شمشیر شووینیسم فرهنگستان زبان فارسی علیه ملیت های غیر فارس

هدف فرهنگستان زبان فارسی، چه ذبیح بهروز رییس اش باشد و چه حداد عادل، همانا کوشش برای تک فرهنگ سازی در جامعه چند فرهنگی و چند ملیتی ایران است. واساسا پرسش این است که چرا فقط برای یک زبان از شش زبان ملی موجود در ایران، فرهنگستان زبان وادب برپا می شود؟
شوربختانه انحصار طلبان و خود برتربینان مرکز نشین به این امر بسنده نکرده، خواهان خفه کردن زبان چندین ملیون ترک، کرد، عرب، بلوچ و ترکمن شده اند. پاسداران و سرهنگان فرهنگی و نظامی که این روزها صدای حراست از یک زبان را سر لوحه تهدید و سرکوب دیگر زبان ها

هنوز ده سال از سرنگونی شیخ خزعل، واپسین فرمانروای اقلیم عربستان نگذشته بود که فرهنگستان زبان فارسی در سال 1314 تاسیس شد تا  به عنوان یک رکن نظام شاهنشاهی، روند عرب زدایی و سرکوب دیگر زبان ها و فرهنگ های جامعه چند ملیتی ایران را پیش ببرد. فرهنگستان دوم در دوره محمد رضا شاه نیز همین وظیفه را بر دوش داشت. اکنون فرهنگستان سوم در جمهوری اسلامی، به عنوان میراثخوار آن دو فرهنگستان، در عصر بیداری ملیت ها، این مسوولیت ضد ملی را به عهده دارد. ژاله آموزگار خواهر جمشید آموزگار نخست وزیر دوران شاه، غلامعلی حداد عادل پدر زن فرزند ولی فقیه فعلی ودیگر اعضای این فرهنگستان، نمادهای هر دو رژیم گذشته و کنونی اند که شمشیر شووینیسم را در جهت نابودی زبان و فرهنگ دیگر ملیت های غیر فارس در ایران، از رو بسته اند.

هدف فرهنگستان زبان فارسی، چه ذبیح بهروز رییس اش باشد و چه حداد عادل، همانا کوشش برای تک فرهنگ سازی در جامعه چند فرهنگی و چند ملیتی ایران است. واساسا پرسش این است که چرا فقط برای یک زبان از شش زبان ملی موجود در ایران، فرهنگستان زبان وادب برپا می شود؟

شوربختانه انحصار طلبان و خود برتربینان مرکز نشین به این امر بسنده نکرده، خواهان خفه کردن زبان چندین ملیون ترک، کرد، عرب، بلوچ و ترکمن شده اند. پاسداران و سرهنگان فرهنگی و نظامی که این روزها صدای حراست از یک زبان را سر لوحه تهدید و سرکوب دیگر زبان ها قرار داده اند، فراموش کرده اند که سوخت این زبان، زر ناب سیاهی است که از زیر پای ملت عرب و به قیمت شور بختی این ملت رنجدیده، به یغما می رود. ما سر دشمنی با زبان فارسی نداریم وبه بزرگان ادب کلاسیک این زبان  - که متاثر از ادب گرانقدر عرب هستند – ارزش قایل ایم اما بر آنیم که سیاست های این پاسداران ، زبان زیبای فارسی را نزد دیگر مردمان نازیبا خواهد ساخت.    

حق آموزش به زبان مادری در بسیاری از اسناد و کنوانسیون ها حقوق بشر، آمده است، از جمله: منشور سازمان ملل متحد، منشور زبان مادری (یونسکو)، اعلامیه جهانی حقوق زبانی (اسپانیا 1996)، بندهای 3 و 4 و ماده 4 اعلامیه حقوق شهروندان وابسته به اقلیت های قومی، ملی، زبانی و مذهبی (قطعنامه 135/47 مجمع عمومی سازمان ملل، 1992)، ماده 30 کنوانسیون حقوق کودک (مصوبه کمیته حقوق کودک سازمان ملل متحد)، ماده 27 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی (مصوب 16 دسامبر 1966 مجمع عمومی سازمان ملل متحد). جمهوری اسلامی ایران همه این اسناد و کنوانسیون ها را امضا کرده است. افزون برآن، اصل 15 قانون اساسی ج ا ا است که سی و پنج سال است توسط تندروهای ملی گرا و اسلام گرا به محاق توقیف افتاده است.

به اعتقاد ما، موضوع آموزش به زبان های غیر فارسی، ربطی به فرهنگستان زبان فارسی ندارد و دولت آقای روحانی، اگر واقعا و به طور جدی قصد دارد طرح تدریس به زبان مادری در مدارس را به اجرا در آورد باید محکم بایستد و در برابر تندروهای ملی گرا و اسلام گرا عقب نشینی نکند، وتجربه عقب نشینی آقای خاتمی در برابر نامه یکی از رهبران ملی گرا را تکرار نکند.  

انکار کنندگان حق بدیهی آموزش به زبان مادری باید بدانند که مخالفت آنان می تواند به رادیکالیزه شدن جنبش ملیت های غیر فارس بیانجامد که پیامدهای آن، نه تنها برای زبان فارسی بلکه برای کل ایران، خطر ساز خواهد بود.

طی دهه های گذشته، ملیت های غیر فارس و از جمله مردم عرب در ایران برای رفع تبعیض و دستیابی به حقوق فرهنگی و زبانی خویش، مبارزات و کوشش های مستمری را انجام داده اند و در این راه بهترین فرزندان خویش را تقدیم راه رهایی کرده اند. واپسین نمونه، اعدام دو تن از معلمان وروشنفکران عرب اهوازی به نام های هاشم شعبانی و هادی راشدی است که با زبان شعر و ادب و فرهنگ در این راه کوشیدند اما به جای قدردانی و تشویق با حکم اعدام اقتدارگرایان رو به رو شدند.

ما از همه شخصیت ها و نهادهای مدنی، فرهنگی، سیاسی و حقوق بشری ایران انتظار داریم سکوت خودرا بشکنند و در برابر دیدگاه های ضد انسانی فرهنگستان زبان فارسی و دیگر احزاب و نهادهای ناسیونالیست افراطی موضع بگیرند.  

  کانون مبارزه با نژاد پرستی و عرب ستیزی در ایران

 بیانیه شماره 17/4/2/2014 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من اردبیللی و تورک هستم
آقای پرویز وقتی یک موردی باب دل فارسها نیست و رفتن و یا نرفتن آن هزینه دارد سریع از تبریز و آزربایجان مایه می گذارید ولی به محض حل شدن دوباره توهین و تحقیر شروع میشود جناب قوچو نظرت راجع به سیستم قبلی شاهنشاهی که دینی هم نبود چیست مگر نژاد پرستی آریایی را سیستم ثبلی طراحی ننموده است
دوست من اگر راست میگویی و به نظرت این سیستم هرچی به قول خودت هست لطف کن هزینه ها را خودتان (پارسهای شریف) متحمل کنید و این سیستم را حذف کنید و یک سیستم جدید سرکار بیاورید و حقوق ملتهای دیگر را رعایت بکنید تا ما هم به لطف شما آزادی را حس بنماییم آزربایجان تحت هیچ شرایطی (به استثنای استقلال خود) هیچ هزینه ای را متقبل نخواهد نمود این یادت باشد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان ایران گلوبال مطالب طرح شده در زمینه زبان مادری از سوی نماینده گان اقلیتها بدون پاسخ نخواهد ماند و بدون شک نظراتی رسیده است که به نظر همگان نرسیده است.دولت ایران یک دولت ملی نیست بلکه دولتی دینی است که اساس ان بر فقه شیعه است نه اینکه کسی این را نداند بلکه باید بدانند این تشیع خونین از تبریز شروع شد است.
پرسش من این بود و هست که چرا جریان چپ مقالات و اخبار را فقط به پارسی مینویسد و نه به زبانهای دیگر؟
از نظام انتظاری نمیرود خود چپ باید هر مطلبی را که منتشر میکند به زبانهای ترکی کوردی و عربی و بلوچی باشد تا همه اقلیتها بخوانند و عملی شدن انرا نظام احساس کند.
پرسیدنی است که چرا شعار و یا خاست اموزش به زبا ن قومی بجای جای سرنگونی نظام نشته است؟
ایا اقلیتها خواهان سرنگونی نیسستند ویا اینکه نظام را قبول دارند؟
زبان پارسی ابزاری در دست حکومت است و

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری