فهرستی از زندانیان سیاسی اعدامی در تبریز از سال ۶۰ تا پیش از تابستان ۶۷

فهرستی از زندانیان سیاسی که از سال ۱۳۶۰ تا پیش از کشتار تابستان ۱۳۶۷ در زندان تبریز اعدام شدند، فهرست پیش رو نام چند صد تن از کسانی است که از سال شصت تا پیش از کشتار زندانیان سیاسی در تابستان شصت و هفت در زندان ها و شکنجه گاه های رژیم ولایت فقیه در تبریز اعدام و یا کشته شدند. این فهرست بسیار، بسیار ناقص است چرا که زندان تبریز بزرگترین کشتارگاه رژیم ولایت فقیه در شمال باختری ایران است و هزاران تن در این زندان اعدام شده اند نه چند صد تن!


فهرست پیش رو نام چند صد تن از کسانی است که از سال شصت تا پیش از کشتار زندانیان سیاسی در تابستان شصت و هفت در زندان ها و شکنجه گاه های رژیم ولایت فقیه در تبریز اعدام و یا کشته شدند. این فهرست بسیار، بسیار ناقص است چرا که زندان تبریز بزرگترین کشتارگاه رژیم ولایت فقیه در شمال باختری ایران است و هزاران تن در این زندان اعدام شده اند نه چند صد تن! یک دلیل این است که سازمان های سیاسی ضد رژیم نام کسانی را که در اثر فشار و شکنجه و تهدید توبه نامه می نوشتند و یا ناچار از مصاحبه در تلویزیون شده و بر علیه سازمانی که به آن وابستگی داشتند سخنانی می گفتند و سپس اعدام می شدند خائن دانسته و در لیست جانباختگان خود نمی گنجاندند! و شما در هیچ یک از فهرست هائی که سازمان های سیاسی از اعدام شدگان منتشر کرده اند نامی از چنین کسانی را نمی توانید ببینید! 

دلیل دیگر آن است که خانواده هائی بودند که از دردسرهای انتشار نام فرزندانشان به عنوان محکومین به اعدام سازمان های سیاسی می خواستند برکنار بمانند. برای نمونه ابراهیم محمودی پور دانش آموز ۱۸ ساله ای بود که در مهرماه ۱۳۶۰ از سوی آخوند علی شجاعی در بیدادگاه انقلاب اسلامی تبریز به اعدام محکوم شد. ابراهیم محمودی پور یکی از هواداران ساده سازمان مجاهدین خلق ایران بود. او نه کسی را کشته بود، نه تیری شلیک کرده بود، نه بمبی منفجر کرده بود و نه آدم مهمی بود. پدر ابراهیم محمودی پور یعنی رسول محمودی پور کارمند ساده و کم درآمد اداره پست تبریز بود. زمانی که اداره پست در روبروی استانداری بود و پیش از آن که اداره پست به جایگاه کنونی آن در خیابان ارتش جنوبی منتقل شود رسول محمودی پور در آنجا تمبر یادگاری می فروخت. او چهار فرزند داشت که یکی از آنها ابراهیم محمودی پور بود و سه تای دیگر دختر بودند. رسول محمودی پور سرانجام بازنشسته شد و در خیابان دارائی تبریز روبروی ساختمان پیشین دادگستری فروشگاه کوچک فتوکپی و نوشت افزار به راه انداخت. رسول محمودی پور اگر درباره پسرش ابراهیم سخنی می گفت حقوق بازنشستگی ناچیزش قطع می شد و سه دخترش دچار خطر می شدند آن هم از سوی ناموس پرستان رژیم ولایت فقیه! رسول محمودی پور چاره ای جز سکوت نداشت.

خانواده هائی نیز بودند که درمانده تر از آن بودند که پس از اعدام فرزندانشان بتوانند کاری بکنند. برای نمونه شما در هیچ یک از سایت های اینترنتی و در لیست کشته شده های هیچکدام از سازمان های سیاسی نمی توانید نام جواد نوفرج را پیدا کنید. جواد نوفرج جوانی نوزده ساله و وابسته به خانواده ای فقیر ساکن خیابان آریامهر (شهید جدیری کنونی) در تبریز بود. وی پس از دستگیری در شکنجه گاه های رژیم در تبریز به سختی شکنجه شده بود. یکی از شکنجه گران لات رژیم به نام جعفر مسگرزاده قره باغی معروف به گن جعفر (جعفر گشاد) در زندان تبریز پس از دادن رکیک ترین دشنام ها به جواد نوفرج او را به سختی کتک زده بود. جواد نوفرج به زمین افتاده بود و گن جعفر با جفت پا روی سر او پریده بود. سر جواد نوفرج شکسته بود و جواد نوفرج دچار ضربه مغزی شده بود و از آن پس پیاپی غش می کرد و بیهوش می شد. در مهرماه سال ۱۳۶۰ با آن که جواد نوفرج به سختی بیمار بود و همه هوش و حواسش را از دست داده بود در بیدادگاه انقلاب اسلامی تبریز و در محاکمه ای که پنج دقیقه به درازا نکشید از سوی آخوند علی شجاعی به اعدام محکوم شد! پدر جواد نوفرج سال ها پیش مرده بود و مادر جواد نوفرج نیز که زنی بی سواد و بیمار و فقیر بود چندی پس از اعدام پسرش درگذشت. پس چه کسی در این میان می ماند تا جواد نوفرج را پس از اعدام به دیگران بشناساند؟

همچنین شما نامی از جعفر قلیزاده در لیست اعدام شدگان سازمان های سیاسی تبریز نمی توانید پیدا کنید. او دانش آموزی بود که در زمان انتحار اسلامی برای روح الله خمینی خودش را به هر آب و آتشی می زد! در خیابان های تبریز فریاد می کشید: یا مرگ یا خمینی! تا خون در رگ ماست – خمینی رهبر ماست! این است شعار ملی – خدا، قرآن خمینی!………. چند بار نزدیک بود نیروهای رژیم شاهنشاهی او را بکشند و چند بار تا یک قدمی خفه شدن با گاز اشک آور پیش رفته بود. او با به جان خریدن هر خطری اعلامیه ها و کتاب ها و پوسترهای روح الله خمینی را پخش می کرد اما در سال ۱۳۶۰ در بیدادگاه انقلاب اسلامی تبریز آخوند علی شجاعی او را که هوادار ساده سازمان مجاهدین خلق بود در محاکمه ای پنج دقیقه ای به اعدام محکوم کرد!

کسانی نیز بودند که ظاهرا از زندان تبریز آزاد شدند تا با صحنه سازی در بیرون از زندان کشته شوند! نمونه ای از چنین کسانی سیدمیرآرمان سیدعلینژاد عالی نسب (آرمان عالی نسب) فرزند میلیاردر سرشناس تبریزی و دوست نزدیک علی خامنه ای (سیدمصطفی عالی نسب) بود. آرمان عالی نسب که وابسته به سازمان فدائیان بود از سال ۱۳۶۰ تا سال ۱۳۷۰ یعنی ده سال زندانی بود. از این ده سال پنج سال در سلول های انفرادی سپاه و اداره اطلاعات تبریز و پنج سال آن نیز در بند ۴ زندان تبریز سپری شده بود. برای جایگاهی که پدرش داشت رژیم نمی توانست به سادگی او را اعدام کند. آرمان عالی نسب نیز بسیار سرسخت بود و نه مصاحبه می کرد و نه توبه نامه می نوشت و نه حاضر به همکاری با رژیم بود و چندین بار گفته بود: صد بار هم اعدام شوم توبه نامه بی توبه نامه! سرانجام آرمان عالی نسب ظاهرا از زندان تبریز آزاد شد و پس از چندی در یک تصادف رانندگی ساختگی و با صحنه سازی کشته شد! اما شما در هیچ یک از فهرست های کشته شدگان سازمان های سیاسی نام آرمان عالی نسب را نمی توانید ببینید!

بیشتر خانواده هائی هم که دخترانشان اعدام می شدند معمولا اعدام دخترانشان را پنهان نگه می داشتند در حالی که چنین دخترانی پس از شکنجه های فراوان اعدام می شدند و پیش از اعدام از سوی دژخیمان رژیم حجاب و عفاف به آنها تجاوز می شد. از این روی در لیست هائی که سازمان های سیاسی از محکومین به اعدام منتشر کرده اند نام دختران کمتر دیده می شود. در دهه شصت در تبریز معمولا چهار آخوند جنایتکار در بیدادگاه انقلاب اسلامی تبریز متهمان سیاسی را محاکمه می کردند:

۱- آخوند سید حسین پورمیرغفاری معروف به سیدحسین موسوی تبریزی ۲- آخوند علی شجاعی ۳- آخوند خلیل عابدی ۴- آخوند علی اصغر هوشیار زرنقی

سخن کوتاه، این فهرست بسیار ناقص تر از آن است که بتواند همه محکومین به اعدام رژیم ولایت فقیه در تبریز را پوشش دهد و مشتی از خروارها ستم و جنایت است و همه ستمدیدگان باید در تکمیل چنین فهرست هائی کوشا باشند.

 ★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★

آبار رمضانعلی – آبرسانی هوشنگ – آبرومندآذر فریدون – آذری اسمر – آغباشلو بابک – آقاپوربناب رحیم – آقانژاد محمد – آل آسیه غلامرضا – آلامی ناصر

ابراری اسماعیل – ابراهیم پور احمد – ابراهیم زاده – ابراهیمی احد – ابراهیمی محمد – ابراهیمی محمود – ابراهیمی زاده محمدرضا – ابزاری محمد – ابوالفتحی ثریا – ابوطالبی زنوز بهروز – ابوطالبی زنوز فیروز – احقاقی کریم – احمدی امان – احمدی جندقی حبیب الله – احمدی فیروز – ارتش کجا آبادی مجید – اردلان مهرداد – ارغوانی فرج الله –  اسدیان سعید – اسکویی اسد – اسکویی جلال – اسکویی سیاوش – اسکویی محمدقلی – اسلامی علی – اسماعیلی محمود – اسماعیلی فرد حسین – اصغر زاده سعید – اصغرنیا – اصغری ناصر – اصغری اصغر – اصغریان سعید – اکانه دوست اسماعیل – اکبرزاده یوسفی ناصر – اکبری سعید – اکبری مینو – امانی محمدتقی – امجدی متنق خلیل – امیدیان مهدی – امیرخان زاده اروج – امینی محمد – امینی مهدی – اندی غلامحسین – ایزدی

باغبان خطیبی احمد – باقروند نیرومند نادر – باقری اسکویی جواد – باقری شیروانی اسد – بایبوردی عباس – بدری بنام غلامرضا – برادر عمو قلی احمد – براری سعید – برسی حسن – برکتین حسن – برومند همایون – برهانی فرهاد – برهانی محمدحسین – برهانی هادی – بصیری شعاعی نژاد محمدعلی – بلوری غلامرضا – بنایی جمشید – بنی عامریان عزیز – بوشی حسن – بوعلی ناصر – بیابانی عباس

پاشائی حسین – پاشائی علی اکبر – پژوهی محمدرضا – پناهی علی – پورشه حسن – پورصادق رواسانی جعفر – پورعباسیان حمید

تقی زاده سیروس – تقی زاده علی – تقی زاده مسعود – تنگستانی حسین – توحیدی مجید – توحیدی هوشنگ – توسلی رضا – توفیقی پرویز – توکلی بهاء الدین – توکلی رضا

ثروتیان داود

جابر جابر – جاملو مهدی – جاویدی حسین – جاویدی کریم – جبارپور محمدعلی – جباری پرتوی – جبرئیل موسوی میرمحمد – جبه مارقانی غلامعلی – جراوانی احمد – جعفری رضا – جعفری دهخوارقانی مجید – جعفری زاده – جلالی احمد – جلالی محمدعلی – جلالی دیزجی حسن – جلائی تیمور – جلیل پور جمشید – جلیلی کهنه شهری شاهپور – جمشیدی رضا – جوادی علی – جوان اصغر – جهانپور علیرضا – جهانشاهی رضا – جهانی اکبر – جهانی پرویز – جهانی علیرضا

چاپاری علی اکبر – چایچیان ملکی ناصر – چوپانی اکبر

حاتمی بوسجین علیرضا – حاجیان احمد – حاجیلو حمید – حافظی نیا اصغر – حامد خلیل – حجازی رضا – حجازی سیدکمال الدین – حجتی عباسعلی – حدادیان بهرام – حسنی بزرگ آباد رشید – حسین پور قادر – حسینی خیرالله – حصولی اسحاق – حق مدد میلانی جلال – حقیقت خواه بهمن – حکمروان اسماعیل – حکمروان رضا – حکیم زاده منیژه – حمیدی بشیر – حمیدی حبیب

خاتمی علیرضا – خادم آذری – خادم حسین ناصر – خاکمردانی محسن – خاکمردانی محمود – خالصی محمدرضا – خالقی بارنجی علی – خدامحمدی خسرو – خداوندگار پرویز – خدائی رحیم – خدائی عمر – خدائی بزوج اسرافیل – خسروی دیزجی علی – خطیبی احمد – خطیبی اکبر – خطیبی حسین – خطیبی بنایی مجید – خنجری – خیاط زاده جواد

دادبر محمد – داربر مهدی – دالانی غلامرضا – دالانی قدیم محمدتقی – دانائی محمد – دانش خواه کامران – داودی موسی – درخشان فرد جعفر – درخشان فرد ناصر – درشکه چی علی – درگاهی مجتبی – درگزی امیر – دستنبو منوچهر – دودمانی خسرو – دودمانی علی – دهقان حسین

ذاکری مسعود

رادیوسف نیا علیرضا – رحمان پور سعید – رسولی شهریار – رسولی اسکوئی محمد – رنجبر موسی – رنجوری قایش قورشاق صفرعلی – رواسانی – رودباری تیمور – روزپیکر ناصر – رهنمانیا اصغر – رهنمانیا رحمان – رهنمانیا مصطفی

زرافشانی هدی – زرگری امیر – زعفرانچی – زعفرانی فرج – زنجیره فروش احمد – زنده دل رضا – زورانی حمید

ساجدی شاهپور – ساجدی شهرام – ساعی کریم – سرخی ناصر – سرکاری رجب – سعادتی حسن – سعادتی رسول – سعید سیدمصطفی – سعیدی مریم – سلطانی حبیب – سلیمی ابوالفضل – سلیمی حسین – سنقری عزیز – سهرابی احمد – سهیلی ارژنگ – سیاری غلام – سیدی فاطمه – سیغاری دوقلعه غلامرضا – سیماراصل ناصر

شاهرخی نعمت الله – شبروهی محمدرضا – شجاعی نادر – شجریان فرهاد – شجریان قهرمان – شربیانی نوری عزیز – شرفکندی رضا – شرکت افشین – شریفی رحمت – شکرایی سیدامیرطاهر – شیبانی جواد – شیخ نورانی ابوالفضل – شیرکش جلیل

صاحبی میلانی اکبر – صادقلو اسد – صالحی ابوالفضل – صباغی منوچهر – صبوری – صفا ابراهیم – صفری علی اکبر – صمدی حبیب – صمدی صمد – صمدی عباس – صمدی تکالو جعفر

ضیاء شندی مهین

طاهری حسین – طاهری فقیه حسین – طرازیان مصطفی – طلوعی نیر – طلیمیان حمید – طهماسب پور غلامرضا – طهماسبی پور فریدون

عالیه غلامرضا – عامر محسن – عامر مرتضی – عامر یحیی – عبادالله وند بهمن – عبادی اکبر – عباس زاده دهقانی روح انگیز – عبدالرحیمی اهری حسن – عدالتخواه فرامرز – عددیان – عسگری ناصر – علائیه علیرضا – علائیه غلامرضا – علی اکبرخویی صادق – علیزاده ابراهیم – علیزاده حسین – علی نژاد صوفیانی حسین – عماری راضیه – عنانی عبدالحسین – عندلبیان پرویز – عنصریان لعیا

غفاری محمد – غفوری علی – غلامی بهروز – غلامی سرایی علی اکبر

فاتحی علیرضا – فدائی شاهپور – فطن خاقانی کریم – فقیه زرنقی علیرضا – فلاحت محمود – فهمی اسماعیل – فیروزی اسماعیل – فیروزی جعفر

قاسمی نوروز – قائمی نوروز – قدیری اصل نوبری اکبر – قراج صادق – قره داغی فرج – قره سلطانی حبیب – قریز – قصابی مالک اشتر- قلبی اسکوئی محمد – قلعه سلطانی حبیب – قلی پور محمدرضا – قلی پوربرهانی محمدحسین

کاشانی کریم – کتابفروش احمد – کدی حسن – کریمی قره نی – کسب پرست یعقوب – کشاورز کرمانی محمدعلی – کشاورز کرمانی مسعود – کلانتری هوشنگ – کلاهی – کلهری مجید – کمالی اکبر – کمری رحیم – کنعانی نوتاش احمد

گرگانی محمدتقی – گروگانی احمد – گلچین غلامرضا – گلزاریان مصطفی – گودرزی احمد

لقائی سعید

مارابی حبیب – متحدی محمد – متراج صادق – محبوبی اکرم – محفوظی اکرم – محمدی کریم – محمدی مقداد – محمودی پریوش – محمودی جهانگیر – مددی عزیز – مسگرخوئی فاطمه – مسیحا بهزاد – مشهودی – مصطفی سلطانی امجد – معزی علی – معزی محمد – معظمی محمد – معنوی علی – معینی غلامرضا – مقدس حمیدرضا – مقدم جلال – مقدم علی – مقدم محمد – مکی حسن – ملک افتخاری فیروزه – ملک پور عمر – ملک محمدی بهجت – ملک علی – ملکی ایوب – ممیوند ناصر – مناف پور فرشته – منزه یوسف – منصوری ستار – موتاب پوررضائی بهمن – موتاب پوررضائی حمید – موتاب پوررضائی رقیه – موسوی سیدحسین – موسوی محمد – موسوی خطیبی هادی – موسوی میربخت سیدحسین – موسی خانی سیاوش – مولانا محمد – مؤدب فاطمه – مؤیدی غلامرضا – مهاجرین نعمت الله – مهدوی حسین – مهدوی عیسی – میاندوآبی – میتراج صادق – میدانی اکبر – میربخت سیدحسین – میرزایی جلال – میرمحمدی اویلق میرصادق

نادرصفت ایرج – نبوی محمدحسن – نجف زاده ناصر – نظریان منوچهر – نعمتی حسین – نعمتی رضا – نگارستانی – نمونه خواه ابراهیم – نوبریان امیراحمد – نوحه خوان حقیقی کریم – نورائی حمید – نورمحمدی شربیانی عزیز – نوروند حمید – نوری عبدالله – نوریان حمید – نوظهورلیل آبادی عادل – نیکو حمید – نیکو کاظم – نیکو مسعود

وحیدی حسین – وحیدی یعقوب – وعده ای احمد – وفائی رحیم

هاشمی تنگستانی جلال – هرسیچی جلیل

یحیوی آزاد محمود – یحیوی آزاد مقصود – یزدیان – یگانه دوست اسماعیل – یمینی رضا – یوسفی رسول – یوسفی فاطمه – یوسفی مهدی – یوسفی حسن کهل مهدی

 ★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★

نکته های زیر درباره این فهرست نیاز به یادآوری دارند:

یک – در تارنماها و تارنگارهای گوناگون از آخوندی به نام علی شجاعی که در بیدادگاه انقلاب اسلامی تبریز هزاران تن را به اعدام و زندان محکوم کرده است نام برده شده است اما فراوانند کسانی که می گویند نام این آخوند خونخوار علی شجاعی نیست و علی شجاعی نام یکی از خویشاوندان اوست و نام درست این آخوند خونخوار قدرت شجاعی و یا قدرت الله شجاعی است! تا کنون هیچ عکسی در هیچ جا از این آخوند آدمکش دیده نشده است!

دو – اسماعیل یگانه دوست نام شوهر خانم مینا احدی است که در بیدادگاه انقلاب اسلامی تبریز از سوی آخوند سیدحسین پورمیرغفاری معروف به سیدحسین موسوی تبریزی به اعدام محکوم شد اما هم در این فهرست و هم در بسیاری از فهرست ها از کسی به نام اسماعیل اکانه دوست نام برده شده است ولی گمان بر این است که این دو تن یک تن بوده و اسماعیل یگانه دوست همان اسماعیل اکانه دوست است!

سه – درباره کشتار زندانیان سیاسی در تابستان سال ۱۳۶۷ در زندان تبریز به لینک زیر نگاه کنید:

http://www.iranglobal.info/node/22002


منبع: 
http://www.pezhvakeiran.com/maghaleh-58339.html
بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ها

تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
(دنباله) ..... می گفت: "نه، بکشیم و چال کنیم!" سپس بین آنها مباحثاتی بر سر تقسیم پول و ساعت وی درگرفت! یکی از پاسداران کلت خود را آماده کرد و به روی شقیقه او گذاشت! یکی دیگر از پاسداران اصرار داشت که با یوزی (مسلسل) رفیق را ترور کند! (چند روز بعد یکی از همین پاسداران در تهران تحت تأثیر آشنا شدن با اهداف رفیق به او می گوید: بابا والله ما پاسدارها نمی فهمیم! در خوی کم مانده بود با کشتنت موافقت کنیم! فقط چون برگ رسید داده بودیم که تو را به تهران تحویل دهیم منصرف شدیم!) پس از چند ساعت توقف در خوی مستقیما به سوی تهران حرکت و صبح روز ۲۸ مهر به تهران می رسند، در تهران دوباره چشمان رفیق را می بندند و ساعتی بعد (۱۰ صبح) او را در یک زیر زمین در یک اتاق کوچک دارای یک لامپ کوچک و یک تختخواب حبس می کنند! در اینجا او متوجه می شود که از ابتدای ربودن وی کوشش زیادی به عمل آوردند که کسی متوجه دستگیری وی
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با سپاس از دوست گرامی اژدر بهنام که از نشانی اینترنتی آن شماره از روزنامه "کار" که درباره چگونگی ربایش بیژن مجلد نوبری نوشتاری نوشته بود دیگران را نیز آگاه کردند، دوستان گرامی، بدبختانه تا سخن از هفته نامه "کار" فدائیان به میان می آید کسانی که با رویدادهای تاریخی و سیاسی آشنا نیستند به ویژه جوانان کم سن و سال سر در گم می شوند! پس از انتحار اسلامی هفته نامه ای به نام "کار" از سوی سازمان چریک های فدائی خلق ایران چاپ می شد، پس از گردهمائی خردادماه سال ۱۳۵۹ و بخشبندی سازمان فدائیان به اکثریت و اقلیت هم سازمان فدائیان خلق ایران – اکثریت هفته نامه ای را به نام "کار" چاپ می کرد و هم سازمان فدائیان – اقلیت هفته نامه ای را به نام "کار" چاپ می کرد! از این روی هنگامی که کسی از هفته نامه "کار" فدائیان سخن به میان می آورد باید روشن کند که سخنش درباره کدام "کار" است؟! در هفته نامه "کار" شماره ۳۵ به
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست گرامی آقای تبریزی، هماانگونه که قول داده بودم، شرح زندانی شندن و فرار بیژن نوبری از زندان را پیدا کردم. شما می توانید به نشریه کار، سال اول، شماره 35، صفحه 8 در آدرس زیر مراجعه کنید: http://iran-archive.com/sites/default/files/sanad/kar-ta-ensheaab_1-60-035.pdf
تصویر کیانوش توکلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با زنده یاد بیژن نوبری؛ دوسالی را با هم در کمیته نظامی چریک های فدایی خلق گذراندیم (از زمستان 59 تا تابستان 61) و از این دوست و رفیق عزیزم ؛خاطرات زیادی دارم که در حد خود آموزنده است . که در کامنت بعدی در این باره کمی مفصل خواهم نوشت و همین قدر بگویم که او در ارتباط با تشکیلات سازمان فدائیان اکثریت در سال 61 دستگیر و سپس در سال 64 اعدام شد.
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست گرامی آقای تبریزی، در مورد "مجلد نوبری" حق با شماست و من نام فامیل ایشان اشتباه نوشته ام. اما در مورد نام "بیژن" و "علیرضا"، شما اشتباه می کنید. نام شناسنامه ای بیژن، "علیرضا" بود ولی او را بیژن صدا می زدند و در دانشگاه هم به همین نام شناخته شده بود. در مورد بازداشت بیژن در زمان شاه، من از چنین بازداشت یا بازداشتهایی بی خبرم. اگر هم بازداشت شده بوده، پیش از دانشگاه بوده است زیرا اگر در زمان دانشجویی بازداشت می شد، مسلما من و ابراهیم و... از آن باخبر می شدیم. بیژن در طول زمان دانشجویی اش، در خانه پدری اش زندگی نمی کرد و با ابراهیم و ابوالقاسم و محمد طاهری زندگی می کرد.
در مورد فلسطین یا لبنان، من به این جهت فلسطین نوشتم که بیژن و ابراهیم به مبارزان فلسطین و بطور مشخص به جرج حبش پیوستند. در آن زمان هم وقتی تصمیم گرفته می شد که کسی به مبارزان فلسطین بپیوندد، می گفتیم که به فلسطین می رود
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست گرامی، اژدر بهنام، از شما سپاسگزارم، این که شما می گوئید: ( ..... اطلاعات شما در مورد بیژن نوبری مجلد ناکامل است ..... ) درست است چون من درباره بیژن پس از بررسی نوشته ها و گفتاوردهای گوناگونی که درباره ایشان نوشته شده اند یادداشتی را به ایران گلوبال فرستادم که آنها نیز چندان رسا نیستند و امید است با یاری دوستان بزرگواری مانند شما این کارها به سرانجام برسند ********** دوست گرامی، تا آنجا که من می دانم نام شناسنامه ای چنین کسی (بیژن) فرزند (منصور) و نام خانوادگیش (مجلد نوبری) است و در پاره ای تارنماها نوشته شده است که (علیرضا) نام مستعار بیژن مجلد نوبری بوده است اما در هیچ جا نام شناسنامه ای چنین کسی (علیرضا) نوشته نشده است! و درباره نام خانوادگی ایشان نیز شما اگر در موتورهای جستجوی اینترنتی با خط فارسی بنویسید: (مجلد نوبری) خواهید دید که کسان فراوانی در تبریز هستند که نام خانوادگی ....
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست گرامی آقای تبریزی. اطلاعات شما در مورد بیژن نوبری مجلد ناکامل است. نام اصلی بیژن، "علیرضا نوبری مجلد" بود. من او را از سال 53 می شناختم و من، بیژن، ابراهیم لطف اله زاده، و ابولقاسم ینگجه همدانی و محد طاهری خرم آبادی دوستان و رفقای بسیار نزدیک هم بودیم. هم در زندگی شخصی و هم در زندگی سیاسی.
هیچ یک از آنها در زمان شاه دستگیر نشدند و به زندان نرفتند. بجز ابولقاسم ینگجه همدانی که به مدت دو روز در اوایل فروردین 1356 بازداشت و آزاد شد و روز بعد هم ساواک به اشتباه خود پی برد و به دنبال او افتاد. تنها کسی که از این جمع دستگیر شد، من بودم. ابراهیم و بیژن، همزمان با دستگیری من راهی فلسطین شدند. ابولقاسم در دی ماه 1357 در یک درگیری در لرستان کشته شد. محمد طاهری پس از انشفاب در سازمان فدائیان، با اقلیت بود و دستگیر و اعدام شد. ابراهیم لطف ابه زاده در سال 1361 در اورمیه دستگیر و سپس در سال 1364
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
( بیژن مجلد نوبری ) یکی از کسانی است که نام او در این فهرست نیامده است! بیژن مجلد نوبری فرزند منصور مجلد نوبری در سال ۱۳۳۴ در تبریز زاده شد، پدرش منصور مجلد نوبری آموزگار بود و در خانه ای در یکی از کوچه های خیابان فردوسی در تبریز زندگی می کرد، بیژن مجلد نوبری در زمان رژیم پادشاهی هنگامی که دانشجوی دانشکده فنی دانشگاه تبریز بود از هواداران سازمان چریک های فدائی خلق ایران بود، در سال ۱۳۵۴ برای هواداری از سازمان چریک های فدائی خلق ایران دستگیر شد و ماه ها در بازداشتگاه سازمان اطلاعات و امنیت کشور (س.ا.وا.ک) با ددمنشانه ترین شکنجه ها از او بازجوئی شد، پس از آزاد شدن از بازداشتگاه ساواک چند بار نیز برای یک روز و دو روز و یک هفته و دو هفته بیژن مجلد نوبری از سوی ساواکی ها بازداشت و بازجوئی شد، سرانجام بیژن بر آن شد که از ایران به فرامرز برود از این روی به لبنان رفته و .....
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اعظم صادقی بناب یکی از کسانی است که در این فهرست نام او نیامده است! و چون نام مستعار اعظم صادقی بناب (فریده) بود در پاره ای نوشتارها از او با نام (فریده صادقی بناب) یاد شده است! در پاره ای از نوشته ها نیز به جای (صادقی) نام خانوادگی او (صادقیان) نوشته شده است، اعظم صادقی بناب در سال ۱۳۳۲ در تبریز زاده شد، در سال ۱۳۵۰ در دانشگاه تبریز پذیرفته شد، دو سال در زمان رژیم پادشاهی برای هواداری از سازمان مجاهدین خلق ایران از سال ۱۳۵۴ تا سال ۱۳۵۶ در زندان های تهران مانند زندان اوین و زندان قصر زندانی بود، پس از انتحار اسلامی اعظم صادقی بناب به سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر پیوست، در تبریز در بخش انتشارات سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر کار می کرد، در کنگره دوم سازمان پیکار در گروه نمایندگان سازمان از تبریز شرکت کرد، در تابستان سال ۱۳۶۰ به همراه چند تن از وابستگان به
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
درباره روح انگیز عباس زاده دهقانی به این لینک نگاه کنید http://iranglobal.info/node/35798
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
( مصطفی قندهاری علویجه ) یکی از کسانی است که در این فهرست نام او نیامده است! مصطفی قندهاری علویجه برای هواداری از سازمان مجاهدین خلق ایران در تاریخ دوازده اردیبهشت شصت و دو هنگامی که بیست و هشت سال داشت در تبریز اعدام شد! در لینک زیر درباره مصطفی قندهاری علویجه سخنانی نوشته شده اند:

http://www.iranrights.org/fa/memorial/story/67061/mostafa-qandehari-alavijeh
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
( عظیم محقق ثمرین ) یکی از کسانی است که در این فهرست نام او نیامده است! عظیم محقق ثمرین در روستای ثمرین در پیرامون اردبیل زاده شد، در سال ۱۳۵۶ به دانشگاه تبریز راه یافت و در سال ۱۳۵۹ به سپاه پاسداران تبریز رفت و در آنجا کار کرد، عظیم محقق ثمرین در اردیبهشت ماه ۱۳۶۲ بازداشت شد و در چهارم شهریورماه ۱۳۶۳ اعدام شد! برخی بر آنند که بازداشت و اعدام عظیم محقق ثمرین برای هواداری او از حزب توده بوده است، برخی دیگر بر آنند که بازداشت و اعدام عظیم محقق ثمرین برای گزارش ددمنشی های رژیم آخوندی به رسانه های فرامرزی از سوی وی که یکی از کارکنان سپاه پاسداران در تبریز بود رخ داده است، در لینک زیر درباره عظیم محقق ثمرین سخنانی نوشته شده اند:

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری