دگرگونی ها و تحولات اجتماعی و عوامل این تغیرات بنیادین از منظر جامعه شناسی - 1

دگر گونی و تحولات اجتماعی عواملی هستند که جامعه را از منظر رفتاری و معیار ارزش ها در طول زمان بطور عمیق دگر گون می کند . به عنوان مثال ، در بخشی از جوامع اروپائی ، حکم اعدام یک قاتل که حتی به عمل خود یعنی به قا تل بودن خود بطور روشن و آشکار در دادگاه اعتراف می کند ، دادگاه های های این کشورها حکم اعدام قاتل را منسوخ کرده اند . باوجود لغو حکم اعدام قاتل ، بر تعداد قتل در این کشور ها اضافه نشده است . این نمونه از تحولات و تغیرات معیارهای رفتاری و اجتماعی یک جامعه در طول زمان هستند
 
ماخذ (1)
به قلم : کاظم رنجبر ، دکتر درجامعه شناسی سیاسی .
 بخش اول .
 
مقد مه : مقدمه : دگر گونی ها و تحولات  اجتماعی ، عنوان  یک مقاله  نسبتا طولانی  درزبان فرانسه است که  توسط جامعه شناسان معتبر  فرانسه  در رابطه با تحولات و جنبش های اجتماعی جوامع امروز  نوشته و تفسیر و تحلیل شده است .  به عنوان یک جامعه شناس با تخصص  در رشته جامعه شناسی سیاسی ، این  مقاله را ضمن ترجمه  و تحلیل و تفسیر  با واقعیت های جامعه ایران  امروز که  مدت بیش از 32 سال است که بانظام  دیکتاتوری دینی اداره می شود ، در اختیار هموطنان ایرانی قرار میدهم .  البته  بعد از پایان  این مقاله  زمینه  تبادل  اندیشه و نقد هموطنان  با رعایت  اصول  دمکراتیک  و استناد  به وقایع تاریخی  ایران امروز ،مسلما  راه را برای بالابردن آگاهی  فردی واجتماعی جامعه ایران  در محدوه خود فراهم  می سازد .  آنچه که مسلم و یقین است ،  تاریخ  معاصر  ملت  ها نشان می دهند ،نظام هائیکه فاقد   پایگاه  دموکراتیک  مردمی هستند ، آینده ای  ندارند ، و نخواهند داشت .  نظام  دیکتاتوری کمونیستی ،  که بیش از  74 سال (از سال 1917- تا 1991 ) با تمام وعده های دروغین و مردم فریبانه خود  نه تنها در روسیه بلکه  در سایر کشورهای کمونیستی اروپائی نیز  فرو ریخت .  تاریخ  ملل جهان  امروز به روشنی  نشان میدهد    نبود پایگاه  مردمی و فساد حاکم  در بطن دستگاه حکومتی دیکتاتوری   های گوناگون  به هرنام و هر ایدئولوژی ، وقتی پایگاه مردمی نداشته باشد ، فروپاشی آن  نظام ها حتمی است .
 جنبش ها و حرکت های اجتماعی  مراحل مقدماتی  این حرکت های  تاریخ ساز هستند .   لذا تلاش خواهد شد  این حرکت ها از منظر جامعه شناسی   در چند مقاله  مورد تحلیل و  تفسیر قرار بگیرند .
                                                      *                            *                               *
 
: دگر گونی و تحولات اجتماعی عواملی هستند  که جامعه را از منظر  رفتاری و معیار ارزش ها در طول زمان  بطور عمیق  دگر گون می کند . به عنوان مثال ، در بخشی از جوامع اروپائی ، حکم اعدام  یک قاتل  که حتی به عمل خود یعنی به قا تل بودن خود بطور روشن و آشکار در دادگاه اعتراف می کند ، دادگاه های های این کشورها  حکم اعدام قاتل را منسوخ کرده اند . باوجود  لغو حکم اعدام  قاتل ، بر تعداد قتل در این کشور ها اضافه نشده است .  این نمونه از تحولات و تغیرات معیارهای رفتاری و اجتماعی یک جامعه در طول زمان هستند .
دگرگونی  اجتماعی ، بنیادی و اساسی از منظر جامعه شناسی ،آن  تغیرات عملی و رفتاری عموم جامعه هستند  که در طول زمان  معیار ها و رفتار های جامعه را عوض میکنند . در این پژوهش  این معیار ها و عمل کرد آنان  مورد مطالعه قرار خواهد گرفت .
دوگرایش فکری و عقیدتی  ، این  تحولات بنیادی را  در چهارچوب مکتب فکری خود  تعریف می کنند .
پیرووان مکتب تکامل گرایان :  (Evolutionnistes )
که  ترقی و تکامل  انسان را در رابطه با شرایط محیط زیست مورد مطالعه قرار می دهند . همچنانیکه زیست شناسان  پیرو  این مکتب موجود زنده و روند تکاملی آنرا را از منظر طبیعی  موجود زنده ، چه ازمنظر  ژنتیک  و مورفولوژی (شکل اندام  موجود زنده )همچنین نیز انسان را از منظر  روند فرهنگی و اجتماعی  مورد مطالعه قرار میدهند . پیروان روند تکاملی  موجودات زنده  مکاتب متعددی  دارند  ولی بنیانگذاز این مکتب چارلز داروین  (Charles Darwin-1809-1882) است .
 
 
 
-پیروان    مکتب :نقشگرایان :( Fonctionnaliste ) نظریه ایکه  تغیرات اجتماعی را حاصل  عمل کرد قوانین و ارزش های موجود در جامعه و نفوذ عوامل  داخلی و خارجی ، چون اختراعات و توسعه و رشد علم و پخش آن  در جامعه می دانند . عوامل  تاثیر گذاز داخلی  خود جامعه ، و همچنین عوامل تاثیر گذار خارجی  در جهان و تمدن و نوع زندگی ، در دگرگونی  ارزشهای سنتی جامعه  نقش  اساسی دارند . مسلما  اختراعات چون برق ، رادیو ، تلویزیون ، سینما ، نلفن همراه ، کامپیوتر ، امروز  مرزهای سانسور را شکستند و روند تکامل و تحولات فکری و ارزشهای اجتماعی را  کاملا  تغیر دادند . نقش گرایان به اصول و قوانین  عملکرد دگرگونی  این اختراعات بسیار دقیق  و عمیق توجه می کنند .  تمام جوامع بشری ، در یک عمل کرد مشترک  روند تکاملی مرحله ای ، بر طبق قانون جهان شمول  تضاد سنت با تجدد و نوگرائی  پیش میروند .
نظریه  روند تکاملی  جامعه  بر این اصل تکیه دارد  که :مجموعه عمل کرد نوآوری  ها  در نهایت  در یک مرحله  به تغیرات زیر بنائی  ارزشها و معیار  های جامعه  منتهی می شوند .  حد و نهایت تغیرات  اجتماعی ، از دو منظر مورد مطالعه قرار می گیرند .
1-      از منظرجامعه شناسی محدود  گروه های محدود جامعه .
2-      از منظر جامعه شناسی گسترده  گروهای  گسترده جامعه .
به عنوان مثال : رفتار و ارزشهای   روحانیون ، و یا رانندگان تاکسی  در یک کشور ، رفتار یک گروه اقلیتی  آن جامعه است نه  رفتار کل جامعه . .
تغیرات  و دگرگونی اجتماعی  از منظر جامعه شناسی  دارای  دو سطح است .  تغیرات کوچک  جامعه – تغیرات بزرگ جامعه .  این تغیرات در عین حال  شروع و پایان یک روند هستند . آنچه که این تغیرات  مورد توجه جامعه شناسان  قرار می گیرند ،  تاثیر و عمق این تغیرات بر عمق  ساختار جامعه است  که مورد توجه جامعه شناسان قرار می گیرد .  به عنوان مثال : حاکمیت مطلق  دستگاه روحانیت  در ایران ، در طول 35 سال ، تغیرات عمیقی  از منظر  جامعه شناسی  در رفتار ایرانیان نسبت به روحانیت و باورهای دینی  ملت ایران بجا گذاشته است .
 این تغیرات در عین حال  شروع و پایان روند  هستند . این تغیرات باید به عمق ساختار جامعه  تاثیر گزار  باشند  تا مورد توجه و مطالعات جامعه شناسان و پژوهشگران قرار بگیرند . البته نباید فراموش کرد  تغیرات جامعه  همیشه تغیرات بنیادین نیستند  ، بلکه میتوانند فقط ظاهری باشند (به عنوان مثال  انقلاب شاه و مردم  در رژیم گذشته  ، در حالیکه شاه  جنبه های ظاهری فرهنگ اروپا را به ایران منتقل می کرد ، درصورتیکه از وجود اصول  نظام های حکومتی دمو کراتیک  خبری نبود ) فراموش نباید کرد  تغیرات  جامعه همیشه  تغیرات بنیادی نیستند  بلکه می توانند  فقظ ظاهری باشند .
تغیرات اجتماعی  ، یک سری تغیرات  قابل  دید و ملاحظه  و قابل بررسی در طول زمان متوسط هستند ، به عبارت دیگر ، شعار نیستند . این تغیرات  در روی اخلاقیات و فرهنگ  عمومی  جامعه  تاثیر گذار هستند . روند تکاملی مجموعه تغیرات  ممتد  در طول زمان  در جامعه تاثیر می گذارند  .   برای گی روشه (Guy Rocher    جامعه شناش  کانادائی  متولد 1924 )  تمام تغیرات اجتماعی  قابل ملاظه و قابل محاسبه  در زمان هستند  و تاثیرات آن  مرحله موقتی نیستند  ، بلکه دائمی هستند . زیر بنا و عمل کرد جمعی جامعه ، در آن جامعه  در طول تاریخ آن جامعه  از بنیه عوض می شود .
دگرگونی اجتماعی  چیست ؟
 1 - اولا دگرگونی اجتماعی  لزوماً یک  پدیده و دست آورد جمعی است ، به عبارت دیگر  شرکت جمع  جامعه  در دگرگونی  اجتماعی امری است الزامی  ویا  بخشی ارزنده  و برای تغیر ، لازم و ضرروی  می باشد . مثلا برای  دفاع از آزادی بیان  واندیشه  در یک نظام  دیکتاتوری ،  شرکت جمع فرهنگیان و دانشگاهیان جامعه  امری است  ضروری .  در ثانی  ، یک تغیر و تحول  اجتماعی  وقتی در جامعه میتواند قابل اجرا  باشد ، که این تغیر و تحول را در بخشی از جامعه  قبلا مشاهده کرد .  به عبارت دیگر  زمینه ذهنی و عینی   برای این تغیر و دگرگونی ، حداقل در بخشی از جامعه قابل مشاهد باشد .
2- برای تغیر و تحولات اجتماعی  مهم و اساسی است   که نشان بدهیم و مشخص بکنیم ، که عناصر  زیربنائی  یا فرهنگی سازمان اجتماعی جامعه تغیر یافته اند  و بتوانیم  این تغیرات را بطور روشن توضیح بدهیم . به عنوان مثال  امروز درجامعه فرانسه ، هیچ متفکری  نمی تواند  جدائی دین از سیاست را  زیر سئوال ببرد . برای اینکه این اصل بعد از گذشت دو قرن  نیم از انقلاب کبیر فرانسه ، (تاریخ انقلاب کبیر فرانسه -1789 ) بخشی  از فرهنگ  سازمان اجتماعی جامعه فرانسه شده است .
3-  چنانکه یک  اعتصاب کارگران  یک موسسه  صنعتی  می تواند باعث افزایش  دستمزد کارگران  به تناسب هزینه زندگی  بشود .  این افزایش دستمزد را نمی توان  تغیرات  ساختاری جامعه به حساب آرود . این افزایش دستمزد  کارگران  یک موسسه  تنظیم  دستمزد  تغیر توازنی محسوب می شوند نه تحولات بنیادی و ساختاری .   ولی اگر همین اعتصابات  با عث تغیر  در راستای منافع  کارگران  سایر موسسات  شبیه باشد  در آن صورت می گوئیم : یک تغیرات ساختاری رخ داده است و در حقیقت  تغیرات اجتماعی محسوب می شود .
سومین حالت : یک تغیرات  زیر بنائی  لازم میدارد که آنرا در طول  زمان مورد مطالعه  و توجه قرار بدهیم . به عبارت دیگر  بتوانیم  این تغیرات را در  مجموعه زمان  مشاهده بکنیم .  (مثلا تغیرات بین شش ماه اول – شش ماه دوم  شش ماه سوم )  در حقیقت  این تغیرات اجتماعی را  با مشاهده  و استناد به واقعیت های عینی در طول  زمان  متوان تائید کرد .
(مثلا  تغیر سن ازدواج  دختران  در یک جامعه اسلامی را با مشاهده  این تغیر  در طول 10 سال –15 سال -  20 سال -  میتوان  تائید و تصدیق کرد ) و با مشاهده  این واقعیت  ها در طول زمان است  که می توان  گفت  در جامعه  تغیرات بنیادین  در رابطه با این موضوع  روی داده است )
4- برای اینکه یک  دگرگونی اجتماعی  ، دگر گونی ساختاری محسوب بشود ،  تمام دگر گونی جامعه  باید نشان بدهند  که این تغیرات  ادامه دار هستند . به عبارت دیگر ، این تغیرات ریشه دار می باشند  ، سطحی و ظاهری و کوتاه مدت نیستند .
5- بطور خلاصه  چنین میتواند گفت : دگر گونی  اجتماعی  در روند و تحولات تاریخی  جامعه نقش  اساسی دارند . به عبارت دیگر  اگر در جامعه ای  دگر گونی اجتماعی نبود ، تاریخ  آن جامعه ، تاریخ امروزی آن جامعه نمی بود .  البته برای اثبات آن در عمل ، کار چندان آسان  نیست . تاریخ  از منظر تحلیل فرضی  کاری است بس پیچیده و مشکل .  به عنوان مثال  اختراع صنعت چاپ ، تاریخ بشریت را  عوض کرد و همه دنیا این را قبول دارند ولی اثبات این اصل در عین حال بسیار پیچیده است . .
6-این سئوالات  و تفاسیر  ایکه توضیح داده می شوند  ، راه را  هموار میکنند  تا بتوانیم بگوئیم :   به چه طریق  جامعه شناسی معاصر  مسئله دگرگونی  اجتماعی را مورد مطالعه  قرار میدهند . بطور خلاصه  جامعه شناسان برای دگرگونی  اجتماعی در مقابل شش سئوال قرار می گیرند .
1-  اول از خود می پرسند ، چه چیز  در یک جامعه  عوض یا دگر گون می شود . این مسئله   خیلی مهم است  که بدانیم  در جامعه  کدام بخش ، یا در کجای جامعه  دگر گونی رخ می دهد ؟  مثلا  دگرگونی  در زمینه زیربنائی جامعه رخ می دهد  یا در زمینه فرهنگی ، اسطوره ها ، ارزش ها و ایده ئولوژی  و باورها رخ میدهند ؟  معمولا  عموم سعی میکنند  سریعتر و اغلب  صورت ظاهری و حدود  این تغیرات را توضیح بدهند .
2- جامعه شناس  این سئوال را از خود می کند : دگر گونی و تغیرات اجتماعی  در عمل چگونه رخ می دهد ؟  چه روندی را طی می کند ؟  آیا این  دگرگونی  مداوم و روند خود را بطور  مداوم ادامه میدهد  و یا یک روند  غیر منظم و هر از چند گاهی است ؟  از خود سئوال می کند : در جامعه  ، کجا این دگر گونی  به مقاومت  سخت (سنت طلبان ) برخورد می کنند؟ این مقاومت  به چه شکل خود را  نشان میدهند ؟   به عنوان مثال : مخالفت  آخوند ها  در ایران با قوانین  برابری زن  با مرد ،  مخالفت  با تقسیم اراضی ، مخالفت  شرکت زنان  در انتخابات  و حق  انتخاب کردن و انتخاب شدن  در مجلس شورامی ملی .  نمونه هائی از این  نماد  دگرگونی جامعه  و در مقابل  انعکاس نیروهای بازدارنده  این دگرگونی ها  هستند .
3-  روند و سرعت  دگرگونی و تغیرات  مهم هستند . لذا لازم است  جامعه شناسان به این روند کاملا  توجه بکنند .
4-  بعد از آنکه  امر  واقعه دگرگونی  جامعه شناخته  و مسلم شد ، این بار میتوان  این تغیرات و تحولات را تعریف و تفسیر بکنیم .  در اینجا  ضمن   تفسیر و تجزیه   سعی می شود عامل دگرگونی  نیز  تجزیه و تحلیل شود .
5- همچنین  از خود سئوال می شود ،که  عامل و یا عاملین  فعال و نقش آفرین  که به دگرگونی  جامعه منتهی شدند  چه عناصری  بودند و هستند ؟  همچنین  عناصر  عناصر  مخالف و مقاوم  در مقابل دگرگونی جامعه  نیز مورد  سئوال و دقت قرار می گیرند .
6- در نهایت  تمام تجزیه و تحلیل ها ، جا معه شناس را  به این نتیجه می رساند  که از خود بپرسد : که آیا میتواند  روند وقایع  آینده را پیشبینی بکند ؟  و راههای  مختلفی را  جامعه  میتواند  در وقایع  گوناگون  آینده محتمل است  ، انتخاب بکند ؟
نقش آفرینان  دگرگونی اجتماعی .
افراد : نقش عنصر انسانی : افراد . این عناصر  گروهای فعالی هستند که در واقع موتور و قوه محرکه  تغیرات اجتماعی  می باشند . این عاملان فعال  و آرمانگرا  مدافع عقاید و ایده اولوژی     ها ئی  هستند که خود بر آن باورد دارند  .  همین  عناصر  فعال  خود نشانگر  کیفیت و تداوم  خواسته های تغیرات اجتماعی می باشند .
الف-    مفهموم نقش آفرین اجتماعی از منظر جامعه شناسی .
از منظر جامعه شناسی  ، پدیده  اعمال ، رفتار  اجتماعی تداخل متقابل   اعمال در اعمال اجتماعی می باشد .  تمام پدیده ها چون  اعمال انسان ، باورهای انسان ، رفتار انسان ، حاصل  اعمال و تاثیر متقابل  انسان  می باشند . به عنوان مثال  وجود یک نظام استبداد  دینی  در ایران ،  ناشی از  فقر  فرهنگی و علمی عموم جامعه است  که در طول قرون خرافات  دینی در مغز ایرانی جای گرفته است . انسان  دارای استعداد ، دقت  و توجه کردن  به محیط  زیست و اجتماعی  خود می باشد و آزادانه میتواند  از این مشاهدات  نتیجه گیری بکند .  لذا برای رسیدن به نتایج  ناشی از بررسی و تحلیل  ازمحیط اجتماعی خود  یک استراتژی و روشی را بکار می گیرد . 
جامعه  حاوی مشکلات و محدودیت هائی است  که انسان مجبور است  در مقابل این  مشکلات و محدودیت ها ، برای خود  یک استراتژی و برنامه ای را طرح و به اجراء بگذارد .  این استعداد  نقش آفرینی  انسان  در ساختن  زندگی خود  بخاطر محدود بودن  منابع مورد احتیاج  انسان ، زندگی انسان را  با مشکلات روبرو می کند .  این حوزه   فاقد  از اطمینان بستگی   به استعداد  انسان  و  جایگاهی را که درجامعه  اشغال کرده کرده است ، دارد . و عدم اطمینان  نسبت  به محیط  و حوادث زندگی ، نقش انسان را  در اداره  زندگی خود و محیط زنگی  خود ، او را با محدویت ها روبرو می کند .  این حوزه  فاقد از از اطمینان  بستگی به استعداد  انسان و جایگاهی  را که انسان در جامعه اشغال کرده است ، دارد .  همچنین  این استعداد  و امکانات  مثبت  زمینه های قابل استفاده ،بستگی به  همبستگی های درون اجتماعی  ، احترام به قوانین و ارزشها  حاکم درجمعه  دارند .  تمام انسان ها ی فعال  در یک محدوده مشخص ، در زمینه فعالیت هایشان ، نکات مثبت و منفی دارند ، که بر استراتژی و اهداف شخصی  او  در آینده غیر مشخص  و پیشبینی نشده  تاثیر گذار  هستند . قدرت  انسان فعال بستگی نسبی به  زمینه های   معلوم ایکه  او میتواند کنترل بکند  دارد .  مهم آن است  که بتواند  مسائل پیشبینی نشده را  از طریق عقل و منطق  اداره بکند .
 به عنوان مثال ، در «انقلاب اسلامی  ایران » که بخشی از تحصیل کرده  های دانشگاهی  ایران  با تمام صداقت و ایمان شرکت داشتند ،  هرگز باور نمی کردند  که بدست خود پایه  یک نظام  استبداد دینی را  در ایران مستقر میکنند .
 
 ب-  نقش نخبگان جامعه   در  دگرگونی های اجتماعی . 
بنا به تعریف  : V- Pareto-ویلفردو – پارتو ، متولد 1848- مرگ 1923- جامعه شناس فرانسوی ، نخبه گا ن  جامعه  اعضای برتر جامعه هستند . به عبارت دیگر ، نخبه گان  جامعه کسانی  هستند  که در یک رشته  تحصیلی و علمی و تخصصی  معین و مشخص  از کیفیت بالائی بر خوردار  هستند . آنان  گروهی  متشکل  از افراد هستند  که در جامعه  دارای  قدرت و شخصیت  می باشند . لذا در انتخاب  نوع جامعه و نوع حکومت  و روند ترقی جامعه  تاثیر گذار می باشند .  مفهوم  نخبه از  دو عنصر : حاکمیت  وقدرت  مایه می گیرد . نخبه گان یک جامعه  متشکل از گروهی از جامعه می باشند  که دارای قدرت و پرستیژ  شخصیت و اعتبار و نفوذ  دارند و در روند  و اهداف جامعه تاثیر  گذار هستند . کلمه نخبه از  دو  کلمه : سلطه و قدرت  مایه گرفته است . نخبه گان جامعه  در دگرگونی و تغیرات  بنیادین جامعه  از طریق  اندیشه ها و عقاید  خود تاثیر  می گذارند ، لذا  در مجموعه تحولات  یک جامعه نقش  مهمی دارند .
جنبش های اجتماعی .
 
 
جنبش های اجتماعی .
از  منظر  فرانسوا شازل (Francois Chzel ) جامعه شناس فرانسوی  معاصر ،
 جنبشهای اجتماعی یک اتحاد و همبستگی  گروه های اجتماعی  سازمان داده شده  ساختاری ،  با اهداف مشخص و مشترک ، در راستای  تغیر و چه بسا  سرنگونی  نظام حکومتی حاکم و جانشینی آن نظام  با  خواسته های مشخص و روشن  خود هستند .  جنبش اجتماعی   نیز میتواند در راستای حفظ نظام  حاکم در مقابل   حرکت های مخالفین   نظام وارد عمل شده و مانع  سرنگونی نظام  حاکم می گردند.  این  حرکت های اجتماعی  در راستای  تغیر نظام  موجود ، یا مخالفت  با تغیر نظام ، نشانگر  و جود مبارزات سیاسی – اجتماعی هستند ، که از منظر زمان و فضا  نا محدود می باشند . به عبارت دیگر نظام هائیکه  فاقد پایگاه  مردمی  باشند ،  واز طریق یک  سیستم  انتخاباتی دموکراتیک  برای مدت زمان معین و مشخص  انتخاب نشده اند ،  این نوع نظام ها مسلماً  دیر ویا زود مورد اعتراضات  مردمی و جنبش های اجتماعی قرار می گیرند . مبازات اجتماعی  ، یکی از خصوصیات  و اصول  جوامع بشری  امروزهستند .
 بنا به عقیده  جامعه شناس معروف فرانسه : آلن  تورن :Alain Touraine    (متولد 1925 ) برای اینکه  جنبش های اجتماعی  قابل درک باشند باید  این جنبشها سه اصل را رعایت بکنند :
1-      جنبش دارای خصوصیات مشخص  باشد که او را از سایر جنبشها مشخص می کند  شرکت کنندگان و اهداف آنها و خواسته هایشان باید  روشن باشند ،  و به جامعه نشان بدهند  که جنبش  از منافع خود  درجامعه دفاع می کند .
2-      جنبش باید  رقیب داشته باشد . وجود یک رقیب  مشخص  برای یک جنبش اجتماعی  در راستای  دفاع از منافع خود ، ضروری است  که رقیب  وارد صحنه بشود . این رقابت بر جنبش  اجتماعی  اعتبار و اهمیت می بخشد .
3-      جنبش  در یک زمینه مشخص و معین  ، به اهداف خود  ارزش و اعتبار جهانشمول  بدهد (مثلا  در افشا ء استبداد دینی  دفاع از اعلامیه  جهانی حقوق بشر ) ، نشانگر آن است  که این روند اجتماعی هدف اش جایگزین کردن ارزشهای  جهان شمول هستند  . این جنبش و حرکت  اجتماعی  هدف اش رسیدن  به نظم نوین  اجتماعی است . از این طریق این حرکت ها ، نهاد های  غیر رسمی ،  نهادینه  و رسمی می شوند . اغلب  حرکت های اجتماعی  شرایط غیر منتظره  ایجاد می کنند .
این افراد  از گروهای  فعال و نقش آفرین   تشکیل  شده اند  که در واقع موتور  و نیروی محرکه  تغیرات اجتماعی می باشند .  این عاملان  آرمانگرا و مدافع عقاید و ایده ئولوژی  ها و ارزش هائی هستند که  به آنان باور  دارند .  همه این عناصر  و داده  های اجتماعی  ، کیفیت  و اهمیت و تدام  خواسته های تغیرات اجتماعی را مشخص می کنند . (ادامه دارد )
  پاریس 12 مارس  2014 .
اقتباس بطور کامل یا مختصر ، با ذکر منبع و نام نویسنده کاملا آزاد است .
 
ماخذ : (*)
 
 
 
 
 
 
بخش: 
انتشار از: 

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری