تأ ملی بر مسئله رهبری جنبش سبز در ایران-2

معروف است ،که در بین روحانیون درباری در عصر صفویه،که عمق فساد اخلاقی ، تزویر و ریا ،و دکان دین فروشی رایج کامل داشتند،و در پایان نیز ایران و ایرانی را بخاک سیاه نشا دند، و جوان 22 ساله افغانی معروف به محمود افغان،شکوه ظاهری امپراطوی صفویه را درمارس 1722 درگلناباد اصفهان تار مار کرد، در آن عصر ، آخوند های درباری ،مثنوی مولوی را نجس می دانستند، و آن را با یک تکه دستمال ، یا با انبر جابجا می کردند. در آن زمان در اروپا ، دو قرن و نیم بود که صنعت چاپ اختراع شده بود ،و بمرور ملت های اروپا...

بخش دوٌم.

ترکیب سازمانی، عمامه ، سلاح،و دولار ، در راستای استقرار و حاکمیت نظام توتالیتاریسم آخوندی در ایران.

پیشگفتار .

من نخواهم لطف حق از واسطه،

که هلاک خلق شد این رابطه.

من نخواهم دایه ، مادر خوشتر است،

موسی ام، دایهً من، مادر است. (مولانا).

معروف است ،که در بین روحانیون درباری در عصر صفویه،که عمق فساد اخلاقی ، تزویر و ریا ،و دکان دین فروشی رایج کامل داشتند،و در پایان نیز ایران و ایرانی را بخاک سیاه نشا دند، و جوان 22 ساله افغانی معروف به محمود افغان،شکوه ظاهری امپراطوی صفویه را درمارس 1722 درگلناباد اصفهان تار مار کرد، در آن عصر ، آخوند های درباری ،مثنوی مولوی را نجس می دانستند، و آن را با یک تکه دستمال ، یا با انبر جابجا می کردند. در آن زمان در اروپا ، دو قرن و نیم بود که صنعت چاپ اختراع شده بود ،و بمرور ملت های اروپا ، با اندیشه های ناشی از عقل گرائی و علم به معنی واقعی آنها ، آشنا می شدند،و کشتی های اقیانوس پیمای انگلیس، فرانسه ، هلند ، اسپانیا ، پرتقال ، با پیمودن هزاران مایل دریائی ، ملت های جاهل و نادان وغرق در خرافات را تبدیل به مستعمره خود می کردند ، و در پایتخت امپراطوی صفویه ، اصفهان نصف جهان ،تمام مسائل و نگرانی « علمای اعلام و آیات اعظام این بود ،که آیا مسلمانان باید با پای چپ وارد مستراح بشوند، یا با پای راست؟ خوشبختانه ، مالا باقر مجلسی ، شیخ الاسلام دربار این گرفتاری اجداد ما ایرانیان آنروز را حل کرد!!!

این دو بیت مولانا، در حقیقت، بخش بزرگی از بحث فلسفی در رابطه با انسان آزاد اندیش و مسئول در مقابل اعمال خود و جامعه بشری ، در تقابل با انسان برده و بنده،و مقلد و اسیر دین مداران است. بر مبنای عقل ، و منطق، انسانی که آزاد نیست، نمی تواند مسئول اعمال خود باشد.

قبل آنکه در بارهً ترکیب سازمانی «عمامه ، سلاح،و دولار » و ماهیت توتالیتاریسم (نظام تمامیت خواه ) آخوندی حاکم در ایران، بحث را گسترش بدهیم، تا معلوم بشود،که ماهیت نظام ولایت مطلقه فقیه ، چون ماهیت نظام کمونیزم و نازیسم، غیر قابل اصلاح هستند، یک لحظه روی ماهیت دین از جنبه جامعه شناسی ، مکث می کنیم.این نکته را نباید فراموش کرد، که انسان موجودی است ، با بعد معنوی ،و این معنویت می تواند در چهار چوب منطق عقلی و انسانیت،وعلم ،به مفهوم احترام به کرامت انسانی، بدون تبعیض قومی ،نژادی ، طبقاتی و دینی ،باعث رشد مادی و معنوی جامعه ،عدالت اجتماعی ، واحترام متقابل باشد.

برای تعریف مفهومی از دین ، از اندیشه جامعه شناس معروف فرانسه امیل دورکهایم (Emile Durkheim) بنیا ن گذار مکتب جامعه شناسی فرانسه کمک می گیریم ، که یکی از آثار معتبرش در بارهً :شکل های ابتدائی زندگی دینی است.دورکهایم در سال 1858 متولد شد ودر سال 1917 از این دنیا رفت.در زمان حیات او در سال 1903 قانون معروف :جدائی دین از سیاست از پارلمان فرانسه گذشت وتصویب شد و از آن تاریخ از دولت مردان فرانسه کسی نمی پرسد چه دینی دارد ، یا اصلأ دین باور است یانه؟ بلکه از او می پرسند :چه برنامه ای برای خدمت به ملت و وطن اش دارد ؟

برای دورکهایم، دین ذاتأ یک پدیدهً جهانی است و در عین حال ،دین نه جایگاه قدسی و نه جایگاه دنیوی دارد.تمام ادیان خود را با باور داشتن به یک نیروی ماوراء انسانی و خارج از فرد ،مشخٌص می کنند.در حالیکه دین یک حادثه عرضی (با فتحه عین ور ،وسکون ضاد ) است .دین تنها نیروی واقعی است ،که از ابعاد فردی گذشته، به یک مظهر جامعه بشری تبدیل شده است.دین نیروی اجتماعی است ، که جایگاه مشخص خود را در جامعه دارد.در دین جایگاه خدا ،خارج از جامعه و بالاتر از فرد است، همچنانیکه جامعه خارج از فرد و بالاتر از فرد قرار دارد.تصویر خدا در ادیان ، تصویر قدرت مافوق و مطلق است،همچنانیکه جامعه قدرت جبری خود را بر ما تحمیل می کند.در واقع ، خداوند تجلی نا خود آگاه جامعه در وجدان درونی انسان است. قوانین الهی ، چیزی جزء، قوانین تقٌدس یافته جامعه نیست. وقتی که وجدان سخن می گوید، در واقع ، جامعه است که ما را مورد خطاب قرار می دهد،و همچنانیکه ، این جامعه است که وظایف خود را به عنوان تکلیف فردی نسبت به جامعه را ، بر ما تحمیل می کند،و حدود آنرا ، در رفتار ها و منش و طبیعت ما ، مشخص می سازد. همچنانکه اخلاق دینی که در اندیشه فرد جای دارد، این اخلاق دینی از جامعه ریشه می گیرد.دورکهایم اضافه می کند «...» اینکه در تمام جوامع بشری ، دین به اشکال مختلف وجود دارد ، خود نشانگر این است ،که دین ساخته و پرداحته جوامع بشری است.

از اینکه در ایران امروزی بعد از گذشت 31 سال حاکمیت نظام جهل و جنایات ،و استبداد ،و ورشکستگی این نظام در تمام برنامه های اقتصادی و اجتماعی و حتی اخلاقیات و معنویات ،یک عده را با خوش باوری معصومانه برآن داشته است،که دلیل این شکست ها، بخاطر رفتار و منش منفی صاحبان قدرت در این مدت بوده است ، با آمدن اصلاح طلبان تحت رهبری جنبش سبز، معضل جامعه اسلامی ایران حل می شود، این فکر واندیشه ناشی از عدم شناخت ماهیت اسلام ونحوه ظهور و جهانگیرشدن این ایده ئولوژی توتالیتر است ، که در حد این مقاله به آن پاسخ خواهیم داد.

* * * *

در سال 1959، شیخ محمود شلتوت ،(تولد 1893 میلادی –مرگ1963) رئیس دارالعلوم اسلامی مصر ، یعنی الازهر ،کتابی با این عنوان :السلام و عقیده و شریعه در 474 صفحه نوشت ..اگرچه کلمه عقیده و شرع و شریعت ، در زبان فارسی رایج است، اما بار معنائی آن از قلم یک مقام در حد شیخ الازهر ، این سه کلمه رااز منظر جامعه شناسی ، میتوان چنین معنی کرد : اسلام ود کترین و قوانین آن ، یا اسلام ، فلسفه اسلامی و قوانین اسلامی . از این کتاب 474 صفحه ای، در نیمه دوم قرن بیستم، که جامعه مسلمانان ، در فقر مادی و فرهنگی ،و حتی زیر استعمار قدرت های بزرگ غربی از یک طرف ، واستعمار کمونیستی تاواریش های روسی و تسلط آنان به جمهوری های مسلمان نشین آسیائی از طرف دیگر ، و وجود نظام های استبدای فاسد زورگو در کشور های مسلمان بظاهر مستقل ،که آخرین رمق ملیونها مسلمان پیرو دین اسلام را می مکیدند،وهنوز هم می مکند، این «عالم شخیص و طراز اول !!! »، یکی از معتبر ترین کشور مسلمان ، بیش از سه چهارم کتاب اش را ،که در واقع آخرین اثر «علمی » این حضرت است،به جزئیات این قوانین شرعی اختصاص داده است !!! در این کتاب مسائل مربوط به انسان و حقوق و کرامت انسانی وجود ندارند!!! هرچه هست ، قوانین شرعی است .برای شیخ محمود شلتوت ، آنچه که مسلمانان را بهم نزدیک و با هم متحد می کند، شریعت و نخوه زندگی آنان با پیروی از اصول و رفتار جامعه عشیره ای قرن هفتم میلادی یعنی 14 قرن پیش است. این سئوالی است که انسیکلوپدی عمومی اسلام (Encyclopédie générale de l’Islam ) ، چاپ 1970، دانشگاه کمبریج ،(Cambridge University Presse-1970) ( ما ًخذ به زبان فرانسه ) به آن جواب می دهد،که ما سعی خواهیم کرد ، درمحدوده این مقاله ،که اصل آن اثبات توتالیتاریسم نظام آخوندی حاکم در ایران و پیوند سازمانی :عمامه ، سلاح ،و دولار ، است مختصر توضح داده و تفسیر بکنیم .

بنا به نوشته فرهنگستان عمومی در بارهً اسلام ،تاکنون به نٌدرت در باره پیدایش و روند رشد اسلام ، مطالعات تاریخی متکی بر تحلیل جامعه شناختی، انجام شده است.این خلاء را امروز هم می توان مشاهده کرد.همین پژوهشگران ، به این موضوع تکیه می کنند«..» از آنجائیکه شریعت ، یا به معنی دیگر ، قوانین اسلامی ، توسط خود جوامع اسلامی و روحانیون اسلامی (شریعتمداران )،تحلیل و تفسیر می شوند، این تحلیل و تفسیر ها ، در نهایت به دور باطل منتهی میشوند.وانگهی نویسندهً فرهنگستان شاید به عمد ، یا به سهو، این اصل را فراموش کرده است،که در جهان اسلام ،حق تفکٌر و تفحٌص، فقط و فقط ، در انحصار ، «علمای اعلام و آیات اعظام » است، گرنه متفکٌر غیر روحانی آنأ به لامذهبی ، بی دینی ، با فتوی مهدور الدم ، دست به گریبان شده و ریختن خون اش ثواب محسوب می شود.

خود شرعیت اسلامی ، از جامعه قبئله ای عرب قبل از اسلام ، ریشه گرفته است، و این قوانین از دو خصوصیات برخوردار هستند .

الف :ساده انگار، و فاقدعمق عقلی و علمی ، و فاقد دور نگری اجتماعی و تربیتی هستند.(مثل دست بریدن ، چشم در آوردن، سنگسارکردن ،تعدد زوج)

ب:بار ساحری و جادوئی دارند.قوانین قبیله ای اعراب قبل از اسلام، داری بُعد جادوئی وساحری داشتند، از آن جهت که جستجوی حقیقت و نشان دادن آن حقیقت ، به روش متکی بر قدرت ماوراء طبیعی (پیشگوئی، آینده گوئی ، طلب یاری از قدرت های ماوراء طبیعی ، و سوگند بود .(ظهور امام زمان، حضرت ابوالفضل در جبهه های جنگ ، امضا ء و تائید لیست کاندیدا های اصولگرایان بنا به گفته آیت الله مشکینی توسط امام زمان، در عصر ما نمونه هائی از این ابعاد جادوئی و پیشگوئی دروغین اسلامی در عصر ما هستند !!!) فقط زمانی این قوانین جنبه غیرتقدسی داشت،که مسئله به جنبه دلیل منازعه و باز پرداخت خسارت محدود می شدند ،وگرنه اصل و ذات تمام این قوانین شرعی قبائل اعراب ، چون موقعیت فرد در قبیله ، در خانواده ، ومسئله ارث همچنانیکه قبل از اسلام بودند ، امروز نیز اساس آنها در جوامع اسلامی حفظ شده اند.تمام احاد قبیله با مجموعه قوانین متکی بر پدر سالاری ، اداره می شد،که فقط ، زمانی که فرد ، قبیله اش را ترک می کرد،در واقع همه وابستگی عاطفی و پشتیبانی قبیله از او قطع می شد.در جامعه عرب قبل از اسلام،و بعد از اسلام، انسان به عنوان موجود صاحب کرامت وحقوق فردی و اجتماعی ، وجود نداشت و وجود ندارد. می توان فرد را بخاطر داشتن اندیشه های ضد استبدادی زندانی کرد، شکنجه داد ، حتی به او تجاوز کرد،و در نهایت کشت .(این جنایت ها ،علیه بشریت ، در ایران امروز ، نام دیگرش ، اسلام ناب محمدی آقای روح الله خمینی امام راحل است!!!)

.در جامعه قبیله ای جنایت ، به مفهوم حقوقی آن وجود نداشت .برای اعراب ، جنایات را با تعصب،و غرور قومی - قبیله مشابه می دانستند،و لذا ، جنایت را با جنایت ،و انتقام جواب می دادند.همین اعمال نیز امروز در کشور های نظیر ایران رایج است. چشم در آوردن ، دست قطع کردن ، پا قطع کردن ، در هزاره سوم ، سیستم قضائی اسلامی در ایران است ! عجیب اینکه در چنین عدالت اسلامی ارزش حیات انسان ، به تناسب جنسیت و مذهب ،قیمت متفاوت دارند !!!

بنا بر قانون قصاس اسلامی حاکم در نظام آخوندی ایران، اگر زنی کشته شود، دیه او برابر با پنجاه شتر است .بنا بر ماده دیگری از همین قانون ، اگر در درگیری ، بیضه چپ مردی از بین برود، دیه او برابر است با 64 شتر و دیه بیضه راست او برابر است 36 شتر ومجوع ارزش هردو بیضه او برابر است با 100 شتر یعنی دو برابر دیه یک زن.باز بنا بر احکام فقه ولایت فقیه ، اگر زنی کشته شود، امٌا مسلمان نباشد، دیه او برابر است با 25 شتر ، یعنی یک چهارم ارزش بیضه های یک مرد . به همین دلیل است که در این کشور ، هیچ تجاوزی پیگیری نمی شود و اگر فردی از مسئولین به ناموس کسی تجاوز بکند،نه تنها جرمی انجام نداده است ،که بسا بنا براین احکام کار ثوابی نیز انجام داده است !(2)

خواننده ایرانی ،از هر دین و مذهب یک لحظه به فکر اندیشه وشعور خود مراجعه بکند ، مسلمأ به عمق این جهل و خرافات همراه با توهین به کرامت و شخصیت انسان در نظام ولایت مطلقه فقیه ایران پی خواهد برد، که در قانون و شریعت اسلام ارزش زندگی و کرامت انسانی، و علم و دانش خانم : انگلا مرکر، صدر اعظم کشور آلمان ، سومین قدرت اقتصادی دنیا ، با 83 ملیون جمعیت که این خانم از نوامبر 2005 این کشور را با مقام صدر اعظمی یعنی بالاترین مقام مدیریتی ، مملکت را اداره می کند ، ، به اندازه بیضه چپ ملٌا حسنی ، امام جمعه ارومیه ، یا شیخ جعفر شجونی، شیخ لات منش ، ارزش ندارد !

حکمیت،و قضاوت در اسلام .

در تمام منازعات قومی و قبیله ای ، در جامعه عرب ،سنت متداول ، یعنی انتقام گیری، از قبیله مقابل ،حاکم بود، همچنانیکه امروز در جوامع اسلامی خصوصأ ایران ، عربستان حاکم است . اماٌ وقتی که اختلافات در زمینه مالکیت ، ارث و وجبران خسارت مادی ، بود ،در صورت عدم توافق طرفین ، این نوع منازعات ، به حکمیت و میانجی گری شخص ثالث ارجاع می شد ند. در سنٌت اعراب ، کیفیت اساسی یک میانجی گر ، یا حکم ، دارا بودن آن شخص از قدرت مافوق طبیعی بود .برای اعراب ، تصمیم حکم ، یا میانجی گر ، به این عنوان که قدرت اجرائی باید داشته باشد، مورد قبول نبود، بلکه از آن جهت مورد قبول قرار می گرفت ،که داری بعد الهی ،و خواست الهی (Divin – الهی – مقدس – دینی – قدسی ) داشت . چنین دیدی از میانجی گر، و حکم ،با شغل و مسئولیت قانونگذار در منافات بود. به همین جهت نیز حکم و داور ، بخاطر «دارا بودن از قدرت ماوراءطبیعی و الهی » از قدرت وحقوق انحصاری تفسیر قوانین عرفی و سنتی حاکم در جامعه عرب ، بر خوردار بود ،که همین امروز هم «علمای دینی شیعه که با اما م زمان در ارتباط هستند!!!» از چنین قدرت انحصاری ، یعنی تفسیر قران ، سنت ،و حدیث برخوردارند!!! همین که ارزش حیات یک زن در جامعه اسلامی ، به اندازه ارزش بیضه چب مرد نیست ،از برکت همین قدرت ما فوق طبیعی آخوند است.همین قدرت ما فوق طبیعی آخوند است ،که فتوی آخوند در جامعه ایرانی ، حکم قانون را دارد.اگر آیت الله مصباح یزدی فتوی دادند،که زندانبانان در جمهوری اسلام ناب محمدی ، می توانند به زندانیان خود تجاوز بکنند،که نه تنها جرم نیست بلکه ثواب هم دارد ، این بربریت از جامعه عرب قبل از اسلام ریشه می گیرد.

پیامبر اسلام ، از خانواده ای برخاسته بود ، که جامعه آنروز عرب ، بر آن باور داشت،که این خانواده از کرامت قدرت غیبی برخوردار است..جدٌ حضرت محمد ، عبدالمطلب مقام قدسی –دینی (Divin-Divine) داشت، بعلاوه از آنجائیکه قنقن( به زبان عرب قنات شناس ) بود و ازعلم و تجربه شناخت آب در لایه های زیر زمین آگاهی داشت، برای جامعه عشیره ای عرب ، در آن سرزمین بی آب و علف و خشک، داشتن چنین آگاهی و نجات آنها از تشنگی ، نشانه ی از قدرت مافوق طبیعی و شناخت از آینده و اسرار ،و پیشگوئی محسوب می شد ند. به همین جهت نیز ، پیامبر اسلام وقتی که درابتدا در مکه شروع به اصلاحات دینی کرد، نه تنها از نام و نشان معتبر و محترم جٌد خود نام می برد، بلکه خود را نیز مبعوث خدا معرفی می کرد. فراموش نکنیم که 40 سال زندگی پیامبر اسلام قبل از بعثت، در رابطه و معاشرت با جهان تجارت آن زمان ، متشکل از اقوام مختلف و فرهنگ های گوناگون ، وزندگی مشترک با همسر خود حضرت خدیجه زن یهودی تبار با ثروت هنگقت،و دنیا دیده و نسبتأ مسٌن ،شخصیت فردی ، اجتماعی و فرهنگی او را نسبت به اعراب بادیه نشین ،که دنیایشان در یک محیط بسته ، وجنگهای (غزوات ) قبیله ای محدود می شد ، کاملأممتاز می نمود .

وقتی که در مکٌه در بین اعراب پیرو ادیان مختلف ، حتی در بین گروه کوچک پیروان اولیه اسلام بخاطر اختلافات خود ، از حضرت محمد تقاضای داوری و حکمیت می کردند، او خود را ،حکم ( داور ، میانجی گر ) معرفی می کرد،و چنین نقشی داشت .در قران نیز آمده است ، وقتی که بین زن و شوهر اختلافی پیش آمد، برای حٌل این اختلاف ،یک نفر از طرف خانواده مرد ،و یک نفر از خانواده زن، به عنوان حکم ، به داوری بنشینند و مسئله را حل بکنند.

در قران در سوره النسا و آیه -65 در باره حکمیت چنین آمده است)

فَلاَ وَرَبِّكَ لاَ يُؤْمِنُونَ حَتَّىَ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لاَ يَجِدُواْ فِي أَنفُسِهِمْ حَرَجًا مِّمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُواْ تَسْلِيمًا.

پس ،(نه چنان است که مردم می پندارند) وبه خداوند سوگند که آنان ایمان نیاورند، تا اینکه در آنچه میانشان اختلاف (بگو مگو )شده تو را به داوری برگزینند.سپس از آنچه تودر مورد آنان داوری کنی ، تردیدی در دلهای خود نیابند،و تسلیم شوند، تسلیم شدنی خواص(65)

ماَخذ:قران کریم کانون انتشارات جاویدان – تهران چاپ اول شهریور 1359، ترجمه داریوش شاهین .صفحه 270-271.

خوانندگان خوب به این آیه توجه بکنند،وقتی که میگوید«...»آنان ایمان نیاورند، تا اینکه در آنچه میانشان اختلاف (بگو مگو) شده تو را به داوری برگزینند.سپس از آنچه تو در میان آنان داوری کنی، تردیدی در دلهای خود نیابند و تسلیم شوند ، تسلیم شدنی خواص . کلمه اسلام ، از فعل اًسلمه (تلفظ فونتیک آن در الفبای لاتین چنین است:Aslama ) یعنی تسلیم شدن، خود را تسلیم کردن. منتها روشن نیست که تسلیم چه کسی بودن، ؟ البته روحانیون و( علمای اعلام و آیات اعظام جهان اسلام ) می گویند: خود را تسلیم خدا کردن. تا اینجا هیچ مشکلی برای یک انسان خدا باور پیش نمی آید .و کلمه مسلمان هم از آن مشتق می شود. مسلمان کسی است ،که خود را تسلیم خداوند و فرامین و دستورات خدا می کند. مسئله از اینجا پیچیده می شود،که چون تا کنون ، احدی در جهان خداوند را ندیده است،و حتی پیامبران هم علنأ می گویند،که توسط رابط خدا ،« جناب جبرئیل »، با خدا ارتباط دارند و داشتند،مسئله این انسانی که نه ادعای پیامبری دارد و نه با جبرئیل در ارتباط است، در این جهان پهناور چه خواهد شد؟ در اینجا است ،که دستگاه عریض و طویل روحانیت ،(مهم نیست روحانیت کدام دین و مذهب ) وارد عمل می شود، ودر هر شرایط زمان و مکان ، برای انسان ، «راهنما » می شود!!! اما اگربه تاریخ بشریت نگاه کنیم ، این دستگاه روحانیت ، چیزی جزء عامل جنگ های مذهبی ، ویرانی و بدبختی نبوده است و نیست.دو مثال زنده از واقعیت امروز این جهان می آوریم.

1- مدت 30 سال است ، ملت های افغانستان و عراق ، در گیر جنگ های داخلی و اشغالگران خارجی هستند، هروز و هر ماه ، انسان های مظلوم ، بوسیله گروه های مذهبی پیروان فلان رهبرمذهبی ، به نام اسلام کشته و نابود،و یا معلول می شوند.چرا؟ این است راه و روش خدا جوئی ،و رسیدن به معنویات، و تسلیم خدا شدن؟

2- از قرن سیزدهم میلادی ،بنا به مسائل سیاسی ، کشیش های مذهب کاتولیک ، حق ازدواج ندارند، بظاهر باید تمام هستی وامیال خود را فدا و تسلیم خداوند بکنند.درصورتیکه خود چنین عمل ، یعنی مجرد ماندن کشیش ها و راهبه ها ، با طبیعت بشر، همخوانی ندارد. امٌا کجا است ، گوش شنوا؟اگر در گذشته ها ، کسی جرئت نمی کرد،که فردی به کشیشی بگوید : بالای چشم ات ابروست، خوشبختانه ، با مبارزات بیش از 600 سال فلاسفه و روشنفکران اروپا ، امروز حد اقل می توان جنایات و فساد اخلاقی بخشی از جانیان ملبس به لباس روحانیت را ، در اروپا و آمریکا افشاء کرد.در چند ماه گذشته ، جنایات کشیش های مجرد کلیسای کاتولیک ،در رابطه با تجاوز این جانیان به کودکان خردسال ، در ایرلند، آمریکا ، آلمان ، آشکار و برملاشد ند .این افشاگری ها، یک قطره کوچکی از دریای این جنایات بودند. با وجود این ، آیا فکر می کنید،که مقامات عالی رتبه کلیسای کاتولیک، در راًس آن ، عالی جناب پاپ بندیکت شانزدهم، یک تصمیم عاقلانه ، در راستای عقل منطق و شعور انسانی خواهد گرفت ،و کودکان مظلوم اغلب بی پناه را از دست این جانیان نجات خواهد داد؟

3- تاریخ سرٌی تفتیش عقاید در اروپا.

ژان پل دوم (متولد 1920-مرگ 2005) چهار سال قبل از مرگ خود ، اجازه داد ،که که فقط 10 درصد پرونده های هنوز سرٌی ، دادگاه های انگیزیسیون کلیسای کاتولیک ، مشتمل بر کلیسای ایتالیا ، اسپانیا ،و فرانسه ، در اختیار پژوهشگران اروپائی قرار بگیرند.نتایج این پژوهشهای بسیار محدود، یعنی فقط 10 در صد ایکه این پژوهشگران به استناد به این اسناد در اختیار عموم گذاشتند،،عمق جنایات و دد منشی هائیکه دستگاه کلیسا ، بنام خدا و حضرت عیسی و دین و مذهب بر مردم عادی ، خصوصأ متفکرین و فلاسفه روا می داشتند،روی آتیلاو چنگیز و تیمور را سفید می کرد ند. تعجب آور نیست،که امروز در اروپا ،بخش مهمی از مردم یا باور های دینی ندارند،و یا اگر ایمان به خدا دارند، در عین حال از دستگاه کلیسا ،بیزارومتنفر هستند. برمیگردیم به آن سخن پر نغز مولانا: من نخواهم لطف حق از واسطه،که هلاک خلق شد این رابطه.

جایگاه زن در اسلام.

برای ما جامعه شناسان، بافت اجتماعی جامعه ، از سلول خانواده تشکیل می شود.در این سلول خانواده ، نقش زن به عنوان شریک زندگی مرد ، و اولین معلم و مربی فرزندان ، نقش اساسی دارد.در جامعه عشیره ای عرب قبل و بعد از اسلام ، ارزش کرامت انسانی زن،هیچ ارزشی نداشت.چنانچه در بالا این مقاله ذکر شد،که ارزش زن به اندازه بیضه چپ مرد ، ارزش نداشت .اینکه آخوند ها در طول سال از رسانه های جهموری اسلامی هروز تبلیغ می کنند، که در هیچ دینی ، به اندازه دین اسلام ، به حیات و شخصیت زن ارزش قائل نشده اند، کاملإ دروغ ، و نوعی مردم فریبی است. در جامعه بدوی و عشیره ای عرب ، یک عده دختران را زنده بگور می کردند.دلیل زنده بگور کردن این مظلومان ، بنا به تحلیل جمعیت شناسان (Démographes) دو علت داشتند.

1-ا قتصاد جامعه عشیره ای عرب ، بر اقتصاد ناشی از جنگ و غارت قبائل دیگر متکی بود ما در تاریخ اسلام به آن جنگ ها غزوات می گوئیم . چون زنان نمی توانستند جنگ و غارت و قتل بکنند، لزومی نداشت که یک فردی که حتی نمی تواند جنگ و غارت بکند، عمری شکم او را سیر کرد.

2- اعراب در جنگ با قبائل مختلف ، وقتی که پیروز می شدند، مردان آنها را می کشتند،و زن و فرزندان آنان را به عنوان کنیزو برده یا بر آنها صاحب می شدند ،و یا آنها را در بازارهای برده و کنیز فروشی می فروختند .اینکه بعضی قبائل اعراب دختران خود را زنده بگور می کردند، برای این بود ،که فرزندان و خودشان تحقیر نشوند. برای اثبات این امر ، به خود قران مراجعه می کنیم .

در طول حاکمیت ولایت مطلق روحانیون حکومتی، به مرور ملت ، خصوصأ بخشی از قشر تحصیل کرده، گرایش به مطالعه نسبتأ عمیق تاریخ و زندگی پیامبر اسلام و امامان کرده اند،وهنوز هم به این کنجکاوی خود ادامه می دهند. یکی از این سئوالاتی که اغلب ، در سایت ها مشاهد ه می شود، تعداد همسران پیامبر اسلام ، امامان شیعیان ، خصوصأ امام اول ،دوم و سوم شیعیان است . وقتی که به این سایت ها که اغلب توسط «دانشگاه های اسلامی چون الزهرا ، الجواد ، الصادق .و ال علامه طباطبائی و المطهری الامام خمینی !!!!» اداره می شوند، نظر می اندازیم می بینم

، پیامبر اسلام ، 12 همسر داشت، امام اول شیعیان 11 همسر ، امام دوم حضرت حسن مجتبی 62 زن و امام حسین 5 زن داشتند. در حالیکه در طول عمرمان همیشه آخوند ها به گوش ما می خواندند در اسلام اصل مساوات برقرار است ،بلال حبشی و سٌید قریشی ، هیچ فرقی و امتیازی نسبت بهم دیگر ندارند!!! اگر چنین است ، پس چرا این حضرات ، 10 ، 12 ، وحتی 62 زن دارند؟ با چه در آمدی می توان شکم این زن ها را سیر کرد ،وقتی دم از برابری بلال حبشی و سید قریشی می زنند؟ اینجا است که حضرات حتی آیات قران را برای مردم فریبی سانسور می کنند.

سوره احزاب ، آیه 52 خداوند به پیامبر امر می کند : پس از این زنان (جدید ) بر تو حلال نباشند، ونه(باید )بجای آنان زن دیگری بگیری ، هر چند که زیبائی آنها تورا به شگفت وادارد، مگر آنچه به غنیمت بتو رسد، صاحب اختیارشان گردی و خداوند بر همه چیز پاسدار است .(ماخذ :سوره الاحزاب ،آیه 52- لا يحل لك النساء من بعد ولا أن تبدل بهن من أزواج ولو أعجبك حسنهن إلا ما ملكت يمينك وكان الله على كل شيء رقيبا )

ملاحظه می کنید،که وقتی قبیله ای بر قبیله دیگر غالب می شد، مغلوبین ، چه زن و چه مرد، به مالکیت قبیله غالب در می آمد. مسلمأ زنان و دختران رئیس قبیله مغلوب را رئیس و فرزندان قبیله غالب صاحب می شد،بی جهت نیست که بعد از شکست ایران از اعراب ، دختر یزد گرد ، شاهزاده شهربانو ، به عنوان غنائم جنگی ، به مالکیت امام حسین ، نوهً پیامبر اسلام در می آید.

بعلاوه آگر به تاریخ ظهور اسلام ، همراه با آیات قران آشنا باشید ، می بینید ، پیامبر اسلام ، در هر شرایطی ، با مطابقت با موقعیت خود ، آیاتی می آورد ، که اغلب آیات قبلی را رٌد یا زیر سئوال می برند.یکی از دلائلی که قران در زمان خلیفه سوم، یعنی 20 سال بعد از وفات پیامبر باز خوانی و بنا به گفته محقیق عرب مسلمان ، خلاصه شد، درست در راستای ضد و نقییض بودن بعضی از آیات بود.

تعدد زوج مختص به دین اسلام نیست و نبود. در بین یهودیان ،و مسیحیان نیز مدتها این سنت بطور رسمی و غیر رسمی (داشتن معشوقه های متعدد پادشاهان و فئودال های ثروتمند با فرزندان متعدد ) رایج بود. متفکرین و مصلحین جوامع مسیحی و یهودی ، با دیدن خسارات ایکه تعدد زوج چه نتایج فاجعه باری در جامعه ببار می آورد ، این رسم جامعه عشیره ای باز مانده از قرون گذشته را رسمأ منسوخ کردند.در بین علمای دینی مسلمان هم چون ، شیخ محمد عبدوه رئیس دارالعلوم دینی الازهر،رسمأ باچند همسری مخالف بود . در دنیای اسلام تنها زنده یاد حبیب بورقیبه ، رهبر استقلال کشور تونس ،که خود حقوق دان به معنی واقعی آن بود، این عمل غیر انسانی را که باعث از هم پا شیده گی خانواده ها و آواره گی ملیونها کودک معصوم ، قربانی جهل و خرافات و بی عاطفگی یک مشت آخوند ، بنام اسلام می شوند رسمآ در سال 1957ممنوع کرد،و از آن تاریخ فرزندان تونسی ،خاطره این مرد بزرگ تاریخ تونس را گرامی میدارنند.

آیا فکر می کنید ،که حاکمیت جهل و خرافات، فساد ،و جنایات حاکم در ایران ،« بنام اسلام ناب محمدی آیت الله خمینی !!!» روزی برچیده خواهد شد؟ آیا جنبش سبز دارای چین برنامه ای است ،که حاکمیت « اتحاد سازمانی ،عمامه ، و سلاح و دولار» را، قبل از نابودی و تجزیه ایران بدست دشمنان داخلی و خارجی از سرزمین ایران برای همیشه از ریشه خواهد خشکاند؟

(ادامه دارد)

پاریس 13 آوریل 2010-04-13

اقتباس بصورت کامل و یا به اختصار ، با ذکر نام نویسنده و سایت کاملأ آزاد است.

1- ماًخذ: به زبان فارسی و عربی بر گرفته از قران.

1-- http://ettelaat.net/07-augusti/news.asp?id=23005

2- قران کریم کانون انتشارات جاویدان – تهران چاپ اول شهریور 1359، ترجمه داریوش شاهین .در دو جلد.

- سایت اطلاعات نت .

 

انتشار از: 

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری