دگرگونی ها و تحولات اجتماعی و عوامل این تغیرات بنیادین از منظر جامعه شناسی - 3

سرمایه داری صنعتی به دنبال خود این بار سرمایه داری مالی را وارد اقتصاد جهان میکند . دخالت دولتهای در امور مالی و اقتصاد ملی به مرور ضعیف ترمی شود . در مقابل سرمایه داری فرا ملی اقتصاد دنیا را اداره می کنند . به دنبال این تحول عمیق اقتصادی و مالی ، حرکت های اجتماعی – سیاسی و سندیکا های کار گری ، به مرور از طبقه کار گر به طبقه کارمندان شرکت های خصوصی و دولتی منتقل می شود . واز این طریق این سندیکا ها از انحصار طبقه کارگر خارج شده تبدیل به سندیکا های توده مردم می شوند


ماخذ (1)

به قلم : کاظم رنجبر ، دکتر درجامعه شناسی سیاسی .

 بخش سوم  - نسخه 1

Kazem.randjbar@yaoo.fr

معرفی  عوامل تکنیکی  در روند تغیرات  بنیادین  جوامع بشری

این تقسیم بندی  در بیان و استدلال خود ، بر معیار و میزان  وضع تکنولوژی  موجود و شناخته شده  تکیه دارد ، و از این طریق  مراحل مهم تاریخ بشریت و تشکیل جوامع مختلف  در ادوار مختلف را  شرح و تفسیر می کند . (خوانندگان به این اصل  خیلی دقیق توجه بکنند ، که در این جمله بظاهر  ساده ، تاریخ بشریت و تشکیل جوامع  مختلف  در ادوار مختلف  شرح و تفسیر می شود . درست در این بحث و تفسیر است که در هر مرحله از رشد  عقلی و علمی جامعه ، تحولات و انقلابات فکری علمی  نوینی  در جوامع بشری رخ میدهد و جامعه را متحول میکند . از اینکه  در ایران امروز  یک مشت  روحانی  با اندیشه ها و معیارهای  دوران  جاهلیت اعراب 1400 سال پیش بنام «دین اسلام » می خواهند جامعه را  اداره بکنند ، مسلم است که نه تنها راه خطا میروند ، بلکه  در راستای کندن سقوط خود از قدرت و مدیریت  کشور را  فراهم می سازند .

دو جامعه شناس ذکر شده در بخش  های گذشته : Mumford و Janne ، در تشریح و تفسیر خود  از کارل مارکس  الهام  گرفته اند . عامل  فن آوری (تکنولوژی ) در تغیر  جامعه بشری  که توسط  این پژوهشگران  مورد مطالعه و تفسیر قرار گرفته اند ، گفته های  کارل مارکس را بیاد می آورند که گفته است : آسیاب دستی ، دست آورد  جامعه ارباب رعیتی است و آسیاب  با نیروی محرکه  بخار  ، متعلق  به جامعه  سرمایه داری است . ( نقل از کارل مارکس  بر گرفته از اثر او : فقر فلسفه )

به عبارت دیگر ،  نحوه و روشی که : Mumford و Janne  از عوامل تکنلوژی و نقش آن در راستای  تغیر و دگر گونی  جامعه بشری صحبت می کند ، خیلی به اندیشه های کارل  مارکس  در بحث :  رابطه تولید ، این مفاهیم را  توصیف و تفسیر می کند .  بطور یکه : : Mumfordچنین می نویسد : بزرگترین سهم  و نقل  کارل مارکس  به عنوان  اقتصاد  دان و جامعه شناس  این است که کارل مارکس به  این اصل پی برد : که در هر محله  از اختراع و نحوه تولید  اقتصادی ، ارزش ها و نقش خود را  در تمدن بشری  و نقش خود را در تاریخ  آن عصر  دارند .رابطه  نزدیک و همخوانی  بین روند فن آوری (پیشرفت تکنولوژی ) و نحوه تولید ، امکان درک مفاهیم عوامل تولید  را برای پژوهشگران را آسان می سازد .

بحث و تفسیر  در باره نقش عوامل فنی در روند تحولی تاریخ بشریت ،  در واقع آسان کردن  درک آن بادرنظر گرفتن نقش اختراعات  بشر واستفاده  از آلات و ابزار ، ماشین ، مواد  انرژی زا، مواد اولیه (آهن، زغال سنگ ، نفت ، گاز ، اورانیوم ) شرایط کار و روابط انسانها  و نقش آنان در تولید ، کار چندان آسان نیست و نباید به آن کم بها داده شود . به همین جهت وقتیکه ما در باره عوامل تکنیکی  را ، در روند  تحولات اجتماعی و تمدنی  بشریت صحبت میکنیم ، نقش این عوامل  در تمدن بشری و روند آن ، جای بسیار مهمی دارند . برای  جامعه شناس معروف انگلیسی  بنام :  انید  مومفورد (  Enid Mumford   -متولد 1924 –مرگ 2006)  متخصص  روند تکاملی تکنولوژی  و نقش آن در تحولات اجتماعی .  : با ظهور جامعه  ماشینی و نقش عوامل مادی  و شکل فرهنگی جامعه  بطور کلی  عوض شده اند .  تمدن های بشری  مستقل نیستند  بلکه دست آورد  تحولی و تکاملی  فرهنگ مو جود می باشند . مومفورد بر این عقیده است  که روند تکاملی جامعه  از سه مرحله مشخص  گذشته است .

1-عصر  فن آوری  ابتدائی  جامعه بشری . عصر پارینه سنگی –L’ere-lithotechnique .

 این عصر  با اسباب و الات ابتدائی  آن عصر مشخص می شود .  اقتصاد حاکم در این عصر لزوماً  تبادل  ضعیف و محدود به تبادل  محلی و مورد احتیاج  در راستای زندگی و زنده ماندن  بود . ساختار اجتماعی  مرکب از خانواده و قوم و قبیله بود . روسای قوم و قبیله  و سالخوردگان   جامعه را اداره می کردند . اندیشه های حاکم  در جامعه ، اندیشه های  جادوئی و باور به قدرت های  ماوراء خلقت بود . در چنین جامعه  وابستگی قومی  و قبیله ای  نقش بسیار مهمی داشتند . بطور خلاصه یک جامعه  انسانی آن عصر یک جامعه  ابتدائی بود و محیط زیست  و فضای جامعه  به فضای  طبیعت محدود می شد .

2-- عصر انسان  فن آور . L’ére anthropotechnique 

در این مرحله ، اساسی ترین اختراع  فنی در جامعه  کشف و استفاده  از فلزات  برای ساختن  آلات و ابزار  از یک طرف و استفاده از رابطه برده داری  از طرف دیگر ، از خصوصیات  این مرحله از تمدن بشری  می باشند . در این جامعه برده داری دو نقش  دارد.  از یک طرف ، اساسی ترین  قدرت تولید  کننده نیروی کار است . و از طرف دیگر  نقش ابزار و آلات فنی را نیز دارد .  توسعه این دو عامل  یعنی استفاده از فلزات و استفاده از نیروی کار  بردگان ،  در اقتصاد  تاثیر بسزائی می گذارند . این دو عامل  امکان تولید  بیشتر محصولات کشاورزی را فراهم می آورند  که به دنبال خود  راه را برای تجارت و داد و ستد محصولات  مازاد را فراهم می آورند . توسعه بازرگانی  نیز در توسعه  راههای ارتباطات و حمل و نقل  کالا و وسائل  حمل و نقل (ساختن ارابه  و گاری  چرخدار  و استفاده از نیروی  حیوان برای کشیدن این ارابه ها و اختراع قایق و کشتی ها باری  و حمل و نقل دریائی را  به دنبال  می آورد .

 در این مرحله  از تمدن بشری  است که به مرور شهر ها در کنار رودخانه های و سواحل دریا ها  ظهور پیدا می کنند .  (ادامه دارد ) صفحه 34 . روزجمعه 2 ماه مه 2014

به همراه  این توسعه اقتصادی و فنی ، سازمان های اداری  سیاسی  رشد می کنند و حتی از طریق  این سازمان ها  شهر ها  از منظر اداری و سیاسی  اداره می شوند ،  ودر نهایت  دولت ها در ابعاد  گسترده  امپراطوری  در این مرحله در جوامع بشری ظهور پیدا می کنند.  به همراه این تحولات  اقتصادی و فنی ،  اندیشه های متکی  بر منطق عقلانیت ، در راستای  اداره جامعه ظهور  پیدا می کنند .  در این مرحله  از تحولات  اقتصادی جامعه  در راستای عقلانیت ، فلسفه (تفکر بر منطق عقلانیت وعلم  واقعیت های جهان هستی ) ظهور  پیدا مکنند ، و در نهایت  اولین امپراطوری ها  ظاهر می شوند . اماً با وجود  ظهور فلسفه  ، اندیشه های حاکم در بطن جامعه ، اندیشه های  متکی بر قدرت ماوراء طبیعی ، جادوگری و دینی  هستند .  اگر چه  شهر نشینی بمرور  رشد و توسعه پیدا می کنند ولی اکثریت  جامعه  در روستا  ها  زندگی می کنند . ولی  شهر نشینان  نقش مهم  در مدیریت سیاسی – اقتصادی  دارند .

3- عصر فن آوری  ابتدائی –L ère éotechnique

این مرحله  فن آوری ابتدائی  از منظر علمی  در جامعه  اروپا  از قرن دهم میلادی  شروع می شود و تا پایان  قرن هیجدهم  میلادی  ادامه پیدا می کند . در این مرحله  است که به مرور  زمینه انقلاب  صنعتی به مفهوم  واقعی آن در این قاره  فراهم می شود .  این مرحله با سه پیشرفت  تکنولوژی  در سه زمینه مشخص است . 1-  استفاده از  نیروی آب  و با د از منظر  نیروی محرکه (استفاده تکنیکی ) 2- استفاده از نیروی  جسمی حیوانات  که به مرور  جای کارهای بدنی  بردگان را می گیرند . 3-  اختراع صنعت چاپ . ساعت  (محاسبه زمان ) .  این دو اختراع  (چاپ و ساعت ) تاثیر عمیقی  در زندگی اجتماعی  گذاشته اند . در این مرحله  اگر چه  اقتصاد جامعه  از منظر تولید  ثروت  بر محصولات کشاورزی تکیه دارد ، اما سیر  سرمایه داری بزرگ  متکی بر فعالیت  های بازرگانی  از مرزها ها گذشته ورشد و توسعه پیدا می کند .

در شهر های بزرگ ، پیشرفت صنایع  عامل ظهور صنعتگران و تشکیل  سازمان هاب  حرفه ای و اولین اتحادیه های  کارگران  شهری می شوند .  در این عصر  نظام های حکومتی  متکی بر  طبقه فئودال  وقدرت  در دست پادشاهان مستبد و خود کامه  هستند .

از منظر  پیشرفت علم و دانش ، اندیشه های دینی و الهیات  بر اندیشه های  فلسفی بر تریت دارند . اما با وجود  این  جامعه این عصر  شاهد  پیشرفت  اولین شناخت  عملی است . و دید علمی  از مسائل اجتماعی  نیز به مرور ظهور می کنند . با وجود این  در طول این مدت  اندیشه و افکار  حاکم در جامعه ، عمیقا باورهای مذهبی دارند . قدرت کلیسا  فعال و خیلی قوی  است و این قدرت  در دایره اقتصاد و فرهنگ  جامعه  قدرت انحصاری  مطلق را دارد .  |(مثل ایران امروز در هزاره سوم میلادی )

4- عصرشروع  فن آوری    –L ère Paléotechnique

این عصر  شروع انقلاب صنعتی  را که متخصصین  آنرا تاریخ  انقلاب  اجتماعی و صنعتی  می نامند  از پایان قرن  هیجدهم  تا اویل  قرن بیستم  با این عنوان مشخص می کنند .  این  عصر ار منظر فنی  دست آورد  دو عنصر مهم  یعنی ترکیب آهن و زغال  سنگ است .  انرژی این عصر  در حقیقت ترکیب  زغال سنگ و بخار آب است  که بصورت ماشین بخار  وارد صنایع  این عصر می شود . این انرژی در صنایع حمل و نقل (لکوموتیو بخار ، کشتی های  با موتور بخار ) یک انقلاب صنعتی  ایجاد می کنند . در این عصر سرمایه داری صنعتی  و رقابت این سرمایه داری ، جای سرمایه داری  تجاری  را می گیرد . البته این سرمایه داری تجاری بود  که جاده سرمایه داری صنعتی را هموار میکند .

در این عصر ، شاهد  تمرکز طبقه کار گر و توده کارگران حرفه ای  در مراکز و محلات  شهر های صنعتی  هستیم . سازمان های  سندیکائی  کارگران ، مبارزات طبقاتی را  در دفاع از منافع  طبقه کارگر  را سازماندهی کرده  و به راه می اندازند .  زیر بنای اقتصادی جامعه  بیش از پیش  اقتصاد صنعتی است . (قبل از انقلاب صنعتی  یعنی قبل از قرن هیجدهم  اقتصاد جامعه ، متکی بر اقتصاد  کشاورزی بود )

در این مرحله  قدرت سیاسی جامعه  از طبقه اشرافیت  به طبقه بورژوازی  منتقل می شود ، و نظام حکومتی  در کشور های صنعتی  به نظام های  دموکراسی  پارلمانی منتقل  می شود .  در این مرحله پیشرفت های علمی  بیش از پیش  توسعه پیدا می کنند . در رشته های  شیمی و مکانیک این پیشرفت ها  بیشتر از سایر رشته ها هستند . به همراه این پیشرفت ها  صنعتی و علمی ، ،  ایده ئولوژی  های  :لیبرالیسم – سوسیالیزم -  کمونیزم ، و کاتولیسیسم  اجتماعی  در جامعه ظهور پیدا می کنند .

5- عصر فنون جدید –L’ère Néotechnique

جامعه شناسان  متخصص در  انقلاب صنعتی و جامعه شناسی کار ،  عصر جدید ، یعنی شروع قرن بیستم را  با عنوان : عصر فنون جدید  می شناسند . در این عصر  منابع  انرژی جدید  چون الکتریسیته (برق) - نفت -  گاز -  و انرژی  اتم ، همراه با اختراع ماشین های خود کار (اتوماتیک )  این مرحله را مشخص میکنند .  شیمی دانان  با اختراع  ماده جدید  بنام سنتز (La synthèse )  انقلاب جدیدی را  در علم شیمی و صنایع بوجود آورد.

سرمایه داری  صنعتی  به دنبال  خود این بار  سرمایه داری مالی  را وارد اقتصاد  جهان میکند .  دخالت دولتهای  در امور مالی و اقتصاد ملی  به مرور ضعیف ترمی شود . در مقابل  سرمایه داری فرا ملی  اقتصاد دنیا را  اداره می کنند .  به دنبال این تحول  عمیق اقتصادی و مالی ،  حرکت های اجتماعی – سیاسی  و سندیکا های کار گری ، به مرور  از طبقه کار گر  به طبقه کارمندان  شرکت های خصوصی و دولتی  منتقل می شود . واز این طریق  این سندیکا ها  از انحصار طبقه کارگر خارج شده   تبدیل به سندیکا های توده مردم می شوند . از منظر  ساختار سیاسی ، جوامع غربی  دموکراسی غربی  مختلط ، یعنی لیبرالیسم  و در عین حال دخالت دولت  را خواستار می شوند  که امروز این نظام ها  با عنوان :دموکراسی غربی  شناخته می شوند . در نظام های کمونیستی سابق  عنوان : حزب واحد و انحصاری  کمونیست ،  جای خود را  به عنوان « دموکراسی مردمی » داده است .

ادامه دارد .

 اقتباس  بطور کامل و یا مختصر با ذکر نام  نویسنده و منبع  کاملا آزاد است .

پاریس 4 ماه مارس 2014  

ماخذ: (1)

 http://www.udccas69.net/GuideABS/documents/changement.pdf

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
""" جامعه شناسی پیشرفت و توسعه """ من تمام مقالات نویسندهٔ این مقاله را خوانده ام، در مجموع جز کلی‌ گویی چیز دیگری نبوده """ واقعیتی که ایشون به آن اشاره نمیکنند و اشاره نخواهند کرد این است >>>> تعداد دانشگاه‌های موجود در آمریکا با کّل دانشگاه‌های موجود در کلا دنیای مسلمان برابری می‌کند. تعداد دانشگاه‌های آمریکا ۲۱۳۹ دانشگاه است، تعداد دانشگاه کّل دنیای اسلام ۲۳۱۴ طاست. از مجموع این دانشگاه‌های جهان اسلام فقط دانشگاه‌های ترکیه، مالزی و اندونزی،قطر در لیست بهترین ۱۰۰ دانشگاه دنیا قرار میگیرند.

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری