ژئوپولتیک و ژئواستراتژی نفت سلاح نفت ، سلاح برای نفت بخش دوم (نسخه اول)

چرا و چگونه منطقه نفت خیز خلیج فارس تبدیل به اهداف ژئوپولیتیک و ژئواسترتژیک آمریکا و متحدان او می شود و آمریکا برای سلطه انحصار خود ، جنگ های منطقه ای و سیاست بالکانیزاسیون (تجزیه کشورهای نفت خیز و تبدیل آنان به امارات های نفتی ، تلاش می کند؟

 مقدمه :قبل از آنکه وارد موضوع اصلی خود ، یعنی ادامه مقاله :ژئوپلتیک و ژئواستراتژی نفت ... بشویم ، لازم و ضروری مدانم ، که یک لحظه روی یک جمله معرف ، یک فیلسوف معروف از منظر آثار فلسفی و سیاسی او ، لحظه ای مکث بکنیم ، که چه بسا ، در درک  سیاست های قدرت های استعماری در چپاول ثروت های ملت های صاحب منابع نفت و گاز ، از طریق ایجاد جنگ های متعدد محلی ، منطقه ای ، و دخالت های سیاسی  در راستای تغیرات نظام های حکومتی کشور های صاحب معادن نفت بی تاثیر نباشد .

توماس هابز(( توماس هابس . فیلسوف  انگلیسی – متولد 1588 مرگ 1679)

یکی از  از بزرگترين فيلسوفان فلسفه سياسي انگلستان و جهان معتقد است كه انسان به طبع  ،خود خواه و خود پرست است و اعتقاد خود را در اين جمله خلاصه كرد:انسان گرگ انسان است.اين جمله چون به شدت با بدبينی توام بود از همان ابتدا مورد انتقاد بسياری صورت گرفت.هابز در جواب انتقادات گفت:هر كس شبها در خانه اش را كلون ببندد و اشيای گرانبهايش را در جاي امن بگذارد معلوم است چنين شخصی درباره همنوعانش چطور مي انديشد. اين فرد با كرده هايش همان قدر آدميان را متهم می كند كه من با گفته هایم. من فقط كنه اعتقادات مردم را عريان مي كنم.كشيشی با قبيح دانستن افكار هابز گفت:هر چيزی كه عريانش خوب نيست.اما در هر صورت اين كه انسان گرگ انسان است ارام ارام همه گير تر و محل بحث های بسياری شد. چنانكه عده اي مي گفتند: انسان خر انسان است!اين عده معتقدند كه زيان و صدمه استحمار به بشريت از استعمار بيشتر بوده. ولي چون استحمار شدگان خجالت مي كشند در اين باره چيزی بنويسند اين است كه صدمات و ضررهای ان كمتر مطرح شده است .( ماخذ -1)

 شاید خوانندگان از خود بپرسند ، که ژئوپولیتیک و ژئواستراتژی نفت  چه ربطی به نظریه توماس هابز  دارد که می گوید : انسان گرگ انسان است ؟

درست برعکس اگر یک کمی روی سیاست های استعماری قدرت های بزرگ در تاریخ مکث بکنیم ، خواهیم دید ، در نهایت امر ،ولو اینکه جوامع بشری از منظر علوم وتکنولوژی پیشرفت های چشم گیری کرده اند ولی از لحاظ رفتار  و احترام به حقوق انسانی  همنوعان خود ، نه تنها کوچکترین تغیری نکرده اند وهمان صفت گرگ و رفتار توحش  خود نسبت به سایر انسان ها را ، در چپاول ثروت های آنان و راه اندازی جنگ های متعدد ، برای کشتن و غارت ثروت های ملل مظلوم و ظعیف  عوض نشده  اند ، بلکه با همان تکنولوژی و پیشرفت های علمی خود بر شدت این رفتار حیوانی  خود نیز افزوده  اند  در شروع هزاره سوم ، چنین رفتارد د منشانه قدرت های بزرگ را در غارت و چپاول  نفت کشورهای فقیر و ضعیف را به روشنی شاهد هستیم .

سلطه سفید پوستان اروپائی بر قاره آمریکا ، و از بین بردن سرخ پوستان ، ساکنان و صاحبان واقعی این سرزمین ، تجارت برده داری ، که کشورهای  با قدرت اروپائی ، انگلیس فرانسه ، با تکیه بر سلاحای آتشین و کشتی های جنگی ، ملیونها انسان سیاه پوست را چه زن ، چه کودک ، چه مرد ، از سرزمین آفریقا کنده ، و در قاره آمریکا  به زمینداران بزرگ  کشاورزان  پنبه ، توتون ، نیشکر می فروختند ، نمونه های متعددی در تاریخ بشریت هستند ، که قدرت های بزرگ برای چپاول ثروت های ملل ضعیف ، به چه جنایت ها دست می زنند. درست در راستای این «منطق کشورهای بزرگ صنعتی » که در راه اندازی ماشین اقتصاد و تمدن ماشینی خود ، به ماده استراتژیک نفت احتیاج مبرم دارند ، می توانیم   جنگهای منطقه ای 50 سال گذشته را در مناطق نفت خیز دنیا ، تجزیه و تحلیل بکنیم .

 

Courbe de Hubbert – peak oil (pic de pétrole) :

دیاگرام بالا ،تاریخ تولید حد اکثر گاز و نفت در جهان را نشان می دهد  که در اصطلاح زمین شناسان به نقطه اوج :Pic de Marion King Hubbert  - معروف است .ماریون کینک اوبرت  متولد 1903- مرگ 1989 ، ژئوفیزیسین آمریکائی الاصل بود  .

 

 دیک شنی در پائیز 1999، زمانی که رئیس  شرکت تاسیسات نفتی :Halliburton  - بود  یعنی دوسال قبل از آنکه درسال 2001  به مقام معاون رئیس جمهور آمریکا ، توسط لابی های کارتل های نفتی از حزب جمهوری خواه  منتخب بشود ،  در یک ضیافت شام در لندن ، که بخاطر محتوی مهم این سخنرانی در رابطه با سیاست نفتی آمریکا ، معروف به :Dick Cheney à Institute of Petroleumn Autumn Lunch –

 بطور روشن بیان می کند . در این سخنرانی  یک جمله کلیدی وجود دارد ، که لازم است ، که تحلیلگران سیاسی ، به این جمله توجه بکنند . دیک شنی در رابطه با شناخت  خود از خودش ، این جملات را پیش می کشد ، ومی گوید : اغلب از من می پرسند : چرا دنیای سیاست را ترک کردید و رئیس  شرکت تاسیسات نفتی : Halliburton  -شده اید ؟ در جواب می گویم : من به یک مرحله ای  از روحی و شعوری رسیده بودم ،که در محیط کار سیاسی  هرکس با اندیشه ها و افکار من موافق نبود ، من نسبت به آنان ، حالت تهاجمی و برخورد لفظی داشتم ! آنها در جواب می گفتند :  با این رفتار ، تو یک رئیس شرکت  شایسته ای می شوی ، حیف است که این موقعیت را از دست بدهید !!!( ماخذ)

 همین سخنان ماهیت شخصیت واقعی او را  در رابطه پیچیده  کارتل های نفتی با دنیای سیاست  را در کشور آمریکا را کاملاً به روشنی نشان می دهد . برای اینکه همین آقای دیک شنی ، یک سالو نیم بعد ، یعنی در ژانویه 2001 – اینبار به مقام معاون رئیس جمهور بزرگترین قدرت نظامی و اقتصادی دنیا ، یعنی آمریکا می شود ، وسومین جنگ خاورمیانه را  برای نفت ، در شب 20 مارس  2003 را  برای تصرف منابع نفتی کشور عراق ، که این دولت در سال 1970 – منابع و صنایع نفت عراق را ملی کرده بود ، آمریکا و همپیمانان نظامی این کشور در این عملیات ، با تحمیل صدمات عظیم انسانی و مالی به ملت مظلوم عراق این ثروت عظیم یک ملت را  به عنوان غنائم جنگی متصرف شده وبین خود تقسیم می کنند!!!وسخنرانی معروف دیک شنی  در صیافت شام لندن  در رابطه با سیاست نفتی آمریکا ، که در بالا ذکر شد ، از کامپیوتر های جهان ، پاک می شود .

این سئوال پیش می آید ، چنین سیاست جنگ طلبانه  آمریکا ، در راستای کدام ایده ئولوژی  شکل گرفت و چگونه شروع شد ؟

در  جواب به این سئوال  نگاهی کوتاهی به مقام های شغلی دیک شنی در دستگاه حکومتی  دولت آمریکا نظر  می اندازیم ، و بعد به ایده ئولوژی نو محافظه کاران  ، ایده ئولوژی که بعد از فروپاشی  نظام کمونیستی  ، امریکا به عنوان ابرقدرت  منحصر به فرد ، این ایده ئولوژی  به عنوان ایده ئولوژی رسمی و دولتی خود وارد عمل کرد.

دیک شنی  متولد 30 ژانویه 1941 است ، اولین شغل سیاسی اش در زمان ریچارد نیکسون ، با مدیریت اداری در کاخ سفید ، از 28 سالگی شروع کرده است . او عضو حزب جمهوریخواه  آمریکا و زمانی نماینده کنگره  از این حزب بود ، و با سمت های وزیر دفاع ، در زمان ریاست جمهوری ژرژ بوش پدر -1989-1993 ، درهنگام جنگ دوم خلیج فارس و حمله به عراق ، و سمت معاون رئیس جمهور در زمان ژرژ دبلیو بوش ، در زمان جنگ سوم خلیج فارس ، این فرد ، در بطن قدرت سیاسی و نظامی آمریکا بود. وهر زمان هم  مقام های دولتی ، سیاسی را ترک میکرد ، اینبار ، مقام های مدیریتی کمپانی های نفتی چون هالی برتون :  Hallburton     - بر عهد داشت. درنظام حکومتی آمریکا ، خط مشی سیاست بین المللی این کشور ، در راستای منافع اقتصادی  لابی های  چون لابی های شرکت های چند ملیتی چون کارتل های   نفت ، اسلحه سازی ، لابی های صهیونیستی ، لابی های قدرت های مالی و بانک ها ، رسانه های گروهی  نشریات ، کانالهای تلویزیونی  نقش تعین کننده دارند .

درسال 1995 دیک شنی شرکت مهندسی  هلی برتون را درشته متخصص در صنایع نفت را اداره می کند . فراموش نکنیم بعد از اشغال  عراق توسط ارتش آمریکا  در زمانی که دیک شنی معاون ریاست جمهوری آمریکا بود ، همین شرکت هلی برتون ، بزرگترین قرار داد نفتی را با دولت عراق در حال اشغال نظامی آمریکا را بست،که تا اندازه افتضاح این عمل به رسانه ها آمریکا درج کرد . دیک شنی همراه با دونالد  رامسفلد و دیگران ، مرکز انبار اندیشه با

عنوان : پروژه برای قرن جدید آمریکا  ، که این کشور مقام اولین قدرت دنیا  را حفظ بکند  بنیان گذاشتند

. ( think tanknéoconservateur PNAC (Project for the New American Century)

 

در راستای سیاست  محافظه کاران آمریکا  ، ورابطه ایکه این بخش از سیاستمداران آمریکائی با کارتل های نفتی آمریکا و دنیا دارند ، بطور اجمال  از دوشخصیت مهم سیاسی و دانشگاهی  در اینجا  مطالبی را در اختیار خوانندگان می گذاریم ، که بطور روشن و آشکار  ماهیت سیاست توسعه طلبی آمریکا  را خصوصاً بعد از فروپاشی  اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991 ، را بطور روشن و آشکار در آثار خود بیان می کنند، وعلناً با دلیل و مدرک ثابت می کنند که سه جنگ جنگ های خلیج فارس : جنگ عراق علیه ایران – جنگ علیه عراق برای آزادی کویت ،جنگ برای اشغال عراق و تسلط بر منابع نفتی عراق در زمان ژرژ دبلیو بوش ، (20 مارس 2003) برای نفت بود .

فردریک ویلیام  آنگدال .

یکی از متخصصین و مفسرین  در جهان سیاست نفت ، و ژئوپولتیک آمریکا در رابطه با نفت ،  فردریک ویلیام آنگدال : (   Ferederick .William Engdahl   متولد 1944 ) است که بیش از سه دهه است در این رابطه آثار با ارزشی  بجای گذاشته است.  یکی از معروف ترین اثر او :  ( A century of war :Anglo –American oil politics and the new worl order -1993 – سیاست نفتی آنگلیس و آمریکا و نظم نوین جهانی – این کتاب در زبانهای مختلف  در دنیا  ترجمه شده است . )

در این کتاب موًلف ، تاریخ صنعت نفت را که از جنگ اول جهانی  تا امروز بر روی اقتصاد دنیا نقش داشته است  به تحلیل و تفسیر می کشد. او این نظریه (تز) را پیش می کشد :ژئوپولتیک نفت ، عامل اصلی فروپاشی نظام کمونیستی شوروی ، تجزیه یوگسلاوی ، و به قدرت رسیدن طالبان بود . او با ارائه اسناد معتبر نشان می دهد که ورود آمریکا و انگلیس در جنگ علیه عراق ، یک تصمیم استراتژیک ، برای کنترل اقتصاد دنیا ، در طول 50 سال آینده است. او نقش برژنسکی  و ژرژ ویلد من بال متولد 1909- مرگ 1994.(George Wildman Ball )

در بکار بردن سیاست  بالکانیزاسیون  جهان اسلام (تجزیه این کشور بر مبنای هویت دینی و قومی ) را که قبل از او  برنارد لوی ( Bernard  Lewis  - متولد 1916 ، شرق شناس و اسلام شناس  یهودی تبار  انگلیسی آمریکائی ) این سیاست را به رهبران سیاسی انگلیس و آمریکا ، در راستای تشکیل دولت اسرائیل در قلب جهان اسلام ، طراحی و به عمل تبدیل کرد اند .

 

 

آلن گرن اسپان  (Alan Greenspan – متولد 1926- مرگ 2006  )- رئیس  خزانه داری و رئیس بانک مرکزِی آمریکا  از 11 اوت 1987 –تا 31 ژانویه 2006 . متخصص سیاست پولی  داخل آمریکا  که از سال 1967 وارد فعالیت سیاسی  شده است  .الن گرن اسپان  می گوید : دلیل اساسی واصلی اشغال عراق توسط آمریکا ، حفظ مباع نفتی این کشور ، توسط آمریکا بود . او در ادامه سخنان خود ، می گوید: این عمل آمریکا ، مراغمگین می کند ، ولو اینکه از منظر سیاسی ، یک عمل صحیح نبود ، واین امر را همه میدانند .... جنگ عراق  در مجموع برای نفت بود .

این سخن را ، آلن گرن سپان  در خاطرات خود ، که در کتابی با عنوان : (Greenspan, Alan (2007). The Age of Turbulence: Adventures in a New World. New York: Penguin Press – عصر ماجراهای دنیای جدید  ) چاپ و انتشار این کتاب در جامعهً آمریکا مثل بمب ترکید ! دلیل این امر ، بر این است ، که مردم عادی آمریکا ، دربین کشورهای پیشرفته علمی و صنعتی دنیا ، از منظر شعور سیاسی عمومی جامعه ، ملت فقیری هستند .

                                                  *                      *                          *

یاد آورمی شوم در پائین مقاله ای را با عنوان : کاخ سفید سفید ، در رابطه با طلای سیاه سیاه ، در 12 آوریل  ، سال       2006 در رابطه  با دخالت نظامی آمریکا در عراق ، بعد از عملیات تروریستی 11 سپتامبر 2001 را در 3 بخش  نوشته بودم ، واز آنجائیکه  بخشی از آن  ، آماده کردن افکار جهانی برای دخالت نظامی  آمریکا در عراق است ، لازم می دانم که در اختیار خوانندگان گرامی بگذارم. برای اینکه آمریکا چنین برنامه ای را  در ظاهر بنام :جلوگیری از دسترسی ایران به تکنولوژی آتمی را نیز  برای ایران طراحی کرده است

                                            

نگاه اجمالی ، به سناریو ، تجاوز امریکا وانگلیس ، به عراق در 20 مارس 2003

«مورخین میگویند : تاریخ گذشته را ،برای درک زمان حال ، مطا لعه میکنیم .»

 

تحلیل زمان بندی شده سیاست امریکا نسبت به رژیم صدام ،قبل از حمله ارتشهای  امریکا  وانگلستان .

 

-III : بعد از عملیات تروریستی 11 سپتامبر2001.

 7- نوامبر 2001- اولین اخطار علنی امریکا به عراق.

..........................................

کولین پاول (وزیر امور خارجه وقت آمریکا ) اعلام میکند : «..وقتیکه ما به اهداف خود  ، آزادی پایدار –منظور مداخله نظامی امریکا در افغانستان – دست یافتیم ، ایالات متحده امریکا ، توجه خود را به تروریسم جهانی معطوف خواهد کرد . ملتهای نظیر عراق ، که تلاش کردند ،که به سلاحهای کشتار دسته جمعی مجهز بشوند  ، فکرنکنند ، که ما در این نوع فعالیتها ی آنان نگران نخواهیم بود ...»

10 –نوامبر - «متحدان تروریست ها »

.............................

ژرژ بوش در مجمع سازمان ملل اخطار داد : آنهائیکه از تروریست ها پشتیبانی میکنند ،و به آنها پناه میدهند ، آنها  ایکه چشمانشان را می بندند، آنها نیز مسئول  کشتار های ناشی از ترور هستند. آنها هم باید حساب پس بدهند.» در این سخنرانی به غیر از افغانستان ، از کشور های دیگر اسم نبرد .

-IV : بعد از پیروزی در افغانستان

...........................................

29 ژانویه 2002 - « محور شرارت »

سخنرانی بوش در مراسم معروف به :وضع عمومی ایالات متحده امریکا .

آن چیز هائی را که ما در افغانستان کشف کردیم ، بدترین ترس و وسعت وظایفی که در انتظار ما است ، تائید کردند(...) هزاران قاتل خطر ناک آموزش دیده ، که حاظرند به هر نحوی دست به جنایت بزنند،و اغلب بوسیله نظام های غیر قانونی پشتیبانی شده اند، آنها مثل بمب های  ساعتی امروز در جهان پراکنده هستند ، وهر لحظه بدون اعلام خطر آمادهً  عملیات تروریستی اند . بعضی  از حکومتها در مقابل تروریستها جسارت نشان نخواهند داد. امٌا اشتباه نکنید ، اگر آنها اقدام نکنند ، امریکا دست بکار خواهد شد .» در این مراسم رئیس جمهور ، از سه کشور نام می برد : کرهً شمالی ، ایران ، عراق  . وادامه میدهد کشورها ئی نظیر اینها ، همپیمانان  تروریست ها ، محور شرارت  را تشکیل میدهند ،و مسلح شده اند ، که صلح  جهانی را به خطر بیاندازند.

22 مارس  - ژرژ بوش ،

« یک سناریو وحشت انگیز  میتواند ، چنین باشد ، که در یک اتحاد بین سازمان تروریستی القاعده ،و رژیم وحشی مانند عراق ، این کشور  سلاحهای کشتار جمعی را در اختیار چنین سازمان تروریستی بگذارد »

 

-6 آوریل  « سرنگون کردن صدام حسین از اریکه ً قدرت »

...........................................................................

ژرژ بوش  رئیس جمهور  برای اولین بار هدف نهائی خود را در بارهً عراق آشکارا بیان میکند.« من به نخست وزیر انگلستان  تونی بلر توضیح دادم ، که سیاست  دولت من سرنگونی صدام حسین  از اریکه قدرت است و تمام را هها برای رسیدن ،به این هدف روشن ارائه شدند. شاید لازم باشد که من یک کمی بیشتر ، در لفافه این ها را بیان بکنم و باید بگویم ، ما با تغیر نظام ( در عراق ) موافق هستیم . (....) تغیر نظام ، یک زبان متمدنا نه است . اینطور نیست ؟  امٌا با وجود این ، به من اجازه بدهید ،که بگویم  دنیا  بدون رئیس جمهور عراق و ضع سا لمتری خواهد داشت . بدترین خطر آن وقت میتواند پیش بیاید که بگذاریم  ایم مرد (صدام ) با یک شبکه تروریستی رابطهً  - عاشقانه - پیدا بکند » .

 

اوٌل ژوئن  -« آماده برای یک عمل  تنبیهی »

........................................

برای اولین بار جورج بوش احتمال جنگ با عراق را در سخنرانی خود در وست پونت آکادمی نظامی آمریکا پیش می کشد .

 

امریکائیان باید خود را برای یک عمل تنبیهی  که برای دفاع  از آزادی و دفاع از زندگی  ما لازم باشد ، آماده بکنند . (...) جنگ علیه تروریسم با موضع  گیری در حا لت دفاعی به پیروزی نمیرسد .  اگر ما منتظر باشیم ،که تهدیدهای  تروریستها عملی بشوند ، آن موقع دیر خواهد بود ، تنها راه برای تامین امنیت ، وارد شدن به عملیات نظامی است . این ملت وارد عمل خواهد شد .

 

26 اوت ، 3 سپتامبر - اختلاف و مجادله بین  کولین پاول  و دیک شنی  (Powell –Cheney ) بر سر همراهی با سازمان ملل .

.......................................................................................................................

معاون رئیس جمهور ، سخن را آغاز میکند و چنین میگوید :

« مراجعت باز رسان به عراق ، هیچ تضمینی نمیدهد ،که حتمأ صدام حسین از قطعنامه های باز رسان سازمان ملل  تابعیت بکند، بر عکس این خطر بزرگ وجود دارد ،که مراجعت بازرسان ، به صدام  حسین ، این اطمینان فریبکارانه را برای او فراهم میسازد  و او خواهد توانست به این بازی ادامه بدهد » ( دیک شنی ، از پیروان بی قید وشرط خط مشی محا فظه کاران نو در امریکا است ،و در عین حال ، دارای شرکتهای معتبر نفتی در جهان است .درادامه این مقلات ، محافظه کاران نو آمریکا و فلسفه سیاسی آنان را به خوانندگان معرفی خواهیم کرد . )

وزیر امور خارجه  (پاول ) بر عکس دلیل میآورد ومیگوید   : « رئیس جمهور بطور روشن  بیان کرده است ، او فکر میکند ، لازم است بازرسان سازمان ملل به عراق بر گردند (...) و به مانند مرحلهً اوٌل  ببینیم ، بازرسان چه چیزهائی را  پیدا میکنند !»

دیک چینی در جواب  به پاول میگوید : « زمان علیه ایالات متحده کار میکند . صدام حسین هرچه سریعتر میرود که تا به بمب اتمی دسترسی پیدا بکند.(...) آیا میتوان منتظر ماند که او در تلاش آن است که هم خاورمیانه را زیر سلطه خود در آورد و هم بخش عضیم ذخائر نفت دنیا را در کنترل خود داشته باشد ؟ » رئیس جمهور آمریکا ژرز بوش در این مرحله نظر پاول را تائید میکند. (همین موضع افراطی و جنگ طلبی را  دیک  چنی امروز درباره ایران هم اتخاذ کرده است  .تا کید از مترجم )

4 سپتامبر - احضار کنگرهً آمریکا

...........................

نامهً رئیس جمهور به نما یندگان : «عدم هیچگونه ا قدام در مقابل یک تهدید جهانی ، یک انتخاب معقول نیست ، وقتیکه زمان اش برسد ، من از کنگره خواهم خواست که از تمام تصمیمات ایکه ایالات متحده امریکا ، جهت مقابله با تهدید  ایکه علنأ رژیم صدام از آن بر خوردار است ، پشتیبانی  بکند »

8 سپتامبر - اجتناب از یک پرل هاربور دیگر .(Pearl Harbour )  *

.......................................................................

دونالد رامسفلد در حا لیکه توضیح میدهد ،که سیاست ما تغیر رژیم (در عراق ) است ، مسئله ما داشتن  بازرس نیست ، بلکه خلع سلاح عراق است . او اضافه میکند ، کشورش باید دست به اقدام بزند، تا اینکه در آینده  ، کتابی چاپ نشود ،که در آن نوشته شود : چرا ما امریکائیان  مثل حمله ژاپنی ها به پرل هاربور  ، خوابیده بودیم .

11 سپتامبر .2002-  در اندیشه بکار گرفتن بمب اتمی (علیه عراق )

..........................................................

یکسال بعد از عملیات تروریستی 11 سپتامبر ، مطبوعات امریکا یک تحلیلی  را با این عنوان :(Nuclear Posture Review- تجدید نظر در موضع کار برد سلاح اتمی ، ارائه میدهند. در این دکترین جدید امریکا در کار برد سلاح اتمی چنین آمده است ، که در چه موقعیت ها ئی ، واشنگتن میتواند سلاح اتمی بکار ببرد.

الف : طرف مقابل پتانسیل اتمی داشته باشد .

ب :شرایط اضطراری .

ج:شرایط  پیشبینی نشده، چون کشورهای  کره شمالی ، عراق ، ایران ،سوریه  ولیبی  که از تروریستها حمایت میکنند و همهً شان در تلاش دست یافتن به سلاح های کشتار جمعی هستند  این کشورها  جزو هدفهای  حمله اتمی امریکا محسوب میشوند.  مشاور رئیس جمهور برای امنیت ملٌی  خانم  کندوله زه  رایس  (Condolezza RICEوزیر امور خارجه ً فعلی آمریکا ) تائید میکند ، که برای منصرف کردن تروریستها  از بکار بردن سلاح  های کشتار جمعی علیه امریکا ، سیاست ما اینست ،که جواب چنین حملات توسط امریکا ، نا بود کننده خواهد بود. (منظور اینست که امریکا جواب این حملات را با بمب اتم  خواهد داد .)

 

همین کلمات را با همان مفاهیم ، که خانم رایس دیروز علیه صدام حسین بکار میبرد ، امروز با داشتن مقام وزیر امور خارجه ً امریکا ، ، در یک شرایط خاص  جهانی و  شرایط داخلی ایران ، که نظام بیش از پیش موضع  افراط گرائی ،و سرکوب علیه ملت گرفته است ،برای تهدید  ایران  امریکا بکار میبرد.

بی بی سی:11مارس 2006 

کاندوليزا رايس گفت ايران مصمم به توسعه تسليحات هسته ای است 
کاندوليزا رايس، وزير امور خارجه آمريکا، از ايران به عنوان بزرگ ترين چالش پيش روی اين کشور ياد کرده و گفته است ايران بيش از هر کشور ديگری در جهان آمريکا را به چالش کشيده است.

يک روز پس از تصميم شورای حکام آژانس بين المللی انرژی اتمی مبنی بر گزارش پرونده هسته ای جمهوری اسلامی به شورای امنيت سازمان ملل متحد، وی در کنگره آمريکا در واشنگتن گفت ايران مصمم به توسعه تسليحات هسته ای است، به صورت مرکزی برای تروريسم در خاورميانه درآمده و مانعی فراروی دمکراسی است.

اظهارات وزير امور خارجه آمريکا در حالی عنوان شده که به نظر می رسد ايران در برابر فشارهای بين المللی در مورد برنامه های هسته ای خود همچنان مقاومت می کند.

ايران بر حق خود برای دستيابی به فن آوری هسته ای صلح آميز پا می فشارد و همزمان اتهام آمريکا و اتحاديه اروپا مبنی بر تلاش برای دستيابی به تسليحات اتمی را رد می کند. 

با اين همه، خانم رايس گفت:" ما از سوی هيچ کشوری به اندازه ايران به چالش کشيده نشده ايم."

 

 امروز نیز در شرایط فعلی ، رئیس جمهور امریکا ، آقای ژورژ بوش برای فراهم آوردن آفکار عمومی جهان ، خصوصآ ملت امریکا ، برای حمله نظامی به ایران ، حد اقل به تاسیسات و اهداف مشخص ، همین سیاست ، در زمان قبل از حمله به عراق را در پیش گرفته است . یک لحظه به گفته های او در 11 مارس در جمع روزنامه نگاران دقیق میشویم

 

 11مارس 2006  -رييس جمهور آمريكا به جمعي از روزنامه‌نگاران گفت:‌ شما شاهد يك مساله نگراني جدي امنيت ملي هستيد. 

وي افزود: ‌بنابراين براي آمريكا كار كردن با ديگران براي حل اين مسايل به شكلي ديپلماتيك و رويارويي با اين تهديدها بسيار مهم است. 

بر اساس اين گزارش، كاندوليزا رايس، وزير امور خارجه آمريكا نيز در راه سفر به قاهره به خبرنگاران همراهش گفته بود كه ديپلماسي بايد ادامه يابد، اما نبايد به ايران اجازه داد با زمان بازي كند. 

اين گزارش با ذكر اينكه ايران آمريكا را براي ارجاع پرونده‌اش به خسارت و درد تهديد كرده است نوشت: بوش اين تهديد را مربوط نياز آمريكا به واردات منابع انرژي در نظر گرفته و گفت: براي اهداف امنيت ملي ما بايد به نفت معتاد نباشيم. 

اين گزارش حاكي است نمايندگان پنج عضو دايم شوراي امنيت روز جمعه براي كار بر روي بيانيه‌ رياست شورا درباره‌ي ايران با هم ديدار كردند. 

نمايندگان فرانسه و انگليس گفتند كه اين مذاكرات ادامه خواهد يافت و اين نشانگر آن است كه پنج عضو دايمي شوراي امنيت درباره‌ي بيانيه‌ي با هم به توافق نرسيده‌اند.

رييس جمهور آمريكا به جمعي از روزنامه‌نگاران گفت:‌ شما شاهد يك مساله نگراني جدي امنيت ملي هستيد. 

وي افزود: ‌بنابراين براي آمريكا كار كردن با ديگران براي حل اين مسايل به شكلي ديپلماتيك و رويارويي با اين تهديدها بسيار مهم است. 

بر اساس اين گزارش، كاندوليزا رايس، وزير امور خارجه آمريكا نيز در راه سفر به قاهره به خبرنگاران همراهش گفته بود كه ديپلماسي بايد ادامه يابد، اما نبايد به ايران اجازه داد با زمان بازي كند. 

اين گزارش با ذكر اينكه ايران آمريكا را براي ارجاع پرونده‌اش به خسارت و درد تهديد كرده است نوشت: بوش اين تهديد را مربوط نياز آمريكا به واردات منابع انرژي در نظر گرفته و گفت: براي اهداف امنيت ملي ما بايد به نفت معتاد نباشيم. 

اين گزارش حاكي است نمايندگان پنج عضو دايم شوراي امنيت روز جمعه براي كار بر روي بيانيه‌ رياست شورا درباره‌ي ايران با هم ديدار كردند. 

نمايندگان فرانسه و انگليس گفتند كه اين مذاكرات ادامه خواهد يافت و اين نشانگر آن است كه پنج عضو دايمي شوراي امنيت درباره‌ي بيانيه‌ي با هم به توافق نرسيده‌اند.

 

12سپتامبر - مابیش از اندازه صبور بوده ایم

.........................................

ژرژ بوش ، بعد از شمردن 16 قطعنامه در سازمان ملل ، که عراق از سال 1991 ، آنها را رعیت نکرده است ، چنین گفت : ما بیش از اندازه صبوربو ده ایم . رفتار رژیم عراق ، یک تهدید علیه سازمان ملل و صلح جهانی محسوب میشود.(...)اگر ما در مقابل خطر اقدام نکنیم ، مردم عراق زیر فشار و انقیاد رژیم خشن  صدام به حیات خود ادامه خواهند داد .رژیم بغداد از این وضع  ، قدرت تازه ای بدست خواهد آورد  و از آن برای تهدید و انقیاد آنها بکار خواهد گرفت و خاورمیانه را برای سالها به خونریزی ، ترس  محکوم خواهد کرد.(...) ما باید برای دفاع از امنیت خود و همچنین دفاع از امید و آروزهای انسانیت ، وظیفه داریم ،که بپا خیزیم .»

17 سپتامبر - تصادم با القاعده

.....................................

دولت عراق یک روز پیش از 17 سپتامبر ، مراجعت بازرسان سازمان ملل را قبول کرد . رئیس  جمهور میگوید : شورای امنیت نباید فریب بخورد . برای اولین بار ، رابطه عراق با القا عده  علنأ در ملاء عام به پیش کشیده شد و خانم کنود له زا  رایس چنین اعلام کرد د : « عراق بطور آشکار با تروریسم از جمله القا عده رابطه دارد. بلی اعضای  القا عده در بغداد دیده شده است .»

18 سپتامبر – خلع سلاح عراق ، یا بر کناری صدام

................................................................

لطفأ به این جملات رامسفلد کاملأ دقیق بشوید  ،که 18 سپتامبر 2002  ، یعنی 6 ماه قبل از حمله به عراق  در 20 مارس 2003  چه میگوید ،و این جملات را همین شخص عینأ در همان مقام وزیر دفاع ژرژ بوش در باره ایران میگوید . « دونالد رامسفلد  میگوید ، هدف بازرسی  نیست ، هدف خلع سلاح عراق است » رسیدن  به این هدف ، بدون جنگ امکان پذیر  هست ؟  جواب : آری ..صدام میتواند اعلام بکند که آینده ً او محدود است و در نظر دارد از قدرت دست بکشد .»

19 سپتامبر – اگر لازم باشد آمریکا به تنهائی ، وارد عمل میشود .

.................................................................................

یک روز پیش  دونالد رامسفلد اعلام کرد ، امریکا باید امنیت خود را تضمین بکند، در صورت تمایل ،همپیمانانش حاضر هستند اینکار را انجام بدهد . امٌا اگر آنها نخواستند، امریکا حتمإ به تنهائی وارد عمل میشود .» ژرژ بوش نامه ای به کنگره میفرستد .آن نامه حاوی مادهٌ  قانون استفاده از نیروهای نظامی امریکا  توسط رئیس جمهور است . رئیس جمهور اجازه دارد  وسایل لازم را که او مصلحت میداند ، همچنین نیروی نظامی را در مقابل تهدید ایکه عراق علنأ عرضه میدارد  علیه این کشور ، جهت دفاع از منافع و امنیت ملٌی بکار گیرد .(ملاحظه میکنید ، که رئیس جمهور آمریکا میگوید : عراق علنأ امنیت امریکا را تهدید میکند ! ممکن است عراق آنروز امنیت اسرائیل را نسبتأ تهد دید میکرد ، اما امنیت امریکا ، هرگز توسط عراق تهدید نمیشد ، خصو صأ بعدأ نیز معلوم شد ، نه عراق  دارای سلاحهای کشتار همگانی بود ،و نه با القا عده همکاری میکرد .  در11 اکتبر کنگره اجازه لازم را جهت استفاده نیروهای نظامی امریکا را علیه عراق  را به رئیس جمهور میدهد.

20 سپتامبر -  عملیات پیشگیری ، دکترین جدید استراتژیک دفاعی امریکا .

...................................................................................

مستخرج از استراتژی عملیات ملی ، که به امضاء رئیس جمهور رسیده است. مفهوم سنتی انصراف از تصمصم ، بخاطر از انعکاس ضربات ویرانگر (امریکا ) برای یک دشمن تروریست (احتمالی )  هیچ تاثیری ندارد (...)« تداخل بین کشور هائیکه عملیات تروریستی را هدایت میکنند و کشور ها ئیکه سعی برای دست یافتن به سلاحهای کشتار جمعی دارند ، ما را بر آن وا میدارد ، که وارد عمل بشویم .» قرنها ست ، که قوانین بین الملی  این حق  را به یک کشور ، به رسمیت شناخته است ، که اگر کشوری احساس بکند ، که نیروی نظامی کشور دیگر برایش خطر فوری  ایجاد میکند ، این کشور (در حا ل احساس خطر ) حتی بدون اینکه متحمل  حمله ای از کشور تهدید کننده شود ، علیه آن  کشور وارد عمل بشود. قانون گذاران ، خصوصآ حقوق دانان بین المللی عکس العمل  نظامی ، علیه کشوریکه علنأ تهدید  با لقوه ای فوری  محسوب میشود ، قانونأ به رسمیت میشناسند .(...) ایالات متحده از زمانهای گذشته  موافق پیشدستی  در عکس العمل ، علیه این نوع تهدید ها ئی است ، که امنیت ملی این کشور را به خطر میاندازند .

( چنین قانونی نیست ، فقط  در این 38 سال گذشته کشور اسرائیل است ، که با تکیه بر این استراتژی ، با تمام آزادی ، بنام عملیات پیشگیرانه ، هسته های مقاومت ملت فسلطین را مورد حملات سنگین  و بمبابران های هوائی  و قتل های هدف دار رهبران جنبش های مقاومت فلسطین  را سیاست دفاعی خود قرار داده است  ، وامروز هم ادامه میدهد. وسیاست امریکا در تجاوز به خاک عراق و اشغا ل آن کشور  نیز از همین دکترین اسرائیل مایه گرفته است ، که امروز این  دکترین را در حال  پیاده کردن علیه ایران ،و ملت و تمامیت ارضی  این کشور است . در این عمل ، اولین مسئول  در درجه اول خود نظام جمهوری اسلامی است ، که بمانند صدام حسین ، از روزیکه به قدرت رسید ، وحدت ملی عراق را نابود کرد ،و آن جامعه را به کرد ، سنی و شیعه ، با امتیازات مخصوص به سنی ها تقسیم کرد . سیاستی که آیت الله خمینی و هم پیشه هایش از اولین روز در ایران پیاده کرد ند. تقسیم ملت ایران ، به مسلمان و غیر مسلمان ،و تقسیم مسلمانان ایرانی ، به شیعه و سنی ، و تقسیم شیعه یان به پیروان خط امام ،و خارج از خط امام ،و تقسیم پیروان خط امام به ذوب شده و منجمد مانده . این خیانت آشکار  آقای خمینیو همراهان سیاسی مذهبی اش  ، نسبت به وحدت ملی   را تاریخ ایران هرگز فراموش نخواهد کرد . از بطن همین خیانت بزرگ است ،که گروهک های تجزیه طلب ، به کمک بیگانگان و عوامل آنها  زمینه تجزیه کشور را فراهم میکنند )

8-نوامبر  -آخرین زمان آزمایش .

شب قبل  ایکه شورای امنیت ، با اکثریت قطعنامه 1441 را مبتنی بر ارسال بازرسان جدید ، متخصص خلع سلاح را تصویب کردند ، ژرژ دبلیو بوش اعلام کرد : عراق بدون مهلت و مذاکره باید خلع سلاح شود (...) بازی معمولی تقلب ، و جا خالی کردن ها که سابق به نفع عراق از آن چشم پوشی میشد ، پذیرفته نخواهد شد. اگر عراق بطور کامل اطاعت نکند ، ایالات متحده و سایر کشور ها ، عراق را خلع سلاح خواهند کرد .» در حالیکه ژرژ دبلیو بوش ، آخرین مهلت را به مسئولان عراقی خاطر نشان میداد ، اضافه کرد : « ... ایالات متحده آمریکا ترجیح میدهد ، که عراق بطور داوطلبانه این دستورات را اجراء بکند و گرنه ما حاضریم ، راه دیگری را (علیه عراق ) به اجرا ء گذاریم .

V –بحران هم پیمانان

20 ژانویه – به تنهائی این مسئولیت را به عهده گرفتن .

....................................................................

با مشاهدهً تفسیر های گوناگون از قطعنامه 1441  از طرف واشنگتن ، پاریس ، برلین ، کولین پاول  اعلام میکند : « اگر مسئله (خلع سلاح عراق ) از طریق مسالمت آمیز حل نشود ، در آنصورت ، رئیس جمهور بر این عقیده است که مجامع بین المللی وظیفه دارند ، که عراق را از طریق نیروی قهریه خلع سلاح بکنند . اگر مجامع بین المللی آمادهً این کار نباشند ، رئیس جمهور ایالات متحدهً امریکا وظیفه دارد که این مسئولیت را با ملتها ایکه مثل آمریکا فکر میکنند  به انجام برساند .»

 

28 ژانویه 2003 – « صدام عقب نمی نیشیند»

...........................................................

مستخرجه از سخنرانی رئیس جمهور بوش به ملت امریکا

دوازده سال است که نه محاصره اقتصادی ، نه کنار گذاشتن از دنیای متمدن و نه حمله به موسسات نظامی ، هیچ چیز  صدام حسین را درتلاش برای بدست آوردن سلاح کشتار دسته جمعی ، باز نداشته است ...» رئیس جمهور ادامه میدهد :عراق امکان تهیه 25 هزار لیتر باسیل کربن (سیاه زخم )  ... تهیه بیش از 38 هزار لیتر باسیل بوتلیک   ( Boutlique ) را دارد . سرویسهای  اطلاعاتی  ما چنین برآورد میکنند ، که صدام حسین امکان تولید 500 تن گاز  سارن (Sarin ) گاز خردل و میکرب فعال  XV بر خوردار است  (...)  اگر صدام به خواسته های ما کاملأ تمکین نکند ، (...) ما ، یک اتحاد نظامی برای خلع سلاح او تشکیل خواهیم داد .»

 

6- فوریه – تغیرات اساسی در ترکیب و شکل جغرافیای سیاسی منطقه .(منظور منطقه خاورمیانه )

.....................................................................................

اعلامیه کولین پاول : یک مفقیت در عراق خصوصأ در زمینه و جریان جنگ ، امکان میدهد که بیک طریق کاملأ مثبت جهت  توسعه منافع امریکا ، ترکیب سیاسی منطقه را تغیر دهیم ، خصوصأ اگر بتوانیم  صلح در خاورمیانه را عملی سازیم .اگر به این  جملات دقیق بشویم ، می بینیم که استقلا ل و تامیت ارضی  کشورهای منطقه خاورمیانه ، برای امریکا و اسرائیل ،و متحدان غربی شان ، کوچکترین ارزش از جنبه قوانین بین المللی ندارند .

 

26 فوریه –» عراق آزاد ، یک نمونه برای ملتهای دیگر »

اعلامیه جورج بوش : یک عراق آزاد شده (از یوغ  استبداد صدام ) و بردن امید و ترقی ، پیشرفت  به ملیونها انسان ، میتواند این منطقه را که از اهمیت مهم بر خوردار است ، کاملأ عوض بکند . و برای ملتهای دیگرمثا ل و نمونه تحسین انگیز و زنده از آزادی بکار گرفته خواهد شد »

بعد از دو ماه مبارزهً دیپلماتیک ، آمریکا و انگلستان ، وقتیکه این دو کشور متوجه شدند ، که در شورای امنیت ، اکثریت آرا ء را برای اجازه ً بکار بردن نیروهای نظامی  علیه عراق را بدست نخواهند آورد ، در صبگاه پنجشنبه  20 مارس 2003 ، این دو کشور  ، بر خلاف منشور سازمان ملل متحد ، که هر دو از بنیانگذاران آن بودند  به عراق حمله کردند .  در حدود سه سال  بعد از این حمله و اشغال نظامی عراق ، معلوم شد که نه تنها ، عراق فاقد سلا حای کشتار همگانی بود ،  تمام این سناریو ها دروغ ،و در حقیقت ، در درجه اول جهت فریب دادن آفکار بین الملی ، خصوصأ خود ملت آمریکا بود . همین سناریو را امروز امریکا وانگلستان ،و سایر متحدین برای ایران آماده میکنند ( ما ً خذ  روزنامه لوموند  11 آوریل  2003  صفحه 14 .)

 ادامه دارد .  به قلم : کاظم رنجبر ، دکتر درجامعه شناسی سیاسی .

اقتباس بطور کامل و یا به اختصار ، با ذکر نام نویسنده و سایت ، کاملا آزاد است .

بخش سوم : ژئوپلتیک و ژئواستراتژی قدرت های جهانی ، در رابطه با منابع نفتی و گازی ، دریای خزر و آسیای مرکزی . 

ایمیل نویسنده: 
انتشار از: 

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری