تز ناسیونالیستی کردستان بزرگ، ایده ی جنگ داخلی بین خلقهای تحت ستم
«بزرگ گرایی» نه ، «یکی شدن دموکراتیک»
18.10.2014 - 18:32



تز ناسیونالیستی کردستان بزرگ چه میگوید؟


تا جایی که دستگیرم شده این ایده : « قصد دارد خلق کرد را که در چهار کشور تقسیم شده اند در یک کشور به نام کردستان گرد آورد. اراضی این کشور اراضی تاریخی خلق کرد ، و جاهایی که کردها ساکن هستند ، حتی جا های چند ملیتی، را شامل میشود. در نقشه ی زیر که یکی از نقشه های متعدد از اراضی تاریخی کردهاست و طرفداران این نظریه منتشر کرده اند ، تا حدودی میتوان به وسعت آن پی برد»:

 Missing media item.

نکات قابل توجه :

1- اراضی تاریخی. این تاریخ میتواند از ماد تا کنون را شامل شود. یعنی وسعت آن از ماد قدیم تا کنون است.
2- اکنون این اراضی حد اقل در چهار کشور-ایران-ترکیه-عراق-سوریه  قرار دارد. 
3- در نقاط مختلف کم و بیش چند ملیتی مردمان زندگی میکنند.
4- احزاب سیاسی برای تحقق این هدف از شیوه ی «سیاسی-نظامی» استفاده میکنند.

پیروزی چگونه ممکن است؟
1- باید ارتش چهار کشور را شکست داد.
2- جنگ داخلی علیه خلق تحت ستم نقاط چند ملیتی پیش برد ، بر آنها پیروز شد.
3- موافقت جهان را کسب کرد.
4- حکومت دموکراتیک کردستان را برقرار نمود.
5- امنیت آن را تأمین کرد.

اگر از این مراحل گذشتی آیا امکان آن هست که یک حکومت دموکراتیک با استاندارد های جهانی مستقر کرد؟

پاسخ این سئوال «منفی» ست. نه، نمی توان. نیروهایی که از این دریای خون بیرون میایند تنها می توانند حکومت دیکتاتوری «فئودال-سرمایه دار» ، و وابسته به قدرتهای بزرگ سرمایه جهانی را برپا کنند.
نصیب مردمان زحمتکش و آزادیخواه و برابری طلب خلق کرد دیکتاتوری،فقر و استثمار، اختناق و زندان و شکنجه خواهد بود. در حالت عادی و بهترین شرایط حکومت اقلیم نمونه زنده است. که مورد قبول انسانهای مترقی نیست. 

ایده ی «کردستان بزرگ » ضرورت یا تصادف واحتمال؟

مقوله ی فلسفی «ضرورت» به معنای آن است که چیزی بر اساس «ماهیت درونی شئی یا پدیده» طبق قانون علیت، باید حتماً به یک ترتیب معین رخ بدهد و نه به ترتیب دیگر. اما تز کردستان بزرگ ، برای تحقق به هزار یک علت و معلول و شرایط بستگی دارد که تحقق بیابد یا نیابد-ناقص رخ دهد ، یا به یک فرم دیگر تحقق پذیرد و یا اصلاً حذف شود. بر این اساس این ایده نه یک ضرورت بل یک «احتمال» است. ضرورت نامیدن آن خیال بافی ست. چنین چیزهایی جزو مقولات فلسفی تصادفات و «احتمالات» جای میگیرند. استراتژی برگزیدن یک «ایده ی احتمالی» و دور از ضرورت و شرایط عینی خودکشی ست. شعار کردستان بزرگ ضرورت تاریخی ، نشانه عدم درک فلسفی مقوله ی ضرورت است و خودفریبی . افتادن سیب از درخت بر روی زمین یک ضرورت است ولی اینکه سیب در بازار فروخته شود یا در زیر درخت خورده شود یک  تصادف و احتمال است.تصادف سیستم معینی ست که جنبه خارجی دارد و به عوامل فرعی بستگی دارد.و با ماهیت شئی بیگانه است. 

نگاه به این تز در مناطق چند ملیتی:

« کردها دوست ما آذربایجانیها نیستند؛در آذربایجان ادعای ارضی میکنند، عملیات نظامی میکنند. دست به ترور میزنند. بگذارید قلعه این اشرار سقوط کند. اینها پیروز شوند فردا در آذربایجان رژه خواهند رفت.»


احزاب و سازمانها و گروههای کردستان: 

همه از دم ناسیونالیست اند.چه در جلد دموکرات و چه در جلد چپ. تا وقتی که شکلات کردستان بزرگ زیر زبانشان شیرین مزه میدهد. تا وقتی که نتوانسته اند خود را از دید بسته و محدود محلی و یک خلقی رها کنند. چپ و دموکرات به حرف و تئوری نیست به سیاست عملی ست.هستند چپهای سراسری که در عمل ناسیونالیسم خلق فارسی زبان را اجرا میکنند. اینان هم ناسیونالیست اند. ناسیونالیسمی که مقدمه ی افراط گرایی و مادر فاشیسم است. 

کومله و مانندهای آن چپ نیستند، ناسیونالیست چپگرا هستند که خصلت ناسیونالیستی به چپ گرایی شان می چربد. دموکرات شان هم دموکرات نیست ، بل ناسیونالیست-دموکرات اند؛ که باز خصلت ناسیونالیستی شان به دموکرات بود نشان می چربد. 
در کوه و دشت نه دموکرات پیدا میشود نه چپ. در جامعه، میدان فعالیت مدنی اجتماعی، با دید باز، نه بسته ی محلی، چپ و دموکرات تا حدودی بار میاید.

مبارزه ی ملی در ایران:

-همه ی حرکات ملی در ایران و منطقه از «دو خصلت »برخورداراند:
1- ناسیونالیستی هستند
2- خواهان برابری حقوقی اند.
- در بین آنها «افراط گرایی» هم واقعیت است.
-بخشی از دو شیوه ی مبارزه ی سیاسی و نظامی استفاده میکنند
-و بخش دیگر تنها شیوه ی مبارزه ی سیاسی را دنبال میکنند

- شیوه ی مبارزه ی نظامی در ایران و ترکیه به زیان «کسب حقوق برابر» است. و موجب تلفات انسانی غیر لازم.از این رو نیز نادرست است. افراط گرایی نقش بارزی اینجا دارد.
-افرط گرایی هر جا امکان عمل نظامی ندارد ، خشونت خود را در«سیاست» و در «تئوری و رفتار و سخن و تبلیغات» پیش می برد.
- سیاست افراط گرایی، عامل اختلاف بین خلقهای تحت ستم است و «حکومتها» از این اختلاف برای دامن زدن به «دشمنی و عدم اتحاد» خلقها سود می جویند.
-افراط گرایی سیاست «جدایی خواهی» بیموقع را پیش می برد و از این رو نیز «آوانتوریست» و ماجرا جوست.
- از تکیه گاههای آن ، مانور در اختلافات ارضی ست.

 
نباید شرایط را کپی کرد

در عمل سیاسی ، نباید شرایط را کپی کرد. که فاجعه ببار میاورد. شرایط کردها در ایران ، مثل شرایط کوبانی،ترکیه، عراق، نیست. به ویژه در آذربایجان غربی؛ که انبار باروت است بین دو خلق ترک و کرد. گروههای کردی که شیوه ی نظامی پیش گرفته اند، و ادعای ارضی دارند، و در اندیشه ی کردستان بزرگ اند، باید بدانند که دارند بین دو خلق تحت ستم با انبار باروت بازی میکنند. انفجار آن هر دو خلق را به خاکستر تبدیل میکند. مسایل کرد و ترک در ایران تنها در نظام ایران فدرال میتواند حل شود. نه در کردستان بزرگ. راه کردستان بزرگ راه جنگ داخلی بین دو خلق تحت ستم است.
گروههای کردی که با کپی برداری از کوبانی برای خود در آذربایجان غربی نیروی نظامی از زن و مرد تشکیل میدهند باید متوجه بشوند که از «جنگ بین دو خلق تحت ستم» هیچکس نمی تواند دفاع کند. نه در ایران و نه در منطقه و جهان. نه کمونیست و نه دموکرات و نه اقشار زحمتکش جامعه.

با چنین جنگ ناسیونالیستی و ارتجاعی کسی همدلی نمی کند. و برعکس همه علیه آن هستند و خواهند بود. در ایران مسئله ملی راه حل نظامی ندارد. مسایل تنها در پروسه های مسالمت آمیز، دموکراتیک و مدنی، با اتحاد و همبستگی همه ستمکشان و استثمار شدگان می تواند راه حلش پیدا شود. ماجراجویی ناسیونالیستی هر دو خلق را به سوی نابودی سوق میدهد. کسانی که با انبار باروت بازی میکنند باید متوجه اعمال ضد انسانی خود باشند.

 مسئله ی کردهای ترکیه:

- همانطور که «حق تعیین سرنوشت برای آذربایجان مهم است، همان مقدار هم برای کردهای ترکیه مهم است. آنها هم لازم است «سرنوشت خود را خود تعیین کنند. که آیا میخواهند در داخل ترکیه بمانند یانه».
- این شعار در شرایط حاضر عملی نیست. آنچه عملی ست ، هر چه بیشتر، اداره ی امور محلی در داخل ترکیه است. از راه صلح و مسالمت. تا جامعه و شرایط آنقدر دموکراتیک شود که اجازه دهد تعیین سرنوشت کرد.
- ترکیه نه تنها نمی خواهد کردها در ترکیه تعیین سرنوشت کنند حتی نمیخواهد در سوریه هم این کار صورت بگیرد و آنچه در این راستا انجام گرفته میخواهد منحل شود.
- در این شرایط قطع صلح، اشتباه کردهاست. آنها باید میدانستند که این کار به زیان «استراتژی صلح و اداره ی امور در داخل ترکیه» است.
- ترکیه از سیاست حمایت داعش پیروی میکند، لازم بود از راه صلح و مسالمت و دیپلوماتیک در سطح جهانی 
و داخلی به ترکیه فشار وارد کنند که دست از سیاست داعش پروری بردارد و درها را برای کردهای خواهان مبارزه با داعش باز کند. 

- کردها میدانستند سیاست ترکیه در رابطه با داعش و حق تعیین سرنوشت چیست ، ضرورت داشت حرکت خود را با در نظر گرفتن سیاست ترکیه اتخاذ کنند. 
- سیاست کردهای ترکیه لازم بود الف ادامه صلح، ب- بیرون آمدن از لیست تروریسم می بود.
- و دیالوگ داخلی و جهانی برای کمک به کوبانی.
- ماهیت سیاست ترکیه در رابطه با -تعیین سرنوشت و داعش- روشن است. ترکیه سیاست خود را در شرایط حاضر توسط فشار کردها تغییر نمی دهد. لذا تشنج به زیان همه بود.هم کوبانی- و هم ترکیه و کردها. 
- کردها نباید بهانه دست دولت ترکیه دهند.

آزادی کوبانی از دست داعش برای همه شادی بخش است. و برعکس اسارت آن غم انگیز. یعنی سیاستی که شادی میاورد برای همه ، درست است. و سیاستی که غم میاورد غلط است. 
بفرمایید اورمیه را تسخیر کنید، و از روی نعش 30 میلیون آذربایجانی رد بشوید. 
دوست دارید این کار را بخاطر شادی فردی خود بکنید؟ اگر بکنید سیاست شما غلط است. چون غم انگیز و فاجعه بار و نسل کشی ست. مخصوصاً که هر دو خلق ستمکش اند. 
شادی وقتی ارزشمند است که همه ستمکشان را خوشحال کند و نه یک طرف را. 

من نه تنها میخواهم خلق تقسیم شده ی کرد ، اگر خودشان بخواهند- نه احزاب- یکی شوند ،بلکه این آرزو را برای همه خلقهای روی زمین هم دارم. ولی از راه دموکراتیک -صلح و دوستی. نه با شنا در دریای خون انسانها. و در زمان مناسب خودش. مثل یکی شدن اروپا. 

من با جنگ بین خلقها مخالفم و خواهم بود.

سیاست کردستان بزرگ چون بی موقع است-چون تنها شادی یک طرف را میخواهد-چون راهش خونین است- چون غیر عملی ست- چون راهی غیر مدنی و غیر دموکراتیک است ، چون اختلاف ارضی بی موقع مطرح میکند-به این خاطر هم غلط است. هر وقت خلق کرد یکی شدن خود را مثل اروپا دموکراتیک پیش برد من با آن موافقم. اختلافات ارضی در ایران و منطقه همه جا هست. راه رفع آنها «بزرگ گرایی ها» نیست. «یکی شدن دموکراتیک» است. به این خاطر سیاست کردستان بزرگ احزاب کردی هم غلط است. برای تحقق این سیاست آنها باید خون ملیونها انسان را بریزند تا شاید کاری از پیش ببرند. و این دلیل غلط بودن این سیاست است و همینطور ضد انسانی بودن آن.

احزابی که از هم اکنون در این راه خون میریزند جنایتکار اند. راه چاره آن است که سیاست غلط خود را تغییر دهند.
سیاست یکی شدن اروپا را در پیش گیرند. راه انسانی دیگری وجود ندارد.باقی راهها دریای خون است و شایسته حیوانات هم نیست. حال چه رسد به انسان- آنهم انسان تحت ستم و استثمار.

خیلی دوست دارم خلقهای ایران و منطقه یکی شوند. مثل یکی شدن اروپا. هم یکی هستند و هم استقلال دارند. و هم صلح و دوستی. این را به خودم و شما پیشنهاد میکنم. در مقالاتم نیز توضیح داده ام.

در ترکیه از 30 هزار کشته صحبت میشود بفرمایید کشته ها را 30 میلیون بکنید ببینیم بکجا میرسید. راه کردستان بزرگ یک جنگ فرسایشی طولانی مدت ا ست که موجودیت خلق کرد را به نابودی تهدید میکند. 

پیام به جوانان نازنین کرد

در حقیقت این نوشته پیامی ست به جوانان کرد برای اندیشه و تفکر. اینجا روی سخنم با «کله بتنی ها» نیست. بل با جوانان نازنین کرد است که در تشخیص راههای درست مبارزه برای کسب حقوق و آزادی مشکل دارند و به گیر کله بتنی ها میافتند. باآنها ست که نظرم را درمیان میگذارم، و میگویم راه درست ، مبارزه ی مسالمت آمیز و مستقل مدنی - سیاسی ست . با دوری از ابزار خشونت و کله بتنی ها. 

Missing media item.
«حکم اعدام«سامان نسیم» زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی ارومیه، که اواخر دی ۱۳۹۲، از سوی دیوان عالی کشور تایید شده بود، هفته گذشته به شعبه اجرای احکام دادگاه مهاباد ارسال شده است.
به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی،«سامان نسیم» شهروند کرد اهل مریوان، که به اتهام عضویت در پژاک به اعدام محکوم شده، متولد شهریور۱۳۷۳ است. او در زمان ارتکاب جرم و بازداشتش درتیرماه ۱۳۹۰، کمتر از ۱۸ سال داشت.» 
برای من نابود کنندگان زندگی این جوان نازنین دو طرف «پژاک -حکومت» اند. پژاک با بیراهه اش و حکومت با دیکتاتوریش.
جوانان آزادیخواه از گل پاکتر کرد را به «اندیشه» فرامیخوانم.

مسایل ایران را مجلس مؤسسان انقلاب دموکراتیک آینده حل خواهد کرد. ببینیم چگونه خواهد کرد. 
آنچه لازم بود گفتم. حال چه قبول افتد و چه در نظر آید.

--------
 پیوند:از آ.ائلیار:
 0-استقلال در سیاست و فرهنگ
1-مبارزۀ برابر حقوقی مسالمت آمیز هم استراتژی هم تاکتیک جنبش آذربایجان
2-تاکتیک جنبشهای ملی-دموکراتیک
3-ایران در آستانه انقلاب دموکراتیک
4-چگونه جنبش ایران پیروز میشود؟
5-شهر خودمختار در نظام غیر متمرکز
6- ملاحظاتی پیرامون آزادی خلقهای تحت ستم
7-ملاحظات ارضی در آذربایجان غربی (1)
8-ملاحظات ارضی در آذربایجان غربی (2)
9- 
مردم کوبانی در آستانه ی خطر قتل عام - "ائتلاف" نظاره‌گر

10- ملاحظاتی پیرامون آزادی خلقهای تحت ستم

11- آوانتوریسم ناسیونالیسم افراطی کرُد

12- دفاع از کوبانی، دفاع از حق حیات انسان

13- سیاست ناسیونالیسم افراطی آذربایجان در کنار داعش

 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

آ. ائلیار

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما