانی. بسیاری از این روشنفکران فکر می‌کردند که مثلا "ترکی" لهجه‌ایست که در آذربایجان به آن صحبت می‌شود و نمی‌دانستند که میلیونها مردم این بخش از سرزمینشان تحت شدیدترین فشارهای فرهنگی، سیاسی و اقتصادی‌ست. ولی امروزه، در سایه تلاش بی‌وقفه و خستگی‌ناپذیر فعالان ملی و طرح و توضیح مسائل و مشکلات، با براه انداختن تظاهرات و اعتصابات وسیع و بلند کردن فریاد خود، مساله بعد دیگری به خود گرفته است. در حال حاضر کم نیستند "فارس"هایی که دیروز منکر این قضیه بودند و امروز به مشکل هم‌میهنانشان پی برده‌اند و در جهت یافتن راه حل مناسب برای این مشکلات می‌کوشند. باید این روند را گسترش داد و به آن سرعت بخشید. تنها راه این کار هم روشنگری است و نه جنگ و دعوا و هوی و جنجال.

 باهم زیستن، بویژه در شرایط حاضر بسیار سخت و طاقت‌فرسایت و در نهایت، راه به یک جامعه مدنی خواهد برد ولی "فراری خونین" راه "آسان"ی است که پذیرش نتایج آن، یعنی پذیرش کشتاری دیگر و خرابی‌های دیگر، برای کسانی که به سعادت بشر می‌اندیشند، غیرقابل پذیرش است.

دوشنبه 14 فروردین 1391

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

نظر: 
دمت گرم با تو هم عقیده ام ..از جمهوری اسلامی بیزارم ولی نمی گذاریم یک متر از ایران جدا شه

نظر: 
اگر كسي با اين افكار راسيستي و فاشيستي موجود در در كله تاريك انديشان به اصطلاح (روشن فكر )خون آشام جنايتكار شياد فارس تماميت خواه كه به ديگر ملل غير فارس از بالا و به چشم نوكر غلام و حقير مي نگرند و با مرض ارثي كه دارند و آن خود بزرگ بيني و خود شيفتگي و خود پسندي كذائي كه خود را اشرف مخلوقات جهان مي پندارند اما از هيچ ارزش قابل توجه نيز برخوردار نيستند و تقريبا همه چيزشان جعلي و تقلبي و دزدي از زبان و فرهنگ ديگر ملل بوده و و تاريخي كوتاه اما پر از وحشيگري و جنايت و خون آشامي دارند در افغانستان مشغول توليد مواد مخدر در ايران 85 سال است مه حاكميت توسط انگليس ضد بشر از ملت تورك در ايران گرفته شد و به اين خون آشامان سپرده شد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای هدایت با درود بر شما و تشکر از اینکه وقت گذاشته و توضیح لازم را داده اید.
اول از همه اینکه تجزیه طلبی از نظر من جرم نیست. یک حق است. حقی به رسمیت شناخته شده و هیچ ایرادی ندارد که کسی تجزیه طلب باشد و در راه اشاعه آن بکوشد، اندیشه اش را عمومی کند و در نهایت آنجه را که می خواهد از صندوق های رای بیرون آورد. گرچه من جدایی را بعنوان آخرین و دردناکترین راه می دانم همواره از حق جدایی دفاع کرده و خواهم کرد.

دوم اینکه به نظر من در شرایط فعلی و با توجه به سطح رشد فرهنگی جامعه ما، جدایی بخشی از ایران بدون کشت و کشتار و خونریزی و ویرانی و بی خانمانی ممکن نیست. در شرایط حاضر، جدایی از میان دریایی از خون خواهد گذشت. نکته سوم این است که برداشت من از مقاله شما این است که

نظر: 
سخنرانی بحث و گفتگو در باره مقاله انصافعلی هدایت در AzerTalk Paltalk room
انصافعلی هدایت یکشنبهِ این هفته (۱۵ آوریل) ساعت 20.00 بوقت اوروپای مرکزی در پالتالک ازربایجانیها در باره این موضوع سخنرانی‌ خواهد داشت و به سوالات حاضرین پاسخ خواهد داد
تصویر آ. ائلیار

نظر: 
آقای انصافعلی هدایت، به شما پیشنهاد میکنم روی مقوله حق« انتخاب» اندیشه کنید. و بکوشید که هر کس و هر مردم و ملتی حق انتخاب داشته باشد. اگر این حق برای فرد و ملت به رسمت شناخته شود آن وقت باقی مسایل میتواند با صلح و دوستی و آزادی حل بشود. باز توصیه میکنم سعی کنید آخرین دستاوردهای اندیشه بشری را در مورد همه مقولات مهمی که در نوشته هایتان استعمال میکنید مطالعه کرده بعد آنها را بر اساس منابع معتبر مثل دانشنامه های زبانهای جهانی به کار ببرید. متأسفانه نوشته شما مثل بسیاری از دوستان آذربایجانی فاقد چنین کیفیتی ست. در مورد مقولات استعمار و مستعمره و غیره دقیق بیندیشید. این چیزها مقولاتی نیستند که هرکس بنا به سلیقه خود معنی و مفهومی به آنها بدهد. بدون اینکه رد مفاهیم کلاسیک آنها را اثبات کند.

نظر: 
سلام به نویسنده گرامی و خوانندگانی که با ادب و احترام به بررسی موضوع نشسته اند
لطفا به نوشته های من توجه فرمایید. من در بخشی از نوشته ام به صراحت گفته ام که تجزیه طلب نیستم و تنها دلیلم هم احتمال خون و خونریزی است که مخالفم. اگر این احتمال را می توانستم نادیده بگیرم، بدون شک و شبهه، تجزیه طلب می شدم.
به این بخش از آن مقاله من هم توجه فرمایید:
پس چرا آذربایجان، کردستان، بلوچستان، عربستان (خوزستان) و ... تجزیه نشوند؟ ایران چه شاخه گلی را بر سر این مناطق زده است که با جدایی از ایران، آن نعمت ها و مزایا را از دست خواهند داد؟ از کدام مزایای اقتصادی، زبانی، آموزشی، تاریخی، حقوقی، اداری، فرهنگی، سیاسی، برابری حقوقی، برابری اخلاقی، رفاه اجتماعی، بهداشتی، کاری، شغلی، امنیتی، موسیقی، رقص و بقیه هنرها و ... سخن می توانید بگویید که جدایی از ایران باعث از دست دادن آن ها

نظر: 
جناب خانلو
اینکه 80 هزار نفر در استادیوم سهند تبریز جمع می شوند و فقط شعارهای ملی و یاشاسین آذربایجان می دهند و شدیدا مخالف دادن شعارهای فارسی و در ارتباط با ایران هستند (مثلا شعار یاشاسین ایران). چه می توان نتیجه گرفت؟ آیا این 80 هزار نفر نمی تواند نمونه ای از اقشار مختلف آذربایجان باشد؟
حداقل از این رفتارهای مردم در یک مسابقه فوتبال می توان نتیجه گرفت که مردم آذربایجان دنبال آن چیزی نیستند که غالب مردم ایران پیگیر آن هستند (یعنی یک دموکراسی فارس گرا).

نظر: 
بحث هایی که طرفداری در میان مناطق قومی ندارند!

نظر: 
جناب بهنام،نوشته آقای انصافعلی هدایت نشان میدهد که باحادشدن مبارزه ملل مختلف غیرفارس زبان باحاکمیت فارسی/اسلامی،متاسفانه هرروز ازتعدادطرفداران فدرالیسم ملی کاسته شده وبتعدادطرفداران جدائی و استقلال افزوده میشود..............

نظر: 
جناب بهنام گرامی / پاسخ درست ، منطقی و همه جانبه ای به نوشته جناب هدایت داده اید اینکه رئیس ایرانی اش او را بخاطر مقاله تجزیه طلبانه اش اخراج کرد دلیل نمی شود که از اسرائیل و امریکا بخواهیم که ایران را بمبارن کنند وتا ملیت ها یا اقوام ایرانی بتوانندبه کشورهای کوچکتر تجزیه شوند ویا بخاک ترکیه و یا جمهوری اذربایجان و عربستان به پیوند.. اینکه اگر ملتی یک پارچه از کشوری جدا شود این حق به رسمست شناخته شده است ولی اینکه به کمک اسرائیل و قدرت های بزرگ مه ای بخواهند کشوری را تجزیه کنند این دخالت وحشتانکی است که عواقب نا معلومی برای منطقه خاورمیانه خواهند داشت و دیر و یا زدود خود مردمان این کشورها علیه حضور نظامی غربی ها خواهند شورید . واقیعیت این است هم اکنون ترکیه ، عراق ، افغانستان ، پاکستان و هند و چین ، روسیه، عربستان ، یمن و..کشورهای دارای اقلیت های اتنیک ویا مذهبی هستندو ه

نظر: 
دوستان بفرمائید... کامنت استخانلو ریشه بر تیشۀ بالکانیزه کردن ایران را می زند. فرق استخانلو با جوانان هیتلری ( Hitler Youth )..چثست؟؟؟؟؟

نظر: 
چه خوش گفت شاعر
دست در دست هم دهيم به مهر
ميهن خويش را كنيم آباد

نظر: 
با شروع جنگ یا هرج و مرج یا ضعف حکومت مرکزی ، ایرانیون غیور همچون گذشته آذربایجان شمالی و مناطق کردنشین همسایه را با کمک قدرت و زور توده ای به ایران بزرگ ملحق خواهند نمود .شاعر پارس قبلن گفته که هنر زآن ایرانیان است و بس / ندادند شیر ژیان را به کس !60 میلیون فارس و آریایی آماده نبرد نهایی در مقابل توطئه گران هستند .