آی مادر ( آی آنا)-درخت باغچه (باخچامدا کئ آغاج)

آه تو ای درخت بی ریشه و بی برگ*چه کسی تو را در باغچه ام کاشت؟
آه سنی کؤکسؤز*یاپراقسئز آغاج*کیم سنی اَکتی منیم باخچاما؟

 

 

آی مادر

 

مادر!
نمی دانی
 چقدر دلم برایت تنگ شده است.

ایکاش
باز کودک می شدم
 تو هم برمی گشتی
و توی تشت خانه
                می شستیم.

ببین مادر!
چطور همه چیز زیبا شده 
دیگر موقع برگشت به خانه
لباس هایم آلوده نیست.
بعد از غذا
 دست و رویم کثیف نیست.

دیگر حرف گنده تر از دهانم نمی زنم!
ایکاش
        می توانستم بزنم
و باز دو سیلی
          از آن دستان  لطیف ات می خوردم.

از سیلی ها
از مشت و لگد ها
از پوتین ها
 می ترسم مادر!
دیگر حرف کوچک تر از
                        دهانم نیز
                            نمی توانم بزنم!

 

آی آنا

 

آنا بیلمیرسن

نیجه گؤنلؤمه تؤشمؤسن.

کاش بیرده قاییدیپ

 اوشاق اولایدیم

سنده دؤنؤپ- گلیپ

حیطی میزده کی تشت ده

منی یوسایدین. 

باخ آنا!

هر شیء نه گؤزل اولموش!

داهی هر دؤنؤشؤمده ائوه

پالتارلاریم پالچیق لی دییل.

هر یئمکدن سونرا

اوستو- باشیم
            شیره- شیرتیقلی دییل.

داها آغزیمدان یئکَه دانیشمیرام، آنا

کاشکی دانیشا بلیدیم 

و سنین او یوموشاق اللریندن

ایکی سیلّی یئیردیم.
 

قورخورام آنا!

سیلّی لردن

یومروق لاردان

تپیه[تپیک] لردن
پوتون لاردان.

آرتیق  
آغزیمدان کیچیک ده
                     دانیشانمئرام آنا!
 

 باخچامدا کئ آغاج

 

آه باخچامدا کئ آغاج!

سنی کؤکسؤز
              یاپراقسیز آغاج.

آییرا بیلمیرم گؤزلریمی

سنین او تک بوداقیندان
                    سالّانان

                       گؤزو باغلی یئمیش لردن.

دولدورورام سبت- سبت

گئجه- گؤندؤز

سنین او تک بوداقیندان  
                 سالّانان
                       گؤزو باغلی یئمیش لردن.

آه سنی  سوی سوز آغاج!

کیم سنی اَکتی منیم باخچاما؟

آرتیق بوداقینی گؤرمه یه
نه ائشیق قالدی گؤزلریمده
نه ده بیر گؤج، اللریمده
آشار -داشار سبت لری
                      داشیماغا.

آه سنی سوی سوزآغاج!
سنی کؤکسؤز
         یاپراقسئز آغاج
 کیم سنی اَکتی منیم باخچاما؟

 

 

 
درخت باغچه 

 

آه
توای درخت باغچه ام
توای  
بی ریشه و بی برگ
نگاهم جدا نمی شود
ازآن میوه های چشم بسته و
آویزان شده از تنها شاخه ات.
سبد سبد
شب و روز پر می کنم
ازآن میوه های چشم بسته و
آویزان شده از تنها شاخه ات.

آه تو ای درخت بی اصالت
بی ریشه و بی برگ
چه کسی تو را در باغچه ام کاشت؟

نه دیگر
سویی در چشمانم مانده 
تا آن تک شاخه ات را بنگرم
و نه توانی در دستانم هست
 که  سبدهایت را حمل کنم

آه!
تو ای درخت بی اصالت
 بی ریشه و بی برگ
 چه کسی تو را در باغچه ام کاشت؟

 

 

 

 

برگرفته از: 
ایمیل رسیده
انتشار از: 

دیدگاه‌ها

تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
گرامی، هر طور که شما دوست دارید. بزودی نوشته ی « آه آنکارا» نیر منتشر خواهد شد. آرزوی ما این بود که جامعه طوری باشد که جوانان بدون « تاوان» ، "آن باشند که خود دوست دارند". اما متأسفانه آرزوهای ما تحقق نیافت و نسلهای جدید متحمل تاوانهای بس گرانی شدند. امیدوارم حد اقل آینده در جهت تحقق آرزوهای انسانی باشد. و ادبیات در این مسیر حرکت میکند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
عزیز بزرگوار من ذره ای هم ادعای ادیبی ندارم. من فقط خودم هستم و برای این خودم بودنم تاوان بزرگی داده ام . آنچه بر زبان و قلمم جاری است گویای حرف دلم است. حتی ادیبی مشهور هم نمیتواند درون مرا آنطور که باید وشاید بیان کند به جز خودم حتی با تکنیک ضعیف و پیش پا افتاده ام . آنچه میدانم اینست که هر آنچه از دل بر آید بر دل نشیند.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام. ببخشید که مجبورم حرفهایم را همینجا قید کنم.
گرامی ، نوشته ی «اصلاح شده ها» را خواندم.
1- توصیه میکنم این نوشته را منتشر نکنید. اگر دوست داشتید منتشر شود خبر بدهید.
2- از میان نوشته های خود درجه یک ها را -که خود از کیفیت آنها راضی هستید- منتشر کنید.
3- انتشار نوشته های ضعیف، سطح قلمزن را در نظر خوانندگان پایین میاورد.
4- در نوشته بهتر است به جای واژه های استانبولی ، لغات آذربایجانی آورده شود. و درخط لاتین ،حروف آذربایجانی استعمال شود.
5- خیلی ها شعرهای «حسرت» یا «نوشتالوژی» می نویسند - و چه بسا خیلی ضعیف. بهتر است از دایره ی حسرت پا فراتر گذاشت.
6- خواندن شعرهای شاعران جهانی و در ترکی ناظم حکمت و مانندهای او را توصیه میکنم.
با امید مطالعه ی نوشته هایتان.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آی مادر « اختناق» را توصیف میکند؛ و درخت باغچه « عمل اختناق» را. و هر دو، غیر مستقیم- که روش هنر است- اعتراض را . *زبان متن: سبت-سبت یا səbəd- səbəd؛ اکتی یا əkdi ؛ تپیه یا təpik :هر دو تلفظ درست است.بستگی به انتخاب نویسنده دارد که کدام تلفظ را برگزیند. در متن اصلی، زبان امروزی بکارگرفته شده است. در زبانهای دیگر نیز میکوشند نوشته «ترکیبی از زبان نوشتار و گفتار» باشد. در زبان فارسی صادق هدایت از این شیوه استفاده کرده است. یعنی نوشته تا حد ممکن به زبان گفتار نزدیک شود. در آخرمصرعها نیز ویرگول لازم نیست. پایین آمدن به معنای مکث کوتاه است. در یک مصرع میتوان یک یا چند ویرگول به کار برد ، اما بهتر است توجه کرد که آیا استفاده از« پایین آمدن» و مصرع ساختن، با خوانش شعر هماهنگ است یا استفاده از ویرگول؟ گاهاً مصرع تازه ساختن با ترکیب شعر بیشترهماهنگ است. وگاهاً هم تفاوتی ندارد و هردو را میتوان نوشت.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چوخ گوزل (بسیار زیبا).

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری